این است نماز اسلام که باید ان را سرود توحید و یکتاپرستی، سرود حفظ شخصیت انسان، سرود پاکی و فضیلت، سرود صلح و صفا با همه بندگان نیکوکار خدا نامید. سرودی که همه مسلمانان باید روزی پنج بار بخوانند تا یاد خدا و ملکات عالی انسانی همواره در انان زنده بماند و از راه راست خدا، از الودگی به شرک، از خودباختگی در برابر زیباییها، یا مرعوب شدن در برابر قدرتهای خودکامه، از ناسازگاری با بندگان نیکوکار خدا و از مفاسد دیگر روحی مصون بمانند.درست مثل سرودی که سربازان صبح و شام میخوانند تا روح سلحشوری در انان زنده بماند; یا پیشاهنگان میخوانند تاروح نیکوکاری در انان تقویت شود.
قران کریم در باره تاثیر عمیق نماز در انسان میگوید:
«اتل ما اوحی الیک من الکتاب، و اقم الصلوه، ان الصلوه تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکر الله اکبر، و الله یعلم ما تصنعون.»16
«انچه از کتاب بر تو وحی شده برخوان و نماز را بپا کن که نماز جلوی کارهای زشت و پلید را میگیرد و از همه مهمتر یاد خداست. و خدا میداند شما چه میکنید.»
نماز به ادمی نشاط معنوی خاصی میدهد و از پژمردگی و افسردگی روح جلوگیری میکند.
نماز یک نوع تمرین وظیفهشناسی است. کسی که بهنمازهای روزانه پایبند باشد لااقل در برابر بیبند و باری وسهل انگاری نسبت به وظایف دیگر مصون میماند و نماز به پیشرفت او در زندگی کمک میکند:
«واستعینوا بالصبر و الصلوه و انها لکبیره الا علی الخاشعین.الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم و انهم الیه راجعون.»17
«در راه زندگی از شکیبایی و نماز کمک گیرید هر چند نمازخود، کار سنگینی است; مگر بر فروتنها، که عقیده دارند سرانجام پیش خدای خویش میروند و بهسوی او باز میگردند.»
نماز برای عدهای از مردم تکلیفی سنگین است، ولی برای انها که به هستی جاوید انسان معتقدند و ایمان دارند که باید همواره خود را پاک نگاه داشت و در راه تکامل کوشید تا بهکمال جاوید الهی پیوست، راز و نیازی لذت بخش و نشاط اوربا خدای بزرگ و مهربان است.
اسلام از همان روزهای اول، مسلمانان را به نماز دعوت کرد. در روزهای نخستین که جز پیغمبر و همسرش خدیجه و پسر عمویش علی هنوز کسی به اسلام نگرویده بود، پیغمبر و علی روزها را با هم به درههای اطراف مکه میرفتند و انجا نماز میگزاردند.18
مخالفین اسلام نمازگزاران را مسخره و گاهی اذیت میکردند. مسلمانها برای انکه با ارامش خاطر نماز بگزارند به درههای اطراف مکه میرفتند و با هم نماز میخواندند، ولی مخالفین همانجا هم مزاحم انها میشدند و گاهگاه کار به زد و خورد میکشید.19 اما فشار و ازار مخالفین، یا تمسخر انها، نه تنها مسلمانان را از انجام فریضه نماز باز نمیداشت، بلکه بر پافشاری انان در انجام این نیایش لذتبخش میافزود.
پیغمبر(ص) به انها گفته بود نماز شعار یکتاپرستی است و مسلمانان به هیچ وجه نباید از ان غفلت کنند.
«بنیثقیف» یکی از قبایل بزرگ بودند و در شهر «طایف» و اطراف ان زندگی میکردند. انان در سال هشتم هجرت (تقریبا سه سال پیش از رحلت پیغمبر) هیاتی را به نمایندگی به مدینه فرستادند تا با پیغمبر درباره اسلام انان مذاکره و شرایط خاصی در این زمینه پیشنهاد کنند. این هیات ضمن مذاکره خود به پیغمبر پیشنهاد کردند که بنیثقیف مسلمان بشوند، ولی از خواندن نماز معاف باشند. پیغمبر(ص) ضمن پاسخ به انها فرمود:
«...و اما الصلاه; لا خیر فی دین لا صلاه فیه»20
«... اما در مورد نماز; مسلمان شدنی که با نماز خواندن همراه نباشد ارزشی ندارد.»
اگر مسلمان در شرایطی قرار گرفته که نمیتواند به صورت معمولی نماز بخواند، به هر صورتی که بتواند باید نماز بگزارد: نشسته، خوابیده، سوار اسب، در ماشین یا قطار یا هواپیما، پشت تانک و زرهپوش و...
نماز جماعت
اسلام تاکید کرده مسلمانان به صورت دسته جمعی زندگی کنندو حتی دسته جمعی نماز بگزارند ـ اگر مسجدی هست در مسجد، و گرنه هر جا مناسب باشد: در صحرا، در سالن مدرسه، در کارگاه و کارخانه یا در خانهها. وقتی در یک محل نمازجماعت خوانده میشود همه بکوشند تا از خانه یا محل کار خود به انجا بروند و در نماز جماعت شرکت کنند.
برای برگزار کردن نماز جماعت، نمازگزاران روبه قبله درصفهای منظم به نماز میایستند. یک نفر جلو میایستد و نماز دسته جمعی را رهبری میکند: «امام جماعت».
نماز جماعت در درجه اول به رهبری عالیترین نماینده حکومت اسلامی در منطقه خوانده میشود; وگرنه، خود مردم از میان خود یک فرد شایسته را برای این کار انتخاب میکنند.
در نماز جماعت، حمد و سوره رکعت اول و دوم را فقط امام میخواند و نمازگزاران دیگر گوش میکنند، ولی قسمتهای دیگر نماز را همه با هم انجام میدهند.
نماز جمعه
نماز جمعه ان است که ظهر جمعه مسلمانان هر منطقه (تا شعاع 6 کیلومتری) دور هم جمع شوند و با هم نماز گزارند. در این نماز نخست امام جماعت در برابر حاضران میایستد و پس ازستایش الهی، با استفاده از قران و حدیث، و خواندن حداقل یک سوره از قران و توضیح ان، درباره تعالیم اسلام و مسائل اجتماعی امت اسلامی همه با هم به نماز میایستند و مثل نماز صبح، دو رکعت به جماعت نماز میگزارند. در حقیقت دو سخنرانی قبل از نماز به جای دو رکعت نماز حساب میشود.
هر جا زمامدار عادل حکومت داشته باشد، در قلمرو حکومت او باید نماز جمعه برگزار شود و هر جا نماینده او حضور داشته باشد باید وی امامت نماز جمعه را شخصا برعهده گیرد یا کسی را به جای خود به این سمت بگمارد. در این صورت همین که صدای اذان نماز جمعه بلند شد همه باید دست از کار بشکند و در محل نماز حاضر شوند:
«یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلوه من یوم الجمعه فاسعوا الیذکرالله و ذروا البیع، ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»21
«ای مسلمانان، وقتی بانگ نماز جمعه برخاست، شتابان برای یاد خدا (نماز) بروید و خرید و فروش را زمین بگذارید. اگر دانسته باشید، ان برای شما بهتر است.»
پس از انکه نماز تمام شد هر کس میتواند پی کار خود برود:
«فاذا قضیت الصلوه فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل اللهو اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون»22
«پس از انکه نماز برگزار شد در زمین پراکنده شوید و بهدنبال بخشش الهی بروید و زیاده به یاد خدا باشید; شاید که رستگار شوید.»
اگر حکومت به دست زمامدار عادل نباشد، یا عدهای ازمسلمانها در جایی زندگی میکنند که نماینده حکومت امام عادل در انجا نیست، بهتر است از میان خودشان یک فرد شایسته را که از عهده دو سخنرانی پیش از نماز براید انتخاب کنند و نماز جمعه بگزارند; و گرنه میتوانند نماز ظهر را به صورت عادی بخوانند.
نخستین نماز جمعه بعد از هجرت
وقتی پیغمبر(ص) به عنوان مهاجرت از مکه به مدینه میامد، در حومه مدینه در محلی به نام «قبا» که محل سکونت یک طایفه کوچک از اعراب بود توقف کرد. عدهای از مسلمانان برای دیدار پیغمبر(ص) و استقبال او از نقاط دیگر شهر به قبا امدند. عدهای هم از بیرون به انها ملحق شدند.
پیغمبر(ص) از روز یکشنبه تا پنجشنبه در قبا ماند و در همین چند روز مسجد اسلامی بنا کرد: «مسجد قبا». این نخستین مسجد اسلامی بود که به دست مسلمانان ساخته شد.23
صبح روز بعد، جمعه، پیغمبر(ص) و همراهان از قبا به سمت شهر حرکت کردند. هنگام ظهر به درهای رسیدند که محل سکونت یک طایفه کوچک دیگر از اعراب بود. در اینجا پیغمبر نماز جمعه خواند. نخست در برابر صفوف مسلمانان ایستاد و برای انها درباره اسلام و وظایفی که در ان روزهای اول بنیانگذاری حکومت اسلامی بر عهده مسلمانان بود در دو نوبت صحبت کرد (خطبه خواند) و بعد همه با هم دور کعت نماز خواندند.