دانستنی های علمی
واکـسن آنـفـلانـزا از جـنـیـن مـرغ ساخته می شود.
در قرن بیستـم دو حجم عظیـم آسمانی که هر یـک قدرت تخریب یـک شهر را داشتند بـه سـیـبـری برخورد کردند.
شـمـا در روز تـولد خـود تـقریبا با 18 میلیون نفر سهیم هستید.
دانشمندان عمر تقریبی کائنات را 14 میلیار سال برآورد کرده اند.
غـنـی تـرین مـنـابـع روغن امگا 3 ماهی آزاد و غزل آلا میباشند.
عـطسـه کـردن بـا چـشـمـان بـاز امکان پذیر نیست.
کروکـدیـل ها قـادر به بیرون آوردن زبان از دهانشان نیستند.
مردم آمریکا بطور متوسط درطول روز 53 دقیقه روزنامه میخوانند.
سه شنبه 17/10/1387 - 14:48
دانستنی های علمی
ضـربـان قــلب هـنـگام خمیازه کشیدن میتواند به میزان 30 درصد افزایش یابد.
کره ماه در هر سال به انــدازه 1.5 اینچ از زمین دور میشود.
یک خمیازه بطور مـتوسط 6 ثانیه بطول می انجامد.
خشکترین منطـقه دنـیـا محلی است به نام شیله در قاره آفـریقا که فقط 0.03 اینچ در سال باران می بـارد. یـعنـی 100 سال طول میکشد تا یک استکان پر شود.
بر طبق گـفـتـه متـخصصان طب سوزنی، در سـر قــسمتی وجود دارد که با فشار دادن آن میتوان اشتها را کنترل نـمود. آن قسمت درســت در مـقـابـل گــودی لالــه گوش قرار دارد.
بطور مــتوسط مـوی انـسـان در طول یک مـاه بـه انـدازه نـیـم اینچ رشد میکند.
سه شنبه 17/10/1387 - 14:44
دانستنی های علمی
هـنـگام عطسه کردن تـمـامـی بخـشهـای عـمـلیاتی بـدن از کـار می افتد. حتی قلب
اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است
مـردان 6,205,000 بـار در طـول سال پلک بر هـم مـی زنــند. زنان تقریبا دو برابر این میزان
عـسل تـنها ماده غذایی اسـت که هیچگاه فاسد نمی شود
در آمریکا هر 13 دقیقه یـک کـتاب جدید منتشر می شود
سـرعـت انتـقـال سـیگـنـالـهـای عصبی از مغز و بطرف مغز معادل 275 کیلومتر در ساعت است
بـرای جلــوگیـری از جـوانـه زدن سـیـب زمیــنی کافی است درون سبد آن یک سیب قرار دهید
سه شنبه 17/10/1387 - 14:27
دنیای گیاهان و حیوانات
وزغ سمی
وزغ سمی نیم وجبی، گونه مناسبی برای اظهار محبت و بویدن نیست. تراوش لزج پشت او محرک اعصاب است و بدان منظور ترشح می شود تا شکارچیان را از خود دور کند. میزان زهری که هر کدام از این وزغ ها تولید می کنند قادر است ده انسان را از پا درآورد. اما به نظر حتی این سلاح طبیعی نیز حریف انسان ها نیست.
سه شنبه 17/10/1387 - 14:20
دعا و زیارت
بنام خدا
مومن ازعشق است وعشق از مومن است
عشق را نا ممکن ما ممکن است
عقل در پیچاک اسباب و علل
عشق چوگان باز میدان عمل
عشق صید از زور بازو افکند
عقل مکار است و دامی می زند
عقل را سرمایه از بیم وشک است
عشق از عزم ویقین لاینفک است
آن کند تعمیر تا ویران کند
این کند ویران که آبادان کند
عقل چون باد است ارزان در جهان
عشق کمیاب و بهای او گران
عقل محکم از اساس چون وچند
عشق عریان از لباس چون وچند
عقل می گوید که خود را پیش کن
عشق گوید امتحان خویش کن
عقل با غیر آشنا از اکتساب
عشق از فضل است و با خود در حساب
عقل گوید شاد شو آباد شو
عشق گوید بنده شو آزاد شو
عشق را آرام جان حریت است
نا قه اش را ساربان حریت است
دوشنبه 16/10/1387 - 16:10
دعا و زیارت
وقایع تا روز تاسوعا و ورود شمر ملعون
چون روز پنجشنبه نهم محرم الحرام رسید شمر ملعون با نامه ابن زیاد لعین در امر قتل امام علیه السلام به كربلا وارد شد و آن نامه را به ابن سعد نمود، چون آن پلید از مضمون نامه آگه گردید خطاب كرد به شمر و گفت مالك وَیْلَكَ خداوند ترا از آبادانیها دور افكند و زشت كند چیزی را كه تو آوردهای، سوگند با خدای چنان گمان میكنم كه تو بازداشتی ابن زیاد را از آنچه من بدو نوشتم و فاسد كردی امری را كه اصلاح آن را امید میداشتم والله حسین آنكس نیست كه تسلیم شود و دست بیعت به یزید دهد چه جان پدرش علی مرتضی در پهلوهای او جا دارد، شمر گفت اكنون با امر امیر چه خواهی كرد؟ یا فرمان او بپذیر و با دشمن او طریق مبارزت گیر و اگرنه دست از عمل بازدار و امر لشكر را با من گذار، عمر سعد گفت لا وَلا كَرامَهَ لَكَ من اینكار را انجام خواهم داد تو همچنان سرهنگ پیادگان باش و من امیر لشكرم، این بگفت و در تهیه قتال با جناب سیدالشهداء علیه السلام شد.
شمر چون دید كه ابن سعد مهیای قتال است به نزدیك لشكر امام علیه السلام آمد و بانگ زد كه كجایند فرزندان خواهر من عبدالله و جعفر و عثمان و عباس چه آنكه مادر این چهار برادر ام البنین از قبیله بنی كلاب بود كه شمر ملعون نیز از این قبیله بوده جناب امام حسین علیه السلام بانگ او را شنید برادران خود را امر فرمود كه جواب او را دهید اگرچه فاسق است لكن با شما قرابت و خویشی دارد، پس آن سعادتمندان با آن شقی گفتد چه بود كارت؟ گفت ای فرزندان خواهر من شماها در امانید با برادر خود حسین رزم ندهید از دور برادر خود كناره گیرید و سر در طاعت امیرالمؤمنین یزید (ملعون) درآورید.
جناب عباس بن علی علیه السلام بانگ بر او زد كه بریده باد دستهای تو و لعنت باد بر امانی كه تو از برای ما آوردی، ای دشمن خدا امر میكنی ما را كه دست از برادر و مولای خود حسین بن فاطمه علیه السلام برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ملاعینان درآوریم آیا ما را امان میدهی و از برای پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله امان نیست؟ شمر از شنیدن این كلمات خشمناك شد و به لشكرگاه خویش بازگشت.
پس ابن سعد لشكر خویش را بانگ زد كه یا خلیل الله اركبی و بالجّنه ابشری ای لشكرهای خدا سوار شوید و مستبشر بهشت باشید، پس جنود نامسعود او سوار گشته و رو به اصحاب حضرت سیدالشهداء علیه السلام آوردند در حالی كه حضرت سیدالشهداء علیه السلام در پیش خیمه شمشیر خود را برگرفته بود و سر به زانوی اندوه گذاشته و به خواب رفته بود و این واقعه در عصر روز نهم محرم الحرام بود.
شیخ كلینی از حضرت صادق علیه السلام روایت فرموده كه آن جناب فرمود روز تاسوعا روزی بود كه امام حسین علیه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه اهل شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند، و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسیاری لشكر كه برای آنها جمع شده بودند و حضرت امام حسین علیه السلام و اصحاب او را ضعیف شمردند و یقین كردند كه یاوری از برای آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند كرد، پس فرمود پدرم فدای آن ضعیف و غریب.
و بالجمله چون جناب زینب سلام الله علیها صدای ضجه و خروش لشكر را شنید نزد برادر دوید و عرض كرد برادر مگر صداهای لشكر را نمیشنوید كه نزدیك شدهاند، پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود كه ای خواهر اكنون رسول خدا (ص) را در خواب دیدم كه به من فرمود تو به سوی ما خواهی آمد، چون حضرت زینب سلام الله علیها این خبر وحشت اثر را شنید طپانچه بر صورت زد و صدا را به واویلا بلند كرد، حضرت فرمود كه ای خواهر ویل و عذاب از برای تو نیست ساكت باش خدا ترا رحمت كند. پس جناب عباس علیه السلام به خدمت آن حضرت آمد و عرض كرد برادر لشكر روی به شما آورده حضرت برخاست و فرمود ای برادر عباس سوار شو جانم فدای تو باد و برو ایشان را ملاقات كن و بپرس چه شده كه ایشان رو به من آوردهاند. جناب عباس علیه السلام با بیست سوار كه از جمله زهیر و حبیب بودند به سوی ایشان شتافت و از ایشان پرسید كه غرض شما از این حركت و غوغا چیست؟ گفتند از امیر حكم آمده كه بر شما عرض كنیم كه در تحت فرمان او در آئید و اطاعت او را لازم دانید و اگرنه با شما قتال و مبارزت كنیم، جناب عباس علیه السلام فرمود پس تعجیل مكنید تا من برگردم و كلام شما را با برادرم عرضه دارم. ایشان توقف نمودند جناب عباس (ع) به سرعت تمام به سوی آن امام انام شتافت و خبر آن لشكر را بر آن جناب عرضه داشت. حضرت فرمود به سوی ایشان برگرد و از ایشان مهلتی بخواه كه امشب را صبر كنند و كارزار به فردا اندازند كه امشب قدری نماز و دعا و استغفار كنم چه خدا میداند كه من دوست میدارم نماز و تلاوت قرآن و كثرت دعا و استغفار را، و از آن سوی اصحاب عباس در مقابل آن لشكر توقف نموده بودند و ایشان را موعظه مینمودند تا جناب عباس (ع) برگشت و از ایشان آن شب را مهلت طلبید.
سید فرموده كه ابن سعد خواست مضایقه كند عمرو بن الحجاج الزبیدی گفت به خدا قسم اگر ایشان از اهل ترك و دیلم بودند و از ما چنین امری را خواهش مینمودند ما اجابت میكردیم ایشان را، تا چه رسد به اهل بیت (صلی الله علیه و آله).
و در روایت طبری است كه قیس بن اشعث گفت اجابت كن خواهش ایشان را و مهلتشان ده لكن به جان خودم قسم است كه این جماعت فردا صبح با تو مقاتله خواهند كرد و بیعت نخواهند نمود. عمر سعد گفت به خدا قسم اگر این بدانم امر ایشان را به فردا نخواهم افكند پس آن منافقان آن شب را مهلت دادند، و عمر سعد رسولی در خدمت جناب عباس (ع) روان كرد و پیام داد برای آن حضرت كه یك امشب را به شما مهلت دادیم بامدادان اگر سر به فرمان درآورید شما را به نزد پسر زیاد كوچ خواهیم داد و اگر نه دست از شما برنخواهیم داشت و فیصل امر را بر ذمت شمشیر خواهیم گذاشت، این هنگام دو لشكر به آرامگاه خود باز شدند
برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی
دوشنبه 16/10/1387 - 15:47
دانستنی های علمی
روز نهم مهرماه، در هر سال به عنوان روز سالمندان نامگذاري شده است تا گامي در راستاي تکريم اين پدران و مادران برداشته شود. دوران سالمندي همانند دوران کودکي يا جواني، يکي از مراحل زندگي است با اين تفاوت که دوران کودک و جواني، سرشار از انرژي و تلاش، ولي دوران سالمندي، همراه با تحليل قوا و کاهش ميزان فعاليت هاي فيزيكي مي باشد. تا قبل از قرن بيستم و يكم ميلادي، ميانگين عمر، بسيار پايين بود. اما بهبود وضع تغذيه و پيشرفت هاي چشمگير پزشكي و ارتقاي سطح بهداشت، سبب افزايش ميانگين عمر گرديده است. وجود شمار روز افزون سالمندان در اكثر كشورها موجب شده كه مقامات دولتي و برنامه ريزان اجتماعي، توجه بيشتري به اين مسأله ابراز نموده و به وضع مقررات تأمين اجتماعي مطلوب تر آنان همت گمارند. همچنين با وجود كمك هاي مالي فرزندان به ويژه در كشورهاي آسيايي، بازهم اتکاي سالخوردگان به تأمين اجتماعي بسيار است و از اين رو باز هم حمايت هاي مادي و معنوي دولت ها را در اين زمينه طلب مي كند. اگر چه در پرتو تحولات ناشي از انقلاب و به دليل آداب و رسوم فرهنگي در جامعه ما، كهنسالان از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند. اما اين بدان معنا نيست كه هيچ سالمندي از محيط گرم خانواده اش محروم نمي ماند. زيرا همه ساله، بر شمار سالخوردگاني كه به آسايشگاه هاي سالمندان، در سراسر كشور مراجعه مي كنند، يا از سوي اطرافيانشان به آنجا سپرده ميشوند، افزوده مي شود. با اين حال، به حكم الهي و فطري و سنّت اجتماعي، فرزندان بايد حرمت پدر و مادر خود را حفظ كنند و به ايشان احسان نمايند.
جايگاه سالمندان در پرتو تعاليم اسلامي
برخلاف فرهنگ غرب، كه وجود سالمندان را در خانواده ها، زائدهاى مزاحم می پندارند و می كوشند براى آنكه آزادي هاى شخصی شان محدود نشود و مزاحمى نداشته باشند، به نحوى آنان را از محيط خانه و روابط خانوادگى دور كنند و به «خانه سالمندان» بفرستند، اسلام به آنان ارج می نهد و حرمت قائل است و به رعايت حقوق و احترام آنان سفارش كرده و به بهره گيرى از تجارب و افكار پخته آنان تشويق مي كند.
دوشنبه 9/7/1386 - 14:33
ادبی هنری
هرگاه يكى از آن دو (پدر و مادر) يا هر دو نزد تو به
سن پيرى و سالمندى رسيدند، به آنان اف مگو،
آنان را طرد مكن و به آنان سخن كريمانه بگو و بال
فروتنى را از روى رحمت و شفقت براى آنان
بگستر، و بگو: پروردگارا! همان گونه كه مرا در
خردسالی ام تربيت كردند، تو نيز بر آنان رحمت
آور.
دوشنبه 9/7/1386 - 14:21
ادبی هنری
دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، بايد احترام كرد.
هيچ ارثى همانند ادب نيست كه از بزرگان به فرزندان برسد.
آنچه در آينه جوان بيند
پير در خشت خام، آن بيند
دوشنبه 9/7/1386 - 14:18
ادبی هنری
هر كس فضيلت و مقام يك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس و نگرانى روز قيامت ايمن میدارد.
دوشنبه 9/7/1386 - 14:15