بسمه تعالي
تاريخ اسلام
دليل خراب كردن مكه توسط ابرهه چه بود؟
vچون ابرهه مي خواست دين مسيحيت در عربستان رواج پيدا كند دستور داد كليسايي در عربستان درست
كنند مردم هيچ توجهي نكردند اين امر ابرهه را خشمگين كرد و دستور داد تا خانه كعبه را خراب كنند ولي به امر الهي همه سپاهيان ابرهه توسط پرندگاني از بين رفتند.
حلف الفضول
v پيماني كه براي دفاع از مظلومان و ستمديدگان بسته شد.
انگيزه تغيير قبله مسلمانان
v كارشكني هاي يهوديان شروع شد و پيامبر مي گفتند دين تو كه با دين ما فرقي دارد به چه دليل قبله را
سمت ما مي خواني خداوند دستور داد سمت كعبه نماز بخواند.
امام اول علي (ع):
v ولادت:روز جمعه 13 رجب سال سي ام عام الفيل
v محل تولد:كعبه
v شهادت: 21 رمضان
v محل شهادت:كوفه
v نام پدر:عمران
v نام مادر:فاطمه بنت اسد
مدت امامت:
v اولين مردي كه به اسلام ايمان آورد حضرت علي بود.
v غزوه چيست: جنگهايي كه خود پيامبر (ص) فرماندهي سپاه اسلام را بر عهده داشت.
v سريه چيست: جنگهايي كه پيامبر (ص) فرماندهي سپاه اسلام را بر عهده كسي ديگري گذاشته واز جانب او در اين جنگها شركت مي كند.
v تنها غزوه اي كه حضرت علي (ع) در آن شركت نكردند غزوه تبوك بود به دليل اين كه بايد به شهر مدينه باز مي گشت تا اسلام در خطر نيفتد وبراي جلوگيري از حوادث احتمالي.
ماجراي جنگ بدر چيست:
v در اين جنگ حضرت علي از دو نظر درخشيد 1- در جنگ تن به تن در مبارزه با سه نفر از دلاوران مشرك
2- در مبارزه عمومي كه هفتاد نفر در اين جنگ كشته شدند و 35 نفر بدست حضرت علي(ع) كشته شدند از جمله
ابوجهل و...
ماجراي جنگ احد چيست:
v پس از شكست در جنگ بدر مشركان به دنبال نقشه اي بودند تا مسلمانان را شكست دهند در اوايل
جنگ حضرت علي(ع) توانست مشركان را شكست دهد و بقيه كه زنده ماندند پا به فرار گذاشتند و ياران پيامبر(ص) از اين فرصت استفاده كردند و مشغول جمع كردند غنائم شدند هر چند پيامبر(ص) دستور داده بود كه ميدان را خالي نگذاريد و دشمن از اين فرصت استفاده نموده
ماجراي شمشير ذوالفقار چيست:
v در جنگها براي اين كه اسلام و پيامبر از چنگ دشمنان محفوظ بماند به قدر با شمشير ساده خود پافشاري
كرد تا اين كه شمشير او شكست و پيامبر اسلام شمشير ذوالفقار كه دو سر بود به او اهدا كرد.
جنگ خندق چه رويدادي اتفاق افتاد:
v چون مسلمانان از شر دشمنان راحت شوند حضرت محمد دستور داد تا هم فكري كنند ودر اين مشورت
سلمان فارسي كه يك ايراني بود دستور حفر خندقي را داد و دشمن بعد از ديدن خندق مسلمانان را محاصره كردند ولي مسلمانان تحمل كردند و آنان مجبور شدند بالاخره حمله كنند و يكي از مشركان به همراه 5 نفر ديگر از جاي كم عرض خندق كه سر دسته آنان بود باكشيدن نعره هايي به آنان حمله كرد ولي حضرت علي(ع)بدون واهمه براو غلبه كرد.
ماجراي جنگ خيبر چيست:
در خيبر زتو چون كنده شد مولا زتو لاتو هو افكنده شد مولا
v چون در آن زمان يهوديان در بسياري از مسائل در بين مسلمانان تفرقه مي انداختند و مسلمانان را اذيت
و آزار مي دادند پيامبر دستور داد تا دژ خبير را تصرف كنند چرا كه يهوديان در آنجا مستقر بودند در حالي كه پيامب دونفر از افراد خود را به آنجا فرستاد از جمله ابوبكر ولي آنان دست خالي بازگشتند و باعث شد كه پيامبر حضرت علي(ع) را بفرستد و او در اين مرحله با افتخار برگشت.
آيه برائت
v زماني كه پيامبر(ص) خواستند كه شرك و بت پرستي از بين برود دستور داد مشركان ظرف 4 ماه
از آيين خود دست بردارند و بايد به آيين اسلام هدايت شوند .
چه احاديثي و رواياتي جانشيني حضرت علي (ع) را تاييد مي كند:
v حديث منزلت: تنها غزوه اي كه حضرت علي (ع) در آن شركت نكردند غزوه تبوك بود به دليل اين كه بايد به شهر مدينه باز مي گشت تا اسلام در خطر نيفتد وبراي جلوگيري از حوادث احتمالي ، در اينجا منافقان اين عمل پيامبر سوئ استفاده كرده و گفتند روابط پيامبر(ص) با حضرت علي(ع)تيره وتار شده در
اينجا پيامبر(ص)فرمودند نسبت به من مانند هارون ، نسبت به موسي باشي؟ جز اين كه پس از من پيامبري نيست.
v حديث يوم الدار:پس از گذشت سه سال پيامبر براي اين كه امر خود را به وسيله كسي پياده كند
تعدادي از سران بني هاشم از جمله ابوطالب ،ابولهب ، عباس ،حمزه،رامهمان كردو فرمودند چه كسي در راه خدا مرا ياري خواهد كرد كه سه مرتبه اين حرف رابيان نمودند كه در هر سه مرتبه حضرت علي(ع) برخواست .
v حديث غدير: پيامبر(ص)پس از بازگشت از حجت الوداع دستور داد در محلي به نام غدير خم تا همه توقف كنند و فرمودند سزاوار ترين فرد برخود مومنان از خود آنها كيست ؟ آنگاه دست علي (ع) را بالابرده و در حالي كه جمعيت آنها را مي ديدند فرمود : هر كه من مولا و سرپرست اويم علي (ع) مولا و سرپرست اوست.
v پيامبر(ص) هيچگاه نخواست بعد از خود نامعلوم باشد كه اگر بلاتكليف مي بود چه مشكلاتي روي خواهد
آمد در حالي كه بعد از فوت پيامبر(ص)آنها جسد مبارك پيامبر(ص)را دفن نكردند و حضرت علي(ع)به تنهايي
مشغول مراسم كفن ودفن پيامبر(ص)بودند ولي ابوبكر و عمر بين انصار و مهاجران سر خلافت درگير بودند و آنان سريعا از غيبت حضرت علي(ع) فرصت سوء استفاده كردند شتاب نموده وابوبكر را در خلافت گنجاندند.
ماجراي سقيفه چه بود؟
v در اين ماجرا عمر و ابوبكر سخناني ايراد كردند و انصار قانع شدند خلافت را به ابوبكر بسپارند شرح
ماجرا بدين صورت بود كه ابوبكر اول از مهاجران تعريف كرد سپس از مهاجران تمجيد كرد و در نهايت به نفع خود تمام كرد . ولي يكي از انصار عصاباني شد وعمر سريعا برخواست وگفت آيا مي شود دو شمشير را در يك غلاف كرد.
v انصار كساني بودند كه به مهاجران ياري كردند.
v مهاجران هم كساني بودند كه براي اينكه از شر مشركان در امان بمانند به دستور پيامبر(ص) به حبشه مهاجرت كردند.
دلايل بيعت حضرت علي(ع)
v از دست دادن حضرت فاطمه (س) و مشاهده بي اعتنايي مردم
v پيشگيري ازبازگشت به دوران جاهليت
v حفظ اسلام ووحدت مسلمانان
v كمبود نيروي كافي در برابر دشمنان كينه توز
v مساله فدك باغي بزرگ بود
فدك باغي بزرگ بود كه پيامبر(ص) به حضرت فاطمه (س) اهداكرد ولي به محض فوت پيامبر(ص) كارگران او او را از سرزمين بيرون انداخته و گفتند فدك براي مسلمانان است و براي عموم مي باشد در اين جا به حضرت فاطمه گفتند پدرت گفته چيزي را به ارث نمي گذارد ولي حضرت فاطمه (س) گفتند آن را در زماني كه حيات داشتند به من اهدا كردند در حالي كه آنان از او شاهد مي خواستند حضرت فاطمه (س) حضرت علي(ع) و ام ايمن و پسران(حضرت امام حسن(ع) و حضرت امام حسين(ع) ) خود را نشان داد.بعد از مدتي عمر ناگاه نامه را آورد كه تصديق مي كرد فدك براي حضرت فاطمه (س) است ولي اوبا بيان اينكه درآمد فدك براي ذخيره جنگي در برابر مشركان است نامه را پاره كرد.
گسترش اسلام تا چه حد در زمان ابوبكر رسيد؟
v در آن زمان پادشاه ايران يزدگرد سوم بود او با مقاومت هاي بسيار بالاخره توسط سپاه اسلام شكست
خورد و دروازه هاي توحيد به روي ايران باز شد.(حادثه قادسيه)
v در آن زمان مسائلي پيش مي آمد كه ابوبكر نمي توانست به تنهايي از عهده آنان برآيد و از حضرت علي(ع) كمك مي گرفت.
دلايل قتل عثمان چه بود؟
v بكارگماشتن بني اميه در دستگاه خلافت
v استفاده شخصي از بيت المال و استفاده جهت بني اميه
v گوش ندادن به اندرزهاي حضرت علي(ع) و سرانجام قتل عثمان
پس از عثمان مردم به سوي خانه حضرت علي(ع) هجوم آوردند و از حضرت علي(ع) در خواست كردند كه حضرت علي(ع) زمام رابه دست بگيرد و او چه پاسخ داد و دليل آن چيست؟
v او قبول نكردبه دليل اينكه مي خواست آنها را آزمايش كند و در صورتي كه او عادلانه نسبت به
حكومت رفتار كرد هيچكس حق اعتراض نداشته باشد و اين دليل براين نبود كه چون مسئوليت زيادي داشت او عاجز باشد، ولي در انتها به دليل سيل خروشان آنها و طلبيدن زياد حضرت علي و درخواست عدل او حضرت علي(ع) اين حكومت راپذيرفت.
از اقدامات مهم حضرت علي (ع)
v نصب كارگزاران صالح
v بركناري معاويه
v تضمين حقوق مساوي
v باز گردادندن اموال غارت شده و تقسيم آن به صورت عادلانه
در زمان حضرت علي (ع) احزاب مخالف چند دسته بودند؟
v ناكثين اصحاب جمل كساني بودند كه مي خواستند خواسته هاي شوم خود دست يابند ولي حضرت
علي(ع) برخلاف آنها عمل كرد از جمله طلحه وزبير كه پولپرست و طرفدار تبعيض و نژاد پرست بودند.
v قاسطين اصحاب صفين بودند كه در دربار عثماني بودندو از حكومت خلع شده بودند.
v مارقين منافقان بودند
جمل اصغر چه بود؟
v زماني كه گرفتاري يكي ار ياران حكيم بن جبله رسيد نبردي اتفاق افتاد كه جبل اصغر ناميده شد.كه در اين نبرد حكيم پايش قطع شد و بخاطر ضعف فوق العاده به شهادت رسيد.
جنگ جمل بين چه كساني روي داد و در انتها چه كسي پيروز شد؟
v طلحه و زبير و حضرت علي(ع) در انتها چون حضرت علي (ع) ديد شتري سر پا است دستور داد تا بنشيند
و در پايان سپاه ناكثين يكي پس از ديگري به قتل رسيدند.
نتايج جنگ جمل
v كشته شدن بيش از ده هزار نفر از مسلمانان
v از بين رفتن روحيه برادري و باز شدن فتنه و فساد بر روي امت مسلمان
جنگ صفين را توضيح دهيد
v حضرت علي(ع)در نامه نصيحت آميز به معاويه در خواست نمود تا از لغزشهايي كه دارد دست بردارد
ولي او در جواب بصورت نامه اي گفت ميان تو ومن جز شمشيرچيز ديگري نيست.
واين عمل او باعث شد تا حضرت علي(ع) به سوي آنان بشتابد و چون معاويه خود را در خطر مي ديد پيراهن خونين عثمان را برداشت و گفت علي كه دارد به اين سو مي آيد تا بجنگد او بود كه دستور قتل عثمان را داد و مردم تا ديدن حرفش منطقي است حرف او را تاييد نمودند.
آنها در اين ميان به سوي صفين حركت كرده و آب را بر حضرت علي(ع) بستند اين عمل او حضرت علي(ع) دستور داد تا جنگ شود و آنها در اين جنگ پيروز شدند.
در نبرد بعدي صفين 2 معاويه در چندين عمل مي خواست بين سپاه مسلمانان تفرقه بياندازد ولي عمل او كاري از پيش نبرد مگر در موردي در انتها نبرد سنگيني بين معاويه و حضرت علي(ع) در گرفت .
ليلت المبيت
v شبي كه حضرت علي(ع) براي محافظت از جان پيامبر(ص) در بستر او خوابيد.
حكميت
v دراين ماجرا براي اين كه بعد از جنگ صفين بالاخره يك نفر براي حكومت انتخاب شود معاويه بانيرنگ
تمام گفت بايد قرآن در بيم من وتو بايد حكم كند در حالي معاويه اصلا از قرآن چيزي سرش نمي شد، از ابتدا معلوم بود كه حكم معاويه عمرو عاص است كه او فردي حيله گر بود و مردم عراق بدون مشورت ابوموسي اشعري كه فردي ساده لوح بود} در زماني كه حضرت علي(ع) يكي از ياران خود را به كوفه رساند تا قبل از طلحه و زبير نيرويي كمك بگيرد اين فرد ساده لوح (ابوموسي اشعري) نامه وي راپاره و او را تهديد به زندان كرد }
او را انتخاب كردند هر چند حضرت علي(ع) به اين امر اعتراض كردند ولي مردم ساده حرف او راقبول نكردند.
وقتي دو نفر كه از طرف معاويه و مردم انتخاب شدند قرار را برا اين مبنا گذاشتند كه معاويه و علي (ع) را خلع كنند و امر خلافت را به شوري واگذارند سپس ابوموسي اشعري رو به مردم كرد من معاويه و علي (ع) را از حكومت خلع مي كنم و عمرو عاص بالاي منبر رفت و گفت من من علي (ع) را از حكومت خلع مي كنم ومعاويه را نصب ميكنم البته اين ماجرا بدون تفكر ابوموسي اشعري اول او سخن را گفت . اين امر خوارج و مردم را برآشفت.
در امر حكميت خوارج چه كردند
v نه حكومت حضرت علي(ع) را قبول داشتند و نه حكومت معاويه و مي گفتند حكم حكم خداست به عربي لاحكم الا لله در اين جا حكم در اين آيه به معناي قانون است ولي خوارج سبك مغز به معناي رهبري مي دانستند. و معاويه و حضرت علي(ع) را كافر مي دانستند و دوست داشتند حكم به دست شوري باشند چراكه ابوبكر وعمر را در خلافت تاييد مي كردند وعثمان را نيز در نيمه هاي راه تاييد كردند ولي بعدا او راكافر و واجب القتل دانستند.
جنگ نهروان (خوارج)
v خوارج پس از ماجراي حكميت هرچند از دستگاه حكومت انتقاد مي كردند ولي بعدا آنها به جنگ كشانده
و سر راه گذرگاه ها مي ايستيدند و راهزني مي كردند و اگر كسي كه طرفدار حضرت علي(ع) بود به شهائت مي رساندند از جمله يكي از ياران امام كه با يك مسيحي از گذرگاهي مشغول رفتن بود مسيحي را گذشت كردند و عبدالله را گرفته و دست وپاي او را بستند و در كنا رجوي آب برده وسر او رابريدند و او راشكنجه كردند و زنش كه حامله بود كشتند وشكمش راپاره كردند و جنين او را ذبح نمودند.
اين خبر و ديگر اخبار كه گوش حضرت علي(ع) رسيد او دستور حمله وجنگ با خوارج(منافقين) را داد هرچند او قبلا مي خواست با معاويه بجنگند ولي بعد از اين امر او خوارج راسركوب نمود.

