ادبی هنری
«احسان علیخانی» مجری تلویزیون احتمال دارد یکی از نقشهای اصلی پروژه «هیس !دخترها فریاد نمی زنند» به کارگردانی پوران درخشنده را بازی کند.
به گزارش سینماپرس، احسان علیخانی مجری برنامه های تلویزیونی چون ماه عسل که همیشه اجرای اش مورد توجه بینندگان صدا و سیما قرار گرفته است، احتمال دارد یکی از نقشهای اصلی پروژه «هیس !دخترها فریاد نمی زنند» به کارگردانی پوران درخشنده را بازی کند.
شنیده ها حاکی از این است که علیخانی با پوران درخشنده مذاکره کرده و احتمال دارد یکی از نقشهای اصلی این پروژه را بازی کند.
به غیر از این پروژه سینمایی، علیخانی برای حضور در یک پروژه تلویریونی با پیشنهاداتی مواجه شده که ظاهرا اولویت او حضور در سینماست.
شنبه 26/9/1390 - 12:51
ازدواج و همسرداری
پیشگفتاربسم الله الرحمن الرحیم هر پسر و دخترى كه به سن رشد و بلوغ مىرسند بزرگترینآرزویشان اینست كه ازدواج كنند،با تاسیس زندگى مشترك زناشویى،استقلال و آزادى بیشترى بدست آورند،یار و مونس مهربان و محرم رازىداشته باشند.آغاز زندگى سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حسابمىكنند و برایش جشن مىگیرند.زن براى مرد آفریده شده و مرد براى زن،و مانند مغناطیسى یكدیگر را جذب مىكنند.زناشویى و تاسیس زندگىمشترك خانوادگى یك خواسته طبیعى است كه غرائزش در وجود انسانهانهاده شده است.و این خود یكى از نعمتهاى بزرگ الهى است.راستى بهغیر از كانون گرم خانوادگى كجا را سراغ دارید كه براى جوانان پناهگاهمطمئنى باشد؟علاقه به خانواده است كه جوانان را از افكار پراكنده واضطرابهاى درونى نجات مىدهد.در آنجاست كه مىتوانند یار و مونسبا وفا و مهربانى پیدا كنند كه در شدائد و گرفتاریها یار و غمگسارشانباشد.پیمان مقدس زناشویى رشتهاى است آسمانى كه دلها را بهم پیوندمىزند،دلهاى پریشان را آرامش مىدهد افكار پراكنده را به یك هدف متوجه مىسازد.خانه،جایگاه عشق و محبت،كانون انس و مودت وبهترین آسایشگاه است. خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمتبزرگ یاد كردهمىفرماید: یكى از آیات خدا اینست كه از خود شما برایتان همسران آفرید تابا آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا كنید،و در میانتان دوستى ومهربانى افكند.و در این موضوع براى اندیشمندان آیات و نشانههایىاست. (1) پیغمبر اسلام فرمود:مردى كه زن نداشته باشد مسكین و بیچارهاست،گر چه ثروتمند باشد. و زنى كه شوهر نداشته باشد مسكین و بیچارهاست گر چه ثروتمند باشد. (2) حضرت صادق علیه السلام از مردى پرسید:همسر دارى؟عرضكرد:نه.فرمود: دوست ندارم یك شب بىهمسر بمانم گر چه مالك تمام دنیا باشم. (3) رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:بنائى در اسلام پایه گذارىنشده كه نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد. (4) آرى خداى مهربان یك چنین نعمت گرانبهایى را به بشر عطا كردهاست لیكن افسوس و صد افسوس كه از این نعمتبزرگ قدردانى نمىكند و چه بسا،بواسطه نادانى و خودخواهى، همین كانون مهر و مودترا به صورت یك زندان تاریك بلكه جهنم سوزانى تبدیل مىسازد. در اثرجهالت و نادانى بشر است كه محیط نورانى و با صفاى خانواده به صورتزندان دردناكى تبدیل مىشود كه اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آنزندان تاریك بسر برند یا پیمان مقدس زناشویى را متلاشى سازند. آرى اگر زن و شوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل كنندمحیط خانه مانند بهشتبرین با صفا و نورانى مىگردد.و اگر اختلاف وكشمكشهاى خانوادگى به میان آمد محیط خانه به صورت یك زندانحقیقى تبدیل خواهد شد. اختلافات خانوادگى علل و عوامل مختلفى دارد.از قبیل عواملاقتصادى،تربیتخانوادگى زن یا شوهر،محیط زندگى،دخالتهاى بیجاىپدر و مادر زن و شوهر یا سایر بستگان آنها.و دهها چیز دیگر. لیكن به عقیده نگارنده،مهمترین عامل ناسازگارى و اختلافاتداخلى،آشنا نبودن زن و شوهر به وظائف زناشویى و عدم آمادگى براىزندگى مشترك خانوادگى است،براى تصدى هر مقام و انجام هر كارى،تخصص و آمادگى یك شرط اساسى محسوب مىشود.و كسى كهاطلاعات كافى و آمادگى قبلى نداشته باشد نمىتواند كارى را بخوبىانجام دهد.بهمین جهت،براى تصدى هر مقامى كلاسهاى كارآموزىتاسیس مىشود. براى ازدواج و تاسیس زندگى مشترك خانوادگى نیز تخصص وآمادگى و اطلاعات كافى لازم است.پسر باید از طرز تفكر همسرش وخواستههاى درونى او و مشكلات زناشوئى و راه علاج آنها و آداب معاشرت اطلاعات كافى داشته باشد.باید توجه داشته باشد كه زن گرفتنبه معناى جنس خریدن یا كلفت گرفتن نیست،بلكه به معناى پیمان وفا وصداقت و محبت و همكارى و شركت در زندگى مشترك خانوادگى است. زن نیز باید به طرز تفكر شوهرش و خواستههاى درونى او توجهداشته باشد و بداند كه شوهر كردن به معناى نوكر گرفتن و تامین بدون قیدو شرط خواستهها و آرزوهاى درونى نیست. بلكه پیمان همكارى وتشریك مساعى است.و براى رسیدن به این هدف مقدس،گذشت وفداكارى و همكارى و تفاهم لازم است. با اینكه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن مىشود واطلاعات لازم و آمادگى اخلاقى برایش ضرورى است متاسفانه اجتماع مانسبتبه این موضوع حیاتى غفلت دارد. نسبتبه جهاز و مهر و زیبائى و شخصیت پدر و مادر كاملا عنایتدارند.لیكن آمادگى براى زندارى و شوهردارى و تاسیس زندگى مشتركخانوادگى را اصلا شرط نمىدانند. دختر را به خانه بخت مىفرستند با اینكه شوهردارى و كدبانوگرىرا نیاموخته است.پسر را زن مىدهند با اینكه از زندارى و سرپرستىخانواده اطلاع ندارد. دو نوجوان بىاطلاع و كم تجربه وارد زندگى نوین مىشوند.بدینجهت صدها مشكل بوجود مىآید.اختلافات و ناسازگاریها و قهر ودعواها شروع مىشود.دخالت پدر و مادرها هم چون از روى عقل و تدبیرنیست،نه تنها مشكلى را حل نمىكند بلكه اختلافات را عمیقتر وریشهدارتر مىسازد.دوران اول ازدواج یك دوران پر آشوب و بحرانى است.بسیارى از زندگیها در همین دوران بواسطه طلاق متلاشى مىگردد. بعضى از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به كشمكش و زورآزمایىادامه مىدهند و عذاب در این زندان اختیارى را بر طلاق مقدم مىدارند. بعضى از خانوادهها هم پس از مدتى،كوتاه یا دراز،با اخلاق و رفتاریكدیگر آشنا مىشوند و آسایش و آرامش نسبى پیدا مىكنند. اى كاش براى پسران و دخترانى كه در صدد ازدواج بودندكلاسهایى به عنوان«آموزش ازدواج»تاسیس مىشد و بعد از اینكه یكدوره راهنمایى مىدیدند و براى زندگى مشترك خانوادگى آماده مىشدند وبرگ صلاحیتبرایشان صادر مىشد اقدام به ازدواج مىكردند. (به امیدآنروز انشاء اله) . نگارنده چون بدین نیاز اجتماعى توجه داشته و ضرورت آن رااحساس نموده كتاب حاضر را نگاشته است.در این كتاب مشكلاتزناشویى مورد بررسى قرار گرفته و با استفاده از قرآن شریف و احادیثپیغمبر و ائمه علیهم السلام و گاهى با استفاده از آمار عمومى و تجربههاىشخصى،تذكراتى داده شده و راهنماییهاى لازم بعمل آمده است. نگارنده مدعى نیست كه با خواندن این كتاب تمام مشكلاتخانوادگى حل و فصل خواهد شد.زیرا عوامل دیگرى نیز بدون شكدخالت دارند.لیكن امیدوار است كه خواندن این كتاب و بكار بستن آن،در حل بسیارى از مشكلات به خانوادهها كمك كند.از دانشمندان وخیرخواهان ملت انتظار مىرود كه ضرورت این موضوع را دریابند و بااقدامات جدى و مؤثر خانوادهها را از پریشانى و بدبختى نجات دهند (بهامید آن روز) . در این كتاب وظائف هر یك از زن و مرد بطور جداگانه موردبررسى قرار گرفته و كتاب به دو بخش تقسیم شده است: بخش اول،وظیفهزن نسبتبه شوهرش.بخش دوم،وظیفه مرد نسبتبه همسرش.لیكن لازماست كه زن و شوهر هر دو بخش را بخوانند تا به وظائف مشترك آشناشوند و بینایى بهترى پیدا كنند.وقتى یكى از دو بخش كتاب را مىخوانیدممكن استخیال كنید كه از یك طرف جانبدارى شده و وظیفه دیگرىمورد غفلت واقع شده است،لیكن چنین نیست،وقتى بخش دیگر رابخوانید تصدیق خواهید كرد كه تعصبى در كار نبوده و بیطرفانه قضاوتشده است. قم،حوزه علمیه ابراهیم امینى تیر ماه 1354
چهارشنبه 17/9/1389 - 12:26
خواستگاری و نامزدی
منزلت رفیع مادر:
حساسیت وظایف مادر به قدری والا و دقیق است که توجه یا عدم توجه به آن، تأثیر آشکار و عمیقی بر آینده کودک و جامعه می گذارد. در حقیقت، مقام مادری پستی کلیدی در جامعه است.
استاد جوادی آملی در مورد مقام مادر می فرماید: «نه اعضای خانواده مجازند مقام شامخ مادری را تنزل دهند، نه افراد جامعه می توانند منزلت رفیع مدیریت داخلی خانه را سبک تلقی کنند، نه نظام حکومتی و سیستم اداره جامعه حق دارد از بهای لازم آن غفلت یا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنین جایگاه رفیعی جاهل بوده و یا تجاهل نمایند.»
دعا برای والدین:
خدای متعال در کتاب آسمانی اش، قرآن کریم، در چهار مورد احسان و اکرام والدین را بلافاصله بعد از توحید و عبادت خود ذکر کرده که این نشان دهنده تأکید بر وجوب احترام و احسان به والدین و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر این، در موارد چندی نیز مؤمنان را به دعا در حق والدین و طلب آمرزش برای آنان توصیه کرده است. ما نیز در این روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر می داریم و از خدای یگانه برای همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت می طلبیم.
گاه نیازمندی:
مادران اسوه های فداکاری، جلوه های صبوری و آینه های بردباری اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خویش گرفته و در پناه حمایت خود می پرورانند. لحظه ای از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکی بی توجهی به او روا نمی دارند. چه زیباست اگر چنین اسوه های صبوری و فداکاری را، گاهِ پیری که نیازمند حمایت و هم یاری اند، با مهربانی و رحمت بپذیریم، دست یاری به سویشان بگشاییم، و مقام بلندشان را پاس داریم.
سه شنبه 30/11/1386 - 10:55
خواستگاری و نامزدی
تعالی اندیشه در مادر:
حساسیت مقام زن و دشواری وظایف او، و سنگینی اموری که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسیار دشوار و در عین حال ظریف و دقیق است. توجه مادران به این وظایف حساس، باعث سلامت جامعه بشری است. استاد جواد آملی در این باره چنین می نویسد: «اگر مادری بداند که اندیشه های او در کودک اثر می گذارد، اندیشه ها و بینش های خود را تعالی بیشتری می بخشد، وظیفه مادری تنها این نیست که با وضو بچه را شیر بدهد و (یا هنگام شیر دادن) «بسم الله» بگوید که اینها امور ظاهری و عبادت های ظاهری است؛ بلکه دین می فرماید: مواظب اندیشه های خودت نیز باش».
تجلیل ویژه از مادر:
خداوند در جای جای قرآن کریم، به تکریم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردی، احسان به والدین را در کنار عبادت حق ذکر می کند. ولی با همه این توصیه ها، در جایی که از زحمات آن دو یاد می کند، تنها از دشواری هایی که مادر تحمل کرده نام می برد و می فرماید:« ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، (خاصه مادر) زیرا مادرش (بار وجود) او را به سختی حمل کرده و به سختی فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختی ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بیان می دارد تا بلندای حق او بر فرزند، آشکار گردد.
بلندای مقام مادری:
استاد جوادی آملی درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظیفه حساس مادران می فرماید: «مبادا ارزش های مادی و عادی، مقام والای مادری را به دست نسیان بسپارد و آن را کمتر از سمت های دیگر وانمود کند و خانه داری و مدیریت داخلی خانواده که رکن اصیل جامعه اسلامی است، کم رنگ گردد».
سه شنبه 30/11/1386 - 10:54
خواستگاری و نامزدی
گام به گام رو به سعادت:
مادر مسلمان، در کنار همه محبت های مادرانه و عاطفه بی پایانی که خداوند به او بخشیده، چون راهنمایی است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامی آشنا می کند. او با نقل داستان های واقعی یا تخیلی، تذکر گام به گام و بیان کودکانه از واقعیت ها و بایدها و نبایدها، کودک را با رفتاری مطلوب و اسلامی پرورش می دهد، آن گونه که این رفتارها از همان آغاز کودکی در وجود کودک برجسته می شود. چنین مادرانی که راه سعادت را بر روی فرزندان خود می گشایند، شایسته تحسین و پاداش الهی هستند.
عظمت مقام مادر:
در قانون خلقت، هرچه مقام آفریده ای بالاتر است، وظایف او هم سنگین تر می شود. در این میان، زن که به عنوان انسان، جانشین خدا در زمین و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشری است، از مقام بلند و والایی برخودار است. آیت الله جوادی آملی، در مورد عظمت مقام مادر و وظایف او چنین می نویسد: «یک سلسله مسئولیت های پرورشی به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سی ماه یک سری مسئولیت هایی دارد که مرد ندارد. در این سی ماه که کودک مستقیماٌ از مادر تغذیه می کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ یکی برای خود و دیگری برای کودک. آیا این عظمت زن نیست؟ این مسئولیتی نیست که ذات اقدس الهی به زن داده است که به زن فرمود: مسئولیت در حفظ اندیشه ها، افکار و عقاید بیش از مرد است. تو مسئول دو نفری. از این رو مواظب افکار و اندیشه هایت باش؛ زیرا که بسیاری از مسائل، از راه اندیشه به فرزند می رسد».
سه شنبه 30/11/1386 - 10:47
خواستگاری و نامزدی
خشم لبریز از مهربانی:
مهربانی و لطافت مادر را بارها یاد کرده ایم و ستوده ایم، ولی من، لحظه های ناب خشم و قهر او را نیز می ستایم؛ لحظاتی که پایم در راه می لغزید و سوی بیراهه می رفتم؛ لحظاتی که دست به خطا می بردم و از سر جهل راه عصیان پیش می گرفتم. نه به کلام او دل می سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعی می نهادم. سر در جیب جهالت فرو کرده، راه خود می رفتم و او چون کوهی سترگ، راه بر من می بست. چون رودی خروشان می خروشید، آن گونه که خود را خردتر از آن می دیدم که نافرمانی کنم و چه زود پرده جهالتم دریده می شد و چشم دلم گشوده، و می دیدم که با آن خشم لبریز از مهربانی اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش می نشستم.
قدرت مندی و جدیت:
به همان اندازه که مهربانی و لطافت مادر قابل ستایش است، قدرت مندی و استواری او در راه تربیت صحیح کودک نیز قابل تحسین، و شایسته ستایش است. مادر فهمیده و دانا، با جدیت از مشاجره با کودک و یا کوتاه آمدن در مورد خواست های نا به جای او دوری می کند و با قدرت مندی، راه او را بر خطا می بندد و این، بهترین راه برای حفظ سلامت جسمی و روحی کودکی است که نه خوب و بد را می شناسد و نه می تواند بفهمد و بشناسد.
سه شنبه 30/11/1386 - 10:44
خواستگاری و نامزدی
| باغبان هستی: مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. |
| باغبان هستی: مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند. گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت. |
سه شنبه 30/11/1386 - 10:42
ازدواج و همسرداری
ازدواج حضترت علی (ع) و حضرت زهرا (س)
فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و كمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد. و به عالیترین كمالات انسانی آراسته بود. شخصیت و عظمت پیامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا می رفت و قدرت و شوكت او زیادتر می شد به همین علت دختر عزیزش زهرا (علیها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاری می كردند اما پیامبر با خواستگاران طوری رفتار می كرد كه می پنداشتند مورد غضب پیامبر قرار گرفته اند.
رسول خدا فاطمه را برای علی (علیه السلام) نگاه داشته بود و مایل بود از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.
پیشنهاد به علی:
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پیغمبر اكرم تمایل دارد فاطمه (علیها السلام) را با علی پیوند ازدواج دهد، ولی از جانب علی پیشنهادی نمی شد. یك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهی دیگر كه پیامبر تقاضای ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دری سخن می گفتند. در این بین سخن از فاطمه به میان آمد. ابوبكر گفت: مدتی است كه اعیان و اشراف عرب فاطمه علیهاالسلام را خواستگاری می نمایند اما پیغمبر اكرم پیشنهاد احدی را نپذیرفته و در جوابشان می فرماید: تعیین همسر فاطمه با خداست.برای همه روشن بود كه خدا وپیغمبر، فاطمه را برای علی علیه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضرید به اتفاق هم نزد علی برویم و جریان را برایش تشریح كنیم و اگر به ازدواج مایل بود همراهیش كنیم؟! آنها از این پیشنهاد استقبال و او را در این كار تشویق كردند.
سلمان فارسی می گوید: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدین قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.
علی (ع) فرمود: از كجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟
ابوبكر گفت: یا علی تو در تمام كمالات بر سایرین برتری داری، و از موقعیت خود و علاقه ایكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهی. اشراف و بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیها السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی الله علیه وآله دست رد به سینه همه زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان می كنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو گذاشته اند. و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد.
افكار خفته بیدار می شود:
اوضاع بحرانی اسلام و گرفتاری ها و فقر اقتصادی مسلمین، چنان علی (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته های درونی خویش و ازدواج و تشكیل خانواده هیچگونه توجه نداشت.
علی (ع) اندكی پیرامون پیشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضیه را به خوبی بررسی نمود: تهیدستی خود و مشاهده گرفتاریهای عمومی از یك طرف و فرا رسیدن زمان ازدواج وی از طرف دیگر(1). او بخوبی می دانست كه اگر همسری چون فاطمه را از دست بدهد دیگر این فرصت قابل جبران نیست.
علی (ع) به خواستگاری می رود:
این پیشنهاد علی را تحت تأثیر قرار داد بطوریكه دست از كار كشید و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عبای تمیزی بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پیغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصی است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.
عرض كرد: یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت، كیست كه ندیده درباره اش چنین داوری می كنی؟
فرمود: ای ام سلمه! مردی دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمویم و محبوب ترین مردم نزد من است.
ام سلمه از جای جست و در سرای را باز كرد. علی (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پیغمبر نشست. از خجالت سرش را به زیر انداخت، و نتوانست تقاضای خویش را عرضه بدارد. مدتی هر دو خاموش بودند. بالاخره پیغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: یا علی گویا برای حاجتی نزد من آمده ای كه از اظهار آن خجالت می كشی؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش كه تمام خواسته هایت قبول می شود.
عرض كرد: یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربیت وتأدیب من كوشش نمودی و به بركت وجود شما هدایت شدم. یا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنیا و آخرت من شما هستی. اكنون موقع آن شده كه برای خود همسری انتخاب كنم و تشكیل خانواده دهم، تا با وی مأنوس گردم و از ناراحتیهای خویش بكاهم. اگر صلاح بدانی و دختر خود فاطمه علیها السلام را به عقد من در آوری سعادت بزرگی نصیب من شده است.
رسول خدا كه در انتظار چنین پیشنهادی بود صورتش از سرور و شادمانی بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم.
پیغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (ع) را به خوبی می شناسی برای خواستگاری آمده است. آیا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او دید گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضایت دانست (2).
توافق:
رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علی آمد و با لبی خندان گفت: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یك شمشیر، یك زره و یك شتر.
فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد كنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبكشی كنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین كنی و برای اهل وعیالت كسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل كنی، تنها چیزی كه می توانی از آن صرف نظر كنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اكتفا می نمایم. یا علی آیا اكنون بشارتی به تو بدهم و رازی را برایت آشكار بسازم؟!
عرض كرد : آری یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت، شما همیشه نیك خوی و خوشزبان بوده اید.
فرمود: پیش از آنكه به نزد من بیایی جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد! خدا ترا از بین مخلوقاتش
برگزیده و به رسالت انتخاب كرد. علی (ع) را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد. باید دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوری. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجیب و طیب و طاهر و نیكو به آنان عطا خواهد نمود یا علی هنوز جبرئیل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدی (3).
خطبه عقد:
پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنیم و خطبه بخوانیم.
علی (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بین راه ملاقات كرد، آنها از جریان كار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج كرد، هم اكنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.
پیغمبر (ص) در حالی كه صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامی كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم آگاه باشید كه جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد كه مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. سپس نشست و به علی (ع) فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان.
علی علیه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم و شهادت می دهم كه بغیر از او خدایی نیست. شهادتی كه مورد پسند و رضایت او واقع شود. درود بر محمد صلی الله علیه وآله، درودی كه مقام و درجه اش را بالا برد. ای مردم! خدا ازدواج را برای ما پسندیده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.
مسلمانان به پیغمبر (ص) عرض كردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی كابین بسته ای؟
رسول خدا پاسخ داد: آری
پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در میانتان دوستی و محبت افكند.
مذاكره عروسی:
علی علیه السلام می فرماید: حدود یك ماه طول كشید و من خجالت می كشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولی گاهی كه خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیكو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو كردم.
روزی برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمی كنی كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسیله عروسی شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خیلی میل دارم عروسی كنم اما از رسول خدا خجالت می كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر (ص) برویم.
علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاكره كنم.
ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: یا رسول الله! پدر و مادرمان به فدایت، برای موضوعی خدمت شما رسیده ایم كه اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان روشن می شد. وقتی پیغمبر (ص) نام خدیجه را شنید اشكش جاری شد و فرمود: خدیجه؟! كجا مانند خدیجه پیدا می شود؟ هنگامی كه مردم مرا تكذیب نمودند مرا تصدیق كرد و برای ترویج دین خدا، اموالش را در اختیار من قرار داد. خدیجه زنی بود كه خدا بر من وحی فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه ای از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.
ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدایت شود، شما هرچه درباره خدیجه می فرمایید صحیح است. خدا ما را با او محشور گرداند. یا رسول الله! برادر و پسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد.
فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی كند؟ عرض كرد: از كمروئی اوست.
پیغمبر (ص) به ام ایمن فرمود: علی را نزد من حاضر كن.
وقتی علی (ع) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود: یا علی! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری.
عرض كرد: آری یا رسول الله.
فرمود: خدا مبارك كند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسی را فراهم می كنم.
سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زینت كنید (4). مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند در روز اول یا ششم ذی الحجه (5) سال دوم یا سوم هجری انجام گرفت(6).
شنبه 20/11/1386 - 9:24