• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6081روز قبل
اقتصاد
ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌كرد و مردم با نیرنگی? حماقت او را دست می‌انداختند. دو سكه به او نشان می‌دادند كه یكی طلا بود و یكی  نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سكه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. تا اینكه مرد مهربانی از راه رسید و از اینكه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند? ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند? سكه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست? اما اگر سكه طلا را بردارم? دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این كلك چقدر پول گیر آورده‌ام.                                    ------------ --------- --------- ------------ --------- --------- شرح حكایت 1 : دیدگاه بازاریابی استراتژیک ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی تركیبی بازاریابی، قیمت كم‌تر و ترویج، كسب و كار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یك طرف هزینه كمتری به مردم تحمیل می‌كند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌كند كه به او پول بدهند.           «اگر كاری كه می كنی? هوشمندانه باشد? هیچ اشكالی ندارد كه تو را احمق بدانند»  شرح حکایت 2 : دیدگاه سیستمی اجتماعی ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداهاا از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی یعنی از دست رنج دیگران خوردن   را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

  «اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد»

 

منبع وبلاگ: markut

شنبه 23/8/1388 - 21:42
اقتصاد
نقطه ضعف می تواند نقطه قوت شود !!

كودكی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو هم به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبررسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد. سرانجام مسابقات انجام شدو كودك توانست در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!

سه ماه بعد كودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشورانتخاب گردد.

 وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپیروزی اش را پرسید. استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود، و سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دستی نداشتی!

پیام بازاریابی : مزیت رقابتی در صحنه رقابت ، می تواند حتی از نقاط ضعف ما نشات بگیرد . این در صورتی به وقوع می پیوندد که 

  بدانیم چگونه از نقاط ضعف خود به عنوان یک ، فرصت بهره گیریم.

به نقل از سایت اینترانت بانک تجارت

پنج شنبه 21/8/1388 - 22:13
اقتصاد
   کوسه ای را در مخزن زندگیتان بیاندازید تا رفته رفته پیشرفت را نظاره گر باشید!
 ژاپنی ها عاشق ماهى تازه هستند. اما آبهاى اطراف ژاپن سالهاست که ماهى تازه ندارد. بنابر این براى غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایقهاى ماهیگیرى، بزرگتر شدند و مسافت هاى دورترى را پیمودند. ماهى‌گیران هر چه مسافت طولانی‌ترى را طى مى‌کردند به همان میزان آوردن ماهى تازه بیشتر زمان را به خود اختصاص می داد .اگر بازگشت بیش از چند روز طول مى کشید ماهیها دیگر تازه نبودند و ژاپنی‌ها مزه این ماهى را دوست نداشتند . بـراى حـل ایـن مـساله، شـرکتـهاى مـاهـیگـیرى فـریزرهایى در قایقهایشان تعبیه کردند. آنها ماهیها را مى‌گرفتند و آنها را روى دریا منجمد مى کردند. فریزرها این امکان را براى قایقها و ماهیگیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی‌ترى را روى آب بمانند . اما ژاپنی‌ها مزه ماهى تازه و منجمد را متوجه مى‌شدند و مزه ماهى یخ زده را دوست نداشتند. بـنابرایـن شرکتهاى ماهیگیرى مخزن هایى را در قایقها کار گذاشتند و ماهیها را در مخازن آب نگهدارى مى‌کردند. ماهیها پس از کمى تقلا آرام مى شدند و حرکت نمى کردند. آنها خسته و بى رمق، اما زنده بودند .متاسفانه ژاپنی‌ها هنوز هم مى توانستند تفاوت مزه را تشخیص دهند. زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهى تازه را از  دست داده بودند . باز هم ژاپنی‌ها مزه ماهى تازه را نسبت به ماهى بى حال و تنبل ترجیح مى دادند .پس شرکتهاى ماهیگیرى به گونه اى باید این مساله را حل مى کردند .

          آنها چطور مى توانستند ماهى تازه بگیرند ؟ اگر شما مشاور صنایع ماهى گیرى بودید چه پیشنهادى مى دادید؟            

     چطور ژاپنی‌ها ماهیها را تازه نگه مى دارند؟
  بـراى نـگه داشـتن مـاهـى تازه شرکتهاى ماهیگیرى ژاپن هنوز هم از مخازن نگهدارى ماهى در قایقها استفاده مى کنند اما حالا آنها یک  کوسه کوچک به داخل هر مخزن مى اندازند. کوسه چند تایى از ماهى ها را مى خورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتى بسیار سرزنده به مقصد مى رسند. زیرا ماهیها
برای مقابله با خطر كه همان شكار نشدن توسط كوسه بود تلاش کرده اند .
       توصیه :
  ?به جاى دورى جستن از مشکلات به میان آنها شیرجه بزنید .
  • ?از بازى با زندگی هر چند ناخوشایند (البته در بعضی مواقع) لذت ببرید .
  • ?اگر مشکلات بیش از حد بزرگ هستند تسلیم نشوید، ضعف شما را خسته مىکند. به جاى آن مشکل را تشخیص دهید .
  • ?عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشترى دریافت کنید .
  • ?اگر به اهدافتان دست یافتید اهداف بزرگترى را براى خود تعیین کنید .
  • ? پس از کسب موفقیت آرام نگیرید. شما مهارتهایى دارید که مىتوانید با آن تغییرات و تفاوتهایى را در دنیا ایجاد کنید . 
              
    «بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز است که به صورت غریبى پیشرفت مى کند.»

 

چهارشنبه 20/8/1388 - 22:10
آموزش و تحقيقات

       آیا با قانون  هشتاد بیست  آشنا هستید؟

                ( 20-80 )

                                                                                        

                                                                                               ویلفردو پارتو

     ویلفردو پارتو در حین تحقیق راجع به توزیع ثروت در ایتالیا متوجه  شد که 80 درصد ثروت کشورش در دست 20 درصد افراد می باشد. او20 درصد با نفوذ و ثروتمند را  ” اقلیت مهم“   و بقیه 80 درصد جمعیت جامعه را  ” اکثریت کم اهمیت “  نامید. بسیاری از محققین این پدیده را در امور تخصصی خود مورد بررسی قرار دادند وبه نتایج مشابه جالبی رسیدند. پیشتاز مدیریت كیفیت، دكتر ژوزف جوران كه در سال 1940 در آمریكا زندگی می كرد، یك اصل جهانشمول را شناسایی كرد و آنرا به پارتو نسبت داد. او این اصل را، اصل پارتو یا قانون 20/80 نامیدقانون مذکور یکی از مفید ترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است.به مثالهای زیر توجه کنید:                           80 % سود شما مربوط به 20 %  از محصولات یا خدمات شماست.                           80 % بیماران دچار 20 %  بیماریها می شوند.                           80 %  انبار شما از 20 %  لوازم شما پر شده است.                           80% تصادفات مربوط به 20 %  جرایم رانندگی است.                           80 % شاخص  سهام مربوط به 20 %  شرکتهاست.

                           80%  موفقیت شما مربوط به 20 %   فعالیت شماست.

                           80 % مشكلات پرسنلی سازمان شما مربوط به 20 %  كاركنان است.

                                                     

  شما اغلب افرادی را می بینید که در تمام مدت کار میکنند اما ظاهراً کار زیادی انجام نمی دهند، اما انجام دادن یک یا دو کار اصلی را به بعد موکول می  کنند. قاعده 20/80 می تواند بعنوان یك یادآوری روزانه در خدمت ما باشد و به ما یادآور شود كه 80 درصد زمان و انرژی خود را بر 20 درصد آنچه واقعاً مهم است، متمركز كنیم.

بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسید:

                                       

             «   آیا این کار در زمره  بیست درصد مهم  است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟ »

                 تنها هوشمندانه كار  کردن کافی نیست،

                بلكه هوشمندانه بر روی چیزهای  درست و مهم تمرکز کنیم.

دوشنبه 4/8/1388 - 15:55
دعا و زیارت

با خویش فکر می کردم چرا در شهادت تا اربعین حسین (ع) باید میلاد باقر علوم باشه .

 یادم اومد که حسین به خاطر جهل مردم زمانه و به کسر فرهنگی مردم زمانه سر از بدنش جدا گردید و باقر آمد تا در دل عزا دانشگاه فرهنگ و علوم انسانسازی بنا کند.

 پس میلادش بر تابعان و مروجان فرهنگ اسلامی در عصر انحطاط فرهنگ مبارک .

جمعه 11/11/1387 - 15:52
آموزش و تحقيقات

- آنچه به نام اوتانازيا امروزه مطرح است و در حقوق پزشكي بررسي مي شود، به زباني رسا، قتل از روي ترحم و دلسوزي است كه از آن به مرگ آسان و راحت نيز تعبير مي شود. اوتانازيا يا هنوز در كشور ما صورت رسمي و قانوني پيدا نكرده است اما زمزمه هايي براي رسميت بخشيدن به آن شنيده مي شود كه حركت نجوا كنندگان آن نيز هر روزه بيشتر و بيشتر مي شود. در اوتازيا براي آن انواع مختلفي ذكر كرده اند و به نامهاي اوتانازياي فعال داوطلبانه و غير داوطلبانه مطرح است.

نظريات پيرامون اوتانازيا به گونه اي است كه در بعضي از موارد عده اي اوتانازيا را به خودكشي نيز تعبير كرده اند در واقع نظريات در مورد اوتانازيا بيشتر در سوي موافقان و مخالفان صف بندي شده است. اوتازيا در برخي كشورها به صورت محدود پذيرفته شده ولي در هلند به صورت قانوني مصوب اجرا مي شود در قانون ايران اوتازيا پذيرفته نشده است ولي تنها در مورد فردي كه مرگ مغزي شده است مورد پذيريش واقع شده است، كه سعي خواهد شد تا در اين دفتر بيشر حول اين مباحث سير كرده تا موضوع بيشتر روشن شود.

ادامه دارد....

پنج شنبه 5/7/1386 - 15:43
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته