خدا همه وقت خداست و ما هم به یاد او هستیم
هر اندازه با خدا هستی ، هستی ؛ والا نیستی .
دوست دارم دوست دارمدوست دارم دوست دارمقد تموم آدماقد تموم عاشقا
دل بردی و پنهون شدیاز من چرا ای بی وفااز من چرا از من چرا ؟
عاشق شدم عاشق شدمعاشق شدم عاشق شدماز چشم من پنهون نشواز چشم من پنهون نشو
تنها شدم تنها شدم تنها شدم تنهاشدمتنها نرو تنها نروتنها نرو تنها نرو
پر می کشی تا آسمونمن خسته ی بی بال و پرروزی که برگردی دگر از من نمی بینی اثر
دوست دارم دوست دارم...
( فریدون آسرایی )
علاقه مندان به این موسیقی زیبا می تونند به وبلاگ من مراجعه کنند (برای دانلود گذاشتم)http://mjkhanzadeh.parsiblog.comکافه دانشجو همیشه منتظر شماست
آه
… و صد افسوس که از تو از خودم دور افتادم. ديشب باهام چي کار داشتي نميدونم يا شايد نفهميدم ولي دستامو تو دستات حس کردم منو جاهايي بردي که اصلا نمي خواستم برم …
مي دونم خيلي نامردم بي معرفتم آخه به ما هم مي گن رفيق… چه روزايي با هم داشتيم … يادش به خير با هم کجا ها مي رفتيم … تو گرما تو سرما بارون وبرف… خيس مي شديم… پاهامون تاول مي زد … سرما مي خرديم … لبامون خوني مي شد … وقتي پامون و تو آب حوض جلوي مسجد جمکران مي کرديم همه دردامون يادمون مي رفت …
رو به در ورودي مسجد مي کردم و باهات حرف مي زدم يادمه يه بار که خيلي داغون بودم فرياد زدم ..هه چه کارا که نکرديم و چه چيزا که بهمون ندادي يادم نميره اون شب چهارشنبه که جا نبود نماز بخونم که يکي زد رو شونم که بابا جون بيا اين جا نماز بخون … من تمام نماز رو يه حال عجيبي داشتم . دلم نميومد برم بيرون کاش اون نماز تمام عمرم طول مي کشيد اي کاش همه عمرم همون نماز بود اي کاش با تو بودم اي کاش مي فهميدم چه قدر دوست دارم اي کاش وقتي می دیدمت می شناختمت ای کاش…
گریه گریه گریه … چه کار دیگه ای بلدیم … وقتی خسته ایم ..هیچ کسی رو نداریم بهش درد دل بگیم… وقتی از همه چیز و همه کس خسته می شیم … وقتی تو رو نداریم …
اینا همش می شه بهونه که بیام جمکران که بگم : آقا دلم برات یه ذره شده . بابا ما هام باهمه بدی هامون آدمیم دل داریم به خدا ماهام از عشق یه چیزی هایی سرمون می شه
چرا بی خیال من شدی؟ چرا ولم کردی؟ چرا باهام قهری؟ چرا دیگه تحویلم نمی گیری؟ بی چاره ام کردی...
آره چشماتو می بندی می دونم همه این چیزارو می دونم که زیر همه قولامون زدم ولی تو چی قولات یادته یادته گفتی هر چی اشتباه کنی اگه پشیمون باشی من به خدا چیزی نمی گم من یادم میره سر قولات هستی؟
آره هستی تو همیشه بهترینی آخی یه کم سبک شدم تو تکی کاش همه آدمای دنیا یه رفیق مث تو داشتن
حرفام زیاد بود ولی بعدا بقیشو می نویسم
دل نوشته هاتونو براش بفرستید
همه رو می خونه
جوابش رو هم می ده
چار پا بر خاک هیاهو می کند و
پرنده در آسمان آواز می خواند.
آدمی
اما
خاموشی دریا و
هیاهوی خاک و
موسیقی آسمان را با خود دارد.
<< رابیندرانات تاگور >>
آبشار می خواند :
" چون رها شوم
ترانه ام را خواهم یافت ".
پرنده آرزو می کند :
" ای کاش ابر می بودم "
و ابر آرزو می کند :
" ای کاش پرنده می بودم ".
خشکرود
به خاطر گذشته اش
سپاس نمی شنود.
ای زیبا
خود را در عشق بیاب
نه در چابلوسی آینه.