رمضان
مسئلۀ 1707:کسی که در ماه رمضان بالغ شود چهار حالت دارد:
1- اگر قبل از اذان صبح بالغ شود باید روزة آن روز را بگیرد.
2- اگر قبل از اذان ظهر بالغ شود و کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزۀ آن روز را بگیرد، مخصوصاً اگر از اذان صبح نیت روزه ولو مستحبی کرده باشد، ولی اگر از اذان صبح نیت روزه نکرده، اقوی آنست روزۀ آن روز واجب نیست، ولی بهتر است اگر کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، روزۀ آن روز را بگیرد.
3-اگر بعدازظهر بالغ شود و قصد روزۀ آن روز را داشته باشد و کاری هم که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، میتواند روزۀ آن روز را بگیرد، ولی واجب نیست.
4- اگر بعدازظهر بالغ شود و قصد روزۀ آن روز را نداشته باشد، چه کاری که روزه را باطل میکند انجام داده و چه نداده باشد، روزۀ آن روز بر او واجب نیست و اگر روزه هم بگیرد صحیح نیست.
مسئلۀ 1708:همان طورکه در باب نماز گذشت، روزه و دیگر عبادات بچّه نابالغ که قدرت تشخیص خوب و بد را دارد صحیح است.
مسئلۀ 1709:اگر کافر پیش از ظهر مسلمان شود و کاری هم که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط آن روز را روزه بگیرد، همچنین اگر دیوانهای عاقل گردد، یا بیهوشی به هوش آید و کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط واجب روزۀ آن روز را بگیرد.
مسئلۀ 1710:کسی که روزۀ قضای رمضان دارد نمیتواند روزۀ مستحبّی بگیرد، همچنین است اگر روزۀ واجب دیگری داشته باشد و چنانچه فراموش کند و روزۀ مستحبّی بگیرد، در صورتی که قبل از ظهر یادش بیاید، روزۀ مستحبی او به هم میخورد و میتواند نیت خود را به واجب برگرداند و اگر بعدازظهر متوجّه شود روزۀ او باطل است بلکه اگر بعد از غروب هم یادش بیاید صحّت روزۀ او خالی از اشکال نیست.
مسئلۀ 1711:کسی که برای بجای آوردن روزۀ میتی اجیر شده است، در صورتی که روزۀ مستحبی بگیرد و مانع گرفتن روزۀ استیجاری نگردد اشکال ندارد، هر چند بهتر است آنرا ترک کند.
مسئلۀ 1712:کسی که روزۀ قضا دارد، در صورتی که وقت آن وسعت داشته باشد میتواند روزۀ استیجاری بگیرد.
مسئلۀ 1713:کسی که غیر از روزۀ رمضان، روزۀ واجب معین دیگری دارد، مثلاً نذر کرده که در روز معینی روزه بگیرد، اگر عمداً و یا اختیاراً تا نماز صبح نیت نکند، روزهاش باطل است و اگر نداند روزۀ آن روز بر او واجب است یا میدانسته، ولی فراموش کرده باشد، در صورتی که قبل از ظهر یادش بیاید و کاری که روزه را باطل میکند نکرده باشد، باید فوراً نیت کند و روزهاش صحیح است و اگر غیر از این کند روزهاش باطل است.
مسئلۀ 1714:اگر مریض در ماه رمضان در میانة روز بهبود یابد اظهر آنست که چه قبل از ظهر خوب شود و چه بعدازظهر، روزۀ آن روز بر او واجب نیست و قضای آنرا باید بگیرد، اگرچه بهتر است در صورتی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و قضای آنرا نیز بجای آورد.
مسئلۀ 1715:روزی را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان واجب نیست روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد نمیتواند نیت روزۀ رمضان کند بلکه باید نیت روزۀ قضا یا مستحبی کند و اگر به قصد غیر رمضان روزه بگیرد و بعد معلوم شود آن روز جزء ماه رمضان بوده، روزهای که گرفته برای رمضان حساب میشود.
مسئلۀ 1716:اگر روزی را که شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان به نیت روزۀ قضا یا روزۀ مستحبّی و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است، باید نیت روزۀ رمضان کند.
مسئلۀ 1717:اگر در روزۀ واجب معینی مانند روزۀ رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد یا مردّد شود، روزهاش باطل میشود، حتی اگر قصد کند یکی از کارهایی که روزه را باطل میکند انجام دهد، هر چند انجام ندهد اظهر آنست که روزهاش باطل است؛ در هر دو صورت باید از چیزهایی که روزه را باطل میکند اجتناب کند و قضای آنرا نیز بگیرد.
مسئلۀ 1718:در روزۀ واجبی که وقت آن معین نیست، مانند روزۀ قضا یا کفّاره، اگر قصد کند کاری که روزه را باطل میکند انجام دهد یا مردّد شود، چنانچه انجام ندهد و تا قبل از ظهر دوباره نیت روزه کند روزهاش صحیح است و در روزۀ مستحب اگر قبل از غروب هم نیت کند صحیح است.
مسئلۀ 1719:در روزۀ واجبی که وقت آن معین نیست و وسعت دارد، روزهدار میتواند قبل از اذان ظهر روزۀ خود را باطل کند، ولی اگر بعد از اذان ظهر بخواهد باطل کند جایز نیست و چنانچه روزۀ او مستحبّی باشد هر وقت بخواهد میتواند آنرا باطل کند.
چهارشنبه 28/5/1388 - 2:23
دعا و زیارت
به نام خدا
نماز
چ-همه مسلمانان دوست دارنداز شرشیطان درامان باشند،بهتریت وسیله
امنیت از گزند شیطان نماز است"الصلوه حصن من سطوات الشیطان"(1)
نماز قلعه محکم در برابر شرارتهای شیطان است.
ح- همه مسلمانان دوست دارندمحبوب ترین عمل را برای خدا به جا
آورند،محبوب ترین اعمال نزد خداوند نماز است."احب الاعمال الی الله
عزوجل الصلوه"(2) دوست داشتنی ترین اعمال نزد خداوند نماز است.
خ- همه مسلمانان دوست دارنداز رذائل اخلاقی پاکیزه گردند،بهترین
وسیله برای از بین بردن رذائل اخلاقی نماز است"ان الصلوه تنهی
عن الفحشاء والمنکر"(3)همانا نماز باز میدارد از زشتیها ورذائل اخلاقی
"فرض الله الصلوه تنزیها من الکبر"(4)خداوند نماز را واجب کرد
برای پاکی از خود بزرگ بینی .
د- همه مسلمانان دوست دارند به بهشت جاویدان راه پیدا کنند ،بهترین
وسیله برای رفتن به بهشت الهی نماز است "تکون صلوه العبد مفتاحا
للجنه"(5)نماز بنده کلید بهشت میباشد.
نسبت به نماز در روایات تشبیهاتی شده است از جمله:
الف- نماز همانند سرنسبت به بدن است ،پیامبر اکرم فرمودند:"موضع
الصلوه من الدین کموضع الراس من الجسد"(6) جایگاه نماز در دین همانند
جایگاه سردر بدن است.
ب- نماز همانند ستون خیمه است که استحکام خیمه به آن ستون هایی
است که درآن به کاررفته است،رسول اکرم فرمودند:"مثل الصلوه
مثل عمود الفسطاط اذا بعث العمود نفعت الاطناب والاوتاد ووالغشاء
"(7) نماز همانند ستون خیمه است هنگامی که ستون بر پا می شود
بهره مند میشوند طنابها ومیخها وپوشش چادر(بدون ستون طنابها ومیخها و
وپوشش چادر استفاده ای ندارند.)
پاورقی:
1- کتاب غررالحکم حدیث 2212
2- کتاب من لا یحضره الفقیه جلد 1 صفحه210
3- سوره عنکبوت آیه 45
4- کتاب بحار جلد 82 صفحه 209
5- کتاب بحار جلد 82 صفحه232
6- نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 624
7-کتاب وسائل جلد 3 صفحه 2
سه شنبه 27/5/1388 - 12:15
رمضان
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبایستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلكه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مىدهیم. رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روایت مىنماید و مىگوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم. فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیىء و یذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و كقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآید كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآید، بلكه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنید در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» شما به راستى نمىدانید كه رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان. و عطش دیگر حاصل از نفس سركشى كه پیوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است. در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عكس برقرار است، بدین مفهوم كه نفس سركش با چشیدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به یك جرعه بسنده نمىكند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مىدارد. و در همین رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به كار مىگیرد و مىگوید: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به كوى حق رسید درد مریم را به خرما بن كشید اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع كننده
سه شنبه 27/5/1388 - 12:14
رمضان
یک روز همان طور که سفره ی افطاری پهن بود شهید
دهقانی یک دفعه گفت : « کاش یک مهمانی می آمد ، که
این غذا را با هم می خوردیم ، تنهایی اصلا ً لذت ندارد . »
خدا شاهد است که در همین حین ، یکی از دوستان
دهقانی که آلان شهید شده ، در زد .با خوشحالی رفتیم
در را باز کردیم و او را به سر سفره افطار دعوت کردیم
نقل از کتاب هزارو یک شب عاشقی
سه شنبه 27/5/1388 - 12:12
خواستگاری و نامزدی
پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و رشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد.
پسر بچه پرسید: «یک بستنی میوه ای چند است؟»
پیشخدمت پاسخ داد: «50 سنت.»
پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: «یک بستنی ساده چند است؟»
در همین حال، تعدادی از مشتریاندر انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: «35 سنت»
پسر بچه دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: «لطفا یک بستنی ساده»
پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت.
پسرک نیز بعد از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، دو سکه 5 سنتی و پنج سکه 1 سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت!!
با تشکر از سایت
IRANIAN SITE
دوشنبه 26/5/1388 - 8:53
دعا و زیارت
نماز همانند نهرآب است که انسان میتواند در پرتو نماز از آلودگی ها پاک شود،پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:"مثل الصلوه
کمثل النهر کامه صلی صلوه کفرت ما بینهما من الذنوب"(1)
ت: نماز همانند سفره آماده است که انسان می تواند از آن بهره مند
شود"الا ان الصلوه مادبه الله فی الارض قد هیا ها لاهل رحمته فی کل
یوم خمس مرات"(2) نماز سفره ای است از جانب خداوند در روی
زمین که آن را برای کسانی که مورد لطف او هستند آماده وتهیه کرده تادر
هرروزپنج مرتبه از آن بهره مند شوند.
روش امام رضا علیه السلام در مورد نماز:
امام رضا جلسه بحث ومناظره خود را با عمران صابی که مشرک بود ترک
کردند.عمران در جلسه گفت قلب من نرم شده امام حاضر نشد جلسه را
ادامه دهدزیرا وقت نماز بود وبرای به جا آوردن نماز حرکت نمودندبعد
از نماز جلسه بحث را ادامه دادند وعمران مسلمان شد(3) .
اهمیت نماز:
در اهمیت وعظمت نماز همین بس که در هیچ حال وزمانی از انسان
(مرد) ساقط نمی شود.قرآن کریم میفرماید "ان الصلوه کانت علی
المومنین کتابا موقوتا"(4) .علامه طباطبایی در کتاب المیزان می فرماید
کلمه موقوت به معنای قراردادن وقت برای کاری است ،یعنی نماز
واجبی است که بایددر مواقع وزمان های معینی انجام شود ومقصود از کتابا
موقوتا این است که نماز واجب ثابتی استکه اصلا" تغییر پذیر نیست
ودر هیچ حالی ساقط نمیشود.(5)
عنایت خداوند به نماز:
قرآن کریم می فرماید"وامرنا لنسلم لرب العالمین " "وان اقیمو
الصلوه واتقوه وهوالذی الیه تحشرون"(6) مرحوم علامه طباطبایی
می گویند:خداوندمتعال با ذکر کلمه وتقوه (تقوا داشته باشید)تمامی
عبادات واعمال دین را خلاصه کرد وتنها از میان انها نماز را نام برد
به خاطراهمیتی که داشته وعنایتی که خداوند نسبت به امرنماز دارد(7)
پاورقی:
1- کتاب تهذیب جلد2 ص 237
2- کتاب مستدرک جلد 1ص107
3- کتاب بحار جلد 49ص 175
4- سوره نساء آیه 101
5- کتاب المیزان جلد 5ص 102
6- سوره انعام آیه 71-72
7- کتاب المیزان جلد 7ص 230
با کمک سایت
moammahaye-qorani
دوشنبه 26/5/1388 - 8:44
رمضان
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبایستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلكه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مىدهیم.
رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روایت مىنماید و مىگوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.
فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیىء و یذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و كقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. (1)
امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآید كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآید، بلكه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنید در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانید كه رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.
و عطش دیگر حاصل از نفس سركشى كه پیوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عكس برقرار است، بدین مفهوم كه نفس سركش با چشیدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به یك جرعه بسنده نمىكند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مىدارد. و در همین رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به كار مىگیرد و مىگوید:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به كوى حق رسید درد مریم را به خرما بن كشید
اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع كننده.
پىنوشتها:
1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلامیه
2- بحار، ج 96، ص 377
روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم صفحه 22
يکشنبه 25/5/1388 - 7:54