• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6562روز قبل
آموزش و تحقيقات

 

 

هوالعلیم

سلام

نظریه ی آلفرد آدلر(A.Adler) نیز مانند اکثر روان تحلیل گرها براساس تجربیات و زندگی شخصی و مطالعات موردی است.آدلر بر خلاف فروید انسان را قربانی تعارضات و غرایز و یا اینکه به وسیله ی نیروهای زیستی و تجربیات کودکی محکوم باشد، نمی دانست.او رویکرد خود را روانشناسی فردنگر(individual psychology) خواند، زیرا بر بی نظیر بودن هر فرد تأکید داشت و آن عمومیت انگیزه ها و اهداف را گه زیگموند فروید به انسان نسبت داد، قبول نداشت.

اساس نظریه ی آدلر را می توان بر مبنای احساسهای حقارت(inferiority feelings) و تلاش برای جبران (compensation) دانست. ولی من در اینجا می خواهم درباره ی تیپ های شخصیتی از دید آدلر(۱۸۷۰-۱۹۳۷) بنویسم و اگر مایل بودید و توانستم در آینده درباره ترتیب تولد بنویسم.

تیپ های شخصیتی :

آدلر چند مشکل را که همگی با آنها مواجه می شویم،شرح داد و آنها را در سه طبقه گروه بندی کرد:مشکلاتی که شامل رفتار ما نسبت به دیگران می باشد،مشکلات شغل و مشکلات عشق و محبت.او چهار سبک زندگی اساسی که می توانیم برای پرداختن به این مشکلات اختیار کنیم،معرفی کرد که عبارتند از : 

تیپ سلطه گر(dominant type): نگرشی سلطه گر یا حاکم را با آگاهی اجتماعی کم نشان می دهد.چنین شخصی بدون توجه به دیگران رفتار می کند.نوع افراطی این تیپ به دیگران حمله می کندو آزارگر،بزهکار و جامعه ستیز می شود.نوع کمتر خطرناک این تیپ،الکلی و معتاد به مواد مخدر می شود یا خودکشی می کند؛آنها معتقدند که با حمله کردن به خودشان به دیگران آسیب می رسانند.

تیپ گیرنده(getting type): این افراد انتظاردارند خشنودی دیگران را جلب کنند و از این رو به آنان وابسته می شوند.این تیپ به نظر آدلر از همه رایج تر است.

تیپ اجتناب کننده(avoiding type): برای رو به رو شدن با مشکلات زندگی،تلاش نمی کند.این اشخاص با اجتناب کردن از مشکلات، از هر گونه احتمال شکست دوری می کنند.

این سه تیپ برای مواجه شدن با مشکلات روزمره ی زندگی آمادگی لازم را ندارند.آنها قادر به همکاری با دیگران نیستند و برخورد بین سبک زندگی آنها و دنیای واقعی موجب رفتار نابهنجار می شود که به صورت روان رنجوری و روان پریشی آشکار می شود. آنها فاقد آنچه آدلر علاقه ی اجتماعی خواند،هستند.

تیپ سودمند اجتماعی(socially useful type): با دیگران همکاری می کند و طبق نیازهای آنها عمل می نماید.این گونه اشخاص در چارچوب علاقه ی اجتماعی کاملآ رشد یافته ای با مشکلات کنار می آیند.

باید متذکر شوم که آدلر در مجموع با طبقه بندی یا تیپ بندی کردن انعطاف ناپذیر افراد به این شکل مخالف بود و اظهار داشت این چهار سبک زندگی را صرفآ برای آموزش معرفی کرده است.

جمعه 4/5/1387 - 10:57
خواستگاری و نامزدی

این مقاله به فصل بهار و زندگى سبز آدمى مى‏پردازد. سپس از عادت‏ها و 6 نیاز مزرعه ذهن سخن مى‏گوید و هفت عامل موفقیت را یادآور مى‏شود.

حیات درباره طبیعت در یك دوره‏سالیانه از مشهورترین تغییراتى است كه در زندگى افراد مى‏توان مشاهده كرد. ماانسان‏ها یك دوره گردشى داریم و به قول یكى از محققان شاید مدل ساختارى ما در حكمت خداوندى تابعى از نظم طبیعت باشد. همان گونه كه زمین حركت چرخشى دارد، ما نیز در شبانه روز طى مسیر مى‏كنیم و چنان كه زمین حركت گردشى دارد، ما نیز چرخش سالیانه داریم؛ البته چرخش انسان‏ها با جمادات، نباتات، حیوانات و كلیه آفریده‏ها

متفاوت است؛ چون انسان خلاق‏ترین و فكورترین موجود و خلیفه خداوند در زمین است و همواره باید به سمت ارتقا و بهره ورى از عمر گام بردارد.

فرصت سالیانه

آهنگ این دوران در آفرینش فرصت سالیانه‏1 خوانده مى‏شود. و آدمیان مى‏توانند با آغازى خوب و آگاهانه آینده‏اى روشن بسازند. البته «آینده، تنها براى كسانى شفاف و روشن است كه آغازهاى خوب و سرآغازهاى مطلوب و تداوم منظم و شناخت كافى از شرایط زمان و مكان داشته باشند.»

اكنون كه در آغاز سال 1382 هستیم، نگاه ما باید «امروز» باشد؛ براى ویژگى‏هاى فردا و فرداها برنامه ریزى كنیم و به ورطه برنامه روزى نیفتیم. افراد موفق معمولا براى یافتن ویژگى‏ها و شرایط فردا از اطلاعات كافى، مرتبط و داراى معیارهاى مشخص بهره مى‏برند. براى برنامه ریزى درست در آغاز سال، تعیین چند مسأله اهمیت دارد:

1. كارهاى بلند مدت، میان مدت و كوتاه مدت یعنى امسال مى‏خواهم به چه چیزهایى دست یابم كه حدود 10-8 ماه یا بیش‏تر وقت مى‏برد؛ كدام اهدافم در زمانى كم‏تر حاصل مى‏شود و كدام كوتاه مدت است.

2. معاشرت‏ها، ارتباطات و زمینه‏هاى شغلى، حرفه‏اى و تحصیلى.

عادت‏هاى ما

متاسفانه ما غالبا از فكر كردن به آینده واهمه داریم و حتى گاه آن را غیر ضرورى مى‏دانیم. درست است كه ما در قضا و قدر الهى به سر مى‏بریم؛ ولى اختیارات و فرصت‏ها و خلاقیت هایى كه در درون ما به ودیعه نهاده شده به ما قدرت مى‏دهد كه هر روز درتحول‏باشیم. حضرت امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: «هر كس (حتى ااگر) دو روزش مساوى باشد، در زیان است.» 2

عادت به عادت نكردن به اندیشیدن سبب مى‏شود گاه روزها بگذرد و در یك مسیر خطى حركت كنیم و چه بسا به این نوع حركت عادت كنیم و به تدریج زندگى ما از روح و معنا تهى شود. ویكتور فرانكل مى‏گوید: «انسان‏ها باید در جست و جوى معنا در زندگى باشند؛ زیرا بسیارى از ما به ورطه عادت افتاده‏ایم و معنا را ازدست داده‏ایم.»3

یكى از برنامه‏هاى مهمى كه آدمى را به سعادت مى‏رساند و افق‏هایى روشن پیش پایش مى‏نهد، معاشرت‏ها است. اسحاق نیوتن مى‏نویسد: اگر دوردست‏ها را دیده‏ام و مسیرهایى را در دانش درنوردیده‏ام، به خاطر این است كه بر شانه غول‏ها ایستاده‏ام.

از او پرسیدند شانه غول‏ها چیست؟ پاسخ داد: «با بزرگان و فرهیختگان و اندیشه وران و صاحب نظران محشور بودم.»

انسان وقتى با اندیشه‏ها و توانمندى‏ها همنشین مى‏شود، استعدادهاى بالقوه‏اش به حركت در مى‏آید؛ چون ذهن مانند عضله مستعد با ورزش قوى‏تر مى‏شود. بهترین تصمیم این است كه در آغاز سال درباره دوستان و معاشران مطالعه و بررسى كنیم و بهترینشان را برگزینیم. بنابراین، فراموش نكنیم كه:

1. كسانى كه درباره شغل و علایق شان كتاب‏هاى خوب مى‏خوانند، ذهن خود را باز نگه مى‏دارند.

2. كسانى كه با افراد فرهیخته و توانمند نشست و برخاست مى‏كنند، ذهن خود را به سمت خلاقیت و نوآورى و ایده‏گیرى و سطوح بالاى اندیشه سوق مى‏دهند.

3. معاشرت با انسان‏هاى كوته نظر و غیر خلاق فكر را محدود مى‏سازد و نوعى همرنگى ایجاد مى‏كند.

مزرعه ذهن

ذهن آدمى چون زمین كشاورزى است. تا وقتى بذرهاى ایده‏هاى خوب را در ذهن خود نكارید، نمى‏توانید به ایده‏هاى خوب برسید. البته ذهن آدمى بسیار برتر از زمین كشاورزى است. تفاوت ما با طبیعت این است كه ما داراى جرقه ذهنى یا توفان مغزى 4 هستیم.

و این معجزه ذهن است كه ناگهان این امر در آن جرقه مى‏زند و بارور مى‏شود. براى تقویت این تحول و تغییر ذهنى نوع مطالعه، نوع معاشرت‏ها، اهداف و آغازها چهار راه موفقیت به شمار مى‏آیند.

این چهار عامل در حقیقت ساده‏ترین راه برداشت محصول از زمین شما است.

نیازهاى مزرعه ذهن

مزرعه ذهن ما به موارد زیر بسیار نیازمند است:

1. كشت: كار زیاد و ساعات كافى و انتخاب‏ها

2. كود: مطالعه كافى‏

اصطلاحاً امروزه آن را سوخت‏گیرى علمى مى‏خوانند؛ یعنى افراد در طول حیات خود، به ویژه در دوران تحصیل و مهم‏تر از آن در دوران دانشجویى، باید از مطالعات دقیق همراه با یادداشت و یادگیرى برخوردار باشند.

3. مواد ضد آفت: نظم و انضباط مشخص و برنامه متعهدانه.

4. آبیارى: تعهد به هدف و به مراحل انجام فعالیت‏ها.

5. بذر: اندیشه خوب و ایده‏هاى جدید.

6. باران: بخت و اقبال و نیایش و معنویت و هنر.

شما مالك این زمین هستید و اكنون زمان شروع است. آینده در انتظار شما است. باید تصمیم بگیرید مى‏خواهید چه بذرى در آن بكارید كه از سال گذشته پربارتر، ارزشمندتر و پر محصول‏تر باشد. باید تصمیم بگیرید چگونه از آنچه در مزرعه تان مى‏روید مراقبت كنید. فردا همیشه روز دیگرى است و با آنچه در این مزرعه مى‏روید ساخته مى‏شود.

تجارب نامرئى

در آغاز سال بگذارید ذهن ناهشیار شما در تمام اوقات شبانه روز به این مسأله فكر كند، با اشخاص مختلف ملاقات كنید، با آن‏ها حرف بزنید. در این صورت، گرماى ذهنتان را حفظ و افكار خفته در ذهنتان را بیدار مى‏سازید. عقل سلیم را درخود تقویت كنید و از آن ا ستفاده ببرید؛ زیرا بهترین دوست شما در زندگى است.

ما در پیرامون خود با مجموعه‏اى از تجارب نامرئى ارتباط داریم كه باید آن‏ها را بشناسیم. این تجارب همان افرادند كه دائرة المعارف‏هاى متحرك به شمار مى‏آیند. بسیارى از افراد دریایى از تجاربند؛ ولى خاموش به سر مى‏برند. بهترین آن‏ها موفق‏ترین آن‏هایند و جالب این كه بسیارى از آن‏ها فكر مى‏كنند معمولى اند و بادیگران تفاوتى ندارند و تا نخواهیم تجاربشان را به ما منتقل نمى‏كنند.

هفت C

براى موفقیت و بهره ورى بهینه از زمان، خصوصاً در آغاز یك تحول و مهم‏تر از همه در شروع سال جدید، توجه به هفت عامل اساسى یا هفت C ضرورت دارد:

1. اعتماد و ایمان (confidence and trast)

بهره ورى و كیفیت در طول زمان تنها در صورتى بهبود مى‏یابد كه انسان با ایمان و اعتماد به هدف گام بردارد. اگر این اعتماد نباشد، اهداف لرزان و مسیرها مبهم و راه تاریك و مه‏آلود مى‏گردد و حتى در درون آدمى مقاومت منفى به وجود مى‏آید. ارشمیدس، ریاضى‏دان نامى یونان، مى‏گوید:«اهرمى از اعتماد و ایمان به من دهید تا بدون محاسبات ریاضى زمین را جابه جا كنم.»5

2. همكارى و تعهد (cooperation and commintment)

وقتى انسان با اعتماد به مسیر و برنامه و هدف گام بر مى‏دارد، موانع را درهم مى‏شكند. آدمى مجموعه‏اى از قواى مختلف درونى است. براى موفقیت باید تمام قواى او با هم همكارى كنند و تعهد در وى شعله ور شود.

3. ارتباطات (communication)

امروزه مانع اصلى موفقیت برنامه‏ها در اغلب موارد، عدم ارتباطات مؤثر با افراد و محیطهاى جهت دهنده است. فرد باید بداند باچه مراكزى، چه افرادى و چه محیط هایى ارتباط برقرار كند تا موفقیت خود را رقم بزند. اطلاعات پیش شرط ارتباطات صحیح است.

4. همبستگى (coherence)

بهبود برنامه و تحصول بهره ورى باید بر مبناى همبستگى تمام وجود فرد با آرمان‏ها و برنامه‏ها باشد. این نكته در هر دو مرحله برنامه‏ریزى و اجرا مهم است.

5. استمرار (continiuty)

افرادى موفق به شمار مى‏آیند كه افزون بر داشتن برنامه پیوسته به آن مقید باشند. بنابراین، پى‏گیرى اهداف در برنامه ریزى و اجرا هرگز نباید فراموش شود.

6. خلاقیت (Creativity)

به رغم همه تلاش‏ها، بدون خلاقیت و نوآموزى بهره ورى بهبود نمى‏یابد. البته خلاقیت تنها به مرحله اجرا اختصاص ندارد و در مرحله برنامه ریزى نیز بسیار كارساز و راهگشا است.

7. آموزش مستمر (continuous training)

برقرار ساختن فرایند مستمر آموزش در زندگى از عوامل مهم موفقیت به شمار مى‏آید. برنامه‏هاى آموزشى فراوانى به صورت رسمى و غیر رسمى و آزاد در اطراف ما وجود دارد و تجارب بسیار مى‏توان از آن‏ها كسب كرد. امروزه بحث آموزش مادام العمر مطرح است. انسان باید همواره در حال آموختن و یادگیرى بهینه باشد.

امروزه ثابت شده است حتى 90درصد مقید شدن به اصول فوق، خود را از حالت «زنده مانى» به عرصه «زندگانى»مى‏آورد.نباید فراموش كنیم كه چنان كه ارنست ریوز 6 مى‏گوید: در زندگى ما «هر روز یك روز جدیدى است با امكانات جدیدتر و فرصت‏هاى نامحدود.» سخت كوشى امروز پیروزى فردا را رقم خواهد زد. ما كه عمدتاً روزهاى متوالى براى ساختن آینده بهتر كار مى‏كنیم، نباید این مثلث طلایى را از یاد ببریم:

1. براى به دست آوردن دانش و موفقیت باید مطالعه كرد.

2. براى خردمند شدن باید مشاهده كرد.

3. براى یادگیرى و موفقیت در امور باید برنامه ریزى كرد؛ زیرا هیچ حد و مرزى در این خصوص وجود ندارد.

آغاز نیك

یكى از رازهاى موفقیت انسان آغاز خوب است. چنان كه در هفت عامل موفقیت اشاره شد، مقدمه و كانون این آغاز اعتماد و ایمان است. همواره باید به خود بگوییم: «آنچه كه خداوند براى دیگران انجام داده، براى من نیز هم اكنون انجام خواهد داد و شاید بسیار بیش از آن را.»7

باید با اعتماد و ایمان در راه پیروزى گام نهاد و دانست:

1. جاده‏اى كه به كامیابى كشیده مى‏شود، امتداد یك شروع خوب است.

2. انسان مجموعه‏اى از افكار خویش است. اگر بخواهید مى‏توانید با این مجموعه به همه اهداف مثبت دست یابید.

3. بهترین زمان براى یك آغاز نیك فرجام بهار طبیعت است. بیاییم در بهارستان زندگى و طبیعت، حیات خود را با نگارستان برنامه ریزى جدید و قاطع و مستمر به بوستان موفقیت گره بزنیم.

4. اگر انسان هدفى بزرگ در زندگى داشته باشد، دستان نامرئى خداوند به یارى اش مى‏شتابند.

5. براى رسیدن به جاده كامیابى، برنامه ریزى ضرورت دارد؛ زیرا«با ایمان، اراده،برنامه و توكل و حركت و یك آغاز ارزشمند، مشعل دل پر از روغن اجابت مى‏گردد.»

جمعه 4/5/1387 - 10:54
آموزش و تحقيقات

چكیده
فرد دارای خواسته ها و تمایلاتی است كه برای دستیابی به آن تلاش می كند. این خواسته ها را می توان در یك طیف پیوستار از انسان اقتصادی و مادی تا انسان اجتماعی و كمال جو ترسیم كرد. دنبال كردن این نیازها و رویارویی با آن به وراثت، محیط و شاكله شخصیت فرد بستگی دارد.

از طرف دیگر، انسان موجودی اجتماعی است و برای رفع نیازهای اجتماعی با شكل دهی و ایجاد سازمان جدید و عضویت در آن و یا با پیوستن به سازمان موجود و مشاركت خود، رضایتمندی و خشنودی را به دست می آورد.

بنابراین، سازمانها زیانی می توانند در جهت اهداف اجتماعی گامهای موثری بردارند كه از اهداف فردی و سازمانی متعالی برخوردار باشند. در این مقاله سعی شده است كه نقش هریك از سه هدف پیش گفته به اجمال تشریح گردد.

مقدمه
مهمترین وظیفه مدیر، هدایت امكانات سازمان برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده است. این امكانات و تسهیلات در دو قالب كلی به نام سرمایه مادی و انسانی در سازمان مشهود است.

هر قدر میل و علاقه به كار و محیط كار و اعتقاد به اهداف و ارزشهای سازمان و توجه به انتظارات عمومی عمیق تر و قوی تر باشد، تعهدات فردی، سازمانـی و اجتماعی بیشتری به وجود می آید.

بنابراین، مدیر توانمند و موفق، مدیری است كه بتواند سطح پذیرش مسئولیت و تعهدات فردی را افزایش دهد، مسئولیت پذیری سازمان را بالا ببرد، روحیه و توانایی پاسخگویی را در كلیه سطوح پرورش داده و مهمتر از همه آنها، دیدگاهی همسونگر و همراستا برای این سه هدف داشته باشد و در جهت آن تلاش كند.

اهداف فردی
افراد برای رسیدن به خواسته ها و اهداف خـــود تلاش می كنند و سازمان می تواند وسیله ای برای نیل به این اهداف باشد و سازمانها نیز برای بقا خود باید به طور دقیق اهداف افراد را شناسایی و در جهت ارضای آنها به شكل معقول، منطقی و هدفمند اقدام كند. به عبارت دیگر، وجود نیاز، فرد را وا می دارد كه در جهت آن تلاش كند.

افرادی كه از روحیه بالایی برخوردارند به تلاش بیشتری برای رسیدن به هدفهای سازمانی دست می زنند. در مباحث مربوط به تئوری های نیاز كه آبراهام مازلو آن را سلسله مراتب نیازها و فردریك هرزبرگ آن را تئوری دو عاملی و داگلاس مك گریگور آن را تئوری y وx نامیده اند همه آنها به این نكته می پردازند كه یك بخش از نیازها مربوط به تحقق اهداف فردی یا شخصی است كه فرد در جهت آن تلاش می كند. به طور كلی، فرد برای اینكه به یك سازمان بپیوندد یا در یك سازمان با میل و علاقه تلاش كند هدفهایی را در نظر می گیرد كه اگر آنها را در یك طیف پیوستار قرار دهیم یك سمت آن توجه به عوامل مادی (انسان اقتصادی) و سمت دیگر آن توجه به عوامل معنوی (انسان اجتماعی، انسان كمال خواه) قرار می گیرد. مهمترین اهداف فردی عبارتند از:

1 - داشتن شغل متناسب با توانایی فردی: افراد دوست دارند از نظر مالی متكی به خود باشند و نیازهای مادی خود را تامین كنند كه لازمه آن داشتن شغل متناسب با توانائیهای جسمی، ذهنی و روحی است. به عبارت دیگر، فرد زمانی از تواناییهای لازم شغلی برخوردار است كه قادر به شناخت و درك مسئله یا مشكل باشد و بتواند بهترین گزینه را برای حل آن انتخاب كند.

2 - برخورداری از حقوق و مزایای معقول: افراد دوست دارند بر پایه «رابطه مبادله» و «عدل و انصاف» حقوق و مزایا دریافت كنند. «نظریه برابری» این موضوع را به روشنی بیان می كند. براساس نظریه مذكور، هرفرد خود را با یكی از كاركنان سازمان یا خود را با دوستان و همكاران در سایر سازمانها و یا با مشاغل قبلی، باتوجه به سطح تحصیلات، سابقه خدمت و میزان فعالیت و سختی كار مقایسه می كند. در صورتی كه از حقوق و مزایای همسطح یا بیشتر برخوردار باشد احساس رضایت می كند كه با عملكرد بهتر و انگیزه بیشتر همراه خواهد بود و زمانی كه نسبت ستاده (حقوق و مزایا) به داده (تحصیلات، سابقه خدمت، میزان و نوع فعالیت) در مقایسه با دیگران كمتر باشد ممكن است سطح انگیزش را كاهش دهد.

3 - برخورداری از محیط كار مناسب: در محیط آرام، سرعت تغییرات بسیار كند است به طوری كه عوامل موثر بر تصمیم گیری قابل پیش بینی است. در حالی كه در محیط پیچیده یا متغیر از آنجا كه سرعت تغییرات زیاد است و عوامل متعددی در تصمیم گیری دخالت دارند لذا اتخاذ تصمیم با سطح اطمینان بالا (ضریب اطمینان بالا) بسیار مشكل و گاهی ناممكن است و همین ابهام در تصمیم گیری منتهی به فشار روحی، فرسودگی جسمی و خستگی خواهد شد.

كارشناسان در گذشته معتقد بودند كه فاكتورهای فیزیكی محیط كار مثل نور، صدا، درجه حرارت محیط، مدت استراحت در طول روز و مدت كار، در میزان تولید یا ارائه خدمات موثر است و كرت لوین (KURT LEWIN) نیز این موضوع را به گونه ای دیگر مطرح كرد. به زعم وی، رفتار تابعی از محیط و شخصیت فرد است و سازمانها تحت فشار نیروهای زیادی قرار می گیرد كه این فشارها هم از جانب درون سازمان و هم از طریق بیرون سازمـان تحمیل می گردد كه بعضی از این فشارها باعث تغییر می شود. اگر بتوانیم این تغییرات را كنترل كنیم و فرآیند آن را به صورت برنامه ریزی شده اداره (مدیریت) كنیم نتایج خوبی به دست می آید. «فردریك هرز برگ(FEREDERIK HERZBERG) » «در تئوری دو عاملی» خود شرایط محیط كار، اداره امور سازمان، حقوق و دستمزد و روابط بین كاركنان و سرپرستی را جزء عوامل نگهدارنده یا پیش گیری كننــده می داند كه كاركرد اصلی آن جلوگیری از نارضایتی شغلی است. عامل دوم كه محرك یا برانگیزاننده است وقتی است كه فرد درباره كار خود احساس خشنودی می كند كه این خشنودی موجب عملكرد بهتر و رضایت شغلی خواهد بود مانند قدردانی برای انجام كار، كسب موفقیت، دادن اختیار و مسئولیت فزاینده كه در این دسته قرار دارند.

4 - وجود همكاران صمیمی: فرد در محیط اجتماعی دارای روابط متقابل است. این تعاملات وقتی همسو و همراستا باشد تعارض و تضاد را به حداقل رسانده و احساس لذت و خشنودی به وجود می آورد. به طوری كه گروههای كاری تخصصی با دانش و مهارت چندجانبه شكل گرفته و با اشتراك مساعی و همفكری گروهی، سطح تصمیم گیری را بالا می برد، ضمن اینكه شك و تردید تصمیمات را تقلیل می دهد. به عبارت دیگر، پذیرش متقابل، تبادل اطلاعات را آسان، همكاری و همسونگـــری و یكپارچه سازی را تضمین می كند.

یكی از راههایی كه سطح صمیمیت بین همكاران را توسعه می دهد «تواضع است» و به معنی فروتنی است و یك حالت درونی است كه انسان به واسطه آن خود را غرق نیاز و بنده كوچك در مقابل خدا می بیند و هركس چنین حالتی را در خود احساس می كند، نشانه خضوع و خشوع است.

حضرت علی (ع) در خطبه 193 به همام یكی از یاران خود در وصف متقین می فرماید.

«مشهیم التواضع» یعنی مشی و روش كلی آنها در زندگی تواضع است و اگر زمینــــه خود نمایی و خودبزرگ بینی فراهم شود تواضع بلافاصله آن را سركوب می كند.

یكی دیگراز راههای ایجاد صمیمیت، داشتن «سعه صدر» است. سعه به معنی گشادگی و صدر به معنی سینه است اما نه سینه ظاهر، بلكه مقصود همان روح متعالی بشر است. چنانچه فرد بتواند در مقابل سختی ها و مشكلات با حوصله و بااعتقاد قلبی در راه خدا قدم بردارد، یك نوع رضایت و ایمان قلبی حاصل می شود به گونه ای كه هرگز تسلیم پیشامدهای ناگوار و مشكلات نمی شود. قرآن در این خصوص می فرماید: «الم نشرح لك صدرك» (سوره انشراح آیه یك) ما به رسول خویش نیروی خویشتن داری عنایت كردیم تا تاب و تحمل سخنــــــــــــان زشت و سنگ انـــــدازی های گوناگون مشركین و كفار را داشته باشد.

5 - فضای ارزشی سازمان: ارزشها نمایانگر عقاید اصولی هستند كه از نظر فردی یا اجتماعی نوعی رفتار برتر شمرده می شوند و بر نگرشها و رفتار فرد اثر می گذارد.

وقتی ارزشهای فردی را برحسب میزان شدت فهرست می كنیم، سیستم ارزشی شخص به دست می آید. ارزشها، اصولاً در نخستین سالهای زندگی به وجود می آید كه از پدر، مادر، معلم و دوست كسب می گردد. دیدگاه ارزشی به ما می گوید: چه چیزی درست یا چه چیزی نادرست است.

ارزشها به صورت نسبی ثابت، پایدار و بادوام هستند و در مقایسه با نگرشها از دامنه گسترده تری برخور دارند.

به عبارت دیگر، نگرش در مقایسه با ارزش، خصوصی تر، محدودتر و بیشتر برای بیان یك ایده و نظر كاربرد دارد. فضای سازمانی و ارزشهای حاكم بر محیط كار عاملی است كه فرد را ترغیب به ماندگاری در سازمان می كند. هرقدر فضای سازمانی با ایده ها و عقاید فكری فرد بیشتر همسو و هماهنگ باشد سطح روحیه بالاتر خواهد بود.

«توكل» نوعی ارزش متعالی است، توكل به معنی واگذاشتن كار به دیگری و منظور از توكل در اینجا، واگذاركردن كار به خداست. در حقیقت یكی از شرایط تقوی، توكل به خداست بدین معنا كه غیر خدا را رها كنیم و تنها به رشته امید او چنگ زنیم.

قرآن می فرماید: «ومن یتوكل علی الله فهوحسبه» (سوره طلاق آیه 3)، هركس به خدا توكل كند خدا برای او كافی است.

بنابراین، معنی توكل این نیست كه دست از همه كارها باید كشید و آن را به خداوند واگذار كرد بلكه انسانی كه توكل می كند در اثر بندگی زیاد به مقامی می رسد كه احساس می كند هرقدمی كه برمی دارد باید با رضای خدا باشد.

اهداف سازمانی
نحوه شكل گیری و ویژگیهای اساسی سازمان: وقتی فعالیتهای افراد به صورت مشترك با محدوده های مشخص تعریف شود یك سازمان شكل می گیرد. برای تشكیل سازمان افراد ابتدا به شكل غیررسمی در یك جا جمع می شوند و نتیجه تصمیمات خود را برای تشكیل یك سازمان به شكل مدون و مكتوب در می آورند و سازمان رسمــــــی را شكل می دهند. وقتی سازمان رسمی تشكیل شد افراد در داخل سازمان برای رفع نیازهای اجتماعی خود، دوباره سازمانهای غیررسمی را به وجود می آورند.

به زعم «آلتر بدین» و «ریمون زاماتو»، سازمان به عنوان یك نهاد اجتماعی با یك ساختار آگاهانه و هدفمند فعالیتهای مشخصی را انجام می دهد و دارای مرزهای شناخته ای است. این تعریف چهارركن اساسی دارد:

1 - سازمان یك نهاد اجتماعی تلقی می شود، چون سنگ زیربنای سازمان افراد هستند كه دارای نقشها و روابط متقابل و وظایف مهم هستند؛

2 - سازمان در جهت رسیدن به یك هدف یا مقصود یا ماموریت خاصی تلاش می كند؛

3 - سازمان دارای ساختاری است كه از چند زیرسیستم به صورت آگاهانه و هماهنگ تشكیل می شود؛

4 - دارای محدوده و مرزهای مشخصی است كه قلمرو آن به وسیله اعضای سازمان یا توسط قانون تعیین می شود.

برنامه های مدیریت براساس سلسله مراتب اهداف سازمانی: هدف سازمانی نوعی وضعیت مطلوب است كه بیانگر مقصد نهایی سازمان است. اهداف سازمانـی وقتی تاییـد و به صورت رسمی اعلام می گردد از مشروعیت و مقبولیت برخـــــوردار می شود و مسیر تصمیم گیریها را كانالیزه می كند.

به اهداف عالی و رسالت سازمان «ماموریت» نیز گفته می شود. برای رسیدن به مقصود یا ماموریت سازمان، باید آنها را در قالب اهداف بلندمدت تعریف كنیم كه به اهـــــداف درازمدت «برنامه های استراتژیك» می گــویند، استراتژی ها مجموعه ای از اهداف كلی و سیاستهای كلان سازمان را در بر می گیرد و به منافع حال و آتی توجه دارد و در سطوح عالی شكل می گیرد.

برای اجرای استراتژی ها، باید آن را در قالب برنامه های كوتاه مدت به نام سیاست یا خط مشی تدوین كنیم كه بااندیشیدن و تفكر همراه است. خط مشی ها یا سیاستها حدود و قلمرو تصمیمات را مشخص می سازد و قابلیت اجرایی و عملیاتی داشته و بیشتر در قالب بیانیه هـــــا و دستورالعمل كلی ظاهر می شوند. به عبارت دیگر، خط مشی ها به ما كمك می كند تا موضوعها قبل از اینكه به مشكل تبدیل گـردد درباره آنها تصمیم گرفته شود. خط مشی ها راهنمای تصمیم گیری هستند گاهی به شكل دستورات به مثابه اقدام طبق مقررات مطرح می شود كه جای هیچگونه آزادی عمل نمی گذارد و گاهی از آزادی عمل نسبی برخوردار می گردد، مثل اقدام به نحو مقتضی تا جایی كه آزادی عمل وجود دارد و قانون اجازه می دهد برای اینكه خط مشی ها یا سیاستها را در سازمان پیاده كنیم نیاز به رویه خواهیم داشت.

رویه راهنمای عمل است نه راهنمای تفكر و اندیشیدن و روشی است كه بر پایه آن یك فعالیت مشخص از آغاز اجرا تا مرحله نهایی تعریف می شود و بیشتر در قالب آیین نامه های اجرایی، ظاهر می شود. و بالاخره روش نحوه عمل یك رویه را بیان می كند. روش به ما كمك می كند كه برای انجام یك عمل چطور قدمها را برداریم.

زمانی كه سازمان شكل می گیرد در جریان رشد و توسعه عوامل سازمانی (عوامل علی) مثل استراتژی ها، خط مشی ها تصمیمات مدیریت، مسیر حركت سازمـــان را مشخص می سازد وقتی این عوامل سازمانی با هدفهای فردی (گرایشها، ارزشها، ادراكات و انتظارات) در قالب متغیرهای میانجی یك سو و هماهنگ گردد، متغیرهای بازده به شكلهای مختلف تحت عنوان اهداف سازمانی ظاهر می شود. اهداف سازمانی كه عمـــوماً در ماموریتها و خط مشی های سازمانی نهفته است، عبارتند از:

1 - كاهش هزینه های تولید و ضایعات؛
2 - كاهش هزینه های فرصت از دست رفته سرمایه؛
3 - كاهش دوباره كاریها و اشتباهات؛
4 - كاهش زمان مرده یا زمان تلف شده جهت تحویل به موقع؛
5 - افزایش سطح رضایت و وفاداری به مشتری با ارائه خدمات قبل، حین و بعد از فروش؛
6 - افزایش سهم فروش به منظور بالابردن سطح درآمد و سود؛
7 - افزایش سطح كیفیت محصول یا خدمات؛
8 - افزایش سطح انگیزه كاركنان از طریق اجرای دوره های آموزشی و سمینار، توسعه و غنی سازی شغل.

در نظریه نوین تلفیق اهداف فرد و سازمان تحت عنوان «مدیریت بر مبنای هدف» مطرح می گردد و اساس آن، مبتنی بر مشاركت و همسونگری بین فرد و سرپرست در جهت رسیدن به هدف است كه موجب تقویت روحیه و احساس تعهد می گردد. این فرایند وقتی از كارآیی بالا برخوردار است كه برنامه ریزی و هماهنگی دقیق در تمام سطوح صورت گرفته باشد. اكنون این پرسش مطرح می شود كه اهــداف سازمانی بهینه و كارآ چگونه تحقق می یابد.

اهداف سازمانی بهینه و كارآ بر پایه مدل عقلایی از طریق حداكثرسازی (بیشینه سازی) سود و با بررسـی تمام راهكارها یا مدل رضایت بخش با كشـف و انتخاب یك راه حل رضایت مندانه و یا الگوبرداری صحیح (بنچماركینگ) با انتخاب یك روش یا راه حل از میان بهترین روشها و راه حلها تحقق می یابد.

نحوه ارزیابی هدفهای سازمانی از دیدگاه سنتی تا نگرش نوین: در ارزیابی هدفهای سازمانی، در گذشته بیشتر مبنا برتری، صرف ورودیها (INPUT) بوده است. هر قدر در فراینــد سازمانی از منابع ورودی بیشتر استفاده مــی كردند سازمان موفق تر و برتر شناسایی می شد. بعدها به جای توجه كردن به ورودیها به خروجیها(OUTPUT) یا ستاده معطوف گشت و سازمانی موفق تر یا برتر شناختـه می شد كه بیشترین تولید یا بیشترین خدمات را ارائـه مــی كرد. در دیدگاه نوین، علاوه براینكه كارایی یعنی نسبت ستاده، به داده (ستاده / داده) به عنوان یك مبنا ارزیابی، مورد سنجش قرار می گیرد این بحث مطرح می شود كه بااستفاده و صرف منابع ورودی و ارائه تولید یا خدمات بیشتر چه آثار و نتایجی را به جا می گذارد. در حقیقت در اینجا پیامدها و نتایج، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

به طور مثال، باصرف بودجه و منابع زیاد كه منتهی به تولید بیشتر می گردد آیا این محصولات یا خدمات با كیفیت بالا و در راستای رفع نیازهای جامعه و مسائل عمومی تولید شده است.

اهداف اجتماعی
چنانچه ماموریت و سیاستهای سازمانی در راستای انتظارات و ارزشهای جامعه تعریف گردد و به نیازهای فردی و شخصی نیز در حد مقبولیت و مشروعیت توجه شود. هدفهای بعدی برای فرد، دستیابی به هدفهای اجتماعی است. توجه به نیازهای اجتماعی و نیازهای برتر از آنجا نشأت می گیرد كه انسان ضمن اینكه از نیروی تعقل برخوردار است موجودی اجتماعی است و در كنار یك گروه كوچك یا بزرگ در مجموعه بزرگتر به نام اجتماع& زندگی می كند. این اجتماعی دارای حرمت و احترام زیادی است به طوری كه همه افرادی كه در این اجتماع زندگی می كنند باید رفتار و كردار خود را با مصـالح جامعه هماهنـگ سازنـد. در حقیقت اندیشه برابری و همسانی ذاتی و زیستی& در ذهن انسانها اصل <مسئولیت اجتماعی> را به وجود آورد و بسیاری از كارهای عــــــام المنفعه از جمله درمان بیماریهای واگیر& بازرسی داروها و مواد غذایی و... از همین اصل ریشه گرفته است. از مسئولیت اجتماعی تعاریف مختلف صورت گرفته است.

«گریفین» و «بارنی» مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف كردند: مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است كه سازمان باید در جهت حفظ و كمك به جامعه ای انجام دهد كه در آن فعالیت می كند. كترو ومك داگلاس می گویند؛ مسئولیت اجتماعی از تعهدات مدیریت است كه علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومی جامعه نیز انجام می گیرد.

رونال ای برت و گریفین نیز معتقدند: اخلاق، روی نحوه رفتار فرد در داخل سازمان توجه دارد ولی مسئولیت اجتماعی، روی نحوه برخورد سازمان با كاركنان، سهـامداران، سرمایه گذاران و ارباب رجوع و اعتباردهندگان و به طور كلی ذینفعان، سروكار دارد. مسئولیت اجتماعی دارای چهار بعد است:

الف - بعد اقتصادی: مهمترین بعد مسئولیت اجتماعی سازمانها بعد اقتصادی است كه در آن فعالیتهـا و اقدامات اقتصادی مدنـظر قـرار مــی گیرد. به عبارت دیگر، مسئولیت اولیه هر بنگاه اقتصادی كسب سود است.

سود مثل اكسیژن است كه اگر به موقع به بدن نرسد از بین می رود. لذا، وقتی سازمان سود لازم را به دست آورد و حیات خود را تضمین كرد، می تواند به مسئولیتهای دیگرش بپردازد. در حقیقت اهداف اولیه سازمانی در این بعد مورد توجه قرار می گیرد.

ب - بعد قانونی: دومین بعد مسئولیت اجتماعی، بعد قانونی (حقوقی) است و سازمانها ملــزم می شوند كه در چارچوب قانون و مقررات عمومی عمل كنند. جامعه این قوانین را تعیین می كند و كلیه شهروندان و سازمانها، موظف هستند به این مقررات به عنوان یك ارزش اجتماعی احترام بگذارند. بعد قانونی مسئولیت اجتماعــی را «التزام اجتماعی» نیز می گویند.

ج - بعد اخلاقی: سومین بعد مسئولیت اجتماعی سازمانها، بعد اخلاقی است. از سازمانها انتظار می رود كه همچون سایر اعضای جامعه به ارزشها، هنجارها و اعتقادات و باورهای مردم احترام گذاشته و شئونات اخلاقی را در كارها و فعالیتهای خود مورد توجه قرار دهند. بعد اخلاقی مسئولیت اجتماعی را «پاسخگویی اجتماعی» می گویند.

د - بعد عمومی و ملی: چهارمین بعد مسئولیت اجتماعی بعد ملی است كه شامل انتظارات، خواسته ها و سیاستهای مدیران عالی در سطح كلان است كه انتظار می رود مدیران و كارگزاران سازمانها با نگرش همه جانبه و رعایت حفظ وحدت و مصالح عمومی كشور، تصمیمات و استراتژی های كلی را سرلوحه امور خود قـرار داده و با دید بلندمدت تصمیــم گیری كنند.

بعد ملی مسئولیت اجتماعی را «مساعدت اجتماعی» می نامند. پاسخگویی اجتماعی: پاسخگویی، تعهد در قبال مسئولیت واگذار شده است. از این رو پاسخگوبودن، دلالت بر نوعی رابطه رسمی دارد كه در آن اختیارات از یك طرف به طرف دیگر محول شده است.

« ریچارد هیكس» در یك تقسیم بندی، پاسخگویی را در شش بعد مورد بررسی قرار می دهد:

1 - پاسخگویی مدیریتی: این پاسخگویی در برابر مدیر ارشد یا مدیر بالادست صورت مـــی گیرد؛

2 - پاسخگویی سیاسی: این پاسخگویی در برابر نهادی است كه مشروعیت سیاسی آن سازمان است؛

3 - پاسخگویی مالی: مدیران سازمان در مقابل وجوهی پاسخگو هستند كه بابت اجرای طرح یا پروژه دریافت می كنند؛

4 - پاسخگویی عمومی: مدیران سازمان دولتی در برابر شهروندان یا نمایندگان منتخب آنان پاسخگو هستند؛
5 - پاسخگویی حرفه ای: در مقابل همكاران متخصص و حرفه ای خود پاسخگو هستند؛
6 - پاسخگویی قانونی: این پاسخگویی در برابر مراجع قضایی صورت می گیرد.
تعهد اخلاقی: مبانی فلسفی مسئولیت اجتماعی، اجرایی تعهد اخلاقی است كه این تعهدات را می توانیم به سه دسته تقسیم بندی كنیم:
الف - تعهدات اخلاقی فردی؛
ب - تعهدات اخلاقی سازمانی؛
ج - تعهدات اخلاقی عمومی.
نتیجه گیری
از آنجا كه هریك از اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی نقش مهمی در هدایت رفتار دارند، لذا همسو و هماهنگ سازی آنها بسیار مهم خواهد بود. بنابراین، بخش بااهمیت وظیفه و مسئولیت مدیر این است كه هدفهای فردی یا شخصی افراد را در حد معقول و منطقی برآورده نماید، در جهت ماموریت و هدفهای سازمان از حداكثر توان كاركنان و ظرفیت تولید یا ارائه خدمات استفاده كرده و برای رفاه جامعه و مشاركت در حل مسائل عمومی با رعایت تعهدات اخلاقی و اجتماعی تلاش كند.

منابع
1 - آیات مبارك قرآن كریم
2 - نهج الفصاحه
3 - نهج البلاغه
4 - دفت ریچارد ال - تئوری سازمان و طراحی ساختار - ترجمه سید محمد اعرابی و علی پارسائیان - موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی چاپ اول سال 1374.
5 - هارولد كونتز، سیریل اودانل و هاینز ویهرخ - اصول مدیریت - ترجمه محمدعلی طوسی، سید امین علوی و علی اكبر فرهنگی و اكبر مهدویان - مركز آموزش مدیریت دولتی - سال 1370
6 - استونر، جمیز و ادوارد فریمن - مدیریت - ترجمه سید محمد اعرابی و علی پارساییان - موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی سال 1375.
7 - هربرت. جی هیكس، سی ری گولت - تئـــوری های سازمان و مدیریت - ترجمه، گوئل كهن. تهران نشر دوران. سال 1376.
8 - دكتر سید مهدی الوانی - سید احمدرضا قاسمی - مدیریت و مسئولیتهای اجتماعی سازمان - مركز آموزش مدیریت دولتی سال 1376.
9 - منصور لاریجانی، اسماعیل - مدیریت اسلامی - مجتمع شهید مطهری - چاپ اول بهار 1369.
10 - استیفن رابینز - تئوری سازمان - ترجمه دكتر سید مهدی الوانی و حسن دانای فرد - نشر صفار سال 1376.
11- ANITA JOSE AND MARYS. THIBODEAUX INSTITUTIONALIZATION OF ETHICS, THE PERSPECTIVE OF MANAGERS. 1999. JOURNAL OF BUSINESS ETHICS.
12 - MATSALVERSSON. UNDERSTANDING ORGANIZATIONAL CULTURE, LONDON, SAGE PUBLICATION, 2002.
13 - SAMUEL. CETRO MAX. E DOUGLAS, STEWART W. HASTED, BUSINESS, DUBVQUE IA. WCB PUBLICATION, 1987.
14 - GRAY., DANIEL H.”STANDARDS OF CORPORATE RESPONSIBILITY ARE CHANGING” FINANCIAL ANALYSTS JOURNAL, VOL XXV II NO 5, SEPT. OCT 1971.
15 - COOPER, CARY L,. AND CH - ARGYRIS, ENCYCLOPE DIAL OF MANAGEMENT, SOCIAL RESPONSIBILITY” OXFORD, BLACK WELL, 1998.

16 - FRANKENTAL. PETER. “CORPORATE SOCIAL RESPONSIBILITY - APR INVENTION? “CORPORATE COMMUNICATIONTS: AN INTERNATIONAL JOURNAL V.6 NUMBER. 1-2001 PP 18-23.

17 - ZAIRI. MOHAMED. SOCIAL RESPONSIBILITY AND IMPACT ON SOCIETY, THE TQM MAGAZINE. VOLUME 12. NUMBER3 - 2000 PP 172-178. 

جمعه 4/5/1387 - 10:50
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته