در دوره تحصیلات تکمیلی روابط بین استاد و دانشجو به تبع شرایط ، بیشتر جنبه پژوهشی به خود گرفته و استاد و دانشجو در واقع بعنوان پژوهشگر و همکار پژوهشی شناخته می شوند. برنامه و تکلیف اصلی این دوره انجام یک طرح پژوهشی و تحقیقاتی با هدف اختراع ، اکتشاف و یا ارائه طریقی جهت رفع معزلی خاص، توسط دانشجو و با همکاری اساتید بعنوان استاد راهنما و استاد مشاور می باشد. هرچند وظیفه اصلی در انجام پایان نامه بر دوش دانشجوست و فقط باید از راهنمایی و مشورت اساتید استفاده نماید، ولی به جرات می توان گفت که اگر کمک و راهنمایی دانشجویان مقاطع بالاتر نباشد بیش از نیمی از پایان نامه ها بر زمین خواهد ماند. از این مطلب که بگذریم ، در برخی از دانشگاه های مطرح کشور به لحاظ سطح علمی بالا، دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی را مجبور به ارائه حداقل 2 مقاله از پایان نامه می کنند. بی شک این کار به نفع دانشجو، استاد و دانشگاه است، اما نکته مهم اجباری کردن ذکر نام اساتید در اول مقاله هاست. براساس ضوابط موجود در مجامع علمی نام هر فردی اول آورده شود امتیاز بیشتری خواهد داشت و بعنوان پژوهشگر اصلی آن تحقیق شناخته می شود. متاسفانه همت و زحمت اصلی با دانشجوست ولی امتیاز آن به نفع استاد. این یک نوع بیگاری علمی است که باید تجدید نظری در آن صورت گیرد. جالب اینجاست که وقتی این مقالات به نشریات علمی - پژوهشی فرستاده و سپس بعد از چند سال (که خود قصه طویلی دارد) توسط دفتر نشریه برای اصلاح عودت داده می شود باز این دانشجوست که باید آن را اصلاح کند نه فرد اول مقاله.
صبح یکی از روزهای اوایل دهه 70 وقتی وارد مدرسه شدم صدای قرآن از بلندگوی مدرسه پخش می شد. به خاطر رابطه ای خوبی که با ناظم مدرسه داشتم رفتم تو دفتر و با هم مشغول صحبت شدیم. در حال صحبت بودیم که دیدم آقایی وارد دفتر مدرسه شد و با حالت اعتراض گفت جناب، خدایی نکرده کسی فوت کرده یا اتفاقی افتاده دم صبح قرآن گذاشتید. ناظم مدرسه هم گفت خدا رو شکر هیچکدوم ولی هدفمون اینه که بچه ها روز تحصیلی اشون رو با کلام خدا آغاز کنند. اون آقا گفت ما همسایه شما هستیم وقتی قرآن پخش میشه، ما خیال می کنیم کسی فوت کرده و اینجا مراسم ختمه. بنده خدا ناظم مدرسه ما، ضبط رو خاموش کرد و دیگه این کار رو انجام نداد، تا همسایه های محترم که در یکی از محلات اعیان نشین تهران بودند روح لطیفشون جریحه دار نشه.
آن طور که از ظواهر امر مشخص است ابتدا فیلمنامه اغماء نوشته شده و سپس با مشاور مذهبی در میان گذاشته شده است و حتی اگر هم مشاور مذهبی نظری در خصوص تجسم شیطان به صورت انسان و آنهم فردی ظاهر الصلاح داشته کل فیلمنامه باید عوض می شده که این کار شاید بدلایلی ممکن نبوده است. اصلا در هیچ جای تاریخ سابقه نداشته شیطان به شکل انسانی که شناخته شده است تجسم نماید. در مواردی هم که گفته می شود شیطان به شکل انسان به نمرود پیشنهاد داد حضرت ابراهیم را با منجنیق به درون آتش بیاندازد به شکل فرد ناشناخته ای بوده. البته این فیلم با اشکالات اساسی که در نشان دادن شیطان و وسوسه هایش داشت دارای نکات مثبتی نیز بود از جمله اینکه نشان داد شیطان از چیزهایی که انسان به آن انس و علاقه دارد برای انحرافش استفاده می کند. و همچنین بر خلاف فیلم تخیلی او یک فرشته بود که شیطان از تسبیح و مهر و فرد روحانی فرار می کرد در این فیلم شیطان به ظاهر نماز می خواند و حتی تسبیح به دست می گرفت که این با وقعیت بسیار نزدیک تر است چرا که شیطان لعنت الله علیه قبل از سرکشی از امر خدا بسیار عبادت می کرد. و از دلایل دیگر اینکه حتی در هنگام عبادت کردن و نماز خواندن نیز شیطان دست از سر انسان بر نمی دارد. در کل اگر در فیلمنامه موارد یاد شده اصلاح می شد مطمئنا با بازی خوب تیم بازیگری این سریال که بسیار خوب انتخاب شده بودند منجمله آقای امین تارخ شاهد فیلمی واقعی تر و موثر تر بودیم.
تا حال از خود پرسیده اید که حس بینایی شما مهمتر است یا شنوایی؟ .... چشمان خود را برای چند ثانیه ببندید. سپس احساس کنید چیزی نمی شنوید. به نظرتان کدام مهمتر است؟ شاید در نگاه اول همگی حس بینایی را مهمتر از شنوایی تصور کنید. چرا که دیدن جهان و احساسی که از دیدن زیبایی ها و زشتی ها به انسان دست می دهد شاید چندین برابر یک صدای زیبا یا ناهنچار باشد. اما نگاه خود را عمیق تر کنید و از زاویه دیگری به مسئله بنگرید. بدون شک حس شنوایی بسیار مهمتر و ارجح تر از حس بینایی است. تاریخ نشان داده انسان های شنوا موفق تر از انسان های بینا بوده اند. شاهد این قضیه وجود دانشمندان نابینایی است که از حس شنوایی خود کمال استفاده را برده اند. خداوند متعال نیز صفات خود را در قرآن با اولویت شنوایی بر بینایی عنوان می کند و می فرماید سمیع بصیر (شنوای بینا). اما از همه مهمتر استفاده صحیح از همه حس هاست که خود شکر و سپاسگزاری بزرگی از آفرینده دانا و تواناست.
منبع : وبلاگ مدیریت کشاورزی نویسنده سعید مقیسه (smoghiseh)
http://www.agrimanager.blogsky.com/?PostID=201
لطفاْ به من کمک کنید! آقا پسرمو دکترا جواب کردند پول ندارم داروهاشو بخرم، لطفا کمک کنید! خانم دو روز هیچی نخوردم تو رو خدا کمک کنید! اینها همه عجز و ناله هایی که با راه رفتن توی خیابان ها و یا پشت چراغ قرمز سر هر چهارراه می شنویم. بعضی اوقات نیز خیلی متاثر از شخصیت های داستانی، دخترکی با لباس های ژولیده طرف شما میاد و میگه آقا لطفاْ یه کبریت از من بخرید. معضل تکدی گری یکی از معضلات و آسیب های اجتماعی کلان شهری مانند تهران است. مهاجرت های بی رویه، بیکاری، وجود نگاه دلسوزانه از سوی مردم، درآمد خوب و ... از جمله علل و عوامل بروز تکدی گری است. آسیب شناسی تکدی گری یکی از امور ضروری در جامعه بوده که متاسفانه تا به امروز به طور جدی به این مقوله پرداخته نشده است. شاید مهمترین علت در بروز تکدی گری خود مردم باشند. متکدیان وقتی به راحتی در شهری مانند تهران درآمد بالایی کسب می کنند و هر فردی به راحتی از روی ترحم و دلسوزی به آنها کمک می کند،انگیزه ای پیدا می کنند برای تداوم این کار. اگر شهر تبریز به شهر بدون گدا ملقب می شود نه فقط به خاطر همت مسئولین، بلکه عامل اصلی مقتصد بودن آنهاست که مسبب کاهش گدا در آن شهر شده است. باید به این نکته توجه کرد که کمک مالی به کودک متکدی نه تنها کمکی به او نیست بلکه بنوعی آینده او را به خاطر ترغیبش به این کار تباه می سازد. پس بیاییم به افرادی که مستحق نیستند کمک نکنیم.
http://www.agrimanager.blogsky.com/?PostID=209
ورود انیمیشین در حوزه های مختلف توانسته نقش مهمی در فرهنگ سازی و ارتقاء سطح آگاهی عمومی داشته باشد. جذابیت و زیبایی از یک سو و سادگی و عامیانه بودن از سویی دیگر سبب افزایش مخاطبان انیمیشن شده است. استفاده از انیمیشن در حوزه راهنمایی و رانندگی نشان داد که به غیر از جلسات رسمی، آموزشهای سنتی، پیامهای مختلف و برخوردها نیز راه بهتر و ساده تری برای کنترل رانندگان و رعایت قوانین و مقررات توسط آنها وجود دارد. تاثیر گذاری بالای انیمیشن کاربرد آنرا در حوزه های مختلف میسر ساخته که از آن جمله می توان به انیمیشن های بهینه سازی مصرف سوخت اشاره کرد. با توجه به تاثیرگذاری زیاد انیمیشن متاسفانه تاکنون در حوزه کشاورزی و منابع طبیعی فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته است. انیمیشن های حاوی پیام های ترویجی برای کشاورزان می تواند سهم به سزایی در نحوه تولید، کاربرد صحیح نهاده ها و در کل افزایش بهره وری و توسعه پایدار داشته و حتی می تواند برای مصرف کنندگان محصولات کشاورزی نیز پیام های مفیدی به همراه داشته باشد. مطمئناً پخش چنین انیمیشن هایی می تواند سطح آگاهی عمومی جامعه را نسبت به مسائل کشاورزی و منابع طبیعی بالا ببرد و مردم را هرچه بیشتر به سمت طبیعت بکشاند و استفاده صحیح از طبیعت را به آنها آموزش دهد. منبع : وبلاگ مدیریت کشاورزی نویسنده سعید مقیسه (smoghiseh)
http://www.agrimanager.blogsky.com/?PostID=216
مدتی تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی به شعار " ایرانی ایرانی بخر" مزین شده است و تبیلغات گسترده ای از رسانه های عمومی در این باب صورت می گیرد. شعار ایرانی ایرانی بخر ظاهراً بسیار زیبا و نشانه ایجاد بستری مناسب برای رشد تولیدات داخلی و تاکید بر حمایت از تولیدکننده داخلی است. هر چند این حرکت فرهنگی بسیار پسندیده و نیکوست اما آیا فقط با تبلیغ می توان ایرانی را متمایل و یا حتی مجبور به خرید کالای ایرانی کرد. در جامعه ما هنوز تولیدات داخلی از بازار پسندی مناسبی برخوردار نیستند. زمانی فردی را می توان راغب به خرید کالا داخلی نمود که مطلوبیت بیشتری نسبت به کالای خارجی عاید فرد شود. این مطلوبیت بستگی به قیمت ، کارآیی ، کیفیت، کمیت و ... هر کالا دارد که از علل انتخاب یک کالا می باشد. اما چرا ایرانی ایرانی نمی خرد؟ برای پاسخ به این پرسش بهتر است به جامعه ای که در آن زندگی می کنیم نگاهی بیاندازیم. از دو بعد می شود موضوع را بررسی کرد اولین بعد مربوط به تولید کننده داخلی است. یقیناً از مهمترین مسائلی که تولیدکننده را وادار به تولید می کند مسئله اقتصادی و سودآوری است. اگر تولید کننده احساس رضایت مالی از تولید خود کند به امر تولید ادامه خواهد داد و در صورتی که مصرف کننده نیز احساس مطلوبیت از مصرف کالا کرد آن کالا را خریداری می نماید. در نتیجه یک رابطه منطقی و معقول در چارچوب عرضه و تقاضا ایجاد می گردد. اما مسائل و معضلاتی در این بین بوجود می آید، نظیر وجود بازار انحصاری یعنی زمانی که فقط یک تولیدکننده برای یک کالای بخصوص وجود دارد و مصرف کنندگان مجبور به خرید از همان تولیدکننده خواهند بود. در این حالت تولیدکننده به هر قیمت و با هر کیفیتی می تواند کالا را عرضه نماید و مصرف کننده که به آن کالا احتیاج دارد مجبور است آن کالا را به هر شکل خریداری نماید (نظیر خودرو در داخل کشور). دو راهکاری که می توان برای رفع معضل افزایش قیمت و کاهش کیفیت کالاهای انحصاری به آن اشاره کرد یکی استفاده از ابزارهای حمایتی توسط دولت جهت حمایت از مصرف کنندگان نظیر واردات همان کالا و یا کالاهای مشابه است و دیگری ایجاد بستری برای گسترش فرهنگ انصاف و تعهد در بازار. اگر تولیدکننده انصاف را ملاک خود قرار دهد و از غش در معامله و بی تعهدی در تولید بپرهیزد مطمئناً تاحدود زیادی این معضل برطرف میگردد. در بازار رقابتی با حضور چند تولیدکننده به دلیل رقابت جهت فروش کالا تولیدکنندگان وادار به افزایش کیفیت و کاهش قیمت می شوند تا مصرف کنندگان را به سمت خرید کالای خود متمایل سازند. متاسفانه در برخی اوقات ناظر این هستیم که پس از تصاحب بازار توسط یک تولیدکننده و جذب مشتری به مرور کاهش کیفیت و افزایش قیمت بوجود خواهد آمد که خود عامل مهمی در عدم تمایل به ادامه خرید توسط مصرف کنندگان خواهد بود. اما در بعد دیگر باید به نقش دولت در خرید جنس ایرانی توسط ایرانی تاکید کرد. دولت است که با حمایت از تولیدکننده داخلی با ابزارها و سیاست های مختلف موجب ارتقاء کیفیت و کمیت کالای داخلی می شود که در نتیجه مصرف کننده را به سوی مصرف کالای داخلی راغب می نماید. عدم خرید کالای داخلی تا حدود زیادی به سیاستهای اجرایی حاکم بر بازار بستگی دارد. سیاست ها و روش های غلطی که گاهاً منجر به شکست تولیدکنندگان داخلی می گردد. به طور مثال وارادات کفش و پارچه های چینی با قیمتی بسیار پایین تر و کیفیتی پایین تر از تولید داخلی که بعضاً قیمت فروش آنها در داخل از هزینه تولید داخلی آن کالا به مراتب پایین تر است. و یا تعرفه ناچیز برای واردات برخی محصولات کشاورزی نظیر مرکبات، برنج و ... که با قیمتی پایین تر از تولید داخلی در بازار داخل به فروش می رسد و نمونه های دیگری از این نوع که در صنعت، کشاورزی و سایر بخش ها موجب شکست اقتصادی تولیدکنندگان داخلی می شود. پس باید ابتدا یک ایرانی چه بعنوان مسئول و چه بعنوان تولیدکننده اخلاق و منش و اصالت ایرانی را داشته باشد و با رعایت انصاف و تعهد در امر تولید مصرف کنندگان را به سمت مصرف کالای داخلی سوق دهد. با این وصف می شود امیدوار بود که ایرانی، ایرانی بخرد.
http://www.agrimanager.blogsky.com/?PostID=207