• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6998روز قبل
ادبی هنری
صبر ايوب
ناملایمات و ناگواری­های زندگی از اندازه فزون و گاهی از حدودمقدورات و توانایی بشر خارج است.
واقعا مرد می­خواهد که بار سنگین مصایب و تالمات را بر دوش کشد و درمقابل حوادث و وساوس شیطانی استقامت و پایداری نماید سهل است بلکه رنج و بلا را بهجان و دل پذیرفته از بارگاه رب العزه جز مزید صبر و شکر و ایمان و بندگی چیزینخواهد به داده­اش شکر کند و نداده­اش را به اقتضا و مشیت الهی تلقی نماید. ایوب از فرزندان لاوی بن یعقوب و از انبیا و امرای معروف عرب بود کهیک قرن قبل از ابراهیم پیغمبر در سرزمین یمن می­زیست. مدفنش در هشتاد میلی عدن برقله­ی کوه جحاف قرار دارد. مردی ثروتمند و نیکوکار بود به قسمی که تا ده نفر گرسنهرا سیر نمی­کرد نان نمی­خورد و تا ده نفر مستمند را نمی­پوشانید هرگز جامعهنمی­پوشید : «هفت هزار میش و بره و سه هزار شتر و پانصد جفت گاو نر و پانصد مادهالاغ داشت. تا اینکه امتحان الهی بر ایوب نازل گشت و خداوند خواست ایوب رابیازماید. پس مال او برفت فرزندانش هلاک گشتند و بدبختی بر او
چیره گشت. زینا همسر ایوب که از آن همه رنج و بلا و مصیبت به تنگ آمده و سخناندلنشین شیطان نیز مزید بر علت شده بود بی­درنگ به سوی ایوب شتافت و گفت : تا کیخدایت به رنج و زحمت می­دارد و به دست درد و مصیبت باید مبتلا باشی ؟ آن همه مال وثروت چه شد ؟ جگر گوشه­های عزیزت به کجا رفتند ؟ دوستان و آشنایانت کجا هستند ؟ آنهمه عزت و جوانی و جاه و جلالت کو ؟ چرا از خدا نمی­خواهی که بیش از این ترا رنجندهد و ابرهای تیره مصایب و بلیات را از بالای سرت دور کند ؟ ایوب گفت : روزگار عزت و سلامت چند سال دوام داشت ؟ زینا جواب داد : «هشتاد سال» ایوب گفت : اکنون چند سال است که در رنج و بلا به سر می­بریم ؟ زینا جواب داد : «هفتسال ایوب گفت : «من از خدا شرم دارم پیش از آن که روزگار رنج و بلا با دوراننعمت و آسایش برابر شود رفع گرفتاری خود را از او بخواهم. معلوم می­شود که ایمانتو ضعیف و سستی گرفت. من اگر روزی از این رنج و بلا رهایی پیدا کنم ترا صد تازیانهخواهم زد. از نزد من دور شو که دیگر خوردن و آشامیدن از دست تو حرام می­دانم. سپس حق تعالی در برابر صبر ایوب دو برابر مال و منالش را به او بازپس داد. هفت فرزندش را زنده کرد و فرزندان صالح دیگری نیز نصیبش ساخت و در خانه­اشیک روز از صبح تا شام ملخ طلا بارید و هفتاد سال دیگر به عزت بزیست !!!
تعارف شاه عبدالعظیمی
مثل بالا و مورد اصطلاح آن را همه­کس می­داند.
به قول علامهدهخدا : دعوت کردن کسی را به چیزی بی­ارزش، چون آب خزینه حمام را به تازه وارداهدا کردن ... تعارف شاه عبدالعظیمی است.
این­که به زبان گوید به منزل آیند، یا فلان متاع از شما باشد و ازدل راضی نیست.
به طور کلی هرگونه تعارف غیر عملی را که از دل بر نیاید تعارف شاهعبدالعظیمی گویند.
حضرت «عبدالعظیم حسنی» که در شهر ری مدفون است و هم اکنون زیارتگاهبزرگی برای مردم ایران محسوب می­شود بعد از چهار پشت به امام دوم شیعیان امام حسنمجتبی متصل می­شود. مزار حضرت عبدالعظیم که در اصطلاح عمومی «شاه عبدالعظیم» گفتهمی­شود پیوسته مطاف معتقدان و شیعیان مومن و علاقه­مند بوده است. چون شهر ری درچند کیلومتری و نزدیک تهران قرار دارد لذا در قدیم معمول بوده است که زائران تهرانیعلی الاکثر شب را در شهر ری توقف نمی­کنند و به تهران باز می­گردند. اگر کسی ازساکنان شهر ری طوعا یا کرارا درمقام دعوت از زائرتهرانی برمی­آمد وتعارف می­کرد بهاصطلاح معروف : تو را به این حضرت شب را در بنده منزل بمان» پیداست که چوندعوت شونده ناگزیر از مراجعت بود لذا تعارف آن شاه عبدالعظیمی جنبه­ی عملی نداشت ونمی­توانست مورد قبول تهرانی واقع شود.
پته­اش روی آب افتاد
هرگاه راز و سر کسی فاش شود و به اصطلاح دیگر «طشتش از بامافتاده باشد» مجازا می­گویند : فلانی پته­اش روی آبافتاد» یعنی اسرار مگویش فاش و برملا گردید.
آن­چه را که امروزه به نام جواز و گذرنامه و بلیط نامیده می­شودسابقا «پَتِه» می­گفته­اند. پته به منظور خروج از کشور همان است که تا چندی قبل بهنام «تذکره» نامیده می­شد و در حال حاضر آن را گذرنامه و یا به اصطلاح بین المللی «پاسپورت» می­گویند که از طرف دولت متبوعه صادر می­شود و در کشور مقصد و مورد نظربه منزله­ی اجازه نامه­ی اقامت تلقی می­گردد.
پته دیگری در رابطه با موضوع این مقاله وجود داشت که به گفته­یصاحبان فرهنگ­ها و فرهنگنامه­ها : بند گونه­ای بود که در جای جای جوی­هاینشیب دار می­بستند که هم آب نگاه دارد و هم جوی شسته نشود.
در حال حاضر که تمام شهرها وغالب روستاهای کشور لوله کشی شده و ازآب تصفیه شده­ی چاه­ها وچشمه سارها استفاده می­کنند، واژه­ی پته و پته بستن که ازآن معنی و مفهوم بند بستن برجای جای جوی­های نشیب دار اسفاده شود مهجور و دور ازذهن می­باشد. ولی سابقا که لوله کشی نبود و آب مورد احتیاج شهرها در داخل جوی­هایسرباز (نه سربسته) جریان داشت هرجا که لازم می­آمد مقداری از آب جاری به داخلکوچه­های مسیر یا خانه­های مسکونی جریان پیدا کند سد و بند کوچکی از جنس چوب به نامپته در داخل جوی خیابان یا کوچه قرار داده آب را به قدر کفایت (نه کم و نه زیاد) بهداخل حوض و آب انبارخانه جریان می­دادند تا از آب حوض برای شستشوی ظروف و اثاثیه وملبوس و از آب نیمه صاف آب انبار که قسمت عمده­ی گل و لای و اضافاتش رسوب کرده استبرای نوشیدن و به کار بردن درامور خوراک پزی استفاده نمایند.
سابقا افرادی بودندکه در سال­های کم آبی و خشکسالی، احتیاج مبرم بهآب برای پر کردن حوض و آب انبار به منظور رفع نیازمندی­های داخلی، آنان را وامی­داشت که در غیر نوبت به حقوق دیگران تجاوز کرده از آب سهمی و نوبتی آنان، سواستفاده کنند. برای حصول این مقصود نیمه­های شب که تمام سکنه­ی آن محله و آبادیبر بستر راحت و آسایش غنوده بودند در داخل جوی پته می­بستند و آبمی­بردند.
بدیهی است در آن نیمه­های شب کمتر کسی متوجه آب دزدی آن شخص می­شد،مگر آنکه فشار آب گاهی موجب گردد که پته­اش روی آب افتد یعنی فشار آب پته را ازجایش کنده به جاهای دیگر ببرد که در این صورت ساکنان خانه­های پایین­تر پته را برروی آب می­دیدند و راز و سرش بدین وسیله فاش شده قشقرق برپا می­شد و آبرویش بربادمی­رفت.
کینه شتری
بشر جایزالخطاست و از این رو بسیاری از اعمال و رفتار آدمی که ناشیاز اشتباه یا علت جهالت و جوانی باشد قابل عفوو بخشایش است ولی بعضی­ها که لذت عفو را نچشیده­اند در انتقام و کینه توزی چنان یک­دنده و مقاوم هستند که به هیچ وجه حاضر نمی­شوند ذره­ای ازانتقام­جویی خارج شوند و قلم عفوو اغماض بر جریده جرایم وخطایا بکشند .
کینه توزی این گونه افراد لجوج و یکدنده درعرف اصطلاح به کینه شتریتعبیرشده است و در مقام کینه های پی گیر به آن استشهاد می کنند . به طوری کهتاکنون از لطف علمای حیوان شناسی مطالعه و تحقیق به عمل آمده شتر مهربانترین وقانعترین حیوانات جهان شناخته شده است طاقت و توانایی این حیوان بارکش در برابرتشنگی و گرسنگی آن هم در بیابانهای بی کران و ریگزارهای سوزان واقعاً عجیب و شگفتانگیز است . نکته بسیار شایان توجه در موضوع شتر آن است که این حیوان را شیوهراه رفتن می آموزند و قدوم آن را با صدایی آهنگ دار و موزون هدایت می کنند . شترگامهای خود را با آهنگ نغمه منظم می کند و مطابق وزن صدا آرام یا تند حرکت می کند ونیز هنگامی که نمی خواهند در یک مسافت فوق العاده طولانی او را راه ببرند ساربانانآهنگ مطلوب حیوان را ترنم می کنند . در عربستان شتر نر را لوک و شتر ماده راناقه می گویند ولی در کویر ایران به ویژه در اطراف کاشان شتر نر را لوک و شتر مادهرا ارونه و همچنین نوزاد ماده را مجی و نوزاد نر را هاشی می خوانند . کینه شتریکینه پی گیری است که تاکنون سابقه نشان نداده که پذیرایی و ملاطفت مجدد ساربانبتواند آن را تعدیل نماید . شتر خشمگین همواره منتظر فرصت مناسب است که انتقامش رااز ساربان متجاوز بگیرد . عجب در این است که شتر مست و دیوانه به ساربان مورد نظرهنگامی که در جمع قرار دارد هرگز حمله نمی کند . فقط نگاه خشم آلودش را که شرارهانتقام از آن می بارد به چشمان آن ساربان می اندازد و با دهان کف آلود پیاپی نعرههای چندش آور و هولناک سر می دهد زیرا لوک کینه توز در عین مستی و دیوانگی خوباحساس می کند که اگر در میان جمع به ساربانی که اذیتش کرده حمله کند سایرین با چوبو چماق به جانش می افتند . وای به روزی که شتر مست و کینه توزآن فرصت مناسب را بهچنگ آورد و ساربان مورد نظر را یکه و تنها در بیابان گیر بیاورد . البته ساربانانبرای این طور مواقع راه چاره و علاجی اندیشیدند که به لیاقت و زرنگی آنان بستگیدارد . وقتی ساربان در بیابان مورد حمله لوک خشمگین قرار گرفت راه نجاتش این است کهدر حال فرار از شتر، لباسهایش را یکایک درآورد و به پشت سرش بیندازد .
دراینجاست که شتر گول می خورد و به جای ساربان که در حال فرار است لباسی را که جلویشافتاده به دندان می گیرد و تنه سنگین خود را روی آن می مالد .
سپس مجدداً بالنگهای درازش به تعقیب ساربان می پردازد و خود را به او می رساند . ساربان یک تکهدیگر از لباسهایش را می اندازد و خلاصه به این ترتیب تا آخرین تکه لباس خود رابیرون آورده در حال فرار جلوی شتر انتقامجو می اندازد . چنانچه تا زمانی کهلباسهایش تمام شد توانست خود را به آبادی یا پناهگاهی برساند بدون شک نجات خواهدیافت وگرنه مرگش حتمی است آن هم چه مرگ فجیع و دلخراشی .
سه شنبه 25/2/1386 - 15:0
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته