• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6453روز قبل
خانواده

در یك نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه جالبی به دست آمد با سوالی از این قرار: نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در سایر كشورها صادقانه بیان كنید؟

و كسی جوابی نداد... چون:

 در آفریقا كسی نمی دانست غذا یعنی چه؟

 در آسیا كسی نمی دانست نظر یعنی چه؟

 در اروپای شرقی كسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟

در اروپای غربی كسی نمی دانست كمبود یعنی چه؟

 در آمریكا كسی نمی دانست سایر كشورها یعنی چه؟؟؟

جمعه 17/8/1387 - 16:23
ادبی هنری
روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
گرگ گفت : "میشود از او بپرسی كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناك می شوم؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید كه دهقانانی بسیار در آن سخت كار می كردند.
یكی از كشاورزها جلو آمد و گفت : "ای مرد كجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
كشاورز گفت : "می شود از او بپرسی كه چرا پدرم وصیت كرده است من این زمین را از دست ندهم زیرا ثروتی بسیار در انتظارم خواهد بود، در صورتی كه در این زمین هیچ گیاهی رشد نمیكند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگی و بدهكاری است ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به شهری رسید كه مردم آن همگی در هیئت نظامیان بودند و گویا همیشه آماده برای جنگ.
شاه آن شهر او را خواست و پرسید : "ای مرد به كجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
شاه گفت : " آیا می شود از او بپرسی كه چرا من همیشه در وحشت دشمنان بسر می برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسیار و سربازان شجاع تاكنون در هیچ جنگی پیروز نگردیده ام ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
پس از راهپیمایی بسیار بالاخره جادوگری را كه در پی اش راه ها پیموده بود را یافت و ماجراهای سفر را برایش تعریف كرد.
جادوگر بر چهره مرد مدتی نگریست سپس رازها را با وی در میان گذاشت و گفت : "از امروز بخت تو بیدار شده است برو و از آن لذت ببر!"
و مرد با بختی بیدار باز گشت...

به شاه شهر نظامیان گفت : "تو رازی داری كه وحشت برملا شدنش آزارت می دهد، با مردم خود یك رنگ نبوده ای، در هیچ جنگی شركت نمی كنی، از جنگیدن هیچ نمی دانی، زیرا تو یك زن هستی و چون مردم تو زنان را به پادشاهی نمی شناسند، ترس از دست دادن قدرت تو را می آزارد.
و اما چاره كار تو ازدواج است، تو باید با مردی ازدواج كنی تا تو را غمخوار باشد و همراز، مردی كه در جنگ ها فرماندهی كند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد."
شاه اندیشید و سپس گفت : "حالا كه تو راز مرا و نیاز مرا دانستی با من ازدواج كن تا با هم كشوری آباد بسازیم."
مرد خنده ای كرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر تو نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور كرده است!"
و رفت...

به دهقان گفت : "وصیت پدرت درست بوده است، شما باید در زیر زمین بدنبال ثروت باشی نه بر روی آن، در زیر این زمین گنجی نهفته است، كه با وجود آن نه تنها تو كه خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زیست."
كشاورز گفت: "پس اگر چنین است تو را هم از این گنج نصیبی است، بیا باهم شریك شویم كه نصف این گنج از آن تو می باشد."
مرد خنده ای كرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر گنج نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور كرده است!"
و رفت...

سپس به گرگ رسید و تمام ماجرا را برایش تعریف كرد و سپس گفت: "سردردهای تو از یكنواختی خوراك است اگر بتوانی مغز یك انسان كودن و تهی مغز را بخوری دیگر سر درد نخواهی داشت!"
شما اگر جای گرگ بودید چكار می كردید ؟
بله. درست است! گرگ هم همان كاری را كرد كه شاید شما هم می كردید، مرد بیدار بخت قصه ی ما را به جرم غفلت از بخت بیدارش درید و مغز او را خورد.
جمعه 17/8/1387 - 16:21
آموزش و تحقيقات
آیا میدانستید كه بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد.

آیا میدانستید كه جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

آیا میدانستید كه یک نوع پشه وجود دارد که در ثاتیه هزار بار بال میزند.

آیا میدانستید كه اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

آیا میدانستید كه رشد کودک در بهار بیشتر است.

آیا میدانستید كه بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به ۹۰ کیلو میرسد.

آیا میدانستید كه ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

آیا میدانستید كه ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰ سال در برابر تجزیه مقاومند.

آیا میدانستید كه تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

آیا میدانستید كه شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

آیا میدانستید كه حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

آیا میدانستید كه کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

آیا میدانستید كه زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

آیا میدانستید كه در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

آیا میدانستید كه بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

آیا میدانستید كه انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

آیا میدانستید كه موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

آیا میدانستید كه مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

آیا میدانستید كه سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت.

آیا میدانستید كه آب دریا بهترین ماسك صورت است.

آیا میدانستید كه چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند.

آیا میدانستید كه 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است.

آیا میدانستید كه مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید.

آیا میدانستید كه جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند.

آیا میدانستید كه قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است.

آیا میدانستید كه ۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ لیتر آب بروی كره زمین وجود دارد كه این مقدار در چرخه آب در گردش است.

آیا میدانستید كه چین اولین تولید کننده برنج در دنیا می باشد.

آیا میدانستید كه ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند.

آیا میدانستید كه کنه حشره ای ریز است و میتواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند.

آیا میدانستید كه دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد .
جمعه 17/8/1387 - 16:17
خانواده
بر سر گور كشیشی در كلیسای وست مینستر نوشته شده است : « كودك كه بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم . بعد ها دنیا را هم بزرك دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم . در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اینك كه در آستانه مرگ هستم می فهمم كه اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم ، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!!! »
جمعه 17/8/1387 - 16:16
خانواده

محبت را در نگاه کودکی دیدم که خورشید صفحه نقاشیش را سیاه کشید که صورت پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد .

اگه باز هم از این جملات می خوای به این وبلاگ یه سر بزن:

www.soz-e-del.blogfa.com

چهارشنبه 8/8/1387 - 9:52
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته