طنز و سرگرمی
دانشگاه ازاد
سپاس و ستایش دانشگاه ازاد راکه ترکش موجب بی مدرکی است وبه کلاس اندرش مزید در به دری هرترمی که اغاز میشود موجب پرداخت زر است و چون به پایان رسد مایه ضرر
پس در هر سالی دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب
از جیب و جان که بر اید کزعهده خرجش به در اید
يکشنبه 18/12/1387 - 22:12
خواستگاری و نامزدی
دوستت دارم دوستت دارم را من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام دامنی پرکن ازاین گل که بری خانه دشمن که نشانی بر دوست رازخوشبختی هرکس به پراکندن اوست
دوشنبه 25/9/1387 - 1:5
خواستگاری و نامزدی
تنها زمانی میتوانید در كارخودموفق شویدكه باور كنیدكارتان جالب ترین كار دنیاست پس در قلب خود برای كارتان جایی بگشایید وعشق وعلاقه قلبی خود رادركارتان متمركز كنید. asrash
شنبه 20/7/1387 - 23:59
خواستگاری و نامزدی
هر چه راجع به خودتان می دانید فراموش كنیدهر چه راجع به خودتان فكر كرده ایدفراموش كنید حالامی خواهیم با یكدیگر طوری شروع كنیم كه انگار هیچ چیز نمی دانیم.دیشب باران سختی می با رید و حالا اسمان شروع به صاف شدن كرده حالا روز جدیدی است بیایید با این روزتازه مانند تنها روزی كه وجود دارد برخورد كنیم سفر خود را با پشت سر نهادن همه خاطرات گذشته اغاز كرده و برای نخستین مرتبه به . . . .
پنج شنبه 18/7/1387 - 18:17
محبت و عاطفه
:: ... بعد از ... ::..
بعــد از یک عبــادت طــولانی در یــک نیمه شب سرد پاییزی چشمهایم را به سوی آسمان روانه کردم و ستاره ی دیدم که برایم چشمک میزد...
داشتم فکر می کردم ما آدمها چقدر پیچیده هستیم و در عین حال چقدر ساده، هر چقدر که بخواهیم از یک موضوعی دوری کنیم، اون موضوع هی به ما می چسبد، ما هی قدرت جذبمان در مقابل اون موضوع بالاتر میره.... دارم سعی می کنم یه سری چیزها رو توی وجودم بپذیریم....
......
هر آنچه که توی زندگی برای ما اتفاق می افتد دست خودماست، کم کم دارم به این نتیجه میرسم، اگر فقط گاهی مواظب حرف زدن هایمان باشیم، اگر فقط تعدادی واژه رو از توی ذهن و زبانم پاک کنیم، خیلی از مشکلاتمان حل میشود، کم کم دارم میرسم به این نتیجه که شانس، خود ما هستیم، رفتارهایمان،
عملکرهایمان، قضاوتها، و برخوردهایی که داریم. فقط باید کمی در خودمان فرو برویم و بپردازیم
چهارشنبه 19/10/1386 - 0:20
کنکور
شما پشت کنکوری عزیز!اگر دری به تخته خورد و صور فلکی خوب افتاد و خط بخت و اقبالتون بلند بود و تو دانشگاه قبول شدید ،دو حالت وجود داره یا تو شهر خودتون قبول شدید که در این صورت هیچ اتفاق خاصی نیفتاده،چون همچنان غذای مامانتون به راهه و به جای رفتن به دبیرستان فقط خط اتو بوستون رو عوض می کنید و میرید دانشگاه.این از این .حالا اومدیم تویه شهر دیگه قبول شدید اصل مطلب همینه.من به عنوان یه دانشجویی که چند سال دور از خونه درس خوندم،میگم که چه کنید اول اینکه قبل از نقل مکان به شهر مورد نظر باید یه سری وسایل همراهتون ببرید.گفتم وسایل،ولی آخه عزیز من به خدا تو اون شهری که میخوای درس بخونی،مغازه بقالی عطّاری وسمساری پیدا میشه ؛دیگه خلال دندون و سطل زباله و ساعت دیواری پاندول دار و آفتابه لگن هفت دست رو بی خیال شید و الکی بارتون رو سنگین نکنید فقط لوازم ضروری به شرح زیر با خودتون ببرید:1-یک عدد کارت عابر با موجودی مناسب که هر ماه توسط پدر گرامی شارژ می شود وشاهرگ حیاتی شما محسوب میشود.2-متکا و تشک و پتوی گرم و نرم مناسب از اوجب واجبات است.3- مقداری ظرف غذای جمع و جور برای درست کردن دو عدد تخم مرغ غیر رسمی در روزهای اول.حالا بعدا خواستی بو قلمون بار بذاری،از همون شهر می توانی دیگ و سه پایه بخری !!!4-یک عدد جولاهه یا شمد یا موکت مناسب حال درویشان برای زیر انداز 5-رخت و لباس شخصی خودتون(البته به وضعیت فرهنگی شهر مورد نظر هم توجه داشته باشید).باید بدونید که این روزها با توجه به تاسیس دانشگاه حتی در نقاط کور کشور ،مثلا اگر کت و شلوار با مارک بوسنی با کراوات نقره ای بزنید ملّت بهتون می خندن!!!از من گفتن بود؛خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!!!6-غیر از اینا به یه سری وسایل ضروری دیگه هم احتیاج دارید.اول باید ساکن شید ،بعد با هم اتاقی های آینده تون اونا رو تهیه کنید؛مثلا یخچال و اجاق و گاز و این جور چیزا که اگر زرنگ باشید،از نوع دست دوم و ترو تمیز و ارزون قیمت اونها تو همه سمساری ها پیدا میشه (توجه:در غیر این صورت رجوع شود به نان خشکی).خلاصه اینکه یا باید حسابی پدر محترم سر کیسه رو شل کنه و مبلغ گزاف نقل و انتقالتونو بپردازه یا اینکه از همین حالا به فکر تهیه پنج بند فوق الذکر باشید.
ارادتمند(ورودی جدید)
پنج شنبه 22/9/1386 - 19:38
خواستگاری و نامزدی
بعضی ها را دیده ام که از وقت کم شکایت میکنند. آنها می گویند:
حیف که نمی رسیم.گرفتاریم.وقت نداریم.عقبیم..."
اینها واقعاً بیمار خیالبافی های خود هستند.
وقت، علی الاصول ، بسیار بیش از نیاز انسان است.
ما، وقت بی مصرف مانده و بوی نا گرفته ی بسیاری در کیسه های مان داریم
وقتی که تباه میکنیم ، می سوزانیم ،به بطالت می گذرانیم.
بسیاری از ما می توانیم پنج برابر ،ده برابر، یا بیش برابر آنچه کار می کنیم
کار کنیم یاد یگیریم، بیا فرینیم، تغییر بدهیم.
انسان شهری ،عجیب در بیکارگی و بطالت فرو رفته است
بهانه جویی، ورّاجی ، شو خی های خجالت آور
،خواب های طولانی پیر کننده و...
همیشه در انتظار حادثه ای غریب و دگرگون کننده
اگر نه معجزه ای، دست کم کرامتی...
و ناگهان حل شدن جمیع مشکلات اما این نوع برخورد با زندگی ،فقط تباه کردن زندگی است
زندگی ،فقط در روز مرگی اش زندگی ست و می تواند سرشار از شادمانی و خوشبختی باشد
در روزمره گی سلامت .
و یادت باشد که هر چیز معمولی ،عادی نیست. عادی ،نفرت انگیز است اما
معمولی می تواند عمیق ،پاک، روشن و تفکر انگیز... باشد
پنج شنبه 22/9/1386 - 1:15
اخبار
| هشدار قرمز برای دستگیری قاتل توریست فرانسوی |
| گروه حوادث؛ پلیس طی فراخوانی برای دستگیری یک جانی خطرناک که در آخرین جنایت خود یک توریست فرانسوی را در اصفهان به قتل رسانده است از مردم خواست اگر اطلاعاتی از این مرد و اعضای خانواده اش در اختیار دارند موضوع را به سرعت اطلاع دهند.این مرد که «کاظم ن.» نام دارد از اعضای یک باند سرقت مسلحانه است که همدستانش پس از دستبرد به یک طلافروشی در شهر اصفهان، سرقت یک دستگاه پژو 405 نقره یی، دزدی مسلحانه از بانک ملت شعبه صفه واقع در خیابان هزار جریب اصفهان، کشتن یک طلا فروش و مجروح کردن چهار تن دیگر دستگیر شدند اما پلیس تاکنون موفق نشده است این مرد جانی را به دام بیندازد.ساعت 17 روز یکشنبه کارآگاهان پلیس آگاهی اصفهان از وقوع جنایتی مسلحانه در ترمینال این شهر واقع در خیابان جی با خبر و به سرعت به محل حادثه اعزام شدند. آنان در تحقیقات اولیه خود دریافتند مقتول یک توریست 29 ساله فرانسوی است که هنگام حادثه قصد داشت به همراه همسرش راهی شهرستان یزد شود، اما مورد هجوم مردی ناشناس قرار گرفت و در همان محل از پای درآمده است. کارآگاهان که با جنایتی مرموز مواجه شده بودند و نمی دانستند قاتل چه انگیزه یی را از کشتن توریست فرانسوی دنبال می کرد، به بازجویی از همسر مقتول و شاهدان عینی پرداختند و از طریق اظهارات آنان توانستند مشخصاتی از ضارب ناشناس به دست آورند. طبق اطلاعات به دست آمده قاتل فراری حدود 27 سال سن دارد و قدی حدود 170 سانتیمتر، جثه یی متوسط، موهای خرمایی کوتاه و چهره یی آفتاب خورده و سوخته از ویژگی های ظاهری او است.پلیس زمانی که با این مشخصات روبه رو شد دریافت چهره قاتل توریست فرانسوی با چهره مردی که روز شنبه 10 آذرماه یک مامور نیروی انتظامی را هدف گلوله قرار داد مطابقت دارد.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی عبرت ساعت 16 روز شنبه 10 آذرماه مردی جوان در حالی که یک قبضه کلت کمری در دست داشت وارد کیوسک نگهبانی اداره اتباع بیگانه پلیس اصفهان واقع در خیابان چهارباغ شد و به سوی افسر نیروی انتظامی آتش گشود. این مرد سپس نامه یی را روی زمین انداخت و به سرعت سوار یک موتورسیکلت هوندای قرمز رنگ که جوانی دیگر راننده آن بود شد و از محل گریخت. پس از این حادثه مامور پلیس به بیمارستان انتقال یافت و از مرگ نجات یافت. از سویی کارآگاهان با بازجویی از شاهدان عینی توانستند مشخصات مرد ضارب را در اختیار بگیرند اما هیچ نشانی از همدست وی که چهره اش را به صورت کامل پوشانده بود به دست نیامد. در حالی که انگیزه مرد مسلح در هاله یی از ابهام قرار داشت کارآگاهان با مطالعه نامه یی که مجرم فراری بر جای گذاشته بود به هدف وی از این ترور ناموفق پی بردند. مرد جنایتکار در نامه خود خواستار آزادی دو سارق مسلح مرودشتی شده بود.سارقان مرودشتی که با یکدیگر برادر هستند و پلیس آنها را 30 و 22 ساله و به نام های «ع» و «ش» معرفی کرده است ساعت 20 شامگاه 15 مهرماه سال جاری در حالی که نقاب به چهره داشتند در خیابان امام خمینی اصفهان راه را بر راننده یک پژو 405 نقره یی رنگ بستند و پس از مجروح کردن این مرد 58 ساله و آتش گشودن به سوی جوان 30 ساله یی که شاهد سرقت مسلحانه بود اتومبیل وی را ربودند.دو برادر دو روز بعد در ساعت 30/18 سه شنبه 17 مهرماه به همراه همدست دیگر خود که اکنون فراری است به یک طلافروشی در خیابان شهید مطهری ملک شهر رفتند و بعد از آتش گشودن به سوی یکی از جواهرفروشان به نام ابراهیم و قتل وی، دست به سرقت زدند. ساعت 8 صبح روز بعد دوباره این سارقان سوار بر خودروی مسروقه مقابل بانک ملت شعبه صفه توقف کردند و یکی از آنان با کلت وارد بانک شد و بدون تیراندازی چهار میلیون تومان به چنگ آورد و به همراه همدستانش گریخت. چند روز بعد لاشه سوخته پژوی نقره یی رنگ در شمال اصفهان کشف شد و از سویی کارآگاهان با مقایسه پوکه فشنگ های بر جای مانده از سارقان متوجه شدند این افراد در شهر شیراز نیز سرقت های مسلحانه انجام داده و از همان سلاح استفاده کرده اند. در نهایت پلیس با پی بردن به این موضوع که این شبکه سرقت مسلحانه چهار عضو دارد توانست محل اختفای آنان را در شهر شیراز پیدا کند. اما هنگامی که تیم های عملیاتی این خانه را به محاصره در آوردند مطلع شدند متهمان از آنجا گریخته اند. با ادامه یافتن تحقیقات 18 مظنون در خصوص این پرونده بازداشت شدند و از میان این افراد دو برادر مرودشتی به جرم خود اعتراف کردند. به رغم دستگیری «ع» و «ش» هیچ سرنخی از دو همدست دیگر آنها به دست نیامد و دو برادر نیز اطلاعات زیادی از همکاران جنایتکار خود به پلیس ارائه ندادند. بنا به اخبار موجود هم اکنون دو عضو فراری این شبکه سرقت مسلحانه با انگیزه نجات همدستان خود اقدامات جنایتکارانه تازه یی آغاز کرده اند. جزییات تازه در این میان کارآگاهان جنایی اصفهان با انجام تحقیقات همه جانبه موفق شدند جزییات بیشتری از قتل توریست فرانسوی به دست آورند. طبق این اطلاعات روز حادثه کاظم - مرد موخرمایی- به همراه یکی از برادرانش یک خودروی مسافرکش را به صورت دربستی کرایه کردند و پس از رسیدن به خیابان جی مرد مسلح به تنهایی از اتومبیل پیاده و وارد ترمینال شد و بعد از آنکه توریست جوان به نام ژولین فان وایسبرگ را از پای درآورد بار دیگر به خودروی کرایه یی بازگشت و با تهدید سلاح راننده را وادار به فرار از محل کرد. با جزییات به دست آمده از مرد جنایتکاری که هم اکنون پلیس سراسر اصفهان در جست وجوی او است نشان از آن دارد که کاظم به همراه مادر 47 ساله و دو برادر 16 و 22 ساله اش در حاشیه اصفهان ساکن هستند و این جانی 27 ساله برادرانش را نیز در اعمال مجرمانه با خود همراه کرده است. پرونده کاظم نشان از آن دارد که وی از یک شخصیت ضداجتماعی برخوردار است و از کودکی به شرارت می پرداخت و چهره اش بیانگر ابتلای وی به نوعی بیماری است.پلیس اصفهان با درخواست شناسایی کاظم و اعضای خانواده اش از سوی شهروندان هشدار داد که این افراد ممکن است در قالب گروه های دو نفری مجردی یا در قالب گروه مادر و فرزندی اقدامات تبهکارانه شان را پیگیری کنند. بنابر این گزارش هم اکنون تلاش ها برای دستگیری جانی موخرمایی و اعضای خانواده اش ادامه دارد.سخنگوی وزارت امور خارجه نیز دیروز با اظهار تاسف از قتل یک تبعه کشور فرانسه گفت؛ پلیس با جدیت در مورد این حادثه تحقیق می کند. هر کس شناسایی کرد به من اطلاع بده هر چی دادن نصف میکنیم به خدا |
چهارشنبه 21/9/1386 - 19:8
خانواده
شاید زیاد به خود و زندگی میبالیم و غرق در زندگی شده ایم یک لحظه چشمهات رو ببند و پشت همین صفحه مانیتور با خود زمزمه کن:
ز کجا امده ام امدنم بهر چه بود به کجا میروم اخر ننمایی وطنم
چهارشنبه 21/9/1386 - 1:19