• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 13
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6667روز قبل
طنز و سرگرمی

۳-غضنفر میره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود؟ غضنفر: شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوا نداشت! کتابداره میگه:  دفتر تلفن من دست تو چیکار می کنه؟

يکشنبه 11/1/1387 - 20:35
دعا و زیارت

1- ای مهدی فاطمه ،می آیی و ضریح گمشده یاسی كبود را نشانمان میدهی و مسیح مریم را با خویش همراه می سازی .

2- مهدی جان تو خواهى آمد در آدینه‏اى سیاه كه سرخ خواهد شد و سپس سبز،

3- مهدى (ع) خواهد آمد. او موعود ملتها و منجى امتها و منتقم خون‏هاى شهداست.

4- آدینه كه می شود قاصدكهای دلم را روانه آستان دوست می كنم تا پیام آور حضور صدفی باشد كه یازده مرواید سبز را با خود به همراه دارد

5- او مى‏آید... رایت اسلام در دست، زبور داود در بر، مشعل هدایت‏در پیش، «تابوت سكینه‏» به همراه، عصاى موسى در كف، ذوالفقارعلى در دست، پرچم پیامبر(ص) را مى‏گشاید، با نصرت الهى وسپاه‏رعب ، حق را تجلى مى‏بخشد و عدالت را حاكم مى‏سازد ومستضعفان را به امامت زمین و وراثت جهان مى‏رساند

6 - مهدی جان ، تومی آیی و صندوقچه موسی را برایمان می گشایی و آنگاه در كنار كعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود

7- فانوس‏ها را یك ‏یك به كوچه آورید؛ درآبگینه‏هایشان آتش بریزید، تا در صبح استقبال، كسى ‏دلمرده نباشد.

8 - غنچه‏ها را دیگر، چشمه‏هاى خون نخوانید. ابرها، پیغام طراوت مى‏گزارند، گریه آسمان نیستند. من در راهم. اندك آب خود را به خاك راه آلوده نكنید. من با خود یك اقیانوس ابر آورده‏ام؛ همه از بهر شماست.

9- مهدی جان ظهور تو نوید این رجعت پاك است. بازگشتى كه نوید آن را سپیدپوشان آسمان و سبز جامگان زمین داده‏اند.

10-  می آیی و در فراسوی نگاه منتظرمان، قلبهای كوچك و امیدوارمان را به هم پیوند میدهی و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است كه عاشقانه می گریند و به سویت بال و پر می گشایند.

11- روز ظهورت ای مهدی فاطمه ، روز ظهور اسلام و دین، روز گسترش عدل و داد، روز خلاص ونجات، روز فتح بزرگ و پیروزى نهایى است.

12- مهدی جان تو مى‏آیى و خواب سیاه گل‏هاى آهنین را برهم خواهى زد و زنجیر بر پاى شمشیرها خواهى افكند. حكومتت‏بر كشور آئینه‏ها حتمى است، آنجا كه همه صاف و ساده‏اند همچون روستانشین ولایت عشق،

13- حدیث ‏خار و گل، یا شمع و پروانه، یا تشنه و آب، یا باغ و بهار، رها كنید كه اینها همه كهنه ردایى است نخ ‏نما. ندبه بخوانید؛ ندبه همیشه تازه است. ندبه هر روز شما را جمعه مى‏كند.

14- مولای من ،اگر می دانستم كجایی، خویشتن خویش را به ردای سبز و آسمانی ات می آویختم. از دیده، سرشك شادی می ریختم وبه هیچ روی دامانت را از دست نمی نهادم!

15-  مهدی جان با آمدنت دیگر گل‏ها حرمت پیدا مى‏كنند، غیرت آلاله‏ها تفسیر مى‏شود، شقایق‏ها مهر سپید بر سینه مى‏زنند و یاس‏ها بر فراز قله عفت پرچم آزادگى را مى‏كوبند

16- مهدی جان: صدای تو، بغض فضا را می شكافد. فضای مه آلودی كه قلب چكاوكها را از هر شاخه درختش آویزان كرده اند. تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:" به نام خدای امیدها"!

17- تاریخ انتظار و شكیبایى ما به آن ظلمى كه در عاشورا بر ما رفته است ‏برمى‏گردد.

18- مهدی جان: تو خواهى آمد و یاس‏ها و نیلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل یاس‏هاى كبود خواهد بود.

19- ای مهدی زهرا (س) :تو می آیی در حالی كه دستهایت پر از گلهای نرگس است. تو دل سرد یكایك ما را با نواهای گرمت آفتابی می كنی و كعبه عشق را در آنها بنا خواهی كرد

20- دولت مهدى(ع)، دولت‏حق و اسلام است و یاران و هوادارانش ازاستوارترین، با وفاترین و صادق‏ترین یارانند.

21- اما تاریخ صبر و انتظار و بردبارى ما را وسعتى است از هابیل تا كنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان عجل‏الله ‏تعالى‏ فرجه.

22-  مهدی جان بیا و دنیاى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هایى كه همواره در سرزمین نیمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

23- ای مهدی زهرا (س) تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد كرد... تو می آیی ای پسر فاطمه ، یوسف زهرا یا مهدی. به امید آن روز!

24- ما چشم به راه آن طلوع و ظهوریم ، تا این «انتظار» به سرآید و آن «روز موعود» فرا رسد.

25- آرى! در آن زمان، هستى حیات خواهد یافت؛ عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهاى خشكیده عِلم، خون تازه خواهد دوید

26- هر آدینه كه می رسد، دل بهانه تورا می گیرد و ما لب ها را با " ندبه" و " كمیل " متبرك كرده و رو به دریای انتظار به انتظار طلوع آفتاب می نشینیم.

27- مهدی جان ،از آئینه‏هاى سرزمین «شهود» شنیدم كه در دوران آهن نیز مى‏توان پروانه شد و تا گلشن مكاشفه اوج گرفت و به عین‏الیقین و حتى حق‏الیقین رسید و لكن مرغ پر سوخته‏اى مى‏خواهد كه بال بر شمع وجود تو سوده باشد، پس اى شمع من بیا!

28- «غیبت‏» و دوران «انتظار» جوشش دوباره «غدیر»ى عاشورایى‏در نینواى زمان است. در بسترى از فرات ظهور و علقمه نور.

29- همانگونه كه علم به زمان قیامت فقط در اختیار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدى نیز در عهده خداوند است؛‏

30- ای ساقی فرج، چشمها آنقدر در فراق تو اشك ریخته و انتظار كشیده، دستها آنقدر طلب نور كرده و خالی مانده، دوشها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده اند

31-  مهدی جان در كجا مى‏توانم چشمان دریایى‏ات در چشمان كویرى‏ام قاب بگیرم؟

32- «عصر ظهور»، رجعت دوباره بعثت در حرا ، امامت در غدیر وشهادت در عاشوراست.

33- مهدی (ع) به هنگام نمازعشاء  در مكه  و در میان سیصد و سیزده نفر از مردانی كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اینان كه بدون قرار قبلی همچون ابرهای پائیزی( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع می شوند، پارسایان شب و شیران روزند

34 - مولای من كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی:" این معزالاولیاء و مذل الاعداء".

35-  مهدی جان آیا راهى هست كه سر بر چمنزار دامان تو گذارم و زیر سایبان گیسوان شبنم‏هاى چندین ساله‏ام را نثارت كنم؟

36- ( در زمان ظهور حضرت مهدی) پرچم های سیاهی از جانب مشرق نمایان خواهد شد كه برگرد آنها افرادی هستند با دلهایی همچون پاره های آهن سخت و محكم.

«مهدى‏»، همان «محمد» است، در جلوه علوى و حسن حسنى و شورحسینى.

37- سایبان دلهای سوخته و ای انتظار اشكهای به هم دوخته، عاشقانت هرجمعه دیدگان خود را با اشك می آرایند و دلشان را نذر تو می كنند. هر صبح با مولایشان تجدید میثاق می كنند. كاروان دل را به غروب می برند، زبان را به ذكر فرج مشغول می دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می كشند، تا شاید دعایشان مستجاب شد و، معشوق گوشه چشمی به آنها بنماید.

38-نور چشم فاطمه (س)اگر می ‏دانستم كجایى ستاره‏هاى آسمان را برایت گلچین و گونه‏هایم را فرش راه تو مى‏كردم.

39- هنگامی كه پرچم مهدی(ع) به اهتزاز درآید مومنی نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره های فولاد محكمتر شود و نیروی چهل مرد به وی عطا گردد

دولت مهدى، تجسم آرمان «بعثت‏» و «غدیر» و «عاشورا»ست.

40- ای تجدید كننده احكام تعطیل شده، و ای طلب كننده خون شهید كربلا ! كجا هستی؟

41- اگر می ‏دانستم كجایى به همه اقیانوسها، به همه دریاها، به همه صحراها و به همه كهكشانها پلى مى‏بستم تا اولین باغبان گلچین گل وجود تو كردم.

42- یاد مهدى(ع) افروختن چراغ شوق در دل شیعیان و امید دادن به‏محرومان است. با نام آن محبوب، گلواژه‏هاى «انتظار» ، «ظهور» ، «فرج‏» ، (حكومت جهانى) ، (قسط و عدل) و (دیدار)مى‏شكوفد.

43- یاران مهدی، مردانی هستند فولاد دل كه همه وجودشان یقین به خداست، مردانی سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روی آرند، آنها را از جای بركنند. درفش پیروزمند آنان به هر شهر و پایتختی روی نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئی آن مردان عقابان تیز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند.

44- بیا و دیدگان را با ظهورت مزین كن و دریای محبت را بردل مشتاقان جاری كن.

45- ای چشمه عدالت، طولانی بودن انتظارت ما را به خطا  كشانده است، دیگر عصر جمعه دلها نمی گیرد، چشمها نگاهشان را به رایگان می فروشند. بازار معامله پا یا پای قلبهای سكه ای در برابر قلبهای سپیده بسیار داغ است .

46- اگر می ‏دانستم كجایى به شوق دیدارت پاى در راه مى‏نهادم تا اگر شده یك لحظه چهره نورانى تو را زیارت كنم و دردهاى ناگفته خود را به تو بازگو كنم.

47- لاله‏ها منتظرند! در این عرصه انفجار بلا، مردم یاد لاله‏ها را بین كوچه‏هاى این شهر خاموش گم كرده‏اند و حتى امواج دریاى عاشق سر بر ساحل نگاه‏هایى تیره مى‏گذارند و سرود عطش را سر مى‏دهند

48- ای كاش می دانستم در كدامین سرزمین قرار داری:" لیت شعری، این استقرت بك النوی، بل ای ارض تقلك او ثری".

49- اگر می ‏دانستم كجایى دل از دنیا و ظواهر زودگذرش مى‏كندم و به سوى تو مى‏آمدم و سختیهاى راه را به جان و دل پذیرا مى‏شدم.

50- مهدى(ع)، یادگار پیامبران ، خلاصه ابراهیم ، عصاره‏محمد(ص) و زنده كننده‏سنتها و نابود كننده بدعتهاست.

ای بلندای نیكی، دوست دارم هر آدینه كه می رسد، ندبه های زائرانت را دانه دانه در جام جمع كنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت با قلبی بلوری به استقبالت بیایم.

لاله‏ها منتظرند؛ منتظر كسى كه همزاد موج‏هاى خورشیدى است. كسى از جنس ابر، پریزاد باران.

51- اگر می ‏دانستم كجایى از ناكجاى وجود بى‏مقدارم تا آستان بى‏كران كوى تو، در میان سیلاب اشك پلى از نیاز مى‏زدم. پلى از انتظار، از غیبت تا ظهور.

52- انتظار فرج، فلسفه مقاومت است، نه عامل تسلیم.

53- مولای من! كی می شود كه توما را ببینی و ما تو را ببینیم و كی می شود كه این گفته مصداق پیدا كند كه: متی ترانا و نراك".

54-عاشقان منتظرند! عاشقان بى‏تابند، بى ‏قرارند تا هم آواز شیدایى صبح فردا باشند. اى دریا تبار، بر گونه‏هاى امت ‏ببار. عاشقانت صبورند، منتظر خواهند ماند.

55- اگر می ‏دانستم كجایى با شقایقها به میهمانى‏ات مى‏آمدم و آنقدر بر در منزلت مى‏كوفتم تا رخسار پر مهرت را بر من ظاهر سازى.

56- منتظران واقعى ، سلاح بر دوشان شهادت طلب‏اند، كه «استقامت‏»مدال و نشان آنان است و «ایمان‏» ره توشه حركتشان و «توكل)تكیه‏گاه همیشگى ایشان است.

57-هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، غریبی.

58- تو از راه می رسی، درست هنگامی كه دود ستم ها، جهان را سیه چرده و چركین كرده باشد.

59- اگر می ‏دانستم كجایى تمام مسیر رسیدن به تو را با عطر گلهاى صلوات و شبنمهاى عشق مى‏پوشاندم.

60- منتظران، چشم به راه سپیده تاریخ‏اند.

61-ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت نشین! توان سخن گفتن را از دست داده ام. ازاین غروب بی طلوع به ستوده آمده ام.

62-توازراه می رسی، درست هنگامی كه قبیله ی قبله، قلب های خویش را بر كف دست نهاده و پیش كش راه تو نمایند.

63- اگر می ‏دانستم كجایى خویشتن خویش را به رداى سبز و آسمانى‏ات مى‏آویختم، از دیده سرشك شادى مى‏ریختم، الماس مهر تو را با بوسه‏هایم مى‏آمیختم و به هیچ روى دامنت را از دست نمى‏دادم.

63- منتظران با «بصیرت‏» و «جهاد» ظلمت‏شب ظلم را مى‏شكافند و رها ازتعلقات، خود را براى شهادت در ركاب آن مولى، آماده مى‏سازند.

64- ای با شكوه! ای هستی شیعه! فریاد بی كسی هایم را بشنو. قلب شكسته ام را درمان كن، اگر چه بارها عهد شكنی كرده ام

65- تو از راه می رسی، درست هنگامی ك دنیا، دستش را به سوی آمدن تو دراز كرده باشد.

66- اگر می ‏دانستم كجایى با پاى دل به سویت مى‏آمدم و خاك پایت را توتیاى دیدگان مى‏كردم تا چشمهایم كه سالها انتظار مقدمت را كشیده‏اند نور بگیرند.

67- انتظار، درختى است كه جز «اقدام‏» و «اصلاح‏»، میوه‏اى‏نمى‏دهد.

68- با دستان خالی و پشتی خمیده درمحضرت زانوی ادب خم كرده و به انتظار پاسخ در سكوتی مبهم به سرمی برم تا جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری.

69- تو از راه می رسی، درست هنگامی كه هلهله ی همه ی مشتاقان و فریاد همه ی مستضعفان، نوید آمدنت را فریاد كنند.

70- اگر می ‏دانستم كجایى بى‏درنگ و عاشقانه به سویت مى‏دویدم.

71- انتظار فرج، دل بستن به ظهور و حضور پیشوایى است كه‏بندها را از دست و پاى بشریت‏بگسلد و خونخواه مظلومان تاریخ‏گردد و انتقام شهیدان طف را باز ستاند.

72- ای عزیز دل، آقاجان بیا كه سخت مشتاق دیدار روی ماهت هستیم.

73- تو از راه می رسی، درست هنگامی كه گنداب فساد و ستم و تبعیض و ناروایی، چهار سوی عالم را فرا گرفته باشد و همه ی دل ها و دیده ها، مشتاقانه تو را بطلبند!

74- اگر می ‏دانستم كجایى مى‏آمدم و غلام درگاهت مى‏شدم.

75-هزاران هزار انسان عاشق و شیفته صدها سال است كه در هر پگاه آدینه سخن به ندبه مى‏گشایند و این ‏گونه مى‏سرایند: لیت‏ شعرى این استقرت بك النوى بل اى ارض تقلك او ثرى! ا برضوى او غیرها ام ذى طوى؟ عزیز على ان ارى الخلق ولا ترى ...»

76- بیا كه تشنه اقتدای به تو هستیم. راستی نمازی را كه به تو اقتدا نمائیم، چه نمازی است، نماز عشق و بندگی و سرسپردگی، نماز شكر و نیاز و دلبردگی.

77- اگر می ‏دانستم كجایى براى رسیدن به سر كویت مسیر صعب‏العبور انتظار را با پاى پیاده طى مى‏كردم تا به كوچه‏هاى سبز وصال برسم.

78- تویى كه یك روز غروب بر حاشیه دلم قدم مى‏گذارى و احساس حضورت مرا قلقلك مى‏دهد

79- اى كاش مى‏دانستم در چه جایى منزل گرفته‏اى و چه سرزمین و مكانى تو را در برگرفته است! آیا در كوه رضوایى و یا جاى دیگرى و یا در ذى طوى هستى؟ دشوار است ‏بر من كه خلق را ببینم و تو دیده نشوى

80- وقتى كه تو بیایى؛ مردم را به فراسوى افقهاى عشق و ایمان دعوت مى‏كنى و آدمى را مهمان دشت گلگون بهشت مى‏كنى

81- یابن الحسن بیا كه در انتظارت سوخته ایم و دیگر تاب تحمل هجران را نداریم.

82- اگر می ‏دانستم كجایى به سر تپه معراج شقایق مى‏شتافتم و بر هر رد پایت نرگسى مى‏كاشتم و پاى هر پنجره‏اى شعرى مى‏خواندم كه بیایى.

83- كاسه‏هاى گدایى احساسمان را بنگر كه به خشكسالى معرفت دچار شده‏اند.

84- عشق، زیباترین گلواژه هستى است و تو مى‏آیى كه شعر این گلواژه هستى و سرود پاكدلان باغ زندگى را بسرایى.

85- وقتى كه بیایى، تنها گوهر روى تو است كه مى‏تواند دلهاى زنگ زده انسانهایى را كه عشق به خدا در آنها جوانه نزده جلا دهد.

86-اگر می ‏دانستم كجایى باد را صدا مى‏زدم تا بوزد و جهانیان را آگاه كند؛ برگ را ورق كرده و خبر خوش یافتنت را بر آن اعلام مى‏كردم. به خورشید مى‏گفتم، تا نورش را پنهان دارد كه در سایه شما نور او جلوه‏اى ندارد.

87- اگر می ‏دانستم كجایى آرزوهایم ثمر داده بود.

88- وقتى كه بیایى خورشید امامت تو دوباره به دلهاى پژمرده ما جانى تازه مى‏دهد و نهال عشق، ایمان، معرفت و هزاران چیز دیگر را در وجودمان مى‏كارى و با آمدنت زمستان شرمسار مى‏شود و جاى خودش را به بهارى همچون تو مى‏دهد. خورشید توان درخشیدن ندارد چرا كه شرم دارد در مقابل خورشیدى همانند تو بتابد

89- اگر تو بیایى همه شكوفه‏ها به شوق دیدارت مى‏شكفند؛ همه ستاره‏ها مستانه به دور معشوق خود مى‏چرخند و باز آسمان رنگ عشق به خود مى‏گیرد

90- كجاست آن ییلاق سبز نگاهت كه سپیده دمانش شبنم افشان است؟

91- اگر می ‏دانستم كجایى سپیدترین یاسها را سنگفرش قدوم مباركت مى‏كردم و گلگون‏ترین شقایقها را بر سینه سفید كاغذ به تصویر مى‏كشیدم تا كوچه كوچه‏هاى شهر را به یمن آمدنت آذین بندم.

92- اگر تو بیایى همه عاشقان و مهربانان در مقابل قدوم مباركت سر تعظیم فرود مى‏آورند.

93-آه... كه چه روزى مى‏شود آن روز؛  روزی که بیایی ،روزى كه آسمان از شوق دیدارت گریه مى‏كند.

94-كجاست آن حضور نورانى كه لحظه‏هاى حیاتش ثانیه‏هاى بارانى و زمزمه‏هاى نورانى است؟

95- اى مهربان! او را برایمان بنمایان كه كاسه‏هاى گداییمان را به تصدقى پر سازد و گونه‏هاى بهت زده‏مان را دست نوازشى كشد و لب هاى خشكیده معرفتمان را آب ظهور بنوشاند و سینه غربت كشیده‏مان را به قربت محبت ‏برساند. نگاه او را عشق مى‏ورزیم.

96- اى خدا! به زیبایى همه گلها و آسمانها و دریاها قسمت مى‏دهم كه در ظهور مهدى(ع) تعجیل فرما.

97-اى مهدى موعود وقتى كه مى‏آیى دلهاى منتظرانت آرام و قرار مى‏گیرد

98- اگر می ‏دانستم كجایى آنقدر مى‏ایستادم تا بر من بگذرى و آشفتگى‏ام را افزون گردانى.

99- اى پروردگار مهربان! صلوات و تحیت فرست‏ بر ولى امرت. كه آرزوى سینه‏هاى سوخته و نگاه هاى منتظر است.

100- وقتى كه مى‏آیى دیار عاشقان منتظر، گلستان مى‏شود

يکشنبه 11/1/1387 - 20:22
کامپیوتر و اینترنت

ویندوز اكسپلورر DLL  یا Dynamic_ Link Libraries را برای یك دوره زمانی حتی پس از اینكه كار با آنها تمام شده است در حافظه نگه می دارند این می تواند باعث بازدهی كم كامپیوتر شما شود برای حل مشكل در منوی Run دستور regedit را تایپ كنید، سپس مسیر زیر را بپیمایید.

HKEY_ LOCAL_ MACHINE/ SOFTWARE/ MICROSOFT/ WINDOWS/CURRENT VERSION/ EXPLORER 

یك sub_ key با نام Always Unlocal DLL بسازید و به آن مقدار 1 بدهید تا ویندوز را از نگهداری DLL ها در حافظه باز دارید. ویندوز را restart كنید تا تغییرات لازم انجام پذیرد.

جمعه 9/1/1387 - 14:26
ورزش و تحرک

ترکیبی از رشته های رزمی موای تای ، کاراته و بوکس است. کیک بوکسینگ ورزش رزمی می باشد که تنها سی سال از تولد آن می گذرد.در کیک بوکسینگ ضربات مشت،لگد،زانو،آرنج و گرفتن همدیگر آزاد می باشد. ولی زدن حریفی که بر روی زمین افتاده ممنوع است.مسابقات در یک زمین مربع شکل 16 تا 20 فوتی که با طناب محصور شده برگزار می گردد.زمان بازی معمولا سه راند سه دقیقهای می باشد.که ورزشکاران بین هر راند یک دقیقه استراحت می کنند.هر مسابقه توسط یک داور و یک پزشک کنترل میشود. و در هر راند سه قاضی به مبارزین امتیاز میدهند.بنیانگذار کیک بوکسینگ جو لوئیس می باشد که پدر کیک بوکسینگ آمریکا نامیده می شود

شنبه 3/1/1387 - 12:52
ورزش و تحرک
اگر این تمرینات را به درستی انجام دهید، در مدت زمان بسیار کوتاهی، عضلات بازوهایتان را کاملاً برآمده خواهید کرد. تمرین شماره 1
با کف دستانی رو به بالا وزنه را بلند کنید، فاصله دست ها به اندازه عرض شانه باشد. 7 مرتبه وزنه را تا نصف بالا ببرید. و بعد 7 مرتبه دیگر آن را از نصف تا بالاترین درجه ببرید. در قسمت آخر 7 مرتبه وزنه را از پایین ترین درجه به بالاترین درجه بالا ببرید. بین این تمرین ها به هیچ وجه استراحت نکنید. تمرین شماره 2 
روی نیمکتی شیب دار زانو بزنید، در حالیکه سینه تان به سمت پشتی نیمکت تکیه زده باشد و دست ها از طرف دیگر آن آویزان باشند. وزنه را در دست گرفته و فاصله دست ها مقداری کمتر از عرض شانه باشد. دستانتان حتماً باید زاویه ای 90 درجه با سینه ایجاد کند. 8 تا 12 بار وزنه بزنید. تمرین شماره 3
با کف دستانی رو به پایین وزنه را در دستان گرفته و فاصله دست ها مقداری کمتر از عرض شانه باشد، حالا 8 تا 12 بار وزنه بزنید. تمرین شماره 4
روی نیمکتی شیب دار بنشینید و دمبل ها را در هر دو دست نگاه دارید و دستها در اطراف بدن قرار بگیرند. می توانید در این حالت به سه حالت وزنه بزنید: چکشی ( که در آن کف دست ها همواره به سمت بدنتان است )، عادی ( که کف دست ها رو به بالا قرار دارد) و چرخش های رو به بالا ( در ابتدا کف دستها رو به بدنتان است، اما از نیمه راه آنها را رو به بالا می برید). 8 تا 12 باراین تمرینات را انجام دهید. تمرین شماره  5
روی توپ های مخصوص بدنسازی بنشینید، دمبل ها را در هر دو دست نگه دارید و دستان را در اطراف بدن قرار دهید. کف دستها به سمت داخل باشد. هر دو بازو را در یک زمان بزنید. از نیمه راه کف دست ها را به سمت بالا برده، به صورتی که وقتی حرکت تمام می شود کف دستانتان باید به سمت بالا باشد. تمرین شماره  6
این آموزشی است که در دوران سربازی هم داده می شود و نه تنها برای  عضلات بازو، بلکه برای شانه ها و کل بالاتنه بسیار مناسب است. در این تمرین باید دست ها کاملاً در بالای سر باز شوند و حداقل یک فوت بالاتر از شما باشند. وزنه را در دست گرفته و کف دست ها رو به خودتان باشند. خود را تا آنجا که می توانید بالا بکشید و بخواهید که چانه تان را بالا تر از وزنه ببرید. به یاد داشته باشید که بدنتان را هم باید به تناسب پایین بیاورید. هر چند دفعه که می توانید این حرکت را انجام دهید. سعی کنید تا 15 بار برسانید. تمرین شماره 7
روی نیمکت بنشینید و پشت دست ها را رو به پشتی آن تکیه دهید. طوری باید روی نیمکت قرار گیرید که زیر بغل هایتان با بالای پشتی صندلی در یک راستا باشند. هارتل را با دستها گرفته و دستها به اندازه عرض شانه از هم فاصله داشته باشند و کف دست ها را به سمت خارج نگه دارید. حالا وزنه بزنید. تمرین شماره  8
یک هارتل یا دو دمبل در دستانتان بگیرید و کف دست ها به سمت خارج باشند و بعد وزنه بزنید. اگر می خواهید تمرین اضافی انجام دهید، دمبل ها یا هارتل را بسیار آرام بالا و پایین کنید. تمرین شماره  9
طناب دستگاه کابل را در آخرین قلاب محکم کنید، و با کف دستانی رو به خارج آن را بگیرید. عضلات بازوهایتان را جمع کنید و به آرامی کف دست ها را به سمت بالا ببرید و در آخر حرکت کف دست ها باید رو به شما باشد. 8 تا 12 مرتبه این حرکت را انجام دهید. تمرین شماره 10
هرچند که من زیاد طرفدار دستگاه نیستم اما گاهی می توانید با دستگاه هم خوب کار کرده و نتیجه بگیرید. زمان هایی که خسته اید و حال کار کردن ندارید می توانید از دستگاه تمرین عضلات بازو استفاده کنید.  

بازوهایی ایده آل
ـــــــــــــــــــــــــ

حالا 10 تمرین ورزشی در دست دارید که می توانید با آنها عضلات بازوهایتان را آنطور که دوست دارید برآمده کنید. فقط عجول نباشید و دم به دقیقه جلوی آینه نروید تا ببینید برآمده شده اند یا نه. این کار نیاز به زمان دارد.
دوشنبه 27/12/1386 - 19:22
طنز و سرگرمی

ی نسیم سحر آرامگه یار كجاست؟
مدرك دیپلمم اینجاست ولی كار كجاست؟

هر كجایی كه من مدرك خود را بردم
پاسخ این بود كه یك پارتی پولدار كجاست؟

روز و شب هر چه دویدم پی همسر گفتند
از برای چو تویی همسر و غمخوار كجاست؟

پدر دختره تا دید مرا با فریاد
گفت اوٌل تو بگو درهم و دینار كجاست؟

خانه در جردن و شمران چه داری بچه؟
پست و عنوان و یا حجره و انبار كجاست؟

ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن
بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟

یك عدد بنز مدل 98 دو در
تا كند فیس در آن در بر اغیار كجاست؟

اعتیاد ار كه نداری و سلامت هستی
برگی پاكی ژن از دكتر و بهیار كجاست؟

هر چه فریاد زدم حرف مرا كس نشنید
كه به دادم برسد؟ گوش بدهكار كجاست؟

نیست چون بهر جوان عیب اكنون حمٌالم
توی میدان بكنم باربری، بار كجاست؟

مدرك دیپلم خود را بفروشم به دو پول
ایهالناس بگویید خریدار كجاست؟

دوشنبه 27/12/1386 - 19:16
ورزش و تحرک
 من می خواهم بهترین بدنساز در جهان باشم » آنها همیشه این را از پسر 13 ساله شان می شنیدند گوستاو و ارلیا شوارتزنگر فقط آه می كشیدند و در این باره تردید فراوان داشتند اما شك ولی تردید آنها اكنون به یقین تبدیل شده است در آن زمان آنها با شنیدن حرفهای آرنولد در كتاب راهنما بدنبال روانپزشك گشتند.

 

 

اما آرنولد جدی بود. در چهارده سالگی تمرینات فشرده ای را زیر نظر « كرت مارنول »  آقای اتریش آن زمان شروع كرد در 15 سالگی او روانشناسی را همراه با دكتر « كارل كرست » برای آموختن تأثیر و قدرت مغز بر بدن مطالعه می كرد در 17 سالگی او رقابتهای حرفه ای خود را آغاز كرد. در 18 سالگی او به زندان افتاد.

 اما بازداشت شدن قسمتی از برنامه او نبود! اما بعضی مواقع برای رسیدن به هدف باید تاوانهایی را پرداخت آنچه برای او اتفاق افتاد به این شرح است بر اساس قانون به عنوان یك شهروند خوب اتریشی به مدت یك سال به خدمت نظام فرا خوانده شد او به خدمت رفت به عنوان یك راننده تانك شروع به خدمت سربازی كرد او حق نداشت برای هیچ مسابقه پرورش اندام احمقانه ای پایگاه را ترك كند اما آنها هیچ چیزی در مورد یك مسابقه پرورش اندام متفكرانه نگفته بودند بنابراین او یك روز از كمپ در رفت به امید بردن یك جایزه و واقعاً متفكرانه بود او یك جایزه برد.

وقتی مافوقش متوجه شد قبل از اینكه بگذارند او از خودش دفاع كند او را به زندان انداختند خودش آن را اینگونه بیان می كند « 7 روز طولانی در خانه بزرگ » اما در آن هفته اتفاق جالبی پیش آمد افسری كه او را به زندان انداخته بود شروع به تحقیق  در مورد مدال او كرد این یك مقام كوچك نبود بلكه مقام خیلی با ارزشی بود او در كل اروپا اول شده بود آرنولد آقای جوانان اروپا شده بود  طبیعتاً او را از زندان آزاد كردند ولی از رانندگی تانك كنار گذاشته شد و به عنوان مجازات مأمور شد كه یك افسر رسمی باشد! بله آرنولد خدمتش را در نظام با آموزش و تمرین بدنسازی گذراند.

بعد از اینكه او خدمت سربازی را تمام كرد به نظر میرسیدكه هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد در سال 1966 او از رده جوانان به رده بزرگسالان ارتقا  یافت به زودی در همان سال او بهترین بدنساز مرد در اروپا شد مستر اروپا و نفر اول مسابقات پاورلیفتینگ برای یك جوان 19 ساله بد نیست!

از آن به بعد نام او در فهرست بزرگان بود. او برای شركت در رقابتهای آقای جهان ( مستر یونیورس ) به لندن رفت اگر او در این رقابتها اول می شد آقای جهان شده بود و این خیلی با ارزش بود.

آرنولد به محض ورودش به محل مسابقات با بدنسازان دیگر و طرفدارانش از سراسر جهان روبرو شد همه آنها در مورد مرد جوان اتریشی مطالب زیادی خوانده بودند این یك تجربه غافلگیر كننده برای آرنولد بود و اولین باری بود كه فهمیده بود كه اینقدر مشهور شده است او اكنون در مسابقات جهانی بود عضلاتش كاملاً پمپ شده بودند و آماده مسابقه شده بود.

قهرمانی او بوسیله یك آمریكایی تهدید می شد كه «جت یورتن » نام داشت او فقط كوهی از گوشت نبود بلكه تعریفهای خاصی از بدنسازی داشت و گویی بدنش را تراشیده باشند البته با هنر و دقت زیاد و آرنولد فهرمانی را از دست داد.

اما برای سال بعد آرنولد مانند یك مجسمه ساز كار كرد او به آنالیز هر قسمت از بدن خود پرداخت. او تمرینات جدیدی كه گروه های عضلانی را تفكیك كرده آنها را تعریف می كرد اختراع كرد. در سال 1967 او بار دیگر برای شركت در مسابقات آقای جهان به لندن رفت با این بدن فوق العاده تراشیده و آراسته او مطمئن بود كه می تواند یورتن را شكست دهد اما اوضاع به نفع آرنولد پیش نمی رفت اكنون یك رقیب جدید برای آرنولد پیدا شده بود « دنیس تینرینو » كه فقط عنوان قهرمانی مستر آمریكا را داشت اكنون در مقابل او بود همه دوستان نزدیك آرنولد  فكر می كردند كه دنیس او را شكست خواهد داد در صبح روز مسابقات ناگهان دنیس خواست كه به آرنولد بگوید كه چه احساسی دارد و به سمت او خم شد و با لبخندی در گوش او گفت:  « این روزی است كه من در آن می خواهم برنده باشم »

این سخن درس بزرگی به آرنولد داد و آرنولد متوجه شد برای برنده شدن در مسابقات علاوه بر بدن زیبا و عضلانی و بزرگ باید قویترین اراده را داشت و این باعث شد كه آرنولد با وجود « دنیس تینرینو » كه عملكردی فوق العاده و بدنی با شكوه داشت بتواند قهرمان جهان شود و این در حالی بود كه او فقط 20 سال داشت و جوانترین مستر جهان در تاریخ شد. آرنولد به آرزوی خود رسیده بود.

یا شاید خود او اینگونه فكر نمی كرد. او میدانست كه در حقیقت 3 قهرمانی جهان وجود دارد. آرنولد در رده آماتورها در انجمن بین الملی پرورش اندام آماتور قهرمان شده بود اما یك رده حرفه ای هم وجود داشت به عبارت دیگر فدراسیون بین المللی پرورش اندام برای خودشان یك قهرمانی جداگانه داشتند و همچنین او فهمیده بود كه یك مستر جهان و یك مستر المپیا وجود دارد اگر واقعاً می خواست به رویایش واقعیت ببخشد باید همه این مقامها را می برد!

آرنولد چمدانش را بست و عازم مونیخ شد تا تمرینات بیشتری انجام دهد و این دورانی فوق العاده بزرگ از زندگی او بود او روزی 4 تا 6 ساعت با وزنه كار می كرد او همچنین به مدرسه اقتصاد رفت و باشگاه تندرستی خود را اداره می كرد و سعی می كرد رویای خود را بخاطر داشته باشد.

اما سختی ها تمام شده بود در سال 1968 او به لندن بازگشت و به سادگی مدال مسابقات دیگر قهرمانی جهان را بدست آورد.  او عنوان آقای جهان NABBA  در هر دو رده حرفه ای و آماتور را بدست آورده بود. او همچنین در مسابقات پاور لیفتینگ آلمان قهرمان شد و آقای IFBB در مسابقات بین المللی مكزیك شد اما او هنوز عنوان مستر المپیا را در برابر خود داشت.

بنابراین در 21 سالگی به كالیفرنیا رفت تا با بهترین بدنسازان جهان به تمرینات خود ادامه دهد او  6 پا و 2 اینچ قد و 250 پوند وزن داشت و بزرگترین بدنساز در بین دیگران بود او به مطالعه حركات موزن در رقص باله پرداخت او از موزیكش قدرت می گرفت و ژست و فیگور فوق العاده ای داشت او تراشیده و برنزه شده بود.

در طول دو سال بعد از آن آرنولد به جاهای مختلفی از دنیا سفر كرد در سال 1969 او قهرمان جهان مسابقات آماتور IFBB در نیویورك شد و در سال 1970 آقای جهان در مسابقات NABBA در رده حرفه ای ها شد و آقای جهان در كلمبوس اوهایو شد در پایان سال او همه عنوانهای قهرمانی را به غیر مستر المپیا بدست آورده بود و سر جیو الیوا این مقام را از سال 1967  در اختیار داشت آرنولد مشتاقانه منتظر مسابقات سال 1970 بود كه در نیویورك برگزار می شد و بلاخره این لحظه فرا رسید آرنولد در كل زندگی خود را برای این لحظه آماده كرده بود و خودش این را خوب میدانست او حتی به اندازه سرجیو  برای گرم كردن و پمپ كردن عضلاتش خود را به زحمت نینداخت و فقط خود را متمركز كرد و فقط در دو دقیقه مانده به به رفتن روی سكوی نمایش تغییر كرده بود و روغن زده بود همه به قدری هیجان زده بودند كه پلیس مجبور بود در ازدحام طرفداران نظم را برقرار كند در بین جمعیت دو دسته وجود داشتند هر كدام قهرمان مورد علاقه خود را تشویق می كردند اما در پایان فقط یكی برنده بود و یك مدال یك اسم : شوارتزنگر و بنابراین در سال 1970 در سن 23 سالگی اوبه رویایی كه 10 سال پیش در سر داشت رسید اما با هر معیار و انداره ای بهترین بدنساز جهان بود و او این مقام را برای سالها ادامه داد. او ركورد بی سابقه 7 بار را در در قهرمانی مستر المپیا به ثبت رساند  قبل از اینكه بازنشست شود و علت بازنشستگی او این بود كه او هدف جدیدی داشت و آن معروفترین هنرپیشه جهان شدن بود وقتی كه پدر مادر آرنولد این را شنیدند دوباره آهی كشیدند و دوباره به جستجو در كتاب راهنما پرداختند.

 

عنوانهای حرفه ای آرنولد

1965      Mr. Europe - Junior (Germany)
1966      Best Built Man of Europe (Germany)
1966      Mr. Europe (Germany)
1966      International Powerlifting Championship (Germany)
1967      NABBA Mr. Universe - Amateur (England)
1968      NABBA Mr. Universe - Professional (England)
1968      German Powerlifting Championship (Germany)
1968      IFBB Mr. International (Mexico)
1969      IFBB Mr. Universe - Amateur (USA)
1969      NABBA Mr. Universe - Professional (England)
1970      NABBA Mr. Universe - Professional (England)
1970      Mr. World (USA)
1970      IFBB Mr. Olympia (USA)
1971      IFBB Mr. Olympia (France)
1972      IFBB Mr. Olympia (Germany)
1973      IFBB Mr. Olympia (USA)
1974      IFBB Mr. Olympia (USA)
1975      IFBB Mr. Olympia (South Africa)
1980      IFBB Mr. Olympia (Australia

شنبه 25/12/1386 - 13:23
آموزش و تحقيقات

گر عدد مذکور را در دو ضرب کنیم، حاصل: 285714 میشود!-به ارزش مکانی 14 توجه کنید

اگر این عدد را در سه ضرب کنیم حاصل: 428571 میشود!-به ارزش مکانی 1 توجه کنید

اگر این عدد را در چهار ضرب کنیم حاصل: 571428 میشود!-به ارزش مکانی 57 توجه کنید

اگر این عدد را در پنج ضرب کنیم حاصل: 714285 میشود!-به ارزش مکانی 7 توجه کنید

اگر این عدد را در شش ضرب کنیم حاصل: 857142 میشود!-سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده

اگر این عدد را در هفت ضرب کنیم حاصل: 999999 میشود

 

این عدد به تازگی کشف نشده! بلکه هزاران ساله که به عنوان یه عدد جالب مورد توجه بوده. 142857 در واقع دوره گردش عدد 1/7 هست و خاصیتهای جالب دیگه ای هم داره

همونطور که میبینید، مضارب این عدد همه یا 142857 (با گردش حلقوی) هستند یا 999999 . جالب اینجاست که برای اعداد بزرگتر هم این روند به صورت دیگه ای ادامه داره


مثلا 8*142857 میشه 1.142.856، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنید حاصل میشه: 142.857


و مثلا 42*142857 میشه 5.999.994، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنید حاصل میشه: 999.999


و 142857*142857 میشه 20.408.122.499، حالا اگه 5 رقم اول رو 6 رقم بعد جمع کنید حاصل میشه: 142.857

شنبه 25/12/1386 - 10:51
دعا و زیارت
  • شكست عدم پیروزی نیست بلكه شكست پیروزی آدم را به تأخیر می اندازد.
  • هر كه همتش كوچك باشد، فضیلتش از بین برود.
  • هر گاه جنایتها آشكار شود، بركت ها از میان برود.
  • ثمره حسادت، بدبختی در دنیا و آخرت است.
  • تو اگر نیكی كنی خود را گرامی داشته ای و به خودت نیكی كرده ای، اگر بدی كنی خودت را خوار كرده ای و به خودت زیان رسانده ای.
  • گنجایش هر ظرفی با آنچه در آن نهند، تنگ می شود جز ظرف دانش كه (هر چه در آن نهند) گسترش می یابد.
  • بدهكاری زیاد، راستگو را دروغگو می كند و خوش قول را بد قول می كند.
  • هر كه اطمینان داشته باشد كه آنچه خدا برایش مقدر كرده است به او می رسد، دلش آرام گیرد.
  • زهد و بی اعتنایی به دنیا، بزرگترین آسایش است.
  • چه بسیارند عبرتها و چه اندك اند عبرت گرفتن ها!
  • در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید نشوید.
  • انصاف، برترین خصلت هاست.
  • هر كه خوراكش كم باشد، اندیشه اش زلال گردد.
  • شنونده غیبت، مانند غیبت كننده است.
  • هر كس پاك دامنی و قناعت ارمغان او شد، سرافرازی با او هم پیمان گشت.
  • برترین بخشندگی بخشش در تنگدستی است.
  • محبوب ترین مؤمن نزد خداوند كسی است كه مؤمن فقیری را در تنگدستی دنیا و گذران زندگی یاری رساند.
  • خوشا به حال آنكه به بندگان خدا نیكی كند و برای آخرت خود زاد و توشه برگیرد.
  • از گردش روزگار، گوهر مردان آشكار می شود.
  • از طمع كاری است كه مردان گردن به ذلت و خواری نهند.

 

جمعه 24/12/1386 - 22:9
کامپیوتر و اینترنت
گاهی اتفاق می افتد كه با نصب نرم افزار مربوط به یك سخت افزار جدید یا نصب یك بازی یا یك نرم افزار، ویندوز شما به هم می ریزد و دیگر مانند قبل كار نمی كند یا حتی اصلاً ویندوز بالا نمی آید برای حل اینگونه مشكلات یك راه حل ساده وجود دارد كه در اكثر مواقع جواب می دهد، و آن استفاده از last known good configuration است كه در اول راه اندازی ویندوز با انتخاب آن روشی فراهم می شود كه شرایط قبل از وقوع مشكل را بازیابی كنید زمانیكه شما last known good configuration اطلاعات رجیستری را در مسیر KEYHKLM/ System/ Current Controlset بازیابی می كند. برای استفاده از این روش اعمال زیر را انجام دهد كامپیوتر را ری استارت كنید. هنگامی كه سیستم بالا می آید كلید F8 را بزنید پس از آن منویی در برابر شما ظاهر می شود از كلیدهای فلش بالا یا فلش پایین استفاده كنید تا گزینه last known good configuration انتخاب كنید سپس كلید اینتر را بزنید، كار تمام است
جمعه 24/12/1386 - 21:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته