* من جز یک چیز نمی دانم و آن این است که هیچ نمی دانم.
« سقراط »
*دورا در پرانتز راه نمی دادند،می خواست زیر رادیکال بره!
*گر صبر کنی ز منفی مثبت سازم.
*جذر گرفتن دولادولا نمی شه!
به منزل چند شاعر تلفن زدم، چون در خانه نبودند، پیغام گیرتلفن آن ها چنین پاسخ داد:
منزل سعدی:
از آواز دل انگیزتو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم
منزل فردوسی:
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا برآید بلند آفتاب
منزل بابا طاهر:
تیلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چواز صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت
منزل خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داده به باد
ممنون توام که کرده ای از ما یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد
ويکتور هوگو، نويسنده ی معروف فرانسوی وقتی نوشتن داستان بلند « بينوايان » را به پايان رساند،بسيار خسته بود و تصميم گرفت به تعطيلات برود. بعد از مدتی برای اين که از ميزان فروش کتاب مطلع شود،نامه ای برای ناشرش فرستاد که در آن فقط نوشته بود:«؟». بعد از مدتی از ناشرش پاسخ رسيد که : «!».
«برگرفته شده از کتاب: نوشتن اخلاق»
- خانه ی دوست کجاست ؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید.
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
« نرسیده به درخت ، کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است.
ودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است.
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد.
خانه دوست کجاست؟ »
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمان می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.
در صمیمیت سیال فضا ، خش خشی می شنوی :
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
می گویند روزی شیطان تصمیم گرفت از کار خود دست بکشد. بنابر این اعلام کرد که می خواهد ابزارش را با قیمتی مناسب به فروش بگذارد. پس وسایل کارش را که شامل خود پرستی ، نفرت ، خشم ، حرص ، حسادت ، قدرت طلبی و ... می شد به نمایش گذاشت. اما یکی از این ابزار بسیار کهنه و کار کرده به نظر می رسید و شیطان حاضر نبود که آن را به قیمت ارزان بفروشد.
کسی از او پرسید: ( این وسیله ی گران قیمت چیست ؟ )
شیطان گفت : (این نومیدی و افسردگی است ! )
پرسیدند : ( چرا این همه گران است ؟ )
شیطان گفت : ( زیرا این وسیله برای من بیش از ابزار دیگر موثر بوده است . هرگاه سایر وسایلم بی اثر می شوند تنها با این وسیله می توانم قلب انسان ها را بگشایم و کاری انجام دهم. اگر بتوانم کسی را وادارم که احساس نامیدی و یاس و دلسردی و تنهایی کند می توانم هرچه می خواهم با او بکنم.من این وسیله را روی همه ی انسان ها امتحان کرده ام و به همین دلیل هم کهنه است. )
راست گفته اند که شیطان دارای دو ترفند اساسی است که یکی از آنها دلسرد کردن ماست. به این ترتیب حداقل برای مدتی نمی توانیم مفید باشیم.
ترفند دیگر تردید افکندن در دل ماست نا ایمانمان نسبت به خدا و خودمان ضعیف شود.