يارا آفرين بر تو جهان آرا
ستايش منحصر به توست , پروردگارا
در راه عشق راسخ شوم به سوت تو
انتهاي هر عشق وصال توست , پروردگارا
به نيت تو عبادت و نماز به جاي آرم
غير از اين روش كفر توست , پروردگارا
در راه دانش پيشرفت اندكي دارم
تنها اميدم تويي لقاي توست , پروردگارا
در سياهي و تباهي گم گشته ام
از نافرمانيست نه از جفاي توست . پروردگارا
گويند كوچ پرستوها بهر طعام است
سخن بيهوده ايست عالم در لقاي توست , پروردگارا
عالمان همه سر گشته جهان چرا منبسط گشته
تمام علل در معلول توست , پروردگارا
شب و روز بهر كسي لب به سخن باز كنم
چشمانم در همه كس دنبال نگاه توست , پروردگارا
سحر را دوست دارم , چون تنها كورسوي اميد در صبح زندگي ام است.
سحر را دوست دارم , چون هميشه با آمدنش تاريكي ها را كنار مي زند و پاكي را نويد ميدهد.
سحر را دوست دارم , به خاطر سحرهاي كوچكي كه در ماه عشق به خدايم دارم
سحر را دوست دارم , چون با آوردن نامش بر زبان روحم لطيف مي شود.
سحر را دوست دارم , چون با آمدنش بارقه اي از اميد در قلبم گشود تا اين شعر را بسرايم