• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 6697روز قبل
دنیای گیاهان و حیوانات
ماهی های گوپی دارای رنگ های متنوع و زیبایی هستند که انواع آن عبارتند از :
گوپی پوست ماری – گوپی دم قرمز سنگاپوری – گوپی کمر مشکی سنگاپوری – گوپی دم زرد – گوپی دم آبی – گوپی دم خرگوشی – گوپی فانتزی و چندین نوع گوپی دیگر که اغلب نوع ماده این ماهی از نوع نر جثه بزرگتری دارد.
پنج شنبه 16/12/1386 - 16:20
دنیای گیاهان و حیوانات
جک دمپسی – Jack Dempsey  :
این ماهی از لحاظ سیستماتیک در راسته سوف ماهیان و خانواده سیکلیدها و جنس سیکلاسوما قرار میگیره . نام علمی این ماهی Cichlasoma octofasciatum  ست . واژه octofasciatum  به معنی هشت خط هست و اشاره به  8  نوار تیره عرضی داره که روی بدن ماهی کشیده شده . این ماهی در بازار ایران اسامی گوناگونی داره مثل سیکلید کله قویی !
 
ماهی جک دمپسی یک ماهی رنگارنگ زیبا ست . هر چند که استرس می تونه رنگ این ماهی رو تحت تاثیر قرار بده و به خاکستری یا سیاه دگرگون کنه ؛ اما اگر در شرایط خوبی نگهداری بشه واقعن زیباست و رنگی دیدنی داره ؛ زمینه ای تیره با نقاط بسیار زیبا و درخشان مثل جواهر ! بعضی از انواع این ماهی هم کمیاب هستن و همین کمیاب بودن باعث افزایش قیمت جهانی اونها شده .
این ماهی در اصل بومی آمریکای مرکزیه . دمای  22  تا  30  درجه سانتی گراد رو تحمل کرده ولی  25  تا  28  درجه برای زیستش مناسب تره .p.H  خنثی و در محدوده  7  تا  8  مناسبه . طول عمر این ماهی بیش از  10  سال گزارش شده . طول ماهی تا  20  سانتی متر هم میرسه و در این اندازه آماده تولید مثل میشه . ماهی جک دمپسی در زیستگاه طبیعی از کرم ها ، سخت پوستان ، حشرات و ماهیان کوچک تغذیه می کنه . ولی در آکواریوم میشه با غذاهای مختلف تغذیه ش کرد و از این لحاظ ماهی سخت گیری نیست . در زمان نوزادی باید اونها رو با آرتمیاهای زنده درشت و کرم خاکی زنده تغذیه کرد . از غذا های خشک و فریز شده از کرم توبیفکس ( مکعب های کوچک ) استفاده میکنن . همینطور کرم خونی منجمد . بهتره که از غذاهای شرکت تترا که بصورت پولکی یا Flake  و گرانول برای این نوع ماهی ها بنام تترا سیکلید تهیه شده استفاده کرد !
- تفاوت ماده و نر و شیوه تولید مثل سیکلید جک دمپسی :
سن بلوغ جنسی این ماهی در شرایط نرمال در حدود یک سالگی و به طور کلی زیر  15  ماهگی پس از تولد رخ میده و پس از بلوغ می تونه چند بار در سال تخم ریزی کنه . این ماهی بین  500  تا  800  تخم میریزه . رفتار تولید مثلی ماهی جک دمپسی مانند رفتار کلاسیک بیشتر سیکلید هاست .این ماهی یکی از ساده ترین ماهیان برای تکثیر شناخته میشه . در موقع تکثیر بهترین دما سیکلید ۲۶  درجه سانتی گراد هست . نر ها معمولا بزرگ تر ، رنگین تر و دارای باله دمی و مخرجی دراز تری هستن . همچنین در نرهای مسن تجمع بافت چربی بیشتری رو میشه در ناحیه سر مشاهده کرد و به همین جهت در ایران به این ماهی گاه کله قویی هم گفته میشه !
- رفتار شناسی ماهی جک دمپسی :
ماهی جک دمپسی ماهی شرور و ستیزه جوو نا آرومیه و معمولن تند خوییش رو با جوئل فیش یا جواهر ماهی مقایسه میکنن . البته گاهی خجالتی به نظر میآد و اگر در دکور آکواریوم غارهایی برای مخفی شدن این ماهی درست کنید ، بیشتر ترجیح میده که در این پناهگاه ها استراحت کنه . نگهداری ماهیان نر این گونه با هم در یک مخزن مشکل سازه ( مگر اینکه مخزن خیلی بزرگ باشه ) در ضمن معرفی ماهی ماده غیر بالغ یا غیر آماده به مخزن حاوی نر بالغ در زمان تولید مثل ممکنه باعث مرگ ماهی ماده به وسیله ماهی نر بشه ؛ از طرفی ، وقتی یک نر و ماده آماده با هم جفت شدن ، آکواریوم محیط نا امنی برای سایر ماهیها ( چه از این گونه و چه سایر گونه ها ) بوجود میاد چون با نزدیک شدن ماهی های دیگه به محل تخم ریزی دمپسی ها ، سرنوشتشون مرگ یا آسیب های جدی خواهد بود . برای تخم ریزی ، ابتدا سنگ صاف و صیقلی ای مثل یک تکه سرامیک رو در داخل آکواریوم اونها قرار میدیم . والدین اقدام به پاک نمودن سطح اون می کنن . سپس تخم ریزی و لقاح انجام می شه . طول دوره انکوباسیون ( یعنی زمانی که طول می کشه تا نوزادان از تخم خارج بشن ) سه روز بوده و پس از اون والدین نوزادان رو در گودالی که از قبل در کف ماسه های آکواریوم حفر کردن میبرن و در اونجا ازشون مراقبت میکنن !
معمولا ماهی ها هر روز یا یک روز در میون گودال جدیدی ساخته و بچه ماهیان رو به اونجا منتقل می کنن و این کار تا روز دهم تولد یعنی تا زمانی که شنای آزاد بچه ماهیان شروع  می شه ادامه پیدا میکنه ! نکته مهم در پرورش این ماهی ها اینه که دمپسی ها از تخم ها و نوزادان به شکل بسیار مطلوبی مراقبت میکنن و مراقبت از نوزادان بین ماهی نر و ماده تقسیم می شه . رفتار این ماهیها با فرزندان به حدی دوستانه ست که پرورش دهنده ها یک جفت از این ماهی ها رو در آکوآریوم بسیار بزرگی قرار میدن تا وقتی بچه ها بزرگ شدن جای کافی برای همه ماهی ها وجود داشته باشه و بینشون نزاع در نگیره ! پدر و مادر بچه ها رو بصورت گروهی اداره میکنن و از پراکنده شدن اونها جلوگیری می کنن تا با این کار بتونن مراقبت بهتری ازشون بعمل بیارن . بچه ماهیها تا زمانیکه به سن بلوغ نرسیدن می تونن با پدر و مادر در یک مخزن به خوبی زندگی کنن .
در مورد دکوراسیون دلخواه این ماهی باید گفت که جک دمپسی و بسیاری از سیکلید ها با کندن زمین و خارج نمودن گیاهان از بستر باعث تخریب اونها میشن . بهترین محل برای اونها آکواریومی صخره ای با تکه های کنده درخت و نوز ضعیف هست . همچنین ریشه های زیر آبی و تکه های چوب در زیستگاه طبیعی اونها فراوونه و میشه با اضافه کردن چنین اجسامی به آکوآریوم در طبیعی تر کردن محل زندگی اونها اقدام کرد . از کوزه های سفالی هم لذت میبرن ولی باید اندازه کوزه رو بزرگ بگیرین چون این ماهی ها به سرعت بزرگ میشن ! استفاده از گیاهان طبیعی فایده ای نداره چون عادت کند و کاو سیکلیدها در نهایت به نابودی گیاهان ختم میشه ! بهتره از گیاه پلاستیکی استفاده بشه تا طبیعی ! ماهی هایی که در صورت اجبار میتونید با دمپسی ها نگهداری کنید شامل انواع سیکلید ها ، گربه ماهیان ( لجن خوار یا کت فیش ) ، شارک ها ، نایف و ماهیانی از این قبیل استفاده کرد ولی نباید فراموش کرد که هم مخزنی های ماهی جک دمپسی باید هم اندازه و یا بزرگ تر از خودشون باشن . هر چند جک دمپسی معمولن ماهی شروریه و سازگاریش با ماهیان دیگه تصادفیه . معمولن بعد از معرفی جک دمپسی به آکواریوم عمومی ، باید یک هفته تا ده روز به دقت رفتار این ماهی رو تحت نظر قرار داد تا اتفاق ناگواری رخ نده . همینطور از اونجایی که جک دمپسی در کف آکواریوم گودال ایجاد می کنه ، آب کدر شده و به همین دلیل نیاز به وجود فیلتر های مناسب در مخزن هست . 
پنج شنبه 16/12/1386 - 16:14
آموزش و تحقيقات

- رد تیل –  RedTail CatFish:

 

نام علمی این ماهی Phractocephalus hemioliopterus هست و از خانواده Pimelodidae به شمار میاد  . این نوع گربه ماهی جزو زیباترین گربه ماهی های آکواریومه و بومی آمریکای جنوبی و رودخانه های برزیل و آمازون و در اغلب نواحی آمریکای جنوبی گسترده شده . سطح زیر شکم زرد لیمویی هست و پشت ماهی سبز یشمی و لجنی و دارای خالهای سیاه و برجسته روی پشت و دمی دو شاخه و بزرگ و بدنی پهن . سبیلهای دراز و باریکی از دور دهانش خارج شده و دهان بر خلاف انواع دیگه در جلو قرار داره . این ماهی شدیدن مهاجمه و جزو ماهی های گوشتخوار به حساب میاد و باید با ماهی های گوشتخوار نگهداری بشه . بهتره آب کمی اسیدی باشه . pH مورد نیاز 5.5 - 6.8 و dH آب 9 - 10 رو میپسنده . بهتره از فیلترهای بیرونی استفاده کنین و همچنین بخاری های روکش دار یا نشکن . چون این ماهی ها خودشونو به بخاری میکوبن و امکان شکستن بخاری وجود داره .

رد تیل از ماهی های زنده ریز و ماهی کیلکا و کرم خونی و دل و اسفناج و میگو و حتا میوه ها تغذیه میکنه . در طبیعت این ماهی عامل پراکنده ساختن تخم گیاهان به شمار میاد .  . آب گرم 26 تا 28 درجه رو میپسنده و دکور آکواریوم بصورت صخره ای با ریگ های درشت و فضای کافی برای شنا . رشد سریعی داره و خیلی زود بزرگ میشه و در محیط آکواریوم تا یک متر هم رشد میکنه ولی در طبیعت گاه تا 3 متر هم دیده شده با وزنی در حدود 200 کیلو گرم . خوبه از قبل پیش بینی جای اون رو بکنید چون رشد این ماهی خیلی سریعه و به جای وسیعی نیاز داره . جزو ماهی های مقاوم هست و به ندرت بیمار میشه !

پنج شنبه 16/12/1386 - 15:58
آموزش و تحقيقات

همون گیاهییه كه ما با نام الودئا میشناسیم.این جنس از گیاه دارای چند گونه است كه از لحاظ شكل برگ و فرم كمی با هم اختلاف دارند.
گیاهیه كه در استخر یا حوض یا اكواریومهای آب سرد یا تانكهای معمول ما میتونه پایدار بمونه.اگر در ماسه یا شن و سنگریزه كاشته بشه از خودش ریشه میزنه و میشه اونو مثل یك گیاه شناور هم نگهداشت.گیاهیه كه برای تازه كارها خوبه چون هم خوب رشد میكنه و هم به خوبی با شرایط آبی سازگار میشه و هم اینكه تكثیرش راحته.تو دمای 10 تا 25 درجه رشد میكنه و پایدار میمونه و اسیدیته 6.5 تا 7.5 رو میپسنده و ترجیحا با آب سخت سازگاره و نیازه نوریش بسته به گونه اش از متوسط تا زیاده

یك بار من چند شاخه اش رو تو بهار داخل یك حوضچه انداختم كه حدود 1.5 متر عمق داشت .بعد از مدتی كه انتظارش رو نداشتم به گیاه بسیار باشكوهی تبدیل شد.شاید طول هر شاخه اش بیش از 1 متر بود و شاخه های جانبی زیادی از هر شاخه داشت و در زیر آب به نظر میرسید كه یك درخت تنومند و باشكوهه.قطر ساقه و برگش شاید حدود 7 سانت میشد.وقتی كه در پاییز برای جلوگیری از خراب شدنش به آكواریوم انتقالش دادم پس از مدتی وزن كم كرد و شاخه هایی كه خودشونو تطبیق داده بودند رنگشون عوض شده و قطرش تقریبا نصف شد.
همون گیاهییه كه ما با نام الودئا میشناسیم.این جنس از گیاه دارای چند گونه است كه از لحاظ شكل برگ و فرم كمی با هم اختلاف دارند.
گیاهیه كه در استخر یا حوض یا اكواریومهای آب سرد یا تانكهای معمول ما میتونه پایدار بمونه.اگر در ماسه یا شن و سنگریزه كاشته بشه از خودش ریشه میزنه و میشه اونو مثل یك گیاه شناور هم نگهداشت.گیاهیه كه برای تازه كارها خوبه چون هم خوب رشد میكنه و هم به خوبی با شرایط آبی سازگار میشه و هم اینكه تكثیرش راحته.تو دمای 10 تا 25 درجه رشد میكنه و پایدار میمونه و اسیدیته 6.5 تا 7.5 رو میپسنده و ترجیحا با آب سخت سازگاره و نیازه نوریش بسته به گونه اش از متوسط تا زیاده
یك بار من چند شاخه اش رو تو بهار داخل یك حوضچه انداختم كه حدود 1.5 متر عمق داشت .بعد از مدتی كه انتظارش رو نداشتم به گیاه بسیار باشكوهی تبدیل شد.شاید طول هر شاخه اش بیش از 1 متر بود و شاخه های جانبی زیادی از هر شاخه داشت و در زیر آب به نظر میرسید كه یك درخت تنومند و باشكوهه.قطر ساقه و برگش شاید حدود 7 سانت میشد.وقتی كه در پاییز برای جلوگیری از خراب شدنش به آكواریوم انتقالش دادم پس از مدتی وزن كم كرد و شاخه هایی كه خودشونو تطبیق داده بودند رنگشون عوض شده و قطرش تقریبا نصف شد.
همون گیاهییه كه ما با نام الودئا میشناسیم.این جنس از گیاه دارای چند گونه است كه از لحاظ شكل برگ و فرم كمی با هم اختلاف دارند.
گیاهیه كه در استخر یا حوض یا اكواریومهای آب سرد یا تانكهای معمول ما میتونه پایدار بمونه.اگر در ماسه یا شن و سنگریزه كاشته بشه از خودش ریشه میزنه و میشه اونو مثل یك گیاه شناور هم نگهداشت.گیاهیه كه برای تازه كارها خوبه چون هم خوب رشد میكنه و هم به خوبی با شرایط آبی سازگار میشه و هم اینكه تكثیرش راحته.تو دمای 10 تا 25 درجه رشد میكنه و پایدار میمونه و اسیدیته 6.5 تا 7.5 رو میپسنده و ترجیحا با آب سخت سازگاره و نیازه نوریش بسته به گونه اش از متوسط تا زیاده
یك بار من چند شاخه اش رو تو بهار داخل یك حوضچه انداختم كه حدود 1.5 متر عمق داشت .بعد از مدتی كه انتظارش رو نداشتم به گیاه بسیار باشكوهی تبدیل شد.شاید طول هر شاخه اش بیش از 1 متر بود و شاخه های جانبی زیادی از هر شاخه داشت و در زیر آب به نظر میرسید كه یك درخت تنومند و باشكوهه.قطر ساقه و برگش شاید حدود 7 سانت میشد.وقتی كه در پاییز برای جلوگیری از خراب شدنش به آكواریوم انتقالش دادم پس از مدتی وزن كم كرد و شاخه هایی كه خودشونو تطبیق داده بودند رنگشون عوض شده و قطرش تقریبا نصف شد.
پنج شنبه 16/12/1386 - 15:44
آموزش و تحقيقات

معرفی یک گیاه مناسب برای آکواریوم های نیمه شور :

گیاه Vallisneria یا همون گندمی معروف یکی از بهترین گیاهان برای آب های نیمه شور هست . این گیاه مقاومت بالایی در آبهایی از خودش نشون میده که در اون نمک نسبتن زیادی وجود داره . بر خلاف سایر گیاهان که وجود نمک در آبشون باعث میشه رشدشون کم یا متوقف بشه و زرد بشن , این گیاه به خوبی در این آبها رشد میکنه . به همین دلیل این گیاه بسیار مناسب نگهداری 3 گونه معروف ماهیان آکواریومی یعنی انجل مونو - پوفر و تارگت فیش هست که نوع سوم اون در خلیج فارس به وفور پیدا میشه و ماهی بسیار مناسبی برای همزیستی با این ماهی هاست . برای تزئین آکواریوم حاوی این ماهی ها که به لب شور هم معروف هستن ( چون به ازای هر 10 لیتر آب نیاز به 3 قاشق غذا خوری نمک دارن ) بهتره از این گیاه استفاده بشه . نگهداری از این 3 ماهی میتونه مقدمه ای برای براه اندازی یک آکواریوم آب شور تمام عیار باشه .

پنج شنبه 16/12/1386 - 15:35
بیوگرافی و تصاویر بازیگران

افلاطون:بر آنچه از دست رفته است اندوه مدار.

دیل كارنگی:برای زندگی فكر كنید اما غصه نخورید.

دیل كارنگی:دیگران را همانطور كه هستند بپذیرید.

لافونتن:با استقامت به همه چیز می توان رسید.

بزرگمهر:دست در قناعت زن تا فارغبال شوی.

بزرگمهر:راز خود را پیش هركس فاش مكن تا رسوا نگردی.

چرچیل:سعی كن فرمانده ی روح خود باشی.

انوشیروان:راست و درست گو اگر چه تلخ است.

امرسون:در قلب خود بنویسید كه:امروز بهترین روز سال است.

سولون:در انتخاب دوست ،شتاب مكن وبه تعجیل از دوستان روی مگردان

سه شنبه 14/12/1386 - 16:46
دعا و زیارت

1- آخرین گفتگوهای امام حسین(علیه‌السلام) با دشمنان
«و جلس على صدر الحسین» شمر روی سینه‌ی امام حسین نشست. «و قبض على لحیته» ریش مبارك امام حسین را گرفت. «و همّ بقتله» همت كرد كه امام را با خنجر سرش را جدا كند. «فضحك الحسین» «ضحك» یعنی خندید. این را می‌گویند «نفس مطمئنه» خیلی است. دشمن روی سینه نشسته است. ریش را گرفته است. خنجر را گذاشته است. آنجا امام حسین(ع) لبخند می‌زند. الله اكبر! «فقال له» امام حسین گفت: «أ تقتلنی و لا تعلم من أنا» می‌كشی؟ نمی‌دانی من كه هستم؟ «فقال أعرفك حق المعرفة» شمر گفت: می‌شناسمت، خوب هم می‌شناسم. «أمك فاطمة الزهراء» مادرت فاطمه است. «و أبوك علی المرتضى» پدرت علی بن ابیطالب است. «و جدك محمد المصطفى» می‌كشمت و باكی هم ندارم. از این چه می‌فهمیم؟ از این می‌فهمیم كه علم بشر را نجات نمی‌دهد. شمر امام حسین را خوب می‌شناخت. شناخت كافی نیست. در كنار علم باید ایمان هم باشد. اینكه ما دائم بگوییم: بچه ما لیسانس است، فوق لیسانس است، دكتر و مهندس است، علم آدم را نجات نمی‌دهد. در قرآن بسیار آیه داریم كه می‌فرماید: «مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ» (آل‌عمران/19) باسواد است، اما كج می‌رود. باسواد است و كج می‌رود. خیلی مهم است. این خیلی مهم است. شمر گفت می‌شناسم «اعرفك حق المعرفة» خوب می‌شناسمت. «أقتلك و لا أبالی» می‌كشمت و باكی هم ندارم. «فضربه بسیفه اثنتی عشرة ضربة» 12 خنجر به بدن امام حسین(ع) فرو كرد. آخرش هم «ثم جز رأسه» بعد سر امام را هم برید. این را برای چه گفتم؟ دو هدف داشتم. یكی اینكه علم انسان را نجات نمی‌دهد. كنار علم باید ایمان باشد. یكی هم اینكه امام حسین(ع) دل آرام داشت. در حساس‌ترین وقت، جمله عربی‌اش چه بود؟ «ضحك» خندید. این خیلی مهم بود برای من. نشانه نفس مطمئنه است.
حالا جلوه‌هایی از دل آرام:
بحث را شب اربعین می‌بینیم. «نمونه‌های آرامش دل»
1- اینكه امام حسین(ع) با جرأت می‌تواند دشمنش را معرفی كند و هیچ تقیه‌ای نكند. با صراحت می‌گفت: «فاسقٌ» یزید فاسق است. «شارب الخمر» شراب خوار است. این استیضاح یك! با صراحت مفاسد حكومت را می‌گوید. این علامت آرامش دل است. آدمی كه دلهره داشته باشد، جرأت نمی‌كند به این روشنی، بگوید فلانی چنین و چنان است. رك می‌گوید: بله!
2- آگاهی از حوادث. از حوادث به خوبی آگاه است. اینطور نیست كه امام حسین(ع) غافلگیر شد. قبل از امام حسین، امیرالمؤمنین آمد برود، پرسید: اینجا كجاست؟ گفتند اینجا كربلاست. فرمود: پسرم را همین جا می‌كشند. قصه‌ی كربلا را قبل از شهادت امام حسین خوب می‌دانست.
2- اعتماد به نفس در سایه‌ی ایمان به خدا
3- اعتماد به نفس در سایه‌ی ایمان به خدا. اعتماد به نفس به تنهایی خوب نیست. چون ما در سایه‌ی ایمان به خدا باید اعتماد به نفس داشته باشیم. امام حسین فرمود: «وَ اللَّهِ لَوْ لَمْ یَكُنْ مَلْجَأ» اگر در دنیا هیچ پناهگاهی نباشد «وَ لَا مَأْوًى» هیچ پناهگاهی نباشد. «لَمَا بَایَعْتُ یَزِیدَ بْنَ مُعَاوِیَة» (بحارالانوار/ج44/ص329) هیچ جا نباشد من با یزید بیعت نمی‌كنم. اعتماد به نفس! اما «والله» آگاه باشید، به خدا قسم! «وَ اللَّهِ لَا أُجِیبُهُمْ إِلَى شَیْ‏ءٍ مَمَّا یُرِیدُون» به خدا قسم اهدافی كه بنی امیه دارد، یكی از آن‌ها را جواب مثبت نمی‌دهم. به همه‌ی هدف‌ها می‌گویم: نه! تا كی؟ تا زمانی كه «وَ أَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمِی» (بحارالانوار/ج45/ص12) تا اینكه این ریش‌های من با خون گردنم، خضاب شود. یعنی تا اینجا پیش می‌روم، به حكومت فاسد بله نمی‌گویم. اعتماد این است. «یَأَیَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ» دل آرام!
4- نمونه‌ی دیگر. هدفداری و توكل! فرمود: «وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّهِ» من توفیق ندارم، مگر توسط خدا. «عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ» فقط بر خدا توكل می‌كنم. «وَ إِلَیْهِ أُنیب» (هود/88) و به سوی خدا كوچ می‌كنم. بر او توكل می‌كنم و به سوی خدا می‌روم و از همه حوادث رد می‌شوم. روح بزرگ! این روح‌های كوچك مانند لاستیك‌های دوچرخه هستند و در اولین موج تاب برمی‌دارند. روح بزرگ مانند لاستیك‌های تراكتور است. از هر موجی رد شود، تاب برنمی‌دارد. كشتند، بردند، زدند. . . دل آرام!
5- ایمان به مقدرات: امام فرمود: «كل من قضی فهو كائن» هر چه كه خدا مقدر كرده است، شدنی است. بیخود در مقابل مقدرات خدا دست و پا نزنید. مقدرات حتمی خدا شدنی است. «صبراً علی قضائك» عربی‌هایی كه می‌خوانم برای امام حسین است. خدایا هر چه كه تو مقدر كردی، من صبر می‌كنم. مقدر كردی این چنین باشد، طوری نیست، راضیم. «رضاً برضاك»
3- آمادگی برای شهادت، از نشانه‌‌های دل آرام
6- از مرگ نترسیدن: الان به بنده اگر بگویند: آقای قرائتی! شما چهار شب دیگر می‌میری، اِه. . . من. . . از حالا می‌میرم و بهم می‌ریزم. رادیو و تلویزیون و نهضت سواد آموزی و ستاد نماز و این سخنرانی‌ها را همه را رها می‌كنم و فرار می‌كنم كه خدایا چهار روز دیگر می‌میرم. هر كس. . . قرآن می‌گوید اگر می‌خواهید ببینید كه كارتان درست است یا نه؟ اگر خبر مرگتان را دادند می‌ترسید یا نه؟ حتی نمی‌گوید: نترسید. می‌گوید: «فَتَمَنَّوُا الْمَوْت‏» نمی‌گوید: «لا تخافون من الموت» «إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاس‏. . . » آخر یهودی‌ها می‌گفتند ما از اولیاء الله هستیم. خدا می‌گوید با این خط كش متر كنید و ببینید. اگر از اولیاء خدا هستید، باید از مرگ كه نمی‌ترسید، هیچ اصلاً باید «فَتَمَنَّوُا الْمَوْت‏» (جمعه/6) تمنا یعنی باید آرزوی مرگ بكنید. یك آیه داریم كه آیه تندی است. نمی‌دانم بگویم یا نگویم. . . بگو دیگر آیه قرآن است، از خودت كه نیست. شعر نیست كه بگویی شاعر خیال كرده است، حدیث نیست كه بگویی شاید حدیثش ضعیف باشد. تاریخ نیست كه بگویی شاید دروغ باشد. قرآن است. قرآن می‌فرماید: خیلی سخت است. سخت است. خیلی، خیلی، خیلی، خیلی سخت است. خیلی سخت است، خیلی سخت است. می‌گوید: علامت اینكه ما دین داریم، یا دین نداریم، اگر گفتند خودت را بكش، می‌كشی یا نه؟ آیه‌اش این است: «وَ لَوْ أَنَّا‏» یعنی اگر ما «كَتَبْنا عَلَیْهِم» بنویسیم بر این‌ها، واجب كنیم. «أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‏» (نساء/66) اگر گفتیم برو بالای منار و خودت را پرت كن، مردش هستی یا نه؟ می‌گوید: بله ببینید، نادر هستند اینها.
قصه‌ای نقل می‌كنند كه یك كسی آمد پهلوی امام. گفت: آقا قیام كن! شما این همه مرید داری، بلند شو و حكومت وقت را سرنگون كن! كودتا كن! فرمود تو هم. . . بله! بنده هم از آن جان نثاران شما هستم. من فدایی و پیش مرگ شما هستم. حضرت فرمود برو داخل این تنور. گفت: آقا ما خلافی نگفتیم، آقا ما چه گناهی كردیم؟ یك نفر دیگر آمد، گفت: برو داخل تنور! رفت. گفت: چند تا مؤمن تنوری داریم؟ گفت: تنوری هیچی، خداحافظ! آیه داریم كه آد‌م‌ها سر دو فلس پول، رفوزه شده‌اند. صفر گرفتند و آن‌هم نه صفر عادی! صفر بزرگ، قد درب قوری! می‌آمدند تنگ گوش پیغمبر كه یا رسول الله! . . . پچ پچ پچ. . . . هی تنگ گوش او، او می‌رفت و او می‌آمد. پیغمبر خسته شد. آن هم خلق بزرگ پیغمبر. خوب آدم ده تا، بیست تا، سی تا! آیه نازل شد كه هر كس می‌خواهد در گوش پیغمبر صحبت كند، برود و یك درهم صدقه بدهد. تا دیدند پول است، در رفتند و گفتند: نه آقا! غرض عرض سلامی بود. آیه نازل شد كه خیلی خوب برگردید. نمی‌خواهد صدقه بدهید. فقط می‌خواستم بگویم كه شما مرد نیستید. آیه‌اش این است: «أَ أَشْفَقْتُمْ» ترسیدید؟ «أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَی‏» عربی‌هایی كه می‌خوانم قرآن است. «أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواكُمْ صَدَقات‏» (مجادله/13) ترسیدید برای در گوشی پیغمبر یك درهم به فقیر بدهید و بیایید در گوشی بگویید؟ یعنی پیغمبر را به اندازه یك درهم. . . یعنی ترسیدی پول بدهی؟ خانه‌اش را چند میلیون عوض می‌كند، برای بچه‌اش كفش می‌خرد چند هزار تومان. اما تا یك كتاب گران است، هی سوت می‌كشد. تو برای پای بچه‌ات اینقدر پول دادی، برای مخ بچه‌ات چرا سوت می‌كشی؟ یعنی پای بچه تو از مخ بچه تو. . . شما برای مبلمانت، برای تغییر ماشین‌ات، برای تغییر خانه‌ات، برای دیوار پشت خانه‌ات كه سنگ كذایی بكنی، آجر چنانی بكنی، برای دیوار پشت خانه‌ات اینقدر خرج كردی، سوت نكشیدی! آن وقت برای فهم بچه‌ات اینقدر سوت می‌كشی كه چه كنی؟ یعنی مخ بچه‌ات، به اندازه پشت دیوار خانه‌ات نمی‌ارزد؟ نه مشكل افراد دل آرام. . .
4- حضرت عبدالعظیم حسنی از اولیاء خدا
امیرالمؤمنین می‌گوید: اگر می‌خواهید ببینید، ولی حقیقی ما هستید. . . ولی حقیقی مهم است، ولی حقیقی لقبی است كه امام به حضرت عبدالعظیم داد. شهر ری! همان كه زیارت حضرت عبدالعظیم، ثواب زیارت كربلا را دارد. این مهم است.
یكی از برادرهای عزیز روحانی، پیشنماز حرم حضرت عبدالعظیم شده بود. یكی از بزرگان به او رسید و نمی‌دانست كه ایشان پیشنماز حرم حضرت عبدالعظیم است. گفت: آقا بخشید، من خوابی برای شما دیدم. گفت: چه خوابی دیدی؟ گفت: من خواب دیدم كه شما پیشنماز حرم امام حسین شده‌ای. گفت: شما خبر از من نداری؟ گفت: نه! گفت: من مدتی است كه پیشنماز حرم حضرت عبدالعظیم شده‌ام. این خواب‌ها هم آن حدیث‌ها را تأیید می‌كند. البته چون حدیث داریم، خواب دنبال حدیث ارزش است. نمی‌شود با خواب ایمان درست كرد. ایمان را باید از عقل درست كرد، منتها این خواب‌ها هم بندكشی می‌كند. امام به حضرت عبدالعظیم فرمود: «انت. . . » «انت» می‌دانید یعنی چه؟ تو! «أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّا» تو ولی ما هستی. یعنی تو راست می‌گویی. تو واقعاً و حقیقتاً ولی ما هستی. آن وقت حدیث داریم هر كس می‌خواهد ببینید ولی امیرالمؤمنین، شیعه درجه یك هست یا نه، از یاران درجه یك حضرت مهدی هست یا نه؟ علامتش این است كه حدیث داریم، نمی‌رسید به ولایت درجه یك مگر اینكه اگر همه مردم منطقه گفتند تو آدم بدی هستی، دلت آرام باشد. مثل اینكه مثلاً در دستت طلاست، شما یك سكه طلا در دست می‌گیری، همه تهران بگویند: سفاله! سفاله! سفاله! سفاله! شما می‌خندید. بگویید تا خسته شوید. چون خود تو می‌دانی طلاست، اگر همه كره‌ی زمین هم بگویند سفال است، آرام هستی. ولی اگر در دستت سفال است، همه‌ی مردم گفتند: طلاست! باز دلت آرام است. خودت كه می‌دانی چیست. خودت كه می‌دانی چیست! این نفس مطمئن یعنی اگر همه گفتند زنده باد! همه گفتند: مرده باد! چیزیت نشود. این دل آرام. . .
5- امام خمینی(ره) و دل آرام
یكی از بزرگان پهلوی امام رفت. گفت: طرفداران بنی‌صدر به من جسارت می‌كنند. جسارت می‌كردند. مثلاً به بهشتی جسارت می‌كردند. امام فرمود: چه صدایی می‌آید؟ می‌گفت: گوش دادیم و دیدیم كه مردم در پشت دیوار می‌گفتند: «روح منی خمینی *** بت شكنی خمینی» امام فرمود: مردم تهران، پشت این دیوار بگویند زنده باد خمینی، یا بگویند مرگ بر خمینی در من اثر ندارد. این را دل آرام می‌گویند. نفس مطمئنه! دل آرام. . . البته نیست. من هم كه می‌گویم، حرفش را می‌زنم. چون شب اربعین بیننده‌ها پای تلویزیون هستید، نتیجه بحث این است كه از خدا بخواهیم. . . حالا دعا می‌كنم، همه‌ی شما آمین بگویید. خدایا! به امام حسینی كه دلش آرام بود، و اصحابش كه دلشان آرام بود، حالا اصحاب امام حسین را هم من اینجا نوشتم كه بعضی از اصحاب امام حسین را كه مثلاً ابالفضل فرمود: به خدا قسم اگر دستم را قطع كنید، دست از دین برنمی‌دارم. این دل آرام است دیگر! به زینب كبری(س) گفتند: وضع را چگونه دیدی؟ گفت: هیچ چیزی جز زیبایی ندیدم. همه چیز زیباست. طوری نشده است. خیلی مهم است. حضرت قاسم می‌گوید: از عسل شیرین‌تر است. بچه‌ی 13 ساله می‌گوید: مرگ از عسل شیرین تر است. خیلی مهم است. خیلی مهم است. علی اكبر می‌گوید كه: اگر ما حقیم «و لا أبالی» مهم نیست، هر چه می‌خواهد بشود. به امام حسین می‌گویند: كشتن است! می‌گوید: باشد، كشتن باشد. دل آرام! دل آرام! «إِنِّی لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَة» من مرگ را چیزی جز سعادت نمی‌بینم. مرگ سعادت است. «وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما» (بحارالانوار/ج44/ص193) زندگی با ظالم نكبت است. دل آرام! دل آرام اینطور نیست كه حالا مردم بگویند: خوب است! مردم بگویند: بد است! منتظر این باشد كه تعریفش را بكنند، تعریفش را نكنند. ما دلمان آرام نیست. ما اگر چند نفر یك كتاب بنویسیم، در اینكه اسم ما كجا باشد، چانه می‌زنیم. آقا! اسم من اول باشد. آخرش می‌گوییم: قرعه بكشیم. یا می‌گوییم به ترتیب حروف الفبا.
دل آرام! ما در جبهه دل آرام دیدیم. یك وقت در جبهه ما دیدیم كه این رزمنده‌ها، به هم نگاه كردند، گفتند آقا یك بیست دقیقه دیگر وقت داریم تا برویم خط مقدم. این بیست دقیقه یك گیم دیگر بازی كنیم. اصلاً من همین‌طور ماندم. این 20 دقیقه دیگر می‌رود خط مقدم، خط مقدم هم یعنی قتلگاه! ‌این چطور دارد توپ بازی می‌كند؟ با اینكه می‌داند 20 دقیقه دیگر. . . چه دل آرامی! اصلاً خودم را باختم. یعنی احساس خجالت و شرمندگی كردم كه چه دل آرامی!
6- انجام تكالیف الهی، عامل آرامش دل
به یكی از علمای بزرگ گفتند اگر به شما بگویند: هفته دیگر می‌میری. . . به شما بگویند: یك هفته دیگر بیش‌تر عمر نداری، این یك هفته‌ای كه از عمرت باقی مانده است را چه می‌كنی؟ ایشان گفت: هر كاری می‌كنم، همانكاری است كه از اول تكلیف كرده‌ام. یعنی از اول تكلیف جوری كار كرده‌ام كه بتوانم قیامت، جواب بدهم. بنابراین اگر به من بگویند: هفته‌ی دیگر می‌میری، الان می‌میری هیچ برای من فرقی نمی‌كند. این امام كه فرمود من با دلی آرام می‌روم، دروغ نمی‌گفت. ده دوازده سال پیش دل آرام را نشان داد. وقتی در هواپیما نشست، كه دوازده بهمن بیاید. هواپیما. . . حكومت دست شاه بود، بختیار بود، هنوز دست آمریكایی‌ها و نمایندگانی كه آمریكا هنوز اینها را دوست دارد، بود. به او گفتند چه احساسی داری؟ یادتان هست چه گفت؟ بگویید، ‌هر كه بلد است بگوید. گفت: هیچی! یعنی هواپیما سرنگون بشود، شد كه شد! رفتیم و حكومت اسلامی تشكیل دادیم، شد كه شد! من وظیفه‌ام بوده در مقابل شاه قیام كنم، شاه بزرگ‌ترین منكر است. نهی از منكر كه فقط این نیست كه آقا غیبت نكن، دروغ نگو! بی‌حجاب نباش! نمی‌دانم. . . اینها هم نهی از منكر است اما منكر بزرگ. . . وجود طاغوت منكر است. خود وجود شاه منكر است. وجود بنی‌امیه منكر است. باید اینرا برداریم. نهی از منكر كلیدی! منكرات بزرگ كه برداشته شود، باقی خودش خوب می‌شود. «اذهب الی فرعون» ‌برو به سراغ فرعون. «انه طغی»
«ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً(فجر/28) فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى(فجر/29) وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ(فجر/30)» راجع به امام حسین و اربعینش چون بینندگان عزیز شب اربعین بحث را گوش می‌دهند:
اول اینكه در بین زیارت‌ها، زیارت اربعین علامت ایمان است. چند چیز علامت ایمان است. یكی از آن‌ها زیارت اربعین است. و لذا در كربلا اربعین امام حسین از عاشورا هم جمعیتش بیش‌تر است. علامت ایمان است.
دوم اینكه هیچ كسی به اندازه سال شهادتش برایش اربعین گرفته نشده است. امام حسین 1368 سال است كه شهید شده است. 1368 اربعین برایش گرفته‌اند. برای هیچ پیغمبری و هیچ امامی، اینقدر اربعین نگرفته‌اند.
سوم اینكه تنها كسی كه هم برای زیارتش زیارت نامه آمده، هم برای اربعینش زیارت نامه آمده است، امام حسین است.
7- خون امام حسین(علیه‌السلام)، عامل هدایت مردم
حالا در زیارت اربعین كلماتی است. یكی اینكه می‌گوید خون معلم است. خون هم معلم است؟ بله! معلم كه فقط استاد دانشگاه و آیت الله نیست. خون هم معلم است. بهشتی و 72 تن در حزب جمهوری، وقتی شهید شدند، خونشان باعث شد كه مشخص شود منافقین كه هستند، بنی‌صدر كیست. یعنی گاهی وقت‌ها اگر می‌خواستی با علم و با كتاب و مقاله یكی یكی بنشینی و بحث كنی كه چه كسی و خوب و چه كسی بد است، شاید ده‌ها سال طول می‌كشید. ولی یكمرتبه یك انفجار، گاهی مرتبه یك شهادت، همه ورق‌ها بر می‌گردد و مردم می‌فهمند حق با چه كسی است. یعنی یك كسی فرار می‌كند و به فرانسه می‌رود، یكی هم در ریاست جمهوری قطعه قطعه می‌شود. مردم می‌گویند: عجب! خیلی خوب فهمیدیم حق با چه كسی است. در زیارت اربعین امام حسین داریم: حسین جان خون دادی و مردم فهمیدند «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة» (التهذیب/ج6/ص113) یعنی مردم از گیجی درآمدند. خون مردم را از گیجی بیرون آورد. «وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاء‏» (بحارالانوار/ج98/ص177) در زیارت داریم كه خدایا! میراث انبیاء را به حسین دادی. چه طور؟ نوح كشتی داشت. «ان الحسین سفینة النجاة» كشتی نجات حسین است. همینطور كه نوح كشتی داشت، حسین هم كشتی دارد. در قرآن راجع به نوح می‌گوییم: «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ» (صافات/79) سلام بر نوح در طول تاریخ. در زیارت امام حسین هم می‌گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ مِنِّی مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَار» تا شب هست، تا روز هست، سلام بر تو! یعنی عین سلامی كه به نوح می‌دهیم، به او هم می‌دهیم. درباره ابراهیم قرآن می‌گوید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّه‏» (بقره/124) خدا ابراهیم را گرفتار بلا و امتحان كرد. امام حسین هم فرمود: «نَصْبِرُ عَلَى بَلَائِه‏» ما در هر امتحانی كه خدا بكند، صبر می‌كنیم. ابراهیم گفت زن و بچه‌ام را آورده‌ام مكه «لِیُقیمُوا الصَّلاة» (ابراهیم/37) برای نماز! امام حسین هم در شب عاشورا فرمود: امشب را به من مهلت بدهید. «أنی أحب الصلاة» (اللهوف/89) من نماز را دوست دارم. به موسی خدا می‌گوید: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ»‏ (نازعات/17) برو سراغ فرعون! امام حسین هم فرمود من به سراغ یزید می‌روم. او ریشه‌ی ظلم است. اول جنایتكار رژیم بنی‌امیه است. خدا درباره‌ی عیسی می‌گوید: «جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَة» (زخرف/63) عیسی می‌گوید: من برای تو حكمت آورده‌ام. در زیارت امام حسین هم داریم: «وَ دَعَوْتَ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِكْمَة» (كافی/ج4/ص570) درباره‌ی حضرت اسماعیل، وقتی ابراهیم به اسماعیل، پدر به پسر گفت من مأمور شدم كه تو را بكشم، گفت: «قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَر» (صافات/102) هر چه خدا گفته انجام بده! نترس. خدا به تو گفته: بكش! بكش! «یا أَبَتِ افْعَلْ. . . » امام حسین هم فرمود: «رضاً برضاك» خدایا هر چه كه تو راضی هستی. در زیارت اربعین داریم: خدایا هر چه كه به همه‌ی انبیاء دادی. . .
8- امام حسین(علیه‌السلام)، وارث همه‌ی پیامبران الهی
و لذا می‌گوییم: «السلام علیك یا وارث آدم. . . السلام علیك یا وارث نوح. . . یا وارث ابراهیم. . . یا وارث موسی. . . یا وارث عیسی» یعنی چه؟ یعنی هر كمالی كه به انبیاء داده است، خدا به امام حسین هم داده است. درباره‌ی انبیاء می‌گوید: «كُلٌّ مِنَ الصَّابِرینَ» (انبیاء/85) همه‌ی انبیاء صابر هستند. امام حسین هم فرمود: «شَتَمُوا عِرْضِی فَصَبَرْت‏» (بحارالانوار/ج44/ص313) آبروی من را ریختند، ولی صبر كردم. حضرت یعقوب می‌گوید: «یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُف‏» (یوسف/84) یعقوب گریه می‌كرد و می‌گفت: آه. . . آه. . . از فراق یوسف. امام حسین هم فرمود: «ما اوهالنی علی اسلافی اشتیاق یعقوب لیوسف» همینطور كه یعقوب مشتاق دیدن یوسف بود، من هم مشتاق دیدن جدم هستم و هیچ از شهادت نمی‌ترسم. «وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاء‏» اینها جملاتی است كه در زیارت اربعین است.
شب اربعین بحث را گوش می‌دهید. بیایید و یك سلام بكنیم. سلام به امام حسین! امام حسین شهید است و زنده است. زنده را كه سلام می‌كنی، «تحیوا باحسن» او هم جواب بهتر به تو می‌دهد. یعنی هر جور كه سلام به امام حسین كنی، امام حسین می‌شنود و جواب گرم‌تر به شما می‌دهد. پس همه شما با من یك سلامی بكنیم.
«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ عَلَیْكُمْ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِكُمْ السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْن‏»
خدایا! بیننده‌ها بحث را شب اربعین می‌بینید. یك دعا می‌كنم، همه‌ی شما آمین بگویید. به آّبروی امام حسین، آن دل آرامی كه به اصحاب امام حسین دادی، آن دل آرام را به ما هم مرحمت بفرما! (الهی آمین) ایمانی به ما بده كه اگر مردم كره‌ی زمین گفتند زنده باد یا مرده باد، پول آمد یا فقر آمد، شهرت آمد یا گمنامی آمد، فرزند آمد یا داغ آمد، فراز آمد یا نشیب آمد، قله بود یا دره بود، ایمانی به ما بده كه هیچ حادثه‌ای، ما را از تو و راه و رضای تو جدا نكند. (الهی آمین) زیارت امام حسین را با معرفت نصیب همه‌ی ما بفرما! (الهی آمین) امنیت كامل را بر عراق و افغانستان و لبنان و همه‌ی بلاد اسلامی حاكم بفرما (الهی آمین) رهبر ما، دولت ما، امت ما، جوان‌ها ما، ناموس ما، نسل ما، دین ما، مكتب ما، دنیای ما، آبروی ما، عزت ما و هر نعمتی كه به ما داده‌ای، در پناه آقا حضرت مهدی حفظ بفرما! (الهی آمین)
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته

سه شنبه 14/12/1386 - 16:43
دعا و زیارت
- شیوه پیامبران، در دعوت مردم به سوی خدا
پیغمبر كه می‌آید، اول باید معجزه نشان بدهد. چون می‌آید می‌گوید: من از طرف خدا هستم. مردم به او می‌گویند: خوب! تو اگر از طرف خدا هستی یك كار خدایی بكن. اگر كسی آمد و گفت: من پرش دارم. می‌گویی: خوب! بپر ببینیم. اگر گفت: پول دارم. بگو: ببینم دسته چكت كجاست؟ گفت: من راننده هستم. می‌گوییم: بلند شو بیا پشت فرمان بنشین ببینیم چه می‌كنی؟ می‌آید می‌گوید: من به یك قدرت الهی بند هستم. می‌گوید: خوب! یك كار خدایی باید انجام دهی كه از دست بشر خارج باشد. معجزه! منطق هم باید داشته باشی كه حرف منطقی باشد. بلوف نزنی. دروغ نباشد. مبالغه نباشد. حرف منطقی و معجزه! اما یك عده هستند، با این آچارها پیچشان باز نمی‌شود. لجباز هستند. می‌گوید: به آدم‌های لجباز بگو: بیا به هم نفرین كنیم. شما به جان ما نفرین كن. من هم به جان شما نفرین می‌كنم. هر نفرینی، هركس با نفرین نابود شد، پیداست نفرین كننده حق است. نفرین شده باطل است. این را می‌گویند: ابتهال! آیه می‌گوید: «ثُمَّ نَبْتَهِل» ابتهال یعنی بیا به هم نفرین كنیم، ببینیم چه كسی حق است؟ خوب! این ماجرایی دارد كه من ماجرایش را برای اینكه تاریخ است و یك خرده هم دقیق بخوانم از رو می‌خوانم. ابتهال یعنی باز كردن دست تا آرنج برای دعا! آدم دست‌ها را برای دعا بالا كند و توجه و تضرع دو گروه، دو گروه مخالف كه هردو به هم نفرین می‌كنند. هر نفرینی گیرا شد، پیداست او حق است.
2- دیدگاه اهل سنت درباره آیه مباهله
این كه می‌گویم، حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت هم این را گفتند. یعنی سنی قبول دارد. شیعه قبول دارد و پنجاه و یك نفر از صحابه نقل كردند. الآن تفسیرهایی كه هست، تفسیرهای سنت، تفسیر فخر رازی، تفسیر كبیر، آلوسی، مراغی، كامل ابن اثیر، مستدرك حاكم، مسند امام احمد حنبل، روح البیان، المنار، ابن كثیر، این دیگر شیعه و سنی ندارد. شیعه‌ها هم كه همه. . . ماجرا این است.
بسم الله الرحمن الرحیم.
سال دهم هجری. . . سال دهم هجری یعنی تقریباً سال آخر عمر پیغمبر، چون پیغمبر53 سالش بود هجرت كرد. 10 سال هم مدینه بود. شد شصت و سه سالگی! سال آخر. پیغمبر در آخرین سال عمرشان افرادی را به نجران فرستادند كه از بلاد یمن است برای تبلیغ، یعنی اعزام مبلغ داشتند. پیغمبر ما نامه‌های زیادی به افراد می‌نوشت. نامه‌های پیغمبر. . . خدا آیت الله احمدی میانه‌ای را رحمت كند. كتابی به نام «مكاتیب الرسول» دارد. یعنی نامه‌هایی كه پیغمبر به اطراف می‌نوشت. هیئت‌هایی اعزام می‌كرد. گروه‌هایی برای تبلیغ می‌فرستاد. یعنی اعزام مبلغ داشت. نامه داشت. سال آخر عمرشان، یك گروهی را، هیئتی را، برای نجران فرستادند، كه از منطقه‌ی شهرهای كشور یمن است. مسیحی‌ها هم یك گروهی را به مدینه فرستادند، كه ببینند ماجرا چیست؟ گفتگوها و صحبت شد و آیه نازل شد كه پیغمبر بگو: بیا این رقمی انجام بدهیم. «فَمَنْ حَاجَّكَ» «حَاجَّ» یعنی محاجّة! «محاجّة» یعنی جر و بحث! چانه زدن! یكی تو بگو یكی من! «فَمَنْ» كسی كه، «حَاجَّكَ» یعنی با تو محاجه می‌كند.
3- شیوه جدال با مخالفان
اصلاً در محاجه و جدال اگر دیدی طرف لجبازی می‌كند، رهایش كن. «دَعَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كنت مُحِقّاً» (شرح نهج‌البلاغه/ج10/ص139) اگر دیدی طرف دارد پرچانگی می‌كند، بگو: حق با تو است. حق با تو است. خداحافظ! كش نده! در حج به خصوص گفته‌اند: «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ» (بقره/197) در حج جدال نكنید. در قرآن داریم كه موعظه اگر می‌كنید، موعظه نیكو باشد. اما جدال احسن باشد. قرآن می‌فرماید: با دیگران كه بحث می‌كنی، «وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» موعظه‌ی حسنه. حسنه نیكو! «وَجادِلْهُم‏» با اینها جدال كن. «بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏» (نحل/125) موعظه را گفته: حسن! جدال را گفته: احسن! می‌دانید چرا؟ چون موعظه با خودی‌هاست. با خودی‌ها كه حرف می‌زنی، نیكو حرف بزن. با بیگانه كه حرف می‌زنی، نه نیكو حرف بزن. خیلی خیلی نیكو حرف بزن. «احسن» یعنی. . . احسن قوی‌تر است یا حسن؟ ! (پاسخ حضار) احسن! می‌گوید: با خودی‌ها خوب حرف بزن. با بیگانه‌ها خوب، خوب، خوب، خوب، خوب حرف بزن. چرا؟ برای اینكه او بیگانه است. مثل آدمی كه خودی‌ها را پتوی كهنه رویش می‌اندازد. مهمان‌ها را پتوی نو! اگر مهمان داشت گاهی از پهلوی زن و بچه‌اش هم غذا را برمی‌دارد و به مهمان می‌دهد. چون او غریبه است. چون جدال برای بیگانه است. ولذا خیلی. . . مثل خانم‌هایی كه سكنجبین می‌پزند. وقتی می‌بینند ترش است، شكرش را زیاد می‌كنند. چون طرف ترش است، می‌گوید: شما شكرش را. . . پس موعظه حسن! جدال احسن! «فَمَنْ حَاجَّكَ» این جمله را هم بد نیست دو تا كلمه حفظ كنیم. این حدیث‌های دو كلمه‌ای را حفظ كنیم. «دَعَ الْمِرَاءَ» «مراء» یعنی چانه زدن! ول كن. «وَ إِنْ كنت مُحِقّاً» اگرچه «كنت محقا» گرچه حق با تو است. اگر حق با تو است، خیلی چانه نزن. یعنی وقتت صرف چانه نكن. «فَمَنْ حَاجَّكَ» پیغمبر اگر دارند با تو چانه می‌زنند «فیه» در قرآن در راه تو! «مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْم» بعد از آنكه «جاء» جاء یعنی چه؟ بگویید: (پاسخ حضار) «جائك» آمد نزد تو «من العلم» بعد از آن كه علم نزد تو هست، با اینكه علم نزد تو است ولی باز هم اینها چانه می‌زنند. «فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ» اگر دیدی اینها پرچانگی می‌كنند، به آنها بگو: «تعالوا» بیایید. «نَدْعُ أَبْناءَنا» ما بچه‌هایمان را دعوت می‌كنیم. شما هم بچه‌هایتان را دعوت كنید. «أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم‏» ما بچه‌هایمان را می‌خواهیم. شما هم بچه‌هایتان را بخواهید. «نِساءَنا وَ نِساءَكُم‏» ما خانممان را دعوت كنیم. شما هم خانمت را دعوت كن. «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم‏» ما جان خودمان را احضار می‌كنیم. شما هم جان خودتان را احضار كنید. «ثُمَّ نَبْتَهِل‏» به هم نفرین كنیم. هر نفرینی گیرا شد معلوم می‌شود كه چه كسی حق است. به اینجا كه كشیده شد.
این قصه برای چه زمانی بود؟ این 24 یا 25 ماه ذی‌الحجه است. همین ایامی كه چند روز به محرم مانده است. پنج شش روز به محرم واقع شد. محلش بیرون مدینه بود. تقریباً دو كیلومتری مسجد النبی كه الآن دیگر شهر توسعه پیدا كرده است. الآن هم اسمش هست مسجد الاجابة! الآن هم تابلو كه هست در مدینه خدا قسمتتان كند، مسجد الاجابة یعنی مسجدی كه اینجا دعا مستجاب می‌شد. یعنی برای دعا رفتند. خوب! این مسئله در رابطه با مسیحی‌ها بود، ولی در المیزان داریم كه پیغمبر با یهودی‌ها هم این كار را ‌كرد. اصولاً مباهله برای زمان خاصی نیست. انسان می‌تواند بگوید: آقا برویم مباهله كنیم. شما اگر زیر بار نمی‌روید، من یك نفرین به تو می‌كنم. تو هم یك نفرین به ما، هر نفرین مستجاب شد، معلوم می‌شود كه نفرین كننده حق است. نفرین شده باطل است. بیایید با نفرین حرف آخر را بزنیم.
4- جایگاه لعن و نفرین در قرآن
چون راه اول راه نفرین نیست. راه اول منطق است. استدلال است. راه اول معجزه است. اگر كسی با استدلال و برهان و معجزه پیچش باز نشد، این دیگر آن طبقه آخری نفرین است. حضرت نوح آخر عمرش نفرین كرد. گفت: «لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرینَ دَیَّاراً» (نوح/26) خدا یكی از اینها را باقی نمی‌گذارد. چرا؟ به خاطر اینكه من دیگر شبانه روز اینها را خواندم و اینها گوش ندادند. دیگر من خسته شدم. «وَ قالَ نُوح‏» حضرت نوح گفت. «رَبِّ» خدایا «إِنَّهُمْ عَصَوْنی‏» اینها من را معصیت كردند. «وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً» (نوح/21) دنبال پولدارها می‌روند. «وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً» (نوح/22) دائماً مكر و حیله می‌كنند و با هم شعار می‌دهند. می‌گویند: «لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُم‏» (نوح/23) توجه! توجه! دست از بت‌ها برندارید. گوش به حرف این و آن ندهید. «وَ أَضَلُّوا كَثیرا» (مائده/77) مردم را گمراه كردند. خدایا «لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرینَ دَیَّاراً» خدایا یكی از اینها را روی كره‌ی زمین باقی نگذار. «إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُم‏» خدایا اگر اینها را روی كره‌ی زمین باقی بگذاری، «یُضِلُّوا عِبادَك‏» نسل و آینده را هم گمراه می‌كنند. «وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً» (نوح/27) زاد و ولد نمی‌كنند جز كافر و فاجر! یعنی اینها به قدری بد هستند كه دیگر نسلشان هم خوب شو نیست. یعنی خاك باغچه طوری است كه هر درختی بكاری كرمو است. این خاك باغچه را باید عوض كرد. پس ببینید ما نفرین هم داریم. منتهی بعد از 950 سال حضرت نوح نفرین كرد. ساعت اول. . . آخر بعضی وقت‌ها به خصوص مادرها، الهی. . . بشوی! خوب! مگر چه شد؟ استكان‌ها شكست. ای بابا! سر یك چیز جزئی، می‌گوید: انشاالله تكه تكه شوی. جنازه‌ات را برای من بیاورند. البته حالا من اینهایی را كه می‌گویم، تازگی نشنیدم. بچه بودم در كاشان از بعضی زن‌ها شنیدم. چنین سر چیز جزئی پرپر بشوی. تكه تكه شوی. كه چه؟ حالا! «فَمَنْ حَاجَّك‏» اما اگر كسی محاجه كرد با تو، یعنی دارد چانه می‌زند. «مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ» با اینكه نزد تو علم است و تو علمت را به اینها منتقل كردی. یعنی اینها فهمیدند. آخر یك آیه در قرآن داریم كه می‌گوید: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُم‏» (نمل/14) اینها می‌گویند: نه! اما در دلشان می‌گویند: آره! ببین! مردم سادگی را دوست دارند. ولذا افراد اسراف‌كار افرادی كه تجملات و ولخرج هستند، خودشان تشییع جنازه‌ی یك آیت الله كه می‌آیند، می‌گویند: این آیت الله آدم زاهدی بود. یعنی خودش اشرافی زندگی می‌كند. اما سادگی را دوست دارد. آدم‌های هرزه صبح تا شب، هرزه حرف می‌زنند. هرزه نگاه می‌كنند. نگاه بد به ناموس مردم می‌كنند. اما وقتی می‌خواهد داماد شود، به مادرش می‌گوید: مادرجان ببین! یك دختر پاك! سر تا پایش ناپاك است. چشمش ناپاك است. دستش ناپاك است. با اینكه همه‌ی وجودش ناپاك است، اما باز هم می‌گوید: یك دختر پاك! پاكی را دوست دارند.
5- همراهی اهل بیت (علیهم‌السلام) با پیامبر
«فمن حاجك» كسی كه با تو محاجه می‌كند، بعد از آن كه «جائك من العلم» «فقل» بگو «تعالی» بیایید «ندعوا» بچه‌مان را می‌خواهیم. خانممان را می‌خواهیم. جان خودمان هم می‌آوریم. شما هم بچه‌تان را بیاورید. خانمتان را بیاورید. جانتان را بیاورید. نفرین كنید. اینها گفتند: باشد. مشورت می‌كنیم. مشورت كردند. رییس مسیحی‌ها گفت: ببینید، اگر با تمبك و دایره و دسته و بوق و كرنا آمد، خبری نیست. اما اگر دیدید با چند نفر از خودی‌ها آمد، بترسید. دیدند بله پیغمبر، زهرا(س) را آورده «نسائنا»، علی را آورده «انفسنا» دو تا بچه‌اش را هم آورده است. حسن و حسین! رییس مسیحی‌ها یك نگاهی كرد و گفت: این قیافه‌هایی كه من می‌بینم، نفرین كنند. دنیا زیر و رو می‌شود. اصلاً عقب نشینی كنید و هرچه می‌گویند، بگویید: قبول است. فوری اینها زدند گاراژ! گفتند: نه! نه! هرچه می‌خواهید بگویید. حالا از این آیه چه استفاده‌ای می‌كنید. نكاتی كه از این آیه استفاده می‌كنیم خدمتتان بگویم.
1- اگر انسان هدف داشته باشد و ایمان به هدفش داشته باشد، حاضر است كه خودش را و بستگانش را در معرض خطر قرار بدهد. یك كسی نزد من آمد و گفت: حاج آقا! فلانی بسیار آدم فقیری است. واقعاً نان شب برایش واجب است. اینقدر از فقر این گفت، . . . گفتم: غرض! گفت: یك پولی بده! گفتم: خیلی خوب! تو ده تومان بده. من هم صد تومان می‌دهم. یكباره وا رفت. گفتم: ببین پس می‌خواهی پول از من بگیری، می‌گویی: فقیر است. خوب اگر فقیر است تو هم كمك كن. من نگفتم: تو به اندازه‌ی من! هرچه حقوق من است. من حقوقم 5 برابر تو است، تو یك برابر بده. دو برابر است. تو یك برابر بده. آدمی كه راست می‌گوید باید خودش هم حاضر باشد. این یك مورد بود. قرآن به بعضی‌ها می‌گوید: «أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ» (حجرات/15) این راست می‌گوید.
6- صداقت در گفتار و عمل، نشانه ایمان پایدار
ما راست نمی‌گوییم. بنده خودم كه اینجا نشستم، در صداقت خودم تردید پیدا كردم. برای اینكه دیدم وقتی با مردم حرف می‌زنم، حواسم جمع است. وقتی با خدا حرف می‌زنم حواسم پرت می‌شود. چرا با خلق حواست جمع است. اما با خالق حواست پرت است؟ برای اینكه با خلق شهرت درونش است. نانی، نامی، پستی، پلویی، پولی، عزتی، با خلق هست. چرا وقتی ما درس می‌دهیم، سر درس آخرین دقت‌ها و تحقیقاتمان را انجام می‌دهیم. ولی وقتی با خدا حرف می‌زنیم «غیر الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ» (فاتحه/7) بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. . . . چرا؟ او پایان نامه‌ی دكترا است. فوق لیسانس است. پایان نامه‌ی من است. می‌خواهم از آن نان بخورم. می‌خواهم. . . ما با خدا صاف نیستیم. اصلاً یك الله اكبر صادقانه چند نفر هستیم كه یك الله اكبر صادقانه در كل هفتاد سال گفته‌ایم؟ یعنی هفتاد سال، هشتاد سال از عمرمان می‌رود. یك مرتبه بگوییم: الله اكبر! تو بزرگی! بزرگ‌تر از بازاری! یعنی بازار را می‌بندم برای نماز! بزرگ‌تر از رشوه هستی. تو رشوه را قبول نداری. من هم نمی‌گیرم. پولش سنگین است باشد، الله اكبر! یك الله اكبر صادقانه! یعنی وقتی می‌گوییم: خدا بزرگ‌تر است، عصبانی شدیم می‌خواهم لهش كنم. الله اكبر! خدا بزرگ‌تر است. الهی شكر! یك الله اكبر صادقانه! آدم اگر صادق باشد، جان خودش را وسط می‌گذارد. پیغمبر وقتی می‌خواهد نفرین كند، می‌گوید: زن و بچه‌ی خودم را می‌آورم.
آخرین برگ برنده، دعا است. «فقل تعالوا»
فرزند دختری هم مثل فرزند پسری، نوه‌ی انسان است. آخر بعضی‌ها درباره‌ی امام حسن و امام حسین می‌‌گویند: اینها بچه‌های علی(ع) هستند. بچه‌های پیغمبر كه نیستند. می‌گوییم: بابا! متن قرآن است. «ابنائنا ابنائكم» پیغمبر گفت: بچه‌مان را می‌آوریم. بچه هم آورد چه كسی را آورد؟ حسن و حسین را آورد. یعنی نوه‌ی دختری هم مثل نوه‌ی پسری است.
7- حضور زنان در صحنه‌های دفاع از پیامبران
زن و مرد در صحنه‌های مختلف كنار هم هستند. اصلاً بعضی وقت‌ها نقش زن بیش از مرد بوده است. حضرت موسی را پنج زن نجات داد. فرعون تصمیم گرفته بود، هرزنی پسر زایید، بكشد. چون به او گفته بودند امسال یك خانمی یك پسری می‌زاید كه كاخ تو را زیر و رو می‌كند. گفت: تمام زن‌هایی كه پسر زاییدند، بچه‌شان باید سر بریده شود. مادر موسی، موسی را زایید. وحشت كرد. خدا « وَ أَوْحَیْنَا إِلىَ أُمّ‏ِ مُوسى» (قصص/7) وحی كرد كه شیرش بده. در جعبه بگذار و در دریا بیانداز. این یك مادر موسی. . . «وَ قَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّیهِ» (قصص/11) به خواهرش گفت: عقب رودخانه برو و ببین كه سرنوشت این چه شد؟ منتهی جیغ نزنی. خیلی آرام برو. مثل وزارت اطلاعات طوری حركت كن كه امروزی‌ها چه می‌گویند؟ می‌گویند: نسوزد. سوژه نسوزد. «وَ قَالَتْ لِأُخْتِهِ» خواهر موسی عقب رودخانه رفت و دید كه فرعون كنار رودخانه نشسته است. جعبه را گرفت و دید یك نوزاد است. گفت: خیلی خوب! ما بنا بود كه هرپسری را بكشیم. این هم یك پسر است. زن فرعون دوید و گفت: بابا این را معلوم نیست كه چه كسی زاییده است؟ این را آب آورده است. ما هم كه بچه‌دار نمی‌شویم. این بچه، بچه‌ی ما باشد. هیچی! با یك نهی از منكر رای فرعون را زد. این هم زن سوم. زن اول زایید و شیرش داد و در دریا انداخت. زن دوم دنبال رودخانه رفت تا ببیند چه می‌شود؟ زن سوم زن فرعون بود كه جلوی كشتن را گرفت. خوب! حالا بچه شیر می‌خواهد. هر دایه‌ای را آوردند، سینه‌ی دایه را نمی‌مكید. می‌دانید چرا؟ برای اینكه قرآن می‌گوید: «وَ أَوْحَیْنَا إِلىَ أُمّ‏ِ مُوسىَ أَنْ أَرْضِعِیهِ» (قصص/7) گفتیم: شیرش بده. كسی كه شیر مادر را بخورد، دیگر شیر غیر مادر را دهان نمی‌كند.
ما هنوز شیر اسلام را نخورده‌ایم. اگر ما شیر اسلام را بمكیم و بخوریم. اصلاً مكتب‌های شرقی و غربی و قانون‌ها و بین الملل پهلوی ما مزه نمی‌كند. اینها كه هرساعتی بغل یك بین الملل تاب می‌خورند، اینها شیر اسلام را نخوردند. ما اگر شیر قرآن را بچشیم، دیگر كتاب دیگری پهلوی ما مزه نمی‌كند. من ادعا نمی‌كنم كه شیر قرآن را مكیدم. می‌توانم بگویم: یك میلیاردم از یك قطره، یك خرده، یك ذره، قرآن را چشیدم. یك ذره‌ای به اندازه‌ی یك سر سوزن! به همین مقداری كه با قرآن آشنا شدم، هر كتابی می‌خوانم پهلویم مزه نمی‌كند. كتاب‌هایی كه مثلاً چند هزار ساعت رویش تحقیق شده است. می‌خوانم می‌گویم: بهترش در قرآن هست. این پهلوی این چیزی نیست. این مهم است. این منتهی چون. . . بهترش در قرآن هست. یعنی اگر كسی شیرینی یزد را بخورد، دیگر این شیرینی‌های بلژیكی و مكزیكی و اینها را می‌خورد می‌گوید: اینها چه است؟ باقلوای یزد بهتر است. غذاهای سنتی را كسی بخورد، تازه بعد از همه‌ی غذاهای رنگارنگ. . . باز حالا تابلو زدند دیزی سنتی! یعنی باز رفتند سراغ گوشت گوسفند و آبگوشت‌های محلی!
مادر موسی، خواهر موسی، زن فرعون، بعد زن خود موسی، دختر شعیب، كه موسی بزرگ شد و داماد شد و اینها! یعنی در ماجرای موسی، مرد یكی بود و زن چهارتا! در كربلا زینب بود. در مكه هاجر كنار ابراهیم بود. در كنار پیغمبر خدیجه هم بود. یعنی زن و مرد در همه‌ی كارها دوش به دوش هم بودند. اینجا در نفرین هم گفت: خانم بیاور. جانمان را هم می‌آوریم. خانم زهرا بود. حالا زهرا یكی بود. چرا می‌‌گوید: «نساء»؟ در قرآن موارد زیادی است كه یكی است ولی جمع می‌آورند. این در فرهنگ قرآن زیاد است.
8- توجه به كودكان و نوجوانان در مراسم مذهبی
در مجالس بچه‌ها را هم با خودتان ببرید. حدیث داریم كه وقتی امام باقر(ع) می‌خواست دعا كند، به كوچولوها می‌گفت: بیایید. من دعا می‌كنم شما آمین بگویید. چون بچه بی‌گناه است. یعنی در دعاها بچه‌ها را هم شركت بدهید. منتهی نه طولانی! طولانی نباشد. گاهی وقت‌ها ما یك كارهایی می‌كنیم، باید حساب بچه را هم بكنیم. مثلاً بچه‌های 7 ساله را به جمكران می‌آورند. «قَلْبِی مَحْجُوبٌ وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ» (بحارالانوار/ج84/ص339) دعای عارفان! گفتم: بابا این نفس ندارد. ولش كن برود بازی كند. (خنده‌ی حضار) یعنی گاهی وقت‌ها كه می‌خواهیم بچه را تربیت كنیم ما اصلاً نمی‌فهمیم كه چطور تربیت كنیم؟ فكر می‌كنیم اگر همه‌ی دعا را بخوانیم. . . دعا را كه نگفته همه را بخوان. آن مقداری كه حال داری بخوان. اگر می‌بینی مثلاً این دعای كمیل 40 دقیقه طول می‌كشد، یك ربعش را حال داری، یك ربعش را بخوان. قرآن از كسانی كه با كسالت نماز می‌خوانند انتقاد می‌كند. می‌گوید: چرا اینها نمازشان با بی‌حالی است؟ نشاط در دعا یك ارزش است. حالا! در مجالس بچه‌ها را هم ببرید.
اهل بیت مستجاب دعوه هستند. پیغمبر اینها را برد یعنی اینها مستجاب دعوه هستند. بعضی‌ها به ما می‌گویند: چرا شما می‌گویید: یا علی! یا حسین! یا زهرا! ما افتخار می‌كنیم كه می‌گوییم. چون اینها مستجاب دعوه هستند. به اینها می‌گوییم: شما از خدا بخواهید تا دعای ما را مستجاب كند. ما اینها را خدا نمی‌دانیم. ما اینها را اولیای خدا می‌دانیم. به اولیای خدا می‌گوییم: ای اولیای خدا! حسین جان! یا ابوالفضل! به اولیای خدا می‌گوییم: شما چون مستجاب دعوه هستید، به چه دلیل مستجاب دعوه هستید؟ به دلیل این آیه! دیگر سنی و شیعه، وهابی و غیر وهابی ندارد. این آیه‌ی قرآن است و همه قبول دارند. پیغمبر بچه‌هایش را برد برای اینكه آمین بگویند. پس معلوم می‌شود كه آمین اهل بیت در دعا اثر دارد. پس من هم به اهل بیت متوسل می‌شوم.
اگر مومن محكم بایستد، دشمن، چون باطل است عقب‌نشینی می‌كند. اینها جلو آمدند. مسیحی‌ها عقب نشینی كردند.
آن وقت چیز آخری كه می‌توانیم بگوییم این است كه اینجا پیغمبر گفت: «نسائنا» چه كسی را آورد؟ بگویید! حضرت زهرا! از بچه‌ها چه كسی را آورد؟ امام حسن مجتبی! گفت: «انفسنا» خودمان را بیاوریم. چه كسی را آورد؟ حضرت علی(ع)! معلوم می‌شود كه علی بن ابی طالب جان پیغمبر است. دیگر بحثی نداریم.
خدایا به پیغمبر قسم و به جانش قسم، و به زهرا قسم، و به امام حسن قسم، و به امام حسین قسم، به تمام اهل بیت قسم، قسمت می‌دهیم روز به روز معرفت، ایمان، عقل، علم، عمل، اخلاص، عمق، بركت، عزت ما را روز به روز بیشتر بفرما. (الهی آمین) هرچه به عمر ما اضافه می‌كنی، بر معرفت و مودت و اطاعت ما نسبت به خودت و اولیائت بیفزا. (الهی آمین) خدایا كسانی كه معرفتشان كمرنگ است، توفیق معرفت بیشتر مرحمت بفرما. (الهی آمین) كسانی كه با علم و آگاهی به اسلام و مسلمین ضربه می‌زنند، اگر قابل هستند هدایت كن. اگر قابل نیستند، آنها را در هم بشكن. (الهی آمین) آنهایی كه قبر اهل بیت را منفجر كردند در سامرا یا در بقیع، خدایا فكرشان را و قدرتشان را منفجر كن. (الهی آمین) در قیامت جایگاه ما را جوار اهل بیت قرار بده. (الهی آمین) ما مفتخریم كه به قول حضرت امام در وصیت‌نامه ‌اش می‌گوید: ما مفتخریم كه امام باقر از ما است. امام صادق از ما است. ما مفتخر هستیم كه حضرت مهدی را می‌شناسیم. خدایا این معرفت را روز به روز شكوفا‌تر بفرما. (الهی آمین)
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
سه شنبه 14/12/1386 - 16:20
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته