• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6822روز قبل
سينمای ایران و جهان

10 دليل براي محبوبيت "جواهري در قصر" در ايران

يانگوم

1- رنگ به رنگ: تمام لباس‌هاي سريال از رنگ‌هاي شاد  است؛ آن‌قدر هم تميزند که انگار نه انگار الان 500 سال قبل است و خبري از ماشين لباسشويي‌هاي کره‌اي نيست!

پوشيدگي لباس‌ها هم باعث مي‌شود تا نگاه خانم‌هاي ايراني به آنها جلب شود .  مدل‌هاي مو و نوع آرايش هم  جالب  است.

2-  اصل، غذاست: غذا در هيچ فيلم و سريالي اين‌قدرجدي گرفته نمي‌شود؛ غذايي که براي ما ايراني‌ها حتي از نان شب هم مهم‌تر است! کافي است بانوي آشپزخانه‌اي به جاي نمک در غذاي عاليجناب فلفل بريزد تا بيندازندش در گوني و خلاصش کنند!  (فيلم‌هاي غذا محور مثل «کافه ترانزيت» و «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» هم هميشه مورد توجه قرار مي‌گيرند). آشپزي کره‌اي جواهري در قصر با اينکه اجق وجق است ولي تقلاي بانوان آشپزخانه‌اش براي خانم‌هاي ايراني آشناست؛ به‌خصوص هنگام حمله قوم شوهر!

3-  خاله زنک بازي: شايد مهم‌ترين ويژگي يانگوم و دوستان شادش همين باشد. همه در حال زيراب‌زني هستند و سر يک پياله سس خرمالو همديگر را مي‌فروشند. اين جر و بحث‌ها آن‌قدر کشدار است که بعضي جاها خيلي فانتزي به نظر مي‌رسد و ذهن را مشغول نمي‌کند. همه چيز به شدت رو است؛ از عصبانيت‌هاي بانو چويي تا مظلوميت توأم با خنگي يانگوم.

4-  پيچيدگي ندارد: حتي خبره‌ترين آب‌بندهاي داخلي هم نمي‌توانند سريالي بسازند که حداقل 10قسمتش راجع به مسابقه آشپزي بين 2 گروه بوده و در 3 قسمتش فقط ملکه فکر کند که اسم چه غذايي را بگويد، يا در چند قسمت، خط داستان، طرز تهيه سس خرمالو باشد.

5- يانگوم: قيافه معصومانه او، پشتکار عجيب و اهداف درپيت‌اش واقعا نكته‌هاي جذابي هستند. او تلاش مي‌کند تا پيش عاليجناب برود، بعد وقتي به هدفش مي‌رسد، جانش بالا مي‌آيد تا حرف بزند.

6- جمع نسوان: سريال جواهري در قصر چند تا نقش مرد دارد؟ احتمالا به 10 نفر هم نمي‌رسند. تمام نقش‌هاي اصلي زن هستند به جز افسر مين‌جو و تا حدي عاليجناب. جالب اينجاست كه مردها هم رفتار زنانه‌اي دارند، وارد بحث‌هاي خاله‌زنكي مي‌شوند، برايشان مسائل آشپزي مهم است، داخل خانه‌اند، فال‌گوش مي‌ايستند و... اين يك حقه قديمي است كه اگر خانم‌ها را بتوانيد پاي تلويزيون بنشانيد، همه خانواده را هم مي‌توانيد بنشانيد.

7- حريم خصوصي جذاب: هميشه براي ما روابط و اتفاقات در جاهايي كه به آن دسترسي نداريم جذاب است؛ آن هم روابط داخل قصرها. جواهري در قصر همه‌اش راجع به همين روابط است كه از ديد مردم عادي پنهان بوده و در نتيجه بامزه است. مراحل ترقي در دربار، آن هم توسط يك زن كه معمولا هميشه در سيستم‌هاي درباري ديده نمي‌شود، لااقل شاخك‌ها را تكان مي‌دهد تا كنجكاو شويم.

8- جو زدگي: كافي است در يك جمع، 2 نفر با شوق و ذوق يانگوم را چهار چشمي ببينند تا شوت‌ترين اعضاي جمع با تعجب بپرسند: «اين چيه مي‌بينيد؟» و اين‌طوري با تعريف‌هاي عجيب و غريب طرفدارها،  به بيننده‌هاي سريال اضافه ‌‌ شود. تازه كافي است در محل كار، مدرسه و دانشگاه،چند نفر عشق يانگوم به پست‌‌تان بخورند؛ آن‌قدر حرف مي‌زنند تا حس كنجكاوي‌تان را تحريك كنند. به هر حال يانگوميسم، موج تازه مملكت است و نبايد عقب ماند.

9- دوبله عالي: جواهري در قصر با اينكه بازيگران زيادي دارد، اما در تعداد دوبلورها و به‌خصوص دوبلور زن، كم نياورده. دوبله عالي كه توسط آدم‌هاي حرفه‌اي مثل مينو غزنوي (يانگوم)، زهره شكوفنده (گيوم يونگ)، منوچهر والي‌زاده (افسر مين‌جو) و... انجام شده، ارزش كار را بالا برده، ضمن اينكه خاطره صداي غزنوي روي نقش‌هاي اوشين و هانيكو در باورپذيري يك دختر شرقي سختكوش نقش مهمي دارد. به جز دوبله، سانسور كم جواهري در قصر هم به همراهي بيننده‌ كمك كرده؛ هيچ‌‌كدام از قسمت‌ها زير 55 دقيقه نيست.

10- شبيه ما: روابط سريال پرستاران به فرهنگ ما نمي‌خورد اما در اين سريال، روابط شبيه فرهنگ ماست؛ يانگوم در برابر افسر مين‌جو، برخوردهايي شبيه دخترهاي ايراني دارد. احترام هم در جواهري در قصر به شكل اغراق‌شده و زيادي وجود دارد؛ وقتي مادر عاليجناب (مادرشوهر) مي‌آيد، ملكه (همسر) بلند مي‌شود تا او بنشــيند. احــتـرام در محيط‌هاي خانوادگي شرقي شبيه هم است.

جمعه 18/8/1386 - 15:16
دعا و زیارت

دل در هواي تو مي تپد ، و اين شميم دل انگيز توست که روح من ، اين جان هميشه منتظر را هستي مي بخشد .

نمي دانيم در پس کدام پرده تو را بجويم ، در کدامين سوي اين خيال گمشده !

در اين جهان سراسر هياهو ، که تنها قرين لحظه ها غريو دردمندي و مظلوميت است ، کجا بايد تو را جستجو کرد اي روشنتر از خورشيد در اين شام سياهي !

تو تنها ستاره اين آسمان بي فروغي ، يکتا اميد رهائي ، و هزاران حنجره سرخ نام تو را در اوج نااميدي فرياد مي زنند ؛  فريادي در خاموشي که جز تو و آن يگانه مهربان ، کسي را توان شيندنش نيست .

تو را مي بويم ! اي گل نرگس ، اي زيبا ، اي خوب

و شنيده ام که چون بيايي ، بهار مي آوري از پس اين زمستان سرد فسرده ،

و خوش است بهار حضور تو و بي خزان است گلستاني که درمقدم تو برويد

لحظه جداييمان را پاياني هست ؟

اي منتظر آل عبا دل در حريم تو پرمي کشد .

و من بر اين باورم که نزديکي ، نزديکتر از من به من هميشه منتظر ، صدايت را در گوش زمان مي شنوم و فردائي روشن را در افق اين هيمنه وحشت شاهدم .

مي دانم که هستي ! گنج نهاني اما پيدا از مهتاب در شام تاريکي

اي تک سوار پهنه عشق ، اين تنها اميد قلبهاي شکسته و اين يگانه مرحم اشکهاي ريخته منتظريم

 

 

منتظر وچشم به راه آمدنت...

شنبه 28/7/1386 - 0:51
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته