• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6124روز قبل
ورزش و تحرک
به گزارش ایرنا، در این دیدار که از هفته دهم لیگ برتر باشگاه های ایران و در حضور 10 هزار تماشاگر ورزشگاه آزادی تهران برگزار شد، تیم پرسپولیس با نتیجه 4 بر 2 حریف خود را پشت سر گذاشت تا پس از شش هفته در این رقابت ها به پیروزی دست یاید.
این نتیجه، نخستین شکست فصل شاگردان "داود مهابادی" سرمربی جوان مقاومت شیراز بود تا این تیم به نوعی وارد بحران شود.
مقاومت که لیگ برتر را توفانی آغاز کرده بود در پنج هفته اخیر صاحب چهار تساوی و یک شکست مقابل حریفان شد تا به رده پنجم جدول رده بندی سقوط کند.
گل های این بازی را کریم باقری در دقیقه 12 ، هادی نوروزی در دقیقه 54 ، میثم بائو در دقیقه 80 و حوار ملا محمد در دقیقه 85 برای پرسپولیس و بهنام افشه در دقیقه 88 و مهدی نظری در دقیقه 1+90 برای مقاومت به ثمر رساندند.
بازی با حملات بازیکنان جوان مقاومت آغاز شد به طوریکه این تیم در 10 دقیقه نخست، دو موقعیت خطرناک را بر روی دروازه پرسپولیس ایجاد کرد، اما این فرصت ها به هدر رفت.
در ادامه، سرخ پوشان در دقیقه 12 بر روی یک ضد حمله سرعتی از جناج چپ به گل دست یافتند.
شیث رضایی از جناح چپ سانتر بلندی را بر روی دروازه مقاومت ارسال کرد که "کریم باقری" با یک کنترل سینه زیبا و شوت سرکش، دروازه زردپوشان شیرازی را باز کرد.
پس از این گل، دو تیم بازی پایاپای و متعادلی را در میانه میدان به نمایش گذاشتند تا سرخ پوشان با همان یک گل به رختکن بروند.
نیمه دوم نیز با حملات بازیکنان مقاومت آغاز شد اما آمادگی "میثاق معمار زاده" دروازه بان پرسپولیس مانع از گلزنی آنان شد.
سرخ پوشان در دقیقه 54 بر روی یک حرکت ترکیبی از عمق خط دفاع مقاومت و ضربه سر هادی نوروزی به دومین گل خود رساند.
پس از این گل بازیکنان مقاومت با دوندگی بسیار کنترل بازی را در دست گرفته و حملات پراکنده ای را بر روی دروازه سرخ پوشان طراحی کردند اما مهاجمان مقاومت موفق به گلزنی نشدند.
در دقیقه 80 ، پرسپولیسی ها باز هم بر روی یک ضد حمله به گل دست یافتند تا شراره زردپوشان شیرازی از هم بپاشد.
سرخ پوشان در دقیقه 85 بر روی حرکت میثم بائو و پاس مهدی شیری و ضربه حوار ملا محمد مهاجم عراقی خود به چهارمین گل خود رسیدند تا سومین پیروزی خود در فصل جاری لیگ برتر را جشن بگیرند.
در اواخر بازی، بازیکنان مقاومت بر روی تعلل و غفلت مدافعان سرخ پوشان دو گل از گلهای خورده را جبران کردند تا این تیم با شکست سنگینی ورزشگاه آزادی را ترک نکند.
سه شنبه 14/7/1388 - 21:37
دعا و زیارت

مقدمه

جهاد یکی از فروع دین و از واجبات عبادی است که باید به قصد قربت انجام گیرد . در اسلام انسان به مجاهده با نفس سفارش شده تا خود را از قید و بند هوی و هوس برهاند که این بالاترین نوع جهاد و جهاد اکبر است . اما جهادی که در اینجا مورد نظر ماست ، جهاد اصغر یا همان دفاع از اسلام و سرزمینهای اسلامی در مقابل هجوم دشمنان است و نیز جنگ با اهل کتاب تا اینکه اسلام اختیار کنند یا شرایط ذمه را بپذیرند . جهاد بر همه مسلمانان با دارا بودن شرایطی واجب است که با اتیان بعضی و قیام گروهی به قدر کفایت از گردن دیگران ساقط می شود اما در صورت ترک آن توسط همه مسلمانان ، همگان عقاب خواهند شد . به طوری که ترک جهاد از سوی گروهی از افراد در زمان پیامبر ( بدون دلیل موجه ) باعث طرد آنها از سوی جامعه مسلمین شد و قرآن هم آنها را که از حکم جهاد تخلف ورزیده و مومنان را هم از جهاد منع کردند به آتش دوزخ وعده داده است . در این تحقیق به طور اجمال بحث پیرامون جهاد از قرآن و روایت و نیز کتب فقهی پرداخته ایم و در این راه از کتابهای قرآن ، نهج البلاغه ، آیات الاحکام کاظم مدیر شانه چی ، شرح تبصره علامه حلی ، شرح اللمعه شهید ثانی ، مختصر النافع محقق حلی ، شرایع الاسلام محقق حلی و لمعه دمشقیه شهید اول بهره جسته ایم . امید که خداوند به همه ما ابتدا توفیق جهاد با نفس و سپس توفیق جهاد با کفر و نفاق را عطا فرماید و ما را از عواقب ترک جهاد بر حذر دارد که مولا علی فرمود : « جهاد در راه خدا دری است از درهای بهشت که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است .  جهاد لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است . کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند ، خدا لباس ذلت و خواری بر او می پوشاند و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد ، دل او در پرده گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند ، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است . تعریف جهاد  جهاد به معنی مجاهده است و قصد که به سوی دشمن کنند به حرب و کارزار کردن با دشمنان در راه خدا.جهاد در قرآن و تفسیر کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبّوا شیئاً و هو شرّ لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون «حکم جهاد بر شما مقرر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است . چه بسا چیزی را شما ناگوار شمارید ،  حال آنکه خیر و صلاح شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید ، در حالی که شر و فساد شما در آن است  و خداوند به مصالح امور داناست و شما نمی دانید . »خیر لکم :  جهاد به چند دلیل خیر است : الف ) به سبب کسب عزت و استقلال به واسطه نیرویی که از جهاد حاصل می شود . ب ) از لحاظ درک ثواب اخروی که با نیل به فیض شهادت حاصل می گردد . ج ) دست یافتن به غنائم و نیرومندی در سایه تمرین و آمادگی برای دفاع احتمالی از حریم اسلام . « والله یعلم و انتم لا تعلمون » : این جمله در بیان خیر بودن جهاد است با آنکه آدمی آن را مکروه می داند . خداوند می فرماید در واقع چنین نیست که هرچه را میل شما نباشد به ضرر شماست یا به عکس هر چه را شما دوست داشته باشید به خیر شما باشد و این خداوند است که به همه چیز داناست و منافع و مضار واقعی را می داند نه شما . چون طبیبی که دوایی را برای بیمار تجویز می کند و بیمار را خوشایند نیست . لذا در آیه به « کتب علیکم » که در مقام زیان و ضرر به کار می رود ، تعبیر فرمود ؛ یعنی به حسب ظاهر جهاد حکمی علیه شماست ولی خداوند می داند که جهاد به خیر مسلمانان است.آیه شریفه در مقام تشریع جهاد و وجوب آن برای مسلمانان است . ظاهراً امر به قتال واجب عینی است .لی مختار اکثر فقها واجب کفایی است به این معنی که بر تمام مردم جهاد لازم است ؛ ولی پس از « وجود من به الکفایه » از دیگران ساقط مس شود . و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لاتعتدوا انّ الله لا یحبّ المعتدین  « در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید ولی ستمکار نباشید که خدا ستمگر را دوست ندارد . »گفته اند این آیه اولین آیه ای است که در باب قتال نازل شده است و لذا حکم قتال را بـه « الذیـن یقـاتلونکم » تخصیص داده و فرموده : با کسانی که با شما قتال می کنند جنگ کنید . مفهوم آیه آن است که با کسانی که با شما سر جنگ ندارند به کارزار نپردازید چه رسول خدا پس از هجرت با کسانی که در صدد ستیز با مسلمین نبودند اظهار خصومت نمی فرمود. جهاد در روایت بعضی از فقها بر اساس حدث « من مات و لم یغز و لم یحدّث نفسه بغزو مات علی شعبۀ من نفاق :  کسی که نه به جنگ رفته و نه در دل به فکر جهاد بوده است منافق مرده است » جهاد را واجب دانسته اند . حضرت علی (ع) در وصیت خود به امام حسن و امام حسین ( علیهما السلام )  در هنگام شهادت فرمودند : خدا را ! خدا را ! درباره جهاد با اموال و جانها و زبانهای خویش در راه خدا .اقسام جهاد جهاد بر چند قسم است : 1. جهاد ابتدایی با مشرکان برای دعوت آنان به اسلام 2. جهاد با کفاری که می خواهند بر مسلمانان هجوم آورند به گونه ای که مسلمانان از تسلط آنان بر سرزمین خود ، و یا به یغما رفتن اموالشان – اگر چه ناچیز باشد – و اموری مانند آن ، ترس دارند . جهاد با کسانی که کشتن انسان محترمی یا گرفتن مالی یا به اسارت بردن زنی را قصد کنند ، خواه قاصد مسلمان باشد ، خواه کافر ، چه کافر حربی باشد و چه کافر غیر حربی و از همین قسم است جهاد کردن اسیری از مسلمانان که در میان مشرکان است ، در حالی که قصدش دفاع از جان خود باشد و گاهی ان ( قسم سوم ) را دفاع می نامند – نه جهاد – این نام بهتر است .3. جهاد با کسی که از اطاعت امام معصوم بیرون رود. شرایط وجوب جهاد بر چه کسانی شرکت در امر عظیم جهاد در راه خدا واجب است ؟ بر کسانی که دارای 9 شرط باشند : 1.       بالغ باشند یعنی پانزده سال را کامل و وارد سال شانزدهم شده باشند . 2.    عاقل باشند پس بر اطفال نابالغ و انسانهای مجنون جهاد واجب نیست . همانطوری که هیچ تکلیف دیگری بر عهده آنها نیست و آنها از هفت دولت آزادند . 3.       آزاد باشند ، پس بر بردگان جهاد واجب نیست . 4.       مذکر باشند ، پس بر زنان شرکت در جهاد و جنگ واجب نیست . 5.       پیر فرتوت و کهنسال نباشند پس بر پیران واجب نیست . 6.       زمین گیر نباشند .7.       نابینا نباشند . 8.       بیمار نباشند ، آنگونه که عاجز از جنگ شوند و گرنه جهاد بر افراد علیل ئ مریض و ناتوان واجب نیست . 9.    امام معصوم یا نائب خاص امام که برای امر جهاد از سوی امام نیابت گرفته شخصی یا گروهی یا مسلمین را عموماً دعوت کنند که در این فرض بر آن فرد یا گروه خاص واجب عینی خواهد بود.شرایط وجوب جهاد از نظر شهید اول عبارتند از : بلوغ ، عقل ، آزادی ، بینایی ، سلامت از مرضی که مانع جنگیدن باشد و سلامت از لنگی و فقر .محقق حلی هم در شرایع الاسلام شرایط وجوب جهاد را چهار مورد ذکر کرده اند : و ساقط می شود وجوب جهاد به یکی از چهار عذر : کوری و مرض مزمنی مثل زمین گیری که قادر بر برخاستن نباشد ، و مرضی که مانع باشد از سواری و دویدن ، و فقر آنچنانیکه عاجز باشد با وجود آن از اخراجات راه خود  و اخراجات عیال خود و از وجهی که بخرد با آن اسباب حرب را از تیغ و نحو آن. چند مسأله 1.    هر گاه بوده باشد بر ذمه کسی قرضی که وعده آن نرسیده باشد ؛ جایز نیست از برای طلبکار منع او از جهاد . و اگر قرضش نقدی باشد لکن بی چیز باشد ، بعضی گفته اند که طلبکار او را منع می تواند کرد از جهاد و این قول دور است . 2.       جایز است از برای پدر و مادر منع کردن فرزند از جنگ ، مادامی که معین نشده باشد بر او . 3.    هر گاه حاصل شود یکی از عذرهای مذکوره در وقت گرم شدن جنگ ، ساقط  نمی شود وجوب جهاد –با ترددی در آن – مگر با عجز از متوجه شدن به آن و هرگاه کسی ببخشد به شخص فقیر آنچه مایحتاج اوست ، واجب می شود بر او جهاد و هر گاه دادن به قدر کفایت بر سبیل اجرت باشد که او را اجاره کند بر جهاد به وجهی که کفایت مایحتاجش از آن بشود ، واجب نمی شود بر او قبول . نائب گرفتن برای جهاد هر کس که خودش نتواند ولی بر نائب گرفتن قدرت داشته باشد واجب است نائب بگیرد و بر اوست که مایحتاج نائب را تامین کند و در صورت توانای خودش ( بر جهاد نیز ) اگر نائب گرفت جایز است .بر کسانی که خودشان بنا به دلایلی از شرکت در جهاد عاجزند واجب است که حتی الامکان کسی را نائب گرفته و او را روانه جبهه جنگ سازند و این اختصاص به عاجز ندارد بلکه اشخاص غیر عاجز هم می توانند یا خود به جهاد روند و یا نائب گرفته و به جنگ فرستند .آیا جهاد واجب کفایی است ؟  جهاد واجب کفایی است ، یعنی بر همه مسلمانان واجب است ، تا زمانی که از میان مسلمانان کسانی که برای این امر کفایت کنند ( و نیاز را برطرف سازند ) بدان قیام کنند که در این صورت ، ( وجوب جهاد ) از دیگر مسلمانان ساقط می شود . البته این سقوط مشروط است برا ادامه دادن اقلام کنندگان به جهاد، تا وقتی که غرض مطلوب از آان شرعاً حاصل شود. گاهی جهاد به دستور امام، نشبت به شخص خاصی، واجی عینی می گردد، حتی اگر به مقدار کفایت بر انجام ان اقدام کرده باشند. شیخ طوسی هم معتقد است که جهاد فرضیه ای است از فرضیه های اسلام و رکنی است از ارکان وی، و فرض برکفایت ست و معنی آن این است که چون قومی بدین قیام کردند که بدیشان کفایت باشد و گریز باشد از دیگران ، و خللی از چیزی در کار دین در نیفتند، از دیگر مسلمانان بیفتد و هرگاه که هیچ کس بدو قیام نکند ، ذم به همگنان برسد و همه مستحق عقاب باشند.از نظر محقق حلی هم، وجوب جهاد کفایی است و مشروط است به وجود امام، یا کسی که امام او را نصب کرده باشد از برای جهاد و برکسی بخصوص واجب نیست، مگر هر کسی که امام او را معین کند بجهت اقتضاد مصلحتی ، یا کفایت نکردن کسانی که مضغول جهادند از دفع دشمن ، مگر به طور اجماع و اتفاق ، یا آنکه معین کند مکلف بر خود به سبب نذر.با چه کسانی جهاد واجب است؟بر مسلمانان واجب است با سه گروه از مردم جهاد کنند:گروه اول عبارتند از : یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان: با این سه گروه که به اصطلاح از اهل کتاب محسوب می شوند باید جنگید تا زمانی که اسلام اختیار کنند و یا به شرایط ذمه ملتزم شوند که دراین صورت کافر ذمی شده و خون و مال و ناموسشان در پناه اسلام و حکومت اسلامی خواهد بود.دمین گروهی که باید با آنها جنگید و از آنان جز اسلام آوردن چیزی پذیرفته نمی شود.هر چند قبول جزیه کنند عبارتند از سایر فرق کفار که از اهل کتاب نیستند اعم از ستاره پرستان – ماه پرستان- بت پرستان- مشرکین ، دهری مسلکها یا طبیعیین و باصطلاح روز ماتریا لیستها و ماده گرایان.این گروه کافر حربی نامیده می شوند.جنگ با کافر حربی تنها(پس از دعوت آنها به اسلام) واجب می شود . به این معنی که دعوت می شوند شهادتین را برزبان جاری سازند و به جمیع احکام اسلام ملتزم شوند، و دعوت کننده باید امام یا نائب ایشان باشد و نیز به شرط خودداری کافر از پذیرش اسلام جنگ با او واجب می شود. واجب است با این کفار و جنگیدن تا اینکه اسلام آورند یا کشته شوند.قانون جهاد با اینان : باید الاقراب فالاقرب با آنها جنگید و معیار در تقدم که با کلام فرقه از آنان باید اول جنگید یکی از دو امر است.1-      نزدیکتر بودن یعنی کفاریکه به شهر امام و کشور اسلامی نزدیکترند.2-   خطرناک تر بودن یعنی کفاری که خطرشان برای اسلام بیشتر است اگر چه دورتر باشند باید اول با آنها جنگید و آنها را از سر راه دعوت اسلام برداشت.گروه سوم ، بغاه: سومین گروهی که باید با آنان جهاد کرد عبارتند از باغیان یعنی کسانی که برامام عادل خروج نموده و از اطاعت او یون رفته اند.هرگاه  امام یا نائب خاص او مسلمانان را برای جگ با این گروه دعوت کند بر مسلمانان واجب است به نوع واجب کفائی که با آنها بجنگند تا آنها به فرمان امام در آیند. نحوه شروع جنگ:کسانی که واجب است جهاد با ایشان از سه طایفه مذکور ، پس واج است بر مسلمانان رفتن به سوی ایشان تا آنکه بازدارند ایشان را از آنچه باعث وجوب جهاد ایشان شده است از سرکشی بر امام، یا از معاربه با مسلمانان، یا آنکه ایشان رااز کفر نقل کنند به اسلام هرگاه کافر باشند پس اگر ابتداء به جنگ کردند واجب است جنگ با ایشان و اگر آنها که جهاد با ایشان واجب است رو آوردن به سوی ایشان از برای جهاد بقدری که مسلمانان تمکن تدارک داشته باشند.واجب است خودداری کردن از جهاد و صبر نمودن هرگاه دشمن بسیار باشد و مسلمانان کم باشند، تا آنکه کثرتی از برای مسلمانان بهم رسد که مقاومت توانند کنند پس در آن وقت واجب می شود مبادرت به جهاد . لیکن ابتدا به جنگ ننمایند مگر بعد از آنکه ایشان را بخوانند به محاسن اسلام و باید که دعوت کننده امام باشدیا کسی که امام او را منصوب کند.شیوه های جنگی:جنگیدن به شیوه هایی که موجب پیروزی مسلمین است جایز می باشد. مثل منهدم کردن حصارها، سنگ اندازی با منجنیق ، بریدن درختان که البته این کار مکروه است. همچنین رها کردن آب به سمت دشمن و آتش ریختن بر سر آنان و بکارگیری سم علیه دشمن مکروه است.در صورتی که پیروزی، منوط بر بریدن درختان باشد(کراهت از بین می رود. پیامبر اکرم درختان قبیله طائف را برید و درختان قبیله بنب نضیر را به آتش کشید و خانه هایشان را تخریب کرد).مگر اینکه موجب کشته شدن نفس مختر می شود که در این صورت اگر پیروزی (از راه دیگری) بدون به کارگیری سم ممکن باشد استفاده از آن حرام می شود. همانطور که اگر پیروزی منوط به ریختن سم یا آتش باشد، اقدام به آن واجب می شود.فرار از جنگ :جایز نیست گریختن از جنگ ، هرگاه دشمن از عدد لشکر اسلام زیادتر نباشد و از جای خود به در رفتن جایز نیست ، مگر آنکه خواهد تحصیل حالتی بهتر نماید ، مثل اینکه طالب وسعت در مکان شود، یا طالب آمگاهها شود، یا خواسته باشد در محلی باشد که رو به دشمن که می ایستد پشت به آفتاب باشد ، یا آنکه خواهد زره خود را درست کند، یا خواهد جا بگیرد در طایفه ای که آنها باعث تقویت او شوند، خواه کم باشند و خواه بسیار و اگر مظفه هلاک شدن خود نماید، هم جایز نیست فرار. و بعضی گفته اند در این صورت جایز است بجهت فرمده حق تعالی «و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» یعنی میندازید خود را بدست خود در هلاکت. و قول اول اظهر است، بجهت قول حق جل و علا «اذا لقیتم فئه فاثبتوا» یعنی وقتی که برخوردید بگروهی از دشمن پس خود را ثابت بدارید . و اگر بوده باشند مسلمانان کمتر از آنچه مذکور شد، یعنی عددشان از نصف عدد کفار کمتر باشد، واجب نیست پایداری نمودن، بلکه جایز است فرار.و در این صورت هرگاه مظنه سلامتی داشته اشد ، مستحب است ایستادن و اگر در این صورت مظنه هلاکت باشند، بعضی گفته اند: واجب است برگشتن و جهاد نکردن و بعضی گفته اند مستحب است ترک جهاد ، و این اشبه است .البته شهید ثانی در شرح لمعه و محقق حلی در مختصر النافع بر این اعتقادند که فرار از جنگ هرگاه دشمن دو برابر یا کمتر باشد جایز نیست ولو گمان قوی به هلاکت خود داشته باشد. چگونگی برخورد با افراد در جنگ :کودکان و زنان کفاره را نباید کشت اما هرگاه کفار و مشرکین اطفال یا زنها را و یا تعدادی از مسلمانان اسیر را سپر ساخته و پشت سر آنها موضع گرفته و به جنگ مسلمین آیند و فتح و غلبه برای لشکر اسلام ممکن نباشد مگر با کشتن این سپرهای بلا در این صورت کشتن آنها جایز است.در مورد باغیان دو حالت وجود دارد:1-   آنها که روسا و سردمدارانشان د رمیدان جنگ نباشد مجروحان اینها را باید کشت و اسیرانشان را باید کشت و دنبال فراریان رفته و باید آنها را گرفت تا به جماعت خود ملحق نشوند.2-   آنها که خارج از محدوده میدان جنگ پشتوانه ای ندارند و بیم آن نیست که بازماندگان به آنها ملحق شوند و همچنان آشوب کنند چنبن کسانی مجروحان و اسیرانشان کشته نمی شوند و دنبال فراریان نباید رفت و زنان و فرزندان این گروه را نباید اسیر کرد.کشن پیرمردان ناتوان و خنثای مشکل (که زن و مرد بودن وی مشخص نیست) جایز نیست.راهب و پیرمردی که در جبهه دشمن دارای رامی باشند و یا در جنگ مداخله داشته باشند، باید کشته شوند.جایز نیست گوش و بینی و اعضای ایشان را (زنان و اطفال و دیوانگان) بیدن که آن را مثله گویند، و نه مکر کردن با ایشان.مستحبات و مکروهات جنگیدن:جنگ در قبل از زوال و شبیخون زدن ب دشمن و پی کردن حیوانات (بریدن پ پای حیوانات) و مبارزه کردن بین دو صف (مسلمین و کفار) بدون اجزه امام مکروه است.بلکه مستحب است شروع به جنگ بعد ازظهر باشد، زیرا در آن وقت درهای آسمان گشوده شده است و نصرت خداوند نازل کرد و رحمت الهی روی می اورد . بهتر است کهنبرد، پس از اقامه نماز و عصر باشد و اگر گریزی نباشد، کراهت از بین می رود.اگر رزمنده اسلام ، مصلحت را در آن ببیند که حیوان را در جنگ پی کند ، کراهت برطرف می شود ولی مرکب کافر را می توان کشت و نیز کراهت ندارد.اگر امام از آن کار(مبارزه کردن بین دو صف) منع کند ، حرام است و اگر فرد معینی را ملزم به مبارزه (در وسط میدان نبرد) کند بر او واجب عینی می شود و اگر جماعتی از مسلمانان را به آن گونه جنگیدن دستور دهد تا یکی از ایشان به آن اقدام کند، (برهمه آنها) ، اقدام به آن ، واجب کفایی می شود. اگر امام بدون صدور دستور حتمی ، به آن گونه مبارزه کردن دعوت کند، اقدام به آن مستحب می شود.به میدان رفتن بدون اذن امام مکروه است و اگر امام در موردی منع کند حرام است و اگر الزام نماید واجب است.آتش بس:جنگ باید بخاطر چند امر خاتمه یابد:1-      امان دادن به کفار ولو از جانب یک یاز مسلمانان نسبت به یکی از کفار،  یا از طرف امام یا نائب وی برای مردم یک سرزمین .شرط امان دادن این است که قبل از اسیر شدن باشد و مفسده ای به دنبال نداشته باشد، لذا اگر مثلاً به جاسوس دشمن امان داده شود، نافذ نمی باشد.2-      تسلیم شدن کفار به حکم امام یا کسی که منتخب امام است و حکمش در صورتی که برخلاف شرع نباشد نافذ می باشد.3-      و 4- اسلام آوردن و پرداختن جزیه است.5-      پیمان بستن ب ترک جنگ(آتش بس) در مدتی معین که حداکثر ده سال است در صورتی که به صلاح مسلمین باشد جایز است.اسیران :زنان و اطفال کفار حربی به بندگی گرفته می شوند و کشته نمی شوند. و اگر طفل با فرد بالغ مشتبه شود روییدن مو (برزهار) اعتبار می شود و مردان حتماً کشته می شوند اگر در حالی که جنگ بر پاست دستگیر شوند و اسلام نیاورده باشند. و امام مخیر است د راینکه گردن آنها را بزند و یا دست و پای آنها را د رجهت خلاف هم قطع کند و آنها را واگذارد تا اینکه تمام خونشان برود.و اگر بعد از تمام شدن جنگ دستگیر شوند کشته نمی شوند و امام مخیر است در اینکه بر آنها منت بگذارد و آزادشان نماید و یا فدیه بگیرد و یا ایشان را به بندگی ببرد و این حکم در اسلام هم بیاورند ساقط نمی شود. و اسیر اگر از راه رفتن عاجز باشد کشته نمی شود و عقد ذمه شامل او نمی شود و کراهت دارد که برکشته شدن وی انتظار کشنده یعنی با تشنگی و گرسنگی او را زجر ندهند.و واجب است که آب و خوردنی به اسیر بدهند، اگر چه اراده کشتن او را داشته باشید.غنائم:کلمه غنیمت در اصل لغت عرب به معنای مطلق مالی است که اکتساب میس شود و به عبارت دیگر مطلق فایده ای است که نصیب آدمی گردد خواه از راه پیروزی در جنگ و یا از راه تجارت و بازرگانی . اما در اظطلاح فقهی عبارتست از کلیه اموال منقول و غیر منقولی که رزمندگان اسلام به توسط قهر و غلبه بر کفار در جنگی که به فرمان پیامب ریا امام بر پا شده تحلیل نموده اند جه اموالی که در محاصره لشکر اسلام بوده و چه اموالی که در خارج از محاصره باشد غنیمت مشتمل بر دو دسته اموال است:1-      منقولات همانند اسب، شمشیر، ابزار و آلات جنگی، گوسفند، گاو، شتر ، جواهرات .2-      غیر منقولات نظیر زمین ، باغ ، منزل مسکونی.اموال منقول پس از کنار گذاشتن هزینه قراردادها )که امام بنا بر مصلحت معتقد می کند( و بخش های اندک (که امام به بعضی می دهد) و مقدار خمس و آنچه که امام به عنوان مازاد بر سهم به برخی می دهد و آنچه که امام برای خود برمی گزیند، باید بین همه جهادگران و کسانی که در جنگ حاضر بوده اند، حتی طفلی که پس از جمع آوری غنائم و قبل از تقسیم آنها متولد شده ،تقسیم گردد و نیز به امدادگرانی که پس از جمع آوری غنائم و قبل از تقسیم به جهادگران بپیوندند.برای سواره دو سهم و برای پیاده یک سهم و برای کسی که سه اسب یا بیشتر دارد سه سهم تعیین می گردد، گرچه جهادگران در کشتی های جنگی بجنگند [و احتیاجی به اسب نداشته باشند].کسی که دیگران را از جنگ بترساند و با ذکر نقاط قوت دشمن ، افراد خودی را متزلزل کند و کسی که دارای اسب پیر و اسب ناتوان و اسب لاغر و نحیف و اسب از کار افتاده باشد، سهمی از غنیمت ندارد.اما آن چیزی که غیر منقول است ، پس آن مال از برای همه مسلمانان است، و واجب است در آن خمس، و امام مخیر است میان جدا کردن پنج یک آن از برای صاحبان خمس.زمینهایی که در هنگام فتح آباد بوده این دسته از اموال اختصاص به مجاهدان ندارد بلکه ملک همه مسلمانان است واختیار آن بدست امام است که محصولات آن را در جهت مصالح مسلمین مصرف کند.یعنی زمین ها را به افراد مسلمان واگذار می کند و بعد بر خود زمین میلغی را سالیانه تعیین می کند به عنوان اجاره زمین که آن مسلمان به خزانه دولت واریز کند که تمام آن حراج است و یا ر محصولات آن مالیاتی را تعیین می کند که نام آن مقاسمه قابل همه نیست و هیچگاه به ملک شخصی و خصوصی کسی در نخواهد آمد.زمینهای موات و یا بائر به هنگام فتح مالک معینی نداشت تا با مسلمانان جنگ یا صلح کند اینگونه اراضی ملک امام و جزء انفال است و هیچکس حق ندارد بدون اذن امام درآنها تصرف کند.  منابع  مآخذ:1-      شرح تبصره علامه حلی/ علی محمدی / جلد اول/ انتشارات دار الفکر2-      شرح اللعه / شهید ثانی/ ترجمه علی شیروانی و محمد مسعود عباسی/ انتشارات دارالعلم3-      مختصر النافع/ محقق اول نجم الدین جعفر بن حسن حلی/ ترجمه سید محمد نجفی یزدی و سعید رزمجو4-      شرایع الاسلام/ محقق حلی/ ترجمه ابوالقاسم بن احمد یزدی / انتشارات دانشگاه تهران 5-      لمعه دمشقیه / شهید اول/ ترجمه علی شیروانی و محسن غروریان / انتشارات دارالفکر.   

 

جمعه 29/3/1388 - 3:16
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته