رمضان
اهميت ماه رمضان قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
اگر بنده «خدا» مىدانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مىداشت كه تمام سال، رمضان باشد.
بحار الانوار، ج 93، ص 346
شنبه 17/6/1386 - 16:59
رمضان
فضيلت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مىشود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
بحار الانوار، ج 93، ص 344
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مىشود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
بحار الانوار، ج 93، ص 344
شنبه 17/6/1386 - 16:57
رمضان
پيشاپيش فرارسيدن ماه مبارك رمضان را به همه تبريك مي گوئيم
روزه ماه شعبان
من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مىكند.
وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22
شنبه 17/6/1386 - 16:49
دعا و زیارت
مهدي(عجل الله تعالي فرجه) در قرآن كريم
در قرآن كريم آنگاه كه از مسائل و حوادث آينده سخن مي گويد و از حكومت صالحان خبر داده و پيروزي حق بر باطل را اعلام مي دارد مفسران اين آيات را با توجه به احاديث و روايات ، مربوط به ظهور مهدي(عجل الله تعالي فرجه) مي دانند.
برخي از آن آيات بدين قرار است:
الف: وعدالله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ، ليستخلفنهم في الارض كما اسختلف الذين من قبلهم .....3
ب: بقيه الله خير لكم ان كنتم مؤمنين .....4
ج: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.5
د: و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.6
منابع :
1- خورشيد مغرب، ص 19.
2- همان، ص 18.
3- نور، 55.
4- هود، 86.
5- قصص ، 5.
6- انبياء ، 105.
يکشنبه 11/6/1386 - 16:52
دعا و زیارت
ميلاد مهدي (ع)
دوازدهمين پيشواى آسمانى اسلام حضرت حجة بن الحسن المهدى صلوات الله عليه و على آبائه، در اوان سپيده دم جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى، مطابق 868 ميلادى در شهر« سامّراء» در خانه امام يازدهم عليه لسلام چشم به جهان گشود.
پدر گرامى او پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى(ع) است، و مادرش بانوى بزرگور «نرجس» كه «سوسن» و «صيقل» نيز ناميده شده و دختر «يوشعا» پسر قيصر روم، و از نسل «شمعون» يكى از حواريين مسيح(ع) است. نرجس چنان با فضيلت بود كه«حكيمه» خواهر امام هادى عليه السلام كه خود از بزرگان بانوان خاندان امامت است او را سيّده خود و سيّده خانواده خود، و خود را خدمتگزار او خطاب كرد.
هنگامى كه «نرجس» در روم بود خوابهاى شگفت انگيزى ديد; يكبار در خواب پيامبر عزيز اسلام صلّى الله عليه و آله و عيساى مسيح(ع) را ديد كه و را به عقد ازدواج امام حسن عسكرى(ع) درآوردند، و در خواب ديگرى شگفتيهاى ديگرى ديد و به دعوت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مسلمان شد، اما اسلام خود را از خانواده و اطرافيان خويش پنهان مى داشت، تا آنگاه كه ميان مسلمانان و روميان جنگ در گرفت و قيصر خود به همراه لشكر روانه جبهه هاى جنگ شد. «نرجس» در خواب فرمان يافت كه بطور ناشناس همراه كنيزان و خدمتكاران به دنبال سپاهى كه به مرز مى روند بروند، و او چنين كرد و در مرز برخى از جلوداران سپاه مسلمانان آنان را اسير ساختند، و بى آنكه بدانند او از خانواده قيصر است او را همراه ساير اسيران به بغداد بردند.
اين واقعه در اواخر دوران امام امام دهم حضرت هادى عليه السلام روى داد، و كارگزار امام (ع) نامه اى را كه امام به زبان رومى نوشته بود به فرمان آن گرامى در بغداد به «نرجس» رساند و او را از برده فروش خريدارى كرد و به سامراء نزد امام هادى برد، امام آنچه نرجس در خوابهاى خود ديده بود به او يادآورى كرد، و بشارت داد كه او همسر امام يازدهم و مادر فرزندى است كه بر سراسر جهان مستولى مى شود، و زمين را از عدل و داد پر مى سازد. آنگاه امام هادى عليه السلام «نرجس» را به خواهر خود «حكيمه» كه از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود سپرد تا آداب اسلامى و احكام را به او بياموزد. و مدتى بعد «نرجس» بهمسرى امام حسن عسكرى عليه السلام در آمد.
«حكيمه» هر گاه خدمت امام عسكرى(ع)مى رسيد دعا مى كرد خداوند به او فرزندى عطا فرمايد; مى گويد: يكروز كه مطابق عادت به ديدار امام عسكرى(ع) رفته بودم همان دعا را تكرار كردم، آن گرامى فرمود: فرزندى كه دعا مى كنى خدا به من عطا فرمايد امشب به دنيا مى آيد.
«نرجس» پيش آمد تا كفش مرا در آورد، و گفت: بانوى من كفشت را به من بده.
گفتم: تو سرور و بانوى منى، به خدا سوگند نمى گذارم كفش مرا در آورى، و نمى گذارم به من خدمت كنى، من بر روى چشم خويش ترا خدمت مى كنم.
امام عسكرى(عليه السلام) سخن مرا شنيد و فرمود: عمّه خدا به تو پاداش نيكو دهد.
تا غروب نزد او بودم، و كنيز را صدا زدم و گفتم لباس مرا بياور تا بروم، امام فرمود: عمّه، امشب نزدما بمان زيرا امشب مولودى كه نزد خداى متعال گرامى است به دنيا مى آيد كه خدا بوسيله او زمين را پس از مردن زنده مى گرداند.
عرض كردم: سرور من از چه كسى متولّد مى شود؟ من در نرجس اثرى از حمل نمى بينم!
فرمود: از نرجس نه غير او.
من برخاستم و نرجس را دقيقا جستجو كردم، هيچ اثرى از حاملگى در او نبود، به سوى امام بازگشتم و او رااز كار خود آگاه ساختم، امام تبسّم كرد و فرمود: سپيده دم بر تو آشكار مى شود كه او فرزندى دارد، زيرا او نيز همچون مادر موسى كليم الله است كه حمل او آشكار نبود، و كسى تا هنگام ولادت نمى دانست، زيرا فرعون در جستجوى موسى(براى آنكه چنان طفلى بوجود نيايد) شكم زنان حامله را مى دريد، و اين(طفل كه امشب متولد مى شود) مانند موسى عليه السلام است(طومار حكومت فرعونيان را در هم خواهد پيچيد) و در جستجوى اويند.
«حكيمه» مى گويد: من تا سپيده دم مراقب نرجس بودم، و او با آرامش نزد من خوابيده بود، و هيچ حركتى هم نمى كرد، تا در پايان شب و به هنگام طلوع فجر هراسان از جاى جست، من او را در آغوش گرفتم و نام خدا را بر او خواندم.
امام عليه السلام ـ از اطاق ديگر ـ صدا زد: سوره «انّا انزلنا» را بر او بخوان! و من خواندم و از نرجس حالش را جويا شدم، گفت: آنچه مولاى من به تو خبر داد آشكار شده است.
من همچنانكه امام فرمان داد بود به خواندن «انا انزلنا» ادامه دادم، در اين هنگام جنين از درون شكم بامن همصدا شد و همچنانكه من اناانزلنا مى خواندم او نيز مى خواند، و بر من سلام كرد. سخت هراسان شدم، امام عليه السلام صدا زد: از امر خداى متعال تعجب مكن، خداى متعال ما ـ ائمه ـ را در كوچكى به حكمت گويا مى سازد و در بزرگى حجت در زمين قرار مى دهد.
هنوز سخن امام به پايان نرسيده بود كه نرجس از نزد من ناپديد شد چنانكه گويى پرده يى ميان من و او آويخته اند كه او را نمى ديدم; فرياد كشيدم و به سوى امام دويدم، امام فرمود: عمّه بازگرد، او را در جاى خويش خواهى يافت.
بازگشتم، و طولى نكشيد كه حجاب ميان من و او برطرف شد ونرجس را ديدم كه چنان در نور غرق است كه چشمم را از ديدنش مى پوشاند، و پسرى را كه متولد شده بود ديدم كه در سجده است و به زانو افتاده انگشتان سبابه بلند كرده و مى گويد: «اَشهَدُ اَن لا اِلَهَ اِلا الله وَحدهُ لا شَريكَ لَهُ و اَّ نَّ جَدّى مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه وَ أنّ أبى اَميرُ المُؤمنينَ...» و آنگاه بر امامت يكايك امامان تا خودش گواهى داد، و گفت: بارخدايا ميعاد مرا عملى ساز، و كارم را به سرانجام برسان، و گامم را استوار بدار، و زمين را بوسيله من از عدل و داد پر كن..».
چهارشنبه 31/5/1386 - 18:18
دعا و زیارت
l اميرالمؤمنين (عليه السلام):
«انتظروا الفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج ... والمنتظر للفرج كالمتشحط بدمه فى سبيل الله».
بحارالانوار، ج 52، ص 123
معرفي امام زمان(ع)
نامش: پيشوايان معصوم عليهم السلام، پيروان خويش را از ذكر نام امام قائم(ع) نهى كرده و همين قدر فروده اند كه او همنام پيامبر(ص) و كنيه پيامبر(ص) است، و جايز و روانيست نام اصلى او را آشكار بر زبان آورند تا هنگامى كه ظهور فرمايد.
لقبش: مشهورترين القاب آن گرامى«مهدى»،«قائم»،حجت»و«بقية الله»است.
پدرش:پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام.
مادرش: بانوى گرامى«نرجس»نواده قيصر روم.
تاريخ تولد: جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى.
محل تولد: شهر سامراء از شهرهاى عراق.
چهارشنبه 31/5/1386 - 18:15
شعر و قطعات ادبی
السلام عليك يا بقيه الله يا اباصالح المهدي (ع)
بيا يابن الحسن دردم دوا كن
مرا با عشق خود تو آشنا كن
مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد
كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد


از وبلاگ جوانه به اين آدرس ديدن فرمائيد:
http://5360.blogfa.com/
سه شنبه 30/5/1386 - 18:14
دعا و زیارت
السلام عليك يا بقيه الله ، السلام عليك يا اباصالح المهدي ، السلام عيك يا قائم آل محمد
فرا رسيدن ميلاد مسعود منجي عالم بشريت حضرت ولي الله الاعظم حجت ابن الحسن عسگري (عج) را به تمام مسلمين جهان و منتظران حضرتش تبريك و تهنيت مي گوئيم.
ضمن عرض تبريك ميلاد مسعود امام زمان (ع) و خوش آمد گويي به مراجعه كنندگان به وبلاگ جوانه ، عزيزان مي توانند مطالب گوناگوني در زمينه امام زمانرا دراين وبلاگ جستجو نمايند.
اللهم عجل لوليك الفرج
سه شنبه 30/5/1386 - 17:55