• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6070روز قبل
اخبار

جاسوسی از طریق اینترنت؛ مساله ای که در گذشته ای نه چندان دور تنها ذهن اندیشمندان علوم ارتباطات و اطلاعات را به خود مشغول ساخته بود، اینک در ذهن تک تک انسان های کره خاکی پرسه می زند.

کیث لیتل، تکنیسین رایانه در ایالت مرکزی واشنگتن می گوید: " هر روز تعداد بیشتری از مشتریانش از او می خواهند برای حفظ حریم شخصی آن ها اقداماتی انجام دهد". او نیز رایانه های آنان را برای یافتن هر گونه برنامه شیطانی جستجو کرده، نرم افزارهای امنیتی در آن نصب می نماید. آنچه مردم را متعجب می کند، آن است که لیتل برنامه هایی را کشف می کند که برای جاسوسی در رایانه های شخصی، تعبیه شده اند. و تعجب آن ها بیشتر هم میشد اگر می دانستند نیمی از بیست رایانه ای که وی در هفته بازدید می کند، به چنین برنامه هایی آلوده هستند. عموماً جاسوسی اینترنتی، به صورت کسب اطلاعات از طریق برنامه هایی معرفی می شود که از راه نصب نرم افزار ها و یا حین گردش افراد در محیط وب وارد کامپیوتر شخصی آن ها شده و تا زمانی که کاربر به شبکه جهانی وصل است، اطلاعاتی را که روی هارد دیسک او ذخیره شده است برای پایگاههای مطلوب خویش میفرستند. اما این فقط یکی از انواع جاسوسی الکترونیکی است.نوعی که امروزه تقریباً همه ما آن را می شناسیم و برای جلوگیری از بروز چنین خبرچینی هایی، در کامپیوترهای خویش انواع فایروال ها و نرم افزارهای ضد جاسوسی را نصب می کنیم. بررسی ایمیل های شخصی و سازمانی، گزارش عملکرد «وب گردیِ» کاربران و سرویس دهی ارائه دهندگان خدمات اینترنتی به شرکت ها و سازمان های ذی نفع و به عبارت دیگر مشاهدۀ دقیق عملکرد کاربران و سرویس دهندگان اینترنت به مالکان این دنیای شیشه ای از انواع دیگر این جاسوسی می باشند؛ جاسوسی هایی که کمتر بدان ها پرداخته شده است.

چرا که در صورت پرداختن به این موضوع دیگر منافع یک شرکت و دو شرکت به خطر نمی افتد؛ اینجا منافع ملی یک یا دو دولت خاص به خطر می افتد؛ دولت هایی که در آرزوی فتح دنیای مجازی و حقیقی تک تک ما می باشند. مسلماً اگر مشتریان کیث لیتل از چنین چیزی باخبر بودند حاضر نمی شدند حتی برای لحظه ای پا به عرصه اینترنت گذارند. اما مشکل آنجا است که اکثر ما از جاسوسی عظیمی که همزاد دنیای مجازی است، ناآگاهیم و در برابر طرح چنین اندیشه هایی خواهیم پرسید:« چگونه چنین مساله ای ممکن است؟ مگر نه اینکه اینترنت فضایی است که هیچ گونه مالکی ندارد و هیچ دولتی نمی تواند بر اعمال انسان های مجازی این دنیا نظارت و کنترل داشته باشد؟»

آنچه میخوانید مطالعه وضعیت امروز شبکه جهانی است. شاید پس از خواندن این نوشته پاسخی برای این سوال ها بیابیم. همان طور که میدانید تشکیل اینترنت ابتکاری بود از سوی پنتاگون. جریان از این قرار بود که وزارت دفاعِ ایالت متحده آمریکا پس از آنکه شوروی سابق، سفینۀ Sputnik را به فضا فرستاد، شبکه ای از ارتباطات را در اختیار پژوهشگران طرف قرار داد خود گذاشت تا آنان بتوانند پروژه های نظامی خود را با موفقیت به اتمام رسانند و بدین وسیله موجبات برتری همه جانبۀ آمریکا بر شوروی و سایر کشورهای رقیب را فراهم آورند. این شبکه از سوی بنیاد ملی علوم(NSF) ، در آمریکا تعمیم یافت و اندکی بعد نه تنها جامعه آمریکا بلکه تمامی جهان را نیز در بر گرفت؛ همین نهاد یعنی NSF تا اواسط دهه 1990 نقش عمده ای را در مدیریت منابع اینترنتی بر عهده داشت که با ظهور تجارت الکترونیک در اواسط دهه 1990 این بنیاد جای خویش را به وزارت بازرگانی آمریکا داد.

برای آنکه معنای مدیریت منابع اینترنتی را بهتر درک کنیم، لازم است توضیحی کوتاه راجع به ساختار منابعِ اینترنتی آورده شود. ساختار منابع اینترنتی بدان صورت است که هر دستگاه سخت افزاری(مانند رایانه شخصی) دارای یک هویت اینترنتی است که این هویت به صورت شمارۀ اینترنتی منحصر به فرد تعریف می شود. شمارۀ اینترنتی از چهار جزء ( - . - .- . -) تشکیل شده است که هر جزء عددی از 0 تا 255 می باشد. از آنجا که حفظ کردن تعداد زیادی شماره چهار جزیی کاری است تقریباً غیر ممکن، کاربران عادی معولاً از نام دامنۀ اینترنتی استفاده می کنند. وقتی نام دامنۀ را در صفحۀ مرورگر تایپ می کنیم این نام به کارگزاری فرستاده می شود که کار آن ترجمۀ نام به شماره اینترنتی است و این شماره برای اتصال مقصد مورد نظر در اختیار شبکه قرار می گیرد. و از آنجا که نشانی هر دستگاه متصل به اینترنت باید به طور منحصر به فرد قابل شناسایی باشد، نوعی هماهنگی جهانی برای توزیع و حفاظت شماره ها و نام های اینترنتی لازم است. این هماهنگی همچنین شامل نظارت و مدیریت داده های تعدادی کارگزارِ مادر موسوم به کارگزاران ریشه می شود.

همان طور که گفته شد از اواسط دهه 1990، مدیریت این سه منبع یعنی شماره ها و دامنه های اینترنتی، و کارگزارهای ریشه به وزارت بازرگانی آمریکا سپرده شد. این وزارت در نوامبر سال 1998 تفاهم نامه ای را با یک شرکت خصوصیِ غیر انتفاعی در ایالت کالیفرنیا به نام ICANN به امضا رساند، و طی آن رسماً راهبری و مدیریت اینترنت را مشروط به اینکه این شرکت ارتباط حقوقی خویش را با دولت آمریکا حفظ کند، به وی سپرد؛ مدیریتی که تا کنون با حفظ مصالح دولت آمریکا ادامه یافته است. تامین پایداری و امنیت شبکه اینترنت و توزیع عادلانۀ منابع اینترنتی اهم اهداف این راهبری می باشند. بر مبنای این اهداف، اختیارات و امکانات است که شرکتِ آیکَن به راحتی می تواند تمامی اطلاعاتی را که در شبکه جهانی رد و بدل می شود کنترل کرده و از آن ها استفاده لازم را به عمل آورد.

 بنابراین دیگر جای تعجب نیست که بشنویم: «در یک سال حدود 24 ملیارد دلار در اثر جاسوسی های اقتصادی نصیب دولت آمریکا می شود.»

 همچنین طبیعی به نظر می رسد که دولت آمریکا که حافظ امنیت جهانی است برای حفظ امنیت دو دنیای ما یعنی دنیای مجازی و حقیقی، دست به مختصری جاسوسی سیاسی بزند؛ چیزی که عملاً پس از حادثه 11 سپتامبر به تصویب دولت بوش رسید. اما در مورد خود کارگزارهای ریشه بهتر است بدانیم امروزه 13 کارگزار ریشه در جهان وجود دارد که از این تعداد ده کارگزار در خاکِ آمریکا قرار دارند، و سه تای دیگر در کشورهای انگلستان، سوئد و ژاپن در مرکزهای تجمع اتصال های اینترنتی بزرگ ناحیه قرار گرفته اند. همچنین مرکز ثبت چهار دامنۀ اصلی یعنی com، net،  orgو biz شرکت های آمریکایی هستند و شرکتی که امتیاز ثبت دامنۀ info را دارد، بیشتر سرمایه اش آمریکایی است. دامنه های mill و gov نیز مختص به دستگاه نظامی آمریکا و دامنۀ edu دامنه اختصاصی دانشگاههای آمریکا می باشد.

در همین جا بد نیست به این موضوع اشاره کنم که در سالهای اخیر دادگاههای آمریکایی خود را تنها مرجع دعاوی حقوقی مربوط به این دامنه ها دانسته و حتی رای داوری های بین المللی را نقض کرده و شرکت های صاحب امیتاز دامنه های اصلی، رای دادگاه کشور متبوع خویش را به اجرا می گذارند که نمونه اخیر این موضوع را در مسدود کردن سایت های حزب الله لبنان مشاهده کردیم. وقتی این جملات را مینویسم ناخودآگاه به یاد فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» جرج ارول می افتم؛ این فیلم نمایشگر حکومتی توتالیتر است که خود را در حکم برادر بزرگتر بشریت می داند و به بهانه حفظ نظم ، امنیت و جلوگیری از جنایت فکری از طریق رسانه های جدید تمام کردارهای جامعه حتی رفتارهای شخصی و خصوصی آنان را کنترل می کند. نکته جالب در این فیلم آن است که رسانه هایی که در « هزار و نهصد و هشتاد و چهار » به تصویر کشیده می شوند تلویزیون هایی دو طرفه هستند که علاوه بر انتقال پیام سران حزب حاکم به مردم، برای مشاهده اعمال اجتماع و نظارت بر کلیه تخلفات حزبی به کار می رود. امروزه اینترنت به خوبی نماد آن تلویزیون های دو طرفه می باشد که جهت جاسوسی های مدرن توسط حکومت ها به خدمت گرفته می شود.

پس از این حاشیه کوتاه اما ضروری باز می گردم به بحث اصلی خویش؛ تا این جا ظاهراً به این نتیجه رسیدیم که دولت ایالات متحده آمریکا عملاً حاکم مطلق دنیای مجازی ماست. حاکمی که با در اختیار داشتن مدیریت منابع اینترنتی، مدیریت ثبت دامنه های اصلی و اکثریت مطلق کارگزاری های ریشه به خوبی این فرصت را دارد که از تمام وقایعی که در شبکه جهانی رخ می دهد، مطلع شود. دقت داشته باشید که آنچه خواندید فقط بخشی از ماجرا بود و اشاره نکردم به ماشین های جاسوسی که توسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تمامیِ ایمیل هایی که در سرتاسر جهان از طریق اینترنت رد و بدل می گردد، به کار گرفته می شود و اشاره نکردم به اینکه پر مخاطب ترین سایت های جهان و پر طرفدارترین شرکت های نرم افزاری جهان تحت کنترل دولت آمریکا است؛ به عنوان مثال مایکروسافت که پر در آمدترین شرکت فعال در عرصه IT و ICT می باشد تبعۀ دولت آمریکاست و مرکز تحقیقاتی این شرکت در اسرائیل بر روی یک دهکدۀ اشغالی بنا شده است. از سوی دیگر اخبار حکایت از آن دارد که این شرکت از شرکت هایی است که بیشترین میزان جاسوسی اینترنتی را انجام می دهند. به راستی شما خواننده گرامی چه نتیجه ای از این دو مقدمه میگیرید؟

 اینک پس از بیان این همه که شواهدی بودند بر اثبات مدعای اولیه که « جاسوسی های عمده و خطرناک دنیای الکترونیکی توسط صاحبان شبکه جهانی صورت می گیرد» تا چه حد جواب سوالهایمان را گرفته ایم؟ آیا به راستی اینترنت همان دنیایی است که علت اصلی پیدایش و گسترش آن، نظارت و کنترل دقیق کردار و رفتار جوامع بشری است؟ شاید جواب در آغاز ناامید کننده به نظر رسد اما حقیقت هیچ گاه یاس آور نیست؛ حقیقت برای اهل حق تلخ نیست؛ بلکه شیرین است هر چند با سختی مملو باشد. اگر بپذیریم که دینای مجازی دنیایی است که برای تمام جوامع بشری به خصوص مسلمانان، سر تا سر ناامنی و مملو از بحران کنترل و جاسوسی می باشد، باز هم به اعتقاد من راه خلاصی بسیار روشن وجود دارد. در وضع موجود بر این باورم که تنها راه نجات مبارزه است؛

مبارزه با نظم نوین جهانی که میخواهد همه چیز را در خویش ببلعد. نظمی که جاسوسی های حقیقی را پنهان می دارد و تنها آن هایی را که با حیات وی هیچ ارتباطی – و یا ارتباط کمی دارند – رسوا میکند. به اعتقاد اینجانب تنها راه مبارزه برای پایان دادن به جاسوسی هایی که تا حد تهدید منافع ملی و دینی ما پیش رفته اند، جدا شدن از شبکه جهانی و تشکیل یک شبکه ملی در گام نخست و سپس گسترش پله ای این شبکه در میان ملت های مسلمان برای نیل به شبکه جهانی اسلام می باشد. در واقع لازم است که ما از شبکه جهانی فعلی جدا شده و تمام مراحلی را که مالکان آن شبکه پشت سر گذاردند طی کنیم؛ باشد که بتوانیم شبکه ای ایجاد کنیم که مالک آن مسلمانان باشند و مالک مسلمانان کیست به جز خدا؟

 اینک به عنوان آخرین سخن از شما خواننده محترم می پرسم؛ آیا هنوز زمان آن فرا نرسیده که به مصداق آیه شریفه « یا اَیُّها الَذینَ آمَنوا من یرتد عَن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه؛ اذلة علی المومنین، اعزة علی الکافرین؛ یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم؛ ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم»(4)، ما مسلمانان؛ ما خودی ها اختلافات درونی خویش را کنار گذاشته و در برابر جهان کفر قد علم کنیم و جهانی بسازیم سر تا سر امنیت، صلح و آزادی؛ جهانی که نه بر پایۀ نظم نوین بلکه بر پایه نظم مبتنی بر تقوا استوار باشد؟

بیشتر باندیشیـــــــم...

از این شرایطت ناراضی ای؟...   عــوضــش کــن!

از هرچی ناراضی ای عوضش کن! تــــو مــی تــونــی! تو  اگر بخوای می تونی هر چیزی رو تو این دنیا عوض کنی! منتاها باید بـــاور کنــی که می تونی! همین الان می تونی تصمیمی بگیری تا زندگیت رو متحول کنه! تا آیندت رو متحول کنه!....

تــــو مــی تــــونــــی!

همت بلند دار که مردان روزگار* از همت بلند به جایی رسیده اند

دوست کوچیک شما، GR  

منبع وبلاگ: ggr1360

شنبه 7/9/1388 - 19:10
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته