• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 6342روز قبل
دعا و زیارت
اقامه حق الناسدر حدیث است که روزی امیر المومنین علی(ع) طبق عادتی که در ایام خلافت داشت که خود تنها می رفت و حتی در جاهای خلوت می رفت و شخصا اوضاع و احوال را تفتیش می کرد٬در یکی از باغ های کوفه راه می رفت ٬ یک وقت فریادی شنید:الغوث ! الغوث!به فریادم برسید! به فریادم برسید!معلوم بود جنگ و دعوایی است.به سرعت به طرف صدا دوید.دو نفر با هم زد و خورد می کردند.یکی دیگری را می زد.تا امام رسید دعوای اینها تمام شد(شاید هم امام علیه السلام آنها را صلح داد)معلوم شد آن دو نفر با هم رفیق هستند.وقتی امام خواست ضارب را جلب کند و ببرد ٬ مضروب گفت:من از او گذشتم.امام فرمود:بسیار خوب تو گذشتی ٬ این حق خصوصی خودت است ٬ از حق خودت گذشتی ٬ اما یک حقی هم سلطان دارد ٬ یعنی یک حقی هم حکومت دارد و یک مجازاتی هم حکومت باید بکند٬ این دیگر را نمی توانی بگذری (زیرا)به تو مربوط نیست.[1]                                                             آینده ایرانیاندر سفینه البحار ماده((ولی )) می نویسد:((علی (ع) در یک روز جمعه بر روی منبری آجری خطبه می خواند ٬ اشعث بن قیس کندی که از سرداران معروف عرب بود آمد و گفت:یا امیر المومنین!این سرخ رویان (یعنی ایرانیان)جلوی روی تو بر ما غلیه کرده اند و تو جلوی اینها را نمی گیری.سپس در حالی که خشم گرفته بود گفت:امروز من نشان خواهم داد که عرب چه کاره است.علی (ع):((این شکم گنده ها روزها در بستر نرم استراحت می کنند و آنها (موالی و ایرانیان)روزهای گرم به خاطر خدا فعالیت می کنند و آن گاه از من می خواهند که آنها را طرد کنم تا از ستمکاران باشم ٬ قسم به خدا که دانه را شکافت و آدمی را آفرید که از رسول خدا شنیدم که فرمود:به خدا که هم چنان که در ابتدا شما ایرانیان را به بخاطر اسلام با شمشیر خواهید زد ٬ بعد ایرانیان شما را با شمشیر به خاطر اسلام خواهند زد.))مغیره همیشه در مقایسه میان علی (ع) و عمر می گفت :علی تمایلش و مهربانیش نسبت به موالی بیشتر بود و عمر بر عکس از آنها خوشش نمی آید.[2]   رونوشت:کتاب علی علیه السلام از زبان استاد شهید مطهری رحمت الله علیه ٬ عباس عزیزی ٬ ص 175 و176و177


1- آشنایی با قران٬مرتضی مطهری ٬ ج4 ٬ ص62
2-خدمات متقابل اسلام و ایران ٬ مرتضی مطهری ٬ ص138 و 139
جمعه 9/12/1387 - 6:59
دعا و زیارت
شخصی از حضرت علی (ع) سوال کرد:چرا ما دوبار سجده می کنیم؟خوب همین طور که یک بار رکوع می کنیم یک بار هم سجده بکنیم.البته می دانید که سجده یک خضوع بالاتر و خشوع بیشتر از رکوع  است ;چون سجده این است که انسان آن عزیز ترین عضوش را(عزیزترین عضو انسان سر است ٬ آنجا که مغز انسان قرار گرفته است و در سر هم عزیزترین نقطه پیشانی است)به علامت عبو دیت روی پست ترین چیز یعنی خاک می گذارد ٬ جبین بر خاک می ساید  این طور در مقابل پروردگار اظهار کوچکی می کند.گفت:چرا ما در هر رکعت نماز دوبار سجده می کنیم ٬  چه خصوصیتی در خاک است؟امیر المومنین این آیه را خواند:مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِیهَا نُعِیدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى ﴿طه ٬ 55﴾از این [زمین] شما را آفریده‏ایم در آن شما را بازمى‏گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‏آوریم.

اول که بر سر سجده می گذاری و برمی داری یعنی مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ همه ما از خاک آفریده شده ایم ٬ تمام پیکر ما ریشه اش خاک است ٬ هر چه هستیم از خاک بوجود آمده ایم.دو مرتبه سرت را به خاک بگذار ٬ یادت بیاید که می میری و به خاک بر می گردی.دوباره سرت را از خاک بردار و یادت بیفتد که یک بار دیگر از همین خاک محشور و مبعوث خواهی شد .[1]

 

                                                             رونوشت: کتاب علی علیه السلام از زبان استاد شهید مطهری رحمت الله علیه ٬ عباس عزیزی ص 152و153


1-گفتارهای معنوی ٬ مرتضی مطهری ٬ ص 97و98
جمعه 9/12/1387 - 6:58
دعا و زیارت

                                                          اربعین بر شما حسینیان تسلیت باد

 

یزید پس از شهادت امام حسین (ع ) پیش از آنكه به عذاب آخرت مبتلا شود، در دنیا به درد بى درمانى معذب گردید. یكى از اطباى یهودى را براى معالجه طلب كرد. طبیب نگاهى به یزید كرد و از روى تعجب انگشت حیرت به دندان گزید. سپس با تدبیر ویژه اى چند عقرب از گلوى او بیرون كشید و گفت : ما در كتب آسمانى دیده ایم و از علما شنیده ایم كه هیچ كس به این بیمارى مبتلا نمى شود مگر آنكه قاتل پسر پیغمبر باشد، بگو چه گناهى را كرده اى كه به این بیمارى گرفتار شده اى ؟

یزید از خجالت سر را به زیر افكند و پس از لحظاتى گفت : من حسین بن على را كشته ام یهودى انگشت سبابه خود را بلند كرد و گفت : ))اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله ((.

                                                  اربعین حسینی                       

 

 

 

 

 

                              
طبیب مسلمان شد و از جاى برخاست و به منزل خود رفت برادر خود را به دین اسلام دعوت كرد، قبول نكرد، ولى همسر او و خویشانش پذیرفتند. همسر برادرش نیز اسلام را قبول كرد و اسلامش را از شوهر مخفى داشت .
در همسایگى آنها، یكى از شیعیان خالص بود كه اكثر روزها مجلس تعزیه دارى حضرت سیدالشهداء (ع ( بر پا مى كرد، آن زن تازه مسلمان در آن مجلس شركت مى نمود و بر مصایب اهل بیت عصمت و طهارت مى گریست . بعضى از یهودیان جریان زن را به شوهرش اطلاع دادند، یهودى گفت : امروز او را امتحان مى كنم ، لذا به خانه رفت و به همسرش گفت : امشب هفتاد نفر یهودى مهمان ما خواهند بود، شرایط میزبانى را آماده و انواع خوردنى ها را جهت پذیرایى مهیا كن!

 بانوى تازه مسلمان خواست مشغول غذا پختن شود، صداى ذكر مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع ) را شنید، فورا به مجلس عزا رفت و در عزاى آن حضرت گریه زیادى كرد. وقتى به خود آمد، سخن شوهر به یادش آمد، ولى وقت تنگ شده بود. متوسل به فاطمه )س ) شد و به سوى خانه آمد، وقتى به خانه رسید دید بانوانى سیاه پوش جمع شده و هر یك با چشم گریان مشغول خدمت مى باشند و لحظه اى استراحت ندارند!

در میان بانوان خانم بلند بالایى را دید در مطبخ مشغول پختن غذاست و بانوى مجلله اى را دید كه پیراهن خون آلودى در كنارش ‍ گذاشته است ! زن تازه مسلمان عرض كرد: اى بانوى گرامى ! شما كیستید كه با قدوم خود این كاشانه را مزین فرموده و لوازم مهیمانى را مهیا كرده اید؟

آن بانوى مجلله فرمود: چون تو عزادارى فرزند غریب و شهیدم را بر كار خانه ات مقدم داشتى ، بر فاطمه لازم شد كه تو را یارى كند، تا با نكوهش شوهر خود رو به رو نگردى و پس از این بیشتر به عزا خانه فرزندم بروى .
بانوى تازه مسلمان عرض كرد: اى بانو! خانمى را در مطبخ مى بینم كه مشغول غذا پختن و بیش از همه بى قرار است ، او كیست ؟

فرمود: نزد او برو و از خودش بپرس . بانوى تازه مسلمان رفت و پاى او را بوسه داد و نامش را از او سؤ ال كرد؟

فرمود: من زینب خواهر امام حسینم .

در همین زمان زنان یهودى با هفتاد مهمان وارد شدند. وقتى كه یهودیها خانه را در كمال آراستگى و نورافشانى دیدند و بى خوش ‍ غذاها به مشام شان رسید و در جریان واقعه قرار گرفتند همه مسلمان شدند.[1]

 

 

 

رونوشت:نرم افزار شهرالرمضان



1- تحفة الذاكرین و اسرار و الشهاة ، ص 75.

 

دوشنبه 28/11/1387 - 7:36
دعا و زیارت
      

           Imam Ali                 

  

قنبر می گوید روزی به همرامیر المومنین علیه السلام به اتفاق اصحاب از کوفه خارج شدیم. امیر المومنین علیه السلام  به من فرمودند:ای قنبر! آیا می بینی آنچه را که من می بینم؟گفتم:ای المومنین علیه السلام!خداوند چشمانت را به نوری روشن کرده که چیز هایی را می بیند که چشمان ما  از دیدن آن ها محروم است.سپس حضرت رو کردند به اصحاب و فرمودند:ای اصحاب! آیا شما می بینید آنچه را که من می بینم؟اصحاب در جواب اکتفا کردند به آنچه که من در جواب امیر المومنین علیه السلام گفته بودم.سپس امیر المومنین علیه السلام فرمودند:به خدا قسم!الان شما می بینید آنچه را که من می بینم و می شنوید انچه را که من می شنوم.چیزی نگذشت که پیرمردی(ابلیس)عظیم الجثه و دارای قامتی بلند با چشمانی که به شکل طولی خلقت یافته بودند،ظاهر گشت و به طرف ما آمد و گفت:السلام علیک یا امیر المومنین و الرحمه الله و برکاته. امیر المومنین علیه السلام  به آن پیرمرد فرمودند:چه می خواهی ای لعین؟آن پیرمرد(ابلیس)گفت:به خداوند قسم!می خواهم حدیثی را که خود از خدای عزوجل شنیدم برایت نقل کنم:هنگامی که بخاطر خطای خود،از آسمان هفتم به آسمان چهارم فرود آمدم،به خداوند عرض کردم آیا کسی را آفریده ای که از من پست تر و سیاه روزتر باشد ؟!خداوند تبارک و تعالی وحی فرمود:بله،برو نزد مالک جهنم و از او بخواه تا آن شخص را به تو نشان دهد.سپس به سوی مالک جهنم رفتم و بر او سلام کردم . گفتم:خدایت سلامت را می رساند و می گوید که به من نشان بده آن کسی که از من بدبخت تر و سیاه روزتر باشد.مالک جهنم مرا به سوی طبقه اول جهنم بالا برد.هنگامی که به آنجا رسیدیم آتش سیاه رنگی از آن خارج شد بگونه ای که من گمان کردم الان ما را دربرمی گیرد،در این هنگام مالک جهنم به آتش امر کرد تا آرام باشد و آتش آرام شد.سپس مرا به سوی طبقه دوم بالا برد هنگامی که به آنجا رسیدیم آتشی از آن زبانه کشید که از آتش طبقه اول سیاه تر و گرم تر بود،در این هنگام مالک جهنم به آتش گفت: فرو بنشین و آتش فرو نشست. سپس مالک جهنم مرا به سوی طبقه هفتم جهنم بالا برد،در این هنگام  آتشی از آن زبانه کشید که گمان کردم الان من و مالک و تمام آنچه را که خدای عزوجل خلق کرده را دربر می گیرد.سپس دستانم را بر روی سرم گذاشتم و به مالک گفتم: امر به آتش تا فرو نشیند و الا اگر فرو ننشیند از شدت حرارت آن می میرم. مالک جهنم گفت:تو تا وقت معلوم نخواهی مرد.پس مالک جهنم ، آتش جهنم را  امر کرد تا فرو نشیند و آتش فرو نشست.در این حال دو مرد را دیدم که سلسله هایی از غل و زنجیر در گردن هایشان می باشد در حالی که از بالا به این سلسله ها آویزان می باشند و بر روی سرشان گروهی بودند که در دستشان عمودهایی از آهن بود و به طور مداوم بر  سر آنها می کوبیدند.از مالک جهنم در مورد هویت آن ها پرسیدم، مالک جهنم گفت:آیا دو هزار سال قبل از اینکه خداوند دنیا را خلق کند بر ساق عرش نخوانده ای "لااله الا اللهءمحمد رسول الله ابدته و نصرته بعلی"؟سپس گفت:((این دو نفر از دشمنان آنها هستند.))[1] پی نوشت:داستان های شگفت انگیز از جن وابلیس نوشته محمد صفوی  

-[1] اختصاصءص 108و 109
جمعه 29/9/1387 - 12:13
دعا و زیارت

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کندو آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار ناآرام را از انسان دور می کند.  ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوءهاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود مخ در تعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.

                                                                        prayer 

مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است. سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود .حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است. سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.

 

جمعه 14/4/1387 - 10:54
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته