دانستنی های علمی
نکاتی جالب از زندگیه آلبرت اینشتن
پیشرفت آموزشی آلبرت در دوران كودكی بسیار كند بود و پیش از سه سالگی به سختی سخن می گفت .پدر و مادر او فكر می كردند كه او احتمالا عقب مانده ذهنی است و به این خاطر سخت نگرانش بودند.سرانجام سخن گفتن را آموخت؛ اما وقتی در برابر پرسشی قرار می گرفت، به سختی پاسخ می داد: ابتدا جمله ای را كه می خواست بیان كند چند بار زیرلب زمزمه می كرد و بعد یكباره و با صدایی بلند ادا می كرد.
آلبرت در خانواده ای یهودی به دنیا آمد.اینشتین در كودكی تحت تأثیر آموزش های دینی پدر و مادرش قرار گرفت اما پس از چند سال، آنها را رها كرد.
پدر و مادرش تصمیم گرفتند كه او را به دبستان نفرستند؛ و در خانه آموزش ببیند؛ اما این كار نیز ثمری به همراه نداشت. وقتی روز اول، معلم خصوصی كه خانمی بود به منزلشان آمد، آلبرت با پرتاب صندلی از او استقبال كرد.
معمولا در صندلی آخر كلاس می نشست و علاقه ای به آنچه در كلاس می گذشت، نشان نمی داد. با این وجود به درس های ریاضی و علوم عشق می ورزید.به طوركلی نظر آموزگاران درباره او را می توان در این جملات خلاصه كرد: «آلبرت جان، تو چیزی بشو نیستی، در مشق و كتاب آینده ای نداری و بهتر است كاری درست و حسابی برای خود پیشه كنی و كار حساب و مدرسه را رها كنی.»
در اواخر زندگی همیشه لباس بسیار معمولی می پوشید و از پوشیدن لباس های رسمی خودداری می كرد. در دیدار با رئیس جمهور آمریكا لباسی كاملا عادی پوشیده بود و جورابی به پا نداشت. وقتی خبرنگاران پرسیدند كه چرا هیچ وقت جوراب نمی پوشد؛ پاسخ داد: انگشت های پایم جوراب ها را سوراخ می كند. خریدن جوراب هم دردسر بزرگی است. این است كه به كلی از خیر پوشیدن جوراب گذشته ام.
يکشنبه 14/11/1386 - 15:20
دعا و زیارت
عوامل گرايش نوجوانان و جوانان به نماز
مدرسه
در مدرسه هنگامي كه نوجوانان و جوانان، در موقعيت هاي مختلف اوقات تحصيل، هنگام شنيدن اذان، در كلاس يا در راهرو مدرسه بدون هيچ تكلفي، مشاهده كنند كه معلمان و مربيان مشتاقانه به سوي نماز ميشتابند، در اثر احساس همانند سازي به شوق و رغبت در ميآيند و به اقامه نماز گرايش فزون تري پيدا ميكنند.
بهتر است در مدرسه قبل از شروع نماز يا حتي قبل از رفتن به نماز هفتگي جمعه، برنامه هايي تدارك ديده شود كه زمينه ساز احساسي خوشايند براي دانش آموزان باشد، تا عزم و اراده و رغبت و انگيزه لازم براي انجام اين فريضه، با طيب خاطر در آنان پديد آيد.
هر قدر شخصيت الگوهاي تربيتي و پرورشي براي دانش آموزان، محبوب و دوست داشتني تر باشد، تأثير پذيري آنها افزايش مييابد. روشن است كه هرگز نبايد به اجبار و تحميل و فشار، دانش آموزان را به انجام فريضه نماز وادار كنيم. در عوض شايسته است بيش از هر چيز، جاذبه هاي رفتار خود را در بيان ارزش ها، با فراهم كردن مقدمات نماز افزايش دهيم.
اگر چنين فضايي بر مدارس حاكم باشد، روحيه معنوي دانش آموزان افزايش مييابد و در نمازخانه مدرسه ارتباط شوق آميز همسالان گسترش مييابد. سالن نمازخانه مدرسه كه مثلا با موكت سبز رنگي آراسته شده، تميزي، سادگي و زيبايي در آن موج ميزند، محيط مناسب و دلپذيري را براي اقامه نماز فراهم ميسازد. استفاده از رنگ هاي آرامش بخش، همچون آبي و نيلي و فيروزهاي، بهرهگيري از خطوط منحني ديوارها و محراب، فضاي نمازخانه را گيرا و دلنشين ميسازد. استشمام بوي عطر و گلاب و نورپردازي جالب با رنگ هاي سبز و پخش ملايم نواي گوش نواز تواشيح مربوط به اسماء اللّه، قبل از شروع نماز، محيط را سرشار از حال و هوايي معنوي و روحاني ميكند. بيان قصه هاي لطيف و خاطرههاي زيبا و اجراي نمايشنامههاي دلانگيز با زباني شيرين و دوست داشتني، براي ارائه احكام و روشهاي اخلاقي و نماز سازي و تصوير سازي از ارزش ها و رفتار انسان هاي وارسته و رهبران و اسوه هاي مذهبي، تأثيرات بسيار مؤثري در يادگيري و گرايش و پايداري نسبت به ارزش هاي مذهبي و فهم درست از اقامه حقيقي نماز، در بين دانش آموزان به جاي خواهد گذاشت.
برپايي نماز در مدارس، همراه با معلمان و مربيان و مدير و همچنين اقامه نماز در پارك ها و يا برگزاري آن در ميدان هاي ورزشي، اردوها و مجامع عمومي، ميتواند براي دانش آموزان دل انگيز و به ياد ماندني باشد.
توجه به سرويس هاي بهداشتي و وضو خانه مدارس و پاكي و تميزي آن، در ترغيب دانش آموزان براي گرفتن وضو و شركت در جمع دانش آموزان در نماز خانه مدرسه، برخورد با چهره گشاده و باز در اين هنگام، همه و همه زمينه هاي آماده سازي و تقويت و افزايش گرايش به نماز را در دانش آموزان فراهم ميسازد. قران در اين باره با صراحت تمام ميفرمايد: «و أمر اهلك بالصّلاة و اصطبر عليها» و تو اهلت را به برپايي نماز بخوان و در اين امر پايداري و صبوري پيشه كن. به همين جهت، در خانواده بزرگ مدرسه نيز، قدرت و تحمل و صبر و حوصله مدير، ناظم و مربي پرورشي و معلم راهنما براي برپايي نماز بايد بالا باشد و از سخت گيري هاي بي مورد و تحقير دانش آموزان در فراخواني به اين امر الهي، جداً بايد خود داري شود، براي نماز از بهترين مكان ها و بهترين لباس ها استفاده شود و از محل تنگ و تاريك و كثيف و مخروبه پرهيز گردد. براي شركت دادن دانش آموزان كلاس اول و دوم دبستان در نماز جماعت بايد توسط معلم به تدريج در كلاس زمينه سازي شود و در آنان تشنگي لازم را براي ورود در جمع ساير همكلاسي ها در نماز خانه فراهم كرد و نيز لازم است به عنوان تشويق، گاه گاهي به همراهي معلم در نماز جماعت مدرسه حضور يابند. محل نماز خانه بايد به قدري جذاب و دوست داشتني و خاطره انگيز باشد كه دانش آموزان قبل از شروع ساعت نماز، هميشه در انتظار وقت نماز لحظه شماري كنند. ناظم نبايد با تند خويي و عتاب و خطاب، زمينه آزردگي رواني دانش آموزان را فراهم آورد. مراقبت بايد غير مستقيم باشد و اگر احياناً دانش آموزي در انجام نماز كاهلي نشان ميدهد، بايد در مرحله اول علت آن بررسي شود و سپس زمينه شركت وي در جمع دوستان و همسالان در نماز خانه فراهم آيد. برگزاري مراسم و دعوت براي ناهار و يا افطار در نماز خانه، به مناسبت هاي مختلف، جزء خاطرات فراموش نشدني دانش آموزان خواهد بود. صبر و بردباري و رفتاري متين و معقول مسؤولان مدرسه، اگر همراه با عطوفت و مهرباني باشد، در دانش آموزان احساس و نگرشي مثبت نسبت به اقامه نماز پديد ميآورد.
رسانه رسانه ها تكنولوژي عظيمي هستند كه دنياي ما را به تسخير خود در آورده اند و پس از خانه و مدرسه از ديگر عوامل تأثير گذار بر روح كودك و نوجوان هستند.[1] رسانه ها از نخستين دوران زندگي تا پايان حيات انسان، به عنوان عامل آموزنده و تأثير گذارنده بسيار قوي نقش دارند.بنابراين، ظهور رسانه ها، تولد دنياي نويني است كه بدون توجه به آثار تربيتي آن، توفيق در آموزش و گرايش به نماز امكان پذير نيست.
رسانه ها آموزشگاه ميلياردها انسان است و در اعماق دل و ذهن اعضاي خانواده ها رسوخ كرده است. رسانهها معلم و كلاس همگاني و همه جايي و بدون انحصاري است كه تمام لحظات خالي و غير رسمي انسان امروز را پر كرده و در ايجاد انگيزه و پذيرش يك عمل و شكل دادن عادت هاي خوب يا بد، نقش بسيار مؤثري ايفا ميكند. اگر برنامه ها و زمان پيام رسانه ها با تفكر و ارزش هاي معنوي و مذهبي جامعه و خانه و خانواده انطباق نداشته باشد، آموزش و القاي پيام هاي ديني و تربيتي اثري نخواهد داشت و هر پيامي از طرف پدر، مادر، معلم، همانند يخي در مقابل حرارت شديد و همه جانبه ذوب خواهد شد و از بين خواهد رفت. در اين شرايط، جوانان شخصيت دو گانه اي پيدا ميكنند، دچار بحران عاطفي و فكري ميشوند و بعدها طي همنوايي با سيل اين بحران، به هر سمت و سويي سوق پيدا ميكنند و بدون اراده و انديشه بدان سو روانه ميشوند.
در تهيه و توليد پخش برنامه از طريق رسانه ها براي كودكان و نوجوانان بايد بسيار دقت كرد و براي اين مسأله مهم آموزش و پرورش، يعني احساسات و گرايشات ديني به ويژه نماز، بيشترين اهميت را قائل شد.[2]
برنامه هاي تلويزيوني اگر با ارزش ها و تفكر جامعه هماهنگ نباشد در انديشه فرد بحران و تناقض ايجاد خواهد كرد و انتخاب بهتر را برايش مشكل خواهد ساخت. در لحظاتي كه پدر و مادر و مدرسه و مسجد، همه به نماز اول وقت اهتمام نشان ميدهند، پخش سريال هاي خارجي و داستاني جذاب و دلربا از تلويزيون به چه معناست؟
بزرگترين تأثير ناخودآگاه مشاهده روابط بسيار نزديك و گرم دختر و پسر در برخي از فيلم هاي خارجي و داخلي، عدم شوق و رغبت به نماز و ايجاد كسالت در انجام فرايض است. اين نحوه نمايش روابط دختر و پسر در فرهنگ اسلامي جايي ندارد، از اين رو، به طور طبيعي و تدريجي اثر تخريبي خود را در روحيه جوان باقي خواهد گذاشت و خود نوعي تهاجم فرهنگي از طريق رسانه هاست.
رسانه يكي از عوامل مؤثر مهم زندگي است و بايد با خواست و ارزش هاي معنوي خانه و خانواده و جامعه همسو و هماهنگ باشد، تا بتواند گرايش به نماز اول وقت را در نوجوانان و جوانان زنده نگه دارد.
بنابراين، براي رسيدن به روح و پيام معنوي نماز و درك فضيلت وقت نماز، تأكيد بر ضرورت ايجاد يك سيستم سه گانه (خانه، مدرسه، رسانه) به صورت عناصر هماهنگ و حركت كننده در يك جهت واحد، امري منطقي و اجتناب ناپذير مينمايد. بايد اين مجموعه به هم پيوسته، براي انتقال فرهنگ نماز، هماهنگ و ـ از همه بالاتر ـ همدل باشند. اگر شيوه هاي تربيتي مربوط به نماز و برنامه هاي زمينه ساز و جانبي اوقات فراغت در خانه، مدرسه و راديو تلويزيون با هم متناقض باشند، كودكان و نوجوانان به شكل صحيح به نماز گرايش پيدا نخواهند كرد و روح حقيقي نماز در وجود آنان تحقق نخواهد يافت.
[1]. تلويزيون نبايد در محل عمومي خانواده و در منظر ديد همگان گذاشته شود و هميشه روشن و قابل دسترس براي همه نباشد، بلكه بايد محل مناسب و متمايزي داشته باشد تا اعضاي خانواده گاه گاه براي تماشاي برنامه هاي مفيد انتخابي به آن محل بروند.
[2]. به ويژه هنگام اقامه نماز در خانه و مدرسه برنامه هاي راديو و تلويزيون نبايد به گونه اي باشد كه قطع برنامه موجب دلخوري و بدبيني كودك يا نوجوان نسبت به نماز شود. به همين جهت، بايد قبل و بعد از نماز از پخش سريال هاي پر بيننده خودداري گردد و اين محدوده زماني را به زمينه سازي رواني و عاطفي براي برپايي فريضه نماز اختصاص داد و حتي اگر لازم باشد، در هنگام اقامه نماز به طور موقت برنامه رسانه ها قطع شود.
دوشنبه 2/7/1386 - 2:7
دعا و زیارت
عوامل گرايش نوجوانان و جوانان به نماز
قال الله تبارك و تعالي: «و أمر اهلك بالصّلاة و اصطبر عليها»[1]
«و تو اهلت را به برپايي نماز بخوان و در اين امر پايداري و صبوري پيشه كن.»
در گرايش نوجوانان و جوانان به نماز سه عنصر اصلي خانه، مدرسه و رسانه هاي گروهي نقش اساسي و محوري دارند. تربيت و آموزش، انتقال اطلاعات نيست، بلكه تغيير در جهان بيني است.[2] هيچ تربيت و آموزشي بدون زمينه سازي، موفق نيست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تأثير گذار در ارسال يك پيام ارزشي، از وحدت و هماهنگي لازم در عمل برخوردار نباشند، نمي توانند مؤثر واقع شوند و چه بسا آثار يكديگر را خنثي كنند.
عناصر و عوامل تأثير گذارنده در محيط خانه و مدرسه و جامعه در القاي يك ارزش معنوي و رسانيدن پيام و بيان روح نماز، اگر عملا يكديگر را نفي كنند و يا در برنامه ها و اظهار مطالب، هر كدام راه و هدفي متفاوت و مغاير با يكديگر بپيمايند، در ذهن فرد تناقض به وجود ميآورند و پيام منجر به ايجاد انگيزه، شوق، اراده و عمل نمي شود.
خانواده
آموزش نماز و پرورش روحيه مذهبي مناسب براي اقامه آن، ابتدا از خانه شروع ميشود و خانواده نقش مهمي در انتقال فرهنگ نماز از خود بروز ميدهد. آنچه در مورد فرزند در گرايش به نماز مهم است، وجود انگيزه است، و آنچه در تربيت و آموزش نماز اهميت دارد، رسوخ روح معنوي نماز به اعماق دل اوست، نه تحميل فرم و قالب به او. زماني آموزش نماز به توفيق ميانجامد و قرين موفقيت ميگردد كه با احساس خوشايندي همراه باشد.
بدون ترديد همه انسان ها به طور فطري استعداد و گرايش به نيايش دارند، اما آنچه كه درباره كودكان و نوجوانان مهم است، چگونگي روش هاي آموزش و نحوه ارائه و انتقال اين ارزش هاست.
آداب و عبادت هاي مذهبي چون پاسخي به عاليترين نيازهاي معنوي انسان است، اگر به طور طبيعي و با جلب رضايت قلبي جوانان ارائه شود، احساس خوشايندي در آنان برمي انگيزد و آن را به راحتي جذب ميكنند، چرا كه احساسات و عواطف،مهمترين نقش را در تكوين و رشد و پرورش شخصيت جوان دارد. بديهي است زماني كه نوجوان در معرض يادگيري و آموزش احكام و عبادات قرار دارد، لازم است از قبل براي اين موضوع زمينه سازي شود تا همراه با آموزش، احساس خوشايندي در او ايجاد گردد و به اين ترتيب، نتيجه اي مطلوب به بار آورد. در اين صورت، تقويت چنين گرايش فطري نيز بسيار آسان و طبيعي خواهد بود. كسب عادت ها و رفتارهاي مذهبي پيش از آنكه متأثر از اندرزها و سخنان والدين باشد، معلول پذيرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.
با بر انگيختن احساساتي خوشايند در حين انجام فرايض مذهبي در كودكان و نوجوانان، زمينه يادگيري رفتارها و احساسات مطلوب فراهم ميگردد و اين نيز به نوبه خود موجب تقويت انگيزه و گرايش به نيايش و ارتباط با پروردگار متعال ميشود. يادگيري بيشتر رفتارها و گفتارهاي كودكان و نوجوانان، بر اساس مشاهداتي است كه نسبت به اعمال والدين دارند و احساسي كه فضاي ارتباطي خانواده در آن ها پديد ميآورد. در كانون خانواده است كه گرايش ديني افراد تقويت مييابد و خمير مايه شخصيت مذهبي در آنان تكوين مييابد. در همين مكان است كه رغبت ها، احساسات خوشايند و ناخوشايند و رفتارهاي متعادل و نا متعادل و نگرش ها و باورهاي درست يا غلط منعقد ميگردد.
امام علي (ع) ميفرمايد:
«قلب الحدث كالارض الخالية ما ألقي فيها من شيء قبلته فبادرتك بالادب قبل ان يقسو قلبك و يشتغل لبّك»[3] «قلب نوجوان، همچون زميني خالي است. هر بذري كه در آن افكنده شود ميپذيرد. من پيش از آنكه دلت سخت گردد و فكرت مشغول شود، به ادب و تربيت تو مبادرت نمودم.»
بسياري از رفتارها و گرايشات كودك و نوجوان، از قبيل گرايش به نماز و روزه و شركت در كارهاي خير و اهميّت دادن به وظايف و تكاليف ديني، غالباً متأثر از تجارب خوشايند تربيتي آنان در خانه و خانواده است. كودكان به شدت نيازمند و تشنه يادگيري هستند و احتياج به امنيت و آرامش خاطر و اتصال به يك منبع قدرت و رحمت و عطوفت دارند. آواي ملكوتي قرآن و نواي دلنشين اذكار نماز، حتي در دوران بارداري مادر موجب جنب و جوش و شكوفايي گرايش و احساسات ديني در كودك ميشود.[4]
سكوت، عصبانيت، رفتار، نگاه و سخن پدر و مادر و اطرافيان، براي كودكان سر مشق و اِعمال بجاي هر كدام، سبب ارضاي نياز و اغناي گرايش فطري آنهاست. آنان پيوسته ميآموزند و نسبت به هر چيز كنجكاوند. خانواده بايد تلاش كند تا آموخته هاي مذهبي آنان با تجارب و احساسات خوشايندي شكل بگيرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندي و روحيه رضايتمندي، گرايش به اين احساسات مذهبي را براي كودكان گوارا ميسازد. بر اين اساس، زيباترين و خوشايندترين حالات و اوقات كودكان و نوجوانان در خانواده زماني است كه پدر و مادر آماده اقامه نماز ميشوند، آنگاه كه كودك همه شادي و نشاط را در چهره بر افروخته و شادمان اطرافيان خويش مشاهده ميكند ، يعني به هنگام وضو گرفتن و جا نماز انداختن و معطر ساختن لباس نماز و خود را به زيباترين شكل آراستن [5] و گوش فرا دادن به آواي دلنشين قرآن و اذان [6] كه نسيم آرامش بخشي در كالبد افراد ميدمد و روح چون پرنده اي كه از بند و قفس آزاد شود، در فضايي ملكوتي بال و پر ميگشايد و به سوي محبوب حقيقي اوج ميگيرد:
تو را ز كنگره عرش ميزنند صفير
ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است [7]
خانوادهها ميتوانند بسياري از رفتارهاي مطلوب و احساسات خوشايند و دوست داشتني خود را به طور غير مستقيم در قالب ارزشها و احكام ديني و از طريق بهرهگيري از الگوهاي رفتاري، در وجود كودكان و نوجوانان تثبيت نمايند.
مشاهده رفتار اطرافيان، انگيزه اي قوي و غني براي يادگيري و آموزش فرزندان است، در حالي كه آموزش هاي خطابي و توصيه هاي مستقيم و آمرانه، نه تنها چندان رغبت و انگيزه اي در درون جوان و نوجوان ايجاد نمي كند، بلكه گاهي مايه آزردگي و تنفر نيز ميشود.
نماز خواندن كودكان خردسال نيز رفتاري است كه در آغاز امر از طريق مشاهده حركات پدر و مادر و اطرافيان آموخته ميشود و فرد نسبت به موقعيت و حالات رفتار آنان احساس معنوي خاصي پيدا ميكند. نحوه نماز خواندن، چگونگي نگرش اطرافيان نسبت به نماز و ميزان اهميّت دادن آنان نسبت به اين فريضه الهي، حالت ايستادن به نماز، تأني و ادب و وقار در نماز، نحوه نماز خواندن، حضور قلب در نماز و توجه و خضوع و خشوع افراد خانواده، در كودكان بسيار تأثير ميگذارد. وقتي كه كودك نسبت به رفتار و نحوه حركات و حرف زدن والدين و اطرافيان كنجكاو ميشود، بايد توجه داشت كه كنجكاوي وي بي هدف و بي نتيجه نيست، بلكه متضمّن الگوگيري و مشاركت فعالانه او به صورت انجام تجربه اي جديد در فرازهاي حساس زندگي است. زماني كه نوجوان، الگوهاي رفتاري مطلوب خويش را در موقعيتها و شرايط مختلف زندگي، در رفت و آمدها، ميهمانيها و برخوردهاي فاميل و دوستان و از جمله حضور آنان در صفوف نماز جماعت مشاهده ميكند، احساس شادماني و شوق و شعف سراسر وجودش را فرا ميگيرد و عميقاً نسبت به رفتار آنها كنجكاو ميگردد و از آنان الگو ميگيرد.
مهيا كردن چنين فضايي، بخصوص اگر همراه با مشاركت فعال كودكان و نوجوانان و همسالان آنان باشد، برايشان بسيار دلنشين و دلپذير است، همين امر به تدريج گرايش به امور مذهبي و روحيه اجتماعي را در آنان تقويت مينمايد. بديهي است هر قدر الگو محبوب تر باشد، ياد سپاري رفتار آسان تر ميگردد. نگاه ها و حالات چهره فاميل و يا همسالان نسبت به يكديگر دراين هنگام، اگر با تعظيم و تكريم و گشاده رويي همراه باشد، بر ميزان تقويت گرايش معنوي كودكان و نوجوانان ميافزايد. آنان از مشاهده اين حالت ها و به سر بردن در اين لحظات، غرق در سرور و خوشحالي ميشوند و سعي دارند كه خود اين قبيل رفتارها را با اشتياق تمام باز آفريني كنند. پدر و مادر و اطرافيان اگر در رفتارهاي خود، به راست گويي، صداقت، عفاف و حجاب، صبر و بردباري و توجه و حساسيت نسبت به اوقات نماز ارج بنهند و در عملكردهاي خود ثابت قدم باشند، تأثير گذاري و درون سازي گفتار و رفتارشان به مراتب بيشتر از زماني است كه تنها با گفتار و يا اجبار، فرزندان خويش را به كارهاي مذهبي وادار سازند، در حالي كه خود در عمل سهل انگاري ميكنند. لحظه هاي حساس و پر جاذبه رفتار پدر و مادر در ايجاد فضايي دوستانه و صميمي و دلنشين عاطفي در مواجهه با فرزندان، سبب ميگردد كه آنان بدون زحمت، رفتار مورد علاقه خود را مورد توجه و تقليد آگاهانه قرار دهند. پدر و مادر و اعضاي خانواده، اگر توجه داشته باشند كه در خانه يا سفر يا گردش، در ميهماني و يا حين كار و به طور كلي در هر موقعيتي كه نداي پر طنين و دلنشين اذان را ميشنوند، از هر كاري كه دارند، دست كشيده و پيش از هر چيز ديگر به اقامه نماز اهميت دهند، در تلقي و نگرش فرزندان نسبت به اين فريضه الهي تأثير مضاعف خواهد داشت.
بايد براي تعليم و تربيت نماز زمينه سازي كرد و همه جوانب و ابعاد گوناگون قضيه را در نظر گرفت و كوشيد تا همه عوامل مهم و دست اندر كار و تأثير گذار از وحدت و هماهنگي لازم برخوردار باشند.
[1]. (طه، 20 آيه 132.)
[2]. تربيت صحيح تغيير سازنده در بينش و منش فرد است.
[3]. نهج البلاغه، نامه 31.
[4]. تحقيقات انجام شده نشان داده است كه جنين انسان در ماه هاي آخر بارداري نسبت به صداهاي مختلف حساس است و در رشد و پرورش خود، به خصوص از كلام مادر و صداهاي مختلفي كه مادر به آن گوش فرا ميدهد، متأثر است.
[5]. «يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد» اي فرزندان آدم در هر جايگاه نمازي خود را بياريد. (اعراف 7 آيه 31)
[6]. پيامبر (ص) دلتنگ كه ميشدند، ميفرمودند:«ارحني يا بلال.» اي بلال (با گفتن اذان) به من آرامش ببخش (و بعد نماز ميخواندند).
[7]. حافظ
دوشنبه 2/7/1386 - 1:59
خاطرات و روز نوشت
You are the love of my life. Our love together is
" the prettiest to me
تو عشق زندگانی ام هستی ، زیبا ترین در زندگانی ام
عشق ما به یکدیگر است
دوشنبه 2/7/1386 - 1:45
شعر و قطعات ادبی
مهربانتر ز دل مادر، دل نیست
به دو گیتی چو دل صادق مادر ، دل نیست
دل پاکی طلبیدم که کنم هدیه به او هر چه گشتم به
خدا لایق مادر دل نیست
دوشنبه 2/7/1386 - 1:38
خاطرات و روز نوشت
یاد آن شبها که ما را شمع جان بودی
میان نا امیدی ها چراغ جاودان بودی
برایت زندگی گرچه یک سر رنج و سختی بود
بنازم همتت که تا بودی صبور و مهربان بودی
نظر یادت نره
دوشنبه 2/7/1386 - 1:33
دعا و زیارت
| |
| تآثير نماز بر بيماري افسردگي حديثي از حضرت علي (ع) : خداوند هر گاه خيري بر بنده اش بخواهد به او كم خوابي و كم خوري و كم حرفي را تلقين مي كند . در شماره گذشته ازتآثير نماز بر بهداشت خواب به نكته اي اشاره كرديم . حال در ادامه همان موضوع بايد گفت كه دانش پزشكي ظرف چند دهه اخير موفق به اكتشاف مهمي پيرامون خواب شده است و آن كشف بخشي مهم در طول خواب انسان به نام خواب REM بوده است . پس از آنكه حدود 45 دقيقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله REM آغاز مي شود و به مدت كوتاهي حدود 10 تا 15 دقيقه ادامه مي يابد . در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آميزي تمام عضلات اسكلتي بدن از كار مي افتد و شخص كاملاً بي حركت مي شود و نوار مغزي شخص به جاي حالت خواب ، حالت بيداري كامل را نشان مي دهد . بطوريكه در اين حالت مغز از فعاليت بالايي برخوردار است . در طي درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غير منتظره بالا مي رود و حركات سريعي در چشمان خرد ديده مي شود كه وجه تسميه اين مرحله نيز مي باشد ( مرحله حركات سريع چشم) و چنانچه شخص را دز اين حالت بيدار كنيم به احتمال بسيار قوي ابراز مي كند كه در حال خواب ديدن بوده است . مرحله پس از 10 تا 15 دقيقت متوقف مي شود و پس از آن در طول خواب و له طور دوره اي و بطور منظم تكرار مي شود . با اين وجود كل دوران در طول يك خواب 8 ساعتي در اشخاص طبيعي 90 دقيقه . خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزديك صبح به وقوع مي پيوندد. امروزه دانش پزشكي به اثبات رسانيده است كه در بيماري افسردگي يكي از تظاهرات مهم،افزايش يافتن طول خواب نسبت به ميران طبيعي است . بطوريكه شخص افسرده به ميزاني بيش از ساير اشخاص خواب مي بيند . يعني زمان بيشتري را در مرحله بسر مي برد. از اين جها يك مبناي مهم در توليد داروهاي ضد افسردگي ايجاد داروهايي است كه كاهش دهنده مرحله خواب باشند . (از جمله داروهاي ضد افسردگي 3 حلقه اي ) علاوه بر اين يك روش درماني جديد براي بيماران افسرده ، بيدار نگه داشتن آنها براي كاهش ميزان مي باشد . زمان نماز صبح كه در سوره مباركه اسراء با عنوان ان قران الفجر كان مشهودا از آن نام برده شده اس و مورد تآكيد فراوان مي باشد . بگونه اي قرار گرفته است كه سبب كاهش دادن قابل ملاحضه ميزان خواب در اشخاص مي شود . چرا كه خوانديد قسمت اعضم خواب در حوالي صبح بوقوع مي پيودند و چنانچه شخص خود را ملزم به بيداري صبحگلاهي كند در حقيقت جلوي ورود خود به مرحله قابل توجهي از خواب را گرفته است . از اين جهت بيداري صبحگاهي براي نماز خود به تنهايي م يتواند به عنوان واكسني در پيشگيري از افسردگي و حتي دارويي در درمان افسردگي مطرح باشد . لازم به توضيح است كه خواب در حد تعادل براي سلامت و رفع خساگي لازم است اما زيادي آن منجر به مشكلات مختلف از جمله افسردگي مي شود و نقش نماز بعنوان متعادل كننده ميزان مطرح است . |
جمعه 30/6/1386 - 0:37
دعا و زیارت
بسيار شنيدهايد كه عاشق، ره صدساله را يك شبه طي ميكند. افسانه نيست، در عصر پوچگرايي و بيديني برآمده از فرهنگ زندگي غربي، ناگهان در قلب ينگه دنيا، دست عشق بر قلب يك انسان مينشيند تا عاشقترها نجات پيدا كنند.
مگر نه اينكه شيطان قسم خورده بنده را از بندگياش دور كند، اما خداوند عرش عظيم، دست بندگان خالص و عاشق را سفارشي ميگيرد؟
آنچه ميخوانيد، هنر عاشقي يك زن ايراني است كه «كوله پشتي» شبكه سوم به جوانان ايراني نشان داد، زني كه منيت خود را به پاي بندگي هزينه كرده است.
از انتها ميگويم تا با اين زن عاشق، بهتر آشنا شويد.
ميگويد: يك بار در زندگيام برابر همسرم زانو زدم تا اجازه دهد به زيارت امام حسين(ع) بروم. همان شب در خيريه افطاري ايتام در دو شله زرد كه نام امام حسين(ع) و اميرالمؤمنين(ع) نوشته بود، به ايشان گفتم، آقا! پسرت من را دعوت نميكند، ولي خواهش ميكنم نام من را در ليست دوستدارانش بنويسيد.
شب كه به منزل آمدم، استاد اخلاق كلاسي كه ميرفتم، خبر داد به خلاف خبر قبلي كه جايي براي من نبوده، جا هم فراهم شده، چون به واسطه ايشان قبلا استخاره كرده بودم و عالي آمده بود. به علي (همسرم) اصرار كردم، او دايم ميگفت: مكه yes، كربلا No.
زن نتوانست به شوهرش چيره شود تا اينكه گفت: همه ميگويند Yes، علي آرين ميگويد: No؟ اميرالمؤمنين مشكلم را حل كرده، امام حسين، دعوت كرده، اما تو ميگويي، نه!
سرانجام شوهرم موافقت كرد تا شب 27 رمضان بالاي سر امام حسين(ع) باشم و نيمي از وجودم را در بينالحرمين جا بگذارم، انگار در رويا بودم.
سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش ميرود، ابتدا در آمريكا، فارغالتحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه USC ميشود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بودهاند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بيواسطه با خدا راز و نياز ميكند.
خودش ميگويد: منيت را پشت سر گذاشتم. وضعيت مالي، ماشينهاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، بچهها، كيف 2000 دلاري، لباسهاي مارك شانل، كفشهاي گرانقيمت همه و همه را به يكباره كنار گذاشتم، چون ديگر برايم مزهاي نداشت.
در واقع او از روزي كه دريافت 35 سال با منيت زندگي كرده و مردهاي بيش نيست، متحول شد. همانگونه كه يك بار در زندگي به خاطر امام حسين(ع) در برابر شوهرش زانو زد، عاشقي بزرگتري هم داشت.
به خاطر اينكه در آمريكا زندگي ميكرد، حجاب برايش معني نداشت، ولي وقتي خواست حجاب بگذارد، به قول خودش، اسماعيل خويش را قرباني كرد تا به خدا نزديك شود و حجاب چادر براي زني كه زندگي غربي در گوشت و پوستش رسوخ كرده و به قول خودش زندگي شيشهاي را ساخته بود، حكم تاج بندگي پيدا كرده و اين را به منتقدان خود هم گوشزد ميكند.
حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بياختيار نوار يكي از دوستان شوهرش را برداشت و به ورزش رفت.
ميگويد: احساس كردم مردي صحبت ميكرد، اما چيزي متوجه نميشدم تا اينكه به آيهاي رسيد كه خداوند ميگفت: فكر نكن همه اينهايي كه داري مال خودت است، همه از قدرت من است!
زندگيام به هم ريخت و مثل سفرهاي تكانده شد و همه را قطعه قطعه كرد. دو ساعت در همان محل ورزش گريه ميكردم و توان بازگشت به منزل را نداشتم. قبول كردم به ايران بيايم، با اينكه بسيار سخت بود.
يك بار غربت را در هشت سالگي در اتريش تحمل كردم و اين بار به خاطر روح خودم و سواي وجودم، تصميم گرفتم به همراه همسرم به ايران بيايم.
از خانوادهام دور شدم، ارتباط با اطرافياني كه بيست سال آنان را نديده بودم، خيلي سخت بود اما همان روز از مغازهاي دفترچهاي خريدم و براي خدا نامه نوشتم يا به اصطلاح ايميل زدم و درددل كردم.
عاشقي اين زن آنچنان هم آسان نيست. پس از سالها دوري و ديدن خانوادهاش به خاطر اعتقادات شخصي به عروسي برادرش نرفته و وقتي دليل آن را جويا ميشوي، ميگويد: رضايت خدا در آن مجلس رعايت نميشد. مشروب سرو ميشد و اين با اعتقادات من مخالف بود.
از طرفي حجاب من را نه متوجه ميشدند، نه درك ميكردند، ولي من براي خود اعتقاداتي داشتم.
سهيلا مسعودفر آرين وقتي به ايران آمد، به زبان فارسي مسلط نبود و در عوض زبان انگليسي، اسپانيايي و آلماني را به دليل سكونت، دانشگاه و دوران كودكي خوب ميدانست، اما چون حتي دوست ايراني نداشت، فارسي را كامل بلد نبود.
البته به دليل اصرار پدرش در نوشتن نامه فارسي خط خوبي دارد و نوشتن را فراموش نكرده است.
اما پدر سهيلا يك اصرار ديگر و آموزش بزرگتر ديگر هم داشت كه بيشك موجب عاقبت به خيري او شد. پدرش به هر سه فرزند خود نماز ياد داده بود، ولي تنها سهيلا بود كه نماز ميخواند.
هرچند خودش ميگويد، «معني آن را نميفهميدم و فقط انجام ميدادم و گاهي منظم نبود و به خاطر كار ترك ميكردم». ولي بيشك همان نماز، دست اين زن پاكنيت را گرفت.
امروز اين زن ايراني با تسلط به قرآن و نهجالبلاغه، اميدوار است، الگويي مناسب براي فرزندانش باشد كه اسير منجلاب دنيا نشوند.
آيا ميتوان باز هم باور كرد، بيقيدي و بيبندوباري، محصول جبر زمانه زندگي ماست! دستكم انديشه در زندگي خودمان و اطراف، حرفهاي زيادي براي ما دارد.
حب امام حسين را در خون خود داريم و قدر آن را نميدانيم!
علاقه به ائمه و محبت خالص خانواده پيامبر را داريم، اما چرا براي جلاي قلب خود تلاش نميكنيم؟
شايد براي ما عادي شده و شايد هم غفلت و غفلت و غفلت!
اما ميتوان همچون اين زن عاشق غبطه خورد كه؛
ـ اي كاش، ما هم به خاطر حرم امام حسين و بينالحرمين زانو ميزديم!
ـ اي كاش، ما هم به عشق سفر به حريم حسين به نيت دلان كنار سفره افطار نماز عشق ميخوانديم!
ـ اي كاش ما هم براي خدا نامه بنويسيم و بدانيم او خداوند عرش عظيم است و ما بنده كوچك او!
برگرفته از سایت بازتاب
پنج شنبه 22/6/1386 - 4:54
موسيقي
گروه 0098 که با موزیک ویدیو دودره باز وارد عرصه موسیقی شدند . از جمله اهنگ های این گروه ته ته قاری را می توان نام برد ( یک جدیدم دارن که من یادم نمیاد)
اشكين
سابقه كار موسيك به صورت حرفه اي : 2 سال
ساز تخصصي: كيبورد
ميزان تحصيلات : مهندسي زراعت
خواننده مورد علاقه :( ايراني ) شادمهر (خارجي) FEREDY MERCURY
گروه مورد علاقه : QUEEN
آهنگ مورد علاقه : BOHMIAN RHABSOUDY – WE ARE THE CHAMPIONS
بازيگر مورد علاقه : JIMM CARREY
فيلم مورد علاقه : BRAVE HEART
كشور مورد علاقه : مصر
رضا
سابقه كار موزيك به صورت حرفه اي : 2سال
ميزان تحصيلات : مهندسي شبكه ((MCSE
خواننده مورد علاقه : (ايراني) شهرام شب پره (خارجي) CRAIG DAVID
گروه مورد علاقه : BACK STREET BOYS
آهنگ مورد علاقه : SHAPE OF MY HEART
بازيگر مورد علاقه : KEANU REEVES - JOHNEY DEPP
فيلم مورد علاقه : MATRIX - LORD OF THE RING
كشور مورد علاقه : مصر
چهارشنبه 21/6/1386 - 2:25