• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 9
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6363روز قبل
دعا و زیارت
از آنجا كه وهابیت روی دیگر صهیونیست و دنباله روی یهود است،‌ پس جای تعجب نیست كه عقاید خود را از منابع تحریف شده یهودیت بگیرد ، چرا كه هدف این دو قوم یكیست، و آن زشت جلوه دادن دین اسلام و بر هم زدن وحدت بین مسلمانان است. از این رو، گاه روایات و فتواهای عجیب و صد البته، مضحك وهابیت مطابق با چیزی است كه یهودیان در كتابهای تحریف شده شان آورده اند.

به عنوان مثال؛ با جستجو در عهد قدیم یا آنچه كه كتاب مقدّس تورات نامیده می شود، روایتی می یابیم كه كاملاً منطبق است با آنچه كه وهابیت روایت كرده اند كه «خداوند انسان را به شكل خودش آفریده» و این اعتقاد را اساس عقاید فاسد خود در توصیف خداوند تعالی و تجسیم (جسمیّت دادن به خداوند) قرار داده اند. در اینجا دو روایت از آنها را می آوریم تا شما قضاوت كنید:

احمد بن حنبل در مسند، تحت حدیث شماره 7941 می آورد:

ابوعامر، از مغیرة بن عبدالرحمن، از أبی الزناد، از موسی بن أبی عثمان، از پدرش، از أبی هریره نقل می كند كه: نبی اكرم صلّی الله علیه و آله فرمود: "همانا خداوند عزّ و جلّ آدم را به صورت خودش خلق نمود... و در كتاب پدرم (پدر احمد بن حنبل) است كه قد خداوند 60 ذراع است!

همین روایت در صحیح مسلم بخاری موجود است...

در سِفر تكوین، از كتاب مقدّس تورات یهودیان ج1ص26 نیز روایت زیر آمده است:

و خداوند فرمود: (باید انسان را به صورت خودمان خلق كنیم، شبیه خودمان).

و در همین صفحه است: (پس خداوند انسان را به صورت خود خلقش نمود).

خواننده گرامی! اكنون اگر این دو روایت را تطبیق دهید، می بینید كه متن روایات متفاوت است، در صورتی كه معنی و مضمون یكی است...

بنابراین به راحتی می توان نتیجه گرفت كه، عقیده تجسیم و تشبیه را بزرگان وهابیت از طریق رؤسای یهودی شان گرفته اند كه البته جای تعجّبی هم ندارد.

منبع: سلام شیعه
پنج شنبه 10/11/1387 - 13:35
دانستنی های علمی
 

سلام دوستان همیشه همراه ، راستشو بخواین تو عنوان مطلب که گفتم نمی خوام گیر بیخودی بدم ولی امروز یعنی پنجشنبه وقتی برای خرید بلیط اینترنتی به سایت شرکت رجاء رفتم(البته قبلم رفته بودم ولی زیاد توجه نداشتم) به عکس بالا برخورد کردم که تو همه صفحات در بالا تعبیه شده.

می تونم ازتون بخوام چند لحظه به عکس نگاه کنید و بگید اولین چیزی که توجه شما رو جلب می کنه چیه؟؟ من که اینجوری بودم، یعنی عکس اون خانم و آقا که بنده خدا آقاه که به نظر از پرسنل زحمتکش قطارِ مثل عروس که برای داماد چایی می آره البته برعکس و یه ذره هم پرُرو محو تماشای اون خانم شده!!!!

حالا نمی دونم عزیزان طراح سایت شرکت رجاء نمی تونستن جور دیگه این خدمات رو نشون بدن  

چی بگم که هرچی بگم این درد تسکین پیدا نمی کنه.....

تا نیایی گره از کار بشر وا نشود

 

سه شنبه 8/11/1387 - 10:30
موبایل
 

یکی از وب‌سایت‌های فعال مهدویت، وب سایت حجت الاسلام سلیمیان است.

این پایگاه که نزدیك دو سال است در این عرصه حضور دارد از بخش‌های گوناگون و مفیدی برخوردار است، برخی از بخش‌های این پایگاه عبارتند از:

بخش مقالات

در این بخش، افزون بر صد مقاله برای استفادة علاقه‌مندان قرار داده شده است.

بخش پرسمان

در این بخش به افزون بر شصت پرسش در مباحث مهدوی، پاسخ داده شده است که نوآوری در برخی پاسخ‌ها از ویژگی‌های  مهم این بخش به شمار می‌آید.

بخش فرهنگ‌نامة مهدویت

در این بخش، متن کتاب فرهنگ‌نامة مهدویت برای استفادة علاقه‌مندان، قرار داده شده است. فرهنگ‌نامه مهدویت به صورت دانشنامه‌ای به توضیح و تبیین صدها مدخل پرداخته است و كاربران می‌توانند توضیح هر واژه‌ای از مهدویت را در این بخش ببیند.

بخش درس‌نامة مهدویت

در این بخش، متن دو جلد از مجموعة درس‌نامة مهدویت، قرار داده شده است، شمار این درس‌ها، 28 درس است که چهارده درس، مربوط به پیش از امامت آن حضرت و چهارده درس، مربوط به زمان امامت آن حضرت در دوران غیبت است.

بخش آثار

در این بخش به آثار قلمی خود در بخش کتاب به صورت كوتاه، اشاره شده است.

در دو بخش با عنوان سایت‌های مفید و وبلاگ‌های مفید به لینک برخی از سایت‌ها و وبلاگ‌ها به ویژه در گفت‌و‌گوهای مهدویت، اشاره کرده است.

همچنین در این پایگاه، بخشی با نام آلبوم، وجود دارد که در آن، عکس‌هایی برای مناسبت‌ها، طرح‌ها و عکس‌های مهدوی و برخی عکس‌های شهدا، قرار داده شده است.

نشانی پایگاه مهدویت، عبارت است از:

 

www.salimian.com

این پایگاه آمادگی دارد به پرسش‌های مهدوی در حد امکان پاسخ دهد.

سه شنبه 8/11/1387 - 10:29
دعا و زیارت
 

نگاهی به كمبود و كاستی در دنیای شلوغ و هزار توی ماهواره‌ها

آنان كه دوران معاصر را «عصر ارتباطات» نام نهادند. به بیراه نرفته‌اند. گرچه زمان حاضر را «عصر اطلاعات» یا در یك نام‌گذاری تكمیلی‌تر «عصر انفجار اطلاعات!» گفته‌اند. یا از منظری دیگر، این سالیان اخیر را «عصر رسانه» نیز خوانده‌اند. لیكن به نظر می‌رسد عنوان «عصر ارتباطات» از نقطه نظر و دیدگاه فنی و تكنولوژیك و نیز از نگاه اجتماعی و جامعه شناختی و همچنین برپایه علائق فردی و جمعی بشر امروز عنوان بدی نباشد.

اینك هر فرد انسان، صرف‌نظر از این‌كه در كدام قاره زندگی می‌كند، رنگ پوستش چیست، دركدامین سرزمین و در زیر چه رنگ پرچمی حضور اجتماعی و شغلی دارد و یا در چه حوزه فرهنگی و اعتقادی به سر می‌برد. می‌تواند بسیار آسان تر از آن‌چه تصور می‌توان كرد، با یك دستگاه تلفن موبایل ساده با هر كسی در هر نقطه جهان تماس بگیرد و پیام بفرستد، و باز بسیار فراتر از آن با یك دستگاه كامپیوتر ساده و وصل به اینترنت، حتی یك اینترنت كم سرعت و كند وضعیت مثل برخی كشورها(!!) صاحب یك رسانه شخصی جهانی شود و با مردم سراسر جهان امكان ارتباط گیری داشته باشد. آیا واقعاً چنین نیست؟ نمونه‌های متعدد از اتفاقات سالیان اخیر، چنین امكانی را كاملا تایید می‌كند. بیاد بیاوریم وبلاگ ساده یك جوان عراقی را كه در سه هفته بحرانی مارس و آوریل 2003 در منزل كوچك خود در یكی از محله‌های بغداد، گزارش روز به روز حوادث و وقایع  بغداد را در طول حمله آمریكا و كشورهای غربی به رژیم بعثی صدام حسین و اشغال كامل عراق در وبلاگ خود ساعت به ساعت و روز به روز ثبت می‌كرد و پایگاه خبری ساده او به نحوی شگفت، مورد توجه اغلب رسانه‌های قدرتمند و امپراتورهای رسانه ای جهان قرار گرفت و این جوان گمنام عراقی، در سیاه ترین و اختناق آمیز ترین روز های حاكمیت صدام عفلقی، منبع زنده و داغ خبری بخش عمده‌ای از جهان شد و فقط پس از اشغال بغداد، نام و نشان واقعی او مشخص گردید (گرچه شاید چون در ارائه راه نتوانست ـ یا نخواست ـ آن‌طور كه مطلوب و مورد علاقه سیاست‌های خبری رسانه‌های غربی باشد، به ادامه فعالیت‌های خبری و گزارشی خود بپردازد، به همان سرعتی كه آمده بود، رفت و دیگر كسی از او و وبلاگ معروفش خبری و سراغی نگرفت اما به هر حال نمی توان انكار كرد كه فقط در عصر موسوم به ارتباطات است كه یك جوان سومی می‌تواند با یك وبلاگ ساده چند هفته در راس هرم اخبار جهان و در سرخط تیتر‌های خبری جهانی حضور داشته باشد.)

این یك امكان مساوی و برابر است برای همه. برای تك تك ما با هر فكر و عقیده و جهتگیری و هدفمندی ... .

اما بحث امروز صاحب این قلم، نه سایت و وبلاگ و حضور اینترنتی، بلكه نگاهی به یك كمبود و كاستی اساسی در دنیای شلوغ و پر تراكم و به شدت متنوع و پیچ در پیچ و هزارتوی ماهواره‌های جهانی است.

بی تردید هزاران شبكه ماهواره‌ای سمعی و بصری، آسمان امواج را در سراسر جهان در اختیار گرفته‌اند و بر مبنای برخی محاسبه‌ها و بررسی‌ها، بیش از دو هزار از این شبكه‌ها در فضای ایران ـ با كارت یا بی‌كارت، قابل دریافت است و با همه محدودیت‌ها و موانع و نقاط كور و غیره و غیره، باز هم سر دستگاه‌ ساده ماهواره‌ای می‌تواند بیش از پانصد شبكه را در اختیار قرار دهد.

البته گرچه نمی‌‌توان انكار كرد كه عمده این شبكه ها، از راهبردی شیطانی و غیر الهی تبعیت می‌كنند و تحت برنامه ریزی حاكمیت و امپراتوری‌های شیطانی و باطل مدار حركت  و فعالیت می‌كنند. اما این را نیز نمی‌توان انكار كرد كه درصدی قابل توجه از این شبكه‌ها به طرح و ترویج و گسترش پیام‌های دینی و الهی می‌پردازد و این همان مصداق تیغ دو دم است كه در دست زنگی مست به آلت قتاله‌ای تبدیل می‌شود كه اخلاق و معنویت و شرافت و آزادگی انسانی را به مسلخ می‌برد؛ ولی در دست ماهر و پرتوان جراحی دلسوز به عنصری حیات بخش و نجات دهنده مبدل می‌گردد كه امید می‌آفریند و آینده می‌سازد و راه می‌گشاید.

با آن كه هم اكنون شاهد تخصصی شدن هر چه بیشتر شبكه‌های جهانی هستیم كه ـ خصوصاً در جبهه و سنگر حق ـ برخی به نشر اخبار و تحلیل‌های سیاسی بر حق و عدالت طلبانه و متكی به سیاست‌های اسلام اصیل و ناب و ولایی می‌پردازند (نظیر شبكه‌های خبری مربوط به نظام جمهوری اسلامی ایران مثل پرس‌تی‌وی ـ العالم ـ خبر ایران ـ جام جم‌های 1و2و3 و یا المنار لبنان و ...) و یا به نشر معارف شیعی و اهل بیت توجه ویژه دارند (مثل برخی از شبكه‌های عراقی و لبنانی) و یا به پاسخگویی به شبهات مطروحه از دیدگاه‌های وهابی و تفرقه برانگیز اهتمام دارند (و برخی شان حتی در آمریكا پایگاه و دفتر دارند!) كه هر كدام حسب نیات و انگیزه‌ها و خلوص خود، انشاء‌الله پاداش می‌گیرند و موفق و ماندگار، اما و صد اما عجیب است كه چرا اثر و ردی از یك شبكه جهانی با موضوع محوری «انتظار» و «فرهنگ انتظرا» و «امام عصر» و ویژگی‌های یك «منتظر واقعی و وظیفه شناس در عصر غیبت» و «عصر نزدیكی ظهور» مشاهده نمی‌شود. اگر هم هست كه حداقل این‌جانب ردی و نشانی از آن ندیده‌ام، احتمالا حالت محلی و محدود دارد.

جای خالی این امر به شدت حس می‌شود شاید به صلاح صاحبان رسانه‌های جهانی نباشد كه این واقعیت محض را منتشر كنند یا اجازه انتشارش را بدهند اما حقیقت این است كه اتفاقاً شبكه‌های خدا محور و دین باور و اسلام گرا و خصوصاً شیعه از علاقمندان و بینندگان و طرفداران گسترده‌ای در سطح جهان برخوردارند كه در هیچ آمار رسمی و نظر سنجی علنی بروز و ظهورش نمی‌دهند اما وجود دارد و قابل انكار و كتمان نیست.

پس به نظر بسیار مهمتر و اولویت دارتر می‌رسد كه با استفاده از نیرو‌ها، انگیزه‌ها، سرمایه‌ها، امكاناتی كه به صورت مجتمع یا پراكنده در این‌جا و آن‌جا در داخل و خارج مرز وجود دارد، به تاسیس شبكه‌ای ماهواره‌ای با مضون محوری «انتظار» و «امام عصر» دست زده شود و مجموعه معارف و علوم مربوط به این موضوع عزیز و مقدس و كلیدی و ضروری به سمع و نظر علاقمندان و نیازمندان و تشنگان حقایق و علوم مهدوی برسد و بر دل مشتاق و عاشق منتظران و به جان آمدگان بنشیند.

اتفاقاً این امر می‌تواند ضمن گشایش یك حركت و طریق ایجابی و مثبت برای طرح صحیح معارف مهدوی، راه را بر نحله‌ها و فرقه‌ها و دیدگاه‌های انحرافی و غلط و باطل و خرافی ببندد و وظیفه سلبی خود را نیز به نحو احسن به انجام رساند.

در عصر ارتباطات اطلاعات و رسانه‌ها استفاده از ابزار سمعی و بصری جهانی و شبكه‌های ماهواره‌ای گرچه نه تنها راه اما شاید از مهمترین و تأثیر‌گزارترین و نافذ‌ترین راه‌های عرضه و انتقال پیام‌های دینی و الهی و بر‌حق باشد. باید از این وسیله نهایت بهره را برد.

آنان كه دوران معاصر را «عصر ارتباطات» نام نهادند. به بیراه نرفته‌اند. گرچه زمان حاضر را «عصر اطلاعات» یا در یك نام‌گذاری تكمیلی‌تر «عصر انفجار اطلاعات!» گفته‌اند. یا از منظری دیگر، این سالیان اخیر را «عصر رسانه» نیز خوانده‌اند. لیكن به نظر می‌رسد عنوان «عصر ارتباطات» از نقطه نظر و دیدگاه فنی و تكنولوژیك و نیز از نگاه اجتماعی و جامعه شناختی و همچنین برپایه علائق فردی و جمعی بشر امروز عنوان بدی نباشد.

اینك هر فرد انسان، صرف‌نظر از این‌كه در كدام قاره زندگی می‌كند، رنگ پوستش چیست، دركدامین سرزمین و در زیر چه رنگ پرچمی حضور اجتماعی و شغلی دارد و یا در چه حوزه فرهنگی و اعتقادی به سر می‌برد. می‌تواند بسیار آسان تر از آن‌چه تصور می‌توان كرد، با یك دستگاه تلفن موبایل ساده با هر كسی در هر نقطه جهان تماس بگیرد و پیام بفرستد، و باز بسیار فراتر از آن با یك دستگاه كامپیوتر ساده و وصل به اینترنت، حتی یك اینترنت كم سرعت و كند وضعیت مثل برخی كشورها(!!) صاحب یك رسانه شخصی جهانی شود و با مردم سراسر جهان امكان ارتباط گیری داشته باشد. آیا واقعاً چنین نیست؟ نمونه‌های متعدد از اتفاقات سالیان اخیر، چنین امكانی را كاملا تایید می‌كند. بیاد بیاوریم وبلاگ ساده یك جوان عراقی را كه در سه هفته بحرانی مارس و آوریل 2003 در منزل كوچك خود در یكی از محله‌های بغداد، گزارش روز به روز حوادث و وقایع  بغداد را در طول حمله آمریكا و كشورهای غربی به رژیم بعثی صدام حسین و اشغال كامل عراق در وبلاگ خود ساعت به ساعت و روز به روز ثبت می‌كرد و پایگاه خبری ساده او به نحوی شگفت، مورد توجه اغلب رسانه‌های قدرتمند و امپراتورهای رسانه ای جهان قرار گرفت و این جوان گمنام عراقی، در سیاه ترین و اختناق آمیز ترین روز های حاكمیت صدام عفلقی، منبع زنده و داغ خبری بخش عمده‌ای از جهان شد و فقط پس از اشغال بغداد، نام و نشان واقعی او مشخص گردید (گرچه شاید چون در ارائه راه نتوانست ـ یا نخواست ـ آن‌طور كه مطلوب و مورد علاقه سیاست‌های خبری رسانه‌های غربی باشد، به ادامه فعالیت‌های خبری و گزارشی خود بپردازد، به همان سرعتی كه آمده بود، رفت و دیگر كسی از او و وبلاگ معروفش خبری و سراغی نگرفت اما به هر حال نمی توان انكار كرد كه فقط در عصر موسوم به ارتباطات است كه یك جوان سومی می‌تواند با یك وبلاگ ساده چند هفته در راس هرم اخبار جهان و در سرخط تیتر‌های خبری جهانی حضور داشته باشد.)

این یك امكان مساوی و برابر است برای همه. برای تك تك ما با هر فكر و عقیده و جهتگیری و هدفمندی ... .

اما بحث امروز صاحب این قلم، نه سایت و وبلاگ و حضور اینترنتی، بلكه نگاهی به یك كمبود و كاستی اساسی در دنیای شلوغ و پر تراكم و به شدت متنوع و پیچ در پیچ و هزارتوی ماهواره‌های جهانی است.

بی تردید هزاران شبكه ماهواره‌ای سمعی و بصری، آسمان امواج را در سراسر جهان در اختیار گرفته‌اند و بر مبنای برخی محاسبه‌ها و بررسی‌ها، بیش از دو هزار از این شبكه‌ها در فضای ایران ـ با كارت یا بی‌كارت، قابل دریافت است و با همه محدودیت‌ها و موانع و نقاط كور و غیره و غیره، باز هم سر دستگاه‌ ساده ماهواره‌ای می‌تواند بیش از پانصد شبكه را در اختیار قرار دهد.

البته گرچه نمی‌‌توان انكار كرد كه عمده این شبكه ها، از راهبردی شیطانی و غیر الهی تبعیت می‌كنند و تحت برنامه ریزی حاكمیت و امپراتوری‌های شیطانی و باطل مدار حركت  و فعالیت می‌كنند. اما این را نیز نمی‌توان انكار كرد كه درصدی قابل توجه از این شبكه‌ها به طرح و ترویج و گسترش پیام‌های دینی و الهی می‌پردازد و این همان مصداق تیغ دو دم است كه در دست زنگی مست به آلت قتاله‌ای تبدیل می‌شود كه اخلاق و معنویت و شرافت و آزادگی انسانی را به مسلخ می‌برد؛ ولی در دست ماهر و پرتوان جراحی دلسوز به عنصری حیات بخش و نجات دهنده مبدل می‌گردد كه امید می‌آفریند و آینده می‌سازد و راه می‌گشاید.

با آن كه هم اكنون شاهد تخصصی شدن هر چه بیشتر شبكه‌های جهانی هستیم كه ـ خصوصاً در جبهه و سنگر حق ـ برخی به نشر اخبار و تحلیل‌های سیاسی بر حق و عدالت طلبانه و متكی به سیاست‌های اسلام اصیل و ناب و ولایی می‌پردازند (نظیر شبكه‌های خبری مربوط به نظام جمهوری اسلامی ایران مثل پرس‌تی‌وی ـ العالم ـ خبر ایران ـ جام جم‌های 1و2و3 و یا المنار لبنان و ...) و یا به نشر معارف شیعی و اهل بیت توجه ویژه دارند (مثل برخی از شبكه‌های عراقی و لبنانی) و یا به پاسخگویی به شبهات مطروحه از دیدگاه‌های وهابی و تفرقه برانگیز اهتمام دارند (و برخی شان حتی در آمریكا پایگاه و دفتر دارند!) كه هر كدام حسب نیات و انگیزه‌ها و خلوص خود، انشاء‌الله پاداش می‌گیرند و موفق و ماندگار، اما و صد اما عجیب است كه چرا اثر و ردی از یك شبكه جهانی با موضوع محوری «انتظار» و «فرهنگ انتظرا» و «امام عصر» و ویژگی‌های یك «منتظر واقعی و وظیفه شناس در عصر غیبت» و «عصر نزدیكی ظهور» مشاهده نمی‌شود. اگر هم هست كه حداقل این‌جانب ردی و نشانی از آن ندیده‌ام، احتمالا حالت محلی و محدود دارد.

جای خالی این امر به شدت حس می‌شود شاید به صلاح صاحبان رسانه‌های جهانی نباشد كه این واقعیت محض را منتشر كنند یا اجازه انتشارش را بدهند اما حقیقت این است كه اتفاقاً شبكه‌های خدا محور و دین باور و اسلام گرا و خصوصاً شیعه از علاقمندان و بینندگان و طرفداران گسترده‌ای در سطح جهان برخوردارند كه در هیچ آمار رسمی و نظر سنجی علنی بروز و ظهورش نمی‌دهند اما وجود دارد و قابل انكار و كتمان نیست.

پس به نظر بسیار مهمتر و اولویت دارتر می‌رسد كه با استفاده از نیرو‌ها، انگیزه‌ها، سرمایه‌ها، امكاناتی كه به صورت مجتمع یا پراكنده در این‌جا و آن‌جا در داخل و خارج مرز وجود دارد، به تاسیس شبكه‌ای ماهواره‌ای با مضون محوری «انتظار» و «امام عصر» دست زده شود و مجموعه معارف و علوم مربوط به این موضوع عزیز و مقدس و كلیدی و ضروری به سمع و نظر علاقمندان و نیازمندان و تشنگان حقایق و علوم مهدوی برسد و بر دل مشتاق و عاشق منتظران و به جان آمدگان بنشیند.

اتفاقاً این امر می‌تواند ضمن گشایش یك حركت و طریق ایجابی و مثبت برای طرح صحیح معارف مهدوی، راه را بر نحله‌ها و فرقه‌ها و دیدگاه‌های انحرافی و غلط و باطل و خرافی ببندد و وظیفه سلبی خود را نیز به نحو احسن به انجام رساند.

در عصر ارتباطات اطلاعات و رسانه‌ها استفاده از ابزار سمعی و بصری جهانی و شبكه‌های ماهواره‌ای گرچه نه تنها راه اما شاید از مهمترین و تأثیر‌گزارترین و نافذ‌ترین راه‌های عرضه و انتقال پیام‌های دینی و الهی و بر‌حق باشد. باید از این وسیله نهایت بهره را برد.

سه شنبه 8/11/1387 - 10:27
دعا و زیارت

آیا موقع گناه، امامان علیهم السلام ناظر اعمال ما هستند و آیا اعمال ما به امام عصر علیه السلام عرضه می­شود؟ اگر این چنین باشد، لقب «ستار العیوب» بودن خدا برای چیست؟

روایات عرضه اعمال خدمت امام عصر، علیه السلام معتبرند و نافی ستّاریت خداوند نیست. میان پیروان مكتب اهل بیت، با توجّه به اخبار فراوانی كه از امامان رسیده، عقیده این است كه پیامبر و امامان علیهم السلام از اعمال همه امت آگاه می­شوند؛ یعنی خداوند از طرق خاصّی اعمال امت را بر آنان عرضه می­دارد. روایات، در این زمینه، بسیار است. پیش از آوردن حدیث، برای تایید موضوع، آیاتی را كه به موضوع عرضة اعمال بر پیامبر و امام دلالت دارد، می‌آوریم. خدای سبحان در قرآن مجید می­فرماید: >و قل اعملوا فسیری الله عملكم و رسوله و المؤمنون<؛ بگو: عمل كنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می­بینند….[1]

از طرفی، نبی مكرّم اسلام صلی الله علیه و آله شاهد و گواه امت است:  (یا أیها النبی إنا ارسلناك شاهداً )؛[2] و «فكیف إذا جئنا من كل أمۀ بشهید و جئنا بك علی هؤلاء شهیداً؛ حال آنان چگونه است آن روز كه برای هر امت، گواهی بر اعمالشان می­طلبیم و تو را گواه بر اعمال آنان قرار خواهیم داد؟».[3]

مرحوم علامه­ طباطبایی در تفسیر المیزان می­گوید: هر عملی كه انسان انجام می­دهد، از خیر یا شر، خدا و رسولش و مؤمنان، حقیقت عمل خیر یا عمل شر را مشاهده می­كند؛[4]

منظور از «مؤمنون» در آیه 105 از سوره­ی توبه، امامان علیهم السلام هستند. یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السلام دربارة این آیه پرسیدم. فرمود: «مؤمنان، امامان هستند».[5] پس اعمال انسانی، از خیر و شر، به رسول­خدا و امامان علیهم السلام عرضه می­شود. ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل می­كند:

در هر بامداد، كردار بندگان نیكوكار و فاسق بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه می­شود؛ پس بر حذر باشید از كردار ناشایست. همین است معنای قول خدای تعالی «قل اعملوا فسیری الله علیكم و رسوله …‌».[6]

بنابراین پیامبر و امامان علیهم السلام از حقیقت اعمال بندگان با خبر هستند و اعمال آنان را مشاهده می‌كنند.

معنای ستار بودن خدا، آن است كه اعمال انسان­ها را از دیگر انسان­ها می­پوشاند تا آبروی آنان حفظ گردد. پیامبر و امامان علیهم السلام مظهر اسما و صفات الهی هستند. همان‌گونه كه خداوند، ناظر بر اعمال مردم است، پیامبر و امامان نیز چشم خدا میان خلق هستند و اعمال آنان را می­بینند. آن روایتی نیز كه فرموده است، خدا، اعمال را حتی از چشم پیامبر مخفی می­كند، به مواردی خاص اشاره دارد، تا رحمت بیكران الهی را به تصویر كشد.

ضمن آن كه نظارت پیامبر و امام بر اعمال مردم، همانند نظارت خداوند، آثار سازنده فراوانی دارد؛ یعنی همان‌گونه كه ستّاریت پروردگار، برای تربیت و رشد مردم است، عرضه اعمال مردم بر پیامبر و امامان نیز در همین جهت است؛ زیرا آنان، هادیان امت از طرف خدایند و فیض الهی از طریق آن بزرگواران بر بندگان نازل می­شود؛ بنابراین، هیچ تنافی و تناقضی مشاهده نمی­شود.

آیت الله جوادی آملی می‌فرماید:

خداوند متعال که ستّار العیوب است، می‌داند کجا ستّاری بکند و کجا ستّاری نکند. اگر کسی ستّار عیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتکب گناهی شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود. حتی در قیامت خداوند اجازه نمی‌دهد کسانی که کنار یک‌دیگرند از اعمال هم باخبر شوند؛ بنابر‌این، عملکرد خود شخص بسیار مهم است. اگر کسی پرده دیگران را ندرد و آشکارا به گناه دست نیازد، خداوند، پرده‌اش را نمی‌درد. بر این‌اساس، کسی که با قلم و بیان و اندیشه‌های ناصواب خود آبروی دین خدا و مردم را می‌برد، به جایی می‌رسد که شایسته نیست خداوند متعال آبروی او را حفظ کند. در این موقعیت، خدای سبحان اجازه می‌دهد صاحبدلان ببینند او چه کرده است و حتی احتمال دارد در قیامت، مقابل دیگران رسوا شود.[7]



[1] . توبه (9): 105.

[2] . احزاب (3/3):45؛ «ای پیامبر ما تو را گواه فرستادیم».

[3] . نساء (4):41.

[4] . المیزان، ج9، ص398.

[5] . اصول كافی، ج1، ص318.

[6] . همان.

[7] . پرسش ها و پاسخ‌ها، ج2، ص 56.

سه شنبه 8/11/1387 - 10:26
شعر و قطعات ادبی

نگو چه کرده ام، آقا چرا نمی آید

که عهد ما به وفا یک نفس نمی پاید

به چشم او به کدام آبرو نگاه کنیم

گره زدیم به هر مشکلی که بگشاید

هنوز وقت مناسب نگشته، یاری نیست

هنوز وقت خزان است در زمین شاید

اسیر نفس گنه کار خویشتن ماندیم

چه می کنیم اگر، جرم ما نبخشاید

گناه ماست که راه ظهور می بندد

دعا کنیم بمیریم اگر نمی آید!!

سه شنبه 8/11/1387 - 10:24
دعا و زیارت
گفتیم انسان خودش را مجازات می کند. یادم افتاد از تعبیری از امام علی علیه السلام: مردی می آید خدمت امیرالمؤمنین، استغفار می کند، توبه می کند، یعنی صیغه استغفار را جاری می کند. او مثل بسیاری از ما خیال می کرد که توبه کردن یعنی گفتن: استغفر الله ربی و اتوب الیه. امیرالمؤمنین با یک شدتی به او فرمود: « أتدری ما الاستغفار؟ الاستغفار درجة العلیین»،  اصلا تومی دانی استغفار یعنی چه که می گویی «استغفرالله ربی و اتوب الیه»؟ حقیقت استغفار را می دانی چیست؟

استغفار، درجه مردمان بلند مرتبه است. اصلا خود توبه، محکوم کردن خود است. بعد حضرت فرمود استغفار چند اصل دارد، دو تا رکن دارد، دو تا شرط قبول و دو تا شرط کمال و مجموعا شش تا که حالا من برایتان عرض می کنم: فرمود اولین رکن استغفار اینست که انسان واقعا از گذشته تیره و سیاه خودش پشیمان باشد.
دوم: تصمیم بگیرد که در آینده آن گناه گذشته رامرتکب نشود.
سوم اینکه اگر حقوق مردم را بر عهده و ذمه دارد ادا بکند.
چهارم اینکه اگر فرائض الهی راترک کرده است، جبران کند، قضا کند. تا اینجا محل شاهد من نیست. محل شاهد من در آن دو تای آخر است.
فرمود پنجم اینکه اگر می خواهی توبه تو، توبه اصیلی باشد، توبه اساسی و واقعی باشد، باید به سراغ این گوشتهایی که از معصیت و در معصیت روئیده است بروی، آنچنان با غصه ها و اندوهها و توبه ها آنها را آب بکنی که پوست بدنت به استخوان بدنت بچسبد.
ششم : این تنی که عادت کرده است معصیت بکند و لذتی جز لذت معصیت نچشیده است، مدتی باید رنج طاعت را به آن بچشانی. خوب، آیا بشرهایی هم بوده اند که اینجور توبه بکنند، بله. امروز است که دیگر توبه کردن منسوخ شده و ما یادمان رفته که توبه ای هم باید بکنیم!

مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی از علمای بزرگ اخلاق و سیر و سلوک در اعصار اخیر بوده است، شاگرد مرحوم میرزای شیرازی اعلی الله مقامه و شیخ انصاری بوده و خود میرزای بزرگ برای ایشان احترام زیادی قائل بوده است . یکی از اکابر علما و بزرگان شاگردان ایشان نوشته است مردی آمد خدمت مرحوم آخوند و ایشان او را توبه داد. بعد از چند روز که این آدم توبه کرده آمد، اصلا نمی توانستیم او را بشناسیم. به این سرعت، این آدم تمام گوشتهای بدنش آب شده بود. من این را از جنبه روانشناسی دارم عرض می کنم، من می گویم این چیست در بشر؟ آخوند ملا حسنقلی همدانی، نه شلاق داشت، نه سر نیزه، نه توپی نه تشری، فقط یک نیروی ارشاد داشت، یک نیروی معنویت داشت، با وجدان و دل این آدم سر و کار داشت. این چه وجدان نهفته ای در آن آدم بود که او را زنده کرد و آنچنان علیه خودش و علیه شهوات بدنیش و علیه این گوشتهایی که از معصیت روئیده است، برانگیخت که بعد از چند روز که او را دیدند گفتند ما او را نمی شناختیم، اینچنین لاغر شده بود. کتاب آزادی معنوی، صفحه 40-
چهارشنبه 6/6/1387 - 10:45
دعا و زیارت

آری عباس آمد تا حسین(ع) بی یاور نباشد،

عباس آمد تا تکیه گاهی در سختی ها برای زینب(س) باشد،

عباس آمد تا رقیه(س) بی عمو نباشد،

عباس آمد تا سپاهیان نور بی علمدار نباشند،

 

امّا ای کاش همچو عباس ای ؛ برای مولای ما مهدی(ع) هم می آمد.

به خدا آقامون خیلی غریبه....

 

چهارشنبه 16/5/1387 - 18:18
اخبار

اگر چه اهل سنت ایران ، صدها سال است در کنار اهل تشیع تعامل متقابل احترام آمیزی دارند اما طی چند سال اخیر تحرکاتی در برخی مناطق سنی نشین برای ایجاد تقابل با شیعه از طریق آموزه های وهابیت آغاز شده که اخیرا" این تحرکات رشد فزاینده ای گرفته است. نکته جالب اینکه همزمان با این حرکت های افراطی گرایانه به نام اهل سنت ، هر از چند گاهی ، جزوات و کتب حاوی اهانت به باورهای اهل سنت از جانب برخی گروه های خاص که اتفاقا" با نظام شیعی ایران در تقابل هستند توزیع می شود که این دو حرکت به صورت مکمل یکدیگر در ایجاد تقابل سنی و شیعه عمل می کنند.

 تاسیس مدارس وهابی به نام اهل سنت
اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد در برخی استان های مرزی کشور ، برخی مدارس دینی که به نام اهل سنت تاسیس شده ، نسبتی با آموزه های نحله های شناخته شده اهل سنت نداشته و تعالیم آنها صددرصد وهابی است و عمدتا" متمرکز بر آموزش عقاید ضد شیعی هستند.دانش آموزانی که دوره راهنمایی را پشت سر می گذارند، با مدرک سیکل وارد این مدارس که دوره ای 4 ساله دارند، می شوند. این مدارس بصورت شبانه روزی با امکانات رفاهی عالی اداره می شوند. دانش آموزان از صبح تا بعد از ظهر در این مدارس به سر می برند و برای اینکه از مدارک رسمی تحصیلی نیز عقب نمانند، در دبیرستان های شبانه دولتی ثبت نام می کنند و تا اخذ مدرک دیپلم ادامه تحصیل می دهند. در این 4 سال، عقاید و تفسیرهای عقیدتی وهابیت را به عنوان عقاید صحیح به دانش آموزان تزریق می شود و بعد از چهار سال فازغ التحصیل می شوند. چون دراین مدارس بنیه دروس عربی دانش آموزان قوی می شود، عده ای پس از 4 سال به مدارس تربیت معلم و رشته دبیری می روند، اما عده ای دیگر از این دانش آموزان به مدارس بالاتر وهابیت - بعضا" در خارج ایران- اعزام می شوند تا مدارج عالی تر را کسب کنند.
در کنار مدارس دینی وهابی ها، این گروه توانسته اند دبیرستان هایی غیرانتفاعی نیز ایجاد کنند تا بهتر بتوانند دانش آموزان را کنترل کنند.
نتیجه فعالیت این مدارس وهابی طی چند سال اخیر این بوده که توانسته اند در دانش آموزان و طلاب استحاله و دگرگونی ایجاد کرده و سنی های اشعری و شافعی را به وهابی های دو آتشه تبدیل کنند.

مدارس وهابی ازکجا تامین می شوند؟
وهابی ها داخل ایران از نظر مالی پیوند محکمی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس  دارند. آنها احساسات مردم این کشورها را نیز را نسبت به شرایط اهل تسنن در جمهوری اسلامی ایران تحریک می کنند و با مظلوم نمایی عنوان می کنند که ما تحت فشار هستیم و عقاید اهل سنت ایران درتنگنا قرار دارد.

تفاوت اهل سنت با وهابیون
بی انصافی است اگر فرقه افراطی و تکفیری وهابیت را به اهل سنت نسبت دهیم. وهابیت یک مرام عقیدتی است و هیچ ارتباطی به مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی ندارد. اینها مذاهبی فقهی هستند در حالی که وهابیت، یک مرام تکفیری عقیدتی است.
اغلب اهل سنت ایران در استان های کردستان و هرمزگان و سیستان و بلوچستان شافعی و اشعری بوده و شدیدا" از فعالیت وهابی ها نگرانند. حتی اهالی برخی از مناطق اهل سنت از نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار دارند که با وهابی ها برخورد کند.برهمین مبنا، عده ای ازعلمای اهل سنت نیز نگرانی خود را از تحرکات این گروه اعلام کرده اند و گفته اند که عقاید خود را از جانب آموزه های افراطی آنها در خطر می بینند.

مسائل فراروی جمهوری اسلامی ایران
متاسفانه برخی هنوز شناخت دقیقی از فرقه وهابی ندارند و فرق یک روحانی سنی و وهابی را تشخیص نمی دهند. نکته دیگر اینکه هنوز خط مشی مشخصی در برخورد با این گروه تندرو دیده نمی شود.

به طورکلی درعقیده وهابی ، شیعه کافر و مشرک است و مال و جانش حرمت ندارد . در همین راستاست که فردی مثل عبدالمالک ریگی ده نفر را می کشد و عین خیالش هم نیست. با این روند انتظار فاجعه های بزرگ تری در آینده دور از ذهن نیست . یا اینکه چند سال پیش، وهابی ها وارد قبرستان اهل سنت بندرعباس شدند و تمام سنگ قبرها را خراب کردند و بهانه اشان این بود که سنگ قبر مظهر بت پرستی است و در مسلک ما حرام است. این در حالی است که در عقیده تشیع ، حتی وهابی هم مشرک تلقی نمی شود و مسلمان قلمداد می گردند. 
 
منبع : پایگاه خبری تحلیلی جهان

چهارشنبه 2/5/1387 - 13:29
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته