شناخت معبود و آفریدگار محبت او را در دل ایجاد می كند و این محبت انسان را به پرستش و عبادت و اظهار و كوچكی و تواضع در برابر عظمت او وامی دارد. نماز جلوه ای از بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبودیت و عبادت است . آنكه بندهء آفریدگار است واین بندگی را احساس می كند و می داند و باور دارد در برابر او مطیع فرمان است و در پیشگاهش سر بر خاك می نهد وقامت خم می كند وبه سجده می افتد وبا وی راز می گوید ونیاز می طلبد وآن خالق بی همتا را كه سر رشته دار اوست به عظمت وپاكی می ستاید.
توجه به نعمتهای بی حساب و فراوانی كه از هر سو ودر هر زمینه ما را احاطه كرده قویترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می كند . نعمتهای كه حتی پیش از تولد انسان شروع می شود ودر طول زندگی همراه ماست از آنها بهره مند خواهیم شد باید خدای كعبه را عبادت كنند خدایی كه آنان را از گرسنگی نجات داد و سیر كرد واز ترس ایمن ساخت پس چگونگی عبادت را هم از او باید فرا گرفت و به دستور او عمل كرد و دید كه او گه چیز را عبادت دانسته وعبادت به چه صورت و از ما طلبیده است. عبادت یعنی بندگی وپرستش اطاعت امر خدا انجام تكلیف الهی خواست خود را فدای پروردگار كردن، گردن نهادن به احكام شرع و ....
حضور شاكرانه وعابدانه در برابر پروردگار دلی پاك می خواهد ونیتی خالص زندگی و رفتاری خداپسندانه می طلبد و معرفتی عمیق و بصیرتی مكتبی ،زبانی دور از گناه می خواهد وچهره ای نیالوده به نافرمانی معبود، توجه وحضور قلب در نماز ادب لازم رعایت این عبادت والا است .
امام صادق(ع) فرمود :
هنگام نماز از دنیا وآنچه در آن است معیوس شو تمام هدف وتوجه ات به خدا باشد ویاد روزی باش كه در برابر دادگاه عدل الهی قرار می گیری .
این آداب ظاهری وباطنی و شرایط حجت و قبول وكمال عمل را مطلوب خدا می سازد و نماز شایستگی صعود به درگاه خدا را می یابد .
دو ركعت نماز انسان آگاه و دانا از هفتاد ركعت شخص نادان برتر است .
امام صادق (ع)فرموده است :
كسی كه دو ركعت نماز بخواند و بداند با كه سخن می گوید گناهانش بخشیده می شود . در این صورت است كه نماز معراج روح می شود و عامل بازدارنده از فساد وموجب قرب به خدا.
آنان كه از عبادت لذت نمی برند همچون بیماری هستند كه از غذای لذیذ لذت نمی برند . اگر این شوق وعشق باشد دیگر چندان نیازی به تبلیغ و تشویق و تحریك از بیرون نیست كه برای دیدار یك شخصیت معروف ومحبوب لحظه شماری می كنیم و از ان دیدار مسرور می شویم از عبادت هم به وجد ونشاط می آییم.
عبادت تا خالص نباشد در درگاه الهی پذیرفته نیست و تنها پیشانی بر زمین زدن و قرائت تام داشتن و صف اول جماعت ایستادن و . . . ملاك نیست . باید نماز وبندگی از رنگ ریا پاك به رنگ الهی (صبغة الله)آراسته باشد تا به خدا برسد.
تعبیر قران چنین است :هیچ دستوری عبادی برای مردم نیامده مگر انكه امر به اخلاص در آن شده است . خوشوع حالت قلبی انسان در عبادت است و نتیجهء توجه كامل به مقام بندگی در آستان الهی است آنكه نیاز و عجز خود را می داند و عظمت وكمال الهی را می شناسد و در عبادت خود را در برابر آن خدای بی همتا وآگاه می یابد دل حالتی متناسب با این حظور پیدا می كند قلب خاشع می گردد نگاه افتاده می گردد توجه از هر چیز دیگر بریده و به معبود متوجه می شود .
قرآن در توصیف مومنان و عبادتشان می گوید :
این حالت محصول آن توجه است .در حدیث است :خدا را چنان عبادت كن كه گویا او را میبینی .
عامل دیگر صحت عبادت به شكل آن مربوط می شود یعنی عمل طبق آنچه گفتند و مطابق دستور شرع نه براساس ذوق وسلیقه شخصی یا مد روز یا پسند مردم.
این كه مثلا نماز را چگونه باید خواند كجا آهسته و كجا بلند، كجا ایستاده و كجا نشسته، كجا چهار ركعت و كجا دو ركعت و.... همه طبق دستور باشد، گرچه همه عبادت است .رسول خدا(ص)فرموده است:
هیچ ارزشی برای گفته ها و عملها نیست مگر آنجا كه به سنت برسی و متعبد باشیم وطبق دستور عمل كنیم .
آنكه نماز را ترك كند ولی جهاد نماید ،یا به دیگران ستم كندو نماز بخواند، یا به دیگری تهمت بزند و غیبت كند و به زیارت هم برود یا چشم ناپاك به نوامیس مسلمین داشته باشد ونماز شب هم بخواند آن نماز و جهاد و این زیارت ونافله را خدا نمی پذیرد چون همراه با تقوا نیست وبدون تقوا هیچ عملی برای انسان عمل خیر به حساب نمی اید .
با این همه شرایطی كه برای قبولی عبادت ونماز است باید مراقب بود كه نماز بیفایده وپرستش بی خاصیت نداشته باشیم. صرف انجام تكلیف كافی نیست باید چنان انجام وظیفه كرد كه صاحب فرمان خداوند بپذیرد .
حضرت علی (ع)می فرماید:
بیشترین توجه شما به قبول عمل باشد نه اصل عمل با این حساب از كجا باید فهمید كه طاعت مان را خدا پذیرفته است؟
امام صادق(ع)نشانهء آنرا چنین بیان می كند :
هر كه می خواهد بداند آیا نمازش پذیرفته شده یا نه ببیند آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته است، به هر مقدار كه نماز او مانع گناه و منكر شده، نمازش قبول شده است .
غیر از شرط صحت ،شرط قبول شرایطی هم برای كمال عبادت است یعنی اگر این شزایط باشد ،عمل عبادی ارزشی فوق العاده و كمالی بالاتر خواهد داشت .
تا كنون آنچه خواندید به عبادت مربوط می شد . البته عبادت عنوان عامی است كه نمونه ها و مصداق های فراوانی را در بر می گیرد ودر نماز خلاصه نمی شود .
حج ،روزه ،امر به معروف ونهی از منكر ،درس خواندن ودرس گفتن ،عزا داری بر شهیدان كربلا نیكی به پدر ومادر ،یتیم نوازی ،پرداخت خمس و زكات و.... همه و همه عبادت است البته به شرط خدایی بودن نیت .
ولی در میان اعمال عبادی نماز برجستگی ودرخشندگی خاصی دارد و جلوهء روشن تر از عبادت و پرستش خدا به حساب می آید.
انسان اسیر محبت دیگران می شود نعمت ونیكی انسان را به مقام سپاس وتشكر می كشد . اگر كسی به ما نعمتی بخشید و احسانی در حق ما كرد با زبان و عمل سپاس گذار او می شویم .ما بندهء خداییم و غرق د نعمتهای او ،پس در هر نفسی نه یك نعمت بلكه صدها نعمت است و بر این نعمتها نه شكری بلكه هزاران شكر لازم است .كافی است كه اندكی چشم بصیرت بگشائیم و لطف و فضل خدا را در بارهء خودمان ببینبم آنگاه خاهی نخواهی سپاس او خواهیم گفت .
نماز نوعی سپاس از نعمتهای فراوان و بیشمار اوست خداوند به ما هستی بخشید آنچه برای زندگی مادی ومعنوی لازم داشتیم عطا كرد هوش و عقل واستعداد مان داد . اگر انگشت شصت نداشتیم حتی دكمهء یقه ی خود را نمی توانستیم ببندیم اگر آبها شور وتلخ بود درختان نمی روید اگر چشم مان نابینا بود ،اگر از موهبت عقل بی بهره بودیم و... هزاران اگر دیگر كه به تعبیر قرآن نعمتهای الهی قابل شمارش نیست آیا این همه نعمت تشكر لازم ندارد ؟ آیا بی انصافی وحق نشناسی نیست كه انسان غرق نعمتهای خدا باشد ولی حالت سپاس به درگاه صاحب نعمت نداشته باشد؟ نماز تشكر از خداست كه ولی نعمت ماست هر چه داریم از اوست .
البته این سپاس برای خدا سودی ندارد بلكه برای خودمان مفید است ونشان معرفت ماست .همچنان كه تشكر یك دانش آموز از معلم خود بیانگر كمال و رشد فكری اوست واز تشكر او چیزی عاید او نمی شود .
نماز باید به سوی قبله باشد قبلهء ما كعبهء مقدس است گرچه خدا در طرف خاصی نیست كه به او رو كنیم، هر طرف روكنیم خدا آنجاست ولی هم برای گرامی داشت خاطرهء ابراهیم(ع) بنیانگذار خانهء توحید هم برای متوجه ساختن دل به نقطهء مقدس هم برای هماهنگی ونظم عبادت كنندگان و نماز گزاران در جهت گیری عبادی و هم برای اسرار دیگر ،مامورین كه قبلهء نمازمان را كعبه قرار دهیم .
روح نماز همان توجه است نماز گزار با اخلاص و آگاه به رمز و راز عبودیت باید همواره در تمام لحظات وفقرات نماز متوجه باشد كه جه می كند در چه مقامی ایساده با كه سخن می گوید طرف خطابش كیست حرف وخواسته اش چیست؟ این حضور قلب عنصر اصلی نماز ویاد خدا است كه فلسفه بلند عمیق نماز است.
خدایا ... به خداییت سوگند ،
ما را در بندگی ثابت و استوار بدار .
عشق خود و شوق عبادتت را در دل مان افروخته تر بگردان .
عمر وفكر واستعداد و توان جسمی وقوای روحی ما را خالصانه در راه طاعت خود بدار .
مارا از برپادارندگان نماز قرار بده.