• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6542روز قبل
هوا و فضا
 21 – اشعه فروسرخ ، INFRARED-RAYS . مانند اشعه فرابنفش ، نامرئی است و طول موج آن اندكی از طول موج سرخ بلندتر می باشد و معادل 1/0 تا 100 میكرومتر ( یك میلیونیم متر یا 6ـ 10 متر ) است . درنوار طیفی ، اشعه فروسرخ در بلندترین طول موجها قرار گرفته است 22- اعتدالین ، EQVINOXES – حین تقاطع مداری كه ظاهراً خورشید در آسمان می پیماید با استوای سماوی در یك نقطه ، طول شب و روز در تمام نقاط زمین با هم برابر می شود . این تقاطع سالی دو مرتبه صورت می گیرد و به نقاط حاصل از این دو برخورد در اصطلاح ، اعتدالین گفته می شود . خورشید هر سال حدود اول فروردین و اول مهر در این نقاط است . 23- اعوجاج ، DISTORTION – نقصی در كیفیت و وضوح تصویر یك عدسی بر اثر گوناگونیهای مغناطیسی حوزه همگرا یا واگرای آن است . به عبارت دیگر وقتی اشكال در تراش یك عدسی روی می دهد ممكن است اعوجاج را سبب شود . این پدیده در ستاره شناسی وقتی روی می دهد كه یك جرم سماوی سنگین ، نور ستاره یا سحابی پشت سر خود را خم كند . حوزه گرانشی جرم سنگین خطوط طیفی را از یكدیگر جدا می كنند و هرچه میدان نیرو ، قویتر باشد این گسستگی بیشتر است ، به پدیده اخیر در اختر فیزیك نسبیتی اصطلاحاً « انتقال مكان اینشتین » یا « تغییر مكان اینشتین » گفته می شود 24- امگا ، OMEGA – آخرین حرف از حروف یونانی است كه با علامت مشخصه * ** یا ** نمایش داده می شود . در ستاره شناسی سرعت زاویه ای مدار هر جرم سماوی را با نماد نشان می دهند . 25- انقلاب تابستانی ، SUMMER SOLSTICE - - باتوجه به توضیحات اصطلاح شماره 22 ، از ابتدای زمستان نیمكره شمالی كم كم به سمت خورشید متمایل می شود تا اینكه پس از شش ماه ، یعنی در ابتدای تابستان ، میزان كج شدگی آن به بالاترین حد خود می رسد . در این روز ساكنان اطراف عرض جغرافیایی ** درجه شمالی ، خورشید را درست بالای سر خود می بینند . آغاز تابستان را انقلاب تابستانی می نامند روز اول تابستان ، طولانیترین روز سال در نیمكره شمالی است . 26- انقلاب زمستانی ، WINTER SOLSTICE – پس از انقلاب تابستانی ،نیمكره جنوبی اندك اندك به سمت خورشید تمایل می یابد و نیمكره شمالی ، از خورشید دور می شود تا اینكه پس از شش ماه ، یعنی در ابتدای زمستان نیمكره شمالی ، میزان كج شدگی نیمكره جنوبی به بیشترین مقدار خود می رسد . در این روز ساكنان عرض جغرافیایی 2/1 23 درجه جنوبی ، خورشید را هنگام ظهر درست بالای سر خود مشاهده می كنند . این روز كوتاهترین روز نیمكره شمالی و بلندترین روز نیمكره جنوبی است . به آغاز زمستان در اصطلاح انقلاب زمستانی گویند . 27 – اوپسیلون ، UPSILON- بیستمین حرف از الفبای یونانی با نماد ******* است . 28- اوج خورشیدی ، APHELION – موضعی ازمدار یك سیاره را نسبت به خورشید دردورترین فاصله قرار دارد اوج خورشیدی می نامند . 29- اوج زمینی ، APOGEE OF EARTH - دورترین فاصله ماه نسبت به زمین را اوج زمینی گویند . 30 – اومیكرون OMICRON – پانزدهمین حرف از الفبای یونانی است كه با نماد ** نشان داده می شود .  31- باختر ، WEST- یكی از جهات چهارگانه اصلی است كه خورشید در آن جهت غروب می كند . 32- باران شهابی ، ID … - گاهی زمین ازمیان انبوهه بزرگی از شهابسنگها می گذرد . بسیاری از این انبوهه ها در مسیر قدیمی دنباله دارهای از میان حركت می كنند . هنگام برخورد زمین با این باقیمانده های سنگی نمایش شگفت آوری از رگبار شهابی رخ می دهد كه در مسیر های تقریباً موازی به زمین می رسند . 33- بازتاب ، REFLECTION- انعكاس پرتو نور را از هر سطح را بازتاب گویند و نسبت درصد نور بازتابیده از یك جسم سماوی – مانند یك سیاره – را به كل نوری كه بر آن تابیده شده است نسبت بازتاب نامند. 34- بتا ، BETTA- دومین حرف از حروف یونانی با نماد *** است كه در نامگذاری ستارگان قدر دوم هر صورت فلكی به كار می رود . به دومین نوع اشعه انتشار یافته از یك جسم رادیواكتیو نیز دراصطلاح ، بتا گویند . 35- برج ، SING- نزد بسیاری از مردم ، دوازده صورت فلكی از شهرت بسیاری برخوردارند كه درنواری محیط بر منظومه شمسی قرار دارند و مسیر ظاهری خورشید در طی یك سال از بین آنها می گذرد . این دوازده صورت فلكی به ترتیب عبارتند از : حمل ( فروردین ) – ثور ( اردیبهشت ) – جوزا ( خرداد ) – سرطان ( تیر ) – اسد ( مرداد )- سنبله ( شهریور ) – میزان ( مهر )- عقرب ( آبان )- قوس ( آذر )- جدی ( دی )- دلو ( بهمن )- حوت ( اسفند ) . به هر یك از این صور فلكی در اصطلاح ، یك برج اطلاق می شود . 36- بسامد ظاهری ، APPARENT FREQUENCY- سه عامل گرانش ، اثر داپلر ، و تغییر مكان زاویه ای یك ستاره رادیویی یا یك كهشكان موجب می شوند تا فركانس یا بسامد حقیقی تغییر كند و آنچه كه به زمین می رسد فركانس ظاهری می باشد . 37- بشقاب پرنده ، FLYING SAUCER – اجسام درخشان عجیبی كه از سرعت بالایی برخوردارند و به نظر می رسد از بیرون كهكشان آمده اند . در واقع اگر بخواهیم وارد بطن قضیه شویم باید احتمالاتی را كه موجب بروز چنین تصوری درما می نگرند ، بیان كنیم ، برخی ازمردم با دیدن شهابها –كه به سبب ورود به جو زمین و اصطكاك لایه بیرونی آنها با مولكولهای هوا مشتعل می شوند – به یاد اجسام پرنده ناشناخته یا بشقاب پرنده می افتند . دقیقاً معلوم نیست چرا لفظ بشقاب پرنده بین عموم رواج یافته است . گاهی هم سلولهای سطحی كره چشم می میرند و از توده خود جدا می شوند و در سطح خارجی آن شناور می گردند . مثلاً موقعی كه در حال استراحت به سقف اتاق چشم دوخته اید می بینید اجسامی مقابل شما وجود دارند كه با حركت مردمك چشم به این سو و آن سو می روند . به این سلولها فلوتر گفته می شود كه بعضی از مردم آنها را در شب با انعكاس نور شدید مصنوعات زمینی ، بشقاب پرنده تصور می كنند . جدا از این تصورات و بر اساس قراین موجود و اطلاعات باارزشی كه سفینه های« مسافران دریا » یك و دو – VOYAGERS- امروزه در اختیار دانشمندان زمینی قرار داده اند ممكن است نوعی حیات در محدوده صورت فلكی دب اكبر یا در كهكشان زن به زنجیر بسته شده ( امراه المسلسله ) وجود داشته باشد كه در هر حال صدها سال نوری دورتر از ما هستند . یعنی چنانچه این موجودات زنده هوشمند به تكنولوژی سرعت نور دست یافته باشند باز صدها و بلكه هزاران سال طول می كشد تا به زمین و منظومه شمسی ما برسند . با این حال آیا عقلانی است كه تصور كنیم این موجودات پس از تحمل رنج وسختی این سفر طولانی صرفاً برای مانوردادن یا ناپدید شدن در مقابل چشمان ما به زمین مسافرت می كنند ؟  38 – بعد RIGHT ASCENSION – به فاصله زاویه ای میان یك جرم سماوی و دایره ساعتی مبدأ (نصف النهار آسمانی ) بعد گویند كه در طول استوای آسمانی (معدل النهار) از صفر تا سیصد و شصت درجه یا صفر ساعت تا بیست و چهار ساعت از مشرق به مغرب اندازه گیری می شود . زاویه ساعتی یا بعد همانند طول جغرافیایی روی كره زمین است 39 – بقای اندازه حركت ، CONSERVATION OF MOMENTUM –یك قانون فیزیكی است كه بیان می دارد : از انجا كه تغییرات حركتی یك جسم یا نیروی برآیند وارد بر آن متناسب است ، هر گاه برآیند نیروهای خارجی وارد بر یك دستگاه صفر باشد اندازه حركت برداری كل دستگاه ثابت می ماند . حاصلضرب جرم در سرعت یك جسم را اندازه حركت می نامند 40 – بقای انرژی ، CONSERVATION OF ENERGY – یكی از مهمترین قوانین فیزیك است كه بر مبنای آن چنانچه انرژی از یك نوع به نوع دیگری تبدیل شود درست است كه تغییر ماهیت می دهد ، اما مقدار آن همیشه ثابت می ماند . مثلاً اگر شهابسنگی با جرم و سرعت معین وارد جو زمین شود به دلیل اصطكاك با مولكولهای هوا می سوزد و ظاهراً از بین می رود ؛ در حالی كه اگر جرم یك جسم را معیاری از محتوای انرژی آن بدانیم متوجه خواهیم شد كه در این رویداد ، انرژی مكانیكی حاصل از حركت جرم سماوی به انرژی گرمایی حاصل از نیروی اصطكاك تبدیل شده ولی مقدار آن ثابت مانده است .
جمعه 25/5/1387 - 22:58
هوا و فضا
1ـ آپكس، APEXـ در مفهوم لغوی به معنای رآس هر زاویه یا نقطه اوج است، ولی در ستاره شناسی به یك نقطه در صورت فلكی هركول (جاثی یا زانوزده) گفته می شود كه به نظر می رسد خورشید و سایر ستارگان مجاور، به سمت أن در حركت اند. در مسیر حركت زمین به دور خورشید نیز از واژه برای نامیدن یك نقطه در زمان معین در هر قسمت از مدار استفاده می كنند. 2

ـ ألفا، ALPHAـ اولین حرف از 24 حرف الفبای یونانی است كه با علامت ( ) نشان داده می شود و كاربرد زیادی در نامگذاریهای علمی دارد. در ستاره شناسی برای نامیدن روشنترین ستاره هر صورت فلكی از این نماد به صورت پیشوند استفاده می كنند؛ به این معنا كه ابتدا حرف ألفا را می نویسند و سپس نام كامل یا اختصاری صورت فلكی را ذكر می كنند. مثلاً پرنورترین ستاره صورت فلكی دب اكبر (URSA-MAJOR) را به شكل (Um.آلفا)  نمایش می دهند. به هسته اتم هلیم كه دارای بار الكتریكی مثبت است و به مقدار فراوان در واكنشهای هسته ای در ستارگان تولید می گردد نیز آلفا یا اشعه آلفا گویند

.  3ـ آنومالی، ANOMALY ـ زاویه ای است كه از أن برای توصیف حركت یك جسم در مدار بیضی شكل استفاده می شود. أنومالی به اشكال مختلفی تقسیم می شود كه عبارتند از : أنومالی حقیقی، أنومالی متوسط و أنومالی خارج از مركز ( به شكل نگاه كنید). 4ـ أنومالی حقیقی، TRUE ANOMALYـ زاویه مابین خط و اصل نقطه كانونی مدار بیضی شكل با جسم متحرك و محور بزرگ بیضی است كه با نماد (υ) نمایش داده می شود. با توجه به شكل 1 دیده می شود كه تصویر یك جسم متحرك در مدار بیضی شكل، همواره در مسیر دایره ای، با خط عمود بر محور بزرگ بیضی مشخص می گردد 5 ـ أنومالی خارج از مركز،ECCENTRIC ANOMALY ـ پارامتر مفیدی است كه برای تبیین تغییر طول شعاع دایره محیطی به كار می رود و با (E) نشان داده می شود. به كمك زاویه أنومالی خارج از مركز می توان حركت جسم B را در یك مدار دایره ای نیز تعقیب نمود. أنومالی متوسط (M) زاویه میان خط (PF) و خط و اصل ( F) به یك جسم فرضی است. این جسم فرضی دارای یك چرخه مداری مشابه چرخه یك جسم حقیقی می باشد،اما مسیر خود را با یك سرعت زاویه ای ثابت طی می كند 6 ـ ابر نواختر، SUPER NOVA ـ یك ستاره انفجاری است كه روشنی أن ناگهان تا یك میلیون درجه افزایش می یابد و هرگز كاملاً به روشنایی اولیه اش باز نمی گردد. 7 ـ اپسیلون، EPSILON ـ پنجمین حرف از الفبای یونانی با نماد (E) یا ( ε) است 8 ـ اتا، ETA ـ هفتمین حرف از الفبای یونانی با نماد (H) یا (η) است 9 ـ اتحادیه بین المللی نجوم، INTERNATIONAL ASTRO UNION NOMICAL ـ سازمانی با علامت اختصاری (IAU ) است كه در سال 1919 میلادی برای یكسان كردن فعالیت های ستاره شناسی بین المللی و به عنوان مكان ثابت دریافت اطلاعات نجومی تآسیس گردیده است و در حال حاضر حدود هشت هزار محقق ستاره شناس از سراسر دنیا در أن مشغول فعالیت اند. 10 ـ اثر داپلر، DOPPLER EFFECT ـ به أن اثر داپلر ـ فیروز نیز اطلاق می شود و نمایانگر تغییر ظاهری طول موج نور یا صوت به سمت ناظر حركت كند، أبی رنگ و چنانچه از ناظر دور شود، سرخ رنگ به نظر می رسد؛ بنابراین تغییر طیفی ستارگان سرخ رنگ أسمان شب، اگر به دلیل دمای سطحی نباشد، به خاطر اثر داپلر خواهد بود و نشان می دهد كه ستاره از ما دور می شود. چون حركت یك امر نسبی است حتی اگر ستاره ثابت باشد و ما از أن دور شویم باز هم به رنگ سرخ رؤیت خواهد گردید. 11ـ اثر زیمان، ZEEMAN EFFECT ـ وقتی خطوط طیفی در یك جسم ملتهب نشری به دلیل وجود میدان های قدرتمند مغناطیسی شكافته شوند، اثر زیمان پدید می أید. تغییر خطوط طیفی متناسب با تغییر میدان مغناطیسی است 12ـ اختر شناس بصری، ASTRONOMER ـ كسی كه به كمك ابزار بصری ـ مانند تلسكوبهای شكستی یا بازتابی ـ به تعیین موقعیت اجرام سماوی و تحقیق درباره أنها می پردازد. 13 ـ اخترشناس رادیویی،RADIO ASTRONOMER ـ كسی است كه به كمك تلسكوپهای رادیویی به تحقیق و تفسیر امواج رادیویی رسیده به زمین می پردازد. 14ـ اخترشناسی، ASTRONOMY ـ دانشی است كه از اوضاع، حركات، فواصل نسبی و پدیده های فیزیكی و شیمیایی رخ داده در اجرام سماوی صحبت و بحث می كند. 15ـ اختر فیزیك،ASTROPHYSICS ـ دانشی است كه در مورد فرضیات فیزیكی پدیده های نجومی بررسی و تحقیق می كند   16ـ اختر فیزیكدان، ASTROPHYSICIANـ ستاره شناسی است كه پیرامون پدیده های فیزیكی اجرام سماوی ـ مانند امواج الكترومغناطیس در فضا، طیفها و مراحل هسته ای ستارگان و فرضیات گرانشی ـ تحقیق و مطالعه می كند 17ـ اختفا،OCCULTATION ـ وقتی كه جرم نجومی بزرگی مابین جرم كوچكتر و ناظر زمینی قرار بگیرد، چون جلوی رصد جرم كوچكتر را می گیرد در اصطلاح می گوییم كه پدیده اختفا صورت گرفته، یعنی جرم مورد مشاهده در پشت جرم دیگر مخفی شده است. مثال بارز این پدیده، پنهان شدن یك یا چند ستاره در پشت ماه است 18ـ اختلاف منظر، PARALLAX ـ هنگام مشاهده یك جرم أسمانی از دو محل مختلف، به نظر می رسد زمینه پشت سر أن جابجا می گردد. به زاویه ای كه از تلاقی خطوط دید ناظر در نقطه مورد رصد ایجاد می شود، اختلاف منظر گویند ( به شكل 2 دقت كنید) از اختلاف منظر برای تعیین فاصله جرم سماوی تا زمین استفاده می كنند. 19ـ استوای أسمانی، CELESTIALEQUATOR ـ فرض كنید خط استوا، محل برخورد یك صفحه بزرگ با كره زمین است. این صفحه از كره سماوی هم می گذرد و أن را به دو قسمت تقسیم می كند. چنین صفحه ای را كه موازی مدارات یا خطوط طول جغرافیایی زمین است، استوای اسمانی یا معدل النهار گویند 20ـ اشعه فرابنفش، ULTRA VIOLET- RAY ـ نوعی اشعه نامرئی با طول موجی بین 10 تا 320 نانومتر( یك هزار میلیونیم متر یا متر) است كه در انتهای طیف أبی قرار دارد و به وسیله هوا یا لایه شیشه معمولی براحتی جذب می شود. درمنظومه شمسی، خورشید از قویترین منابع ارسال اشعه فرابنفش است و مقادیر فراوان و زیان آور آن توسط جو زمین جذب می گردد. در كوهستانها كه از ضخامت لایه های هوا كاسته می شود، تاثیر این اشعه بر روی پوست بدن بیشتر است.

 

جمعه 25/5/1387 - 22:53
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته