ورزش و تحرک
آخه چرا اینقدر بهش حساسیت میدین؟
شما ها که می دونین آخرش چی میشه.
پس چرا؟ خداییش آخه چرا؟
چرا قبلش می شینین کری می خونین؟
اگه قبلش حرفی نزنین , دیگه بعدش افسردگی نمی گیرین و قایم نمیشین
نمی دونم چرا باید نصف تهرانیها این روزها ناراحت باشن
آخی , دلم سوخت
سپاهان چرا بردی؟ خب 1 به 0 می بردی که کمتر ناراحت کنی پرپولیسی ها رو.
جمعه 14/10/1386 - 5:43
موسيقي
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی نهالی كاشت میون باغچه مهربونی
می گفت سفر كه رفتم یه روز و روزگاری این بوته یاس من می مونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو كوچه ها می پیچید
میون كوچه و باغ بوی خدا می پیچید (2)
اونایی كه نداشتن از خوبیا نشونه دیدن كه خوبی یاس باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس ساقه هاشو شكستن آدمای ناسپاس
یاس جوون برگرفت تكیه زدش به دیوار خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار
یه باغبون دیگه شبونه یاسو برداشت پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه یی كاشت
هزار ساله كوچه ها پر میشه از عطر یاس
اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس (2)
یاس _ مسافر _ شادمهر عقیلی (در وصف حضرت زهرا س)
پنج شنبه 13/10/1386 - 3:38
سينمای ایران و جهان
| نام:
| دختران رویایی (dream girls)
|
| کارگردان: | بیل کاندون (bill condon) |
| موسیقی: | هنری کریگر (henry Krieger) |
| نویسنده: | بیل کاندون |
| بازیگران: |
|
|
| ادی مورفی (Eddie Murphy) |
|
| جنیفر هادسن (Jennifer Hudson)
|
|
| جیمی فاکس (Jamie Fox)
|
| ژانر: | موزیکال،درام |
| شرکت پخش کننده: | Paramount Pictures,DreamWorks |
| تاریخ انتشار: | 25 دسامبر 2006 |
درباره فیلم:
این فیلم اقتباسی است از روی داستان واقعی زندگی دایانا راس،خواننده سیاهپوست آمریکایی،که به شرح زندگی شخصی و حرفه ای سه دختر اهل شیکاگو می پردازد.
نویسنده ،که کارگردانی فیلم را نیز بر عهده داشته،این بارهم به سراغ ژانر موزیکال رفته، ژانری که سرشار از تحرک و انرژی است.
بیل کاندون که در کارنامه اش فیلمنامه موفق شیکاگو مشاهده میشود (بهترین فیلم اسکار 2002)این بار با دل گرمی بیشتری به کار خود پرداخته و سعی در خلق اثری همچون شیکاگو داشته است.
نمایی از داستان:
فیلم زندگی سه دختر سیاه پوست را به تصویر میکشد که در شیکاگو یک گروه کوچک موسیقی تشکیل داده اند.اما زمانی که برای شرکت در یک نمایش استعداد یابی به نییورک می روند زندگی حرفه ای آنها وارد مرحله جدیدی می شود.مردی که از گروهشان خوشش آمده به عنوان تهیه کننده پیشنهاد همکاری داده و آنها را وادار به قبول آن مبکند.
اوضاع به خوبی پیش میرود تا لینکه دینا جایگزین خواننده اصلی(افی)میشود.گروه جدید که نام dreams را بر میگزیند،موفقیت هایی کسب میکند ولی اعضای گروه دچار مشکلاتی هستند واحساس رضایت و شادی گذشته را ندارند.
نقد فیلم:
فیلم دختران رویایی از لحاظ بصری عالی از آب در آمده است. طراحی صحنه ها و نور پردازی ها بسیار زیبا هستند و انتخاب خوب بازیگران سبب شده که شاهد بازیهای خوبی باشیم.
اگر چه یکی از ایرادات جدی از طرف منتقدان ، نپرداختن نویسنده به روند داستان و روابط شخصی شخصیات های داستان در پشت صحنه های کنسرت و زندگی واقعی است. به همین دلیل جنبه دراماتبک فیلم که بار عمده آن بر دوش این قسمت بوده دچار ضعف است و در فیلم بیشتر به موسیقی پرداخته شده است.
ایراد دیگر فیلم دوگانگی آن است.در واقع همه کارکترهای فیلم به نوعی در حال اجرای نمایش بر روی صحنه کنسرت هستند.(به طور مثال شخصی را می بینیم که در خیابان یا محل کار ناگهان شروع به آواز خواندن می کند، همان طور که در شیکاگو هم شاهد آن بودیم) که اگر به همان صحنه های کنسرت محدود میشد ، فیلم واقع گرایانه تر به نظر میرسید.
به هر حال فیلم میتواند برای طرفداران این ژانر جالب باشد و رضایت آنها را جلب کند.
نوشته علی غیور
جوایز فیلم:
| نام شخص | برنده یا نامزد | بخش جایزه | جشنواره مربوطه |
| جنیفر هادسون | برنده | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | آکادمی اوارد و بافتا |
| میشل مینکلر،باب بیمر،ویلی دی برتون | برنده | بهترین دستاورد در میکس صدا | آکادمی اوارد |
| هنری کریگر | نامزد | بهترین موسیقی | آکادمی اوارد و بافتا |
| دختران رویایی | برنده | بهترین فیلم کمدی یا موزیکال سال | گلدن گلاب |
| ادی مورفی | نامزد | بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | اکادمی اوارد |
| ادی مورفی | برنده | بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | گلدن گلاب |
| شارن داویس | نامزد | بهترین دستاورد در طراحی لباس | آکادمی اوارد |
چهارشنبه 12/10/1386 - 3:38
موسيقي
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فرهاد مهراد _ بوی عیدی
چهارشنبه 12/10/1386 - 3:35
شعر و قطعات ادبی
دیگه این غوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن فردام دیگه جایی واسه خفتن نداره
می خوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
مثه سایه پا به پام من تو رو همرام نکشم
بذار من تنها باشم می خوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمری ست که اسیرم زیر زنجیر غمت
دست خود غرق به خون شد دیگه بسته موندنت
فریدون فروغی _ غوزک پا
چهارشنبه 12/10/1386 - 3:32
موسيقي
توی قاب خیس این پنجرها
عكسی از جمعه ی غمگین می بینم
چه سیاه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین می بینم
داره از ابر سیاه خون می چكه
جمعه ها خون جای بارون می چكه
نفسم درنمیاد جمعه ها سر نمیاد
كاش می بستم چشامو این ازم بر نمیاد
داره از ابر سیاه خون می چكه
جمعه ها خون جای بارون می چكه
عصر جمعه به هزار سال می رسه
جمعه ها غم دیگه بیداد می كنه
ادم از دست خودش خسته
بالبای بسته فریاد می كنه
داره از ابر سیاه خون می چكه
جمعه ها خون جای بارون می چكه
جمعه وقت رفتنه موسم دل كندنه
خنجر از پشت می زنه اون كه همراه منه
داره از ابر سیاه خون می چكه
جمعه ها خون جای بارون می چكه
فرهاد _ جمعه _ هفته خاکستری
چهارشنبه 12/10/1386 - 3:29
طنز و سرگرمی
دس دس
.............
..............
دستا شله
محکم تر
..............
آها ,ماشالا
دس دس
.............
(طرح شاد سازیه دوستان ثبت مطلب)
چهارشنبه 12/10/1386 - 3:3
سينمای ایران و جهان
| نام: | بابل(Babel) |
| تهیه کننده و کارگردان: | آلخاندرو گونزالس ایناریتو (Alejandro Gonzalez Inarritu) |
| فیلمنامه: | گیلرمو آریاگ ا(Guillermo Arriaga) |
| مدیر فیلمبرداری: | رودریگو پریتو (Rodrigo Prieto) |
| موسیقی: | گوستاۀو سانتاۀولال (Gustavo Santaolalla) |
| تدوین: | استیون میرونه (Stephen Mirrione) |
| | داگلاس کرایس (Douglas Crise) |
| طراح صحنه: | بریجیت بروش (Brigitte Broch) |
| بازیگران: | برد پیت (Brad Pitt) |
| | کیت بلانشت (Cate Blanchett) |
| | گاۀل گارسیا برنال (Gael Garsia Bernal) |
| | رینکو کیکوچی (Rinko kikuchi) |
| | کوجی یاکوشو (Koji Yakusho) |
| | آدرینا بارازا (Adriana Barraza) |
| | سعید ترچانی (Said Tarchani) |
| | ابوبکر ایت ال کید (boubker Ait Caid) |
| ژانر: | درام،هیجان انگیز |
| زمان: | 142 دقیقه |
| تاریخ انتشار: | 16 دسامبر 2006 (ایران) |
| شرکت پخش کننده: | پارامونت ونتیچ (Paramount Vantage) |
درباره فیلم:
فیلم بابل یا هیاهو اقتباس به روز شده ی حکایت کتاب مقدس است ، درباره انسان عصر حاضر به قلم توانمند گیلرمو آریگا.
این فیلم سومین تجربه سینمایی آلخاندرو گونزالس ایناریتو است. به گفته ایناریتو این اثر آخرین قسمت از "مجموعه سه گانه مرگ" اوست. فیلم با تهیه کنندگی وی در ماه می ساله 2005 در مراکش و تحت شرایط دشوار آب و هوایی آن منطقه آغاز به برداشت شد و در مکزیک و ژاپن ادامه پیدا کرد. او که کارگردانی خوش ذوق و صاحب سبک است این بار فیلمی با ارزش تر و پخته تر از کار قبلی خود به مخاطبان ارایه داده و بسیار آسان فهم تر از 21 گرم است.
اگر چه فیلم دارای سر نخ های به مسائل سیاسی و مبحث تروریسم ولی به سختی به توان آن را فیلمی سیاسی قلمداد کرد. بلکه این فیلم یک نمونه بارز در سینمای فلسفی است که در سطح هالیوود است که بازیگرانی همچون برد پیت و کیت بلانشت در آن نقش بازی می کنند.
نمایی از داستان:
بابل از چهار قسمت و یا قصه به ظاهر مجزا تشکیل شده اما در حقیقت این داستانها و شخصیت ها ی آن به آرامی به یکدیگر مربوط میشوند و یک داستان با بافتی محکم ویک پارچه را تشکیل میدهند.
فیلم با شروع از وسط ماجرا در مراکش آغاز میشود و مسیر داستان از مراکشی های به توریست های آمریکایی در مراکش کشیده می شود و سپس به آمریکا و مکزیک می رود در حالی که به صورت موازی به ژاپن نیز منتقل می شود و در نهایت دوباره به وقایعی در مراکش ختم می شود.
در حین شکل گیری داستان ، مسیر های جداگانه به یکدیگر مرتبط شده وفیلم درد ورنج شخصیت ها و تکاپوی آن ها برای نجات از این مصیبت ها را به نمایش میگذارد.
نقد فیلم:
در ابتدا کمی در مورد عنوان فیلم صحبت کنیم:بابل یا هیاهو،عنوانی که همه فیلم را به نوعی در خودش نهفته دارد و به هوشمندی انتخاب شده است.
بابل در کتاب مقدس نام برج معروفی است که توسط آدمهایی از تمام ملت ها برای دستیابی به بهشت ساخته شد،این کار باعث خشم خداوند گردید.پس خداوند کاری کرد که تک تک آدم های دست اندر کار به زبانی متفاوت سخن گویند و جماعتی گیج و مبهوت در سراسر جهان پخش شدند که هیچ یک دیگری را درک نمیکرد و قادر به برقراری ارتباط با دیگران نبود.
این عنوان پس از نوشتن فیلم نامه ای انتخاب شده است که اقتباسی از روی حکایت کتاب مقدس برای انسانهای این عصر است.
حوادث فیلم در سه قاره متفاوت میگذرد ،با شخصیت هایی که فرهنگ و زبانی کاملا متفاوت دارند.کارگردان و عوامل فیلم سعی داشته اند تا با تکیه بر فیلمنامه کاری کنند که همه این شخصیت ها برای بیننده در یک سطح و بافت روایی قرار گیرند در عین حال تلاش داشته اند که تفاوت بین مکان و فرهنگ و زبان نیز ملموس و هویدا باشد.
به همین سبب است که در فیلم بابل سه نوع فرمت مختلف ،8نوع فیلم خام و 6 استودیوی مجزا برای انجام کارهای متداول پس از فیلم برداری به کار گرفته شده است.نور پردازیها نیز که تا حد زیادی به نور طبیعی شبیه است به سبک مستند فیلم کمک شایانی کرده و به گفته طراح صحنه فیلم ،به کارگیری سه نوع طیف رنگی قرمز برای سه کشور،در سه قاره مختلف،راهی جالب برای رسیدن به هدف کارگردان و فیلم بوده است.
کاراکترهای داستان به خوبی پرداخت شده اند به همین دلیل بیننده از همان ابتدا با آنها همراه میشود و رفتار واعمال آن ها برای او قابل قبول است ،از دو سوپر استار هالیوود ،برد پیت و کیت بلانشت گرفته،تا نابازیگرهایی که بی شک اگر بازیگر بودند،فیلم در رسیدن به هدفش و انتقال حس و حالی که مد نظر نویسنده و کارگردان بوده است ناکام میماند.به هر حال بازی بازیگران بابل عمیق و تاثیر گذار است.
فیلم بابل کاملا تعاملی است و مشارکت فعال بیننده و توجه او را طلب میکند.تدوین نامنظم فیلم که در کار قبلی ایناریتو نیز شاهد آن بودیم نتیجه جالبی به بار آورده است:در بعضی از صحنه ها تماشاگر جلو تر از شخصیت ها قرار میگیرد و آگاهی بیشتری پیدا میکند و در بعضی صحنه ها این قضیه برعکس میشود،به این ترتیب نوعی احساس تازه در تماشاگر به وجود می آید و باعث لذت او از تماشای فیلم میشود.
فیلم حرف ها و مطالب زیادی برای ارایه دادن دارد،حرف هایی که شاید بدون دیدن فیلم صحبت درباره آن مشکل باشد.حرفهایی که به طور مستقیم ،نوع بشر ،اعمال و روان و احساسات او را هدف قرار میدهد،انسان عصری که با وجود رشد فزاینده وسایل ارتباطاتی بیش از پش تنها شده و در برقراری ارتباط با دیگران ناتوان است.نویسنده و کارگردان فیلم از تماشاگر میخواهند تا با دیدگاهی متفاوت و نگاهی بازتر و عمیق تر به روابط انسان ها و فرهنگ آن ها بنگرد و برای درک دیگران بکوشد.
فیلم بابل در انتقال احساسات و پیام های ارزشمندش بسیار موفق است. که قسمتی از آن را مدیون موسیقی متن زیبای سانتاۀولالا است. تلاش و تدبیر عوامل فیلم باعث شد تا بابل به یکی از برجسته ترین فیلم های سال 2006 هم از نظر منتقدان و هم مخاطبان عام تبدیل شود.
نکته جالب فیلم اینست که حمله به ظاهر تروریستی ، توسط دو نوجوان ، در کشوری که مردم آن مسلمان هستند صورت میگیرد (که البته فیلم ساز هدف دیگری را دنبال میکرده،بر خلاف بسیاری از فیلم های هالیوودی که سعی در خراب کردن چهره مسلمان ها دارند.)اما در ادامه به نوعی از مسلمان ها دفاع کرده و تصویری متفاوت از آن ها به نمایش میگذارد؛
هنگامی که زن آمریکایی به شدت آسیب دیده تنها راهنمای مسلمان محلی است که به کمک او و شوهرش میشتابد و در خانه خود به آنها پناه میدهد و باعث نجات جان او میشود،بدون هیچ چشم داشتی.در حالی که سایر توریستها آن ها را رها کرده وبه نوعی فرار میکنند.
در فیلم شاهد صحنه های زیبایی هستیم که حاصل تلاش پریتو و سبک خاص فیلم برداری اوست. که البته اوج آنها در صحنه های پایانی هرداستان شکل میگیرد.شاید زیبا ترین آنها سکانسی است که در آن هلیکوپتر امداد در هنگام غروب آفتاب برای بردن توریست مجروح آمریکایی به منطقه روستایی می آید.
نوشته علی غیور
نکته های جالب:
- رینکو کیکوچی در حدود یک سال برای آموزش زبان اشاره وقت گذاشت تا سرانجام توانست نقش چیکو را بدست آورد.
- ابوبکر ایت ال کید بازیگر نقش یوسف ، نوجوان مراکشی ای که به طریقه ای غلط اسلحه را به کار برد ، هنگامی برای این نقش انتخاب شد که ایناریتو او را در حین بازی فوتبال در یکی از میادین محلی شهر دید. - برد پیت برای شرکت در فیلم بابل یکی از نقشهای برجسته در فیلم the departed را رد کرد.زیرا او یکی از طرفداران فیلم های ایناریتو است.
- آدرینا بارازا برای نقش آملیا 35 بار تست داد.
- از آن جایی که هر داستان ، جداگانه و در قاره های متفاوت فیلم برداری میشد هیچ یک از بازیگران همتای خود را در داستان دیگر ندیده بودند مگر تا زمان پیش نمایش فیلم.
- 17 روز قبل از شروع فیلم برداری در مراکش آنها برای انتخاب بازیگر به آن جا رفتند.بازیگرهای حرفه ای مراکشی برای ایفای نقش صحرا نشینان ظاهری قلّابی پیدا میکردند به همین دلیل شروع به پخش اعلان هایی از تلویزیون ، رادیو و بلند گوهای مساجد کردند.روز بعد بالغ بر 200 نفر صف بستند تا از آنها تست گرفته شود.
- صحنه ای که در آن دختر کرو لال به همراه پدرش در ماشین بود بدون اجازه مقامات سینمایی ژاپن فیلم برداری می شد .عوامل فیلم با ایجاد ترافیک سنگینی شروع به فیلم برداری کردند ، به همین دلیل پلیس شروع به تعقیب آنها کرد تا فیلم برداری را متوقف کرد.
جوایز فیلم:
| نام شخص | بخش جایزه | برنده یا نامزد | جشنواره مربوطه |
| بابل | بهترین فیلم سال | برنده | گلدن گلاب |
| آلخاندرو گونزالس ایناریتو | بهترین کارگردانی | نامزد | اکادمی اوارد و گلدن گلاب |
| آلخاندرو گونزالس ایناریتو | بهترین کارگردانی | برنده | فستیوال کن |
| گوستاۀو سانتاۀولالا | بهترین موسیقی | برنده | اکادمی اوارد و بافتا |
| گوستاۀو سانتاۀولالا | بهترین موسیقی | نامزد | گلدن گلاب |
| استیون میرونه و داگلاس کرایس | بهترین دستاورد در تدوین | نامزد | اکادمی اوارد و بافتا |
| بابل | بهترین فیلم سال | نامزد | اکادمی اوارد و بافتا |
| آدرینا بارازا | بهترین بازیگر نقش مکمل | نامزد | اکادمی اوارد و گلدن گلاب |
| رینکو کیکوچی | بهترین بازیگر نقش مکمل | نامزد | اکادمی اوارد و گلدن گلاب |
| گیلرمو آریاگا | بهترین فیلمنامه ارجینال | نامزد | اکادمی اوارد و گلدن گلاب و بافتا |
| برد پیت | بهترین بازیگر نقش مکمل | نامزد | گلدن گلاب |
| رودریگو پریتو | بهترین فیلمبرداری | نامزد | بافتا |
سه شنبه 11/10/1386 - 3:40
شعر و قطعات ادبی
به نام او که نمیتوان دید
گریان و ترسان زحال خویش شدم
عاشق و مست تر از پیش شدم
فریادم برآمد از آنکه تنهایم
زآن کز مطلب عشق رهایم
شوران مستان مولوی و شمس آمد به یاد
از آنکه بی شمسم اشکم فریاد سرداد
چو فرموده ی شمس نشنیده گوشم
زجسمم برفت عقل و هوشم
روان شدم به عالم بیگانه زتن
تاریکی رخت بست واسرارشد روشن
نوری حلقه زد و چشمانم بزد
ترسیده فریاد زدم مدد مدد
ستاره ای از پشت نور خندید
عاشق شدم به خنده گرچه چشمم ندید
طعنه زد وگفت معشوق تو کیست؟
خجل شدم از بی جوابی و چشمم گریست
از پشت پرده ادب حرفم درآمد
گفتم در عشق تو عمرم سرآمد
عمرم در انتظار تو تمام شد
هر هوس و هوا بر من حرام شد
سکوت جوابم بود و سکوتم بر او جواب
به یک آن ترسیدم که او نباشد سراب
تا چنین رسید به این ذهن خسته
به سرعت جمله درها شدند بسته
هاله ای دور نور حلقه زد
اشکی درچشمان نور جرقه زد
گفتا که عمر من در کنار تو بود
جدایی من و تو از دیوار تو بود
حال که آمدی گویی که من سرابم
باز منم که در عشق خود بی جوابم
نیستی آماده تو در این راه پرخطر
کنون بشنو از من تو این خبر
تا حال و هوای من از سرت به در رود
به جسمت بگو که چندی سفر رود
تا که خواستم بگویم اشتباه از من است
عذر خواهم که آن از قصر من است
هاله ستاره را بلعید و برد
باور نکردم وجسم وجانم هردومرد
بازگشتم به احوال ترسان خویش
تنهاییم آشکارشد و ترسان ترشدم زپیش
به میکده لبم از شراب جرعه ای نوشید
سر به دیوار زدم و خونم خروشید
سه شنبه 11/10/1386 - 3:33
سينمای ایران و جهان
نام: مرحوم "The Departed"
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
تهیه کننده: براد پیت
فیلم نامه: ویلیام موناهان
موسیقی: هوارد شور
بازیگران:
لئوناردو دیکاپریو
مت دیمان
جک نیکولسون
بودجه فیلم: 90 میلیون دلار
فروش هفته اول: 27 میلیون دلار
تاریخ انتشار: 6 اکتوبر 2006
شرکت پخش کننده: برادران وارنر
درباره فیلم:
"مرحوم" آخرین اثر کارگردان افسانه ای سینمای آمریکا ، "مارتین اسکورسیزی" در سینمای آمریکا پخش شد و 27 میلیون دلار در هفته اول فروش کرد. فیلم بازسازی شده یک فیلم جنایی محصول کشور هنک کنگ به کارگردانی "آندرو لائو" است. از نکات بسیار جالب این فیلم رده بندی این فیلم در تمام سایت های اینترنتی است که بالاتر از حد معمول است و اینطور رده بندی به به فیلم خیلی عالی داده میشود.
داستان فیلم هنگ کنگی اشاره به آخرین درجه جهنم به اقتباس از مذهب بودا می کند که معنی مستقیم آن از چینی "راه بدون توقف" می شود. آن فیلم در هنگ کنگ به عنوان معجزه در فروش گیشۀ سینما اطلاق شد چرا که در آن دوره از زمان (سال 2002) سینمای هنگ کنگ دچار بیماری بود و این فیلم به عنوان استثنا و ناجی تلقی شد.
سال 2003 شرکت تولیدی "پلان بی" مطعلق به شخص براد پیت (Brad Bitt) حقوق انتشار بازسازی فیلم در هالیوود را خرید و با همکاری "مارتین اسکورسیزی" در ششم اکتوبر 2006 منتشر کرد. طرفداران این کارگردان محبوب اعتقاد دارند که اسکورسیزی به اوج هنر خود در "دوستان خوب" بازگشته است و اینبار به قدرتی بیشتر.
نمای داستان:
دو مرد از دو جناح مختلف قانون مامور مخفی پلیس شهر بوستون در ایالات متحده هستند تا در سازمان مافیای ایرلندی رخنه کنند ولی زمانی که کشف هایی انجام میگیرد ، خشونت و خونریزی شروع می شود و این موش های کور رها می شوند تا هویت دشمن را شناسایی کنند.
نکات حاشیه ای: - به رابرت دنیرو نقشی در این فیلم پیشنهاد شد که رد کرد.
- اسکورسیزی می خواست این فیلم رو در بوستون بسازد اما به دلایل اقتصادی و 15 درصد مشوق مالیاتی در ایالت نیویورک این فیلم در نیویورک ساخته شد.
- لئوناردو دیکاپیرو نقش اصلی فیلم "چوپان خوب ساختۀ رابرت دنیرو رو رها کرد تا برای ساخت این فیلم ملحق شود.
- در تریلر این فیلم آهنگ گروه پینک فلوید با اجرای وان ماریسون در سال 90 پخش می شود.
- "جک نیکولسون" از سر گذاشتن کلاه با آرم جوراب قرمز برای شهر بوستون خودداری کرد.
- اسم فیلم به انگلیسی با "د" شروه می شود و با "د" خاتمه میابد ، و چهار حرف وسط یعنی "Part" را اگر بر عکس کرد "Trap" به معنی تله است.
دوشنبه 10/10/1386 - 6:32