• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 5834روز قبل
خواستگاری و نامزدی


با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید

ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.


آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد


دوشنبه 21/4/1389 - 11:3
دانستنی های علمی

نگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

 

 

انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

 

 

 

انگشت وسط : نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می‌کند زندگی متعادل تری داشته باشید.

 

 

 

انگشت انگشتری:انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ با قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

 

 

 

انگشت کوچک: نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می‌باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می‌کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می‌کند

 

دوشنبه 21/4/1389 - 11:3
شعر و قطعات ادبی

تكیه بر جای خدا

 

شبی در حال مستی تكیه بر جای خدا كردم

 

در آن یك شب خدایا من عجایب كارها كردم

 

جهان را روی هم كوبیدم از نو ساختم گیتی

 

ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم

 

كشیدم بر زمین از عرش، دنیادار سابق را

 

سخن واضح تر و بهتر بگویم كودتا كردم

 

خدا را بنده ی خود كرده خود گشتم خدای او

 

خدایی با تسلط هم به ارض و هم سما كردم

 

میان آب شستم سهر به سهر برنامه پیشین

 

هر آن چیزی كه از اول بود نابود و فنا كردم

 

نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم

 

كشیدم پیش نقد و نسیه، بازی را رها كردم

 

نمازو روزه را تعطیل كردم، كعبه را بستم

 

وثاق بندگی را از ریاكاری جدا كردم

 

امام و قطب و پیغمبر نكردم در جهان منصوب

 

خدایی بر زمین و بر زمان بی كدخدا كردم

 

نكردم خلق ، ملا و فقید و زاهد و صوفی

 

نه تعیین بهر مردم مقتدا و پیشوا كردم

 

شدم خود عهده دار پیشوایی در همه عالم

 

به تیپا پیشوایان را به دور از پیش پا كردم

 

بدون اسقف و پاپ و كشیش و مفتی اعظم

 

خلایق را به امر حق شناسی آشنا كردم

 

نه آوردم به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال

 

نه كس را مفتخور و هرزه و لات و گدا كردم

 

نمودم خلق را آسوده از شر ریاكاران

 

به قدرت در جهان خلع ید از اهل ریا كردم

 

ندادم فرصت مردم فریبی بر عباپوشان

 

نخواهم گفت آن كاری كه با اهل ریا كردم

 

به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر

 

میان خلق آنان را پی خدمت رها كردم

 

مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

 

نه شرطی در نماز و روزه و ذكر و دعا كردم

 

نكردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ایجاد

 

به مشتی بندگان آْبرومند اكتفا كردم

 

هر آنكس را كه میدانستم از اول بود فاسد

 

نكردم خلق و عالم را بری از هر جفا كردم

 


 

سری داشت كو بر سر فكر استثمار كوبیدم

 

دگر قانون استثمار را زیر پا كردم

 

رجال خائن و مزدور را در آتش افكندم

 

سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم

 

نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مكنت

 

نه جمعی را به درد بی نوایی مبتلا كردم

 

نه یك بی آبرویی را هزار گنج بخشیدم

 

نه بر یك آبرومندی دوصد ظلم و جفا كردم

 

نكردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری

 

گرفتاران محنت را رها از تنگنا كردم

 

به جای آنكه مردم گذارم در غم و ذلت

 

گره از كارهای مردم غم دیده وا كردم

 

به جای آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون

 

به الطاف خدایی درد مردم را دوا كردم

 

جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعیض

 

تمام بندگان خویش را از خود رضا كردم

 

نگویندم كه تاریكی به كفشت هست از اول

 

نكردم خلق شیطان را عجب كاری به جا كردم

 

چو میدانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد

 

نشستم فكر كار انتها را ابتدا كردم

 

نكردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

 

خلاصه هرچه كردم خدمت و مهر و صفا كردم

 

زمن سر زد هزاران كار دیگر تا سحر لیكن

 

چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها كردم

 

سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار

 

خدایا در پناه می جسارت بر خدا كردم

 

شدم بار دگر یك بنده درگاه او گفتم

 

خداوندا نفهمیدم خطا كردم ....
دوشنبه 21/4/1389 - 11:1
طنز و سرگرمی

امریکا: شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر میکند.احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید. یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود.پلیس از مردم امریکا عذرخواهی می کند.پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد.شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.

 

ایتالیا: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

 

فرانسه:شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.

 

انگلیس:شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

 

آلمان:شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

 

سوئیس: شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.

 

 

 

چین:شما خلاف می کنید.شما اعدام می شوید!

 


 

هندوستان:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

 

 

روسیه:شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

 

دوشنبه 21/4/1389 - 10:59
طنز و سرگرمی

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش

 

به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای كمندش / كمان ِابرو و قد بلندش

بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست

ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من كم كم عادت می نمودم

در او دیدم تمام آرزوهام / كه باشد همسر و امید فردام

برای دیدنش بی تاب بودم / زفكرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم كه وقت آن رسیده / كه بینم چهره ی آن نور دیده

به او گفتم كه قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش كردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار

رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندكی زود

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قد رعنا / كمان ِابرو و چشم فریبا

مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاك عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم كده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم كه او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم كه دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید

كه تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

دوشنبه 21/4/1389 - 10:59
ازدواج و همسرداری
1-جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!
ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بوده‌اید حال این فرصت را پیدا کرده‌اید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود می‌خواهید دقیقه‌ای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان می‌شوید.
بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.


2 -غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال می‌بیند
امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش می‌شود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه می‌روید، غرغر می‌کنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد می‌گیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکس‌العمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستان‌تان قرار بگذارید یا به خرید بروید.

3 - بگو منو دوست داری بگو
به رستوران رفته‌اید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذرانده‌اید. حال به خانه برمی‌گردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است می‌نشینید و شروع می‌کنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چه‌قدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان می‌کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بی‌علاقه است یا حوصله‌تان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.

4 - کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟
«کی بود زنگ زد؟» «چی می‌خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»
گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ می‌کنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه می‌دهید همسرتان در زندگی شخصی‌اش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثبات‌تر خواهد بود.

5 - ادب کردن شوهر
گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین‌ را چک کند و... این حرف‌ها تنها می‌تواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش می‌کند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.

6- افتادن از آن طرف بام
مدام به همسرتان زنگ می‌زنید، می‌خواهید تنها با او بیرون بروید و دوری‌اش را نمی‌توانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماه‌های اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند.

7- الان میام!
ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شده‌اید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهن‌تان جور است و او مدام تکرار می‌کند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی می‌شود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده می‌شود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.

8 -انتقاد از مادرشوهر
«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ می‌زدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد/
دوشنبه 21/4/1389 - 10:28
طنز و سرگرمی
کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنوبه رستم چنین گفت اون جومونگ!ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم
رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت
جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال
۳ رو دیدی؟ کور که نیستیدر اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین
بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!
و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!
و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!
دوشنبه 17/3/1389 - 9:49
کامپیوتر و اینترنت
کد های مخفی و جدید" ایرانسل"

کد #0000*330# کد
وقتی که ارتباط با آنتن ندارید ( آنتن شما عوض میشه! )


کد #21## کد
زمانی که آنتن هست ولی به شما خط داده نمی شود.


کد #16*0000*35# کد

چت رایگان در ایرانسل در مردان بلاگ

فعال سازی
برای فعال سازی ابتدا باید پیام کوتاهی با متن Go برای شماره 8383 ارسال نمایید.
سپس پیام کوتاهی با متن زیر به عنوان خوشامد گویی دریافت می نمایید :


-Welcome To ChatZone!REPLY with

!FF to make-a-friend

!CC to enter chat rooms


--------------------------------------------------------------------------------

ثبت نام
برای ثبت نام در این سرویس ابتدا باید نام ، سن ، جنسیت و محل اقامت تان را به شماره 8383 با فرمت زیر ارسال کنید:

[R [name][age][s--e--x][location

Location = محل زندگی ، S--e--x = جنس ، Age = سن ، Name = نام

مثال:

R Nima 21 M Teh


--------------------------------------------------------------------------------

لیست فرمان ها


با تایپ متن CL و ارسال به شماره 8383 می توانید کل لیست فرمان های موجود در سیستم را از طریق دو پیام کوتاه دریافت کنید.



--------------------------------------------------------------------------------

جستجوی دوستان
برای پیدا کردن دوستان جدید می توانید فرمان S را به همراه سن و جنسیت و مکان به شماره 8383 ارسال کنید.


[S [name][age][s--e--x][location

مثال :

S Sahar 24 F Tehran


--------------------------------------------------------------------------------

مشاهده کاربران آنلاین
با ارسال فرمانهای زیر به شماره 8383 می توانید تعداد کاربران آنلاین را ببینید.




تعداد دوستان حاضر : FA
تعداد دوستان حاضر در محیط چت سایت FM : MSN
تعداد دوستان حاضر در محیط چت سایت FY : Yahoo
تعداد دوستان حاضر در محیط چت سایت FI : ICQ
تعداد دوستان حاضر در محیط کلی چت : FC


--------------------------------------------------------------------------------

ورود به محیط چت
با ارسال فرمانهای Y , M & I به همراه نام کاربری و رمز ورود به شماره 8383 می توانید به محیط چت سایتهای زیر وارد شوید.
* ورود به محیط چت سایت Yahoo( ارسال متن زیر به شماره 8383 )


Y-Yahoo


* ورود به محیط چت سایت MSN ( ارسال متن زیر به شماره 8383 )


M-MSN


* ورود به محیط چت سایت ICQ( ارسال متن زیر به شماره 8383 )


I -ICQ


مثال:


**** Y Nima



--------------------------------------------------------------------------------

اضافه کردن افراد به لیست


برای اضافه کردن افراد به لیست می توانید از فرمان A استفاده کنید.

[A [Contact’s name

برای اضافه کردن دوست به لیست شبکه های خارجی می توان با ارسال پیام به شماره 8383 از فرمانهای زیر استفاده کرد:

اضافه کردن دوست به لیست دوستان سایت AY : Yahoo

اضافه کردن دوست به لیست دوستان سایت AM : MSN

اضافه کردن دوست به لیست دوستان سایت AI : ICQ

مثال :

AY Sahar


--------------------------------------------------------------------------------

دریافت مشخصات
با ارسال حرف G به شماره 8383 می توانید مشخصاتی را که ثبت نام کرده بودید دریافت کنید.


-G



--------------------------------------------------------------------------------

به روز رسانی مشخصات
برای بروز رسانی کردن اطلاعات شخصی و تغییر آیتمهای ثبت نامی (ترفندستان) می توانید با ارسال این پیام به شماره 8383 مشخصاتی را که ثبت نام کرده بودید بروز رسانی کنید.


[U [new name][new age][new s--e--x][new location



--------------------------------------------------------------------------------

غیر فعال کردن شخص
با ارسال این پیام به شماره 8383 می توانید دسترسی و دریافت پیامهای مربوط به شخص مورد نظر را مسدود کنید.


[B [Friend’s contact number


مثال:


B 98935360***9


برای خارج کردن نام کسی از حالت مسدود می توان از دستور UB استفاده کرد.


UB 98935360***9



--------------------------------------------------------------------------------

حذف اعضا
با ارسال این پیام به شماره 8383 می توانید دوستان خود را از لیست حذف کنید.


[D [Friend’s contact number


مثال:


D 98935360***9



--------------------------------------------------------------------------------

خروج از محیط چت
با ارسال این پیام به شماره 8383 می توانید از محیط چت سایتهای مختلف خارج شوید.


خروج از محیط چت سایت EY : Yahoo

خروج از محیط چت سایت EM : MSN

خروج از محیط چت سایت EI : ICQ

خروج کلی از محیط چت : EA


--------------------------------------------------------------------------------

راهنما
با ارسال فرمان H – Help به شماره 8383 دو پیام دریافت خواهید کرد که در مورد نحوه دریافت راهنما برای هر قسمت شما را راهنمایی می کند

سه شنبه 7/8/1387 - 13:34
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته