• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 21
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 4915روز قبل
اهل بیت
امام حسین علیه السلام می فرمایند : هیچ چشمِ مؤمنِی روا نیست كه ببیند خدا نافرمانى مى ‏شود و [مؤمن] چشم خود را فرو بندد مگر این که آن وضع را تغییر دهد.
تنبیه الخواطر : ج2، ص179
سه شنبه 26/10/1391 - 9:17
اهل بیت
 سه چیز پشت انسان را می‌شکند: مردی که عمل خویش را زیاد شمارد، گناهانش

 

 را فراموش کند، و به رای خویش، خوشنود باشد.


* خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می‌دهد، اما دینش را فقط به دوست خود

 می‌بخشد.


* دعای انسان پشت سر برادر دینی اش، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است. 

                                  گرامی وارثِ محمودِ احمد


                                   امام باقری، نامت محمّد


                                   فروزان اختری برتر ز انجم


                              تو فخر عترتی، خورشید پنجم

يکشنبه 3/10/1391 - 11:38
عقاید و احکام
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا ﴿۵۶﴾ ....سوره احزاب
خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می ‏فرستند اى كسانى كه ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید (۵۶)
وقتی این آیه رو می شنویم هممون ناخودآگاه یاد صلوات فرستادن می افتیم .اما تو همین یه آیه درس های مدیریتی زیادی نهفته .بله درسهای مدیرتی .
-1خدا می گه من به رسول (صل الله علیه و آله وسلم) صلوات می فرستم و بعد می گه ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید.یعنی آقای مدیری که دستور می دی اول خودت.
-2 فرشتگان که در عرش الهی هستند هم صلوات می فرستند .یعنی آقای مدیر اطرافیانت هم باید به قانون و دستوری که داده شده عمل کنند.
-3یصلون علی النبی ....یصلون فعل مضارعه یعنی دایم و مستمر بر رسول صلوات می فرستند ...یعنی آقای مدیر دستوری نتیجه بخشه و تاثیر گذاره که بصورت مستمر انجام بشه .
-4 خداوند با لفظ یا اهل الذین امنوا افراد رو خطاب کرده نه با یا ایها الناس و ...یعنی آقای مدیر وقتی می خوای دستوری بدی حواست باشه ارث پدرت رو طلب نمی کنی ...با الفاظ محترمانه با مردم صحبت کن.
-5صلو علیه و سلموا تسلیما ....درود بفرستید و تسلیم او باشید ....این قسمت آیه مربوط به افرادیه که با مدیر کار می کنن می شه .یعنی با زبان قربان صدقه مدیر رفتن لازم نیست ...تسلیم او باش .
منبع: emodiran.com
پنج شنبه 16/9/1391 - 8:29
فلسفه و عرفان
 

 

 

مریم؛ نوزدهمین سوره قرآن است كه مكی و 98 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: «هر كس سوره مریم را قرائت نماید به تعداد تصدیق كنندگان و تكذیب كنندگان حضرت زكریا و یحیی و مریم و عیسی و موسی و هارون و ابراهیم و اسحاق و یعقوب و اسماعیل ده حسنه به او عطا می شود و به تعداد كسانی كه برای خداوند فرزند قایل شده و قایل نشده اند نیز ده حسنه به او داده می شود.1
همچنین از ایشان نقل شده است: «به كسی كه سوره مریم را قرائت كند، ده برابر تعداد كسانی كه پیامبران و رسولان نام برده شده در این سوره را تصدیق یا تكذیب كردند، حسنه و درجه داده می شود كه هر درجه ای، هزار هزار مرتبه بزرگ تر از ما بین زمین و آسمان است و به همین تعداد، همسران بهشتی در فردوس به او داده می شود و در روز قیامت، همراه متقیان در اولین گروه سابقین، محشور می شود.2
از ابان بن عثمان نقل شده كه حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هر كس به خواندن سوره مریم مداومت كند نمیرد تا اینكه برسد به آنچه او را بی نیاز سازد، از جان و مال و فرزند. و نیز در آخرت از یاران عیسی بن مریم علیهم السلام باشد و در آن روز دارای سلطنتی شود مثل سلطنت سلیمان در دنیا.3 آثار و بركات سوره:
1 زیاد شدن خیر و بركت روایت از امام صادق علیه السلام: «هر كس سوره مریم را بنویسد و آن را در ظرفی شیشه ای كه دهانه تنگ دارد گذاشته و در منزلش بگذارد خیر خانه و روزی اش زیاد شود و در خوابش چیزهای خوب می بیند.»4
2 ترس از فرد قدرتمند امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هركس بر شخصی وارد شود كه از او خوف و ترس دارد هنگام مواجهه با او حروف «ك ه ی ع ص» را یكی یكی گفته و بعد از گفتن هر حرف یكی از انگشتان دست راستش را ببندد، آنگاه حروف «ح م ع س ق » را یكی یكی گفته و انگشتان دست چپش را ببندد و دو دست خود را مشت كند، آنگاه آیه 110 سوره طه «و عنت الوجوه للحی....ظلماً» را قرائت نماید و هنگام روبه رو شدن با آن شخص دو دستش را بگشاید هیچ آسیبی از جانب وی به او نخواهد رسید.5
3 خواب خوش در تفسیر البرهان به نقل از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم آمده است: «هر كس سوره مریم را نوشته و به همراه خود داشته باشد، در خوابش جز چیزهای خوب نمی بیند و اگر بر دیوار خانه نوشته شود از خطرات حفظ شده و آنچه در خانه است در امنیت می باشد و اگر خائف، آن را بشوید و بنوشد امنیت یابد.»6
4 دفع دشمن در حاشیه زادالمعاد آمده است برای دفع دشمن «كهیعص» را 775
بار بخواند كه به نتیجه خواهد رسید.7
5 پیدا شدن همسر مناسب اگر این سوره را بنویسند و بشویند و آبش را بر دختر ریزند او را شوهر پیدا شود.8
6 بهبود سردرد جهت رفع سردرد و میگرن آیات [5-1] سوره مریم و آیه[29]
سوره فتح را بخواند برطرف خواهد شد.9
منابع :
(1)مجمع البیان، ج6،ص 397
(2) مستدرك الوسائل، ج4، ص344
(3) درمان با قرآن، ص56 به نقل از مجمع البیان
(4)تفسیرالبرهان، ج3، ص695
(5)عدّة الداعی، ص276
(6)تفسیرالبرهان، ج3، ص695
(7)تعطیرالانام فی تعبیرالمنام، ج1، ص343
(8)درمان با قرآن، ص56
(9) «قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی؛ و درمان با قرآن،محمدرضا كریمی».

پنج شنبه 16/9/1391 - 8:27
اخلاق
"انسانیت به روح است نه به جسم. وقتی نفس ناطق انسان قوی باشد، باکی از این نیست که جسمش علیل باشد.انسان به روح، انسان است. ما درنوابغ عالم داشتیم اشخاصی که نابینا بودند ولی نابغه بودند و اشخاصی که معلول بودند ولی از علما و نوابغ بودند، از فلاسفه بودند. شما هیچ غم نداشته باشید که از یک پا یا یک دست یا چشم معلول هستید." (ازفرمایشات بنیانگذارکبیرانقلاب اسلامی ایران. تاریخ 7/12/57 مدرسه علوی درجمع معلولین)
معلول در لغت آبستن معنای ناتوانی و نیاز است و در اجتماع ناظر بر صبر پیشگانی است که جزئی از توان ظاهری خود را داده اند و بسیاری بر توانمندی های پنهان خود افزوده اند، و این بیان نه اغراق است نه چاپلوسی بلکه کوتاهترین گزارشی است بر تمجید روز جهانی معلولین و تقدیر از آنهائیکه چنانچه عضو ناقصی دارند، افکارشان نافذتر است و چنانچه ذهنشان نارساست، در عوض عواطف و احساساتشان جانفزاست.
معلولان، به حق، مصداق بارز حکمت و رحمت کردگارند که چنانچه به حکمت برخی از توانشان کاسته شده است، به رحمت درهای بیشمار دیگری به توانمندی شان افزاشته شده است و چنانچه این حکمت و رحمت را به نیکی دریابیم، می بینیم که در مصداق این جامعه است که محتاج معلولان است و نیازمند حضور پر معنای ایشان، نه برعکس.
روز جهانی معلولین گرامی باد.
سه شنبه 14/9/1391 - 15:33
اهل بیت
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
شرافت شهادت 
نحوه تلقی انسان‌ها از زندگی و مفهوم «حیات»، جهت دهنده عمل و موضع آنان است. در دید عاشوراییان، حیات در محدوده تولد تا مرگ خلاصه نمی‌شود، بلکه امتداد وجودی انسان به دامنه قیامت و ابدیت کشیده می‌شود. با این حساب، فرزانه کسی است که به سعادت آن دنیا بیندیشد و نعمت ابدی را به برخورداری موقت این دنیا ترجیح دهد.
از همین رهگذر، حمایت و یاری دین و اطاعت از ولی خدا، زمینه‌ساز سعادت ابدی است. شرافت در حمایت از حجت خدا است، هر چند به کشته شدن در این راه باشد.
حبیب بن مظاهر یکی از صاحبان این دید و بصیرت است. وقتی در کربلا از امام حسین علیه‌السلام اجازه می‌گیرد که به میان قبیله خود (بنی اسد برود و آنان را به نصرت امام فرا خواند و امام اجازه می‌دهد، شبانه نزد آنان رفته و می‌گوید: من بهترین چیزی را که هر کس برای قوم خودش به ارمغان می‌برد، برای شما هدیه آورده‌ام، دعوتتان می‌کنم که پسر دختر پیامبرتان را یاری کنید...
این دیدگاه حبیب، نسبت به حیات و شرافت و معنی بخشیدن به زندگی است.
قرآن کریم، از کسانی که با فداکاری، جان خود را در راه خدا فدا می‌کنند، به عنوان «وفا کنندگان به پیمان» و «صادقان بر سر عهد الهی» یاد می‌کند: «مِنَ المُومنینَ رجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ.»
این نیز شرافتی است که شهیدان از آن برخوردارند و آگاه‌دلان عمری برای دست یافتن به آن لحظه شماری می‌کنند. نمونه‌‌ای دیگر از این باور را در کلام یاران امام می‌بینیم. وقتی حضرت از آنان خواست که هر کس می‌خواهد برود، سخن جملگی آنان این بود:
«اَلحَمدُللهِ الذی اَکرَمنا بِنَصرِکَ و شَرَّفنا بِالقَتلِ مَعَکَ، اَوَلا تَرضی اَن نَکُونَ مَعَکَ فی دَرَجَتِکَ یابنَ رَسُولِ اللهِ؟»
خدایی را سپاس که کرامت یاری تو را به ما عطا کرد و ما را به وسیله کشته شدن در رکاب تو شرافت بخشید. ای پسر پیامبر! آیا نمی‌پسندی که ما نیز در درجه و رتبه تو باشیم؟
حُر بن یزید، نمونه دیگری از این بصیرت را در صبح عاشورا نشان داد. وقتی برایش قطعی شد که سپاه عمر سعد با حسین علیه‌السلام خواهند جنگید، خود را در بین بهشت و دوزخ دید. لذا بهشت را برگزید و تصمیم گرفت به امام بپیوندد، هر چند در این راه، جانش را بدهد.
منبع:
پیام‌های عاشورا، جواد محدثی .
جمعه 3/9/1391 - 17:10
اهل بیت

این کشته فتاده به هامون حسین توست

 

وقایع روز دهم ماه محرم در کربلا
امام حسین(ع) پس از نماز صبح یاران خویش را که ۳۲ سواره و ۴۰ نفر پیاده بودند، به صف کرد و زهیربن قین را در سمت راست لشکر و حبیب بن مظاهر را در سمت چپ لشکر قرار داد و پرچم را به دست برادرش عباس(ع) سپرد. اطراف خیمه ها را که پیش از آن خندق کنده بودند، پر از هیزم و چوب کرد و آتش زد تا دشمن نتواند از پشت سر آنان را غافلگیر کند.
لشکر یزید اسب های خود را در اطراف خیمه گاه حسین(ع) به جولان در آوردند.
سپس امام برای این که حجت را با آنان تمام کند، با صدای بلند خود را به آنان معرفی کرد و فرمود: ...پس نسب و نژاد مرا بسنجید و ببینید من کیستم سپس به خود آیید و خویش را سرزنش کنید و بنگرید آیا کشتن من و هتک حرمت من برای شما سزاوار است؟ ...وای بر شما آیا کسی از شما را کشته ام که خون او را از من می خواهید؟ یا مالی از شما را برده ام؟ یا قصاص جراحتی از من می خواهید؟ آیا شما به من ننوشتید که میوه ها رسیده و باغ ها سرسبز شده و تو بر لشکری آماده ی یاری وارد خواهی شد؟! شخصی از آن میان پاسخ داد: ما نمی دانیم تو چه می گویی ولی به حکم عبیدالله تن در ده، زیرا که او چیزی جز آن چه دوست داری درباره تو انجام نخواهد داد! امام حسین(ع) فرمود: نه به خدا، نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد.
عمرسعد پرچمدارش را صدا زد و گفت: پرچم را نزدیک بیاور سپس تیری در کمان گذاشت و به طرف لشکر امام حسین(ع) پرتاب کرد و گفت: گواهی دهید که من نخستین کسی بودم که تیر را رها کردم. به دنبال او سایر لشکریان نیز تیرها را رها کردند. جنگ در آغاز تن به تن بود و یک به یک انجام می شد، ولی مبارزه تک به تک به ضرر لشکر یزید بود و انگیزه و شجاعت بالای اصحاب امام، جنگجویان دشمن را به خاک هلاکت می افکند، از این رو عمر سعد دستور داد کسی تن به تن نجنگد.در پی دستور عمرسعد، لشکر یزید از هر طرف به سپاه امام حمله کردند و جنگ شدت گرفت. بعد از چندی که عمرسعد ناکامی لشکریان خود را دید پیادگان و تیراندازان را به کمک فرستاد. در این جا بود که تیراندازان دشمن هجوم آوردند و یاران امام را تیرباران کردند. چیزی نگذشت که اسب های یاران امام از پا درآمدند و جمعی نیز مجروح شدند. جنگ ادامه داشت تا این که ظهر شد، امام با یارانش نماز خواند و سپس یاران امام یک به یک نزد امام می آمدند و پس از وداع با ایشان به میدان نبرد می رفتند و شربت شهادت می نوشیدند تا این که از یاران امام جز خاندان آن حضرت کسی نماند.
پس از شهادت تمامی هاشمیون، حسین (ع) به میدان وارد شد.
حسین(ع) در زیر جامه یمانی به تن کرده بود و آن را پاره کرد و پوشید و برای آن پاره کرد که پس از کشتنش آن را از تنش بیرون نکنند ولی چون امام کشته شد ابجر بن کعب آن را ربود.
و امام تنها ماند و زخم های گران که بر سر و بدنش رسیده بود او را سنگین کرده بود، پس با شمشیر به دشمن حمله می کرد و آنان از برابر شمشیرش به راست و چپ پراکنده می شدند، شمر بن ذی الجوشن که چنان دید، سوارگان را پیش خواند و آنان در پشت پیادگان قرار گرفتند، سپس تیراندازان امام را تیرباران کردند، آن قدر تیر بر بدن شریفش نشست که مانند خارپشت شد...
خولی بن یزید اصبحی پیش دوید از اسب به زیر آمد که سرآن بزرگوار را جدا کند، لرزه بر اندامش افتاد، شمر گفت: خدا بازویت را از هم جدا کند چرا می لرزی؟ و خود آن سنگدل پیاده شده سر حضرت را برید آن گاه آن سر مقدس را به خولی سپرد. لشگر دشمن سپس به خیمه های امام حمله کردند و آن را غارت کردند.
الا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون.
منبع: كتاب ارشاد شیخ مفید
جمعه 3/9/1391 - 17:9
اهل بیت


باز این چه شورش است كه در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است كز زمین
بی نفح صور خاسته تا عرش اعظم است
... و رازی شگفت در «عاشورا» است كه نه مشمول زمان می شود و نه از جلوه و شور آن كاسته می شود، نه از تب و تاب می افتد و نه الهام بخش آن كمرنگ می گردد.
باز هم فصل عزای حسینی و محرم از راه رسید، ایام عشق ورزی به خاندان پیامبر«ص» روزهای همدلی با عترت رسول الله«ص»، موسم اشك افشانی در سوگ مظهر جهاد و ایثار حضرت سیدالشهداء«ع».
محرم كه می رسد جوامع شیعی به عطر عاشورا معطر و دلهای عاشقان بی قرار كربلا می شود و پرچم های سیاه و لباسهای مشكی و كتیبه های عاشورایی نسیم روح بخش حسین بن علی«ع» را در هر كوی و برزن جاری می سازد. نام اباعبدالله علیه السلام و یاد كربلا و عاشورا به یادها می آورد كه «هر روز عاشورا و همه جا كربلاست.»
واقعه عظیم عاشورا در ظرف زمان و مكان نمی گنجد و در همیشه تاریخ ماندگار است و ما بندگان مخلص خداوند هستیم كه باید از این حماسه بزرگ درس زندگی و چگونه زیستن بگیریم و اینكه بیاموزیم چگونه باید همچون امام حسین«ع» حسینی وار با دشمنان زمان مقابله كنیم و آزادمرد باشیم.
عبرت گیری از عاشورا برای مراقبت از فرداها
عاشورا یك جرقه یا حادثه نیم روزه و یك روزه در سال 61 هجری نبود بلكه عاشورا یك جریان است كه پس از رحلت پیامبر اعظم (ص) شروع و در عاشورای 61 با اقدام وحشیانه یزیدیان چهره كامل خود را نشان داد و تا زمانی كه اسلام وجود دارد، ادامه خواهد داشت.
حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین نیك فال، استاد حوزه و دانشگاه و محقق و پژوهشگر در گفت وگو با گزارشگر كیهان به درسهایی كه از واقعه عظیم عاشورا می توان گرفت اشاره می كند و ضمن بیان مطلب فوق خاطرنشان می سازد: «جریان عاشورا توسط كسانی رقم خورد كه خودشان و پدرانشان در ركاب جد حسین بن علی(ع) یعنی پیامبر اعظم(ص) بودند، بنابراین به هیچ عنوان گذشته پرافتخار داشتن ملاك نیست، همه باید با عبرت گیری از عاشورا مواظب فردای خود باشیم تا از تكرار عاشورایی دیگر ممانعت نماییم و در برابر حسین زمان قرار نگیریم.»
وی بر این نكته تأكید می كند كه نویسندگان، محققان، سخنرانان و فقیهان بی شماری از فردای عاشورا كوشیدند رازهای فراوانی از آن واقعه پررمز و راز را به روی امروزیان و آیندگان هر عصری كه تشنه درس و عبرتند، بگشایند تا از این كوثر ایمان و یقین بنوشند و سیراب شوند . ما نیز بایستی در كنار عزاداری ها، سینه زنی ها و زنجیرزنی ها پای درس كلاس علوی بنشینیم تا با بصیرت مضاعف بتوانیم نسبت به شهدا و رهبری ادای دین كنیم.»
از شور تا شعور عاشورایی
از نیك فال سؤال می كنم واقعا چگونه می توان پیامهای عاشورا را از حالت شعاری ، خارج كرد و چگونه می توان این پیامها را سرلوحه برنامه های زندگی در تمام دوران قرار داد؟ می گوید: «باید در این عزاداری ها دقت و تفكر نماییم.
چرا كه لحظه به لحظه جریان عاشورا از زمان حركت از مدینه تا بازگشت اسرا به مدینه، درسها، پیام ها و عبرتها را داراست، عاشورا می خواهد خونی را در رگ بشریت تزریق كند كه هرگز از حركت باز نایستد.»
عاشورا شوری در دلهای آزادگان می نهد كه هرگز به سردی نمی گراید و درس این واقعه بزرگ همواره راه خونین شهادت كه مسیر به لرزه انداختن دشمن است را پر رهرو نگه می دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه می گوید: «باید ابتدایی ترین واقعه را كالبدشكافی كرد و پس از یافتن ریشه ها به عبرت آموزی برای فردای خود بپردازیم...»
درس ستم ستیزی
ستیز با ستمگران و برپایی عدل یكی از درس های عاشورا در عرصه رفتار سیاسی است.
این نقطه نظر عباس هادی نیا، دانشجوی كارشناسی ارشد ترم آخر در رشته علوم سیاسی است. او كه در عزای حسینی لباس سیاه بر تن كرده و در برنامه های سوگواری حضرت سیدالشهداء در حسینیه چیذر شركت می كند در صحبتهایش می گوید: «عاشورا به ما می آموزد كه انسان نمی تواند در برابر ستم و ستمگران سكوت كند و بی تفاوت بماند.»
او دلیل سخن خود را این طور توضیح می دهد: «اگر انسان در چنین شرایطی سكوت كند در حكم همان كار ستمگران است، در كتاب تاریخ الامم والملوك طبری، ج 4 ص 304 برای یك كار تحقیقاتی در مورد عاشورا خواندم كه امام حسین(ع) در سخنانی در منزل «بیضه» در برابر سپاهیان حر فرمودند: ای مردم! رسول خدا(ص) فرمود:
اگر كسی حاكم ستمگری را ببیند كه حلال خدا را حرام می كند، عهد و پیمان الهی را می شكند یا با سنت رسول خدا مخالف است و با بندگان خدا به ستم و بیدادگری رفتار می كند، سپس با گفتار و كردار در برابرش نایستد، بر خداست كه این فرد را نیز با همان حاكم ستمكار محشور كند.»
این دانشجو كه در تحقیقاتش در مورد واقعه عاشورا در بحث ستم ستیزی كار كرده در ادامه با استناد به همان منبع فوق می گوید: «آن بزرگوار سپس از اوضاع زمانه و ضرورت تبعیت مسلمانان از خویش چنین یاد می كند: مردم آگاه باشید كه بنی امیه و اتباع آنها پیرو شیطانند و از پیروی و بندگی خدای بخشنده سرپیچی كرده اند، فساد و تباهی را آشكار ساخته اند و حدود الهی را تعطیل كرده اند و اموال مردم را به خود اختصاص داده اند، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كرده اند، من از هر كس شایسته ترم كه وضع موجود را تغییر دهم... پس لازم است از روش من پیروی كنید، زیرا عمل من برای شما حجت و سرمشق است.»
هادی نیا با بیان این نكته كه از مطالب فوق دو نكته اساسی را می توان برداشت كرد اضافه می كند: «به نظرم مبارزه با ستمگران و متجاوزان به حدود و قوانین دین در هر شرایطی بخصوص در شرایط فعلی كه مسلمانان از همه سو آماج تیر دشمنان قرار دارند، واجب است. ظلم ستیزی باید سرلوحه زندگی امت اسلامی در امروز و فردای زندگی باشد.»
مكتب عاشورا درس انسان سازی در تمام زمان ها
مكتب عاشورا برای همه دوره ها درس های عبرت آموز و انسان ساز دارد. حجت الاسلام سیدمجتبی حسینی، كارشناس علوم دینی درخصوص درس هایی كه می توان از حماسه بزرگ حسینی گرفت، می گوید: «پیام نهضت عاشورایی امام حسین(ع) تنها متعلق به سال 61 هجری نیست، بلكه مفاهیم ارزشی و درس های آزادی خواهی و عدالت طلبی این امام همام به همه زمان ها و نسل ها تعلق دارد.»
وی اضافه می كند: «قیام سیدالشهداء و مظلومیت آن حضرت، اسارت خواهرش حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) باعث شد كه برای همیشه تاریخ واقعه عاشورا زنده نگه داشته شود.»
حسینی به حضور پرشور مردم در مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) اشاره می كند و می گوید: «ملت مسلمان ایران به طور خودجوش و با علاقه ای كه به ائمه معصوم(ع) دارند در آیین های این ماه شركت می كنند كه این نشانه شیفتگی و عشق آنان به اسلام و امامان شیعه است.»
وی می گوید: «محرم ماه عزت، خودباوری و اتحاد و یكپارچگی ملت است زیرا مردم با تاسی از قیام سرور و سالار شهیدان عالم امام حسین(ع) كمر طاغوت و استكبار را شكستند. همچنین قیام عاشورا دستاوردهای فراوان در عرصه های اجتماعی فرهنگی و سیاسی برجای گذاشته و موج اسلام خواهی و بیداری ملت های منطقه همه از قیام كربلا و درس های مكتب امام حسین(ع) سرچشمه گرفته است.»
عدالت خواهی و آزادمنشی، آموزه های عاشورایی
«زنده نگه داشتن عاشورا یعنی حفظ حریت، آزادمنشی، آزادی خواهی، ظلم ستیزی، عدالت طلبی و آرمان خواهی كه جزو آموزه های عاشورا است.» حجت الاسلام حسن ابراهیمی، نماینده مجلس هشتم و كارشناس فرهنگی در پاسخ به این سؤال كه وقتی حرف از زنده نگه داشتن شعائر عاشورایی می زنیم، آیا صرفا در مراسم سوگواری و عزاداری خلاصه می شود یا مفاهیم ارزشی دیگری را در بر دارد، با بیان مقدمه فوق در توضیحات بیشتری این طور می گوید: «ایثار، فداكاری و شجاعتی كه در روز عاشورا موج می زند، مطابق با خواست و آرمان های متعالی هر انسان است، یعنی انسان ها می خواهند جامعه مملو از عدالت باشد و حریت و آزادمنشی در جامعه وجود داشته باشد.»
وی امام حسین(ع) را الگوی تمام ارزش های متعالی می داند و تصریح می كند: «سمبل و نماد كامل همه این ارزش ها از قبیل عدالت خواهی، ظلم ستیزی، صبر و مقاومت را می توان در صحنه كربلا دید كه امام حسین(ع) به عنوان پرچمدار این نهضت است.»
وی، با اشاره به عبارت معروف «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا» خاطرنشان می كند: «شمرها، یزیدیان و بازیگران امروز در عرصه بین الملل به مراتب ظالم تر، جانی تر و حیله گرتر از كسانی هستند كه در مقابل امام حسین(ع) قرار گرفتند.» حجت الاسلام ابراهیمی همچنین جنایات روزافزون غیرانسانی در سرزمین های اشغالی فلسطین و نوار غزه را مورد اشاره قرار می دهد و می گوید: «جنایاتی كه در این سرزمین رخ می دهد، در كربلا اتفاق نیفتاد، امروز ظلم مدرن، بی عدالتی مدرن، استبداد مدرن و دیكتاتوری مدرن در لوای دفاع از حقوق بشر در جوامع بشری وجود دارد.»
وی حفظ آرمان های عاشورا را لازمه عزت مداری بشریت می داند و می گوید: «اگر متدینان و علاقه مندان به ارزش های انسانی بخواهند، دین، ارزش ها و حیات باعزت و آبرومندانه خود را حفظ كنند، لازم است كه عاشورا و پیام های آن را حفظ كنند و ادامه دهند. لذا احیا و زنده نگه داشتن عاشورا، یعنی زنده نگه داشتن همه ارزش ها، خلق و خوهای پسندیده و ارزش های انسانی.»
آگاهی بخشی و بیدارسازی عمومی
شخصیت و قیام امام حسین(ع) فقط در امر جهاد و مبارزه با ظلم و ستم خلاصه نمی شود، او كه سرمشق و نمونه است، علاوه بر الگو بودن در شهادت و جانبازی در راه عقیده و مقابله با ستمگران در تمام زمینه ها و جوانب الگو است.
این نقطه نظر فاطمه مظهری، كارشناس مسائل تربیتی است كه در گفت وگو با گزارشگر كیهان مطرح می كند و می گوید: «امام حسین(ع) دارای مقام ملكوتی بسیار عظیمی هستند كه نه تنها در دوره حیات خود منشأ خیر و اثر برای اسلام بودند، بلكه بعد از شهادتشان هم منشأ هدایت و الطاف و عنایت الهی برای انسان ها شدند.»خانم مظهری می گوید: «شعار بیشتر قیام های علویون كه در طول زمان بنی امیه و بنی عباس بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) رخ داد «یالثارت الحسین» بود و اغلب در كنار مضجع شریف و مطهر آن حضرت از یكدیگر بیعت می گرفتند.»
حاج قربانعلی اسداللهی كه یكی از خادمان امام حسین(ع) می باشد و سال های زیادی منبر و روضه امام حسین(ع) در منزل خود برپا می كند، می گوید: «خداوند این توفیق را نصیب من و خانواده ام كرده است كه بتوانیم خدمتگزار كوچك امام حسین(ع) باشیم.»وی می گوید: «در كنار دیگر هیئت امنا عقد اخوت بستیم كه تا جان در بدن داریم در جهت اهداف امام حسین(ع) قدم برداریم و خدمتگزار اهل بیت(ع) باشیم، همیشه شعار یالثارت الحسین بر لب داریم و این فقط در حد حرف و مربوط به یك دهه محرم نیست. بنده همیشه سال خادم كوچك هستم و امیدوارم خداوند این خدمت كم را از من بپذیرد.»

پنج شنبه 2/9/1391 - 9:56
اهل بیت
قاسم بن الحسن

 

 

قاسم بن حسن برادر پدر و مادرى همان ابوبكر بن حسن است كه بیش از او كشته شد. ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (كه خبرنگار لشكر عمر بن سعد است ).
روایت كرده كه گفت : از میان همراهان حسین علیه السلام پسرى كه گویا پاره ما بود به سوى ما بیرون آمد، و شمشیرى در دست و پیراهن و جامه اى بر تن داشت و نعلینى بر پا كرده بود؟ بند یك از آن دو بریده شده بود، و فراموش نمى كنم كه آن نعل چپش بود.
عمرو بن سعید بن نفیل (80) ازدى كه او را دید گفت : به خدا سوگند هم اكنون بر او حمله آرم . بدو گفتم : سبحان الله تو از این كار چه مى خواهى ؟ همانهایى كه مى نگرى از هر سو اطرافشان را گرفته اند، تو را از كشتن او كفایت كنند، گفت : به خدا سوگند من شخصا باید به او حمله كنم ، این را گفت و بى درنگ بدان پسر حمله برد و شمشیر را بر سرش فرود آورد، قاسم به رو درافتاد و فریاد زد: عمو جان ! و عموى خود را به یارى طلبید.
حمید گوید: به خدا سوگند حسین (كه صداى او را شنید) چون باز شكارى رسید و لشكر دشمن را شكافت و به شتاب خود را به معركه رسانید و چون شیر خشمناكى حمله افكند و شمشیرش را حواله عمرو بن سعید كرد، عمرو دست خود را سپر كرد، ابوعبدالله دستش را مرفق بیفكند و به یك سو رفت ، لشكر عمر بن سعد (براى رهایى آن پست خبیث ) هجوم آورده و او را از جلوى شمشیر حسین علیه السلام به یك سو برده نجاتش دادند، ولى همان هجوم سواران سبب شد كه آن نتوانست خود را از زمین حركت دهد و زیر دست و پاى اسبان لگد كوب گردید و از این جهان رخت بیرون كشید - خدایش لعنت كند و دچار رسوایى محشرش گرداند. (81)
گرد و غبار فرو نشست ، حسین علیه السلام را دیدم كه بالاى سر قاسم بود و او پاشنه پا بر زمین مى سود، در آن حال آن جناب مى فرمود: از رحمت حق به دور باشند گروهى كه تو را كشتند، و رسول خدا صلى الله علیه و آله در روز قیامت درباره تو خصم ورزد و طرف آنها باشد.
سپس فرمود: به خدا سوگند ناگوار و گران است بر عموى تو كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد، یا پاسخت بدهد ولى سودى به تو نبخشد، روزى است كه دشمنش بسیار و یاورش اندك است ، سپس قاسم را بر سینه گرفت و از زمین بلند كرد و گویا هم اكنون مى نگرم به پاهاى آن جوان كه بر زمین كشیده مى شد، و همچنان او را بیاورند تا در كنار جسد فرزند على بن الحسین افكند. من پرسیدم : این پسر كه بود؟ گفتند: قاسم ابن حسن بن على بن ابیطالب بود. صلوات الله علیهم اجمعین .
به میدان رفتن حضرت قاسم بن الحسن علیه‌السلام
قاسم به میدان مى‏رود . چون كوچك است ، اسلحه‏اى كه با تن او مناسب باشد ، نیست . ولى در عین حال شیر بچه است،شجاعت‏به خرج مى‏دهد،تا اینكه با یك ضربت كه به فرقش وارد مى‏آید از روى اسب به روى زمین مى‏افتد.حسین با نگرانى بر در خیمه ایستاده،اسبش آماده است،لجام اسب را در دست دارد،مثل اینكه انتظار مى‏كشد. ناگهان فریاد«یا عماه‏»در فضا پیچید،عموجان من هم رفتم،مرا دریاب!
مورخین نوشته‏اند حسین مثل باز شكارى به سوى قاسم حركت كرد.كسى نفهمید با چه سرعتى بر روى اسب پرید و با چه سرعتى به سوى قاسم حركت كرد.عده زیادى از لشكریان دشمن(حدود دویست نفر)بعد از اینكه جناب قاسم روى زمین افتاد،دور بدن این طفل را گرفتند براى اینكه یكى از آنها سرش را از بدن جدا كند.یكمرتبه متوجه شدند كه حسین به سرعت مى‏آید.مثل گله روباهى كه شیر را مى‏بیند فرار كردند و همان فردى كه براى بریدن سر قاسم پایین آمده بود،در زیر دست و پاى اسبهاى خودشان لگدمال و به درك واصل شد.آنقدر گرد و غبار بلند شده بود كه كسى نفهمید قضیه از چه قرار شد.دوست و دشمن از اطراف نگران هستند.«فاذن جلس الغبرة‏»تا غبارها نشست،دیدند حسین بر بالین قاسم نشسته و سر او را به دامن گرفته است.فریاد مردانه حسین را شنیدند كه گفت:
«عزیز على عمك ان تدعوه فلا یجیبك او یجیبك فلا ینفعك‏»
فرزند برادر! چقدر بر عموى تو ناگوار است كه فریاد كنى و عموجان بگویى و نتوانم به حال تو فایده‏اى برسانم ، نتوانم به بالین تو بیایم و یا وقتى كه به بالین تو مى‏آیم كارى از دستم بر نیاید.چقدر بر عموى تو این حال ناگوار است (1) راوى گفت:در حالى كه سر جناب قاسم به دامن حسین است،از شدت درد پاشنه پا را محكم به زمین مى‏كوبد.در همین حال‏«فشهق شهقة فمات‏»فریادى كشید و جان به جان آفرین تسلیم كرد.یك وقت دیدند ابا عبد الله بدن قاسم را بلند كرد و بغل گرفت.دیدند قاسم را مى‏كشد و به خیمه‏گاه مى‏آورد.خیلى عظیم و عجیب است:وقتى كه قاسم مى‏خواهد به میدان برود،از ابا عبد الله خواهش مى‏كند.ابا عبد الله دلش نمى‏خواهد اجازه بدهد.وقتى كه اجازه مى‏دهد،دست‏به گردن یكدیگر مى‏اندازند،گریه مى‏كنند تا هر دو بیحال مى‏شوند. اینجا منظره بر عكس شد،یعنى اندكى پیش،حسین و قاسم را دیدند در حالى كه دست‏به گردن یكدیگر انداخته بودند ولى اكنون مى‏بینند حسین قاسم را در بغل گرفته اما قاسم دستهایش به پایین افتاده است چون دیگر جان در بدن ندارد.
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.
پى‏نوشت:
1) در قم شنیدم یكى از وعاظ معروف این شهر،این ذكر مصیبت را در محضر مرحوم آیت الله حاج شیخ عبد الكریم حائرى(رضوان الله تعالى علیه)خوانده بود.(آن مرحوم بسیار بسیار مرد مخلصى بوده است،از كسانى بود كه شیفته اهل بیت پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله بود،و این به تواتر براى من ثابت‏شده است.من محضر شریف این مرد را درك نكردم،دو ماه بعد از فوت ایشان به قم مشرف شدم.كسانى كه دیده بودند،مى‏گفتند این پیر مرد نام حسین بن على را كه مى‏شنید،بى اختیار اشكش جارى مى‏شد.)به قدرى این مرد گریه كرد و خودش را زد كه بیحال شد.بعد به آن واعظ گفت:خواهش مى‏كنم هر وقت من در جلسه هستم این روضه را تكرار نكن كه من طاقت‏شنیدن آن را ندارم.
كتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 279
نویسنده: شهید مطهرى
شهادت جناب قاسم بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام
سهیل سر زده گفتی مگر ز سمت یمن
ز برج خیمه برآمد چو قاسم بن حسن
رخ چو ماه تمام و قدی چو سرو چمن
ز خیمگاه به میدان كین روان گردید
نمود در بر خود پیرهن به شكل كفن
گرفت تیغ عدو سوز را به كف چون هلال
قاسم بن الحسین علیه السلام به عزم جهاد قدم به سوی معركه نهاد، چون حضرت سیدالشهداء علیه السلام نظرش بر فرزند برادر افتاد كه جان گرامی بر كف دست نهاده آهنگ میدان كرده، بی‌توانی پیش شد و دست به گردن قاسم درآورد و او را در بر كشید و هر دو تن چندان بگریستند كه در روایت وارد شده حَتّی غٌشِی عَلَیْهِما، پس قاسم گریست و دست و پای عم خود را چندان بوسید تا اذن حاصل نمود، پس جناب قاسم علیه السلام به میدان آمد در حالی كه اشكش به صورت جاری بود و می‌فرمود:
سِبْطِ النَّبِیّ الْمُصْطَفی الْمُؤْتَمِن
اِنْ تَنْكرُوٌنی فَانَا اْبنُ الْحَسَنِ
بَیْنَ اُناسٍ لاسُقُوا صَوْبَ المَزنِ
هذا حُسَیْنٌ كَالْاَسیرالْمُرْتَهَن
پس كارزار سختی نمود و به آن صغر سن و خردسالی سی و پنج تن را به درك فرستاد. حمید بن مسلم گفته كه من در میان لشكر عمر سعد بودم پسری دیدم كه به میدان آمده گویا صورتش پاره ماه است و پیراهن و ازاری در برداشت و نعلینی در پا داشت كه بند یكی از آنها گیسخته شده بود و من فراموش نمی‌كنم كه بند نعلین چپش بود، عمرو بن سعد ازدی گفت: به خدا سوگند كه من بر این پسر حمله می‌كنم و او را به قتل می‌رسانم، گفتم سبحان الله این چه اراده است كه نموده‌ای؟ این جماعت كه دور او را احاطه كرده‌اند از برای كفایت امر او بس است دیگر ترا چه لازم است كه خود را در خون او شریك كنی؟ گفت به خدا قسم كه از این اندیشه برنگردم، پس اسب برانگیخت و رو برنگردانید تا آنگاه كه شمشیری بر فرق آن مظلوم زد و سر او شكافت پس قاسم به صورت بر روی زمین افتاد و فریاد برداشت كه یا عماه چون صدای قاسم به گوش حضرت امام حسین علیه السلام رسید تعجیل كرد مانند عقابی كه از بلندی به زیر آمد صفها را شكافت و مانند شیر غضبناك حمله بر لشكر كرد تا به عمرو (لعین) قاتل جناب قاسم رسید، پس تیغی حواله آن ملعون نمود، عمرو دست خود را پیش داد حضرت دست او را از مرفق جدا كرد پس آن ملعون صیحه عظیمی زد. لشكر كوفه جنبش كردند و حمله آوردند تا مگر عمرو را از چنگ امام علیه السلام بربایند همینكه هجوم آوردند بدن او پامال سم ستوران گشت و كشته شد. پس چون گرد و غبار معركه فرو نشست دیدند امام علیه السلام بالای سر قاسم است و آن جوان در حال جان كندنست و پای به زمین می‌ساید و عزم پرواز به اعلی علیین دارد و حضرت می‌فرماید سوگند با خدای كه دشوار است بر عم تو كه او را بخوانی و اجابت نتواند و اگر اجابت كند اعانت نتواند و اگر اعانت كند ترا سودی نبخشد، دور باشند از رحمت خدا جماعتی كه ترا كشتند. هذا یَوْم وَاللهِ كَثُرَواتِرُهُ وَ قَلَّ ناصِرُهُ.
آنگاه قاسم را از خاك برداشت و در بر كشید و سینه او را به سینه خود چسبانید و به سوی سراپرده روان گشت در حالی كه پاهای قاسم در زمین كشیده می‌شد. پس او را برد در نزد پسرش علی بن الحسین علیه السلام در میان كشتگان اهلبیت خود جای داد، آنگاه گفت بارالها تو آگاهی كه این جماعت مار ا دعوت كردند كه یاری ما كنند اكنون دست از نصرت ما برداشته و با دشمن ما یار شدند، ای داور دادخواه این جماعت را نابود ساز و ایشان را هلاك كن و پراكنده گردان و یكتن از ایشان را باقی مگذار، و مغفرت و آمرزش خود را هرگز شامل حال ایشان مگردان.
آنگاه فرمود ای عموزادگان من صبر نمائید ای اهلبیت من شكیبائی كنید و بدانید بعد از این روزخواری و خذلان هرگز نخواهید دید.
مخفی نماند كه قصه دامادی جناب قاسم علیه السلام در كربلا و تزویج او فاطه بنت الحسین (ع) را صحت ندارد چه آنكه در كتب معتبره به نظر نرسیده و به علاوه آنكه حضرت امام حسین علیه السلام را دو دختر بوده چنانكه در كتب معتبره ذكر شده، یكی سكینه كه شیخ طبرسی فرمود: سیدالشهداء علیه السلام او را تزویج عبدالله كرده بود و پیش از آنكه زفاف حاصل شود عبدالله شهید گردید. و دیگر فاطمه كه زوجه حسن مثنی بوده كه در كربلا حاضر بود چنانكه در احوال امام حسین علیه السلام به آن اشاره شده، و اگر استناداً به اخبار غیر معتبره گفته شود كه جناب امام حسین علیه السلام را فاطمه دیگر بوده گوئیم كه او فاطمه صغری است و در مدینه بوده و او را نتوان با قاسم بن حسن علیهماالسلام بست و الله تعالی العالم.
شیخ اجل محدث متتبع ماهر ثقه الاسلام آقای حاج میرزا حسین نوری نور الله مرقده در كتاب لؤلؤ و مرجان فرموده و به مقتضای تمام كتب معتمده سالفه مولفه در فن حدیث و انساب و سیر نتوان برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام دختر قابل تزویج بی‌شوهری پیدا كرد كه این قضیه قطع نظر از صحت و قسم آن به حسب نقل و قوعش ممكن باشد. اما قصه زبیده و شهربانو و قاسم ثانی در خاك ری و اطراف آن كه در السنه عوام دائر شده، پس از آن خیالات واهیه است كه باید در پشت كتاب رموز حمزه و سایر كتابهای معجوله نوشت، و شواهد كذب بودن آن بسیار است، و تمام علمای انساب متفقند كه قاسم بن الحسن علیه‌السلام عقب ندارد انتهی كلامع رفع مقامه.
بعضی از ارباب مقاتل گفته‌اند كه بعد از شهادت جناب قاسم علیه السلام بیرون شد به سوی میدان عبدالله بن الحسن علیه السلام و رجز خواند:
ضْرغامُ اجامٍ وَ لَیْثٌ قَسْوَرَه
اِنْ تُنْكِرُونی فَانَا ابْنُ حَیْدَرَه
اَكیلُكُمْ بِالسًّیْفِ كَیْلَ السَّنْدَرَهِ
عَلَی الاَعادی مِثْلَ ریحٍ صَرْصَرَهٍ
و حمله كرد و چهارده تن را به خاك هلاك افكند، پس هانی بن ثبیت خضرمی بر وی تاخت و او را مقتول ساخت پس صورتش سیاه گشت. و ابوالفرج گفته كه حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرموده كه حرمله بن كاهل اسدی او را به قتل رسانید.
مؤلف گوید: كه مقتل عبدالله را در ضمن مقتل جناب امام حسین علیه السلام ایراد خواهیم كرد انشاء‌الله تعالی.
و ابوبكر بن الحسن علیه‌السلام كه مادرش ام ولد بوده و با جناب قاسم علیه السلام برادر پدر مادری بود، عبدالله بن عقبه غنوی او را به قتل رسانید. و از حضرت باقر علیه السلام مرویست كه عقیه غنوی او را شهید كرد ،‌ و سلیمان بن قته اشاره به او نمود در این شعر:
وَ فی اَسَدٍ اُخْری تُعَدُّو تُذْكَرُ
وَ عِنْدَ غَنِیّ قَطْرَه مِنْ دِمائِنا
برگرفته از کتاب منتهی الامال اثر حاج شیخ عبّاس قمی

پنج شنبه 2/9/1391 - 9:55
اهل بیت
وقایع روز هشتم ماه محرم در کربلا
چون تشنگى امام حسین(ع) و اصحابش را سخت آزرده كرده بود، آن حضرت در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله زمین را کند و آبى گوارا بیرون آمد، همه نوشیدند و مشگ‌ها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید گردید و دیگر نشانى از آن دیده نشد. خبر این ماجرا به عبیدالله رسید و پیكى نزد عمربن سعد فرستاد كه بیش از پیش مراقبت كن كه دست حسین و اصحابش به آب نرسد و كار را بر آنها بیشتر سخت بگیر.
هر لحظه تب عطش در خیمه‏ها افزون مى‏شد، عباس(ع) شبانه، همراه سه نفر سواره و بیست نفر پیاده جهت تدارك آب براى خیمه‏ها به سمت شط فرات حركت كند در حالى كه بیست مشگ با خود داشتند و توانستند مشگ‌هاى آب را به خیمه‏ها برسانند.
در آن روز امام حسین(ع) از عمر بن سعد خواست كه شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشند و عمربن سعد پذیرفت. ابتدا امام حسین(ع) آغاز سخن كرد و فرمود عبیدالله را رها نماید و با امام و یارانش باشد؛ هنگامى كه مشاهده كرد عمربن سعد از تصمیم خود باز نمى‌گردد، فرمود: به خدا سوگند من مى‏دانم از گندم ری جز به مقدارى اندك نخورى! و عمربن سعد با تمسخر گفت: جو، ما را بس است!!
عبیدالله در روز نهم نامه‏اى به عمربن سعد نوشت كه: اگر حسین و اصحابش بر حكم من سر فرود آورده و تسلیم مى‏شوند آنان را نزد من بفرست، و اگر از قبول حكم من خوددارى كردند با سپاهیان خود بر آنان بتاز و آنان را از دم شمشیر بگذران و بند از بند آنان جدا كن كه مستحق آنند! و چون حسین را كشتى، پیكر او را در زیر سم اسباب لگدكوب كن ....
والسلام...
 وقایع روز نهم ماه محرم در کربلا
در روز نهم محرم (تاسوعا) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای که از عبیدالله‏ داشت از نخیله ـ که لشکرگاه و پادگان کوفه بود ـ با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد کربلا شد، شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‏ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس(ع) گرفته بود که در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه کرد و ایشان گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!
در این روز اعلان جنگ شد و امام حسین(ع) به عباس(ع) فرمودند: اگر می‏توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تاخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می‏داند که من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس(ع) آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت می‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیدالله‏ می‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.
منابع:
مقتل ابى اسحاق اسفراینى
فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی
روزشمار تاریخ اسلام سید تقى واردى
ارشاد شیخ مفید
پنج شنبه 2/9/1391 - 8:42
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته