• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6659روز قبل
سياست

برای اعتراض به تغییر نام خلیج فارس در سایت google به این ترتیب عمل نمایید.1-     وارد سایت مربوطه  به این آدرس شوید. 

 http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

یادآوری : آدرس فوق باید به طوركامل نوشته شود .2-     در محل مربوطه نام وآدرس emile  خود را وارد نمایید.3-     در صورت تمایل در قسمت سوم نظر خود را به فارسی یا انگلیسی تایپ نمایید.4-     در قسمت پایین كلیك نكنید تا پیامتان ارسال شود.5-     در قسمت آخر میتوانید. ارسال شدن پیامتان را چك كنید.

دوشنبه 26/1/1387 - 13:3
دانستنی های علمی
   

به كعبه گفتم تو از خاك ومن از خاك ،چرا

 باید به د ور تو بگردم ؟

جواب آمد ،تو با پا آمدی باید بگردی ،برو

با دل بیا ،تا من بگردم !!!

شنبه 24/9/1386 - 12:58
دانستنی های علمی
 

فرشته بیكار

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.

هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.

مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت:

اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم .

مرد کمی جلوتر رفت .

باز تعدادی از فرشتـگـان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند .

مرد پرسید: شماها چکار می کنید ؟

یکی از فرشتـگـان با عجله گفت:

اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.

 با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید ؟

فرشته جواب داد :

اینجا بخش تصدیق جواب است.

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید:

مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد:

بسیار ساده، فقط کافیست بگویند :

خدایا شکر.

فقط كافیست بگوئید :

خدایا شکر.

يکشنبه 18/9/1386 - 12:38
دانستنی های علمی
 

براي زندگي کردن وقت بگذاريد

 

براي عشق ورزيدن وقت بگذاريد ...

زيرا رمز جاودان جواني است!

 

براي خنديدن وقت بگذاريد ...

زيرا موسيقي قلب شماست!

 

براي گريه کردن وقت بگذاريد ...

زيرا نشانه  يک قلب بزرگ است!

 

براي خواندن وقت بگذاريد ...

زيرا منبع کسب دانش است!

 

براي گوش کردن وقت بگذاريد ...

زيرا نيروي هوش است!

 

براي فکر کردن وقت بگذاريد ...

زيرا کليد موفقيت است!

 

براي روياپردازي وقت بگذاريد ...

زيرا سرچشمه  شادي است!

 

براي بازي کردن وقت بگذاريد ...

زيرا يادآور شادابي دوران کودکي است!

 

براي زندگي کردن وقت بگذاريد ...
زيرا زمان به سرعت مي‌گذرد و هرگز باز نمي‌گردد!

 

شنبه 3/9/1386 - 20:18
دانستنی های علمی

موفق ترين انسانها كساني هستند كه توانسته اند در ذهن خود انديشه هاي مثبت داشته باشند.

شنبه 19/8/1386 - 11:48
خواستگاری و نامزدی

مردي به معمار خانه اش گفت : خانه را طوري بساز كه نوه ها و نتيجه هاي من نيز در آن زندگي كنند.

معماربه او گفت : ساختمان روحت را زيبا كن كه از خوش خلقي تو هفت نسل آينده ات بهره مي برند.

شنبه 19/8/1386 - 11:42
دانستنی های علمی

شكست

تنها يك تعيير جهت موقت ، براي حركت مستقيم به سوي موفقيت است.

شنبه 19/8/1386 - 11:36
دانستنی های علمی

از ميان كساني كه براي دعاي باران به تپه ها مي روند

تنها آنهايي كه با خود چتر به همراه مي آورند

به كار خدا ايمان دارند

شنبه 19/8/1386 - 11:29
خواستگاری و نامزدی

طناب

 

داستان درباره یک کوهنورد است که می‌خواست از بلندترین کوه‌ها بالا برود.
او پس از سال‌ها آماده‌سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد
 ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می‌خواست،
 تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

 

شب بلندی‌های کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی‌دید. همه چیز سیاه بود. و ابر روی ماه و ستاره‌ها را پوشانده بود.

همانطور که از کوه بالا می‌رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد،
و در حالی که به سرعت سقوط می‌کرد، از کوه پرت شد.
در حال سقوط فقط لکه‌های سیاهی را در مقابل چشمانش می‌دید.
و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می‌گرفت.

      

همچنان سقوط می‌کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه  رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.

اکنون فکر می‌کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد.
بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود.
و در این لحظه  سکون برایش چاره‌ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:

«خدایا کمکم کن»

 

ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می‌شد، جواب داد:

«از من چه می خواهی؟»

 

ای خدا نجاتم بده!
-  واقعاً باور داری که من می‌توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داری، طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن!


... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه نجات می‌گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.
بدنش از یک طناب آویزان بود و با دست‌هایش محکم طناب را گرفته بود.

او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!

 

و شما؟
چه قدر به طنابتان وابسته‌اید؟
آیا حاضرید آن را رها کنید؟
در مورد خداوند هرگز یک چیز را فراموش نکنید.
هرگز نباید بگویید او شما را فراموش کرده.
یا تنها گذاشته است.
هرگز فکر نکیند که او مراقب شما نیست.
به یاد داشته باشید که او همواره شما را
 با دست راست خود نگه داشته است

 

                                   

جمعه 18/8/1386 - 14:25
دانستنی های علمی

فقر

نتیجه تفکر فقیرانه است

اگر ثروت می خواهیم باید تفکر خود را عوض کنیم

جمعه 18/8/1386 - 12:23
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته