• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 35
زمان آخرین مطلب : 6216روز قبل
محبت و عاطفه

یکی از بهترین تبلیغ هایی است که تا بحال دیده ام که انسان را واقعا به فکر وا میدارد. این آگهی مربوط به طرح 1000 تومان موسسه خیریه‌ی محک است که از ما میخواهد با پرداخت ماهانه هزار تومان ! به کودکان سرطانی کمک کنیم. مبلغی که هر روز چند برابر آن را صرف خرید چیزهای مختلف و گاها بدرد نخور میکنیم غافل از اینکه میشود با این پول چه کارهای بزرگی انجام داد.

موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان”محک” به عنوان یک سازمان غیردولتی، غیرانتفاعی وغیرسیاسی در سال 1370 آغاز به کار کرد و از همان زمان فعالیت رسمی خود را جهت تسکین آلام کودکان مبتلا به سرطان و خانواده های آنان آغاز نمود.
موضوع فعالیت مؤسسه محک ، انجام امور خیریه در زمینه های پزشکی، پژوهشی، پیشگیری، درمانی، خدماتی، بهداشتی، بیمارستانی، رفاهی و صرفا در جهت حمایت از کودکان مبتلا به سرطان می باشد.
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان “محک” توانسته است در طول 16 سال فعالیت خود بالغ بر 11000 کودک مبتلا به سرطان را تحت حمایت قرار داده وامکان ساخت بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان “محک” را فراهم آورد.

کار خوبی که این موسسه انجام داده است امکان پرداخت کمک های مالی بصورت آنلاین می باشد.که با رفتن به سیستم دریافت کمکهای مردمی محک و چند کلیک ساده کمک های خود را به کودکان سرطانی برسانید. البته محک پیشنهاد میکند که برای شرکت در این طرح به عضویت موسسه در آید تا بتوانند با انسجام و ساماندهی بهتری این کمکها را جمع کنند که این کار هم بصورت آنلاین امکان پذیر است.

خوشبختانه موسسه محک سایت بسیار خوبی دارد که تمامی موارد را به روشنی توضیح داده که پیشنهاد میکنم در صورتی که تمایل به همکاری دارید حتما نگاهی هم به سایت آنها بیاندازید.

از شما خوانندگان و وبلاگنویسان عزیز میخوام که آنچه در فراگیر شدن این طرح از توانتان بر می آید انجام دهید و از آن حمایت کنید. باور کنید این کار بسیار ارزشمند تر از بازیهای گاه و بی گاه وبلاگی است !!

مشاهده سایت موسسه خیریه محک
مشاهده صفحه عضویت در محک
مشاهده نحوه ی پرداخت کمک های مالی در داخل و خارج ایران
ورود به سیستم آنلاین دریافت کمک های مالی

پنج شنبه 4/4/1388 - 7:28
محبت و عاطفه

سلام

من یک مشکلی برام پیش امده از شما تقاضا دارم برام دعا کنید خیلی ممنون میشم

دوشنبه 3/1/1388 - 18:37
محبت و عاطفه
چگونه جذاب باشیم؟

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. ]   اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

 2- ماهیچه های صورت را رها کنید

 

سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید،  

با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید 

زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید.  این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید  زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید 

اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب  . باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید. هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید 

 

اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید 

شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست.  اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید.  

این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

0- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید 

این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی.

11- تن صدای خود را کنترل کنید

 

. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

 

چند نکته

 
  • همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
  • میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
  • گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
     
  • همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
  • اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.
 

هشدار

 
  • از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
  • هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
  • هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
  • برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.
پنج شنبه 15/12/1387 - 19:43
خاطرات و روز نوشت

سلام

دوستان عزیز عزتون خواسته ای دارم :برام مشکلی پیش امده میشه هر کدامتان برام یه دعای کوچیک بکنن

ممنون میشم

پنج شنبه 15/12/1387 - 19:32
دانستنی های علمی

در دوره نوجوانی به دلیل افزایش سطح آگاهی، شناخت و رشد تفکر نوجوان می تواند به طور انتزاعی فکر کند و استدلال داشته باشد و باورها و ارزشهای موجود در خانواده و جامعه را با استفاده از توان جدید خود، بازسازی نماید. نوجوانی، دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی است که در همه زمینه ها بروز می نماید: رفتارهای کودکانه را بتدریج از دست می دهد، خواهان استتقلال است، می خواهد همه چیز را خود تجربه کند، افکار انقلابی دارد، طغیانگر است، تمایل به تنهایی دارد، رابطه با همسالان برای او ارزش بسیاری دارد و در برابر دستورات بزرگسالان مقاومت می کند.

نوجوانی، دوره نوسان بین عواطف است، یعنی در عین حال که شاد است احساس افسردگی می کند، گاهی اوقات رفتار خشن و گاه رفتاری ملایم دارد.

نوجوانی، دوره نوسان رفتاری نیز هست، یعنی نوجوان مدام در حالت رفت و برگشت بین حالات کودکی و نوجوانی است. با توجه به شناختی که از خود، تواناییها، شرایط و امکانات کسب نموده، خواستار رفتار بزرگسالانه است، در حالی که تجربه لازم را ندارد.

با توجه به ویژگیهای خاص نوجوانی ، این دوران با مشکلات خاص خود نیز مواجه است . فراهم نبودن شرائط تربیتی مناسب ، عدم آشنائی اولیا و مربیان با نیازها و ویژگیهای نوجوان علل اساسی بوجود آمدن مشکلات دوران نوجوانی هستند. شناخت این مشکلات شاید بعد از شناخت ویژگیها و نیازهای مرحله نوجوانی اولین گام موثر در کمک به نوجوان برای داشتن یک مرحله رشدی سالم می‌باشد.

مسایلی عمده ای را كه در دوره نوجوانی مطرح میشود می توان در سه دسته مورد توجه قرار داد : اول مسایل رشد اجتماعی و عاطفی شخصیت، دوم رشد جسمی ،تغییرات فیزیولوژیک و در قسمت سوم یادگیری و مسایل فکری و هوشی . از جمله مهمترین مشکلات دوره نوجوانی و جوانی عبارت است از: بحران هویت ، انحرافات اجتماعی ، انحرافات ، اختلالات عاطفی( افسردگی)، پرخاشگری ، بزهکاری، اعتیاد ، خودکشی ، مشکلات تحصیلی ، مشکلات خانوادگی ، مشکلات شغلی .

مهمترین مشکلات نوجوانان

بحران هویت

مطالعات انجام شده در زمینه هویت نشان می دهد که هویت و دسترسی به آن برای برخی از نوجوان هم مثبت و مفید و هم توأم با شادی است. اما برخی از نوجوان در دسترس به هویت دچار یکسری مشکلات و بحرانها می شوند که در این زمینه باید به آنها کمک لازم ارائه گردد .

انواع هویت عبارتند از :

1-هویت پراکنده: این گروه از نوجوانان تصویر مشخصی از هویت خود ندارند، انسجام هویت ندارند و نمی توانند تصویر خوبی از آینده شان داشته باشند.

2- هویت تسلیم طلبی: دسته ای از نوجوانان مطیع افراد بزرگسال هستند و معمولاً در خانواده هایی رشد می کنند که اجازه استقلال و کسب تجربه به نوجوانان داده نمی شود.

3-تأخیر در شکل گیری هویت: این گروه دارای تأخیر در شکل گیری هویت هستند، که بعد از گذراندن دوره تأخیر، راحت تر به هویت خود دست می یابند.

4-پیشرفت هویت: نوجوانی که در هویت خود پیشرفت کرده، هویت منسجم ، مناسب و کافی را به دست آورده و در دوره جوانی، هویت انسجام یافته ای پیدا می کنند.

با توجه به این چهار نوع هویت، مسئله بحران و مشکل هویت، اکثراً در گروهی که دارای پراکندگی هویت، تسلیم طلب و تأخیر یافتگی هویت می باشند، وجود دارد .

در خانواده های مستبد، اجازه فاصله گرفتن به نوجوان داده نمی شود و در نتیجه، هویت تسلیم طلبی پیدا می کنند، هویتی که انعطاف پذیر نیست و در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی دچار بحران و سردرگمی می شود. این نوجوانان نمی توانند به استقلال دست یابند.

در جوامع صنعتی و باز، نوجوان باید به سئوالات بسیاری پاسخ دهد و نوجوان برای شناخت خود به زمان زیادی نیازمند است. بنابراین، هویت در این جوامع دیرتر از جوامع بسته شکل می گیرد. زیرا در جوامع سنتی، همه امور واضح و مشخص هستند و پیچیدگی خاصی وجود ندارد . به ویژه هویت دختران در این جوامع، زودتر از جوامع صنعتی شکل می گیرد.

از طرف دیگر، گرچه ادامه تحصیل و فراگیری علم و دانش می تواند پاسخی برای سئوالات نوجوان در زمینه شکل گیری هویت ارائه نماید، اما از طرف دیگر، طول مدت نوجوانی را طولانی تر می کند زیرا فرد از نظر اقتصادی وابسته به خانواده است و وابستگی اقتصادی موجب وابستگی های دیگر می شود.

درمان مشکلات هویت نوجوان

به منظور درمان مشکلات هویت ابتدا باید به شناخت زمینه های مشکل و نوع مشکل پرداخت. به عبارت دیگر باید دید نوجوان در پاسخ به کدام یک از سئوالات هویت خود دچار مشکل شده، تا آنها را شناسایی و برطرف کنیم. یعنی برای درمان مشکلات بحران هویت باید ابتدا زمینه بحران، وهله آن و سن نوجوان مشخص شود و سپس بر اساس این اطلاعات، اقدامات درمانی لازم انجام شود. پس از برطرف شدن مشکلات، روند شکل گیری هویت ادامه پیدا می کند.

بلوغ زودرس و دیررس

عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، ساختمان بدنی ، نوع تغذیه ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرین‌تر است (تاثیر بلوغ در رفتار نوجوانان).

افت تحصیلی

یكی از مسایل شایع در نوجوانی افت تحصیلی است . مسئولین مدارس راهنمایی تحصیلی و والدینی که فرزندانی در مقاطع راهنمایی دارند که با آغاز بلوغ و نوجوانی و تغییرات آن همراه است، معمولا چنین افتی را گزارش می‌کنند. هرچند شدت و ضعف افت تحصیلی در دانش آموزان مختلف متفاوت است، اما به هر حال و با توجه به فراوانی آن در این دوران نیاز به توجه ویژه دارد.

دوستی با جنس مخالف

به دنبال غلیان هیجانات و عواطف در این دوران از یک طرف و تحولات  از سوی دیگر گرایش به برقراری روابط دوستی با جنس مخالف شیوع فراوانی می‌یابد. ارائه شناخت و آگاهیهای لازم به نوجوان در خصوص کنترل عواطف و هیجانات خود و جهت‌دهی سالم مفید خواهد بود.


انحرافات اجتماعی

با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث می‌شود که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ، اعتیاد و ... دییده می‌شود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق می‌افتد.

انحرافات  نوجوانان و جوانان

منظور از انحرافات ، رفتارهای مخالف عرف و قوانین مربوط به رابطه بزرگسالی است. یکی از زمینه های انحرافات، اغتشاش هویت است.

هویتی که در دوره کودکی خصوصاً از سن ٣ سالگی شروع به شکل گیری می کند. چنانچه در این دوره و دوره های بعدی، کودکی نتواند هویت  خود را به خوبی مشخص نماید، یعنی والدین نیز به او کمک نکنند، ممکن است در دوره نوجوانی که توجه به مسائل  بیشتر می شودو شخص بیداری پیدا می کند، هویت وی دستخوش اغتشاشات گردد و این نیز منجربه یکسری انحرافات در نوجوان می شود.

عوامل موثر در ایجاد انحرافات  نوجوانان و جوانان عبارتند از :

1-بیماری های جسمی ،اختلالات روانیو اختلالات شخصیت : که علت اصلی آن عوامل ژنتیکی است. نوجوانانی که دچار اختلالات روانی هستند ، اشکال در روابط خانوادگی، مبهم بودن روابط بین والدین و والدین منحرف می توانند نوجوان را دچار انحرافات بکند.

ناتواناییهای نوجوانان و جوانان، اضطراب، افسردگی ،اعتیاد به مواد مخدر، مشکلات تحصیلی، ناکامیها و محرومیتها نیز ممکن است در ایجاد انحرافات تأثیر بگذارند. عدم شکل گیری هویت  در نوجوان، ممکن است منجربه این مسئله در فرد گردد که نتواند نقش خود را در دوره نوجوانی و جوانی به خوبی ایفا کند.

بنابراین توصیه بسیار مهم به والدین و معلمین این است که حداکثر تلاش خود را بر ارائه آموزشهای لازم در زمینه هویت  و ایفای نقش به دانش آموزان بکنند. بهتر است که این آموزشها پیش از نوجوانی ارائه شوند تا هنگام بیداری  در دوره نوجوانی، اطلاعات لازم در زمینه مسائل خود و جنس مخالف را داشته و دچار سردرگمی نشود.

2-شکل گیری نامناسب هویت ، اشکال در ایجاد هویت شخصی و حرفه ای : هویتی که در دوره کودکی و نوجوانی شکل می گیرد می تواند بر هویت شخصی و حرفه ای فرد نیز تأثیر بگذارد و انحرافات را در وی به وجود آورد .

3-رفتارهای نادرست والدین با یکدیگر و نوجوان: گاهی اوقات والدین از نظر اخلاقی نمی توانند اصول اخلاقی را رعایت کنند، صحبتهای مناسبی بر زبان نمی آورند و کودک به مرور عادت به شنیدن سخنان منافی عفت می کند.

4-عوامل نامساعد فرهنگی – اجتماعی – محیطی .

5- ناکامی های ناشی از محیط زندگی و جامعه: که این مسئله را می توان در زمینه های اقتصادی – اجتماعی – شغلی – روابط با والدین و دیگران و ناکامیهای تحصیلی خلاصه کرد .

6- نقص تربیت اولیه: یعنی والدین نمی توانند اطلاعات و تربیت کافی را هنگام شکل گیری هویت  کودک ارائه دهند.

نشانگان انحرافات 

انحرافات  دارای نشانه های زیر می باشد: گوشه گیری و انزوا طلبی، کاهش اعتماد به نفس نوجوانانی که دارای اعتماد به نفس کمی هستند، خجالتی و گوشه گیر هستند بیشتر از سایرین دچار انحرافات  مثل خود ارضایی می شوند. باید زمینه هایی را فراهم کنیم که آنها بتوانند با اعتماد به نفس بیشتر ، در زمینه های تحصیلی موفق شوند و کمتر دچار ناکامی شوند.

پیشگیری از انحرافات

به منظور پیشگیری می بایستی قبل از دوره نو جوانی آموزشهای لازم به آنها ارائه شود، رفتار آنها تحت کنترل غیر مستقیم باشد. چنانچه رفتارها و معاشرتهای مشکوکی در نوجوان دیدید آنها را تحت نظر بگیرید و از رفتارهای ناپسند منع کنید، در صورت بیان عذر و بهانه های مختلف نباید آنها را قبول کرد.

اختلالات روانی در نوجوانی

در نوجوانی مساله بیماری روانی در آسیب شناسی نوجوانی حائز اهمیت زیادی است. مهمترین اختلالات روانی رایج عبارتند از:

1. واکنشهای سازگاری

2. روان رنجوری ، شامل انواع اختلالات خلقی ، مثل افسردگی ، اضطراب

3. اختلالات روان _ فیزیولوژیک ، مثل بی‌اشتهایی روانی

4. اختلالات شخصیت ، مثل اختلال شخصیت هیستریک

5. اختلالات سایکوتیک که اسکیزوفرنی عمومی‌ترین آنهاست.

از میان اختلالات روانی انواع افسردگی و اضطراب فراوانی بیشتری دارد. در صورتی که اطرافیان شناخت کافی از نوجوان داشته باشند و به موقع علائم او را تشخیص دهند، با انواع روان درمانی قابل درمان خواهند بود.

اختلالات عاطفی ( افسردگی )

یکی از اختلالات عاطفی که در دوره نوجوانی دیده می شود افسردگی است.

افسردگی یعنی تغییر خلق و خو از حالت سرحالی و خوشی به حالت غمگینی و در خود فرو رفتگی. تشخیص افسردگی معمولاً کار نسبتاً دشواری است.

انواع افسردگی :

1-افسردگی خفیف: حالت خلق و خوی فرد تغییر می کند و احساس غمگینی در نوجوان دیده می شود .

2-نشانگاه افسردگی: افسردگی مقداری شدیدتر است و طول مدت آن نیز بیشتر است.

3-افسردگی بالینی: یکی از اختلالات روانی است که در نوجوانان کمتر دیده می شود و نیاز به روان درمانی یا روانپزشکی دارد.

افسردگی در نوجوانان دارای علائمی می باشد که عبارتند از :

بیخوابی، بی اشتهایی، انزوا طلبی، احساس نومیدی، عدم انجام کار، ناتمام گذاشتن کار ، تمایل به تنهایی، گریه، پرخاشگر.

عوامل افسردگی در نوجوانان می تواند به صورت زیر باشد:

1-گاهی اوقات در خانواده های از هم گسیخته، به نوجوان توجه زیادی مبذول نمی شود و در نتیجه نوجوان امید به زندگی را از دست داده و به افسردگی روی می آورد، احساس شکست و ناکافی می کند و در نتیجه نگرش منفی نسبت به زندگی پیدا می کند.

2-روابط خانوادگی سرد

3-تک فرزندی

4-کمبود روابط اجتماعی

5-محیط زندگی و الگوها

6-عدم موفقیت تحصیلی

7-عدم ارضاء نیازها و خواسته ها

8- مشکلات مربوط به هویت

10-عدم موفقیت ، شکست و ناکامی

در دوره بلوغ به دلیل ترشح هورمونها و تأثیر آنها بر هورمونهای غدد فوق کلیوی ( آدرنالین و نورآدرنالین )، تغییراتی در خلق و خوق نوجوان صورت می گیرد و نوجوان دچار نوسان بین عواطف می شود، گاهی شاد و خوشحال و زمانی در هم فرو رفته و غمگین شده و نسبت به اطرافیان احساس بی علاقگی می کند.

از آنجا که نوجوان در این دوره به بالاترین سطح آگاهی می رسد ، می تواند مسائل بیشتری را درک کرده، جوانب مختلف مسائل را در نظر گرتفه و تجزیه و تحلیل کند. این توانایی سبب توجه بیشتر وی به مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ، هویت و آینده می شود و در نتیجه احتمال دارد که دچار یأس و ناامیدی شود و به افسردگی دچار گردد.

در دوره نوجوانی، فرد در حال کسب تجربه و یادگیری می باشد ولی هنوز توانایی کافی برای دستیابی به اهداف خویش را ندارد و در نتیجه به استقلال کامل دست نمی یابد و احساس می کند که دیگران مانع خواسته هایش شده اند و در نتیجه احساس در خود فرو ماندگی در وی به وجود می آید.نوجوانی دوره ایفای نقش و احراز هویت است و چنانچه به نوجوان فرصت ابتکار عمل داده نشود، احساس ناتوانی کرده و موجب افسردگی در وی می شود. هنگامی که نوجوان با شکست مواجه می شود دچار انزوا ، گوشه گیری و عقب نشینی می شود در واقع می خواهد مجدداً تجدید قوا کرده و با توانایی بهتری مشکلات را حل نماید.

والدین در دوره نوجوانی می بایستی آگاهی لازم از نشانه های افسردگی داشته باشند و در صورت لزوم بتوانند با تغییرات شرایط زندگی ، سعی در رفع این علائم کنند، و در غیر اینصورت، هنگام شدت یافتن افسردگی با مراجعه به پزشک، روانپزشک و یا روانشناس اقدامات درمانی لازم را فراهم کنند.بنابراین والدین باید توانایی تشخیص مسائل و مشکلات نوجوان را داشته و او را راهنمایی کنند تا بتوانند به تنهایی راه حل مشکلات خویش را بیابند و دچار افسردگی شدیدتر نشوند.

راه حلهای غمگینی نوجوانان

احساس غمگینی و بیهودگی نوجوانان را با روشهای روانی – اجتماعی – تربیتی بهتر می توان درمان نمود. به این منظور، بررسی وضعیت زندگی نوجوان، تجدید سازمان امکانات وی، اطرافیان و محیط زندگی وی نقش موثری در رفع مشکلات او خواهد داشت.

پرخاشگری

تعریف پرخاشگری

پرخاشگری در واقع یک رفتار دفاعی آموخته شده در انسان است که هنگام تهدید سازگاری در وی دیده می شود . در دوره نوجوانی معمولاً پرخاشگری شایع بوده و رفتاری است که اکثر والدین از آن شکایت می کنند .

علل پرخاشگری

علل پرخاشگری نوجوانان عبارتند از :

1-مقابله با تهدیدهای جسمی و روانی

2-الگو برداری : هنگامی که در محیط اجتماعی نوجوان ، خشونت حکمفرما است وی نیز پرخاشگری را یاد گرفته و در موقعیتهای گوناگون نشان می دهد. براساس نظریه یادگیری مشاهده " بندورا " نوجوانان با مشاهده رفتار پرخاشگرانه ، این رفتار را یاد گرفته و تمایل به نشان دادن آن دارند.

3-اختلالات روانی : هنگامی که نوجوان دچار اختلالات روانی است ، قادر به کنترل خود نبوده و کنترل هیجانی کمتری دارد و در نتیجه از خود پرخاشگری نشان می دهد.

4-نیاز به قدرت : نوجوان گاهی اوقات نیاز به نمایش قدرت طلبی های خود دارند. و از آنجا که نوجوانی دوره کسب استقلال است ، کسب قدرت نیز راهی برای رسیدن به استقلال بوده و در نتیجه نوجوان برای نشان دادن استقلال خود پرخاشگری می کند .

5-رسیدن به اهداف ، گاهی فرد بار ها از این روش استفاده کرده و به نتیجه رسیده و بعداً آنرا تکرار می کند . علت تفاوت پرخاشگری نوجوان در محیط خانه و بیرون از خانه این است که نوجوان در جایی که آزادتر است رفتارها و حالات خود را بیشتر بروز می دهد ، و شاید هم در خانه عادت به پرخاشگری کرده است ، و در جاهایی که احساس می کند حاکمیتی برقرار است کمتر این نوع رفتارها را انجام می دهد و احساس کمرویی و خجالت می کند.

والدین می بایستی به نوجوانان رفتارهای مناسب را یاد داده، زمان استفاده از عواطف، زمان بروز عواطف، زمان بروز حالتهای دفاعی را آموزش داده و به آنها بفهمانند که در صورت نیاز، درخواستهای خود را با آرامی مطرح کرده و نیازی به تهدید و خشونت نیست.

راههای مقابله با پرخاشگری

از جمله راهکارهای مقابله با رفتارهای پرخاشگرانه می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1-از بین بردن خطرات تهدید کننده نوجوان .

2-ایجاد تغییر نگرش در نوجوان نسبت به خطر و تهدید .

3-ارزیابی شناختی رفتارهای نوجوان برای پی بردن به مشکل و درمان آن.

4-تشویق پیشرفت های تحصیلی نوجوان در مدرسه .

5-تشویق نوجوان به انجام فعالیتهای فرهنگی – اجتماعی و ورزشی .

6-آموزش خانواده ها در زمینه تغییر و اصلاح رفتار .

خودکشی

تعریف خودکشی

هنگامی که زندگی برای فرد دشوارتر از حد خاصی است دست به خودکشی می زند. خودکشی معمولاً یکنوع خشم برگشته به خود است و معمولاً بین سنین ١٥ تا ٢٥ سالگی شایع تر است .

علل خودکشی

1- مهمترین علت، احساس گناه است. موقعی که نوجوان دچار یأس و ناامیدی می شود، شکست های پی در پی دارد، کنترل خود را از دست می دهد یا نگرش منفی پیدا می كند ممكن است دست به خودکشی بزند.

2- در خانواده این افراد سابقه خودكشی وجود داشته باشد و یا در اثر تقلید .

3- اعتیاد : اعتیاد موجب می شود که شخص در کارهای خود به موفقیت دست نیابد. خصوصاً در زمینه درسی و در تعارض با خانواده قرار بگیرد.

4-ممکن است فرد نگرش خوبی به اجتماع نداشته باشد،رابطه صحیح و خوبی با افراد جامعه نداشته باشد و در نتیجه از اجتماع فاصله بگیرد و تنهایی او را به خودکشی می کشاند.

5-ممکن است فرد به وسایلی دسترسی داشته باشد که باعث تحریک خودکشی باشند.

6-بحران هویت می تواند تأثیر داشته باشد.

7- نگرش منفی، اضطراب و افسردگی.

8- نگرش فرد در خود کشی بسیار مهم است. ممکن است اشتغال ذهنی نوجوان، مرگ یا تهدید به خودکشی باشد، نسبت به آینده امیدوار نباشد و از زندگی تصویر منفی داشته باشد.

نوجوانانی که دست به خودکشی می زنند به چند دسته تقسیم می شوند:

1-گروهی که خشم برگشته به خود دارند یعنی از کسی ناراحت هستند و برای انتقام از او دست به خودکشی می زنند . گاهی اوقات افراد در انتقام از طرف مقابل ، احساس ناتوانی دارند و سعی می کنند این انتقام را به سمت خود برگردانند .

2-نوجوانانی هستند که جهت بهره گیری از دیگران دست به خودکشی می زنند. یعنی از طریق راههای معمولی نمی توانند به اهداف خود برسند دست به خودکشی می زنند تا جلب توجه بکنند.

3-گروه سومی هستند که فریاد برای کمک دارند، افرادی که می خواهند جلب توجه بکنند و نیاز به کمک دارند در این دسته قرار می گیرند. مواردی که خصوصاً فرد احساس تنهایی و ناامیدی می کند، دست به خودکشی می زند و دست نیاز را به سمت خودکشی دراز می کند.

4-نوجوانانی که روان پریش هستند و دچار اختلالات روانی هستند، اکثر خودکشی ها در این گروه قرار دارد.

خودکشی در گروه دختران بیشتر از پسران است ولی اقدام به خودکشی در دختران اغلب با موفقیت همراه نیست.

5- نوجوانانی هستند که بازی خودکشی دارند ، افرادی که چندین بار دست به خودکشی زده اند و در هر بار توجه دیگران را به خود معطوف کرده اند.

6- افرادی هستند که واکنشی در برابر فقدان یکی از نزدیکان دارند.

7- افرادی هستند که مشکلات زندگی را نمی توانند حل بکنند و در خود فرو مانده هستند.

8-گروهی که در اثر خشم و انتقام دست به خودکشی می زنند مثل خشم برگشته به خود.

9-گروه بعد افرادی هستند که در اثر تقلید و تلقین پذیری دست به خود کشی می زنند ، تقلید از دوستانی که خودکشی کرده اند.

10-افرادی که از خود بیگانه هستند و اعتقادات و باورهایشان ضعیف است، احساس سردرگمی و تنهایی می کنند .

به طورکلی عوامل اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی در خودکشی تأثیر دارند. مشکل درسی و اخلاقی، روابط با همسالان، کمبود محبت در خانواده و مدرسه، مشکلات عاطفی و روابط سرد والدین، احساس بی احترامی به شخصیت و یأس و ناامیدی، نگرش منفی به زندگی تأثیر بسیاری بر خودکشی دارد و فرد احساس مرگ و ناامیدی می کند .

درمان خودکشی

باید فرد را تحت مراقبت شدید قرار بدهیم و زمینه خود کشی را پیدا کرده و برطرف کنیم. زیرا در اثر عدم حل مشکلات ممکن است شخص دست به خودکشی بزند.

بنابراین باید :

1-مشکل را ریشه یابی کنیم. زیرا عامل خودکشی یک پدیده صرف نیست و از در هم آمیختگی عوامل متعدد به وجود می آید. باید این عوامل را مشخص کرده و آنها را برطرف کنیم، با خانواده اش ارتباط برقرار کنیم تا ببینیم مشکل از کجا پیش آمده است. خانواده در به وجود آمدن مشکل سهیم بوده اند یا مدرسه ، همسالان، دوستان و اجتماع ؟

2-نگرش منفی فرد را تغییر دهیم و شناخت درمانی کنیم . یعنی خانواده و فرد در زمنیه درمان با یکدیگر همکاری بکنند، خصوصاً اگر مشکل در زمینه ارتباط با والدین باشد و مشکل ناسازگاری یا عدم تفاهم است آنرا برطرف کنیم تا زمینه ای برای خودکشی نباشد.

افرادی که چندین بار دست به خودکشی زده اند اینها را باید بیشتر تحت مراقبت قرار بدهیم و اگر افراد معتاد بودند اطلاعات لازم در زمینه ترک اعتیاد و مضرات مواد مخدر را در اختیارش بگذاریم تا دچار همان رفتار و نگرش ها نشود و باعث شکست در امور و مسائل زندگی و درسی نشود . افرادی که دست به خودکشی می زنند، نگرش منفی نسبت به اجتماع دارند . باید نگرش آنها تغییر کند، نسبت به آینده امیدوار شوند و سعی کنیم آنها را وارد جامعه بکنیم و مشکلات را از سر راهشان برداریم .روش های درمانی باید پیوسته باشد تا به نتیجه برسیم . بعد از رفع مشکل در این زمینه پیگیری داشته باشیم که مجدداً دست به خودکشی نزنند.

اعتیاد

اعتیاد یک وابستگی یا تعلق غیر طبیعی به برخی از مواد مخدر یا داروها می باشد. معمولاً نوجوانان در این قلمرو سنی در معرض خطر اعتیاد هستند .

بعضی از نوجوانان در محیط دوستان ممکن است سیگار بکشند و این موجب عادت به سیگار کشیدن در آنها می شودو پس از آن در صورتی که موقعیت های دیگری در جمع دوستان وجود داشته باشد از مواد دیگری هم استفاده می کنند . معمولاً والدین تصور می کنند که اعتیاد، فرزندانشان را تهدید نمی کند و فقط برای دیگران پیش می آید، در صورتی که اعتیاد یک معضل اجتماعی است و والدین باید به محیط دوستان فرزندان خود توجه داشته باشند .

اعتیاد در نوجوانان و جوانان یکسان نیست و بستگی به عوامل مهمی از جمله طبقه اجتماعی – فرهنگی نوجوانان، خانواده، مدرسه و محیط زندگی دارد .

عوامل موثر بر اعتیاد

خانواده : اولین جایی که کودک در آن قرار می گیرد خانواده است . خانواده های از هم گسیخته و نابسامان، خانواده هایی که یکی از والدین معتاد هستند ممکن است تأثیر بسیاری بر اعتیاد داشته باشد، محل زندگی و محله در یک قسمتی از شهر باشد که افراد معتاد زیاد هستند، مدرسه، رفت و آمد با دوستان و همسالان معتاد، خلق و خوی شخص و در دسترس بودن مواد نیز از عوامل مهم هستند. بعضی از نوجوانان حساس هستند و ممکن است خیلی زود دچار ناامیدی بشود و برای فرار از یأس دست به این عمل بزنند

عوامل ژنتیکی که ناشناخته است و ممکن است موروثی باشد. خانواده هایی که یکی از والدین دچار اعتیاد هستند ممکن است فرزندانشان هم معتاد شوند ، یا اگر یکی از والدین معتاد باشند ممکن است روی سیستم ژنتیکی فرزند اثر بگذارد و در نوجوانی گرایش خاصی به مواد مخدر پیدا کنند که این عوامل کاملاً شناخته شده نیستند

طبقه اجتماعی – فرهنگی : یعنی شخص از چه سطح اجتماعی و فرهنگی است و در چه قسمت از شهر یا روستا یا منطقه از کشور قرار دارد ؟ معمولاً در مناطقی که دچار فقر فرهنگی هستند به دلیل نداشتن امکانات تفریحی و سرگرمی اوقات فراغت نوجوانان بیهوده تلف می شود و ممکن است اعتیاد را به عنوان یک سرگرمی انتخاب بکنند . البته در طبقات مرفه نیز سرگرمی ها زیاد است و ممکن است این را نیز به عنوان سرگرمی در نظر بگیرند .

عوامل گرایش به مواد مخدر

1-روابط عاطفی

2-اعتیاد دوستان و همسالان

3-فقر و اعتقادات مذهبی

4-تعارضات فرهنگی بین خانواده ها و نوجوانان. دوگانگی ارزشی عامل دیگر است زیرا شخص دچار تعارض است و اگر با ارزشهای والدین و جامعه نیز در تعارض باشد این سردرگمی باعث روی آوردن به اعتیاد خواهدشد.

5-ظرفیت فکری پایین و نداشتن آگاهی برای حل مشکلات زندگی.

6-عوامل روانی: برخی از افراد مستعد استفاده از مواد مخدر هستند. افرادی که دچار اختلالات روانی هستند، دچار کم توجهی هستند، اختلال رفتاری مثل دزدی، فرار از خانه یا دروغگویی، بی رحمی و رفتارهای خشونت آمیز، اختلالات جنسی و پیشقدمی در منازعات، رفتارهای فردی و عوامل روانی هستند که تأثیر بسزایی در اعتیاد دارند.

معمولاً افراد درونگرا تمایل به استفاده از مواد مخدر دارند. یکی از عواملی که باعث معتاد شدن می شود بزهکاری است. افراد بزهکار تمایل بیشتری به اعتیاد دارند زیرا همسالانشان معمولاً معتاد هستند.

نوجوانانی که نتوانسته اند از خود عمومی خانواده فاصله گرتفه و خود اختصاصی را به دست بیاورند قصد دارند با مواد مخدر به بزرگترها بفهمانند که می توانند کارهایی را انجام بدهند و برای خودشان شخصیت کاذب می سازند. برای نمایش بزرگ شدن خود و ورود به دنیای بزرگسالان از سیگار یا مواد الکلی استفاده می کنند و کمبودهای رفتاری و شخصیتی خود را با مواد پر می کنند.

7-عوامل خانوادگی (ناامیدی در روابط خانوادگی، مشکل با خانواده به دلیل عدم توفیق در انجام تکالیف درسی ، کمبود محبت)

8-عوامل اقتصادی

9- طبقه اجتماعی – برخی از نظام های ارزشی نامطلوب بزرگسالان در محیط نوجوانان می تواند تأثیر نامطلوبی بر فرد داشته باشد.

کمبود مهارت های اجتماعی و کم تجربگی از عوامل دیگر اعتیاد است. فرد قادر به تطبیق خود با محیط اجتماعی نیست و این امر موجب شکست در کارها می شود.

معمولاً مطالعات نشان می دهد که سیگار منشاً اعتیاد است و به تدریج می تواند به مواد مخدر قویتری تبدیل گردد. بایستی توجه داشته باشیم که نوجوان با چه افرادی رابطه دارد و مراقب باشیم تا با افراد مشکوک در ارتباط نباشد. به طور کلی افراد برای فراموشی مشکلات زندگی به اعتیاد روی می آورند. رسانه های گروهی و والدین، اطلاعات کمی در این زمینه به جوانان می دهند و می خواهند که جوانان اجتناب بکنند و هنوز این فرهنگ در کشور جا نیافتاده که اطلاعات لازم را در زمینه اعتیاد به جوانان ارائه داده و اثرات سوء آن را به آنها گوشزد کنیم.خانواده نقش بسیار مهمی در این امر دارد، توجه به جوانان و نوجوانان، مسائل مربوط به تحصیل ، روابط سرد عاطفی والدین با نوجوانان، دوستان، بیکاری، تعادضات فرهنگی بین والدین و نوجوانان، ویژگیهای شخصیتی خصوصاً افرادی که توانایی کافی برای فکر کردن و آگاهی نسبت به مسائل ندارند، می تواند اثرات زیادی بر اعتیاد داشته باشد زیرا افراد جهت فراموشی سختیها و آلام نگرانیها به اعتیاد روی می آورند.


شیوه‌های برخورد با مشکلات دوران نوجوانی

یکی از مشاغل بسیار مهم و پر مسئولیت والدین، تربیت فرزندان است که از سایر مشاغل والدین پیچیده تر می باشد. وظیفه والدین در دوره نوجوانی بسیار حساستر و پر مسئولیت تر است. نوجوانی دوره بحران بلوغ و هویت است، نوجوان به سطحی از آگاهی رسیده که همه صحبتها را با اطاعت کورکورانه نمی پذیرد، رفتارها و برخوردها ما با وی بایستی با دلیل قانع کننده صورت گیرد، علاقمند به استقلال است، حالت عاطفی متفاوت و گذرایی دارد و نیازهای تازه ای برای وی مطرح می شود. بنابراین والدین می بایستی اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشند تا بتوانند متناسب با رشد وی پیش رفته، برای سئوالات وی پاسخ مناسبی داشته باشند.والدین می بایستی در برخورد با نوجوان به واکنشهای خود توجه بسیاری داشته باشند زیرا واکنشهای مثبت و منفی آنها بسیار مهم است. توصیه می شود که والدین در برابر رفتارهای نوجوانان به رفتارهای خوب و مثبت و مناسب آنها توجه کنند و واکنش مثبت نشان دهند و حداکثر تلاش خود را بکنند که از نوجوان کمتر ایراد بگیرند. به عبارت دیگر در اکثر مواقع برخورد مثبت و خوش بینانه داشته، گاهی اوقات نسبت به رفتارهای نوجوان شک کرده و نگران باشند و برخورد مناسب در این زمینه داشته باشند.

مهم این است که نگرش والدین، مثبت و صادقانه باشد یعنی رفتارهای صحیح نوجوان توجه کنند تا موجب ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و خودباوری در وی شوند. زیرا نوجوان یکی از نیازهای بسیار مهم دوره نوجوانی این است که بتواند با اعتماد به نفس این دوره را طی کند.

آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، توجه والدین و مربیان به شناخت ویژگیها و نیازهای مرحله نوجوانی است. این آشنائی و آگاهی از شیوه‌های برخورد با ویژگیهای این دوره ، در گام از بروز مشکلات خاص این دوره جلوگیری خواهد کرد، یا حداقل شدت آن را تخفیف خواهد داد. در بروز مشکلات و مسائل آنچه مورد بررسی و درمان قرار می‌گیرد، تنها نوجوان و مسائل او نخواهد بود.

هرچند اساس درمان را رفتارها و شرائط نوجوان تشکیل می‌دهد، اما شیوه‌های درمانی عمدتا به صورت گسترده‌تری معطوف به اطرافیان نوجوان ، خانواده و دوستان و در سطح وسیع‌تر و به صورت برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه خواهد بود. آشناسازی خانواده و دیگر دوستان و آشنایان در طرح ریزی برنامه‌ای برای برخورد با نوجوان برای حل مسائل خفیف‌تری چون ناسازگاریهای سطحی در بافت خانواده ، پرخاشگری ، استقلال طلبی شدید ، نوجوئی شدید ، با توجه به شیوه‌های مناسب تربیتی کافی خواهد بود. در حالی که در مورد مشکلات خاص‌تری چون اختلالات روانی این دوران مثل بی‌اشتهایی روانی که با تمایل شدید به کاهش وزن همراه است، از شیوه‌های اختصاصی‌تری چون روان درمانی و ... استفاده می‌شود. در رابطه با مسائل اجتماعی چون بزهکاری ، نهادهای اجتماعی دیگری چون کانونهای اصلاح و تربیت ، مدرسه و ... درگیر هستند.

سلام به همه شما عزیزان با نظر خوبتون ما را در این زمینه یاری کنید و در صورت داشتن مطلبی می تونید به من بگید تا براتون بذارم

 

 email:rimbo361@hotmail.com

جمعه 27/10/1387 - 18:26
دانستنی های علمی

عوامل موثر در ایجاد مشکل در نوجوانی و جوانی و اوقات فراغت

عوامل موثر در ایجاد مشکل در نوجوانی و جوانی عبارتند از عوامل زیستی ، محیطی و روانی.



  عوامل زیستی

عواملی زیستی موثر در ایجاد مشکلات نوجوانان و جوانان به دو دسته تقسیم می شود :
1-بلوغ جسمی و جنسی که در اثر ترشح هورمونهای مختلف در نوجوانان صورت می گیرد.
2-بیماریها .  



  عوامل محیطی

عوامل محیطی موثر در ایجاد مشکلات در نوجوانان و جوانان به 3 دسته تقسیم می شود :
1-محل زندگی یا خانه و مدرسه :
عدم تفاهم ، ناهماهنگی فکری و ناهماهنگی ارزشها.

2-مسائل فرهنگی – اجتماعی – اخلاقی و دینی :
اختلاف سطح فرهنگی بین والدین و فرزندان ، نداشتن اعتقادات مشخص دینی ، عدم شکل گیری مناسب ارزشها و باورها .

3-دوستان :
رفتار دوستان ، روابط با دوستان .  



  عوامل روانی

عوامل روانی موثر در ایجاد مشکلات شامل عوامل درونی و بیرونی فرد می باشد .  



  الف) عوامل درونی شامل :

1- اختلالات ذهنی (ممکن است نوجوان از نظر هوشی ، توانایی درک مسائل را نداشته و یا مسائل را در نظر خود بزرگ جلوه دهد و یا توانایی تفکیک مسائل را از یکدیگر نداشته باشد و یا فاقد تجربه و مهارتهای لازم برای رفع مشکلات خویش باشد) .
2-عدم دسترسی به اطلاعات کافی در زمینه های مختلف فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی – سیاسی و اخلاقی، که موجب می گردد که فرد قادر به حل مسائل خود به طریقه مناسب نباشد.
3- نداشتن آگاهی لازم جهت تشخیص مشکلات .
4-عدم شناخت شخصیت خود : گاهی اوقات نوجوان شناخت کافی از خود ندارد .
5- عدم شناخت راههای برخورد با مشکلات و ارائه راه حلها : نوجوان باید بداند که در برخورد با مشکلات ، چگونه آنها را درجه بندی کرده و برای هر کدام راه حل مناسب پیدا کند. اختلالات شخصیت نوجوانی از قبیل رفتارهای هیجانی و ضد اجتماعی .
بنابراین در دوران نوجوانی ، والدین و مربیان می بایستی تلاش نمایند تا اطلاعات و دانستنیهای کافی و منابع مناسبی را در اختیار نوجوانان قرار دهند و با افزایش سطح دانش و آگاهی نوجوان قدرت تجزیه و تحلیل مسائل در وی افزوده خواهد داشت و بالا رفتن توانمندیهای آنها سبب خواهد شد که آنها کمتر دچار مشکلات گردند .  



  روشهای شناخت مسائل جوانان

1-مشاهده مستقیم : با تحت نظر داشتن رفتارهای فرد می توان به مشکلات وی پی برد .
2-مصاحبه تخصصی : که توسط روانشناس انجام می شود .
3-اجرای پرسشنامه : با تهیه پرسشنامه و اجرا آنها می توان مشکلات جوانان را در آموزشگاه ، جامعه و خانواده بررسی نمود .
4-مصاحبه با والدین .
5-مطالعه موردی .
6-سرگذشت نگاری یا تحلیل یادداشتها و دفترچه خاطرات فرد .  



  جلسه بیستم
اوقات فراغت

در این جلسه مباحثی پیرامون تعریف و ضرورت اوقات فراغت و برنامه ریزیهای لازم برای اوقات فراغت مطرح می کنیم .  



  تعریف کار و اوقات فراغت
گذراندن وقت با هدف و اهمیت خاص ، کار نام دارد .

اوقات فراغت ، اوقات آزادی هستند که هدف خاص و از پیش تعیین شده ای ندارد و دربر گیرنده آموزشهای غیر رسمی می باشد . معمولاً به غلط برای اوقات فراغت ، برنام ریزی نمی شود.  



  ضرورت اوقات فراغت

روانشناسان ، اوقات فراغت را به عنوان یک تربیت غیر رسمی می دانند . بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده گاهی تربیت غیر رسمی تأثیر بیشتری از آموزش و تربیت رسمی به جای می گذارد . زیرا در مواقعی که افراد وقت آزاد دارند ، می توانند با تفریح مطالبی را یاد بگیرند و در نتیجه از نظر آموزشی و تربیتی اثرات بیشتری دارد .
از طرف دیگر تحقیقات نشان داده اند که افراد اوقات فراغت به زمینه های آموزشی برنامه های اوقات فراغت توجه بیشتری دارند و این امر موجب افزایش خود شکوفایی در آنها می شود .
بنابراین در چارچوب تربیت غیر رسمی ، می توان مسائل عدیده آموزشی و تربیتی را به طور غیر مستقیم آموزش داد و موارد بسیاری را به نوجوانان و جوانان یاد داد .
در اوقات فراغت می توان با کشف استعدادهای افراد ، آموزشهای لازم را به افراد ارائه داد و به طور غیر مستقیم در آنها ، مهارتهای زندگی را ایجاد نمود.
بنابراین برنامه ریزی برای اوقات فراغت و استفاده صحیح از آن در افراد اهمیت بسزایی دارد. شرط صحیح استفاده از اوقات فراغت ، آموزش می باشد . با برنامه ریزی صحصح و مناسب می توان نوجوانان را از بسیاری از انحرافات بر حذر داشت .
به طور مثال یکی از عوامل اساسی اعتیاد نوجوانان ، عدم برنام ریزی صحیح برای اوقات فراغت آنان می باشد .
برنامه ریزی برای اوقات فراغت نشانه توجه جامعه به نوجوانان می باشد . جامعه باید با برقراری تعامل با نوجوانان و ایجاد انگیزه در آنها بتواند نوجوانان را به طور سالم تربیت کند .
برنامه ریزی در زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اخلاقی و دینی در اوقات فراغت جوانان نقش مهمی در تربیت سالم افراد ایفا می کند .  



  مراحل برنامه ریزی فعالیتهای اوقات فراغت عبارتند از :

1-اولین گام در برنامه ریزی فعالیتها در اوقات فراغت ، برنامه ریزی فردی است.
در این مرحله بایستی استعدادها ، تواناییها و علائق افراد و نحوه پرورش و شکوفایی آنها را کشف نمود .

2-برنامه ریزی در زمینه های اجتماعی و سیاسی : در این مرحله باید با سیاستگذاریهای صحیح ، جوانان بتوانند در زمینه های اجتماعی و سیاسی فعالیت کنند .

3-برنامه ریزی اقتصادی : از آنجا که اوقات فراغت نیاز به سرمایه دارد ، لذا باید منابع مالی لازم برای فعالیتهای اوقات فراغت تأمین شوند .

4-برنامه ریزی فعالیتهای فوق برنامه فرهنگی – دینی – اخلاقی : از آنجا که می توان اوقات فراغت را به آموزش غیر رسمی تبدیل کرد ، این مسئله حائز اهمیت بسیاری است زیرا نوجوانان و جوانان از این طریق به یادگیریهای مختلفی دست می یابند . از طریق برنامه های فرهنگی ، دینی و اخلاقی ، نوجوانان می توانند به طور غیر مستقیم به مهارتهای زندگی دست یابند .
در اینجا باید به این امر توجه نمود که تلویزیون نباید جانشین فعالیتهای فردی و اجتماعی نوجوان باشد و آنان را به افرادی منفعل مبدل سازد .
از طریق تلویزیون می توان روشهای صحیح استفاده از اوقات فراغت را به نوجوانان آموزش داد و به آنها نقش اوقات فراغت در یادگیریهای غیر مستقیم را گوشزد نمود .
به طور کلی آموزش شرط صحیح استفاده از اوقات فراغت است و با برنامه ریزیهای صحیح می توان جوانان را از انحرافات و بزهکاریها دور نمود . به طور مثال شاید یکی از علل روی آوردن جوانان به اعتیاد ، عدم برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت باشد.
در برنامه ریزی برای اوقات فراغت باید به علائق و نیازهای نوجوانان توجه بسیاری مبذول داشت و امکانات محیطی و برنامه های تفریحی را برای آنان لحاظ کرد. در این راستا نقش فعالیتهای فوق برنامه از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا این فعالیتها، زمینه ساز فعالیتهای آینده آنها در جامعه می باشد.
علاوه بر این، نوجوانان در برنامه ریزیهای مختلفی که در گردشهای علمی، اردوها، انجمنهای ورزشی – ادبی – هنری و حتی در نهادهای اجتماعی به تجربه و آگاهی و شناخت دست یافته و شناخت مسائل مهمترین امر در پیشگیری از انحرافات مختلف می باشد.
می توان گفت که شرکت در این فعالیتها ، هم جنبه تفریحی و هم جنبه ایفای نقش بزرگسالان را دارد.

دوشنبه 16/10/1387 - 12:33
محبت و عاطفه

ازدواج قراردادی بین دو جنس مخالف برای تداوم زندگی و بقای نسل می باشد. روابطی که بین زوجین وجود دارد قابل مقایسه با سایر روابط در سازمانهای دیگر نیست.
در ازدواج، نیازهای جنسی زوجین برطرف می شود، امنیت خاطر و پرورش فرزند برای زنان و احساس مسئولیت برای مردان پدید می آورد.
 



  مشاوره ازدواج

به طور کلی یکی از موضوعات اصلی دوره جوانی، ازدواج است. در ازدواج تداوم زندگی و امنیت خاطر از اهمیت بسیار برخوردار است. در این پدیده اجتماعی، طرفین در ارضاء نیازهای اولیه، ارتباطات اجتماعی و پرورش فرزند از یکدیگر بهره می جویند و زوجین سعی می کنند تا نگرشها، باورها و ارزشهای فرهنگی را به فرزندان خود منتقل کنند.
همیشه در ذهن افرادی که مبادرت به ازدواج می کنند سئوالاتی از قبیل اینکه به چه منظور ازدواج می کنند و هدف از ازدواج چیست، مطرح می شود. به مشکلات پیش روی خود می اندیشند و با تفکر مثبت و هدفمند شدن افکار ، اقدام به ازدواج می نمایند.
در مشاوره قبل از ازدواج افراد با توجه به نیازها و تواناییها و اطلاعات خود، با مشاور با تجربه ای صحبت می کنند تا به موفقیت دست یابند.

یکی از بهترین رویدادهای دوران جوانی، ازدواج است. بهترین سن ازدواج برای دختران ٢٠ تا ٢٥ سال و برای پسران ٢٥ تا ٣٠ سالگی می باشد و این امر در تداوم زندگی، امنیت خاطر، احساس مسئولیت پرورش و تربیت فرزند ضرورت بسیاری دارد.

بهتر است افراد قبل از ازدواج، در زمینه های مختلف با هم به تفاهم برسند و در رابطه با این امر می توانند از مراکز مشاوره و راهنمایی در زمینه ازدواج کمک بگیرند. لذا مشاورین در مراکز مشاوره قبل از ازدواج، استعدادها و تواناییها، رغبت ها و نیازهای طرفین را بررسی و شناسایی کرده و راهکارهایی برای رسیدن به تفاهم به آنها ارائه می دهند و مهارت های لازمی را که موجب تحکیم و شیرینی زندگی می شود به آنها آموزش می دهند.

وجود این موسسات مشاوره ای در جوامع انسانی بسیار ضروری است. زیرا افرادی که می خواهند با هم ازدواج کنند باید دارای یکسری عقاید یکسان، عواطف و اهداف مشترک باشند و در واقع قبل از ازدواج مراکز مشاوره به زوجین کمک می کنند تا کمتر مشکلات بعد از ازدواج داشته باشند یا اینکه مشکلی نداشته باشند.
 



  ویژگی های لازم برای ازدواج

ویژگی های لازم برای ازدواج باید ویژگی های فردی و درونی باشد، مثلاً هدف از ازدواج و ثبات شخصیت. یعنی هر فردی قبل از ازدواج باید از خود بپرسد که چه هدفی از ازدواج دارم و معیارهایم برای انتخاب همسر چیست؟

افراد در زمینه ازدواج باید بلوغ عقلی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشند. یعنی شخص باید بتواند محیط را لمس بکند. فرهنگ خود را تجزیه و تحلیل کند، از لحاظ مالی نیز باید تأمین شود و استقلال اقتصادی داشته باشد. طرفین باید به مسئولیت های مختلف قرارداد ازدواج و زندگی مشترک واقف باشند و تا پایان زندگی آنها را دنبال بکنند. در غیر اینصورت نمی توانند به اهداف اصلی ازدواج دست یابند.
 



  ملاک ها و معیارهای همسرگزینی

1-زوجین دارای سطح تحصیلات یکسان باشند .
2-از نظر سطح اجتماعی و اقتصادی نزدیک به هم باشند .
3-تشابه مذهبی داشته باشند
4-هم کفو بودن خانواده ها
 



  عوامل موثر در ازدواج عوامل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی هستند

عوامل فرهنگی همان دیدگاهی است که نسبت به سن ازدواج وجود دارد. یعنی فرد در چه سنی اقدام به ازدواج می نماید. در جامعه ایرانی با توجه به ادامه تحصیلات، سن ازدواج بالا رفته است.
البته توقعات خانواده ها هم که جزء عوامل فرهنگی بوده می تواند تعیین کننده امر ازدواج باشد.
گاهی اوقات ممکن است فرد از لحاظ اقتصادی تأمین باشد ولی یکسری عوامل فرهنگی مانع ازدواج او باشد. بنابراین طرفین باید دارای سطح فرهنگی نزدیک به هم و متعادل باشند.

پس مسائل فرهنگی، دیدگاهها، نگرش ها و ارزش ها مهمتر از مسائل اقتصادی هستند.
مشکلی که در زمینه تداوم زندگی پیش می آید طلاق است که نیاز به بررسی تخصصی دارد. مثلاً آیا طرفین دارای مشکلات روانی و اختلالات شخصیت هستند یا نه ، ممکن است که شخصیت های ناسازگاری داشته باشند که باعث بروز مشکلات فراوان می شود. البته راهکارهایی در این زمینه وجود دارد که راه گشا خواهد بود. چنانکه یکی از زوجین ناسازگار باشد خیلی راحت تر مشکل حل می شود و به سازگاری در زندگی دست می یابند. پس مسائل مختلفی در بروز طلاق وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرند. برای هر یک راهکارهایی به منظور تداوم ازدواج و زندگی مشترک وجود دارد.

به طور کلی ازدواج یعنی محبت، عشق و دوستی و همه اینها در واقع نشانه هایی از زیبایی، نظم و وجود آفریدگار است که می خواهیم همه آنها را در وجود خودمان پرورش دهیم .
 



  جلسه شانزدهم
نیازهای نوجوانی

نیاز به دو دسته تقسیم می شود :
نیازهای زیستی
نیازهای روانی

نیازهای زیستی:
نیازهایی هستند که بقای موجود زنده به آنها وابسته است مثل آب، غذا و اکسیژن.
نیازهای روانی:
نیازهایی هستند که تأمین کننده روح و روان فرد برای تأمین زندگی هستند مثل نیاز به امنیت، نیاز به خود شکوفایی.

نیازهای عمومی یعنی نیازهایی که به تمام گروههای سنی اعم از کودکی تا سالخوردگی مربوط می شود مثل نیاز به محبت، تعلق خاطر، احساس امنیت، پذیرفتگی، موفقیت، آزادی و ترس از گناه.
 



  نیازهای دوره نوجوانی عبارتند از :
1- نیاز به سازگاری با دوره نوجوانی، نوجوانی، دوران تغییر و تحول فیزیولوژیک و روان شناختی است و همین وضع طبیعی،نیازهای خاصی را در نوجوان به وجود می آورد که عبارتند از :

الف) نیاز به سازگاری با تغییرات فیزیولوژیک ( عنصری )
ب) نیاز به جنس مخالف ( مخالف )
ج) نیاز به آزادی از وابستگی و قیدهای بچه گانه.
 



  2- نیاز به کمک و راهنمایی بزرگسالان در حل مسائل شخصی.

نوجوان در عین حال که شدیداً می خواهد و می کوشد مستقل باشد، خود را از سلطه والدین آزاد کند لکن به سبب کمبود تجربه، همواره نیازمند است که در حل مسائل شخصی و توفیق در سازگاری با محیط از حمایت و راهنمایی والدین، معلمان و سایر افراد مورد اعتمادش برخوردار شود و این راهنمایی، چنانکه قبلاً گفته شد، باید از روی احتیاط، آگاهی کامل، محبت و احترام به شخصیت نوجوان انجام گیرد.
3- نیاز به یادگیری اصول بزرگسالان
نوجوانان در دوره نوجوانی باید به نحوه ورود به دنیای بزرگسالان آشنا شوند. این امر به کمک والدین و مربی صورت می گیرد.
4- نیاز به آمادگی زناشویی: نوجوان در دوره نوجوانی با مسائل ازدواج و همسرگزینی آشنا می شوند.
5- نیاز به تکامل استعدادها در زمینه های شغلی است.
دوره نوجوانی، نوجوان در ذهن خود مشاغل مختلف را آزمایش می کند. لذا والدین و مربیان با توجه به توانایی ها و استعدادهایشان باید آنها را به سمت مشاغل متناسب با هویت و شخصیت شان سوق دهند.
 



  6- نیاز به کسب مهارتهای لازم برای زندگی:

نوجوانان نیازمند به مسب دانش و اطلاعات کافی در زمینه های مختلف زندگی در این دوره هستند و این امر به کمک والدین و خصوصاً مربیان صورت می گیرد که باید کمک بسیاری در زمینه کسب مهارت ها به نوجوانان کنند.
اگر نیاز های مختلف نوجوانان در زمینه های گوناگون ارضاء شود، دچار مشکل خاصی نخواهد شد. اما معمولاً عدم ارضاء تعدادی از نیازها ممکن است که مشکلاتی را در آنها به وجود بیاورد.
 



  راهکارهای رفع نیازها

در دوره نوجوانی به علت تغییراتی که در جنبه های جسمی، زهنی، اجتماعی و عاطفی پدید می آید نیازهای مختلفی در نوجوان بروز می کند که این نیازها باید ارضاء شوند تا مسئله ای را در نوجوانان به وجود نیاورند.
باید به مسائل فیزیولوژیک بلوغ و رفتارهای نوجوان و تغییر و تحولات شخصیتی و شکل گیری هویت فرد اهمیت داده شود.
والدین و مربیان، دوستان و بزرگسالان باید بدانند که نوجوان در چه وضعیتی قرار گرفته است و برآورد نشدن نیازهای نوجوان ممکن است اختلالات و کمبودهایی از نظر روان شناختی به وجود بیاورد . زیرا بیشتر نیازها، نیازهای روان شناختی هستند.
تغییرات فیزیولوژیک ناشی از بلوغ برای نوجوان غافلگیر کننده است و موجب ناسازگاری های درونی می شود. والدین باید روش های سازگاری با تغییرات را در نوجوان ایجاد بکنند و یا با راهنمایی و هدایت، خود نوجوان راه حل های آن را پیدا بکند و کم کم با وضعیت جدید سازگار شود.
 



  " لوین " روانشناس معروف معتقد است:

بزرگسالان و کودک تقریباً مشکلات یک دنیا را تحمل می کنند. نوجوان ناگریز است مشکلات خود را تحمل کند. از طرفی در دوره کودکی خواهان تحمل مشکلات بزرگسالان است و از طرف دیگر نوجوان، بزرگ شده اما در عین حال او را کودک می پندارند.  



  " لوین " می گوید :

بلوغ یک دوره انتقال همراه با تغییرات شدید شخصیتی است و کودک نمی داند کودک است یا بزرگسال.
علاوه بر والدین، در آموزشگاه نیز با توجه به نیازهای نوجوانان باید برنامه ریزی هایی انجام شود که نوجوان بتواند مسیر زندگی اش را به سهولت ادامه بدهد و در زمینه های درسی، موفقیت های تحصیلی مهارت ها و انتخاب شغل دچار مشکل نشود.

والدین و مربیان باید به این مسئله توجه داشته باشند که تمام نیازهای نوجوانان به یک اندازه و به یک شدت نیست و حتی دو نوجوان یک خانواده نیز به یک اندازه نیازهای مشابهی ندارند. بنابراین با شناخت تمام نیازهای نوجوان، کمک و راهنمایی به آنها در ارضاء نیازهایشان، مشکلاتی رخ نخواهد داد. زیرا نیازها باید همیشه به موقع و به صورت مشروط برطرف بشوند تا نوجوان به خوبی دوره نوجوانی را با شکوفایی سپری کرده و به دوره بزرگسالی و جوانی وارد بشود

پنج شنبه 12/10/1387 - 11:48
محبت و عاطفه

ازدواج قراردادی بین دو جنس مخالف برای تداوم زندگی و بقای نسل می باشد. روابطی که بین زوجین وجود دارد قابل مقایسه با سایر روابط در سازمانهای دیگر نیست.
در ازدواج، نیازهای زوجین برطرف می شود، امنیت خاطر و پرورش فرزند برای زنان و احساس مسئولیت برای مردان پدید می آورد.



مشاوره ازدواج

به طور کلی یکی از موضوعات اصلی دوره جوانی، ازدواج است. در ازدواج تداوم زندگی و امنیت خاطر از اهمیت بسیار برخوردار است. در این پدیده اجتماعی، طرفین در ارضاء نیازهای اولیه، ارتباطات اجتماعی و پرورش فرزند از یکدیگر بهره می جویند و زوجین سعی می کنند تا نگرشها، باورها و ارزشهای فرهنگی را به فرزندان خود منتقل کنند.
همیشه در ذهن افرادی که مبادرت به ازدواج می کنند سئوالاتی از قبیل اینکه به چه منظور ازدواج می کنند و هدف از ازدواج چیست، مطرح می شود. به مشکلات پیش روی خود می اندیشند و با تفکر مثبت و هدفمند شدن افکار ، اقدام به ازدواج می نمایند.
در مشاوره قبل از ازدواج افراد با توجه به نیازها و تواناییها و اطلاعات خود، با مشاور با تجربه ای صحبت می کنند تا به موفقیت دست یابند.

یکی از بهترین رویدادهای دوران جوانی، ازدواج است. بهترین سن ازدواج برای دختران ٢٠ تا ٢٥ سال و برای پسران ٢٥ تا ٣٠ سالگی می باشد و این امر در تداوم زندگی، امنیت خاطر، احساس مسئولیت پرورش و تربیت فرزند ضرورت بسیاری دارد.

بهتر است افراد قبل از ازدواج، در زمینه های مختلف با هم به تفاهم برسند و در رابطه با این امر می توانند از مراکز مشاوره و راهنمایی در زمینه ازدواج کمک بگیرند. لذا مشاورین در مراکز مشاوره قبل از ازدواج، استعدادها و تواناییها، رغبت ها و نیازهای طرفین را بررسی و شناسایی کرده و راهکارهایی برای رسیدن به تفاهم به آنها ارائه می دهند و مهارت های لازمی را که موجب تحکیم و شیرینی زندگی می شود به آنها آموزش می دهند.

وجود این موسسات مشاوره ای در جوامع انسانی بسیار ضروری است. زیرا افرادی که می خواهند با هم ازدواج کنند باید دارای یکسری عقاید یکسان، عواطف و اهداف مشترک باشند و در واقع قبل از ازدواج مراکز مشاوره به زوجین کمک می کنند تا کمتر مشکلات بعد از ازدواج داشته باشند یا اینکه مشکلی نداشته باشند.



ویژگی های لازم برای ازدواج

ویژگی های لازم برای ازدواج باید ویژگی های فردی و درونی باشد، مثلاً هدف از ازدواج و ثبات شخصیت. یعنی هر فردی قبل از ازدواج باید از خود بپرسد که چه هدفی از ازدواج دارم و معیارهایم برای انتخاب همسر چیست؟

افراد در زمینه ازدواج باید بلوغ عقلی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشند. یعنی شخص باید بتواند محیط را لمس بکند. فرهنگ خود را تجزیه و تحلیل کند، از لحاظ مالی نیز باید تأمین شود و استقلال اقتصادی داشته باشد. طرفین باید به مسئولیت های مختلف قرارداد ازدواج و زندگی مشترک واقف باشند و تا پایان زندگی آنها را دنبال بکنند. در غیر اینصورت نمی توانند به اهداف اصلی ازدواج دست یابند.



ملاک ها و معیارهای همسرگزینی

1-زوجین دارای سطح تحصیلات یکسان باشند .
2-از نظر سطح اجتماعی و اقتصادی نزدیک به هم باشند .
3-تشابه مذهبی داشته باشند
4-هم کفو بودن خانواده ها



عوامل موثر در ازدواج عوامل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی هستند

عوامل فرهنگی همان دیدگاهی است که نسبت به سن ازدواج وجود دارد. یعنی فرد در چه سنی اقدام به ازدواج می نماید. در جامعه ایرانی با توجه به ادامه تحصیلات، سن ازدواج بالا رفته است.
البته توقعات خانواده ها هم که جزء عوامل فرهنگی بوده می تواند تعیین کننده امر ازدواج باشد.
گاهی اوقات ممکن است فرد از لحاظ اقتصادی تأمین باشد ولی یکسری عوامل فرهنگی مانع ازدواج او باشد. بنابراین طرفین باید دارای سطح فرهنگی نزدیک به هم و متعادل باشند.

پس مسائل فرهنگی، دیدگاهها، نگرش ها و ارزش ها مهمتر از مسائل اقتصادی هستند.
مشکلی که در زمینه تداوم زندگی پیش می آید طلاق است که نیاز به بررسی تخصصی دارد. مثلاً آیا طرفین دارای مشکلات روانی و اختلالات شخصیت هستند یا نه ، ممکن است که شخصیت های ناسازگاری داشته باشند که باعث بروز مشکلات فراوان می شود. البته راهکارهایی در این زمینه وجود دارد که راه گشا خواهد بود. چنانکه یکی از زوجین ناسازگار باشد خیلی راحت تر مشکل حل می شود و به سازگاری در زندگی دست می یابند. پس مسائل مختلفی در بروز طلاق وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرند. برای هر یک راهکارهایی به منظور تداوم ازدواج و زندگی مشترک وجود دارد.

به طور کلی ازدواج یعنی محبت، عشق و دوستی و همه اینها در واقع نشانه هایی از زیبایی، نظم و وجود آفریدگار است که می خواهیم همه آنها را در وجود خودمان پرورش دهیم .



جلسه شانزدهم
نیازهای نوجوانی

نیاز به دو دسته تقسیم می شود :
نیازهای زیستی
نیازهای روانی

نیازهای زیستی:
نیازهایی هستند که بقای موجود زنده به آنها وابسته است مثل آب، غذا و اکسیژن.
نیازهای روانی:
نیازهایی هستند که تأمین کننده روح و روان فرد برای تأمین زندگی هستند مثل نیاز به امنیت، نیاز به خود شکوفایی.

نیازهای عمومی یعنی نیازهایی که به تمام گروههای سنی اعم از کودکی تا سالخوردگی مربوط می شود مثل نیاز به محبت، تعلق خاطر، احساس امنیت، پذیرفتگی، موفقیت، آزادی و ترس از گناه.



نیازهای دوره نوجوانی عبارتند از :
1- نیاز به سازگاری با دوره نوجوانی، نوجوانی، دوران تغییر و تحول فیزیولوژیک و روان شناختی است و همین وضع طبیعی،نیازهای خاصی را در نوجوان به وجود می آورد که عبارتند از :

الف) نیاز به سازگاری با تغییرات فیزیولوژیک ( عنصری )
ب) نیاز به جنس مخالف 
ج) نیاز به آزادی از وابستگی و قیدهای بچه گانه.



2- نیاز به کمک و راهنمایی بزرگسالان در حل مسائل شخصی.

نوجوان در عین حال که شدیداً می خواهد و می کوشد مستقل باشد، خود را از سلطه والدین آزاد کند لکن به سبب کمبود تجربه، همواره نیازمند است که در حل مسائل شخصی و توفیق در سازگاری با محیط از حمایت و راهنمایی والدین، معلمان و سایر افراد مورد اعتمادش برخوردار شود و این راهنمایی، چنانکه قبلاً گفته شد، باید از روی احتیاط، آگاهی کامل، محبت و احترام به شخصیت نوجوان انجام گیرد.
3- نیاز به یادگیری اصول بزرگسالان
نوجوانان در دوره نوجوانی باید به نحوه ورود به دنیای بزرگسالان آشنا شوند. این امر به کمک والدین و مربی صورت می گیرد.
4- نیاز به آمادگی : نوجوان در دوره نوجوانی با مسائل ازدواج و همسرگزینی آشنا می شوند.
5- نیاز به تکامل استعدادها در زمینه های شغلی است.
دوره نوجوانی، نوجوان در ذهن خود مشاغل مختلف را آزمایش می کند. لذا والدین و مربیان با توجه به توانایی ها و استعدادهایشان باید آنها را به سمت مشاغل متناسب با هویت و شخصیت شان سوق دهند.



6- نیاز به کسب مهارتهای لازم برای زندگی:

نوجوانان نیازمند به مسب دانش و اطلاعات کافی در زمینه های مختلف زندگی در این دوره هستند و این امر به کمک والدین و خصوصاً مربیان صورت می گیرد که باید کمک بسیاری در زمینه کسب مهارت ها به نوجوانان کنند.
اگر نیاز های مختلف نوجوانان در زمینه های گوناگون ارضاء شود، دچار مشکل خاصی نخواهد شد. اما معمولاً عدم ارضاء تعدادی از نیازها ممکن است که مشکلاتی را در آنها به وجود بیاورد.



راهکارهای رفع نیازها

در دوره نوجوانی به علت تغییراتی که در جنبه های جسمی، زهنی، اجتماعی و عاطفی پدید می آید نیازهای مختلفی در نوجوان بروز می کند که این نیازها باید ارضاء شوند تا مسئله ای را در نوجوانان به وجود نیاورند.
باید به مسائل فیزیولوژیک بلوغ و رفتارهای نوجوان و تغییر و تحولات شخصیتی و شکل گیری هویت فرد اهمیت داده شود.
والدین و مربیان، دوستان و بزرگسالان باید بدانند که نوجوان در چه وضعیتی قرار گرفته است و برآورد نشدن نیازهای نوجوان ممکن است اختلالات و کمبودهایی از نظر روان شناختی به وجود بیاورد . زیرا بیشتر نیازها، نیازهای روان شناختی هستند.
تغییرات فیزیولوژیک ناشی از بلوغ برای نوجوان غافلگیر کننده است و موجب ناسازگاری های درونی می شود. والدین باید روش های سازگاری با تغییرات را در نوجوان ایجاد بکنند و یا با راهنمایی و هدایت، خود نوجوان راه حل های آن را پیدا بکند و کم کم با وضعیت جدید سازگار شود.



" لوین " روانشناس معروف معتقد است:

بزرگسالان و کودک تقریباً مشکلات یک دنیا را تحمل می کنند. نوجوان ناگریز است مشکلات خود را تحمل کند. از طرفی در دوره کودکی خواهان تحمل مشکلات بزرگسالان است و از طرف دیگر نوجوان، بزرگ شده اما در عین حال او را کودک می پندارند.



" لوین " می گوید :

بلوغ یک دوره انتقال همراه با تغییرات شدید شخصیتی است و کودک نمی داند کودک است یا بزرگسال.
علاوه بر والدین، در آموزشگاه نیز با توجه به نیازهای نوجوانان باید برنامه ریزی هایی انجام شود که نوجوان بتواند مسیر زندگی اش را به سهولت ادامه بدهد و در زمینه های درسی، موفقیت های تحصیلی مهارت ها و انتخاب شغل دچار مشکل نشود.

والدین و مربیان باید به این مسئله توجه داشته باشند که تمام نیازهای نوجوانان به یک اندازه و به یک شدت نیست و حتی دو نوجوان یک خانواده نیز به یک اندازه نیازهای مشابهی ندارند. بنابراین با شناخت تمام نیازهای نوجوان، کمک و راهنمایی به آنها در ارضاء نیازهایشان، مشکلاتی رخ نخواهد داد. زیرا نیازها باید همیشه به موقع و به صورت مشروط برطرف بشوند تا نوجوان به خوبی دوره نوجوانی را با شکوفایی سپری کرده و به دوره بزرگسالی و جوانی وارد بشود.

چهارشنبه 11/10/1387 - 15:25
انتقادات و پيشنهادات
به نظر شما تبیان بالاخره پست الکترونیکی شو درست می کنه

اینم ایمیل من کاری داشتین  در خدمتتون هستم:

mamaltablo@gmail.com

 
جمعه 6/2/1387 - 15:41
خاطرات و روز نوشت

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. ]   اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

 2- ماهیچه های صورت را رها کنید

 

سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید،  

با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید 

زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید.  این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید  زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید 

اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب  . باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید. هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید 

 

اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید 

شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست.  اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید.  

این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

0- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید 

این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی.

11- تن صدای خود را کنترل کنید

 

. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

 

چند نکته

 
  • همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
  • میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
  • گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
     
  • همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
  • اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.
 

هشدار

 
  • از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
  • هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
  • هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
  • برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.
پنج شنبه 1/1/1387 - 18:9
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته