سينمای ایران و جهان
این فیلم که در آوریل سال 2011 اکران شد در ظاهر
به زندگی و افکار معلمان ، دانش آموزان و کادر مدرسه پرداخته است. اما در
نگاهی عمیق تر به فیلم در می یابیم که این فیلم به بحران فکری ای که غرب به
شدت دچار آن است پرداخته شده. فیلم درباره بودن چگونه زیستن
و در نهایت چیستی مرگ پرداخته. به طور خلاصه فیلم داستان زندگی مردی را که
برای مدتی کوتاه در اواخر سال تحصیلی بعنوان معلم جایگزین در مدرسه ای
مشغول به کار می شود نشان می دهد. نقش اول فیلم تنها از این نظر قهرمان
فیلم معرفی می شود که بر خلاف تمام مربیان مدرسه تنها کسی است که به مشکل
دانش آموزان که همان بحران شخصیتی است پی می برد. یکی از نکات جالب درباره ی
این فیلم گرفتن رأی بالایی از بینندگان زن این فیلم بالاخص در رده سنی زیر
29 سال ( جوانان ) است. این رأی بالا ناشی از پرداختن فیلم به مشکلات فکری
زنانی که با نقش اول فیلم در تماس اند، مشکلاتی اعم از بی بند و باری ،
نگاه ابزاری به زنان و عدم توجه به آنان است. در واقع فیلم نمایی کلی از
وضعیت موجود فکری غرب است .
نکته
ی جالب تر در مورد این فیلم پایان فیلم و افکاری است که نقش اول فیلم به
آنها می رسد. در طی فیلم به صورت جسته و گریخته نتیجه را اعلام می کند مثلا
در صحنه ای از فیلم به صورت نقاشی هایی نشان می دهد که تنها قلعه ای که در
آب باقی مانده است فرو می ریزد یا معلم در بخشی از فیلم درباره ی واژه ی detachment (تفکیک،گسیختن)
با دانش آموزان به بحث می ایستد. و در صحنه ی پایانی فیلم معلم را نشان می
دهد که در حال خواندن شعری است و ساختمان مدرسه به شبه ویرانه ای مبدل
گشته است. در واقع در پایان فیلم این پیام را به مخاطب القاء می کند که با
وجود بحران جدی فکری و درک وجود این بحران ، راه حلی برای آن موجود نیست و
پوچی تنها چیزی است که با آن مواجه هستیم. مخاطب فیلم ( بالاخص اگر فردی
غربی باشد) در پایان ، به طور جدی احساس پوچی و تنهایی در مسیر زندگی اش می
کند .
چهارشنبه 29/3/1392 - 0:51
سينمای ایران و جهان
این فیلم در نگاه اول زندگی دشوار چند یهودی در
طی جنگ جهانی دوم را نشان می دهد . اما با نگاهی دقیق تر به فیلم نکات جالب توجه
فیلم را می بینیم:
در ابتدا مسئله همیشگی قهرمان سازی سینمای غرب
را می بینیم. قهرمان داستان مثل همیشه فردی است مسیحی که تا اواسط داستان هیچ نقطه
مثبت شخصیتی در آن یافت نمی شود. قهرمان سازی سینمای غرب همیشه بر این نکته تأکید
داشته که قهرمان داستان ( منجی اشخاص) فردی است غیر اخلاقی که در طی داستان فیلم
متحول می شود ( البته در بسیاری از موارد همین اندک تحول اخلاقی هم در قهرمان
مشاهده نمی شود) . مشخصه دیگر اغلب قهرمانان سینمای غرب بیگانگی انها با دین یا در
بسیاری از موارد ضد دین بودن آنهاست. در این فیلم نیز قهرمان داستان (ساشا) هر دو
ویژگی را بخوبی دراست. به طوری که می بینیم که وی در پایان داستان وقتی که
شخصیتهای درون فاضلاب را می خواهد نجات بدهد از یک مراسم مذهبی (مراسم اولین عشای
ربانی دخترش) در کلیسا بیرون می رود و نسبت به این مراسم خود را بی تفاوت نشان می
دهد.
نکته ی دیگری که در این فیلم قابل توجه است
نگاهی به زندگی یهودیان است. در این فیلم با نگاهی مظلوم نمایانه زندگی دشوار
همیشگی یهودیان را نشان می دهد. درست است که اغلب زمان فیلم یهودیان در فاضلاب به
سر می برند اما در فیلم اشاراتی به زندگی همیشه دشوار یهودیان دارد. به طوری که
وقتی یهودیان فیلم زندگی خود را در فاضلاب آغاز می کنند در دیالوگی یکی از
شخصیتهای یهودی بیان می کند که " هرگز فکر نمی کردم روزی دلم برای خانه مان
تنگ شود" . این جمله نشان از نا رضایتی یهودی از وضعیت قبلی زندگی هم دارد.
در این فیلم به طور جدی مسئله مظلوم نمایی یهودیان مطرح است در صحنه های متفاوت
فیلم با استفاده از القائات احساسی قوی این مظلوم نمایی قابل مشاهده است.
نکته بعدی و شاید مهمترین نکته موجود در این
فیلم همانند همه فیلم های سینمای غرب القاء تنها بودن بشر در این دنیاست. در همه
فیلم های سینمای غرب و همچنین در این فیلم همیشه این نکته مورد توجه قرار گرفته که
انسانها ( کل بشر یا شخصیتهای اصلی فیلم) در این دنیا تنها هستند و موجودی به
عنوان خدا را یا به کلی رد می کنند یا نهایتا در حد خلق و نظاره گری قبول دارند و
برای خدا هیچ قدرتی در اداره جهان قائل نیستند. معمولا این نکته را از زبان کودکان
این گونه نشان می دهند که اگر خدا هست پس چرا کاری نمی کند.
نگاه این فیلم به نقش روحانیت دینی بعنوان نماد
دینداران نیز جالب توجه است. در این فیلم دینداران یا روجانیت مذهبی در قالب فردی
یهودی که نقص عضو دارد و دائما به دعا مشغول است
ظاهر می شود.
جالب توجه است که نماد دینداران فردی معلول است
که در واقع نشان دهنده ی فردی سربار است که تمام بار خود را بر دوش دیگران دارد .
در جای جای فیلم مشاهده می کنیم که وی مشغول
دعاست اما کاری از وی ساخته نیست.
اگر در فیلم دقیق تر شویم هرمنوتیک فلسفی و
نظریه قرائت های متفاوت را در جای جای فیلم می بینیم. به طوری در نگاهی کلی تر به
فیلم در می یابیم که دو خانواده یهودی و مسیحی هر دو یک راه را انتخاب می کنند و
در جاهایی از فیلم این نکته مطرح می شود که عیسی (ع) هم یهودی بوده. در واقع به
طور ظریفی نشان داده که همه دینها دقیقا یکی اند .
چهارشنبه 29/3/1392 - 0:49
طنز و سرگرمی
شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه
یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده
سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :
1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید ؟
الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آ ن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .
2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود ؟
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
آن شخص ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .
3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند ؟
الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر
آن شخص از خدا کمک خواست .
4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود ؟
ا لف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل
آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .
5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی
آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .
اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوش تر هستید و به هوش او می خندید، پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید :
1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.
2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته می*شود.
3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.
4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)
5- توله سگ. در زبان اسپانیایی insularia canaria که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است
چهارشنبه 3/6/1389 - 7:33
شعر و قطعات ادبی
طی شد این عمر، تو دانی به چه سان؟
پوچ و بس تند، چنان بادِ دمان.
همه تقصیر من است این و خود می دانم
که نکردم فکری، که تامل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی
که چه سان می گذرد عمر گران؟
********************
کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند: کنون تا بچه است، بگذارید بخندد شادان؛
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست، بایدش نالیدن.
من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو، نتوان خندیدن؟!
نتوان فارغ و وارسته ز غم، همه شادی دیدن!
همچو مرغی آزاد، هر زمان بال گشادن؛ سر هر بام که شد خوابیدن!
من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه ره، بایدم نالیدن؟!
هیچکس نیز مرا هیچ نگفت:
زندگی چیست؟ چرا می آییم؟
بعد از این چند صباح، به چه سان باید رفت؟
به کجا باید رفت؟
با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟
من نپرسیدم هیچ، هیچ کس نیز به من هیچ نگفت.
********************
نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
بعد از آن باز نفهمیدم من، که چه سان عمر گذشت؟
لیک گفتند همه: که جوانست هنوز،
بگذارید جوانی بکند، بهره از عمر برد، کامروایی بکند.
بگذارید که خوش باشد و مست؛
بعد از این، باز وِ را عمری هست!
یک نفر بانگ برآورد که "او، از هم اکنون باید، فکر آینده کند!"
دیگری آوا داد: "که چو فردا بشود، فکر فردا بکند."
سومی گفت: "همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنین فردایش."
با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت؟
آنهمه قدرت و نیروی عظیم، به چه ره مصرف گشت؟
نه تفکر، نه تعمق، و نه اندیشه دمی،
عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی ... !
چه توانی که زکف دادم مفت،
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت:
"قدرت عهد شباب، میتوانست مرا تا به خدا پیش برد؛
لیک بیهوده تلف گشت جوانی، هیهات!"
آن کسانی که نمی دانستند "زندگی یعنی چه؟"، -رهنمایم بودند؛
عمرشان طی می گشت بیخود و بیهوده؛
و مرا می گفتند: که چو آنها باشم!
که چو آنها دائم، فکر خوردن باشم، فکر گشتن باشم،
فکر تامین معاش، فکر ثروت باشم،
فکر یک زندگی بی جنجال، فکر همسر باشم.
کس مرا هیچ نگفت:
زندگی ثروت نیست، زندگی داشتن همسر نیست؛
زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست!
********************
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت؛
ای صد افسوس که چون عمر گذشت، معنیش می فهمم!
حال می پندارم، هدف از زیستن این است رفیق:
من شدم خلق که با عزمی جزم، پای از بند هواها گسلم؛گام در راه حقایق بنهم؛
با دلی آسوده، فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل،
مملو از عشق و جوانمردی و زهد،در ره کشف حقایق کوشم؛
شربت جرات و امید و شهامت نوشم؛
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم؛
ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم؛
آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم؛
شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش، ره نمایم به همه، گرچه سراپا سوزم؛
من شدم خلق که مثمر باشم، نه چنین زائد و بی جوش و خروش،
عمر بر باد و به حسرت خاموش!
ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش می فهمم
کین سه روزِ از عمر، به چه ترتیب گذشت:
کودکی در غفلت، در جوانی شهوت، سرِ پیری حسرت!
به زبانِ دیگر:
کودکی بی حاصل، نوجوانی باطل، وقتِ پیری غافل!
چهارشنبه 3/6/1389 - 7:27
سياست
مواردی ازاین دست در این قانون است که آن را به صورت مکتوبه ای نا کارآمد می سازد.و بر همین اساس با کوچکترین کنشی برای اجرایی کردن این قانون و واکنش از سوی مخالفان ، فرافکنیها و شانه خالی کردن ها از زیر بار آن آغاز و به جای اینکه طرح موضوع عفاف و حجاب در جامعه به امری برای ایجاد سلامت اخلاقی و امنیت اجتماعی منجر شود به فضایی پر تنش با محکوم کردن این و آن و در نهایت موجبات سوء استفاده متجاوزان به حریم امن خانواده ها و گسترش بد حجابی فراهم می گردد.
قانونگذار در بخش وظایف تخصصی برای بسیاری از دستگاهها از جمله وزارت فر هنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بازرگانی،سازمان صدا و سیما، نیروی انتظامی ، سازمان ملی جوانان و سازمان تبلیغلات اسلامی شرح وظیفه آورده است. با مرور بر این وظایف در می یابیم که این دستگاهها بسیاری از وظایف خود در این قانون را یا به فراموشی سپرده اند و یااینکه برای گریز از واکنشهای احتمالی و دردسر های متعاقب آن آنها را نادیده گرفته اند.
در وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مواردی همچون حمایت مادی و معنوی و تشویق تولید کنندگان آثار فرهنگی و هنری در راستای توسعه فرهنگ عفاف ، حمایت از نشریات تخصصی پوشاک اسلامی، به عضویت پذیرفتن خانم های مطلع و متعهد از مسایل عفاف و حجاب در هیئت های نظارت بر بازبینی فیلم و کتاب همچنین ارزیابی مستمر وضعیت حضور زنان در فیلمهای سینمایی و مطبوعات آمده است.
این قانون وزارت بازرگانی را به حمایت ازطراحان و تولید کنندگان پوشاک ساده و اسلامی همچنین نظارت بر عملکرد واحد های تولیدی پوشاک ، اطلاع رسانی و ارتقاء سطح دانش و بینش واحد های تولیدی و توزیعی و تهیه احکام شرعی مرتبط با اصناف و آموزش آن به اصناف قبل از اخذ مجوز فعالیت موظف کرده است.
اهتمام ویژه در خصوص معرفی و ترویج فرهنگ عفاف ، فرهنگ سازی در زمینه اصلاح پوشش نا مناسب و ارائه راه حلهای موثر و فوری از طریق تولید برنامه های کارشناسی ، گفتمان ، تولید فیلم و تیزرهای تلویزیونی ، تدوین سیاستهای روشن و مشخص در مورد سبک لباس و آرایش هنر مندان ، مجریان زن و مرد و ... در برنامه ها ، فیلمهای سینمایی با محوریت حجاب و عفاف همچنین اتخاذ سیاستهای انضباطی در خصوص بازیگران زن صدا و سیما و جلو گیری از تجلیل و تبلیغ چهره هایی که در مناظر اجتماعی و عمومی با ظاهر و پوشش بد حضور پیدا می کنند از جمله وظایفی است که در این قانون برعهده صدا و سیما گذاشته شده است .
این قانون در وظایف نیروی انتظامی تاکید بر برخورد قانونی و محترمانه به مظاهر بد حجابی دارد.اعلام حدود و ضوابط قانونی عفاف و ملاکهای بد حجابی در جامعه به منظور تشخیص مصادیق آن از جمله وظایف نیروی انتظامی است.
مطالعه جهت تعیین هنجارهای روشن در زمینه توسعه فرهنگ عفاف متناسب با علایق جوانان و ارزشهای جامعه، برگزاری میزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه حجاب و عفاف و تشویق و تجلیل از دختران و پسران نخبه و ممتاز و معرفی افراد نمونه با توجه به الگو بودن آنها در زمینه پوشش از وظایف ساز مان ملی جوانان در این قانون است.
حجاب و عفاف پدیده مذهبی – ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی است و توجه به زمینه های فرهنگی – اجتماعی به عنوان بستر آن شایسته و لازم است و اشاعه و تعمیق آن نیاز مند آموزشهای بنیادین و مداوم در خانه ، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است . بدیهی است که در کنار شرایط مساعد اجتماعی برای ارزش تلقی کردن و الگو پذیری این فرهنگ ، نیاز مند درونی و نهادینه شدن آن در افراد است. بدون شک رسیدن به این هدف نیازممند مشارکت و توجه جدی همه نهاد ها و دستگاهها به صورت مستمر و هدفمند است و این مهم جز با نگرش عمیق و دوباره همه متولیان و دستگاهها به قانون نیز میسر نمی شود
يکشنبه 31/5/1389 - 22:41
سياست
ما و قانون عفاف و حجاب
قانون گسترش عفاف و حجاب
پدیده بد حجابی امروزه به عنوان یک معضل اجتماعی آه از نهاد بسیاری از دلسوزان نظام برآورده و کنشها و واکنشهای مختلفی را در پی داشته است.
همه ساله با آغاز فصل گرما این موضوع به انحای مختلف خودنمایی می کند . صرف نظر از ریشه ها و علل آن آنچه در این نوشتار مورد نظر است یک دقت نظر بر قانون گسترش راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در دیماه سال 1384 می باشد.
در این قانون و ظایفی برای نهادهای قانونگذار، فرهنگی ، انتظامی و بازرگانی و حتی خانواده ها منظورشده است. در این قانون مواردی هم به چشم می خورد که فاقد مرجع اجرایی و نظارتی است.شاید بتوان همین نقیصه را به عنوان عامل بی تاثیری یا کم تاثیری آن در گسترش عفاف و حجاب در جامعه برشمرد.
ازاین دست می توان به به بند چهارم سیاستها و راهکار ها در قانون اشاره کرد:
در این بند آمده :" تعریف استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ دینی و ملی و فراهم کردن زمینه های لازم برای ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگو ده"
این مهم برعهده کیست ؟ مگر نه این است که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مرجع رسمی تعریف ساختار فرهنگی جامعه انقلابی ایران شناخته می شود؟ آیا همه دست اندر کاران اصلی سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی عضو و یا نهاد مرتبط با این تشکیلات نیستند؟ چرا به هنگام تصویب این قانون به تعریف جامع و واحدی از پوشاک و حجاب منطبق با موازین اسلامی نرسیده اند که این امر را موکول به نهادهای موهوم کرده اند؟
در بند 12 سیاستها و راهکار ها آمده است : "ارزیابی دقیق از اجرای طرحها توسط دستگاههای فرهنگی ، انتظامی و قضایی برا ی مقابله با مظا هر بد حجابی و یافتن راهکارهای مناسب توسط کمیته توسعه و ترویج فرهنگ عفاف"
جای سوال دارد : ارزیابی از عملکرد کی؟ ارزیاب کیست؟ ماهیت و ساختار کمیته توسعه و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در کجا آمده ؟ و متولی آن کیست؟
يکشنبه 31/5/1389 - 22:36
دانستنی های علمی
ضرب المثل: Without a doubt
مفهوم به انگلیسی:It is certain
مفهوم به فارسی :بدونشك
ضرب المثل: Word of mouth
مفهوم به انگلیسی:News that travels from person to person
مفهوم به فارسی :خبرهاییكه از شخصی به شخص دیگر منتقل میشود
ضرب المثل: You can’t judge a bookby its cover
مفهوم به انگلیسی:Don’t make judgments based only on appearances
مفهوم به فارسی: از روی ظاهر قضاوت نكن
ضرب المثل: Your guess is as goodas mine
مفهوم به انگلیسی:You can’t speak with certainty about something
مفهوم به فارسی :نمیتوانیدبا قاطعیت در مورد مطلبی صحبت كنید
ضرب المثل: A friend in need is afriend indeed
مفهوم به انگلیسی: a real friend is one who is supportive in times of trouble
مفهوم به فارسی : دوستواقعیکسی است که در موقع مشکلات همراه ما هست.
ضرب المثل: new broom sweeps clean
مفهوم به انگلیسی: something new and in good condition works better
مفهوم به فارسی :چیزجدید و خوب بهتر کار می کند.
ضرب المثل: A stitch in time savesnine
مفهوم به انگلیسی : little preventive maintenance can savethe need for repairs later
مفهوم به فارسی :مراقبتبیشتر باعث میشود که احتیاجی به تعمیر دوباره نباشد.
ضرب المثل: Barking up the wrongtree
مفهوم به انگلیسی: make an error; make a claim to the incorrect person
مفهوم به فارسی :درستکردن یک مشکل وخطلا برای یک نفر
ضرب المثل: First come, first served
مفهوم به انگلیسی: person who arrives first is served first
مفهوم به فارسی : هرکسزودتر آمده باشد زودتر میرود.
ضرب المثل: Tit for tat
مفهوم به انگلیسی: this for that,
مفهوم به فارسی :اینبرای آن
يکشنبه 31/5/1389 - 22:32
دانستنی های علمی
ضرب المثل: A Bird In The Hand Is Worth Two In The Bush
مفهوم به انگلیسی: Keep what you have and don’t be greedy for more
مفهوم به فارسی : بهچیزی كه داری قانع باش
ضرب المثل: A Blessing In Disguise
مفهوم به انگلیسی: A good thing that you don’t recognize at first
مفهوم به فارسی : چیزخوبی كه در ابتدا قدرش را نمیدانید
ضرب المثل: A Chip On Your Shoulder
مفهوم به انگلیسی: Angry because of what happened in the past
مفهوم به فارسی :عصبانی بودن بخاطر چیزی كه قبلا اتفاق افتاده
ضرب المثل: A Dime A Dozen
مفهوم به انگلیسی: Cheap and easy to get
مفهوم به فارسی : چیزیكه ارزان و راحت بدست بیاید
ضرب المثل: A Drop In The Bucket
مفهوم به انگلیسی: Something that isn’t important because it’s very small
مفهوم به فارسی : چیزیكه بدلیل كوچك بودن اهمیت ندارد
ضرب المثل: A Fool And His Money Are Easily Parted
مفهوم به انگلیسی: Foolish people lose money easily
مفهوم به فارسی : یهاحمق راحت پولشو از دست میده
ضرب المثل: A Penny Saved Is A Penny Earned
مفهوم به انگلیسی: Little by little you’ll save money by not spending your money
مفهوم به فارسی : قطرهقطره جمع گردد وانگهی دریا شود
ضرب المثل: A Piece Of Cake
مفهوم به انگلیسی: Something that is very easy to do
مفهوم به فارسی : كاریكه انجام آن ساده است.
معادل در فارسی: مثل آب خوردن
ضرب المثل: A Shot In The Dark
مفهوم به انگلیسی: A guess when you don’t know the facts
مفهوم به فارسی : حدسزدن چیزی وقتی که تو واقعیت رو نمی دونی
ضرب المثل: A Slap On The Wrist
مفهوم به انگلیسی: A punishment that is very mild
مفهوم به فارسی : تنبیهخیلی ملایم
ضرب المثل: A Slip Of The Tongue
مفهوم به انگلیسی: Something which you did not mean to say
مفهوم به فارسی : وقتیچیزی را گفته اید كه قصد گفتنش را نداشته اید
يکشنبه 31/5/1389 - 22:29
دانستنی های علمی
ضرب المثل: Two heads are better than one
مفهوم به انگلیسی: two people can do – better than one can alone
مفهوم به فارسی : دو تافکر بهتر از یک فکره
ضرب المثل: Make hay while the sun shine
مفهوم به انگلیسی: take a chance while it is available
معادل در فارسی : شانسیک بار در خونه آدم رو می زنه
ضرب المثل: Strike while the iron is hot
مفهوم به انگلیسی: take care of a matter before it becomes too late
معادل در فارسی : تاتنور داغه نون رو بچسبون
ضرب المثل: All that glitters is not gold
مفهوم به انگلیسی: something that looks valuable is sometimes truly worthless
معادل در فارسی : هرگردی گردو نیست
ضرب المثل: Curiosity killed the cat
مفهوم به انگلیسی: curiosity causes problems
معادل در فارسی : فضولیموقوف
ضرب المثل: easy come, easy go
مفهوم به انگلیسی: easy come, easy go
معادل در فارسی : بادآورده را باد می برد
ضرب المثل: no news is good news
مفهوم به انگلیسی: it’s better not to hear anything than to hear bad news
معادل در فارسی : بیخبری خوش خبری است
ضرب المثل: nothing ventured, nothing gained
مفهوم به انگلیسی: someone who doesn’t try does not succeed
معادل در فارسی :نابرده رنج گنج میسر نمیشود
ضرب المثل: East, West, homes best
معادل در فارسی :نابرده رنج گنج میسر نمیشود
ضرب المثل: Hit the jackpot
مفهوم به انگلیسی: hit the bullseye, won the lottery
معادل در فارسی : یک شبپول دار شدن
يکشنبه 31/5/1389 - 7:28
دعا و زیارت
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بى من غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .
بنام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید.
اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.
این بود كیفیت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دخت گرامى حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى علیهما آلاف التحیة والثناء كه پدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنیا به او بشارت داده و فاطمه علیهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتیاق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پیوسته زبان حالش به نغمه الهى«عجل وفاتى سریعا» مترنم بود.
درود بی پایان ما بر او و فرزندان پاکش باد.
منبع:
بحارالانوار، جلد 43، ص 214
چهارشنبه 4/6/1388 - 23:7