• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6387روز قبل
بیماری ها
-طول قد هر فرد برابر 8 وجب از دست اوست
-اگر دستها را در امتداد هم باز کنیم برابر طول قدمان خواهد شد
-قد هر انسان 8 وجب دستش است که این 8 وجب به 4 قسمت 2 وجبی تقسیم میشوند
1) از کف پا نا سر زانو
2) از زانو تا نشیمنگاه
3) از نشیمنگاه تا سر قلب
4) از قلب تا مغز
-اگر دستها را رو به بالا و در امتداد بدن باز کنیم 10 وجب میشود و قلب مرکز دایره ایست که تشکیل میشود
-از رستنگاه مو تا نوک چانه یک وجب + 1/8 است
-عرض صورت از پرده گوش یک وجب + 1/4 است
اندازه چشم برابر 1/8 وجب است
-اندازه دماغ برابر 1/8 وجب است
صدای هیچ فردی عین دیگری نیست
دوشنبه 16/10/1387 - 15:19
دعا و زیارت
 مهاجربن قیس – از لشکریان عمر بن سعد ملعون – میگوید : هنگام اغاز جنگ دیدم که حر بن یزد ریاحی اهسته به طرف لشکر حسین (ع) میرود . به او گفتم : ای پسر یزید می خواهی حمله کنی ؟پاسخ نداد دیدم بدنش میلرزد . گفتم : به راستی کار تو مرا به شک واداشته است .به خدا من در هیچ جنگی تو را اینگونه ندیده ام و اگر کسی از من بپرسد دلیرترین مردم کوفه کیست من تو را میگفتم . این چه حالتی است که داری ؟حر گفت : به خدا من خود را مخیر میان بهشت و جهنم میبینم و سوگند به خدا بهشت را از دست نخواهم داد اگر چه بدنم را قطعه قطعه کنند و جسدم را بسوزانند .این سخن بگفت و به لشکر حسین (ع) پیوست و مردانه و ازادانه جنگید و به فیض شهادت نائل شد .
دوشنبه 16/10/1387 - 15:18
دعا و زیارت
 وقتی عبید الله بن زیاد والی کوفه شد فرمان حکومت ری را به نام عمر بن سعد صادر کرد مشروط بر قتل حسین ابن علی (ع) . در اینجا عمر بین دوراهی گیر کرد و شبی را مهلت خواست .شب را تا صبح نخوابید . گاهی شهوت و ریاست و حکومت ری را به یاد می اورد و گاه متوجه خدا و پیغمبر میشد و میگفت :به خدا سوگند من سرگردانم و نمیدانم چه کنم و بر سر دو راهی بزرگی گرفتارم .ایا از حکومت ری چشم بپوشم با اینکه یگانه ارزوی من است .یا با کشتن حسین (ع) خود را دچار گناهی بزرگ کنم.در نهایت نتوانست بر شهوت و قدرت غلبه کند اما از طرفی وجدان اخلاقی و ذات اولیه پاک انسان نمیگذاشت تا اینکه به استدلال و بهانه تراشی دست زد تا خود را از ملامتهای پیگیر وجدان رها کند و گفت :میگویند خدا بهشت و دوزخ و ثواب و عقابی دارد ، اگر درست باشد در دوسال توبه میکنم و اگر دروغ باشد که به ریاست عظیم و حکومتی بزرگ نایل شده ایم و بدینگونه تن به این جنایت ننگین و عظیم زد .
دوشنبه 16/10/1387 - 15:7
دعا و زیارت
یکی از یاران با وفای علی (ع) در حالی که سوار بر الاقش به همراه همسرش در حال رفتن به مزرعا برای کار بود که در بین راه قرانی در دست داشت و مطالعه میکرد در همین حین چند تن از خوارج او را میبینند و میگویند "تو را به ان قرانی که می خوانی علی را دوست داری یا نه فرد نیز از افراد با ایمان بود و نمی خواست دروغ بگوید و حقیقت را گفت خوارج او را کنار جوی اب گذاشته و سرش را بریدند همسر باردارش را کشتند و شکم او را دریدند و فرزند او که در شکم مادر بود را درون شکم خر کردند و اتش زدند و انها را به طرز وحشیانه ای به دلیل دوست داشتن علی (ع) کشتند یکی ازاین افراد در ادامه راهشان سیبی را روی زمین دید و خواست انرا بردارد و بخورد دوستش شمشیر را کشید و گفت چه می خواهی بکنی شاید صاحب این سیب راضی نباشد که تو انرا بخوری و در ادامه  راه صاحب مزرعا ای را میبینند که به دنبال حیوانی کرده است که مزرعه او را به هم ریخته انها میدوند و با شمشیر دنبال صاحب مزرعه میکنند که چرا حیوان بیگناه را دنبال میکنی این داستان به ما نشان میدهد که کج فهمی درباره دین و نداشتن اگاهی چه بلایی سر انسان می اورد همین خوارج که با ان بی رحمی و خباثت انها را کشتند و به خیال خود کار درستی کرده اند خوردن سیب روی زمین و دنبال حیوان کردن را گناه میدانسته اند پس باید دقت کنیم که خداوند تبارک و تعالی ما را به صراط مستقیم حدایت کند
پنج شنبه 12/10/1387 - 18:37
دعا و زیارت
پیامبر (ص) ابوذر عمر و ابوبکر در حال نقل مکان بودند ابوذر بین راه هنگام استراحت به خواب میرود و جا میماند و بقیه ما مقصد میرسند ابوبکر و عمر شروع به چادر زدن میکنند و بعد از اتمام کار به هم میگویند ابوبکر عمدا خوابید تا از کار فرار کند چند لحظه بعد ابوذر می اید عمر و بوبکر به او میگویند تو که کار نکردی لا اقل برو و سهم غذا را از پیامبر (ص) بگیر ابوذر نیز نزد پیامبر رفته و در خواست غذا میکند پیامبر (ص) میفرماید انها غذا خورده اند و تو فقط غذای خود را بردار عمر و ابوبکر نیز بعد از مطلع شدن نزد پیامبر (ص) امده و دلیل را می پرسند پیامبر (ص) نیز میفرماید مگر شما غذا نخوردید شما قبل از امدن ابوذر غذا خوردید شما ابوذر را کشتید و او را به عنوان غذا خوردید هنگامی که غیبت او را میکردید
پنج شنبه 12/10/1387 - 18:35
دعا و زیارت
فردی به خواب میرود و در خواب میبیند در بیابانیست  بزرگ و قلعه ای بسیار بسیار عظیم با دیوارهای بسیار بلند و محکم داشت بعد از طی مسافت زیاد و گشتن بسیار در ورودی این قلعه را میابد و و بعد از در زدن زیاد صاحب دژ امده و در را باز میکند فرد از صاحب دژ میپرسد شما کیستید او میگوید من مامور جهنم هستم و این قلعه عظیم هم جهنم است فرد پرسید پس اتش جهنم کو روایت  است که زبانه اتش از هفت اسمان میگذرد پس چرا از اتش خبری نیست مامور پاسخ داد ما از خود اتش نداریم و اتش عذاب را خود انسانها و جنیان با اعمالشان در دنیا میسازند و تا مرگ و قیامت انرا همیشه و در هر لحظه همراه خود دارند و پس از مرگ نیز اتش و بوی تعفن یا لجن و زشتیهای جهنم و ... را همه خودشان به همراه می اورندیعنی اگر مابه ما پیوسته  نیز هنگام ارتکاب گناه ببینیم که اتش و پلیدی و زشتی  در حال اظافه شدن و ملحق شدن به ماست خوب عقل ما را از انجام گناه باز میدارد مثلا اگر ببینیم با نگاه به نامحرم اتش در هر لحظه به ما اضافه میشود و در حال پیوستن به ماست خوب از ترس اتش نیز رو برمیگردانیم و اگر بدانیم اتشی که با گناه به ما میرسد برای همیشه دنبال ماست و روزی ما را خواهد سوزاند دیگر گناه نمیکنیم
پنج شنبه 12/10/1387 - 18:31
دعا و زیارت
فردی که نمیتوانست گناهش را ترک کند و از ارتکاب به گناه نیز ناراحت میشد نزد امام صادق (ع) رفتند و موضوع را با امام درمیان گذاشتند امام فرمودند چند نکته به تو میگویم و اگر توانستی جواب انها را پیدا کنی هر چه قدر میتوانی برو و گناه کن1)  جایی گناه کن که خدا تو را نبیند2)  جایی گناه کن که مطعلق به خداوند نباشد 3)  با چیزی گناه کن که رزق و روزی و افریده خدا نباشد 4)  به چیزی دست دراز کن که صاحب ان خداوند نباشد به فرموده امام علی (ع) در چیزی نظر نکردم مگر اینکه خدا را قبل از ان با ان و بعد از ان دیدم پس ما نیز اگر خداوند را در هر لحظه ناظر بر اعمال خود بدانیم و همه جا را مطعلق به او و همه چیز را افریده او بدانیم ایا هرگز جرات میکنیم در حضور افریده خود بر  افریده او و با افریده او گناه و معصیت کنیم به عنوان مثال کسی که مال یتیمی را میخورد اگر خداوند را ناظر بر خود بداند ایا جرات میکند در حضور خدا این کار را بکند یا اگر بداند و به یاد داشته باشد این مکان مطعلق به خداست ایا گناه میکند  یا اگر بداند به مالی که دست دراز کرده مطعلق به خداست ایا جرات میکند مال خداوند را بدزدد اگر ما نیز هنگام گناه یاد خداوند باشیم هرگز جرات گناه را نمیکنیم
دوشنبه 2/10/1387 - 17:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته