• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 13
تعداد نظرات : 8
زمان آخرین مطلب : 5332روز قبل
دانستنی های علمی

اتهام جدید غربی ها به خودشان برگشت


به دنبال موج جدید جنگ روانی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران با پخش فیلمی تحت عنوان ((كشف ماسك های شیمیایی ایران در انبار های معمر قذافی)) پوچی ادعاهای قبلی خودشان و حقانیت جمهوری اسلامی ایران ثابت شد.
یك مقام آگاه در وزارت دفاع گفت: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یكی از بزرگترین قربانیان سلاح های شیمیایی به منظور دفاع از جان شهروندان خود در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن اقدام به تولید انواع تجهیزات ضد شیمیایی از جمله ماسك ضد شیمیایی نمودكه با توجه به كیفیت بالای این تجهیزات بسیاری كشورهای جهان متقاضی خرید این محصولات گردیدند كه منجر به فروش تجهیزات مذكور به آنان شد.اتفاقاً كمك به كشورهای جهان جهت مقابله با سلاح شیمیایی بر اساس ماده 10 كنوانسیون شیمیایی لازم است.
این مقام آگاه افزود: در جریان حمله صدام به كویت و احتمال خطر حمله شیمیایی به شهروندان این كشور از سوی رژیم صدام بر اساس تقاضای مقامات كشور كویت وزارت دفاع كشورمان مقادیر زیادی از این ماسك های ضد شیمیایی را به این كشور نیز صادر كرد.
این مقام آگاه هدف از جنجال آفرینی كاذب علیه ایران را فرافكنی آنان اعلام كرد و افزود آمریكایی ها طبق كنوانسیون شیمیایی متعهد شده بودند تا سال 2007 میلادی كلیه سلاح های شیمیایی خود را منهدم نمایند، ولی به بهانه های واهی 5 سال دیگر وقت گرفتند و آخرین مهلت آنها 29 آوریل سال 2012 (9 اردیبهشت 1391)است.
آمریكا با كمال وقاحت اعلام كرده است كه كنوانسیون را اجراء نمی كند و بیش از 3هزار تن از سلاح های شیمیایی خود را نگهداری خواهد كرد كه این نقض صریح كنوانسیون است.
اتفاقاً جمهوری اسلامی ایران به خاطر این نقض كنوانسیون از آمریكا شكایت كرده و خواستار ارجاع پرونده آمریكا به مجمع عمومی و شورای امنیت شده است.(طبق ماده 12 كنوانسیون شیمیایی ، كشورهای عضو كنوانسیون بایستی علیه كشوری كه سلاح های شیمیایی خود را منهدم نمی كنند اقدام دسته جمعی بعمل آورند.)
نقض دیگر كنوانسیون توسط امریكا و انگلیس در عراق اتفاق افتاده است و آن این بود كه این دو كشور سلاح های شیمیایی را كه غربی ها به عراق داده بودند پنهانی منهدم كردند و طبق اعتراف خودشان 6 سال بعد به سازمان كنوانسیون اعلام كردند در صورتی كه می بایستی همان زمان یعنی سال 2003 به سازمان كنوانسیون اعلام می كردند تا مشخص شود كه منشأ این سلاح ها كجا بوده است .
در این رابطه نیز جمهوری اسلامی ایران به سازمان كنوانسیون شكایت كرده و خواستار تنبیه این دو كشور شده است.
وی تصریح كرد: آمریكا و برخی از كشور های غربی از بزرگترین تولید كنندگان انواع سلاح های شیمیایی هستند كه بسیاری از رژیم های دیكتاتور در جهان مثل رژیم صدام و رژیم صهیونیستی را به اینگونه سلاح تجهیز كرده اند .این در حالی است كه جمهوری اسلامی ایران مخالف استفاده از این سلاح ها بوده و خود قربانی انواع سلاح های كشتار جمعی است كه آمریكا و متحدینش به صدام داده بودند و هیچگاه مواد ممنوعه طبق كنوانسیون به هیچ كشوری صادر نكرده است .
وی با توجه به اخبار منتشر شده مبنی بر اینكه دستگاه های اطلاعاتی آمریكا در حال بررسی موضوع هستند گفت: دستگاه های اطلاعاتی آمریكا نه تنها جایگاه قانونی برای بررسی این موضوع را ندارند بلكه خود در جایگاه متهم می باشند و تنها مرجع رسیدگی به این موضوع سازمان منع گسترش سلاح های شیمیایی است تا مانع جعل اسناد قلابی كه آمریكا در ایجاد آن تخصص دارد، شوند.
جمعه 4/9/1390 - 20:33
آموزش و تحقيقات

آیا می‌دانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می‌دانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند.
آیا می‌دانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.
آیا می‌دانید کوچک‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می‌دانید ۵۶ درصد افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا می‌دانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می‌دانید هر ۱ دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود.
آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید.
آیا می‌دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می‌کنند.
آیا می‌دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می‌دانید در ساخت برج ایفل ۲٫۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می‌دانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰٫۰۰۰ نوع بوی مختلف است.
آیا می‌دانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید می‌کند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است.
آیا می‌دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می‌دانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم.
آیا می‌دانید رنگ مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است!
آیا می‌دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می‌دهد یعنی باشه.
آیا می‌دانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
آیا می‌دانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
آیا می‌دانید مغز در هنگام خواب فعال‌تر از وقتی است که تلویزیون می‌بینید.
آیا می‌دانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا می‌شوند.
آیا می‌دانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا ۳ استفاده کنند بچه‌های آن‌ها تیزهوش می‌شوند.
آیا می‌دانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
آیا می‌دانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد.
آیا می‌دانید پر آب‌ترین رود ایران کارون در خوزستان است.
آیا می‌دانید بام ایران استان چهارمحال و بختیاری است.
آیا می‌دانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می‌کشد

 

يکشنبه 29/8/1390 - 1:16
آرایشی و زیبایی

راحی بینی در کشور ما آنچنان بالا رفته است که می‌توان گفت در تهران سالانه ۳۰ هزار جراحی بینی انجام می‌شود بنابراین با کمی‌اغماض می‌توان گفت در ایران داشتن یک بینی زیبا معیار زیبایی است.

آسیای جنوبی
ساکنان جنوب شرقی آسیا داشتن پوست سفید را نشان دهنده زیبایی می‌دانند به همین دلیل استفاده از لوازم آرایشی وبهداشتی در این منطقه بسیار زیاد است.

غرب آفریقا
در این مناطق هر چه وزن بیشتر وخط های کششی بیشتری داشته باشید جذاب ترید به همین دلیل خانواده‌ها دختران دم بخت را به مراکز افزایش وزن می‌فرستند.

کره جنوبی
در کره آنهایی که دارای پلک‌های زیبا باشند جذاب ترند به همین دلیل جراحی پلک در این کشور دارای طرفداران بسیار زیادی است زیرا کره‌ای ها خواهان چشم‌های درشت و پلک های زیبا هستند.

فرانسه
فرانسوی‌ها علارغم اینکه در معدن لوازم آرایش به سر می‌برند معتقد هستند که همان چهره واقعی خودشان زیبااست و نباید تغییری بر روی ان ایجاد کنند.

نیوزلند
نیوزلندی‌ها برای زیبا کردن خود سعی می‌کنند سر وصورت خود را با لوازم خالکوبی خالکوبی کنند.

چین
چینی‌ها معتقد هستند بلند قدترین آنها خوشگل تر است اما متاسفانه نمی‌توانند کار زیادی برروی قد و قواره خود انجام می دهند.

 

يکشنبه 29/8/1390 - 1:12
داستان و حکایت


پادشاهى در بالاى قصر خود نشست بود و رهگذران را تماشا مى كرد. در میان عابران زنى زیبا با قامتى موزون و دلربا دید.

در دم به وى دل بست و فریفته جمال او گردید. دستور داد تحقیق كنند. ببینند زن كیست . پس از رسیدگى گفتند! زن فیروز غلام مخصوص شاه است !
پادشاه به منظور رسیدن به وصال زن ، غلام مخصوص خود را خواست و نامه اى به او داد كه به مقصدى برساند. فیروز نامه را گرفت و بامداد فردا راهى مقصد شد.
وقتى پادشاه اطلاع یافت فیروز در خانه نیست و به سفر رفته ، وارد خانه شد و به زن زیباى وى گفت با این كه من پادشاه مملكت هستم به ملاقات تو آمده ام !


زن گفت : من از این ملاقات پادشاه به خدا پناه مى برم ! و سپس با خواندن چند شعر عربى نارضایتى خود را از این كار اعلام داشت و بعد گفت : اى پادشاه مى خواهى از ظرف غذایى بخورى كه سگ در آن پوزه زده و از آن خورده است ؟! شاه از این سخن شرمگین شد و از خانه بیرون رفت . چنان شرمنده و ناراحت شده بود كه یك لنگ كفش خود را جا گذاشت و فراموش ‍ كرد بپوشد!
اتفاقا لحظه بعد فیروز وارد خانه شد. چون وقتى از شهر بیرون آمد و مسافتى را طى كرد به یاد آورد كه نامه شاه را در خانه جا گذاشته است . از این رو برگشت تا نامه را بردارد.
همین كه فیروز به خانه آمد و كفش پادشاه را در آنجا دید، مات و مبهوت شد. پس از مدتى متوجه شد كه نیرنگى در كار بوده ، و سفر او نیز ساختگى است . در عین حال چاره نبود، فرمان پادشاه است . باید اجرا شود!
فیروز نامه را گرفت و روانه مقصد شد. بعد از بازگشت از سفر، پادشاه او را نواخت و یك صد سكه زر به وى داد. همین كار نیز سوءظن او را تشدید كرد.
فیروز كه در وضع روحى بسیار بدى قرار داشت تصمیم گرفت زن را به خانه پدر و برادرش بفرستد. به همین جهت جهیزیه زن به اضافه لباسهاى تازه اى به او بخشید و او را روانه خانه پدرش نمود.
پس از مدتى برادر زن به فیروز گفت : علت فرستادن خواهرم به خانه پدر و رنجش تو از وى چیست ؟
چون فیروز جوابى نداد او را نصیحت كرد كه همسرش را به خانه برگردانده ولى هر بار كه برادر زن در این خصوص با وى گفتگو مى كرد، فیروز سكوت مى نمود و در بردن همسرش سهل انگارى مى ورزید.
سرانجام برادر زن از وى به قاضى شهر شكایت نمود و او را به محاكمه كشید. شاه كه مترصد وضع این زن و شوهر بود و مى دانست غلام مخصوصش متوجه شده و از همسرش كینه اى به دل گرفته است ، وقتى كار به محكمه قاضى كشید، بدون اینكه فیروز متوجه شود دستور داد قاضى رسیدگى به دعواى آنها را در حضور او انجام دهد.



در محكمه قاضى ، برادر زن كه شاكى بود گفت : باغى به این مرد اجاره داده ام كه چشمه آب در آن جارى و در و دیوار آن آباد و درختانش ثمردار بود. ولى این مرد میوه آن را خورد و درختان را از میان برد و چشمه را كور كرد و پس از خرابى ، آن را به من پس داده است !
فیروز در دفاع از خود گفت : من باغ را صحیح و سالم بهتر از روزى كه به من داد به او مسترد داشته ام . برادر زن گفت : از او سؤ ال كنید: چرا آن را برگردانیده است ؟


فیروز گفت : من از باغ او ناراحتى نداشتم ، ولى روزى وارد آنجا شدم جاى پاى شیرى را در آن دیدم ، مى ترسم اگر آن را نگاه دارم آسیبى از شیر به من برسد! از این رو آن را بر خود حرام كردم .
پادشاه كه تا آن لحظه ساكت بود و به مرافعه ایشان گوش مى داد، در این جا گفت : اى فیروز! با خاطر آسوده و خیال راحت برگرد به باغ خود كه هر چند شیر وارد باغ تو شد، ولى به خدا هرگز متعرض آن نگردید و به برگ و میوه آن آسیبى نرسانید! او فقط یك لحظه در آنجا توقف كرد و برگشت !!
به خدا هیچ شیرى ، باغى مانند باغ تو ندیده است كه خود را از بیگانه حفظ كند! چون سخن شاه به اینجا رسید و تواءم با سوگند بود، فیروز باور كرد و با سابقه پاكى كه از زن خود داشت متوجه شد كه وى واقعا زنى پاكدامن و با وفاست . و در آن لحظه حساس دامن خود را از آلودگى حفظ كرده ، و خطر را بر طرف نموده است .
بدین لحاظ با آرامش خاطر و طیب نفس زن را به خانه برگردانید و زندگى را از سر گرفتند.
قاضى و بردار زن و حضار مجلس نیز موضوع را دریافتند و همگى بر وفا و پاكدامنى و خود نگاهدارى زن آفرین گفتند

جمعه 27/8/1390 - 20:54
داستان و حکایت
الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.
در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.
با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.
او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:

من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد.
اما سه خواسته دارم ، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.
فرماندهان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

الکساندر گفت:

اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.

ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.

سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند.
اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت.
فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟
در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:
من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که یاد گرفته ام.

می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد.
آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.
بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.

دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.

و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، 

می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم ...

منبع : بزرگترین وبلاگ مرجع داستان

جمعه 27/8/1390 - 20:47
شعر و قطعات ادبی

ر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!

اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!

اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!

اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد !

 
جمعه 27/8/1390 - 19:51
اخلاق




اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!


دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار
 تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟


سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا آورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنا
یی کجا رفت؟


چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود
 شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

 

 

جمعه 27/8/1390 - 19:48
سخنان ماندگار

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...(حضرت عیسی مسیح)

جمعه 27/8/1390 - 19:43
دانستنی های علمی
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره اخلاق پرسیدند.

جواب داد:.... اگر زن یا مرد دارای (اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 10
اگر (پول) هم داشته باشند 2 تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 100
اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس 2 صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست،
پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت
جمعه 27/8/1390 - 19:40
خاطرات و روز نوشت

الان احساس بدی دارم ...  دوست دارم گریه کنم .

کار اشتباهی کرده ام .  می ترسم خدا از دست من ناراحت باشد

ولی همچنان امیدوارم .

خود میگوید صدبار اگر توبه شکستی باز آی.

و کسی می گوید سر خود بالا کن به بلندا بنگر به بلندای پر از نورامید... و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت که فقط دوست خداست .

يکشنبه 10/7/1390 - 19:11
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته