• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 6368روز قبل
طنز و سرگرمی

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند یك هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاریخ امتحان اشتباه كرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم كه در راه برگشت لاستیك خودرومان پنچر شد و از آنجایی كه زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم كسی را گیر بیاوریم و از او كمك بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فكری كرد و پذیرفت كه آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یك ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولین مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال این بود: « كدام لاستیك پنچر شده بود؟»....!!!

دوشنبه 14/11/1387 - 10:33
دعا و زیارت
لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ ﴿1﴾ سوگند به روز قیامت، (1)
وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ﴿2﴾ و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بیدار و ملامت گر (که رستاخیز حقّ است)! (2)
أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿3﴾ آیا انسان مى ‏پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد؟! (3)
بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ ﴿4﴾ آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم! (4)
بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ﴿5﴾ (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند! (5)
یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ﴿6﴾ (از این رو) مى ‏پرسد: «قیامت کى خواهد بود»! (6)
فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ﴿7﴾ (بگو) در آن هنگام که چشمها از شدّت وحشت به گردش درآید، (7)
وَخَسَفَ الْقَمَرُ﴿8﴾ و ماه بى‏نور گردد، (8)
وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ﴿9﴾ و خورشید و ماه یک جا جمع شوند، (9)
یَقُولُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ﴿10﴾ آن روز انسان مى ‏گوید: «راه فرار کجاست؟!» (10)
كَلَّا لَا وَزَرَ﴿11﴾ هرگز چنین نیست، راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد! (11)
إِلَى رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ﴿12﴾ آن روز قرارگاه نهایى تنها بسوى پروردگار تو است؛ (12)
یُنَبَّأُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ﴿13﴾ و در آن روز انسان را از تمام کارهایى که از پیش یا پس فرستاده آگاه مى‏کنند! (13)
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ﴿14﴾ بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است، (14)
وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ ﴿15﴾ هر چند (در ظاهر) براى خود عذرهایى بتراشد! (15)
 لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿16﴾ زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن‏] حرکت مده، (16)
 إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿17﴾ چرا که جمع‏ کردن و خواندن آن بر عهده ماست! (17)
فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿18﴾ پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروى کن!  (18)
ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ ﴿19﴾ سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (19)
 كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ ﴿20﴾ چنین نیست که شما مى‏پندارید (و دلایل معاد را کافى نمى‏دانید)؛ بلکه شما دنیاى زودگذر را دوست دارید (و هوسرانى بى‏قید و شرط را)! (20)
وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ ﴿21﴾ و آخرت را رها مى ‏کنید! (21)
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿22﴾ (آرى) در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است، (22)
 إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿23﴾ و به پروردگارش مى ‏نگرد! (23)
وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ﴿24﴾ و در آن روز صورتهایى عبوس و در هم کشیده است، (24)
تَظُنُّ أَن یُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ﴿25﴾ زیرا مى ‏داند عذابى در پیش دارد که پشت را در هم مى ‏شکند! (25)
 كَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِیَ ﴿26﴾ چنین نیست (که انسان مى ‏پندارد! او ایمان نمى ‏آورد) تا موقعى که جان به گلوگاهش رسد، (26)
وَقِیلَ مَنْ رَاقٍ ﴿27﴾ و گفته شود: «آیا کسى هست که (این بیمار را از مرگ) نجات دهد؟!» (27)
وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ ﴿28﴾ و به جدائى از دنیا یقین پیدا کند، (28)
 وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ﴿29﴾ و ساق پاها (از سختى جان‏دادن) به هم بپیچد! (29)
 إِلَى رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ﴿30﴾ (آرى) در آن روز مسیر همه بسوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود! (30)
فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى ﴿31﴾ (در آن روز گفته مى ‏شود) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند، (31)
وَلَكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿32﴾ بلکه تکذیب کرد و روى ‏گردان شد، (32)
ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ یَتَمَطَّى ﴿33﴾ سپس بسوى خانواده خود بازگشت در حالى که متکبّرانه قدم برمى ‏داشت! (33)
أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿34﴾ (با این اعمال) عذاب الهى براى تو شایسته ‏تر است، شایسته ‏تر! (34)
ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿35﴾ سپس عذاب الهى براى تو شایسته ‏تر است، شایسته‏ تر! (35)
 أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَكَ سُدًى ﴿36﴾ آیا انسان گمان مى ‏کند بى‏ هدف رها مى ‏شود؟! (36)
أَلَمْ یَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ﴿37﴾ آیا او نطفه‏ اى از منى که در رحم ریخته مى ‏شود نبود؟! (37)
ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿38﴾ سپس بصورت خون بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت، (38)
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿39﴾ و از او دو زوج مرد و زن آفرید! (39)
أَلَیْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَى﴿40﴾ آیا چنین کسى قادر نیست که مردگان را زنده کند؟! (40
دوشنبه 14/11/1387 - 10:31
دانستنی های علمی

 

عید آمد عاشقان عیدتان مبارك

 

24pjgjb.jpg

دوشنبه 14/11/1387 - 10:26
محبت و عاطفه

من نشانی از تو ندارم،اما نشانی‌ام را برای تو می‌نویسم در عصرهای انتظار،به حوالی بی كسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا كن،وارد كوچه پس كوچه‌های تنهایی شو! كلبه‌ی غریبی‌ام راپیدا كن، كنار بید مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهای رنگی‌‌ام، در كلبه را باز كن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش ‌را كنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی كویری كه غرق انتظار است، پشت دیوار دردهایم نشسته‌ام.......... به اندازه تمام انتظارها بی ‌قرارت هستم

دوشنبه 14/11/1387 - 10:5
دعا و زیارت

بـنـده مـن چـرا دگـر ، خـدا خـدا نمی کنی؟

چـرا مــرا ز ســوز دل ، دگـر صدا نمی کنی؟

ریـشـه دوانـده در دلـت ، غفلت و لـذت گـنـه

 محبـت تـو کـم شـده ، به ما وفـا نمی کنی؟

مـگــر خدای دیگـری ، به غیـر من گرفته ای؟

 کـه بـا مـن غـفـور تــو ، دگـر صفـا نمی کنی؟

 مگر زمن چه دیده ای ، که اینچنین بریده ای؟

 مـنتــظـر تــو مـانـده ام ، چـرا نــوا نمی کنی؟

چـرا مــرا ز خـانــه ، دلــت بــرون نـهــاده ای؟

چــرا دل شکستــه را ، خـانــه ما نمی کنی؟

 ز فـاطـمـه به سوی تو ، سلام می رسد ولی

 چـرا برای مهـدی اش ، کمی دعا نمی کنی؟

برای ناله هـای تـو ، دل حـسـیـــن تنـگ شـد

 چـرا بـه روضـه اش دل خسته دوا نمی کنی؟

يکشنبه 13/11/1387 - 16:52
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته