دكتر اديبى سده
گروههاى اوليه بشر و جوامع ابتدائى براى رفع نيازهاى زندگى شخصى و اجتماعى به صورت خانوادههاى مختلف تابع يك مقررات مذهبى خاص و به صورت يك كلان (Clan) زندگى مشتركى داشتند، ريشسفيدان و افراد قدرتمند و متنفذ اين جوامع بعنوان اولين حكمرانان و روساى سياسى آنها تلقى مىشدند كه در جوار امور و وظايف مختلف ديگر به اين امر هم رسيدگى مىكردند. گفته مىشود ادامه اقتدار اين قبايل و گسترش حوزه و تسلط آنان منجر به تشكيل حكومت گرديد.
به اعتقاد مردمشناسان، بشر اوليه با گذار از مرحله جمعآورى ميوهها و گياهان و شكار حيوانات وحشى و ماهيگيرى به مرور، طى دوران مختلف پا به عرصه و دوره كشاورزى و كشف آهن و اختراعات و ابداعات گوناگون نهاد و از اين تاريخ به مرور شهرنشينى و تمدن آغاز گشت.
آغاز شهرنشينى و تمدن بشرى با تحولات عميقى در امور سياسى جامعه همراه بود و دولتها وضعيت پيچيدهترى به خود گرفته و در واقع نقش خانواده، طايفه و قبيله را براى رفع نيازهاى افراد وابسته به آن و ايجاد نظم و تربيت و امنيت مردم ايفا نمودند.
چندين قرن قبل از ميلاد حضرت مسيح (ع) يونانيان اقوامى بودند كه در علوم مختلف صاحبانديشه و مكتب و آثار هنرى، فلسفى، اجتماعى، تاريخى و سياسى زيادى از خود به جاى نهادند.
يونانيها در علم سياستخبره زمان خود و حتى دوران پس از خود بودند و بسيارى از تعاريف و تقسيمبنديها و مفاهيمى كه در اين علم ابراز نمودند همچنان معتبر و قابل اعتنا مىباشد. هرودوت و سقراط از پيشگامان و سپس افلاطون و ارسطو صاحب آثار " جمهوريت" و "سياست "از شاگردان و ادامه دهندگان راه آنها بودند كه فلسفه، اخلاق و تاريخ را وارد مباحثسياسى نمودند تا قرن پانزدهم بعد از ميلاد مسيح نظريه عمدهاى كه در جوامع بشرى تسلط تام و تمام داشت همان نظريه الهى بود كه در دورههايى شاهان و ظالمان و زورگويان به استناد اينكه جانشين خداوند روى زمين هستند و قدرت خود را از خداوند به وديعت گرفتهاند، به حكومتبر مردم مىپرداختند و در دورههاى ديگر پاپها و كشيشان مسيحيت در امپراطوريهاى غربى قدرت را در اختيار داشتند و در امپراطوريهاى شرقى هم آخوندهاى دربارى به نام خدا و مشيت الهى به مباشرت و همكارى با حكومتهاى جور و ستم مشغول بودند.
از ديدگاه تاريخى ظهور دولتهاى ملى (1) (دولت - ملت) (nation - stste) به مفهوم دولتهايى كه ناشى از عزم و اراده و انتخاب ملتها باشند، در عصر حاضر موضوع جديدى است كه تا قرن شانزدهم در كشورهاى غربى وجود خارجى نداشت.
در تاريخ اسلام اختلاف و تفسيرهاى گوناگونى كه از آيه شريفه "يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم" (سوره نساء: 59) به عمل آمد اينطور تصور شد كه اولى الامر (اولياى امور و متصديان رهبرى و حكومتى) مىتواند هر خليفه ظالم و ستمگرى باشد در حاليكه در مذهب شيعه مراد ائمه (ع) مىباشند كه با احاديث و روايات متقن و دقيق اين وظيفه مشخص و معين گرديده است.
در هر حال بحث درباره خاستگاه و ريشهيابى پيدايش حكومتها امرى ساده و روشن نيستبه همين دليل نظريات مختلفى در اين باره ابراز شده كه اهم آنها عبارتند از:
1- نظريه خاستگاه الهى كه دولت را آفريده خدا مىداند.
2- نظريه زور كه دولت را محصول زور اقويا بر ضعفا تفسير مىنمايد.
3- نظريه ژنتيك يا نظريه دوران پدر سالارى و مادر سالارى كه دولت ناشى از تسلط و گسترش طبيعى خانواده است.
4- نظريه طبيعى ارسطو كه پايه دولت را در طبيعتبشر و امرى طبيعى مىداند.
5- نظريه قرار اجتماعى كه دولت را محصول يك قرار اجتماعى بين افراد بشر تلقى مىنمايد. (عالم; 73: صص 28- 164)
در بين اين نظريات همانطوريكه پيشتر به آن اشاره داشتيم، نظريه الهى قدمت فراوانى داشته است. بر اساس اين نظريه انسانها از دوران بسيار دور در اثر وجود ناامنى و هرج و مرج، جنگها و جدالها، از خداوند درخواستسلطانى نمودند كه از آنان حمايت نمايد. لذا در اين ديدگاه، حكومتها و اقتدار پادشاهان همواره مبتنى بر حمايتخداوند و در وجود سلاطين همواره جوهره الهى موجود بوده است.
مولف كتاب بنيادهاى علم سياست درباره اين نظريه توضيح مىدهند كه:
"بررسى تحليلى تاريخ، از نظريه خاستگاه الهى سه تفسير متداول را آشكار مىكند. نخست، خداوند برگزيدگان خود را براى حكمرانى در جهان خاكى مىفرستد. بسيارى از مردمان و دينها تا همين اواخر حكمرانان مربوط به خود را نماينده نظم الهى مىدانستند. دوم، برخى از مردم، مانند يهوديان، معتقدند كه خداوند به طور مستقيم بر آنها حكمرانى دارد. هندوها نيز نظريه حلول الهى در شكل انسان را قبول دارند. تفسير سوم، عقلى است. بنابراين تفسير، خداوند يا طبيعت غرايزى در انسانها به وديعه گذاشته است كه به برخى از افراد شايستگى و تمايل به رهبرى و به ديگران روحيه اطاعت مىدهد. اين وضعيت در گذر زمان، سبب پيدايش فرماندهى و اطاعت، و سرانجام سبب پيدايش دولتشده است. (عالم; 73، ص 164)
در كتب مقدس يهوديان و مسيحيان اشارات زيادى به انتخاب سلاطين و خلع هلاكت پادشاهان خاطى و نافرمان و معصيتكار از فرمان خدا وجود دارد اما در قرآن كريم در داستانها و قصههاى گوناگون خداوند از جدال دائمى و هميشگى بين پيامبران و پادشان ستمگر و ظالم گفتگو مىنمايد. به عبارت ديگر پادشاهان و جباران دوران برخى از آنان به دروغ خود را نايب خداوند در روى زمين و برخى ديگر حتى خود را خدا پنداشته و مردم را به پرستش خويش دعوت مىكردند و شعار "انا ربكم الاعلى" (نازعات: 24) (من پروردگار بزرگ شما هستم) مىدادند و در روى زمين طغيان و ياغيگرى مىكردند.
اين پادشاهان و خدايان دروغين سد و مانع اصلى در راه ابلاغ رسالت پيامبران محسوب مىگرديدند. در داستان ابراهيم و نمرود، موسى و فرعون، موسى و قارون و ساير انبياء با قوم نادان و گمراه خود بيانگر اين برخوردها و درگيريهاست.
هلاكت اقوام عاد و ثمود، لوط و نينوا و ساير اقوام ناسازگار با پيامبران خدا از روى هوى و هوس و بىهدف نبوده بلكه بر مبناى حكمتى و به منظور عبرتآموزى براى آيندگان بوده است. خداوند مىفرمايند:
"و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لاعين" (سوره انبياء: 6) .
ما زمين و آسمان و آنچه ميان آنهاست را به بازيچه نيافريديم.
لذا اين سوال مطرح مىشود كه چه سنت الهى و قوانين و مقرراتى بر تحولات و دگرگونى جوامع بشرى حاكم است كه عدم پيروى از آنها موجب هلاكت و نابودى مىگردد؟
اصولا هدف از ارسال و بعثت پيامبران چه بود؟ آيا جز اين است كه خداوند مىفرمايند:
"لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلناه معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس و ليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز" (حديد: 25) همانا ما پيامبران خود را با ادله و معجزات (به خلق) فرستاديم. و بر ايشان كتاب و ميزان عدل نازل كرديم تا مردم را به راستى و عدالت گرايند و آهن (و ديگر فلزات) را كه در آن هم سختى و كارزار و نيز منافع بسيار بر مردم استبراى حفظ عدالت آفريديم، تا معلوم شود چه كسى با ايمان قلبى خدا و رسولان خدا را يارى خواهد كرد؟ (هر چند) كه خدا قوى و مقتدر (و از همه بىنياز) است.
به راستى چگونه پيامبران بدون غلبه و تسلط بر قوه مجريه و تشكيل حكومت مىتوانستند جامعه را اصلاح نمايند و مردم را به قيام براى قسط دعوت نمايند؟
اگر پيامبران فاقد قدرت اجرايى بودند چگونه عدالت اجتماعى تحقق مىيافت؟ و ظلم از جامعه رخ برمىبست و به ضعفا رسيدگى مىگرديد.
آيا پيامبر اكرم (ص) فقط براى احكام و عقايد برانگيخته شده بودند و يا وظيفه اجرايى و حكومتى هم داشتند؟ و علاوه بر آن آيا اجراى احكام الهى فقط در زمان حيات وجود شريف ايشان لازم و ضرورى بوده و پس از درگذشت ايشان اجراى احكام بايستى تعطيل مىگرديد؟
ما بنا به فضل الهى قصد داريم با روش كتابخانهاى و با استفاده از آثار مكتوب حضرت امام (س) كه در مقاطع مختلف و به مناسبتهاى گوناگون ايراد گرديده به تبيين موضوع مقاله بپردازيم.
تعريف و مفاهيم واژهها
اين جمله ظاهرا منسوب به سقراط است كه گفته استسختترين امور تعريف واژهها و عناوين است اما در هر حال در علوم سياسى هم مانند ساير علوم، تعاريف واژهها براى فهم بهتر مقاصد محقق و نويسنده امرى ضرورى است.
بديهى است ضرورت پرداختن به اين تعاريف وقتى بهتر مشخص مىشود كه باور داشته باشيم مفاهيم دولت و حكومتبا مفاهيم حاكميت (Sovereignty) ، نظارت اجتماعى (Socil control) طبقات اجتماعى (social classes) و نخبگان ( Elites) و نحوه اداره جامعه با روشهاى گوناگون در ارتباط است و مشروعيت و اقتدار و توزيع قدرت و ثروت بر اساس يك ايدئولوژى و يا يك مجموعه جهانبينى صورت مىگيرد كه در آن ايدئولوژى همه اين مفاهيم تعريف شدهاند. (محمدى; 1373: 10)
واژه حكومت (Government) در علوم سياسى به مفهوم كارگزارى است كه در خدمت دولت (State) درمىآيد و وظيفه آن سازماندهى و اجراى دستورات و مقررات محوله است. در واقع حكومت زيرمجموعه و يا قسمتى از يك كل است كه آن كل را در علوم سياسى دولت تعريف كردهاند.
و حكومتبعنوان سازمان و ارگانى است كه حق استفاده از اقتدار ( Autority) را دارد نمايندگى و سمبل دولتبا شخص رهبر يا رياست جمهورى و سمبل حكومتبا رياست جمهورى و يا نخستوزير مشخص و معين مىگردد. به همين ترتيب اعمال حاكميتخارجى (Foreign sovereignty) شامل حق داشتن روابط با دولتهاى ديگر يا بستن قرارداد و با اعلان صلح و جنگ با شخص رهبر و معمولا اعمال حاكميت داخلى (Inter sovereibnty) با شخص رئيس جمهورى يا نخستوزير مىباشد. (آشورى; 53: 79)
در بيان محاورهاى عموما مفهوم دولت را در معنايى مختلف به كار مىبرند مثلا وقتى از كمك دولتى، مقررات دولتى و آموزش و مديريت دولتى سخن به ميان مىآيد نيت اصلى كمك حكومتى، مقررات حكومتى و مديريتحكومتى است زيرا دولتحكومت نيستبلكه حكومتخود كارگزار دولت است.
دولتيك كليت را بيان مىنمايد كه اجزاء آن عبارتند از:
1- جمعيت 2- حكومت 3- سرزمين و محدوده جغرافيايى 4- حاكميتيا انحصار قدرت (عالم: 73: 134). به عبارت ديگر دولت نهادى سياسى - قانونى است كه در برگيرنده تمام افراد يك سرزمين است، اين دولت در محدوده جغرافيايى مشخص داراى حاكميت است و مىتواند نسبتبه افراد معينى كه در آن محدوده زيست مىنمايند اعمال حاكميت نموده و آنان را مجبور به اطاعت از قوانين مصوبه خود نمايد. اين دولتبراى اجراى حاكميتخود نيازمند يك حكومت است كه توسط آن سياستهاى خود را اتخاذ و اعمال مىنمايد.
همه افراد در سراسر جهان تابع يك دولتخاص مىباشند و از يك دولت معين تبعيت نموده و يا به تابعيت آن درمىآيند. تصور اعمال حكومتبدون وجود جمعيتى از مردم و بدون وجود يك محدوده جغرافيايى معين امكانپذير نيست و اين امر آنقدر بديهى است كه نيازى به توضيح و تشريح ندارد.
همانطوريكه پيشتر گفته شد متفكرين وانديشمندان سياسى در مورد تعريف دولت و حكومت توافق نظر ندارند و همين عدم وجود تعريفى دقيق و واحد باعثسردرگمى و اختلاف نظريات زيادى شده است.
حكومت از نظر حضرت امام خمينى (س) عبارتست از نظام سياسىاى كه بر اساس ايدئولوژى اسلامى اداره مىشود. ايشان در سخنرانى مورخ 16/10/1978 در نوفللوشاتو در جمع دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج از كشور از تفاوتهاى حكومت دوران شاه صحبت مىنمايند و پس از رد اينگونه حكومتها اعلام مىفرمايند كه ما حكومتى مبتنى بر عدالت و آزادى و عدل مىخواهيم: "... ما يك همچو حكومتى مىخواهيم، كه اين حكومت اسلامى است اگر چنانچه ما بتوانيم، انشاءالله حكومت اسلامى را اجرا بكنيم در اين ممالك و يا در مملكتخودمان كه ايران است، آنوقت معلوم مىشود كه طرز حكومت چطور است..." (امام خمينى (س) ; 73: 7- 5)
از نظر قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران هم مورد تاييد كامل حضرت امام (س) بوده حكومت از ديدگاه اسلام اينگونه تعريف شده كه: "اين حكومتبرخاسته از موضع طبقاتى و سلطهگرى فردى و يا گروهى نيستبلكه تبلور آرمان سياسى مليتى همكيش و همفكر است كه به خود سازمان مىدهد تا در روند تحول فكرى و عقيدتى راه خود را به سوى هدف نهايى (حركتبه سوى الله) بگشايد... در ايجاد نهادها و بنيادهاى سياسى كه خود پايه تشكيل جامعه استبر اساس تلقى مكتبى، صالحان عهدهدار حكومت و اداره مملكت مىگردند (ان الارض يرثها عبادى الصالحون) و قانونگذارى كه مبين ضابطههاى مديريت اجتماعى استبر مدار قرآن و سنت جريان مىيابد، بنابراين نظارت دقيق و جدى از ناحيه اسلامشناسان عادل و پرهيزگار و متعهد (فقهاى عادل) امرى محتوم و ضرورى است... (قانون اساس; 1370: 12- 11)
بنابراين توضيحات حكومت عبارت است از قدرت اجرايى يك ايدئولوژى و نظارت بر زندگى انسانها در يك واحد جغرافيايى و نمايانگر قدرت يك دولت است. در حاليكه يك دولت و يا يك كشور مانند دولت جمهورى اسلامى ايران يك نهاد سياسى - قانونى است كه دربرگيرنده مجموعهاى از انسانها در يك محدوده جغرافيايى به نام ايران مىباشد كه مىتواند از طريق حكومتخود قوانين و مقررات اسلامى خود را در بين مردم به اجرا درآورد.
تاريخچه و كيفيتحكومت اسلامى و رهبرى دينى
در حديث غدير خم آمده است:
در غدير خم پيامبر دست على را بالا گرفته و فرمودند: "اى مردم سزاوارترين فرد بر مومنان از خود آنها كيست؟ "
ياران و اصحاب پيامبر گفتند: "خداوند و پيامبر او بهتر مىدانند."
آنگاه پيامبر فرمودند:
پس هر كس كه من مولاى او هستم على نيز مولاى اوست و اين جمله را سه بار تكرار نمودند.
سپس فرمودند: خدايا هر كس على را دوستبدارد، او را دوستبدار و هر كس على را دشمن دارد او را دشمن دار، خدايا ياران على را يارى كن و دشمنان او را خوار و ذليل نما، پروردگارا على را محور قرار بده.
هنوز اجتماع با شكوه غديرخم به حال باقى بود كه فرشته وحى فرود آمد و به پيامبر بشارت داد.
"... اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا". (مائده: 3)
"... امروز (عقيده اماميه و برخى از اهل سنت روز غديرخم و خلافت على (ع) مراد است) دين شما را به حد كمال رساندم و بر شما نعمت را تمام كردم و بهترين آئين را كه اسلام استبرايتان برگزيدم.
پيامبر اكرم (ص) قبل از وفات خود طبق روايات و اخبار فراوان منقول از شيعه و سنى اميرمومنان على (ع) را جانشين خود قرار دادند و بسيارى مورخان و نويسندگان غير شيعه معتقدند كه آغاز پيدايش شيعه و زمان شكلگيرى آن از همان تاريخ بوده است. (زين عاملى; 1370: 32)
بلافاصله پس از وفات پيغمبر اكرم (ص) اوضاع شكل ديگرى به خود گرفتخلافت توسط شوراى محدودى قبضه شد و خليفه توسط آن گروه تعيين گرديد و عملا داستان رهبرى دينى در بين مسلمانان در مسير ديگرى افتاد و پس از چندى خود آفت نهضت محمدى (ص) گرديد.
در تاريخ اسلام حكومتهاى فاسد بنىاميه و بنىعباس و ديگر حكومتها چون دست پروردههاى اصيل و راستين اسلام نبودند از خطوط اصلى اسلام منحرف شدند و به مسخ اسلام پرداختند.
براساس اعتقادات شيعه پس از حكومت اميرالمومنين على (ع) مىبايستيازده فرزند وى يكى پس از ديگرى جانشين وى مىشدند و امامت و رهبرى مردم مسلمان را به دست مىگرفتند زيرا معتقدند كه مقام رهبرى مقامى تنصيصى است و بايد جانشين پيامبر از جانب خدا تعيين گردد در حاليكه اهل سنت معتقدند كه اين مقام، مقامى انتخابى و گزينشى استبايد فردى را پس از پيامبر براى اداره امور كشور برگزينند.
بحث امامت و خلافت و راه دوگانهاى كه اهل تشيع و تسنن در پيش گرفتند بزرگترين اختلاف بين مسلمين را به نمايش گذاشت.
حضرت امام خمينى (س) تنها فقيهى است كه علاوه بر بحث درباره ولايت فقيه در عصر غيبت موضوع ولايت و سرپرستى را در تصدى امر حكومتبا همان معناى جامع و شامل، براى اولين بار و با روشنى و تاكيد و صراحت تفصيلا مورد بررسى و اثبات قرار مىدهند و در كتاب ولايت فقيه خودشان كه حاصل 13 جلسه "درس ولايت فقيه" در نجف اشرف مىباشد مبحث ولايت در امر حكومتى و جنبههاى سياسى آنرا مورد بررسى قرار مىدهند.
اصل اعتقاد به امامت و تكرار حادثه عاشورا بنابر شعار "كل يوم عاشورا، كل ارض كربلا" به رغم فشارهاى خلفاى عرب در طول تاريخ ادامه يافت و شيعه در زمان صفويه در ايران اوج و توان فراوانى گرفت و مذهب رسمى و دولتى ايران گرديد.
موقعيت مناسبى كه در عهد صفويه براى مجتهدين و بزرگان مذهب شيعه فراهم آمد، عليرغم تضعيف موقعيتها و شرايط نامناسب سياسى و فشار و تبعيد و شكنجه شيعيان در دورههاى گذشته، موجب رشد و شكوفايى بزرگان شيعه گرديد.
در عهد قاجاريه پيروزى مكتب اصوليون بر اخباريون موجب رشد و توانمندى شيعيان گرديد و مبارزه روحانيت عليه استبداد شاهنشاهى دوران قاجار و ايجاد يك حكومت مشروطه به همراه اصلاحات اساسى در قانون اساسى موضوعى است كه آيتالله محلاتى در كتاب خودش به زبان عربى آورده است.
حامد الگار در كتاب خود به نام "اسلام و سياست در خاورميانه امروزى" مىنويسد:
"... در زمان مشروطيت علماى اسلام نقش مهمى ايفا نمودند، ما حتى مىتوانيم بگوييم كه در تمام تاريخ ايران تمام شورشها تا مشروطيت كاملا به نقش روحانيون بستگى داشت..." (الگار; 1991: 221)
امام خمينى (س) بعنوان بزرگترين روشنگر قرن، در هر فرصتى و به هر مناسبتى مسائل و مشكلات جوامع اسلامى و مخصوصا جامعه ايران را با مردم مطرح مىكردند و تلاش فراوان در جهت تنويز افكار مردم و زدودن اوهام و اعتقادات ناروا مىنمودند.
از جمله مسائل و مشكلات بسيار مهم دوران زندگى حضرت امام (س) تفهيم موضوع پيوند دين و سياستبود. ايشان در حوزه علميه نجف ضمن تدريس علوم دينى و زعامت و مرجعيت مردم بر اثبات اين موضوع اصرار ورزيدند و سكوت بيش از نيم قرن علماى حوزههاى مختلف را شكستند و مسائل جدى در باب "حكومت" و ضرورت تشكيل آنرا بازگو نمودند. در سخنرانى 6/7/1356 در جمع طلاب و روحانيون حوزه علميه نجف اشرف به مناسبت رواج تفسيرهاى التقاطى از اسلام و برگزارى جشن مبتذل هنر در شيراز به مشكلات طبقه جوان اشاره مىنمايند و ضمن توجه دادن آنها به تحصيل، ضرورت نظم در برنامهها و تقسيم اوقات را مورد تاكيد قرار مىدهند و سپس مسئله حياتى مسلمين را بدينگونه مطرح مىكنند كه "... اسلام و ساير اديان الهى، مثل ساير حكومتها نيست، حكومت اسلام مثل ساير حكومتها نيست... "در جاى ديگر اين سخنرانى مىفرمايند:
"... البته در اذهان بسيارى، بلكه اكثرى، بيشترى از مردم، بيشترى از اهل علم، بيشترى از مقدسين اين است كه اسلام به سياست چه كار دارد: اسلام و سياست اصلا جداست از هم. همينكه حكومتها ميل دارند، همين كه از اول القاء كردهاند اين اجانب در اذهان، و حكومتها در اذهان ما كه اسلام به سياست... آخوند چه كار دارد به سياست، فلان آخوند را وقتى عيبش را مىگيرند مىگويند: آخوند سياسى است! اسلام را مىگويند از سياست كنار است; دين عليحده است، سياست عليحده و اينها اسلام را نشناختهاند. اسلامى كه حكومتش تشكيل شد در زمان رسول الله و باقى ماند حكومتبه عدل يا به غير عدل زمان حضرت امير بود، باز حكومت عادله اسلامى بود; يك حكومتى بود با سياست، با همه جهاتى كه بود. مگر سياست چى است؟ روابط مابين حاكم و ملت; روابط مابين حاكم با ساير حكومتها، عرض مىكنم كه جلوگيرى از مفاسدى كه هست، همه اينها سياساتى است كه هست احكام سياسى اسلام بيشتر از احكام عباديش است.
كتابهايى كه اسلام در سياست دارد بيشتر از كتابهايى است كه در عبادت دارد. اين غلط را در ذهن ما جاگير كردند. حتى حالا باورشان آمده است آقايان به اينكه اسلام با سياست جداست. اين يك احكام عبادى است كه بين خودش است و خدا.
شما برويد توى مسجدتان و هر چه مىخواهيد دعا كنيد، هر چه مىخواهيد قرآن بخوانيد، حكومتها هم به شما كار ندارند. اما اين اسلام نيست. اسلام در مقابل ظلمه ايستاده استحكم به قتال داد. حكم به كشتن داده است... اين همه احكام به قتال، حكم به جهاد، حكم به اينها هست. اسلام از سياست دور است؟ ! اسلام فقط توى مسجد رفتن و قرآن خواندن و نماز خواندن است؟ ! ..." (امام خمينى (س) ; 73: 287- 286)
از همان زمان حضرت امام خمينى (س) ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه را جهت پيشبرد اهداف اساسى و احياءانديشه اعتقاد به حكومت اسلامى و رهبرى را به خوبى تشخيص داده و از همه آحاد ملت مىخواستند دست از تفرقه برداشته و با هم وحدت نمايند و عليه نظام پوسيده پهلوى اعتراض و قيام نمايند در ادامه همان سخنرانى مورخ 6/7/56 مىفرمايند:
"... اينها همه بايد دستبه دست هم بدهند; بايد اجتماع كنند; فقيهش با مهندسين با دكترش، با محصلش، دانشگاهى با مدرسهايش، دستبه دست هم بدهند تا بتوانند كه يك كارى انجام بدهند، و بتوانند از زير اين بارها كه به آنها تحميل دارد مىشود، هر روز زيادتر مىشود، از زير اين بارها، بيرون بروند..." (امام خمينى (س) ; 73: 290)
در رابطه با چگونگى حكومت اسلامى و رهبرى دينى در مورخ 21/1/1341 در رابطه با افشاى توطئه رژيم و اتهام موافقت وحانيتبا انقلاب سفيد، حضرت امام خمينى (س) در جمع گروهى از دانشجويان دانشگاه تهران، طلاب و مردم قم مىفرمايند.
"... در روزنامه [مورخ 13/5/1342] كه مرا از زندان قيطريه آوردند، نوشتند كه مفهومش اين بود كه روحانيت در سياست مداخله نخواهد كرد. من الان حقيقت موضوع را براى شما بيان مىكنم. آمد يك نفر از اشخاص كه ميل ندارم اسمش را بياورم، گفت آقا سياست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه، فريب، نيرنگ و خلاصه پدرسوختگى است! و آن را شما براى ما بگذاريد.
چون آن موقع مقتضى نبود نخواستيم با او بحثى بكنيم، كه از اول وارد اين سياست كه شما مىگوييد نبودهايم. امروز چون موقع مقتضى است، مىگويم اسلام اين نيست، والله اسلام تمامش سياست است. اسلام را بد معرفى كردهاند. سياست مدن از اسلام سرچشمه مىگيرد. من از آن آخوندهايى نيستم كه در اينجا بنشينم و تسبيح دستبگيرم; من پاپ نيستم كه فقط روزهاى يكشنبه مراسمى انجام دهم و بقيه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور ديگر كارى نداشته باشم..." (امام خمينى (س) ; 73: 105- 104)
در نظر حضرت امام اصلاحات دينى و احياءانديشه اعتقاد به حكومت اسلامى و رهبرى دينى بعنوان يك ضرورت فورى طى ساليان زيادى كه به حالت تبعيد در عراق به سر مىبردند، مطرح بود و ايشان از بىعملى و تنبلى و عدم جرات و جسارت برخى علما و روحانيون گلهمند بودند و بارها و بارها در سخنرانيها و جلسات درس در حوزه علميه عليه اين عافيت طلبيها هشدار مىدادند. در اين خصوص مىفرمايند: "... معرفى و ارائه اسلام مستلزم اين است كه حوزههاى روحانيت اصلاح شود به اين ترتيب كه برنامه درسى و روش تبليغات و تعليمات تكميل گردد، سستى و تنبلى و ياس و عدم اعتماد به نفس جاى خود را به جديت و كوشش و اميد و اعتماد به نفس بدهد. آثارى كه تبليغات و تلقينات بيگانگان در روحيه بعضى گذاشته از بين برود; افكار جماعت مقدس نما، كه مردم را از داخل حوزههاى روحانيت از اسلام و اصلاحات اجتماعى باز مىدارد، اصلاح شود; آخوندهاى دربارى، كه دين را به دنيا مىفروشند، از اين لباس خارج و از حوزهها طرد و اخراج شوند. (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 125)
القاء روحيه خودباورى و رفع آثار سوء تبليغات منفى و مضر بيگانگان و سياست دولتهاى خائن و فاسد از يكديگر تلاش و مجاهدتهاى حضرت امام (س) در راه احياءانديشه حكومت اسلامى بود. ايشان در مقاطع مختلف و در بسيارى مواقع با تشويق و ترغيب علماء حوزه علميه و روحانيت اسلام و برخى اوقات با انتقاد شديد سعى در بيدار كردن و ايجاد روحيه مسوليتپذيرى آنان مىنمودند:
"... مثلا بعضى را مىبينيم كه در حوزهها نشسته به گوش يكديگر مىخوانند كه اين كارها از ما ساخته نيست. چكار داريم به اين كارها؟ ما فقط بايد دعا كنيم و مسئله بگوييم. اين افكار آثار تلقينات بيگانگان است. نتيجه تبليغات سوء چند صد ساله استعمارگران است كه در اعماق قلوب نجف و قم و مشهد و ديگر حوزهها وارد شده و باعث افسردگى و سستى و تنبلى گرديده و نمىگذارد رشدى داشته باشند. مرتبا عذرخواهى مىكنند كه اين كارها از ما ساخته نيست. اين افكار غلط است. مگر آنها كه اكنون در كشورهاى اسلامى امارت و حكومت دارند چه كارهاند كه آنها از عهده برمىآيند و ما برنمىآييم؟ كداميك از آنها بيش از فرد متعارف و معمولى لياقت دارد؟ بسيارى از آنها اصلا تحصيل نكردهاند. حاكم حجاز (ملك فيصل) كجا تحصيل كرده و چه تحصيل كرده است؟ رضاخان اصلا سواد نداشت و سرباز بيسوادى بيش نبود! در تاريخ چنين بوده است..." (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 126)
ايشان پس از ذكر مطالبى ديگر باز با تشويق و ترغيب به بازسازى روحيههاى مايوس و افسرده و مرعوب پرداخته و مىفرمايند:
"... شما اين افسردگى را از خود دور كنيد; و در معرفى اسلام جديتبه خرج دهيد، و تصميم به تشكيل حكومت اسلامى بگيريد; در اين راه پيشقدم شويد، و دستبه دست مردم مبارز و آزاديخواه بدهيد; حكومت اسلامى قطعا برقرار خواهد شد. به خودتان اعتماد داشته باشيد. شما كه اين قدرت و جرئت را داريد كه براى آزادى و استقلال ملت مبارزه مىكنيد، شما كه توانستهايد مردم را بيدار و به مبارزه وادار كنيد و دستگاه استعمار و استبداد را به لرزه درآوريد، روز به روز بيشتر تجربه مىآموزيد و تدبير و ياقتشما در كارهاى اجتماعى بيشتر مىشود... از بس اجانب و عمالشان به گوش ما خواندهاند كه آقا برو سراغ مدرسه و درس و تحصيل، به اين كارها چكار داريد. اين كارها از شما برنمىآيد. ما هم باورمان آمده كه كارى از ما برنمىآيد! و اكنون من نمىتوانم اين تبليغات سوء را از گوش بعضى بيرون كنيم و به آنها بفهمانيم كه شما بايد رئيس بشر باشيد. شما هم مثل ديگرانيد. شما هم مىتوانيد مملكت را اداره كنيد. مگر ديگران چطور بودند كه شما نيستيد؟ ... شما اسلام را معرفى كنيد، برنامه حكومتى اسلام را به دنيا برسانيد..." (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 128- 127)
در خصوص اينكه شرايط زمامدار در زمان غيبت ولىعصر (عج) چگونه بايد باشد حضرت امام (س) مىفرمايند كه شرايطى كه براى زمامدارى ضرورى است مستقيما از طبيعت طرز حكومت اسلامى ناشى مىشود. بدين معنى كه پس از شرايط عمومى مانند عقل و مديريت، دو شرط اساسى ديگر نيز وجود دارد كه عبارتند از علم به قانون و عدالت داشتن.
سپس توضيح مىفرمايند چون حكومت اسلام حكومت قانون استبنابراين زمامدار بايد علم به قوانين داشته باشد نه فقط اين ضرورت براى زمامدار بلكه براى همه آحاد مملكت ضرورى است منتهى مراتب اينكه حاكم بايد افضليت علمى داشته و ضمنا عدالت داشته باشد و از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار باشد.
اگر زمامدار مطالب قانونى را نداند، لايق حكومت نيست: چون اگر تقليد كند، قدرت حكومتشكسته خواهد شد. حضرت امام (س) سپس استدلال بسيار جالب و متقنى ارائه مىدهند و آن اينكه از حضرت امام صادق (ع) منقول است كه: الملوك حكام على الناس و العلماء حكام على الملوك (پادشاهان حاكم بر مردماند و عالمان حاكم بر پادشاهانند) .
سلاطين اگر تابع اسلام باشند، بايد به تبعيت فقها درآيند و قوانين و احكام را از فقها بپرسند و اجرا كنند. در اينصورت حكام حقيقى همان فقها هستند، پس بايستى حاكميت رسما به فقها تعلق بگيرد، نه به كسانى كه به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعيت كنند. بنابراين نظريه شيعه در مورد طرز حكومت و اينكه چه كسانى بايد عهدهدار آن شوند در دوره رحلت پيغمبر اكرم (ص) تا زمان غيبت، واضح است. به موجب آن، امام بايد فاضل و عالم به احكام و قوانين و در اجراى آن عادل باشد. (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 39- 37)
ژان - پى ير ديگارد (jean - Pierre Digard) محقق و نويسنده مشهور فرانسوى در كتاب خود به نام "اسلام و دولت در جهان امروز "تحت عنوان شيعه و دولت در ايران مىنويسد: (2)
به نظر مىرسد افكار [امام] خمينى (س) در مورد حكومت كه مستقيما توسط روحانيون اداره بشود، يك فكر و نظر كاملا جديد در بين شيعه دوازده امامى و سابقه قبلى هم نداشته است. (ديگار; 1981)
وى در پاسخ به اين سوال كه حكومت اسلامى چيستبه كتاب كشفالاسرار حضرت امام (س) استناد جسته و مىنويسد: اولين اصل حكومت اسلامى از نظر امام خمينى (س) اين است كه خدا تنها قانونگذار است و هيچكس به جز خدا حق ندارد قانون وضع نمايد و بر مردم حكومت كند، بنابر همين استدلال قوانين معتبر هم فقط قوانين الهى مىباشند. (امام خمينى (س) ; 1979: 184)
ضرورت عقلى تشكيل حكومت اسلامى در كلام امام
حكومتهايى كه پس از حكومت اميرالمومنان على (ع) به نام اسلام و حكومت اسلامى بر مردم مسلط بودند، هيچكدام به طور حقيقى و اصالتا مشروعيت نداشتهاند و به نام اسلام چه جنايتها و خيانتها كه نكردند و كليه ائمه خدا را يا به شكنجهگاه فرستادند و يا شهيد نمودند. دل علماى راستين اسلام از دستحكام كشورهاى اسلامى خون بود و اين نشاندهنده اين واقعيت است كه در طى اين چهارده قرن، اين كفر و ظلم بوده كه در لباس اسلام بر مردم حكومت مىكرده است.
الف) در اين رابطه حضرت امام (س) در جمع طلاب و روحانيون حوزه علميه نجف در تاريخ 1/4/1350 به مناسبتبرگزارى جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى و در افشاى جنايات دودمان پهلوى و ضرورت به دستگيرى حكومت مىفرمايند: "... از اول تاريخ بشر تا حالا، دولتهاى جائر را مقابلشان انبياء ايستاده بودند. خداى تبارك و تعالى موسى را مىفرستد كه اين شاهنشاه (فرعون) را از بين ببر، ... از اولى كه بساط انبياء بوده است تا زمان رسول اكرم (ص)، تا بعدها زمان ائمه (ع)، مرتب مقابله كردند; توى حبس هم بودند مقابله كردند... شما يك قدرى به فكر باشيد، يك قدر توجه داشته باشيد; هى ننشينيد تكليف شرعى براى خودتان درست كنيد. كار تنبلها! تكليف شرعيم اين نيست، تكليف شرعى آنى است كه پيغمبر... شما قوهتان بيشتر از قواى سيدالشهداء است. قوايى نداشت در مقابل آن قوه; پا شد قيام كرد، مخالفت كرد، چه كرد، تا كشته شد. آن هم مىتوانست اگر تنبل بود، نعوذبالله، مىتوانستبگويد كه تكليف شرعى من نيست. از خدا مىخواستند آنها كه سيدالشهداء ساكتباشد و آنها به خرسوارى خودشان سوار باشند. از قيام او مىترسند او مسلم را فرستاد كه مردم را دعوت كند به بيعت، تا حكومت اسلامى تشكيل بدهد، اين حكومت فاسد را از بين ببرد..." (امام خمينى (س) ; 73: 253- 252)
ب) در جاى ديگرى حضرت امام (س) در تاريخ 18/6/60 در ديدار با جمعى از روحانيون، در خصوص هدف انبياء در قيام و وظايف آنان فرمودند: "... خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه انبياء را فرستاديم، بينات به آنها داديم، آيات به آنها داديم، ميزان برايشان فرستاديم، "ليقوم الناس بالقسط" غايت اين است كه مردم قيام به قسط بكنند عدالت اجتماعى در بين مردم باشد. ظلمها از بين برود، ستمگريها از بين برود و ضعفا به آنها رسيدگى بشود قيام به قسط بشود. دنبالش هم مىفرمايد و "انزلنا الحديد" تناسب اين چيست؟ تناسب اين است كه چنانچه شخصى يا گروهى بخواهند يك جامعه را تباه كنند، يك حكومتى را حكومت عدل است، تباه كند، با بينات با آنها بايد صحبت كرد، نشنيدند با موازين، موازين عقلى، نشنيدند با حديد..."
(امام خمينى (س) ; 73: 146)
ج) حضرت امام (س) در رد ادعاى برخى از آخوندهاى دربارى (3) كه در تفسير غلط اطاعت از اولىالامر، به دعاگويى سلاطين جور و ستم مشغولند و پرداختن به امور سياسى را در خور خود نمىدانند و يا از خود سلب مسوليت مىنمايند در جمع طلاب و روحانيون و جمعى از مردم در تاريخ 29/11/56 و در رابطه با چهلم شهداى فاجعه نوزدهم ديماه قم مىفرمايند:
"... حالا چند سال است كه تبليغ كردند به طوريكه ما، خود آخوندها هم باور كردهايم. خود آخوندها هم باور كردهاند: ما را چه به سياست. اين "ما را چه به سياست" معنايش اينست كه اسلام را اصلا كنار بگذاريم. اسلام كنار گذاشته بشود; اسلام در اين حجرههاى ما، در آنجا دفن بشود... آنها از خدا مىخواهند كه اسلام از سياست جدا باشد; دين از سياست جدا باشد. اين يك چيزى است كه از اول سياسيونانداختند توى دست و دهان مردم به طوريكه الان ما هم كه اينجا هستيم باورمان آمده است كه آقا چكار داريم به سياست، سياست را بگذار براى اهلش. ما مسائل دين مىگوييم... رسول اكرم (ص) كه تاريخش را خوب مىدانيد. ديگر، كه تنهايى مبعوث شد، سيزده سال نقشه كشيد و ده سال جنگ كرد، نگفت كه ما را چه به سياست. اداره كرد ممالكى را، مملكتى را، نگفت ما چكار داريم به اين حرفها. آن هم حكومتحضرت امير است كه همهتان مىدانيد. و آن وضع حكومتش و آن وضع سياستش و آن وضع جنگهايش. نگفت كه ما بنشينيم توى خانهمان دعا بخوانيم و زيارت بكنيم و چكار داريم به اين حرفها، به ما چه..." (امام خمينى (س) ; 1373، 355- 354)
د) گروهى، كه متاسفانه در ميان ايشان علما و روحانيون هم وجود دارند، به موجب تفسير غلط اصل انتظار معتقدند بودند كه در برابر ظلم و مفاسد و تعطيل احكام اسلام تكليفى بر عهده كسى نيست و بايد منتظر بود تا ظلم و جور و فساد به نهايتبرسد و آنگاه حضرت صاحب (عج) ظهور نمايند و جهان را پر از عدل و داد سازند. اين گروه كه معروف به "انجمن حجتيه" هستند به دليل فساد اصول تشكيلاتى و غير قابل دفاع بودن آن، ناگزير از فعاليتهاى علنى دست كشيدند. اين گروه از طرفداران جدى عدم دخالت در امور سياسى بودند كه با اخطار جدى كه حضرت امام در روز عيد سعيد فطر 21/4/62 به آنان دادند كه: "... يك دسته ديگر هم كه تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براى چى مىآيد؟ حضرت صاحب مىآيد معصيت را بردارد، معصيت كنيم كه او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته بنديها را برداريد. در اين موجى كه الان اين ملت را به پيش مىبرد در اين موج خودتان را وارد كنيد و برخلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست." فعاليت و تشكيلات خود را تعطيل كردند. (ع. باقى، 1362: 5)
ه) از جمله دلايل عقلى كه حضرت امام (س) بر لزوم تشكيل حكومت ارائه مىفرمايند اين است كه سنت و رويه پيامبر اكرم (ص) چنين حكم مىكند زيرا: اولا خود تشكيل حكومت دادند و به اجراى قوانين و برقرارى نظامات اسلام پرداخته، قاضى نصب نمودند، معاهده و پيمان مىبستند، جنگ را فرماندهى مىكردند خلاصه احكام حكومتى را به جريان مىانداختند. ثانيا: براى بعد از خود نيز به دستور خداوند حاكم تعيين كردند و اين بدين معناست كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم (ص) نيز لازم است. (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 18)
و) از ديگر موارد لزوم تشكيل حكومت، ضرورت استقرار اجراى احكام، حضرت امام (س) مىفرمايند چون ضرورت اجراى احكام، كه تشكيل حكومت رسول اكرم را لازم آورده منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست، و پس از رحلت رسول اكرم (ص) نيز ادامه دارد، طبق آيات شريفه:
1- هذا بلاغ للناس و لينذروا به (ابراهيم: 52) اين (قرآن عظيم) حجتبالغ براى جميع مردم است تا خلايق از آن پند گرفته و خدا ترس شوند.
2- قل يا ايها الناس انما انا لكم نذير مبين (حج: 49)اى رسول ما بگو كهاى مردم من براى شما رسول ترساننده آشكارى بيش نيستم.
3- و ما علمناه الشعر و ما ينبغى له ان هو الاذكر و قرآن مبين (يس: 69) و نه ما او محمد (ص) را شعر آموختيم و نه شاعرى شايسته مقام اوستبلكه اين كتاب ذكر (الهى) و قرآن روشن (خدا) است.
احكام اسلام محدود به زمان و مكانى نيست و تا ابد باقى و لازم الاجرا است.
حضرت امام (س) دلايل ديگرى هم نيز مانند: لزوم وجود موسسات و نهاد اجرايى (رويه اميرالمومنين على بن ابىطالب (ع» ماهيت و كيفيت قوانين اسلام (احكام مالى، احكام دفاع مالى، احكام حقوق و احكام جزايى) (لزوم انقلاب سياسى) لزوم وحدت اسلامى لزوم نجات مردم مظلوم و محروم را نيز ذكر و توضيح درباره آنها مىدهند. (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 28- 17)
نتيجهگيرى
به نقل از ناشر محترم كتاب بسيار ارزشمند عالمانه و مستدل "ولايت فقيه" حضرت امام خمينى (س) فقها در موضوع "ولايت فقيه" بعنوان يك بحث منظم و جامع و مستقل آثار چندان زيادى از خود به جاى نگذاشتند و دليل آنرا بايستى در شرايط سياسى و اجتماعى حاكم بر تاريخ گذشته ممالك اسلامى، تسلط حكومتهاى ظالمانه و استبدادى و ضعف عدم سلطه فقها براى طرح اين موضوع جستجو نمود. البته صرفنظر از اختلاف آراء و نظرات شيعه در حدود اختيارات و شئون ولايت فقيه در زمان غيبت، عموم فقها در اثبات نوعى ولايتبراى فقيه جامع الشرايط اجمالا اتفاق نظر دارند.
البته نظر امام در اين مورد كمى متفاوت است ايشان مىفرمايند:
"... چون درگذشته براى تشكيل حكومت و برانداختن تسلط حكام خائن و فاسد به طور دسته جمعى و بالاتفاق قيام نكرديم، و بعضى سستى به خرج دادند و حتى از بحث و تبليغ نظريات و نظامات اسلامى مضايقه نمودند، بلكه بعكس، به دعاگويى حكام ستمكار پرداختند! اين اوضاع به وجود آمد." (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 32)
حضرت امام (س) سپس مسبب تمام بلاياى سياسى، اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى مانند:
1- كم شدن نفوذ و حاكميت اسلام در جامعه.
2- تجزيه و ناتوانى ملت مسلمان.
3- بلااجرا ماندن احكام اسلام.
4- تغيير و تبديل به وجود آمدن در احكام اسلام.
5- نفوذ و سلطه استعمارگران در جوامع مسلمان.
6- غربزدگى مردم مسلمان به دليل سلطه فرهنگى بيگانگان.
را ناشى از عدم وجود حكومت اسلامى مىدانند و اينكه ما قيم و رئيس و تشكيلات رهبرى نداشتيم. اصولا يكى از پايههاى رهبرى امام در جريان انقلاب اسلامى ايران اجراى تز تلفيق دين و سياست و خط بطلان كشيدن بر "علمانيت" يا اسلام منهاى سياستبود و در سخنرانيهاى متعدد بر اين موضوع تاكيد فرمودند كه ما فردى بالاتر از خود انبياء نداريم اين افراد از خودشان گذشتند و حكومت تشكيل دادند.
حضرت امام (س) در سراسر كتاب ولايت فقيه، با طرح سوالات بسيار روشن و پاسخهاى بسيار متقن فقهى، صريح و قانع كنندهانديشه اعتقاد به رهبرى ولى فقيه و ضرورت تشكيل دولت و حكومت اسلامى را مورد تاكيد و تاييد قرار مىدهند و اصول مبنايى زير را يادآور مىشوند:
1- تفكر جدايى دين از سياست را شديدا نفى مىنمايند.
2- نجات مردم مظلوم و محروم را تكليف الهى كليه مسلمين و به خصوص علما نام مىبرد.
3- ضرورت يك انقلاب سياسى بنابر حكم عقل و شرع را جايز مىشمارند.
4- اعتقاد به اصل "ولايت فقيه" را بعنوان اساس و پايه تمام وظايف ذكر مىنمايند.
5- دو شرط اساسى "علم به قانون" و "عدالت" را بعنوان شرايط ويژه خداوند براى حاكميت فقيه قيد مىنمايند.
6- بنابر نص صريح قرآن برقرارى حكومت اسلامى و رهبرى دينى را يك امر حتمى و غير قابل اجتناب مىدانند.
مباحث كتاب "ولايت فقيه" پاسخگوى اسلامى و رهبرى در طى سيزده جلسه سخنرانى در فاصله مورخه 1/11/1348 تا 20/11/1348 و در ايام اقامت آن حضرت در نجف اشرف ايراد گرديد و بعدها به صورت يك كتاب منسجم و منظم درآمد. در آن سالها در تمام كشورهاى اسلامى خفقان سياسى و سلطه بيگانگان و حكومتهاى استبدادى حاكميت داشت، لذا براى رسيدن به جامعه آرمانى و استقرار حكومت اسلامى حضرت امام (س) برنامه مبارزه و نحوه اجرايى آنرا توضيح مىدهند وانديشههاى عالمانه خود را به صورت كاربردى و عملى اعلام مىنمايند:
1- بايد از قيام سيدالشهداء درس بگيريم و خود را فداى اسلام نماييم.
2- براى تشكيل حكومتبايد دست از سستى و ناتوانى برداريم و باور كنيم كه ما هم قادريم حكومت اسلامى را اداره نماييم.
3- اولين فعاليت ما در اين راه بايستى از طريق تبليغات صورت پذيرد تبليغات و تعليمات دو فعاليت مهم و اساسى ماست.
4- در راه رسيدن به هدف اصلى كه همان تشكيل حكومت اسلامى استبايد جديت نمود و در اين راه ايستادگى و استقامت كرد.
5- آثار فكرى و اخلاقى استعمار در رواج تفكر جدايى دين از سياست را از جامعه بزداييم و با تعليمات صحيح اسلام راستين و واقعى را ترويج نماييم.
6- حوزههاى روحانيت محل تدريس وتعليم و تبليغ و رهبرى مسلمانان است، اين حوزهها كه جاى فقهاى عادل و فضلا و مدرسين و طلاب استبايد از آخوندهاى دربارى تصفيه گردد.
7- بايد افكار مقدسنماها را اصلاح نماييم و تكليف خود را با آنها روشن سازيم زيرا اينها مانع اصلاحات و نهضت ما مىباشند.
8- در نهايتبايد همه تلاش و مجاهدت نماييم كه حكومتهاى جائر را براندازيم و سپس موسسات قضائى، مالى اقتصادى، فرهنگى و سياسى جديدى براساس اسلام پايهگذارى نماييم.
در خاتمه بايد متذكر گرديد كه حضرت امام (س) نه تنها احياء كنندهانديشه اعتقاد به حكومت اسلامى و رهبرى دينى براى جامعه مسلمان ايران بلكه براى همه ملتهاى مسلمان بودند. در وصيتنامه سياسى - الهى حضرت ايشان نه تنها به تمام اقشار و آحاد ملت مسلمان ايران تذكرات و نصايحى را مىخوانيم بلكه به ملتهاى مسلمان جهان نيز توصيههايى نمودند و از جمله اينكه:
"... به ملتهاى اسلامى توصيه مىكنم كه از حكومت جمهورى اسلامى و از ملت مجاهد ايران الگو بگيرند و حكومتهاى جائر خود را در صورتيكه به خواست ملتها كه خواست ملت ايران استسر فرود نياورد با تمام قدرت به جاى خود بنشانيد كه مايه بدبختى مسلمانان، حكومتهاى وابسته به شرق و غرب مىباشند و اكيدا توصيه مىكنم كه به بوقهاى تبليغاتى مخالفان اسلام و جمهورى اسلامى گوش فرا ندهيد كه همه كوشش دارند كه اسلام را از صحنه بيرون كنند كه منافع ابرقدرتها تامين شود..." (امام خمينى (س) ; زمستان 73: 102)
و يا در جاى ديگر مىفرمايند:
"... با كمال جد و عجز از ملتها مىخواهم كه از ائمه اطهار و فرهنگ سياسى، اجتماعى اقتصادى، نظامى اين بزرگ راهنمايان عالم بشريتبه طور شايسته و به جان و دل و جانفشانى و نثار عزيزان پيروى كنند. از جمله [دست] از فقه سنتى كه بيانگر مكتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتها است چه احكام اوليه و چه ثانويه كه هر دو مكتب فقه اسلامى است، ذرهاى منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمى انحرافى مقدمه سقوط مذهب و احكام اسلامى و حكومت عدل الهى است..." (همان منبع; 103)
دادن جرات و جسارت و بيدارگرى مسلمانان از خواب غفلت و ذلت و اشاعه اين باور و حقيقت كه آنها هم مىتوانند در سايه تعاليم اسلام حكومت تشكيل داده و اداره امور مملكت و ملتخودشان را به دست گيرند از جمله اهداف و نيتهايى بود كه حضرت امام (س) در پايان عمر پربركت و پرخير خودشان در وصيتنامه سياسى - الهى به خوبى منعكس نمودهاند از آنجمله:
"... شمااى مستضعفان جهان واى كشورهاى اسلامى و مسلمان جهان به پا خيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوى تبليغاتى ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسيد و حكام جنايتكار كه دسترنجشما را به دشمنان شما و اسلام عزيز تسليم مىكنند از كشور خود برانيد و خود و طبقات خدمتگزار متعهد زمام امور را به دست گيرند و همه در زير پرچم پر افتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد..." (همان منبع; 104) .
و باز در جاى ديگر خطاب به علماء اعلام كشورهاى اسلامى مىفرمايند:
"... علماء اعلام و خطباء محترم كشورهاى اسلامى دولتها را دعوت كنند كه از وابستگى به قدرتهاى بزرگ خارجى خود را رها كنند و با ملتخود تفاهم كنند در اين صورت پيروزى را در آغوش خواهند كشيد و نيز ملتها را دعوت به وحدت كنند و از نژاد پرستى كه مخالف دستور اسلام استبپرهيزند و با برادران ايمانى خود در هر كشورى و با هر نژادى كه هستند دستبرادرى دهند كه اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده و اگر اين برادرى ايمانى با همت دولتها و ملتها و با تاييد خداوند متعال روزى تحقق يابد، خواهيد ديد كه بزرگترين قدرت جهان را مسلمين تشكيل مىدهند. به اميد روزى كه با خواست پروردگار عالم اين برادرى و برابرى حاصل شود."
ابعاد شخصيتحضرت امام خمينى (قدس سره)
آية الله جعفر سبحانى
هاضمهى زمان، حواث تلخ و شيرين و رويدادهاى بزرگ و كوچك را در خود هضم كرده و به تحليل مىبرد، و رويداد هر چند عظيم و شورآفرين و غوغابرانگيز باشد، تا مدتى مىتواند در هاضمهى جهان باقى بماند وافكار را متوجه خود سازد. اما گذشتشب و روز، ورق خوردن صفحات ايام، رفته رفته حادثه را كم رنگتر مىسازد و از فروغ آن مىكاهد و به تدريجبه صورت مركبى بر صفحات تاريخ درمىآيد و احيانا در تاريخ هم نمىتوان براى آن جاى روشنى پيدا كرد.
در اين ميان، برخى از حوادث، از اين سنت كاملا مستثنى مىباشند و هرگز هاضمهى جهان، هر چند هم قوى و نيرومند باشد، قادر به هضم و حل آنها نيست. تو گويى حادثه، بسان برليان در معدهى جهان است كه هرگز قادر به تبديل آن به عنصر ديگر نمىباشد و حرارت و داغى دستگاه گوارش روى آن اثر نمىگذارد و از اين جهت هيچ گاه منسى و فراموش نمىشود و گذشت زمان آن را فرسوده ننموده و از طراوت آن نمىكاهد.
اين نوع از حوادث استثنايى به خاطر ويژگى خاص خود، از ثبات و استوارى برخوردارند. اين ويژگى عبارت است از پيوند رويداد به دين و آيين يك ملت از يك طرف و پيوند دين با فطرت انسان از طرف ديگر و نتيجهى اين دو جهت، ثابت ماندن حادثه در قلوب و نفوس ملتها است.
آفرينش انسان با دين و گرايش به ماورا طبيعت عجين و آميخته است و هرگز از او جدا نمىشود و تا انسان انسان است، پيوسته طبيعت او با چنين كشش و تمايلات همراه مىباشد و طبعا حادثهاى كه پيوند مستقيم با تمايلات درونى و ابدى انسان دارد هرگز به دست فراموشى سپرده نمىشود، و اين اصل يك اصل كلى است كه شرق و غرب نمىشناسد.
روى اين اصل هرگز جامعهى اسلامى و تاريخ بشريتشخصيت ممتاز و كم نظير حضرت امام خمينىقدس سره را كه با افكار و انديشههاى بلند و سعى و تلاشهاى صادقانهى خود مسير تاريخ را دگرگون كرده فراموش نخواهد كرد.
شخصيتى كه توانست در پرتو اعتماد به لطف الهى و ايمان به هدف، نظام كهن دو هزار و پانصد ساله را به زبالهدان تاريخ بريزد و به جامعهى اسلامى هويت تازهاى بخشد و گرد خود فراموشى را از چهرهى آنان بزدايد و آنان را با شخصيت واقعى خود آشنا سازد.
اين شخصيت و اين رويداد به خاطر پيوندى كه با دين و ايمان مردم دارد، ثابت و پابرجا خواهد بود و گرد نسيان بر روى آن نخواهد نشست.
شخصيتحضرت امام، بنيانگذار انقلاب اسلامى و بيدار كنندهى جامعهى مستضعفان و محرومان، ابعاد مختلف و گوناگونى دارد كه هرگز نمىتوان حق همهى آنها را در اين مقاله ادا نمود. او به طور خلاصه، انسان كاملى بود كه علم و عمل را به هم آميخته و عرفان و اخلاق را در خود مجسم نموده و با فقاهت و اجتهاد واقع بينانه، بيانگر احكام و سياست و حقوق اسلامى بوده است.
او نه تنها در مراحل علمى پيشتاز اين مسير بوده، بلكه در مراحل اجتماعى و سياسى يك فرد آگاه از وضع زمان و آشنا به درد و درمان بود و نهيب او بر مستكبران و سلطهجويان، تازيانهاى بود كه پشت آنان را مىلرزاند و نقشههاى آنان را بر باد مىداد.
مقام عرفانى و فلسفى، فقاهت و اجتهاد، ذوق ادبى و آشنايى او به لطايف كلام، آگاهى او از سياستهاى جهانى و اخلاق آموزنده و سازندهى او، مناجاتهاى تكان دهندهى نيمه شب وى همه و همه پرتوى از ابعاد گستردهى شخصيت او مىباشند، ولى آن چه مىتوان در اينباره گفت، اين است كه او داراى دو خصيصهى گرانقدر بود كه همهى آثار و تجليات را به دنبال داشت:
1- ايمان به مبدا و معاد، ايمان اصيل و نيرومند، تو گويى پردهها از جلوى ديدگانش كنار رفته و ماوراى طبيعت را به راى العين ديده است.
2- عشق به هدف و آرمانهاى اسلامى و ايثارگرى همه جانبه در راه آن.
اين دو عنصر از صفات بارز و عناصر چشمگير شخصيت او به شمار مىرود. روى اين اساس به برخى از ابعاد شخصيت وى اشاره مىنماييم.
1- آگاهى از وضع جهان:
امام صادق عليه السلام در حديث كوتاهى چنين مىفرمايد: «العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس» ; انسان آگاه از اوضاع و شرايط زمان هرگز غافلگير حوادث غير مترقب نمىشود.
در اين حديث، يكى از شرايط رهبرى بيان شده است رهبر بايد با ديد نافذ از حوادث تلخ و ناگوارى كه در كمين امت او است از قبل آگاه باشد و براى آن چاره انديشد.
يكى از ابعاد شخصيتحضرت امام، آگاهى او از وضع جهان و شرايط زمان بود و حركتهاى سياسى و الحادى را كه در جهان بر ضد اسلام در حال شكل گرفتن بود، به خوبى مىشناخت و همه را مد نظر داشت و اگر از دوران جوانى، داراى چنين خصيصهاى نبود، هرگز در دوران پيرى و فرتوتى كه زمام امور را به دست گرفت نمىتوانست انقلاب اسلامى را با چنين صلابت و استوارى، متجاوز از ده سال رهبرى كند و دشمنان را به تعجب و شگفتى وادارد.
او به خاطر چنين خصيصهاى، از دوران جوانى، رجال كشور را مىشناخت، رجال خائن و صالح و تا آن جا كه امكانات زمان اجازه مىداد، از طرق مختلف مسايل سياسى را تعقيب مىكرد.
در دوران پراختناق حكومت «رضاخان» كه از سال 1304 شمسى آغاز شد و در شهريور 1320 به پايان رسيد، تمام وسايل در اختيار دولتبود و كمتر كتابى حتى دور از سياستبه چاپ مىرسيد، ولى پس از شهريور20 و ورود متفقين به ايران و شعلهورشدن آتش جنگ جهانى، زنجيرها از قلم و بيان برداشته شد و حضرت امام از اين فرصت استفاده كرد و ضمن رد رسالهى «اسرار هزار ساله» به بيان حقايق پرداخت و پردهها را بالا زد. قلم شيوا و بيان لطيف و در عين حال شور انگيز كتاب
قلم شيوا و بيان لطيف و در عين حال شور انگيز كتاب «كشف اسرار» توانست روح تازهاى در قلوب مسلمانان ايران بدمد. او تحت عنوان «چرا رضاخان با علما بد بود؟» ماهيتحكومت رضاخانى را تشريح و مقام گرانقدر روحانيت را براى مردم روشن كرد.
«كشف اسرار» توانست روح تازهاى در قلوب مسلمانان ايران بدمد. او تحت عنوان «چرا رضاخان با علما بد بود؟» ماهيتحكومت رضاخانى را تشريح و مقام گرانقدر روحانيت را براى مردم روشن كرد. اين كتاب كه در سال 1323 به چاپ رسيد، شورعظيم و موج بزرگى در ايران پديد آورد. كتاب «كشف اسرار» نه تنها يك كتاب عقيدتى و فكرى است، بلكه يك كتاب كاملا سياسى نيز مىباشد. با آن كه حضرت امام به خاطر دورى از تظاهر آن را بدون ذكر نام مؤلف چاپ كرد و مايل نبود كه مؤلف آن شناخته شود ولى به حكم اين كه «ماكان لله ينمو» هر عملى كه خالصانه براى خدا باشد بيشتر رشد مىكند، نشر كتاب بدون نام مؤلف، سبب اشتهار بيشتر نويسنده شد و در هر حال هر كس آن كتاب را بخواند اذعان مىكند كه اين حضرت امام از همان دوران ديرينه، داراى افكار بلند سياسى بوده و پيوسته مىخواسته نظام اسلامى را جايگزين نظامهاى فاسد كند.
متفقين در سالهاى 1324- 1325 ايران را ترك گفتند و بار ديگر استعمار مصلحت ديد كه فرزند رضاخان بر سر كار باشد و برنامهى پدر را با رياكارى خاصى تعقيب كند و به مرور زمان، استبداد را بار ديگر به ايران باز گردانيد و هر چه پيش مىرفتبر قدرت نظام افزوده مىشد. ولى امام را در اين فترت يعنى از سالهاى 25 تا 40 كاملا ساكت و آرام مىبينيم كه تنها به تدريس فقه و اصول و اخلاق و فلسفه مىپرداخت و كمتر در مسايل سياسى بحث مىكرد. چه شد آن قلم شورآفرين و تحرك بخش كه نمونهى بارز آن كتاب «كشف اسرار» بود و چرا از سالهاى 1325 تا 1340 از تحرك باز ايستاد و در مجراى علمى حركت كرد؟ در اين جا نكتهاى است كه كمتر به آن توجه مىشود و آن اين است كه:
مرحوم آية الله عظماى بروجردى در سال 1324 كه براى معالجه از بروجرد به تهران آمده بود، بنا به درخواست زعما و فضلاى قم، رحل اقامت در اين شهر افكند و پس از درگذشت آية الله عظماى اصفهانى در سال 1325، رشتهى زعامت را به دست گرفت و رسالت رهبرى را به دوش كشيد و حقا مردى بزرگ و كم نظير و فقيهى بىبديل بود.
امام كه خود يكى از دعوت كنندگان مرحوم آقاى بروجردى به قم بود، وقتى چنين مرجعى را پذيراى مسؤوليت ديد، احساس آرامش كرده، ديگر وظيفه نديد مسايل سياسى را مستقيما تعقيب كند و با خويشتندارى خاصى مهر سكوت بر لب زد و كمتر سخن مىگفت و اين خود از شهامتهاى روحى انسانهاى كامل است كه گاهى با داشتن افكار بلند و رهنمودهاى مؤثر، دم فرو مىبندند. از اين جهتحضرت امام احترام مرجع بزرگ را حفظ نموده و فقط درموارد لزوم و در ملاقاتهاى خصوصى مطالبى را ياد آور مىشد.
از اميرمؤمنان عليه السلام متجاوز از 12000 خطبه و نامه و كلمه به جاى مانده است و همهى اينها مربوط به دوران پس از رحلت پيامبر است، در حالى كه او در عصر رسالت نيز داراى چنين معلومات و آگاهى بود. اما در مقابل پيامبر كاملا ساكتبود و مهر خاموشى بر لب داشت و ما همين خصيصه را در حضرت امام در عصر مرجعيت مرحوم بروجردى لمس كرديم، ولى همان طور كه ياد آور شديم ايشان در عين حال مسالهى مهم «النصيحة لائمة المسلمين» را فراموش نمىكرد و در مواقع حساس يادآورىهاى لازم را انجام مىداد.
درگذشت مرحوم آية الله عظماى بروجردى يا نقطهى عطف در تاريخ حيات امام:
مرحوم آية الله عظماى بروجردى در فروردين ماه 1341 بدرود زندگى گفت و شاه كه مدتها انتظار مرگ ايشان را مىكشيد، تا برنامههاى خائنانهى خود را يكى پس از ديگرى به اجرا درآورد، فرصت را مناسب شمرد تا به تضعيف مرجعيت در ايران بپردازد و براى ارجاع مردم به خارج از ايران، تلگرام تسليتى براى مرحوم آية الله عظماى حكيم مخابره كرد. او گاهى در سخنان خود مىگفت: اكنون موانع برداشته شده و بايد برنامههاى اصلاحى اجرا شود و ديگر در ايران شخصيت مهمى كه مانع از اجراى برنامههاى ما باشد، به چشم نمىخورد.
چيزى نگذشت كه تصويب آييننامهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى پيش آمد كه در آن اهانتخاصى به كتاب مقدس آسمانى ما شد و پارهاى از قوانين رسمى آن زير پا گذارده شده بود.
طرح آييننامهى «انجمنهاى ايالتى و ولايتى» يك طرح آزمايشى بود تا هيات حاكمه از واكنش آن در محافل روحانى و پايهى علاقهى آنان به حفظ اصول اسلام آگاه شوند.
رؤوس طرح در روزنامههاى عصر پايتختيعنى كيهان و اطلاعات آن روز در نيمهى مهرماه 1341 چاپ شد. نگارنده كه يكى از خوشهچينان خرمن علمى حضرت امام به شمار مىرفت، در جلسات خصوصى شاهد انتقادهاى ايشان از دولت و سوءنيت آن سبتبه اسلام بود، از اين جهت فرصت را مغتنم شمرده يك شماره از روزنامهى كيهان آن روز را به حضور ايشان برد. ايشان نماز مغرب را به جا آورده بود و مىخواست كه نماز عشاء را شروع كند، در آن لحظه خاطر شريف را از محتواى تصويب آيين نامهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى مستحضر ساخت ناراحتى شديدى در سيماى او احساس كرد. امام نماز عشاء را به جماعتبه جا آورد، سپس داماد خود مرحوم اشراقى را احضار و درخواست نمود كه به منزل آية الله حائرى برود و از ايشان درخواست نمايد كه مراجع وقت را به منزل خويش دعوت كنند تا دربارهى اين تصويبنامه به طور دسته جمعى بينديشند و تصميم بگيرند.
اجتماع با شكوه مراجع درآن شب در خانهى آية الله حائرى نشانهى وحدت و يگانگى بود و تلگرامهاى همگان حاكى از ثبات و مقاومت روحانيت، در برابر توطئههاى شاه به شمار مىرفت ولى در اين ميان تلگرام امام از صلابت و سازشناپذيرى خاصى حكايت مىكرد.
در اين نهضت، كه دو ماه به طول انجاميد، تگرامهاى امام ونامههاى او به اطراف، ملت را با شخصيت آگاه او آشنا ساخت و مردم به تدريج رهبر خود را شناختند.
انتشار خبر دستگيرى امام رستاخيزى در تهران به پا كرد كه در نتيجهى آن عدهاى از فرزندان اسلام به وسيلهى دژخيمان شاه به شهادت رسيدند و روز پانزده خرداد براى هميشه روز عزا اعلام شد.
جريان انجمنهاى ايالتى و ولايتى به پايان رسيد و دولت وقتبا رياكارى خاصى، تصويب نامه را پس گرفت ولى با نيرنگ ديگرى پس از چند ماه تحت عنوان لوايح شش گانه راه خود را تعقيب كرد كه در آن حق و باطل را به هم آميخته بود.
در چنين شرايطى صلابت امام و استوارى و استقامت او بيش از پيش آشكار شد و با تحريم رفراندوم و مقاومت در برابر فشار دستگاه و اعلام عزاى ملى، ضربهى محكمى بر حيثيت هيات حاكمه وارد آورد. در اين اوضاع و شرايط امام در پانزده خرداد 1342 دستگير شد و انتشار خبر دستگيرى امام رستاخيزى در تهران به پا كرد كه در نتيجهى آن عدهاى از فرزندان اسلام به وسيلهى دژخيمان شاه به شهادت رسيدند و روز پانزده خرداد براى هميشه روز عزا اعلام شد.
امام پس از هشت ماه، سرانجام بر اثر فشارهاى داخلى و خارجى آزاد شد و به قم بازگشت.
چيزى نگذشته بود كه مصونيت مستشاران امريكايى (كاپيتولاسيون) در آبان ماه 1343 پيش آمد و مجلس شوراى آن روز ذلت اسلام و مسلمين را با تصويب آن امضا كرد.
امام با سخنرانى گرم و شورانگيز و هيجان آفرين و با پرخاشگرى خاص خود انقلاب نوينى را به پا كرد كه منجر به دستگيرى و تبعيد ايشان به تركيه گشت.
هيات حاكمه از تبعيد امام به تركيه طرفى نسبت و سرانجام پس از سنجشها و محاسبات فراوان تصميم گرفت كه در سال 1346 امام را از تركيه، به نجف اشرف تبعيد كند تا در آن محيط علمى محصور گردد و سخنان او كمتر شنيده شود. ولى اين رهبر آگاه در اقامت چهارده سالهى خود در نجف، تمام حركتها را در ايران زير نظر داشت و به هستههاى مقاومت كمك مىنمود و از طريق نامه و سخنرانى و ارسال پيامها بر شور مردم و هيجان آنان مىافزود.
سرانجام دستگاه بر اثر بىخردى با نشر مقالهاى در اطلاعات بر ضد امام، گور خود را به دستخود كند. اين بار، يك نهضت گستردهى همهجانبه به وجود آمد كه ديگر دستگاه نتوانست آن را مهار كند و اين انقلاب از دى ماه 1356 تا 22 بهمن 1357 ادامه يافت.
اعتصابهاى دسته جمعى روحانيون، حوزههاى علميه، دانشگاهها، مراكز صنعتى، و ادارى و سرانجام نيروهاى انتظامى سبب شد كه رژيم 2500 ساله در 22 بهمن 57 فروريخته و به تاريخ سپرده شود.
امام از 22 بهمن به عنوان يك مرجع و رهبر سياسى و دينى مطلق شناخته شده و با درايت و ژرف بينى خاصى بسيارى از توطئهها را خنثى نمود و توانست درخت اسلام را در سرزمين ايران آبيارى نموده و پس از ده سال رهبرى، نظام با شكوه اسلامى را به امتى كه تربيت كرده بود تحويل دهد.
2- بعد فلسفى و عرفانى:
آگاهى از بعد فلسفى و عرفانى او در گرو اين است كه سير رشد علمى امام را از دوران جوانى تا دوران مرجعيتبه صورت فشرده بازگو كنيم:
امام در يك بيت علمى در بيستم جمادى الثانى 1320 چشم به دنيا گشود، ولى در همان دوران كودكى پدر را از دست داد و در تكفل برادر ارجمندش جناب آية الله پسنديده درآمد و در آغوش گرم او بزرگ شد. از همان دوران كودكى و نوجوانى، بينش نافذ و پيشانى بلند و نگاههاى حساس او از نبوغ و استعداد خاص وى حاكى بود. وى ادبيات فارسى و عربى را تا معانى و بيان و بديع در همان زادگاهش تحصيل كرد و سپس براى تحصيلات بالاتر در سال 1329 به شهرستان «اراك» مهاجرت نمود. شهرستان اراك در آن روز شاهد تاسيس حوزهى جديدى بود كه به وسيلهى بزرگ مرد الهى آية الله عظماى حائرىقدس سره پىريزى شده بود. وى در سال 1332 اين حوزه را تاسيس نموده و تا 1340 آن را اداره كرد و فضلا را از اقطار و اكناف در آنجا گرد آورد.
حضرت امام پس از انتقال مرحوم حائرى به شهرستان قم و تصميم بر تاسيس حوزهى جديد در اين حرم اهل بيت، بلافاصله از شهرستان اراك به قم مهاجرت نمود و سطوح عالى را از محضر اساتيد بزرگ، از جمله مرحوم آية الله حاج سيد محمد تقى خوانسارى (متوفاى 1371 ه.ق) فرا گرفت. پس از چهار سال اقامت در قم شايستگى آن را پيدا كرد كه از سال 1344 به درس آية الله حائرى راه يابد و تا سال 1355 از حوزهى فقهى و اصولى مرحوم حائرى بهرهمند شود. ايشان بخشى از درسهاى مهم استاد خود را به رشتهى تحرير درآورد تا آنجا كه آخرين نظريات فقهى و اصولى آية الله حائرى را در كتابچهى خاصى به نام «فوائد» گرد آورى نمود.
تاسيس حوزه در قم سبب شد كه شخصيتهاى عظيم فلسفى و عرفانى براى بهره رسانى و بهرهگيرى از حرم اهل بيت در آن جا رحل اقامت افكنند و در اين ميان مىتوان از دو شخصيتبزرگ، مرحوم آية الله شاه آبادى و مرحوم آية الله رفيعى قزوينى نام برد.
حضرت امام پنجسال تمام، عرفان را نزد آية الله شاه آبادى تحصيل و فلسفه را از مرحوم آية الله رفيعى آموخت ولى در ميان اين دو نفر به مرحوم شاه آبادى عشق مىورزيد و مىگفت: من تا كنون انسانى به اين لطافت طبع نديدهام و مىافزود من در نخستين برخورد به ايشان پيشنهاد تدريس اسفار نمودم.
او با استاد خود چنان عارفانه و مؤدبانه رفتار مىكرد كه اگر روزى درس تا دو ساعت هم به طول مىانجاميد، اظهار خستگى نمىكرد و اگر استاد به خاطر عذر خاصى مثلا پنج دقيقه درس مىگفتباز هم اعتراض نمىنمود و اين خصيصه را استاد وى نيز به ديگران يادآور مىشد.
او در مسايل عرفانى و فلسفى، به حق استاد مسلم بود و برخلاف بسيارى از اساتيد فلسفه و عرفان كه فقط به تقرير و تبيين مسايل اكتفا مىكنند و چه بسا خود نيز به كنه مطلب نرسند، مسايل الهيات را به حق چشيده بود و آنچه را مىگفت از صميم دل بيان مىكرد و در برخى از مسايل به حد شهود رسيده بود.
او در عين علاقه به هر دو علم، كشش خاصى به عرفان نظرى و عملى داشت. اثر ممتاز او در اين فن نشانهى نبوغ او است. «مصباح الهدايه فىالولاية والخلافة» بحثى عرفانى در اسما و صفات مىباشد كه به حق از نادرههاى زمان است و كمتر عارفى مىتواند به عمق آن نوشتهها پى برد.
هيچگاه براى او كميتشاگرد مطرح نبود، او به كيفيتبيش از حد علاقه داشت از اين جهتبه مرحوم آية الله شهيد مطهرى بيش از حد ارج مىنهاد
3- بعد اخلاقى امام:
پس از درگذشت مرحوم آية الله عظماى حائرى، معظم له عصرهاى پنجشنبه و جمعه درسى را به عنوان درس اخلاق آغاز نمود كه خارى در چشم حاكمان روز بود. وى اين بحث را به عنوان درس اخلاق آغاز كرد و از نظر قانونى حكم ديگر دروس حوزه را داشت و چون در آن روز تمام اجتماعات ممنوع بود جز تدريس، از اين جهت نمىتوانستند جلوى آن را بگيرند.
امام در اين درس، نكات آموزندهى اخلاقى آميخته با مسايل عرفانى و سياسى بيان مىكرد و گاهى به خاطر مزاحمت دستگاه و جلوگيرى از تدريس، محل درس را از مدرسهى فيضيه به مدرسهى حاج ملاصادق منتقل مىنمود و در هر حال، در همان شرايط كتاب ارزندهاى را به نام «الاربعين» نوشت كه عصارهى درسهاى اخلاق او در روزهاى پنجشنبه و جمعه در سنوات پس از درگذشت آيتالله حائرى تا سال 1358 هجرى قمرى بود و خوشبختانه اين كتاب كه بر اثر هجوم وحشيانهى دستگاه به بيت امام ناپديد شده بود سالها بعد به دست آمده و به زيور طبع آراسته گرديده است. كسانى كه از اين درس و آن مجلس روحانى خاطراتى دارند، مىتوانند تاثير سخن امام را در دگرگونى قلوب و ارواح كاملا به يادآورند. يك نشست در آن درس اخلاق، آن چنان انسان را به دنيا و زخارف آن بىعلاقه مىكرد كه انسان فقط و فقط به معنويات ارج مىنهاد. درس اخلاق حضرت استاد، آن چنان دگرگونى عظيمى در طلاب و فضلاى آن زمان پديد آورده بود كه مسالهى سير و سلوك به تدريج در ميان فضلا براى خود جايى باز مىكرد و غالبا كوشش مىكردند كه گفتار و رفتار خود را با اخلاق اسلامى وفق دهند.
در تقيد امام نسبتبه مسايل اخلاقى همين بس كه اگر در مجلسى كسى سخنى را مىگفت كه از آن بوى تعريض به مسلمانى به مشام مىرسيد، با رنجش شديد امام روبهرو مىشد و امام از ادامهى سخن وى جلوگيرى مىكرد.
نمونهى گوياى ديگرى از تقيد او به اخلاق اسلامى اين كه ايشان در مدرس مدرسهى فيضيه براى جمعى فلسفه تدريس مىكرد. روزى يكى از مدرسين غير معروف قم كه از شرايط جايگاه درس آگاه نبود براى يك نفر كتاب شرح لمعه را تدريس مىكرد، وقتى امام وارد مدرس شد و ديد او مشغول تدريس است، بلافاصله بيرون آمد و به هيچ قيمتحاضر نشد كه آن روز در آن مركز درس بگويد و گفت ايشان قبل از ما شروع به درس كرده و حق سبقتبا او است. او سالها كه در برخى از مساجد درس مىگفت لدىالورود دو ركعت نماز تحيت مسجد را به جا مىآورد آن گاه تدريس را آغاز مىكرد و تا شايستگى افراد را براى درسى كه مىگفت احراز نمىكرد به او اجازهى شركت نمىداد.
هيچگاه براى او كميتشاگرد مطرح نبود، او به كيفيتبيش از حد علاقه داشت از اين جهتبه مرحوم آية الله شهيد مطهرى بيش از حد ارج مىنهاد و سخنان او را به خوبى گوش مىكرد و من خود قسمتى از نوشتههاى امام را ديدهام كه اعتراضات شهيد مطهرى را به صورت پرسش و پاسخ در كتاب خود آورده و به تحليل اشكال او پرداخته است.
4- بعد فقاهت و اجتهاد:
حضرت امام يازده سال تمام از درس خارج فقه و اصول مؤسس حوزه بهرهمند شد و پس از درگذشت او به تدريس سطوح عالى پرداخت و هيچگاه رشتهى بحث او دربارهى اين دو علم از هم نگسست. علاوه بر تدريس با جمعى از فضلاى بزرگ حوزه مانند مرحوم آية الله محقق داماد و آية الله حاج سيد احمد زنجانىقدس سره مباحثهى مشترك فقهى داشتند.
آن گاه كه مرحوم آية الله بروجردى در سال 1346 هجرى قمرى به قم آمدند يكى از شخصيتهايى كه به درس ايشان گرمى خاصى بخشيد، حضرت امام بود.
مرحوم بروجردى از نظر روش فقهى با مرحوم حائرى تفاوت آشكارى داشتند. مرحوم حائرى به بحث و تحقيق و ژرفنگرى بيش از تتبع مىپرداخت، در حالى كه مرحوم بروجردى به تتبع در تاريخ مساله و فتاواى فقهاى عامه و خاصه در نخستين قرون و كاوش در رجال سند بيش از امور ديگر، عنايت مىورزيد و از نظر عمق بحثها نيز در سطح بالاترى قرار داشت.
حضرت امام با شركت در درس مرحوم بروجردى به مزاياى درس ايشان پى برد و پيوسته فضلا را براى پىگيرى از روش ايشان دعوت مىنمود. معظم له در درس مرحوم بروجردى از سال 1364 ه..ق تا سال 1370 ه..ق شركت داشت و در نتيجه مزاياى روش هر دو استاد را به هم آميخت و خود صاحب سبك و روشى در فقه و اصول گرديد و از تركيب هر دو روش، يعنى عنايتبر تحليل و ژرفنگرى و بحثهاى عميق، به ضميمهى تتبع در تاريخ مساله و اقوال پيشينيان، بنياد نوينى را پىريزى كرد و از سال 1364 ه..ق به درخواست گروهى از فضلا، درس خارج اصولى را از مباحث «قطع» آغاز نمود و اين دوره درسال 1370ه..ق به پايان رسيد و مخلص نيز در عداد كوچكترين تلاميذ او در اين دوره و دورههاى بعد درآمد و رشتهى علاقهى او در بهرهگيرى از دروس امام تا روزى كه از قم به تركيه تبعيد شد، ادامه داشت. وى متجاوز از دو دورهى كامل، اصول را تدريس كرد و در هر دوره نظريات جديدى را در اصول عرضه مىنمود و درسهاى معظم له با آخرين نظريات خود در سه جلد به نام «تهذيب الاصول» منتشر شد و هم اكنون مورد استفادهى مدرسان خارج اصول است.
از نظر فقهى كتابهاى «زكات» و «طهارت» ، «مكاسب محرمه» ، «بيع و خيارات» و برخى از ابواب مخصوص را تدريس نموده و خوشبختانه قسمت اعظم آنها به قلم خود معظم له به نگارش درآمده كه از آنها مىتوان كتابهاى ياد شده در ذيل را نام برد:
1- «الطهارة» در دو جلد كه در قم چاپ شده است.
2- «المكاسب المحرمة» در دو جلد كه در قم طبع گرديده است.
3- «كتاب البيع و الخيارات» كه قسمتى را در قم و قسمت مهمترى را در نجف تدريس نموده و همهى اين مباحث منتشر شده است.
علاوه بر اين نگارش، تعليقه بر كتاب «وسيلة النجاة» مرحوم «سيد اصفهانى» ويا تعليق بر عروة الوثقى، تاليف مرحوم «سيد يزدى» تقريبا يك دورهى فقه را با دقت مطالعه فرموده و خلاصه نظريات هر دو را در اين دو تعليقه آورده است.
حضرت امام از نخستين دوران جوانى، با هر نوع رياكارى مخالفت مىورزيد ... و تا لحظهاى كه توان داشت، نماز شب او ترك نشد و در سختترين لحظات، حتى شبى كه از پاريس به تهران بازمىگشت، نماز شب را در هواپيما به جا آورد
او تعليقهى فقهى خود را بر «وسيلة النجاة» در سال 1365 ه.ق آغاز نموده و در سال 1372 به پايان رساند و در اين مدت كمتر به كارهاى غير فقهى مشغول بود و بيش از پيش به نگارش اين تعليقه مىپرداخت و تعليقه بر عروةالوثقى را منتزع از اين تعليقه مىدانست و اصولا در ميان كتابهاى فقهى كه اخيرا نگارش يافته «وسيله» ى مرحوم سيد را كتاب گرانقدرى مىشمرد.
وقتى هيات حاكمه ايشان را در سال 1343 هجرى شمسى به تركيه تبعيد كرد در آن جا تصميم گرفت كه به بازنويسى وسيله و افزودن مسايل مورد حاجتبر آن كتاب همت گمارد و پس از افزودن قريب به ثلثبر آن، آن را به نام «تحرير الوسيله» منتشر نمود. از اين جهت، اين كتاب كه قسمتى از آن در تبعيدگاه تركيه در شهر «بورسا» و قسمتى ديگر پس از ورود به نجف نگارش يافته يك دورهى متن فقهى است كه روشنگر استادى و ژرف نگرى او در فقاهت است.
فتاواى حضرت امام پس از انقلاب كه اخيرا به رشتهى تحرير درآمده و در آنها به توضيح مسايل مستحدثه همت گمارده شده است، اثر فقهى ارزشمندى است كه مىتواند از بعد فقهى او بيان خاصى داشته باشد.
او بر خلاف انديشههاى نارسا كه از مغز افراد خام و ناوارد به فقه، تراوش مىكند، به فقه سنتى و جواهرى علاقهى وافر داشت و اصولا روش ديگرى را صحيح نمىدانست.
حتى روزى به او پيشنهاد شد كه در كتابهاى درسى حوزه مانند «شفا» و «اسفار» دگرگويى ايجاد شود، او با اين دگرگونى مخالفت ورزيد و گفت آسان گرايى و تلخيص كتابهاى بزرگ، از ژرف بينى طلاب مىكاهد. اصالتها را حفظ كنيد و روشهاى جديد را تا آزمون صحيح روى آن انجام نگرفته به كار نبنديد.
5- بعد عبادى امام:
حضرت امام از نخستين دوران جوانى، با هر نوع رياكارى مخالفت مىورزيد و در عين حال كه در روز بسان ديگر طلاب و فضلا به تحصيل مىپرداخت و در مجالس انس شركت مىنمود و در غالب پنجشنبهها و جمعهها براى تفريح به خارج قم مىرفت و از چنين مجالس بهره مىگرفت، ولى در دل شب بسان پرهيزكاران وارسته به راز و نياز با معبود مىپرداخت و از همان دوران جوانى و از 27 سالگى تا لحظهاى كه توان داشت، نماز شب او ترك نشد و در سختترين لحظات، حتى شبى كه از پاريس به تهران بازمىگشت، نماز شب را در هواپيما به جا آورد. او در ميان ادعيه به «صحيفهى سجاديه» علاقهى خاصى داشت و معتقد بود كه در لابهلاى ادعيه، يك رشته مسايل عرفانى و فلسفى هست كه مرغ انديشهى هيچ فيلسوفى به آنها نرسيده است و در ميان مناجاتها به مناجات شعبانيه عشق مىورزيد و در ماه رمضان به خواندن ادعيه تقيد خاصى داشت. در سال 1347 هجرى قمرى بر دعاى سحر كه از امام باقر عليه السلام نقل شده استشرح زيبايى نوشته كه دلهاى عارفان و عاشقان به سير ملكوتى را تكان مىدهد. او در ميان زيارتها به «زيارت جامعه» بيش از همه علاقه داشت و در تمام حرمهاى ائمهى اهل بيتبه خواندن آن كاملا مقيد بود.
به هنگام نماز غرق در عزوجلال الهى بود و در اين راستا دو كتاب ارزشمند او بيانگر بحثهاى عرفانى و الهى اوست. اين دو كتاب يكى به نام «آداب الصلاة» و ديگرى به نام «اسرار الصلاة» است كه هر دو از كتابهاى نفيسى است كه كمتر مىتوان براى آنها نظيرى يافت، به ويژه كتاب «اسرار الصلاة» كه به حق كتاب «اسرار الصلاة» است در حالى كه ديگر كتابهايى كه به اين نام منتشر شده از نظر او «آداب الصلاة» به شمار مىروند نه «اسرار الصلاة» .
او در ميان فلاسفه، شيفتهى مكتب صدرالمتالهين و در ميان عرفا و محققان عرفان، به قاضى سعيد قمى علاقهى سرشارى داشت تا آن جا كه كتاب توحيد او را شخصا استنساخ نمود و افكار بلند او را بسيار مىستود، و در ميان ديگر كتابهاى قاضى سعيد قمى به كتاب «اربعين» او ارج مىنهاد.
در حالات خاصى كه فقط نزديكان او مىتوانستند شاهد آن باشند، گاهى با مطالعهى برخى از كتب عرفانى اشكهاى چشم او مرواريدوار، بر گونه هايش مىغلتيدند.
6- بعد ادبى و سبك نگارش:
وى از روز نخست، انسان با ذوقى بود كه با نگارش رابطهى خاصى داشت و از موهبتخط زيبا و نستعليق بهرهمند بود و خط او جزو خطوط درجهى يك به شمار مىرود و هم اكنون برخى از كتابهاى او كه در سالهاى 1346 و 1349 نگاشته است نزد اين جانب موجود است و حاكى از قدرت انگشتان او در آفرينش اثر هنرى است.
او از قريحهى شعرى خاصى برخوردار بود كه فقط اين ذوق را در خدمت اهل بيتبه كار مىبرد. «بهاريههاى او» در ميلاد امام زمان عليه السلام زينتبخش محافل ادبى و ولايى حوزهى علميهى قم در دوران مرحوم آية الله حائرى بود. وى ديوان ضخيمى به اندازهى ديوان حافظ داشت كه متاسفانه از خانهى ايشان به سرقت رفت و تا كنون اثرى از آن به دست نيامده است ولى در عين حال ارادتمندان او برخى از بهاريههاى وى را استنساخ كرده و قسمتى از آنها به وسيلهى فرزند عزيزش مرحوم حجة الاسلام آقاى سيد احمد خمينى رحمه الله گردآورى گرديده است.
او در نويسندگى از جملات كوتاه ولى كوبنده بهره مىگرفت و از كلمات زيبا و روح افزاى عارفان، آميخته با شيوهى پرخاشگرى موحدان بر مشركان و ملحدان، استفاده مىكرد و اعلاميههاى او از آغاز نهضت تا آخرين روزها بر اين نكته گواهى مىدهند.
او علم عروض و قوافى را در نزد مرحوم «حاج شيخ محمد رضا اصفهانى» مؤلف كتاب «نقد فلسفهى داروين» آموخت و از هيات قديم و جديد اطلاع داشت.
وى در سال 1347 هجرى قمرى در سن 27 سالگى با صبيهى مرحوم آية الله حاج ميرزا محمد ثقفى ازدواج نمود و در سايهى اين پيوند داراى دو فرزند ذكور و سه فرزند دختر گرديدند كه هر كدام براى خود مقامى و موفقيتى داشته و دارند و فرزند بزرگوار ايشان مرحوم آيةالله حاج آقا مصطفى از نظر كمالات علمى و معنوى نسخهى دوم پدر بود ولى متاسفانه دست اجل اين شاخه را از پيكر اين درخت طيبه برگرفت، و آثار علمى كه از او باقى مانده و چاپ شده است نشانهى نبوغ سرشار او مىباشد.
در اين جا شايسته است نكاتى را ياد آور شويم:
الف. آثار علمى و تاليفات گرانقدر:
از رهبر عالى قدر آثار علمى فراوانى باقى مانده است و همگى به خامهى شريفش به رشتهى تحرير درآمده، كه در زير يادآور مىشويم:
1- شرح دعاى سحر كه در سال 1347 ه.ق نگاشته است.
2- اربعين حديث كه تاليف آن در سال 1358 ه..ق پايان پذيرفته است.
3- كشف اسرار كه در ظرف دو ماه آن را تاليف نموده و در سال 1323 ه..ش منتشر شده است.
4- شرحى بر حديث «راس الجالوت» توضيح مناظرهى حضرت رضا عليه السلام با پيروان مذاهب مختلف.
5- آداب الصلوة.
6- اسرار الصلوة.
7- مصباح الهدايه فى الولاية والخلافه.
8- حاشيه بر «فصوص» تعاليقى كه بر حواشى كتاب نوشته، و بعد از آن استخراج و چاپ شده است.
9- حاشيهاى بر «مصباح الانس» .
10- شرح حديث «جنود عقل» كه به اتمام نرسيده است.
11- رسالهاى پيرامون قاعده «من ملك شيئاملك الاقراربه» .
12- رسالهاى در قاعدهى لاضرر.
13- رسالهاى در طلب و اراده، جبر و تفويض.
14- يك دوره اصول، خلاصهى بحثهاى خود براى فضلا.
15- رسالهاى در اجتهاد و تقليد كه جزو همان بحثهاى اصولى است.
16- رسالهاى در قواعد چهارگانه قاعدهى اصالة الصحة، قاعدهى فراغ، قاعدهى يد، و قرعه كه همگى جزو بحثهاى دورهى اصلى ايشان مىباشد.
17- تحرير الوسيله كه شرح آن گذشت.
18- رسالهاى در «ولايت فقيه» كه در نجف اشرف نوشته است.
19- «مكاسب محرمه» در دو جلد چاپ شده است.
20- كتاب «بيع و خيارات» كه در نجف اشرف تنظيم نموده و به زيور طبع آراسته شده است.
21- «الفوائد» كه در آن افكار و انديشههاى مخصوص استاد بزرگوارش مرحوم حائرى را ضبط كرده است.
22- تقرير درس مرحوم آيةالله بروجردى از ابتدا، تا اول بحث «حجيه ظن» .
23- ديوان شعر، متاسفانه اين ديوان مانند برخى ديگر از آثار علمى او مفقود است اميد است در سايهى تلاش علاقمندان به دست آيد.
24- «صحيفهى نور» كه مجموعهى سخنرانىها و آثار فكرى و اجتماعى اين شخصيتبزرگ در آن گرد آمده است.
ابعاد ناشناخته امام خمينى (س)
محمد جواد حجتى كرمانى
در اين گفتار، نگارنده، سر آن دارد از ناشناختگى پارهاى از ابعاد مردى سخن گويد كه دست تقدير الهى، او را كه عارفى وارسته و زاهدى از دنيا گسسته بود، در راس يك قدرت نوپا و نو جو و ستيزه گر و پرخاشجو و اصلاح گر و فريادگر قرار داد كه تمامى دنياى ظلم و استكبار را در سراسر جهان، به ناوردگاه خود فراخواند و يك تنه و يك جا، با شرق و غرب دست و پنجه نرم كرد. . . اين چهره همينكه به مبارزه جويى و يورشگرى شناخته شد، ابعاد عرفانى و معنوى و اخلاص و معنويت و زهد و تقويت و بىپيرايگى و وارستگى و از دنيا گسستگى و به حق پيوستگى و عشق و ايثار و عبادت و راز و نياز عاشقانه شبهاى تار اين مرد شگفت انگيز در سراسر جهان - و حتى در پارهاى موارد در زادگاه انقلاب اسلامى يعنى ايران نيز - از انظار مردم عادى پنهان گشت. . . بخصوص آنكه، پرچم حق و عدل و دادى كه او، پرچم دار آن بود، اشارت بدان داشت كه پرچمهاى ناحق و ظلم و بيداد، بايد فرو كشيده شود و اين، براى ستمگران و بيدادگران كه در سراسر جهان بر محرومان و مستضعفان، حكم مىراندند، بسى گران و ناگوار بود. و اينان، با تمام وجود، بر آن شدند و پاى بر آن فشردند كه چهره واقعى اين مرد را، دگرگونه و تحريف شده معرفى كنند. . . اين شد كه امروزه، بر اثر تبليغات مستكبران كه دشمن حق و جدا از حقيقتند، مردى كه جز حق و حقيقت نمىخواست و جز رهائى مظلومان و محرومان و مستضعفان، هيچ در سر نداشت، در چهره مردى معرفى شده كه سر از نظم جهانى در پيچيده و مقررات بين المللى را زير پا گذاشته و به نظامات مقبول جهانى پشت پا زده است. بگذريم از خودمان و تعدادى كشورهاى اسلامى و جهان سومى كه به علائق همبستگى دينى و مذهبى يا منطقهاى و يا اشتراك در ستمديدگى و استعمار زدگى و استضعاف دير پا و رسوب كرده، به اين شخصيت الهى - تاريخى، به ديده يك منجى و يك رهبر رها سازى و آزادى مىنگريم - كه تازه، اين ديد هم، به ابعاد شخصيت واقعى امام خمينى نزديك نشده است - . . . تا چه رسد به آنها كه اصلا توان ديدن واقعيت را از دست دادهاند و از اين رو با چشم دشمنانه بدو مىنگرند. بارى سخن از شخصيت مردى است كه نه تنها در ميان دشمنان، كه در ميان دوستان و مريدان و پيروان نيز ناشناخته و حتى "غريب" مانده است. و اين، كار آسانى نيست، بخصوص آنكه سخن از مدح و ثناى كسى كه مدح و ثناى او، در راستاى قدرت حاكم است، گاهى با تملق، اشتباه مىشود، چيزى كه روح اين نگارنده به سختى از آن بيزار است.
از خدا مىخواهيم كه اين سخن را براى خودش خالص كند و از هرگونه شائبه شرك و ريا و تملق بپيرايد . . . آمين براى شناخت ابعاد ناشناخته امام خمينى، بايد ابتدا از مقياسها و معيارهايى سخن گفت كه آنها نيز ناشناخته اند! تقوى، اخلاص، زهد، بىعلاقگى به دنيا، عبادت، سرشك شوق براى خدا در نيمه شب تار از ديدگان فرو ريختن، در جستجوى گمنامى و بىنام و نشانى بودن، مال فراهم نياوردن، خشتبر خشت ننهادن، خانه نو بنا نكردن، در جايگاهى محقر زيستن و بدان دلخوش بودن، از خوراكيها و آشاميدنيهاى رنگارنگ و گونه گونه دنيا كم بهره بودن، كم خوردن، لب و دم و دامن از شهوات شستن، خواستههاى دلفريب و هوس برانگيز را از ميان برچيدن و جز اينها و جز اينها. . . از ارزشهاى بىشمارى است كه در قاموس "دين" و " وحى "و "نبوت" و "رسالت" و در قلمرو معنويات و روحيات و در مقام شناخت انسان شناسانه و تربيتى مكاتب الهى و اديان آسمانى از آن آنها، سخن بسيار فراوان رفته است. . .
راستش آنست كه مردم دنيا، عموما - مگر آنها كه با روح و جان اين آموزشهاى ملكوتى والا آشنايند - در درك اين مفاهيم و ارزشها، همچون كودكان نابالغىاند كه تو بخواهى با آنها از جفت جوئى و همسر خواهى و كامجوئى سكرآور دختران و پسران بالغ و سالم و پر نشاط و پر احساس سخن گوئى! . . . كودك، از اين همه، جز الفاظى گنگ و نامفهوم هيچ نمىفهمد! حقيقت آن است كه درك و احساس دينى و معنوى و اخلاقى يك نوع " بلوغ" است و اگر كسى به اين "بلوغ" نرسيده باشد، با او سخن از اين مفاهيم گفتن، آب در هاون كوبيدن است. و اين است رمز ناشناخته ماندن ابعاد شخصيت مردان الهى به طور عموم و از جمله آنها امام خمينى، حتى در بين دوستان و مريدان و پيروانشان. . .
معمولا وقتى سخن از امام خمينى و ابعاد شخصيت او مىشود، آنچه در ابتدا به ذهنها مىآيد نمودهاى سياسى - اجتماعى و صلابت و قاطعيت و شكست ناپذيرى و بالاخره " اصول گرايى" آن فقيد يكتاست. و شما اگر به آنچه درباره امام - حتى در روزنامهها و مجلات و رسانههاى ديگر خودمان نيز - نوشته و گفته شده و مىشود، بنگريد، بيش از 95درصد را از اين مقوله مىيابيد. . . و فى المثل، هم اكنون در تهران كنگرهاى برپاست كه ديدگاههاى اقتصادى "امام خمينى" را بررسى مىكنند. . . كه البته "سعى"اى است لازم و "مشكور"; اما امام خمينى هيچگاه تنها يك شخصيت اقتصادى نبوده و ديدگاههاى اقتصادى امام، هر چند كه او در اين زمينه، صاحب نظر بوده است، ولى آن "چيزى "نيست كه ما را به شناخت واقعى امام خمينى رهنمون شود. همچنين است ديدگاههاى آن فقيد بزرگ درباره مسائل سياسى يا نهادها و ارگانهاى كشور يا روابط بين المللى و جز اينها. . .
به پندار اين نگارنده، ما اگر بخواهيم امام خمينى را در اين مقولهها بشناسيم، از شناخت اين شخصيت ناشناخته، پيوسته، محروم خواهيم ماند زيرا در اين مقولات، صاحبنظران بسيارى جز امام نيز سخن گفتهاند و امام در اين مقولات، چونان ديگران، صاحبنظرى است كه با تفاوت، گاهى فراتر از آنان سخن گفته است. . . و چه بسا اگر ما بخواهيم در امام خمينى يك نابغه سياسى يا اقتصادى ببينيم، تا ابد از ديدن جمال و شخصيت واقعى محروم بمانيم، زيرا كه شخصيت امام، بسى والاتر و برتر از اين مقولات خاص ولى در دسترس عموم است. . . به پندار حقير اين، گزافه است كه، در صدد برآئيم امام را از نظر فنى و تخصصى در مقامى والاتر و برتر از متخصصان و صاحب فنان واقعى فنون مختلف بنشانيم زيرا اگر دقيق شويم، در اين ارزيابى، گاه، كم مىآوريم، آنگاه ممكن است، نه تنها عقيدهاى به امام در اين فن و آن فن تخصصى نياوريم بلكه نسبتبه برترى او در اين يا آن فن، حتى بىاعتقاد شويم! همانند كسى كه توقع آن دارد كه پيغمبر خدا بمب بشكافد و ميكروب سل كشف كند و سفينه به فضا بفرستد و چون پيغمبر چنين نكرده و ديگران كرده اند، او به خاطر اين توقع نابجا، نه تنها به پيغمبران ايمان نياورد بلكه به او كافر شود چنانكه در قرآن آمده است:
و قالوا لن نومن لك حتى تفجر لنا من الارض ينبوعا او يكون لك بيت من زخرف او ترقى فى السماء و لن نومن لرقيك حتى تنزل علينا كتابا نقروه قل سبحان ربى هل كنت الا بشرا رسولا ؟
يعنى گويند: به تو ايمان نياوريم تا مگر از زمين برايمان چشمه سارى روان كنى! يا خانهاى طلاكارى شده داشته باشى يا بر آسمان برآئى! و به آسمان برآمدنت هم ايمان نياوريم تا مگر براى ما نوشتهاى باز آرى كه آن را فرو خوانيم! بگو: پروردگار من منزه باد! . . . مگر من جز بشرى "فرستاده"ام؟ !
اين سخنان نه بدان مفهوم است كه امام خمينى فى المثل مرد سياست و اقتصاد و. . . و. . . نبوده است. چرا بوده. ولى سخن ما، اين است كه امتياز او اينها نبوده و ابعاد شخصيت او، فراتر از اينها بوده است. . .
اينجاست كه مشكل نويسنده، هم براى خودش، هم براى خواننده بيشتر نمود مىكند! چه: نويسنده در اين نوشتار كوتاه و عجولانه، برآنست كه از ابعاد ناشناخته امام خمينى سخن گويد، چيزى كه خودش بىهيچ تعارف - "كميت"ش، در اين مقوله "لنگ" است! بارى. . . ولى. . . خود طرح و اقتراح اين مقوله و كمك خواهى از واقع نگران صاحبنظر و حقيقتبينان صافى ضمير براى بحث و بررسى در اين ابعاد، خود گامى است كه بايد بدينسان برداشته شود. . . اين يك واقعيت تلخ است كه گذشته از ديگران خود ما نيز، هم در شناخت و هم در شناساندن امام، "سطحى نگر" و ظاهربينيم. . . شايد هم حق با ما باشد! زيرا شايد توقع آن كسانى كه در فضليت و تقوا و زهد و عرفان و هر چه از اين مقولات معنوى و ملكوتى است فرودستند، بتوانند در آن كس كه در اين مقولات، دستى بالاتر دارد، ذهن بكاوند و بگويند و بنويسند، توقعى نابجا باشد. . . بهر حال، با آنكه از اين گفتار سطورى چند برنوشته شده، اما هنوز ما وارد اصل سخن نشده ايم!
حقيقت آنست كه آنچه امام خمينى را در دنيا شاخص و نام آور كرد و به جز ما مسلمانان ايرانى كه از بركت روح مخلص و حقيقت جو و آرامش ناپذير و والانگر او، اينك در فضاى عطرآگين جمهورى اسلامى - با همه كم و كاستيهاى مشهود مادى و معنوى - به سر مىبريم، همه مسلمانان و حق جويان و ستم ستيزان اين سو و آن سوى گيتى نيز، عاشق شيدا و مريد و پيرو صادق و متعصب او شدهاند اينست كه وى توانستبا اراده والا و روحيه شكست ناپذير و همتبلند خود، نظامى را از بيخ و بن بركند كه دو هزار و پانصد سال در اعماق تاريخ، ريشه دوانيده بود و به جاى آن، نظامى برنشاند كه در همه جهان بىنظير است، نه از آن جهت كه چيز تازهاى آورده! بلكه درستبرعكس! از آن جهت كه به كهن ترين و اصيل ترين و ريشه دارترين و پرسابقه ترين نهادهاى جاودانه بشرى يعنى همگى اديان الهى و پيامبران آسمانى وابسته است! و اين، يك حقيقت و واقعيت است كه جمهورى اسلامى، نه تنها، از آئين خاتم الانبياء و المرسلين حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم - پيروى مىكند، بلكه در عين حال، احياگر نام همه پيامبران خدا و زنده كننده آئين آنها در سراسر جهان است. . . بىجهت نيست كه انقلاب اسلامى ايران نه تنها در خيزش و جنبش اسلامى، در سراسر جهان اسلام مؤثر بوده، بلكه موجب برانگيخته شدن احساسات دينى و احياى " قدسيت" مذهب در ميان همه اديان جهان و پيروان آن اديان شده است. حالا سخن، اينست كه در اين داستان نيز، نگرش واقع بينانه كه بسيارى از خود ما هم در اين شماريم، كار امام خمينى را عبارت از سرنگون سازى يك نظام سياسى و بر پاسازى يك نظام سياسى ديگر مىدانيم; در حالى كه حقيقت و واقعيت - چه از لحاظ تاريخى و چه از لحاظ فلسفى و عرفانى و عقيدتى بسيار فراتر از اين است. . .
به پندار اين نگارنده، فريادى كه امام خمينى برآورد و يك "ديو"! دو هزار و پانصد ساله، از هيبت اين فرياد، قالب تهى كرد و ذوب شد و به زمين فرو رفت، فرياد يك "فرد"، در يك مقطع تاريخى نبود. . . اين فرياد كه - به لطف لايزال الهى - هر روز در جهان رساتر مىشود. . . فرياد حقيقتخواهى و خداجوئى و ظلم ستيزى و عدل گرائى كل بشريت محروم و مظلومى بود كه قرنها زير شلاق ستم دوران، استخوان خورد كرده بود. اين فرياد، انعكاس فرياد رعد آساى ابراهيم عليه السلام بود كه نمروديان را در آتش افكند; انعكاس فرياد موسى عليه السلام بود كه فرعونيان را به دريا فرستاد، انعكاس فرياد عيسى عليه السلام بود كه قيصران را از تخت فرو كشيد و بالاخره انعكاس فرياد محمد صلى الله عليه و آله بود كه بر كنگره ايوان كسرائيان شكاف انداخت. . . و در يك كلام: فرياد رعدآساى امام خمينى، از نهان جان جهان - با روح و زنده و تلاشگر و خداجو - بر مىآمد، كه جوهره واقعى آن توانست علاوه بر نابودسازى قدرتى ديرپا و تا دندان مسلح، در نظام دو قطبى جهان زلزله درافكند و يك پايه آن را تاكنون بكلى بركند. اين لرزه كه بر اندام "الحاد" مغرور و سر تا پا مسلح و قدرتمند "شرق "افتاد و آن را از بيخ و بن برافكند، بايد درستشناخته شود: شرق در بنيان "فلسفى" بسيار مغرورانه و متبكرانه خود، از كليه عناصر پيشرفته ترين دست آوردهاى "علمى" زمان، بهره جسته بود و با تكيه بر ديرينه شناسى و مردم شناسى و تاريخ و فرهنگ و هنر و فيزيك و شيمى و رياضيات و همه دانشهاى پيشرفته بشرى، اعلام كرده بود كه دوران "دين" سپرى شده و مقوله "دين" تنها در "نهانخانه تاريخ" قابل بررسى است. . .
"ماركسيسم - لنينيسم" به عنوان پيشرفته ترين و علمى ترين و مقتدرترين فلسفه و نظام با پشتوانه ميليونها انسان دادخواه و ستم ستيز و با فراهم آوردن نيرومندترين پشتوانه تسليحاتى و فتح وسيعترين و پرجمعيت ترين كشورها كه در نقشه جغرافيا، چشم هر بيننده را خيره مىكرد "دين" را به عنوان "افيون جامعه "و " زائده امپرياليسم" و "توجيه گر كاپيتاليسم "معرفى مىكرد و با تمام نيرو، به محو آثار كليه مذاهب، در هر نقطه و مكان كه جاى پائى مىيافت، همت مىگماشت. . . و اين فرياد كوبنده و "ديو" برانداز و "جمهورى اسلامى" ساز امام خمينى بود كه اين "الحاد" علمى و مسلط و مسلح و مقتدر را "از درون" متلاشى كرد. گفتم: "از درون". زيرا در اثر گذارى انقلاب اسلامى ايران در فروپاشى كمونيسم، نبايد از فرمولهاى معمولى و روشن و معين سياسى و بررسى روابط متقابل رائج كه مورد بررسى و تحقيق محققان سياسى استبهره بگيريم بلكه بايد در اين باره، از ابزارويژهاى كه همانا شناخت ابعاد "فرامادى" انسان به معنى واقعى كلمه استسود جوئيم. . . به عبارت ديگر، اگر بخواهيم از راههاى معمول سياسى و به كارگيرى معادلات معمول در عرصه جهان، به اثرگذارى انقلاب اسلامى در ايجاد "نظم نوين جهانى "كه از فروپاشى كمونيسم آغازيده استبنگريم، شايد راه به جائى نبريم "و شايد اهل تحقيق بىنظر و حقيقت جو با همان فرمولها نيز به نتيجهاى برسند. . . " ولى من مطمئنم كه پيروزى انقلاب اسلامى آن هم با چهره صد در صد واقعى ضد امپرياليستى كه با ابرقدرت آمريكا، مواجههاى آشتى ناپذير پيدا كرد، فيلسوفان و دانشمندان و سياستگزاران و تحليلگران سياسى اردوى "الحاد" را نسبتبه همه آنچه ماركس و انگلس و لنين و استالين "بافته" و "ساخته "بودند دچار شك و ترديد كرد و اينان، پس از چندى، به همه آنها "كافر" شدند زيرا آنها را سرابى بيش نيافتند. . . و اين بود كه كمونيسم در زادگاه پر صلابتخود كه روزى "پشت پرده آهنين" نام گرفته بود، از سر تا پا، فرو ريخت. . . و اين، در پى و بنيان، يك فروپاشى فلسفى و فكرى و روحى و اخلاق بود كه مىتوان پنداشتبر اثر پيروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى - اين وارث راستين مكاتب توحيدى - در اركان فكرى رهبران "الحاد" پديدار شده بود. و مگر هر پديده تاريخى بالاخره، به انسان منتهى نمىشود و انسان نيز بالاخره نه اين دست و پا و سر و تن پيداست و بلكه روح و فكر و انديشه و عقيده و اخلاق است؟ . . . پس اگر انسانهائى در سطحى عظيم، دچار يك فروپاشى روحى و روانى و اخلاقى و عقيدتى شدند، ناگزير و ناچار، رژيمى هم كه اينان بر پاى داشته اند، دچار همان تلاشى و فروپاشى خواهد شد.
بارى: فرياد "ديو برانداز" امام خمينى، نه تنها رژيم دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهى را در ايران به گورستان تاريخ فرستاد، بلكه "الحاد جهانى" را نيز سر به نيست كرد و: باش تا صبح دولتش بدمد كاين هنوز از نتايجسحر است آثار لرزش زلزله وار نظام امپرياليسم در مهد آن - آمريكا - در همين ايام در برابر چشم جهانيان نمودار است. "ان موعدهم الصبح اليس الصبح بقريب؟ "
به سخن خود بازگرديم: ما در دريافت واقعى آنچه "مشخصه" امام خمينى در جهان است، عموما ظاهر بينيم و امام را همچون ديگر انقلابيونى مىنگريم كه با نبوغ ذاتى همراه با مساعدت اوضاع، توانستند رژيمى را بركنند و به جاى آن رژيم ديگرى برنشانند. و راستى اگر شخصيت امام خمينى را در اين ويژگى بنگريم پس امام چه فرقى با امثال لنين و گاندى و مائوتسه تونگ دارد؟ اگر ما ظاهر بين باشيم، كار اين نامبردگان و نمونههاى ديگرى از آنان، گاه هم در كيفيت و هم در كميت ظاهرى، به پندار پارهاى بالاتر و مهمتر از كار امام خمينى رخ مىنمايد در حالى كه اين، روح و معنى و فلسفه و معنويت كار امام خمينى است كه كار او را از كار اينان و جز اينان ممتاز مىكند و در مقامى بسيار بالاتر و والاتر از حتى مقايسه با كار ديگران مىنشاند. . .
سخن به درازا نكشم: اشارهاى به ريشه گفتارم بكنم و بدان پايان دهم: انسانها، بر حسب علو روح و پيوستگى با خدا و حقيقت جهان ارزش گذارى مىشوند. هر انسانى، هر قدر، به خدا و حقيقت جهان پيوسته تر باشد، داراى روحى والاتر و بالاتر است. و چون همه پديدههاى تاريخ، از انسان پديد آمده است (نقش مساعد طبيعت و جغرافيا را فراموش نمىكنيم) پس هر چه انسان والاتر باشد، پديده تاريخىاى كه از او پديدار شده والاتر است و چون انسانيت انسان به والائى روح اوست، پس هر چه پديده تاريخى، والاتر باشد، انسانى تر است. و اين است آنچه امام خمينى و انقلاب اسلامى ايران را از ساير رهبران و انقلابها متمايز مىكند. لب كلام آنكه: ابعاد ناشناخته امام خمينى، ابعاد ناشناخته انسانى اوست و همين ابعاد ناشناخته امام خمينى، ابعاد ناشناخته انقلاب اسلامى و رهبر معظم انقلاب اسلامى و نيز شهداى گرانقدر انقلاب اسلامى و جانبازان و آزادگان و مدافعان خستگى ناپذير انقلاب اسلامى نيز هست. و اين سخن را كسى با شما مىگويد كه خود در انقلاب اسلامى ايران و با شهدا و جانبازان انقلاب بزرگ شده و از فضاى آن تنفس كرده و سالها شاگرد و مريد رهبر فقيد و دوست و مونس و يار و ياور رهبر معظم بوده است. اميد آنكه ما و شما بتوانيم معرفتخودمان را نسبتبه انقلاب و امام و رهبر كنونى و شهدا و مدافعان انقلاب اسلامى افزون كنيم.
مقدمه
اساس کار ترمز بر مبناي اصطکاک بين دو سطح است. مقدار اصطکاک بسته به نيروي اعمال شده بين دو سطح، زبري و جنس سطوح تغيير مي کند.
وقتي راننده پدال ترمز را فشار مي دهد و ترمزها به کار مي افتند، سيالي از داخل لوله هاي روغن عبور مي کند و به مکانيسمهاي ترمزگيري در چرخها مي رسد. اين مکانيسمهاي ترمزگيري به قطعات چرخان نيرو وارد مي کنند تا حرکت چرخها کند شود يا چرخها از حرکت باز ايستند. مکانيسمهاي ترمز چرخ بر دو نوعند : کاسه اي و ديسکي. در ترمز کاسه اي فشار روغن، کفشکهاي ترمز لنت کوبي شده را به يک کاسه چرخان يا کاسه چرخ مي فشارد. در ترمز ديسکي، فشار روغن لنتهاي ترمز را به ديسکي چرخان مي فشارد. اصطکاک بين کفشها يا لنت ترمزهاي ساکن با کاسه يا ديسک چرخان منشا عمل ترمزگيري است که سبب کند شدن حرکت يا توقف چرخها مي شود.
اگر راننده خيلي محکم ترمز بگيرد، بطوريکه چرخها قفل شوند، اصطکاک بين لاستيکها و سطح جاده از نوع جنبشي خواهد بود. اگر ترمز خيلي محکم گرفته نشود، چرخها به چرخيدن ادامه خواهند داد، در اين حالت با اصطکاک ايستائي سروکار داريم؛ يعني اصطکاک در آستانه حرکت که مقدار آن نيز از اصطکاک جنبشي بيشتر است. در صورتيکه چرخها قفل نشوند، خودرو پيش از توقف مسافت کمتري را مي پيمايد و زودتر متوقف مي شود. اما ترمز را همواره بايد چنان گرفت که چرخها در آستانه قفل شدن باشند. اين اصل اساس کار سيستم ترمز قفل نشو يا ABS است. اين سيستم مانع قفل شدن چرخها و سر خوردن لاستيکها در هنگام ترمزگيري شديد مي شود. در نتيجه خودرو سريعتر، در فاصله کوتاهتر و با کنترل خوب متوقف مي شود.
سيستم ترمز پائي شامل دو بخش اصلي است. اين بخشها عبارتند از سيلندر اصلي يا پمپ زير پا و مکانيسمهاي ترمز کاسه اي يا ديسکي در چرخها. پمپ زير پا يک پمپ پيستوني رفت و برگشتي است. وقتي راننده پدال را فشار مي دهد، اين فشار به سيستم هيدروليکي منتقل مي شود، روغن ترمز از پمپ زير پا وارد لوله هاي روغن مي شود و به مکانيسمهاي ترمز مي رسد. (شکل4-1) با افزايش فشار هيدروليکي کفشکها يا لنت ترمزها به کاسه ها يا ديسکهاي چرخان فشرده مي شوند، در نتيجه نيروي مکانيکي پدال ترمز به نيروي هيدروليکي وارد بر مکانيسمهاي ترمز چرخ تبديل مي شود.
شکل 4-1 اجزاي ساده سيستم ترمز
در اکثر خودروها، ترمزهاي چرخها دو به دو با هم عمل مي کنند. بدين صورت که معمولاً در خودروهاي ديفرانسيل عقب دو چرخ عقب از يک لوله روغن و چرخهاي جلو از يک لوله روغن مجزا استفاده مي کنند. در بسياري از خودروهاي ديفرانسيل جلو نيز چرخها بصورت ضربدري هرکدام به يک لوله متصلند. (شکل4-2) مجزا کردن سيستم هيدروليکي به دو بخش ، ايمني خودرو را افزايش مي دهد. اگر يکي از بخشها نشتي روغن داشته باشد و کار کند، بخش ديگر به کار خود ادامه مي دهد و خودرو را متوقف مي کند. به ندرت ممکن است هر دو بخش همزمان از کار بيفتند. در سيستمهاي قديمي، سيلندر اصلي يا پمپ زير پا فقط يک پيستون داشت. در اين سيستمها وقتي در نقطه اي از سيستم هيدروليکي عيبي بروز مي کرد، خودرو ديگر ترمز نمي گرفت.
شکل4-2 نحوه تقسيم فشار هيدروليک بين چرخها
ترمز بوستري
اکثر خودروها به سيستم ترمز بوستري مجهزند. در اين نوع سيستم وارد کردن نيروي نسبتاً کمي بر پدال ترمز براي کاهش سرعت يا متوقف کردن خودرو کافي است. در صورتي که موتور خاموش باشد يا بوستر خراب شده باشد، ترمز عمل مي کند، اما راننده بايد نيروي بيشتري به پدال ترمز وارد کند.
بوستر ترمز خلئي، سيلندري دارد که در آن پيستون يا ديافراگمي تعبيه شده است. وقتي پدال ترمز رها مي شود، پيستون در نتيجه خلا معلق مي ماند چرا که خلا در دو طرف آن برابر است. اين خلا مورد نياز بوسيله لوله اي از منيفولد بنزين يا يک پمپ خلا تامين مي شود. با فشار دادن پدال ترمز، فشار در يک طرف پيستون به فشار جو مي رسد، بنابراين پيستون به طرف ديگر کشيده مي شود و نيروي کمي که راننده به پدال وارد مي کند به کمک فشار جو افزايش مي يابد. (شکل4-3)
شکل4-3 اساس کار بوستر خلئي ترمز
با فشار دادن پدال ترمز، ميله پشت پدال ترمز شير هوا را از شير تنظيم متحرک دور مي کند. هوا با فشار جو از شيرها مي گذرد و وارد فضاي بين پيستون و پوسته عقب مي شود. در نتيجه ديافراگم و ميله پشت پمپ زير پا به طرف پمپ زير پا حرکت مي کنند. وقتي پيستونها در داخل پمپ زير پا عمل کنند، ترمز عمل مي کند. با رها کردن پدال ترمز شير هوا دوباره با شير تنظيم متحرک تماس پيدا مي کند. در نتيجه محفظه پشت پيستون و ديافراگم، نسبت به ورود هوا درزبندي مي شوند. (شکل4-4)
شکل4-4 ساختمان مجموعه پمپ اصلی و بوستر خلئی ترمز
ترمز کاسه اي
ترمز کاسه اي يک کاسه ترمز فلزي دارد که مجموعه ترمز هر چرخ را در بر مي گيرد. درون اين کاسه ترمز دو کفشک ترمز خميده به سمت خارج حرکت مي کنند تا سرعت چرخش کاسه ترمز را که همراه چرخ مي چرخد کاهش دهند يا آن را متوقف کنند. بدين صورت که وقتي راننده پدال ترمز را فشار مي دهد، روغن ترمز از محفظه فشار پمپ زير پا و از طريق لوله هاي روغن به سيلندر روغن درون چرخ مي رسد . سيلندر چرخ فشار هيدروليکي پمپ زير پا را به حرکت مکانيکي تبديل مي کند. وقتي فشار افزايش مي يابد، پيستون درون سيلندر بر نيروي فنرهاي برگشت کفشک ترمز غلبه مي کند و کفشکها را به طرف بيرون مي راند تا به کاسه بچسبند.
کفشکهاي ترمز معمولاً از فلز ساخته مي شوند و روي اين کفشکها لنت ترمز چسبانده يا پرچکاري مي کنند. لنت ترمز را غالباً از مواد بدون آزبست مانند فايبرگلاس يا ماده نيمه فلزي مي سازند که مي تواند در برابر گرماي ناشي از عمل کردن ترمز پايداري کند. قبلاً از آزبست هم در ساخت لنت ترمز استفاده مي شد، اما امروزه به سبب زيانهايي که آزبست براي سلامتي انسان دارد کمتر مورد استفاده قرار مي گيرد.
بر اساس نحوه قرار گرفتن اين کفشکها درون کاسه چرخ، اين ترمز به انواع گوناگون تقسيم مي شوند:
Leading and trailing shoe brakes : در اين ترمزها فنرهاي برگشت دهنده دو کفشک را در بالا به سيلندر چرخ و در پايين به پينهاي ثابت نگهدارنده کفشک فشار مي دهند. فشار دادن پدال ترمز سبب مي شود که پيستونهاي سيلندر چرخها، سر کفشکها را به طرف بيرون جابجا کنند و آنها را به کاسه ترمز بچسبانند. اصطکاک بين کفشک جلو و کاسه ترمز سبب مي شود که کفشک جلو سعي کند همراه با کاسه بچرخد. اين عمل کفشک جلو، ته کفشک را به پين نگهدارنده کفشک مي فشارد، در نتيجه بيشتر عمل ترمزگيري را کفشک جلو انجام مي دهد. وقتي کفشک عقب با کاسه تماس پيدا مي کند، کاسه در حال چرخش مي کوشد تا کفشک را از خود دور کند. بنابراين کفشک عقب کمتر از کفشک جلو ساييده مي شود. وقتي خودرو دنده عقب مي رود نقش کفشکهاي جلو و عقب با هم عوض مي شوند. (شکل4-5)
شکل4-5 Leading and trailing shoe brakes
Duo-servo shoe brakes : در اين نوع از ترمزها سر کفشکها به يک پين نگهدارنده تکيه دارد. ته کفشکها با يک پيچ تنظيم متحرک به هم متصل است. کفشک به طرف جلو خودرو، کفشک اوليه و کفشک به طرف عقب خودرو کفشک ثانويه نام دارد. وقتي کفشکها با کاسه در حال چرخش تماس پيدا مي کنند، اصطکاک سبب مي شود که هر دو کفشک سعي کنند همراه کاسه بچرخند. سر کفشک اوليه تمايل به کشيده شدن به داخل کاسه را دارد و پايين مي آيد. سپس ته کفشک پيچ تنظيم را به طرف عقب مي راند. در نتيجه اين عمل، ته کفشک ثانويه به کاسه فشرده مي شود و کاسه، کفشک ثانويه را به طرف بالا جابجا مي کند و به پين نگهدارنده کفشک مي فشارد. کاسه با ادامه چرخش تمايل پيدا مي کند که هر دو کفشک را تنگتر به طرف خود بکشد، در نتيجه عمل تقويتي کفشک ثانويه شدت بيشتري مي يابد. در اين ترمزها عمل تقويتي دو کفشک سبب مي شود که نيروي کل ترمز گيري از نيرويي که سيلندر چرخ تامين مي کند بيشتر شود. (شکل4-6)
شکل4-6 Duo-servo shoe brakes
دو نوع ترمز کفشکي Two leading shoe brakes و Two trailing shoe brakes نيز وجود دارند که در اين نوع ترمزها هر دو کفشک يک نقش را بازي مي کنند يعني با توجه به نحوه قرار گرفتن کفشکها يا هر دو leading و يا هر دو trailing هستند.
تنظيم کننده هاي خودکار ترمز کاسه اي
بيشتر ترمز هاي کاسه اي خود تنظيمند تا بتوانند سايش لنت را جبران کنند. دو نوع تنظيم کننده خودکار مورد استفاده در ترمزهاي با کفشک عقب و جلو عبارتند از :
تنظيم کننده خودکار يکباري : در اين نوع وقتي که خلاصي بين لنت و کاسه به اندازه معيني رسيد، فقط يک بار کفشکها را تنظيم مي کند. پس از آن تنظيم مجدد امکان پذير نيست و کفشکها را بايد عوض کرد و تنظيم کننده خودکار را دوباره آماده کار ساخت.
تنظيم کننده خودکار تدريجي : در اينجا وقتي که فاصله لنت با کاسه به اندازه اي برسد که براي پيچيدن پيچ تنظيم کافي باشد، اين تنظيم کننده کفشک را به طرف کاسه مي راند. تنظيم در هنگام ترمز گرفتن، در حين حرکت رو به جلو يا عقب، انجام مي شود. وقتي کفشک ترمز باز مي شود، فنر برگشت پيچ تنظيم اهرم تنظيم را به طرف بالا مي راند. اگر لنت به اندازه کافي ساييده شود، اهرم از دندانه بعدي چرخ تنظيم بالاتر مي رود. وقتي پدال ترمز رها مي شود، اهرم تنظيم به طرف پايين مي آيد، در نتيجه دندانه مي پيچد. آن گاه پيچ تنظيم اندکي طويل تر مي شود تا کفشک را به کاسه نزديکتر کند.
ترمز ديسکي
در ترمز ديسکي بجاي کاسه ترمز از يک ديسک چرخان و بجاي کفشکهاي خميده از يک جفت کفشک مسطح بنام لنت ترمز استفاده مي شود. در هنگام ترمز گرفتن اين لنتها به ديسک در حال چرخش فشرده مي شوند. همچنين لنتها از پشت به يک سيلندر و پيستون متصل هستند.(شکل4-7) در هنگام ترمز گرفتن، فشار روغن پشت هر پيستون، آن را به طرف بيرون مي راند، در نتيجه لنتها به ديسک فشرده مي شوند. در اثر تماس لنتها با ديسک، سرعت چرخش ديسک و چرخ کاهش مي يابد و چرخ متوقف مي شود.
شکل4-7 ترمز ديسکي و اجزاي آن
تنظيم خودکار ترمز ديسکي
ترمز ديسکي نيز با ساييده شدن لنت، خود به خود تنظيم مي شود. سوراخ سيلندر ترمز شياري دارد که يک لاستيک در آن قرار گرفته است. اين لاستيک پيستون را محکم دربرگرفته است. وقتي ترمز گرفته مي شود، پيستون به طرف ديسک حرکت مي کند؛ در نتيجه لاستيک تغيير شکل مي دهد، اما باز هم به پيستون چسبيده است. وقتي ترمز رها مي شود، لاستيک هم آزاد مي شود و به وضعيت اوليه خود بر مي گردد. با بازگشت لاستيک به وضعيت قبلي پيستون هم به آهستگي از ديسک دور مي شود، اما لنت ترمز ممکن است اندکي با ديسک در تماس باقي بماند. با سايش لنت ترمز، مسافتي که پيستون در هنگام گرفتن ترمز بايد بپيمايد طولانيتر از آن مي شود که لاستيک بتواند با تغيير شکل خود باز هم پيستون را دربربگيرد. در اين حالت پيستون از لاستيک بيرون لغزيده و در وضعيت جديدي قرار خواهد گرفت. اين تنظيم خودکار سبب مي شود که لنت ترمز به ديسک نزديکتر شود و سايش لنت را جبران کند. (شکل4-8)
شکل4-8 تنظيم کننده خودکار ترمز ديسکي
بسياري از لنتهاي ترمز ديسکي سايش نماي صوتي دارند. وقتي لنت ترمز به اندازه اي نازک مي شود که زمان تعويض آن فرا مي رسد، سايش نما به ديسک ترمز ساييده مي شود. در نتيجه اين عمل صداي خراشيدن بلندي به گوش راننده مي رسد و راننده را از ساييده شدن لنت ترمز آگاه مي گرداند.
ترمز ABS
وقتي سرعت لاستيکها، با آهنگي تندتر از سرعت خودرو کاهش يابد، لاستيکها روي سطح جاده سر مي خورند. يکي از راههاي جلوگيري از سر خوردن لاستيک، جلوگيري از قفل شدن ترمزهاست. اين همان کاري است که سيستم ترمز ABS انجام مي دهد. در حين ترمزگيري عادي، سيستم ترمزABS هيچ اثري بر ترمز پايي ندارد. اما وقتي راننده به شدت ترمز مي گيرد، اين سيستم مانع قفل شدن چرخها مي شود. اين سيستم به ترمزها اجازه مي دهد تا آستانه سر خوردن لاستيکها عمل کنند. در اين هنگام سيستم ABS فشار روغن ترمز هر چرخ را تغيير مي دهد. بدين ترتيب پمپ کردن سريع سبب مي شود که آهنگ کاهش سرعت چرخ، از آهنگي که سبب قفل شدن چرخها مي شود کمتر بماند.
نحوه عمل ترمز ABS
لوله هاي هيدروليکي که از پمپ زير پا مي آيند، به يک کارانداز هيدروليکي متصل مي شوند. لوله هاي ديگري از اين کارانداز به ترمز هرچرخ کشيده مي شوند. کارانداز را مدول کنترل سيستم ترمز ABS کنترل مي کند. حسگرهاي سرعت چرخ در هر چرخ بطور پيوسته سرعت چرخ را به مدول کنترل سيستم ترمز ABS اطلاع مي دهند. اين سيستم ترمز عمل نمي کند مگر اينکه کليد چراغ ترمز به مدول کنترل سيگنال بدهد که پدال ترمز فشرده شده است. وقتي مدول کنترل افت سريع سرعت چرخ را حس مي کند، به کارانداز سيگنال مي دهد که فشار روغن ترمز آن چرخ را تغيير دهد، در نتيجه چرخ قفل نمي شود. اين عمل به صورت زير اتفاق مي افتد :
مدول کنترل سرعت چهار چرخ را بطور پيوسته مقايسه مي کند. تا وقتي که هر چهار چرخ با سرعت تقريباً برابر مي چرخند، مدول کنترل اقدامي نمي کند. وقتي که سرعت چرخش چرخي سريعتر از چرخهاي ديگر کاهش مي يابد، مدول کنترل به رله سيستم ترمز ABS سيگنال مي دهد که واحد هيدروليکي را فعال کند. يک يا دو سلنوئيد در واحد هيدروليکي شيرهاي تنظيم جريان يا شيرهاي سلنوئيدي لوله هاي ترمز را باز و بسته مي کنند. با عمل کردن اين شيرهاي سلنوئيدي فشار هيدروليکي پشت هر ترمز قطع يا وصل مي شود. (شکل4-9)
شکل4-9 سيستم ترمز ضد قفل نسه راهه . ترمزهاي جلو جداگانه و ترمزهاي عقب با هم کنترل مي شوند.
Full-contact Disc brake
با ساخت اين نمونه از ترمزها تقريباً تحول بزرگي در زمينه ترمزها بوجود آمد، اما چون اساس کار آنها با نمونه هاي قبلي تفاوتي نداشت، اين تحول چندان به چشم نمي آيد. در واقع ساخت اين نمونه فراتر از يک بهبود تدريجي نمونه هاي قبلي است و مي توان آن را تحولي جديد در ساختمان آنها محسوب کرد. اين طرح شبيه ترمزهاي ديسکي است، با اين تفاوت که در ترمزهاي ديسکي هنگام ترمزگيري تنها حدود 15 درصد سطح ديسک گردان با لنتها در تماس مي باشند، اما با تغيير در طراحي آنها و ساخت اين نمونه که به عنوان ترمز ديسکي تمام درگير ناميده مي شود، تقريباً 75 درصد سطح ديسک گردان در يک لحظه با لنتها مي توانند در تماس باشند.
در استفاده از ديسکها و لنتهاي معمول، ديسک گردان بين لنتها درگير مي شود. اما در اين نمونه (Full-contac) همانطور که در شکل 4-10 مشاهده مي شود، يک سطح عنکبوت مانند، ديسک ترمز را در برمي گيرد که شش لنت ترمز نيز درون اين سطح و روي ديسک قرار مي گيرد. سيستم عملگر نيز بصورت هيدروليکي برروي لنت مدوري که پشت ديسک قرار دارد عمل مي کند.
براي اطمينان از انتقال حرارت ترمز و خنک نگه داشتن آن، سيستم بوسيله پره هاي خنک کننده اي که به لنتهاي بيروني متصل است، پوشيده شده است. لنتهاي دروني درون يک قالبي از جنس مواد کامپوزيت قرار گرفته اند. براي اطمينان از عملکرد بهينه ترمز تحت شرايط گوناگون از انواع مختلفي از مواد بعنوان لنت استفاده مي شود.
مزاياي اينگونه ترمزها که نسبت به گونه هاي قبلي آن قابل ملاحظه است، عبارتند از : خنک کاري بهتر، توان ترمز گيري بيشتر و کاهش سروصدا و ارتعاشات.
شکل4-10 نمونه باز شده و بسته Full-contact Disc brakes
لنتهاي ترمز
بسته به شرايط مختلف از مواد مختلفي در ساختمان لنتها استفاده مي شود، در گذشته بيشتر از آزبست در لنتها استفاده مي شد که امروزه بعلت مشکلات زيست محيطي استفاده از آنها تقريباً منسوخ شده و بجاي آنها از مواد ترکيبي و کامپوزيتي استفاده مي شود. مواد اصطکاکي که امروزه در لنتها استفاده مي شوند عبارتند از :
مواد آلي (Organic) : اين لنتها براي استفاده در خودروهاي شهري بسيار مناسبند، چرا که دوام خوبي دارند، سروصداي کمي ايجاد مي کنند، سبب ساييده شدن ديسک نمي شوند و هنگاميکه خنک هستند عملکرد خوبي دارند، اما مشکل عمده آنها اين است که وقتي گرم مي شوند بخوبي قبل عمل نمي کنند.
نيمه فلزي (Semi-metallic/sintered) : اين گونه از لنتها نمونه خوبي براي استفاده در خودروهاي درون شهري و جاده اي هستند. همچنين گزينه خوبي براي استفاده در اتومبيلهاي مسابقه اي هستند. اين لنتها هنگاميکه سرد هستند به خوبي مواد آلي کار نمي کنند و برعکس هنگاميکه گرم مي شوند، به عملکرد خوب خود مي رسند.
در اين لنتها صفحات نيمه فلزي توسط قيدهاي فلزي بهم متصل شده اند و گهگاه ممکن است اين اتصال ضعيف از بين برود و سطوح مختلف صفحات نيمه فلزي از هم جدا شوند، که البته اين اتفاق به ندرت اتفاق مي افتد.
فلزي (Metallic) : بطور عمده اينگونه از لنتها در خودروهاي مسابقه اي يا خودروهاي بسيار گرانبها استفاده مي شود. سروصداي زيادي ايجاد مي کنند و بعلت سختي فلز اثراتي روي ديسک دارند. هنگاميکه سرد باشند نيز به خوبي کار نمي کند.
سراميکي (Ceramic) : لنتهاي سراميکي هنوز در حدود 15 – 40 درصد الياف فلزي دارند که معمولاً از الياف مس بجاي فولاد استفاده مي شود که علاوه بر فرسايش کمتر، حرارت را نيز بهتر منتقل مي کند. اين لنتها به سادگي لنتهاي ديگر از بين نمي روند و دوام بيشتري دارند، زودتر خنک مي شوند و تقريباً بي سروصدا عمل مي کنند.
عملگرهاي ترمز
روشهاي گوناگوني براي انتقال نيروي راننده به ترمزها وجود دارد که در زير به آنها اشاره مي کنيم :
ميله بندي مکانيکي يا سيمي (Solid bar connection or Cable-operated )
در اين نوع عملگرها بين پدال ترمز و کفشک ترمز يک اهرم بندي مکانيکي قرار مي گيرد که عامل انتقال نيرو از پا يا دست راننده به ترمز مي باشد. اين نوع ميله بنديها، معمولاً با بکار بردن اهرمهايي نيروي وارده توسط راننده را چند برابر مي کنند. (شکل4-11)
شکل4-11 ميله بندي مکانيکي عملگر ترمز
در برخي از موارد که از سيستمهاي مکانيکي بعنوان عملگر استفاده مي کنند، بجاي سيستم ميله بندي اهرمي از سيم استفاده مي کنند. از اين سيستمهاي انتقال نيرو در خودروها کمتر استفاده مي شود و بيشتر در ترمز چرخهاي عقب موتور سيکلتها استفاده مي شود. (شکل4-12)
شکل4-12 مکانيزم سيمي بعنوان عملگر ترمز
عملگر هيدروليکي تک مرحله اي (Single-circuit hydraulic )
در اين عملگر که امروزه در بيشتر خودروها و موتورسيکلتها استفاده مي شود، ميله و سيم بوسيله سيستم سيلندر، پيستون، منبع و سيال هيدروليکي جايگزين مي شود. سيستمهاي هيدروليکي منفرد سه جز اساسي دارند: سيلندر اصلي، سيلندر ثانويه و منبع که اين اجزا توسط لوله هايي به هم مرتبطند. اين لوله ها و منبع توسط سيال غير قابل تراکمي پر مي شوند. هنگاميکه پدال ترمز فشرده مي شود، در واقع پيستون کوچکي که درون سيلندر اصلي قرار دارد فشرده مي شود. از آنجاييکه سيال درون سيلندر غير قابل تراکم است، فشار بطور همزمان و از طريق لوله هاي انتقال سيال به سيلندر ثانويه مي رسد. همين فشارتوسط پيستون سيلندر دوم و از طريق يک اهرم به پشت لنت مي رسد و جهت بکار انداختن ترمز از آن استفاده مي شود. البته گاهي نيز بدون نياز به اهرمي خاص، پيستون به صورت مستقيم با لنت درگير است. (شکل4-13) در اين حالت اين مزيت نيز بوجود مي آيد که حرارت ايجاد شده در لنت به سيال هيدروليکي منتقل شود.
شکل4-13 عملگر هيدروليکي تک مرحله اي
عملگر هيدروليکي دو مرحله اي (Dual-circuit hydraulic)
اين گونه از عملگرهاي هيدروليکي امروزه بيشتر در خودروهاي گرانبها و همچنين برروي برخي از موتورسيکلتهاي جديد استفاده مي شود. اين سيستم دو مدار جداگانه دارد. مدار فرمان که از راننده و توسط فشار پدال فرمان مي گيرد و يک مدار جداگانه که توسط يک مدول کنترل هدايت مي شود و در واقع همان مداري است که سرانجام بر روي لنتها اعمال فشار مي کند. چنانچه پدال ترمز فشار داده شود، يک سيگنال فشار از طريق مدار اول به مدول کنترل مي رسد، توسط اين سيستم کنترلي، مقدار نيروي اعمالي وارده به پدال اندازه گيري مي شود، سپس با استفاده از يک پمپ و از طريق مدار دوم همان مقدار نيرو را به پشت لنتها مي رساند. اگر راننده سعي کند هنگاميکه سرعت خودرو بسيار زياد است، ناگهان ترمز کند، مدول کنترل سيستم، تمام نيروي اعمالي از طريق راننده را به مدار دوم انتقال نمي دهد، بلکه با توجه به شرايط موجود و سرعت خودرو، نيروي بهينه را به مدار دوم منتقل مي کند. (شکل4-14)
شکل4-14 عملگر هيدروليکي دو مرحله اي
عملگر هيدروليکي-الکترونيکي (Brake-by-wire )
اين نمونه از پيشرفته ترين نمونه ها در نوع خود است که معمولاً در خودروهاي مسابقه اي فرمول يک استفاده مي شود. از لحاظ ساختماني شبيه عملگر هيدروليکي دو مرحله اي است با اين تفاوت که بجاي مدار فرمان هيدروليکي، يک مدار فرمان الکترونيکي جايگزين شده است. بدين صورت که پدال ترمز به يک رئوستاي فوق العاده حساس متصل شده است و هرچه پدال بيشتر فشرده شود، سيگنال بزرگتري به مدول کنترل فرستاده مي شود. (شکل4-15) اما مدار هيدروليکي دوم شبيه حالت قبل است. از مزاياي اين سيستم اين است که مي توان محل پدال را بدون محدوديت هرجاي دلخواهي در نظر گرفت.
شکل4-15 عملگر هيدروليکي-الکترونيکي
در کاتالوگها يا دفترچه راهنمای خودروها ، در قسمت نوع سيستم تعليق با نامهايی چون ؛ سيستم تعليق مستقل ، مک فرسون ، پيچشی ، Multilink و ... مواجه می شويم ، اما متاسفانه اطلاعات عامه مردم ، درباره سيستم تعليق و انواع و اجزای آن در حد بسيار اندکی می باشد ؛ در حدی که حتی برخی افراد نمی دانند سيستم تعليق يا Suspension به کدام قسمت يا قسمتهايی از خودرو اطلاق می شود ، بنابراين در اين مطلب سعی خواهد شد فلسفه وجود اين سيستم ، اجزا تشکيل دهنده و انواع مختلف آن همراه با مزايا و معايب هر کدام مورد بررسی قرار گيرد .
فلسفه وجود سيستم تعليق
يک جاده هر چقدر هم صاف و مسطح باشد ، محل مناسبی برای به حرکت در آوردن ۱ يا چند تن فلز با سرعت بالا ، نيست . پس به سيستمی نياز است که توانايی کاهش ضربات ، تکانها و لرزشهای ناشی از شرايط جاده را داشته باشد . علاوه بر اين ، يک خودرو بايد در مقابل تغيير مقدار بار وارده و تغيير نقطه ثقل ، انعطاف پذير بوده و توانايی مواجه با آنها را داشته باشد ، بطور مثال در شکل زير تغيير نقطه ثقل يک خودرو را در در نقاط مختلف يک پيچ ملاحظه می کنيد ، که در صورت نبود سيستمی برای تغيير وضعيت تعادل ، خودرو در ابتدای پيچ از مسير منحرف شده و يا واژگون می گردد .
موارد بالا را می توان فلسفه اصلی وجود سيستم تعليق دانست ، اما سيستم تعليق علاوه بر دفع ضربات و جلوگيری از انحراف و چپ شدن خودرو تواناييهای ديگری نظير ؛ نگهداری ميزان تنظيم چرخها در حالت صحيح ، نگهداشتن ارتفاع خودرو در ميزان ثابت ، پشتيبانی از وزن خودرو و تنظيم نحوه پخش آن ، نگهداشتن تايرها در تماس با جاده و ... را نيز دارا است .
يک سيستم تعليق دارای اجزاء بسياری می باشد ، اما اصلی ترين اجزای آن فنر و کمک فنر می باشند ؛ به همين خاطر ابتدا به بررسی کارکرد اين دو در سيستم پرداخته و سپس بطور مفصل انواع هر کدام را بررسی خواهيم کرد .
شاسي :
سیستم تعلیق یک خودرو در حقیقت بخشی از شاسی است که شامل تمام سیستم های مهمی که در زیر بدنه قرار دارند، می شود .
این سیستم ها شامل بخش های زیر می شوند:
· شاسی(فریم)- قطعه ساختاری و حامل بار که بدنه موتوردار خودرو را حمل می کند، پس در نتیجه توسط سیستم تعلیق پشتیبانی می شود .
· سیستم تعلیق – تشکیلاتی که وزن را تحمل می کند، شوک و فشار را جذب کرده و کاهش می دهد و تماس لاستیک را کنترل می کند .
· سیستم هدایت – مکانیزمی که راننده را قادر می سازد تا وسیله را هدایت کرده و جهت بدهد .
· چرخ ها و لاستیک ها – اجزایی که حرکت خودرو را، با درگیری (اصطکاک) با سطح جاده، میسر می سازند .
فنر ( Spring ) :
قسمتی از سيستم تعليق می باشد که وزن خودرو را ساپورت کرده ، ارتفاع خودرو را در حد استانداردش ثابت نگه داشته و ضربات جاده را نيز دفع می نمايد .
فنرها که اغلب ميله ها يا حلقه های فولادی انعطاف پذيری هستند ، به شاسی و اتاق خودرو اجازه می دهند تا بدون اخلال در حرکت خودرو ، دست اندازها را يکی پس از ديگری پشت سر بگذارد .
کمک فنر ( Shock Absorber يا Damper ) :
در صورتی که خودرويی تنها مجهز به فنر باشد ، زمانی که باری اضافه بر روی فنرها اعمال شود يا وسيله نقليه با يک دست انداز روبرو شود ، فنر با جمع شدن آنرا جذب می نمايد ، اما زمانی که يک فنر جمع می شود ، مقداری انرژی در خود ذخيره می کند که برای تخليه اين انرژی ، فنر باز شده و انرژی وارده را به شکلی غير قابل کنترل رها می سازد و از آنجائيکه فيزيک يک فنر با نوسان و ارتعاش آميخته است پس از باز شدن دوباره جمع شده و سپس دوباره باز می شود ، و اين حرکت تا زمان تخليه کامل انرژی ادامه می يابد ، البته هر بار با فرکانسی کمتر از بار قبل . اين سيکل باعث جدا شدن چرخ از سطح جاده ، خارج کردن کنترل خودرو از دست راننده و از بين بردن نرمی و راحتی سواری و ايجاد حالتی مشابه قايق سواری ، می گردد.
اما آنچه اين مشکل را حل می نمايد چيزی نيست جز کمک فنر ؛ کمک فنری که در شرايط مناسب قرار داشته باشد به سيستم تعليق اجازه می دهد تا نوسان به وجود آمده را به يک يا دو سيکل تقليل داده ، حرکت بيش از حد را تعديل نموده و وزن وارد بر چرخها را در حالت تعادل و چسبيده به جاده قرار دهد . با کنترل فنر و حرکات سيستم تعليق ، اجزاء ديگر سيستم نظير Tie Rod ها نيز در وضعيت درست خود فعاليت خواهند کرد و همين امر تنظيم چرخهارا نيز به صورت ثابت در حالت صحيح خود ، نگه می دارد .
کمک فنر عموما شامل يک پيستون با سوراخهای ريز می باشد که در درون يک استوانه حاوی سيال هيدروليکی حرکت ميکند ، که عبور تحت فشار سيال از سوراخها ، منجر به حرکت ملايم پيستون در استوانه می گردد .
انواع فنرها
۵ نوع عمده فنر در وسايل نقليه مورد استفاده قرار می گيرد
۱- فنر مارپيچ ( Coil Spring ) :
نوع معمول و شناخته شده فنر می باشد ، که يک ميله پيچيده شده ( حلقه شده ) فولادی است ، قطر و ارتفاع حلقه ، قدرت و مقاومت فنر را تعيين مينمايد . افزايش قطر ميله ، باعث افزايش قدرت فنر می گردد ، در حاليکه افزايش طول آن باعث افزايش انعطاف پذيريش خواهد شد .
مقدار وزنی که برای فشردن يک فنر مارپيچ به ميزان ۱ اينچ لازم است را نرخ فنر ( Spring Rate ) می نامند . اين مقدار برای اندازه گيری قدرت فنر استفاده می شود و می توان آنرا نرخ فشردگی فنر نيز اطلاق کرد . برای مثال اگر ۱۰۰ پاند وزن لازم باشد تا فنری با حلقه های مساوی در ارتفاعش ۱ اينچ فشرده شود ، برای اينکه همين فنر ۲ اينچ فشرده شود نياز به ۲۰۰ پاند وزن می باشد اما اين فرمول فقط برای فنرهايی صادق است که فشردگی حلقه های يکسانی دارند ، در فنرهای پيشرفته ( Progressive Springs ) ، يک فنر دارای نرخ های مختلف در نقاط مختلفش می باشد . اين فنرها به دو روش ساخته می شوند ، در روش اول ، فنر در قسمتهای مختلف از ارتفاعش ، دارای ضخامتهای مختلفی است ، و در نوع دوم که نوع متداولتری است فشردگی فنر در قسمتهای بالاتر بيشتر است . اصولا فنرهای چند نرخی باعث می شوند تا در زمان خالی بودن خودرو ، قسمتی که دارای نرخ کمتری است وارد عمل شده و سواری نرمتری را فراهم نمايد و در هنگام اعمال وزن نيز قسمت با نرخ بالا وارد عمل شده و ساپورت و کنترل بهتری را برای وسيله نقليه فراهم می سازد .
محاسن : فنرهای مارپيچ به هيچ تنظيمی نياز نداشته و اکثرا بدون خرابی می باشند
معايب : اين نوع فنها از لحاظ تحمل وزن محدوديت داشته همچنين احتمال ضعيف شدنشان هم وجود دارد ، که اين امر باعث بر هم حوردن تنظيم هندسی و ارتفاع خودرو و فرسودگی تايرها و ديگر قطعات خودرو می شود . با اندازه گيری ارتفاع خودرو و مقايسه آن با ميزان مشخص شده ، می توان از ضعيف شدن فنرها آگاه شد .
موارد مصرف : اين نوع فنر ، در اغلب خودروهای سواری امروزی ، استفاده می گردد .
۲- فنر تخت ( Leaf Spring ) :
فنرهای تخت که در دو نوع تک ورقی و چند ورقی عرضه می شوند ، اين فنرها مانند فنرهای مارپيچ برای جذب ضربه جمع نمی شوند ، بلکه خم می شوند . نوع چند ورق شامل چند صفحه فولادی انعطاف پذير با طولهای مختلف می باشد که بر روی يکديگر قرار گرفته اند و در مواجه با ضربات جاده خم شده و بر روی يکديگر می لغزند. در نوع تک ورق نيز که عمدتا از نوع باريک شونده می باشد ، تنها يک ورق فنری که در وسط کلفت تر از طرفين می باشد ، مورد استفاده قرار می گيرد ، اين نوع از فنرهای تخت عمدتا از کامپوزيتها ساخته می شوند اما نوع فولادی آنها نيز يافت می شود . فنرهای تخت عمدتا به صورت مجزا برای هر چرخ استفاده می شوند که در طول خودرو و در زير هر چرخ نصب می شوند ، اما برخی کارخانجات نيز ، از نوع متقاطع ( ضربدری ) آن برای هر دو چرخ استفاده می کنند . فنرهای تخت بوسيله يک رابط U شکل به اکسل خودرو متصل می شوند و از دو طرف نيز به شاسی وصل می گردند .
محاسن : اين نوع از فنرها توانايی ساپورت وزنهای زياد را دارا بوده و سواری نرمتری را برا ی خودروهای سنگين به ارمغان می آورند
معايب : نياز به جای زياد ، وجود اصطحکاک بين ورقه های فنر و ايجاد صدای ناشی از لغزش فنرها بر روی يکديگر ( با نصب ورفهای پلاستيکی بين ورقه های فنر قابل حل است ) و همچنين نياز به سرويس و نگهداری از معايب اين فنرها محسوب می شود .
موارد مصرف : اين نوع از فنرها بيشتر در خودروهای سنگين ، وانت بارها ، برخی SUV ها (در مورد وانتها و SUV های جديد فقط برای چرخهای عقب استفاده می شود ) و حتی برخی خودروهای سواری قديمی نظير پيکان ديده می شود .
۳- ميله پيچشی ( Torson Bar ) :
در اين نوع از فنر ، ميله فولادی نه جمع شده و نه خم می شود بلکه در خود می پيچد ، ميله پيچشی که يک ميله صاف يا L شکل است به صورت عرضی در يک سمت به شاسی وصل شده و در سمت ديگر به قسمت متحرکی از سيستم تعليق متصل می شود ، در هنگام مواجه با ضربه ، ميله پيچشی در خود پيچ خورده ( می تابد ) و رفتار يک فنر را از خود بروز می دهد (حرکت اين نوع فنر مانند زمانی است که برای آبکشيدن يک لباس آنرا با دو دست می پيچانيم ) .
ميله های پيچشی برای تبديل حرکت عمودی خودرو به حرکت پيچشی در سطح افقی خود ، در يک سمت شياردار می باشند .
محاسن : قيمت کمی دارند نياز به تعمير و نگهداری ندارند ، قابل تنظيم بوده و فضای کمی نيز اشغال می کنند از اينرو در مواردی که فضای کافی برای فنر مارپيچ وجود نداشته باشد ، از اين نوع استفاده می گردد .
معايب : راحتی و نرمی حاصل از فنرهای مارپيچ را دارا نيست
موارد مصرف : اصولا برای اکسل عقب خودروها طراحی شده ، در خودروهای موجود در کشور بر روی اکسل عقب پژو ۲۰۶ و ۲۰۵ موجود می باشد.
۴- فنر هوايی ( Air Spring ) :
نوع ديگری از فنرها می باشد که در حال رواج يافتن می باشند . فنر هوا يک سيلندر لاستيکی است که با هوای فشرده پر شده و پيستونی که به اتصالات پايين چرخ متصل است با حرکت خود در اين سيلندر باعث فشردگی هوا و ايجاد حالت فنريت خواهد شد . اگر ميزان وزن خودرو تغيير نمايد نيز ، يک والو در بالای سيلندر هوا باز شده تا به مقدار هوای داخل سيلندر بيفزايد ( يک کمپرسور اين هوا را تامين می نمايد ) و اين امر باعث خواهد شد تا خودرو با وجود افزايش بار وارده ، در ارتفاع ثابت خود باقی بماند .
محاسن : نرمی بسيار بالا مانند غوطه وری در هوا
معايب : پيچيدگی سيستم و قيمت بالای آن
موارد مصرف : برای خودروهای سواری ، وانت ها و کاميونهای سبک در حال رايج شدن می باشد .
۵- فنر لاستيکی ( Rubber Spring ) :
اين نوع فنر که توسط دکتر Alex Moulten ابداع شد ، از يک لاستيک فشرده انعطاف پذير تشکيل شده .
محاسن : سبک بوده و جای کمی می گيرد
معايب : قابليتهای فنرهای فولادی را دارا نيست و بسيار ضعيفتر از آنهاست
موارد مصرف : اولين بار بر روی خودروهای مينی استفاده شد ، اما همينک در کمتر خودرويی بکار می رود و تنها برای دوچرخه ها و موتورهای مسابقه و صخره نوردی استفاده می شود .
نقش تايرها در سيستم تعليق :
تايرها فنرهايی هستند که به چشم نمی آيند ؛ تايرها نوعی فنر هوا می باشند که تمامی وزن خودرو را تحمل می کنند . فعاليت فنری تايرها روی کيفيت سواری و هندلينگ خودرو بسيار مهم می باشد ، و بطور کل تايرها به عنوان عضو اصلی اجزاء مؤثر در کيفيت رانندگی ، محسوب می شوند . سايز ، ساختمان ، ترکيب و تورم احتمالی در کيفيت رانندگی بسيار مؤثر می باشد.
فنر:
همانطور که قبلا ذکر شد ، بر خلاف تفکر عامه ، کمک فنر وزن خودرو را ساپورت نمی کند بلکه وظيفه اصلی آن کنترل نوسانات فنرها و حرکات سيستم تعليق و نگه داشتن چرخ به صورت چسبيده به جاده می باشد . اين کار با تبديل انرژی جنبشی حاصل از نوسانات فنر و سيستم تعليق و تبديل آن به انرژی گرمايی ( حرارتی ) در کمک فنر انجام می گردد .
برای ورود به بحث نحوه عملکرد يک کمک فنر ، ابتدا به زبان ساده و بدور از جزئيات به بررسی اساس کار آن پرداخته و سپس به تشريح کلی و تحصصی عملکرد ، اجزا و انواع آن خواهيم پرداخت ؛ يک کمک فنر شامل پيستونی است که در سطح مقطعش سوراخهای ريزی ( اين سوراخها را Orifice می نامند ) تعبيه شده و به يک ميله فولادی ( Piston Rod ) متصل است ، اين پيستون درون يک محفظه بسته ( تيوپ ) فلزی که حاوی يک سيال هيدروليکی ( عموما روغن ) است ، حرکت می نمايد . اطراف محل حرکت ميله به داخل و خارج محفظه به وسيله يک کاسه نمد کاملا آب بندی شده و سيال تحت فشار ، امکان خروج از محفظه را دارا نيست .
زمانی که نيرويی بر يک کمک فنر وارد شود ، کمک فنر به اصطلاح در سيکل فشرده شدن قرار گرفته و پيستون می خواهد به سمت پايين ، درون محفظه حرکت نمايد ، اما از آنجا که سيال قابليت فشرده شدن ندارد در مقابل اين نيرو مقاومت می کند و چون برای رهايی از اين فشار منفذی جز سوراخهای پيستون وجود ندارد ، برای دفع فشار وارده سيال از سوراخهای ريز درون پيستون عبور کرده و به پشت ( بالای )پيستون خواهد رفت ، اين حرکت نيز بدليل ريز بودن Orifice ها به کندی و با توليد حرارت انجام می گردد . همين کاهش سرعت جلوی نوسان فنر را گرفته و تعادل خودرو را برقرار می نمايد . برای باز کردن کمک فنر فشرده شده ( سيکل بازشدن ) نيز عملياتی مشابه سيکل فشرده شدن انجام می شود با اين تفاوت که اين بار سيال از بالای پيستون می خواهد به زير پيستون منتقل شود .
ميزان مقاومتی که يک کمک فنر از خود نشان می دهد بستگی به سرعت سيستم تعليق ( دست اندازهای جاده ) همچنين تعداد و سايز Orifice ها دارد.
اما ساختمان کمک فنرهای امروزی تا حدی پيچيده تر از آن چيزی است که در بالا ذکر شد ، تقريبا تمامی کمک فنرهای مدرن امروزی از نوع حساس به سرعت ( Velocity Sensitive ) می باشند ، بدين معنا که در سرعتهای بالای سيستم تعليق ( جاده های پر دست انداز ) ، کمک فنر مقاومت بيشتر و برعکس در سرعتهای پايين مقاومت کمتری از خود نشان می دهد که اين امر نرمی و راحتی رانندگی را بسيار بيشتر می نمايد . اما در سيستمی که در بالا بطور ساده بررسی شد يک مشکل بزرگ به چشم می خورد ؛ حجم سيال پايين پيستون ، در هنگامی که پيستون تا انتها بالا آمده ، با حجم سيال بالای پيستون در زمانی که پيستون تا انتها پايين رفته مساوی نيست ، دليل آن هم وجود ميله کمک فنر در بالای پيستون می باشد .
اما اين مشکل نيز به روشهای مختلفی در انواع کمک فنرهای موجود حل شده . حال با توجه به توضيحات ارائه شده در بالا به بررسی نحوه عملکرد يک کمک فنر متداول امروزی خواهيم پرداخت :
همانطور که گفته شد کمک فنرها بر اساس جابجايی سيال در دو طرف پيستونی که در يک محفظه ( تيوپ ) حرکت می نمايد ، در دو سيکل فشرده شدن و بازگشت ( کشش ) کار می کنند .
سيکل فشرده شدن ( Compression Cycle ) :
در هنگام فشرده شدن يا همان حرکت رو به پايين کمک فنر ، مقداری از سيال از طريق Orifice ها از قسمت B به قسمت A رفته و مقداری نيز از طريق سوپاپ فشردگی ( Compression Valve ) که در کف محفظه کمک فنر قرار دارد به تيوپ ذخيره ( Reserve Tube ) وارد می شود ، دليل وجود تيوپ ذخيره اختلاف حجم دو قسمت A و B بدليل وجود ميله کمک فنر در قسمت B می باشد ، از اينرو مقدار سيالی که در قسمت B قرار دارد قابل جايگزينی در قسمت A کمک فنر نمی باشد . پس در اثر فشار وارده ، سوپاپ فشردگی باز شده و مقداری از سيال وارد تيوپ ذخيره که در گرداگرد محفظه اصلی و جدای از آن قرار دارد ، وارد می شود .
همانگونه که در ابتدا ذکر شد کمک فنرهای امروزی مجهز به سيستم حساس به سرعت می باشند ، اين سيستم برای کنترل جريان سيال در سرعتهای محتلف سيستم تعليق دارای قطعاتی اضافه در پيستون و سوپاپ فشردگی می باشد ، اين قطعات ساده که شامل چند ديسک ( واشر ) ، يک فنر و ... می باشد باعث می شوند تا کمک فنر به نسبت سرعت ضربه اعمال شده در ۳ مرحله از خود واکنش نشان دهد ؛ اگر سرعت پايين باشد ، ديسکها در مقابل جريان روغن مقاومت می نمايد ، اين امر باعث عبور جريان آرامی به صورت نشتی از Orifice ها ، از قسمت B به قسمت A خواهد شد . در سرعتهای بيشتر ، فشار جريان روغن افزايش يافته پيستون را به سمت قسمت B فشار می دهد که باعث باز شدن اندک ديسکهای موجود در پيستون از روی کف پيستون می گردد و سيال با سرعت کم از درون Orifice ها عبور می کند ، اما در سرعتهای بسيار زياد ، ديسکها تحت فشار وارده باز مانده و سيال نيز با سرعت زياد از درون Orifice ها عبور می نمايد ، اما همزمان با پيستون ، سوپاپ فشردگی موجود در محفظه نيز که عملکرد و ساختمانی مشابه با پيستون دارد ، در همان ۳ مرحله ، حجمی از سيال که قابل جايگيری در قسمت A نيست ( بدليل وجود ميله ) را تحت فشار وارده به تيوپ ذخيره در گرداگرد محفظه اصلی منتقل می نمايد .
سيکل باز شدن ( Extension Cycle يا Rebound ) :
باز شدن يا کشش کمک فنر تحت نيروی پتانسيل ذخيره شده در فنر جمع شده ، انجام می گيرد و در اصل اين فنر می باشد که با باز شدن خودش کمک فنر را نيز باز کرده و به حالت اوليه اش بر می گرداند . در اين سيکل زمانيکه پيستون به سمت بالا کشيده می شود طی همان ۳ مرحله و بر حسب سرعت حرکت سيستم تعليق ، سيال موجود در قسمت A از طريق Orifice ها به قسمت B منتقل شده و از آنجا که مقدار سيال موجود در قسمت A برای جايگزينی در قسمت B ناکافی است بايد مقدار سيالی که در سيکل فشردگی در تيوپ ذخيره ، جمع آوری شده ، وارد عمل شود . از آنجاييکه در اين زمان فشار سيال موجود در تيوپ ذخيره بالاتر از فشار سيال موجود در قسمت B می باشد ، باعث باز نمودن سوپاپ فشردگی در کف کمک فنر می گردد و در پی آن سيال از تيوپ ذحيره جريان يافته و وارد قسمت B می گردد تا اين قسمت را بطور کامل پر نمايد ( باز شدن سوپاپ در اين مرحله نيز حساس به سرعت و ۳ مرحله ای است ).
انواع کمک فنرها
· دو تيوپه
· تک تيوپه
· با مخزن بيرونی
دو تيوپه :
در اين مدل از کمک فنر ، که همان نوع بررسی شده در بالاست ، يک تيوپ اصلی وجود دارد که پيستون در آن حرکت می نمايد و تيوپ دوم که تيوپ ذخيره نام دارد ، در گرداگرد تيوپ اصلی قرار گرفته تا سيال مازاد را در خود جای دهد .
کمک های دو تيوپه انواع متنوعی دارند ، که برخی از لحاظ تکنولوژی منحصر به يک يا چند کارخانه بوده و دارای قيمتهای بالا و کارآييهای خاصی نيز می باشند ، اما انواع متداول آن به شرح زير می باشند :
دو تيوپه گازی :
گسترش کمک فنرهای گازی باعث ايجاد برتری عمده ای در رانندگی با خودروهای مجهز به اين نوع کمک فنر گرديده . اين نوع از کمک فنر به مشکلات موجود در کنترل و هدايت خودروهايی که مجهز به شاسی و بدنه يکپارچه هستند يا فاصله چرخهايشان کم است يا نياز به فشار بالای باد تايرها دارند ، خاتمه بخشيده . اين کار تنها با افزودن مقداری گاز نيتروژن با فشار کم در تيوپ ذخيره انجام می گيرد . اين در حالی است که تصور عامه بر اين است که در کمک های گازی تنها از نوعی گاز استفاده می شود و از روغن خبری نيست . اما چنين نيست ، در اين نوع کمک فنر ، گاز ( نيتروژن ) تنها حجم بسيار کمی از حجم مواد موجود در کمک را شامل می شود . فشار نيتروژن درون تيوپ ذخيره نيز ما بين ۱۰۰ تا ۱۵۰ psi می باشد .
يکی ديگر از محاسن نيتروژن جلوگيری از ايجاد کف در کمک فنر است ، اين کف ( Foam ) که حاصل ترکيب شدن روغن با هوا ( در کمک فنرهای دو تيوپه هيدروليکی بجای نيتروژن ، هوا وجود دارد ) است ، قابل فشرده شدن می باشد ، از اينرو باعث اخلال در کار کمک شده و نرمی و راحتی رانندگی را از بين می برد همچنين واکنشهای کمک فنر را با تاخير مواجه می کند . اما در انواع گازی ، نيتروژن تحت فشار قابليت ترکيب شدن با روغن را دارا نيست . در صورتی هم که مقادير کمی هوا در پروسه توليد يا در حين کارکرد کمک وارد آن شده باشد ، بدليل وجود فشار نيتروژن تنها به صورت حباب در روغن پخش می شود .
ديگر مزيت کمک فنرهای گازی ، بازگشت جزئی آنها پس از فشرده شدن است ، اين امر که بدليل بيشتر بودن سطح مقطع زير پيستون نسبت به سطح بالای پيستون ( بدليل وجود ميله ) و وجود فشار بالای نيتروژن وارد بر سطح بزرگتر ( زير پيستون ) اتفاق می افتد ، باعث بالا رفتن ضريب فنر شده ، و تا حدی از پايين رفتن سر خودرو هنگام ترمز گيری ، پايين رفتن عقب خودرو در هنگام شتاب گيری و چپ شدن و انحراف خودرو جلوگيری می نمايد.
دو تيوپه هيدروليکی :
عينا مشابه نوع گازی می باشند ، با اين تفاوت که در آنها بجای نيتروژن تحت فشار کم ، از هوا در فشار معولی استفاده می شود ، که مشکلاتی نظير ايجاد کف در آنها اجتناب ناپذير است ( نوع هيدروليکی ، نسل اول کمک فنرهای دو تيوپه محسوب می شوند ، که همينک جای خود را به انواع گازی سپرده اند ) .
دو تيوپه Foam Cell :
در اين نوع بجای اينکه اجازه داده شود گاز نيتروژن در تماس با سيال هيدروليکی ( روغن ) قرار گيرد ، سلولهايی از نيتروژن اشباع شده بکار می رود ، اين نوع نيز همانند نوع گازی ، از ايجاد کف هوا و روغن جلوگيری می نمايد ، اما در صورتی که در دماهای بسيار بالا قرار گيرد ( کارکرد در جاده های با دست انداز بسيار زياد در مدت زياد ) پس از سرد شدن ديگر کيفيت اوليه خود را باز نخواهد يافت .
يکی از اشکالات کمک های دو تيوپه ، نداشتن قابليت نصب شدن به صورت زاويه دار و يا سر و ته می باشد ، اين امر باعث می شود ، در مواردی که سازنده با کمبود جا مواجه است امکان استفاده از اين نوع کمک را نداشته باشد ، ديگر اشکال کمک های دو تيوپه نيز دفع نشدن کافی گرما به خارج می باشد ، چرا که تيوپ ذخيره مانعی بر سر خروج گرمای توليدی در پيستون بوده و گرما نيز باعث کاهش ويسکوزيته روغن می گردد ، که اين امر کارآيی کمک فنر را کاهش می دهد ( اين مشکل در نوع گازی کمتر بوجود می آيد ) . کمک های دو تيوپه در اکثر خودروهای سواری ، وانتها ، SUV ها و کاميونهای سبک بکار می رود .
تک تيوپه :
در اين نوع از کمک فنر همانطور که از نامش پيداست ، تيوپ ذخيره وجود ندارد ، در درون تيوپ اصلی ۲ پيستون وجود دارد ؛ پيستون متحرک و پيستون جدا کننده ( معلق ) ، پيستون متحرک که به ميله کمک فنر متصل است دقيقا مشابه انواع دو تيوپه عمل می نمايد ،اختلاف اصلی اينجاست که در اين نوع از سوپاپ فشردگی خبری نيست و بجای آن يک پيستون جدا کننده ، محفظه حاوی روغن را از محفظه گاز جدا می نمايد ، محفظه زيرين حاوی گاز با فشار ۳۶۰ psi می باشد . در حين کارکرد در سيکل بازشدن ، هنگامی که فشاری بر پيستون متحرک وارد نشود بر اثر فشار نيتروپن زيرين ، بالا آمده و فضای خالی را پر می نمايد ، در سيکل فشرده شدن نيز تحت فشار ، پيستون پايين می رود تا کمک تا انتها فشرده شود .
اين نوع کمک فنر قابليت نصب در تمامی حالتها را داراست ، همچنين بدليل فشار بالای نيتروژن ، بر خلاف ديگر انواع کمک فنر قابليت ساپورت مقدار کمی از وزن خودرو را نيز دارد . در اين نوع بدليل نبود تيوپ ذخيره مشکل دفع حرارت توليدی نيز وجود ندارد ، در صورت بروز گرما نيز نه تنها کارآيی آن کاهش نمی يابد بلکه در پی افزايش فشار نيتروژن ( در اثر گرما ) بهبود نيز می يابد . همچنين بدليل نبود تماس بين روغن و گاز يا هوا مشکل تشکيل کف نيز وجود ندارد ، اما عيب اين نوع کمک فنر آسيب پذيری آن است چرا که بدليل نبود تيوپ ذخيره ، در صورت برخورد شيئی خارجی با پوسته کمک و ايجاد فرورفتگی ، پيستون از حرکت باز می ماند . اين نوع کمک فنر در بسياری از خودروهای سواری ، وانتها ، SUV ها و کاميونهای سبک استفاده می شود ، اما قيمت بالاتری نسبت به انواع تک تيوپه دارد .
با مخزن بيرونی :
اين نوع که بهترين نوع کمک فنر محسوب می شود ، برای کارهای برجسته ای چون مسابقات اتومبيلرانی و موتورسيکلت رانی بکار می رود و قيمت بالايی نيز دارد . در اين نوع ، از يک کمک فنر تک تيوپه سبک و کوچک استفاده می شود که بوسيله يک لوله به مخزنی که در قسمتی جدای از کمک فنر واقع شده و حاوی سيال و گاز می باشد وصل می شود ، درون مخزن يک پيستون جداکننده و يک سوپاپ فشردگی قرار دارد ، از اينرو می توان اين نوع را ترکيبی از دو نوع قبلی يعنی دو تيوپه و تک تيوپه دانست .
اشغال فضای کمتر در پشت چرخ ، بدليل پرتابل بودن مخزن دوم ( در برخی موارد به تيوپ اصلی چسبانده شده ، اما در اکثر موارد جدا می باشد ) ، خنک شدن بهتر و قابل تنظيم بودن ، از مزايای اين نوع کمک فنرها محسوب می شود .
چند نکته :
· مهندسين خودرو برای بدست آوردن کاراکترهايی چون بالانس ، تعادل و پايداری خودرو در شرايط مختلف ، ميزان باز شدن ديسک های پيستون و سوپاپ فشردگی را به نسبت نوع خودرو ، وزن آن و شرايط کارکرد ، تنظيم می نمايند . اين ميزان باز شدن را Valving Value می نامند و با تغيير فنر موجود در پيستون و سوپاپ فشردگی قابل تغيير می باشد ، از اينرو در صورتی که قصد خريد کمک فنری غير از نوع استاندارد خودرويتان داريد ، حتما به مقدار Valving Value کمک فنر جديد توجه نماييد تا با قطعه اصلی يکسان باشد .
· برخی کمک فنرها به صورت زاويه دار نصب می شو ند که اين امر باعث کاهش تاثير کمک فنر می شود ، اما در مواردی که با کمبود جا مواجه باشند ( چه از نظر کمبود فضا برای قرارگيری در حالت عمودی و چه از نظر ارتفاع باز شدن ) کج کردن زاويه کمک ، اجتناب ناپذير است . اين امر بيشتر در خودروهايی که از فنرهای تخت استفاده می کنند ديده می شود ، جدول زير ميزان کاهش تاثير کمک در درجه های مختلف را نشان می دهد .
· هر چه قطر محفظه و پيستون ( Bore size ) بيشتر باشد ، فشار داخل تيوپ کمتر شده و دما نيز کاهش می يابد و تعديل سيستم را بهبود می بخشد ، اما در مواردی که با کمبود جا مواجه باشند افزايش قطر امکان پذير نيست .
زمان تعويض :
- روش قديمی فشار بر روی گلگير و توجه به نحوه رفتار کمک فنر هنوز يکی از بهترين روشها برای تشخيص خرابی کمک فنر است ( پس از چند تکان محکم ، دست خود را بر داريد اگر نوسان خودرو بيش از ۱ تا ۵/۱ بار ادامه يافت ، کمک فنر بايد تعويض شود .
- گسيختگی کاسه نمد باعث نشتی روغن از کمک فنر می شود ، هر گاه نشتی از کمک فنر ديده شد ، زمان تعويض آن است .
- وجود مشکل در هندلينگ خودرو و انحراف در پيچها می تواند بر اثر خرابی کمک فنرها باشد .
- يک کمک فنر خوب ، به نسبت خرابی جاده هايی که خودروی شما در آنها حرکت می کند ؛ بايد بين ۱۳۰ تا ۱۶۰ هزار کيلومتر کار کند ، اما اين را نيز بدانيد که شرايط يک کمک فنر نو بسيار متفاوت با کمک فنری است که بطور مثال ۱۰۰ هزار کيلومتر کار کرد دارد .
- هميشه کمک فنرها را به صورت جفت تعويض نموده و از تعويض تکی آنها خودداری نماييد .
بوشها ( Bushes ) :
بوشها قطعاتی هستند اکثرا از جنس لاستيک طبيعی که برای اتصال بين قطعات متحرک سيستم تعليق به يکديگر استفاده می شوند . هدف استفاده از بوشها حذف سر و صدا (Noise ) در حين حرکت ، حذف لرزشها و تحمل مقداری از ضربات وارده به جهت خاصيت الاستيکی می باشد . بوشهای لاستيکی مقاومت خوبی در برابر کشش داشته ، همچنين در دماهای پايين ، بسيار مقاوم می باشند .
اما در مکانهايی که بدليل سرعت حرکت ، دما بالاست ، زود سخت شده و دچار ترکيدگی و شکست می شوند ، در چنين مواردی بهتر است از بوشهای ساخته شده از اورتان ( Urethane ) که مقاومت بيشتری در برابر گرما دارند ، استفاده شود ، البته اين نوع بوشها انعطاف پذيری نوع لاستيکی را دارا نبوده و نرمی خودرو و هندلينگ آن را تا حدی تحت تاثير قرار می دهند .
بوشها در مواردی بعنوان محور ( Pivot ) عمل می نمايند ، بدين صورت که دو قسمت فلزی بوسيله يک بوش استوانه ای مانند شکل زير به يکديگر متصل شده و در نتيجه حرکتی مانند حرکات مفاصل بدن انسان حاصل می گردد و حرکت سيستم تعليق با وجود اتصال به شاسی ، با منتقل نمودن کمترين ضربه امکان پذير می گردد .
طَبَق ( Control Arm ) :
قطعه ای است فلزی که در دو سر دارای بوشهای محوری ( مانند آرنج يا زانوی انسان عمل می کند ) می باشد که از يک سمت به قطعات متحرک سيستم تعليق و از سمت ديگر به شاسی خودرو متصل می گردد و نقش اتصال شاسی به قطعات سيستم تعليق را بر عهده دارد . در برخی موارد طبق ها به شکل حرف A می باشند يعنی در سمتی که به شاسی متصل می شوند دارای دو محور هستند که در اين صورت آنها را جناغی ( Wish Bone ) و يا A-Arm می نامند ، اما در مواردی که به صورت يکپارچه باشند ، همان نام طَبَق ( Control Arm ) به آنها اطلاق می گردد .
طَبَق ها بر حسب نوع سيستم تعليق در هر دو محور جلو و عقب قابل استفاده بوده و باز هم بر حسب نوع سيستم تعليق ممکن است يک خودرو بدون طَبَق ، با يک طَبَق در هر چرخ يا با دو طَبَق در هر چرخ ، طراحی شود . محل قرار گيری طَبَق ها ممکن است در نيمه بالا و يا نيمه پايين متعلقات چرخ باشد ؛ که در صورتيکه در قسمت بالا قرار داشته باشد به آن طَبَق بالا و در صورتيکه در قسمت پايين واقع شده باشد به آن طَبَق پايين گفته می شود . طَبَق پايين در محور جلوی اکثر خودروهای امروزی ديده می شود ، اما استفاده از طَبَق بالا با گسترش سيستم فنر و کمک فنر يکپارچه ( Strut ) رو به کاهش است .
سيبک ( Ball Joint ) :
سيبک همانگونه که از نامش پيداست از يک گوی فلزی دسته دار تشگيل شده که درون يک محفظه کروی از جنس فولاد سخت شده قرار گرفته و اطرافش با بوشهای لاستيکی پوشيده شده . سيبک بعنوان محور چرخشی ، چرخها را به نحوی به سيستم تعليق متصل می نمايد که قابليت چرخش در زمان پيچاندن فرمان ، همزمان با بالا و پايين رفتن چرخها در دست اندازها ( حرکت سيستم تعليق ) وجود داشته باشد ، دقيقا بمانند آنچه در محل اتصال پای انسان به لگن وجود دارد . سيبکها که قابليت ساپورت مقداری از وزن خودرو را نيز دارا هستند ، معمولا از يکسو به طَبَق و از سوی ديگر به متعلقات چرخ متصل می شوند . سيبکها معمولا فقط در محور جلو ، و به سر هر طَبَق ديده می شوند ، البته سيبک هايی هم در اتصالات ميل فرمان وجود دارد که کوچکتر از سيبکهای سيستم تعليق هستند و غالبا توسط عوام با سيبک های سيستم تعليق اشتباه گرفته می شوند .
اکثر سيبکها نياز به نگهداری ندارند ، اما در برخی خودروهای قديمی از سيبکهای گريس خور استفاده شده که بايد همزمان با تعويض روغن يا حداکثر هر ۶ ماه يکبار گريس کاری شوند .
ميل تعادل ( Stabilizer ، Sway Bar ، Anti Roll Bar) :
ميل تعادل يا به اصطلاح مکانيکها ، موج گير ، در اکثر موارد برای بالا بردن تعادل خودرو و جلوگيری از چپ شدن آن ، در خودرو هايی که دارای سيستم تعليق مستقل ( در بخش بعدی توضيح داده خواهد شد ) می باشند ، بکار می رود .
ميله تعادل يک ميله فولادی است که در دو سر دارای بوش بوده و غالبا بين دو چرخ يک محور قرار می گيرد و باصطلاح دو چرخ را به يکديگر متصل می نمايد ، ميل تعادل معمولا بوسيله دو اتصال محوری ( Pivot ) در دو طرف به شاسی نيز متصل می شود .
در هنگامی که خودرو درون يک پيچ قرار می گيرد و مثلا پيچ به سمت چپ می چرخد ، بدنه خودرو به سمت راست متمايل می گردد و چرخهای سمت راست تمايل به بلند شدن پيدا می کنند ؛ در اين حالت ميل تعادل نيروی رو به بالای چرخ مخالف را ، با پيچش خود ( مانند Torsion Bar ) به چرخ داخل پيچ منتقل کرده و آنرا پايين کشيده ، متعادل می نمايد . بسته به قطر ميله ، ميل تعادل تا ۱۵٪ قابليت کاهش امکان چپ شدن خودرو را داراست .
Strut :
زمانی که کمک فنر در درون فنر لول قرار گيرد به اين ترکيب اصطلاحا Strut گفته می شود . البته اين ترکيب قرارگيری کمک و کمک فنر هميشه Strut خوانده نمی شود ، بلکه تنها زمانی ، ترکيب کمک فنر قرار گرفته درون فنر را Strut می نامند که اين دو علاوه بر انجام وظايف اصلی خود ، با حذف سيبک و طَبَق بالا ، نقش يک رابط را نيز مابين سيستم تعليق و شاسی ايفا نمايند ، اين سيستم رکن اصلی سيستم های McPherson ( نوعی سيستم تعليق است که در مطلب بعدی بررسی خواهد شد ) محسوب می شود و بيشتر هم در همين سيستم ، ديده می شود . اين نوع قرارگيری فضای کمتری اشغال نموده و قيمت ارزانی نيز داراست و در اکسل جلوی اکثر خودروهای امروزی ديده می شود .
Strut Braces :
زمانی که صحبت از بالا بردن هندلينگ خودرو می شود ، اولين فکری که به ذهن هر کس ميرسد کاهش ارتفاع خودرو است ، اما يکی ديگر از مؤثرترين روشها استفاده از Strut Brace در خودروهايی است که دارای سيستم Strut می باشند . زمانی که شما درون يک پيچ قرار می گيريد تمامی شاسی خودرو به پيچش واداشته می شود ، چرا که هيچ پيوند فيزيکی بين دو سوی بالايی آن نيست ( ميل تعادل در منتها اليه پايين ، دو سوی شاسی را بهم متصل می نمايد ) و تنها اتصال بدنه خودرو است ، که آن هم به راحتی به نسبت مقاومتش دچار خمش می شود . اما يک Strut Brace که از روی موتور عبور کرده و در دو سمت به برآمدگی محل پيچ شدن Strut ها به بدنه وصل می شود ، سيستم تعليق را محکم تر کرده و از چپ شدن خودرو تا حد زيادی جلوگيری می نمايد . در مواردی که موتور ارتفاع بالاتری نسبت به محفظه Strut ها داشته باشد می توان از Strut Brace چهار ضلعی استفاده نمود .
Camber :
Camber به زاويه عمودی چرخ نسبت به خودرو اطلاق می شود ، اين زاويه در حالت عادی معمولا در اکثر خودروها صفر است ، در صورتيکه فاصله بالای دو چرخ مقابل ، به يکديگر نزديک تر از پايينشان باشد Camber يا زاويه چرخ ، منفی است و اگر هم که عکس اين موضوع صادق باشد ، زاويه چرخ مثبت است . سيستم تعليقی که در مواجه با پيچها و دست اندازها و با با لا و پايين رفتن چرخ در جای خود ، قابليت تبديل وضعيت زاويه چرخ به حالتهای منفی و مثبت را داشته باشد و Camber بهينه را در مواجه با شرايط مختلف ايجاد نمايد ، در مقايسه با خودرويی که در تمام حالات زاويه ای يکسان ، مثلا صفر دارد از توانايی بالاتری در کنترل خودرو برخوردار خواهد بود .
خصوصا زمانی که در سر پيچ ، چرخی به سمت بالا کشيده می شود ، زاويه Camber منفی يا همان باز شدن چرخها ، باعث تعادل بهتر خودرو خواهد شد ، پس اگر سيستم تعليق قابليت انحراف زاويه چرخ را در شرايط مختلف دارا باشد ، کمک های شايانی به تعادل خودرو خواهد نمود .
Sprung & Unsprung Weight :
هر آنچه که وزنش بر روی فنرهای خودرو وارد آيد ؛ از جمله بدنه ، شاسی ، موتور ، سرنشينان و ... را Sprung Weight يا وزن وارده می نامند و در مقابل وزن لاستيکها ، رينگها ، کمک فنرها ، اکسل و ... ، وزن غير وارده يا Unsprung Weight محسوب می شود . هر چه ميزان وزن غير وارده کمتر باشد ، عکس العمل سيستم تعليق در مواجه با دست اندازها سريعتر بوده و نرمی رانندگی بيشتری را نيز فراهم می نمايد . همچنين وزن غير وارده کمتر ، باعث می شود تا نيروی موتور با گشتاور بيشتری به سطح جاده منتقل شده و صرف خنثی کردن وزن غير وارد نشود .
انواع سيستم های تعليق :
سيستم های تعليق بطور گسترده به دو دسته مستقل و غير مستقل تقسيم می شوند که هر يک از اين دو نيز شامل انواع متفاوتی می باشند . در نوع غير مستقل يا وابسته ( dependent ) به طور معمول از يک اکسل يکپارچه ، برای هر دو چرخ يک محور استفاده می شود ؛ که چرخها را به موازات يکديگر و عمود بر اکسل نگه می دارد و زمانی که تنظيم يک چرخ بر هم بخورد ، تنظيم چرخ مقابل آن نيز بر هم خواهد خورد ، همچنين اگر يک چرخ با دست اندازی روبر شود و بالا يا پايين برود چرخ ديگر نيز موازی با آن تحت تاثير اين حرکت واقع خواهد شد .
اما در نوع مستقل ( Independent ) که نوع پيشرفته تری محسوب می شود ، هر چرخ توانايی حرکت مستقل و بدون تاثير گرفتن از چرخ مقابل را داراست .
در ادامه سعی خواهد شد اکثر سيستمهای تعليق موجود و حتی برخی انواع از رده خارج شده ، مورد بررسی قرار گيرند .
Solid Beam Axle يا Live Axle :
اولين توليد انبوه سيستم تعليق جلو برای خودروها مربوط به این سيستم می باشد . اين نوع را که Hotchkiss نيز می نامندش از يک بيم قوی و قطور فولادی تشکيل شده که دو چرخ مقابل را به يکديگر متصل می نمايد . اين سيستم که پس از موفقيت در ، درشکه ها به خودروها انتقال يافت ؛ به حدی خوب و ايده آل به نظر می رسيد که تا مدت زمان زيادی ، کسی فکر طراحی سيستمی جديدتر از آنرا در سر نپروراند . در حالی که اين سيستم اولين نوع سيستم تعليق بوده است اما بدليل قابليتهای خاصش در تحمل وزنهای سنگين ، هنوز هم در بسياری از خودروهای سنگين يافت می شود . اگر به زير يک خودروی سنگين نگاه کرده باشيد ، حتما اين بيم قطور را که بين دو چرخ واقع شده خواهيد ديد . اين سيستم ممکن است بسته به استفاده در جلو يا عقب خودرو ها با فنر تخت يا فنر لول مورد استفاده قرار گيرد ( در خودروهای سنگين غالبا از فنر تخت استفاده می شود ) .
همچنين با پيشرفت اين سيستم طی ساليان گذشته ، بر اساس ديگر اجزای تشکيل دهنده سيستم Solid Beam ( صلب ) ، ممکن است نامهای ديگری نيز به آن اطلاق شود ، از جمله زمانی که لينکهايی ( رابط يا طبق
هاي باريک ) از روی بيم بصورت عرضی يا طولی به کف اتاق متصل شوند بر اساس تعداد اين لينکها سيستم را Three Link ، Four Link و ... می نامند ، در صورتی هم که در نوع ۴ لينک دو عدد از لينکها به صورت زاويه دار به سمت وسط خودرو منحرف شوند ، آنرا Angled Arm می نامند . در دو نوع ۳ و ۴ لينکی و همينطور اکثر انواع بدون لينک Solid Axle مشکلاتی در زمينه کنترل افقی خودرو وجود دارد . از اينرو از يک ميله فولادی به نام Panhard Bar که از يک سمت اکسل به صورت کج به سر لينک مقابل می رود ، استفاده می کنند تا از حرکت خودرو از يک سمت به سمت ديگر به صورت افقی جلوگيری نمايد ، Panhard Bar در برخی ديگر سيستمها نيز ممکن است يافت شود .
بطور کل سيستم هايی که از Solid Axle استفاده می نمايند ، همگی از نوع غير مستقل بوده ، دارای سيستمی ساده ، قدرتی بالا در تحمل وزن و تقريبا بدون نياز به تنظيم زاويه چرخ می باشند ( در صورتی هم که تنظيم چرخها به هم بخورد ميزان کردن آنها کار مشکلی خواهد بود ) . اما در مقابل در اکثر آنها بخصوص انواع غير لينکی ؛ وزن غير وارده ( Unsprung Weight ) بسيار بالا ، بدليل سنگين بودن اکسل ، همچنين تحت تاثير قرار گرفتن چرخ مقابل در هنگام مواجه چرخ مخالف با دست انداز که از عيوب تمامی سيستم های غير مستقل می باشد و همچنين بزرگی سايز سيستم از عيوب سيستم های Solid Beam محسوب می شوند .
Swing Axle :
پس از آنکه مهندسين خودرو به معايب سيستم Solid Beam پی بردند ؛ کوشش ، برای ساخت اولين سيستم مستقل آغاز شد ، يکی از اين تلاشها به ساخت نوعی با نام Swing Axle انجاميد که امروزه آنرا نه مستقل بلکه نيمه مستقل می دانند . همانگونه که از نام آن پيداست ، اين سيستم اجازه می دهد تا چرخها به صورت محوری به قسمتی در وسط دو چرخ خودرو متصل شده و قابليت بالا و پايين رفتن در قوس مربوط به خود را داشته باشند .
اين سيستم که بعنوان سيستم تعليق عقب در فولکس های Beetle قديمی ( قورباغه ای خودمان ) ديده می شود با وجود سادگی نسبی ، دارای نرمی رانندگی بهتری نسبت به سيستم Solid Axle می باشد . اما با وجود مستقل بودن ، بدليل مشکلی در هندلينگ که آنرا پديده Jacking می نامند و ناشی از بلند شدن چرخ در سر پيچها بدليل ايجاد زاويه Camber مثبت در چرخ خارج از پيچ است ( بايد منفی شود تا تعادل خودرو حفظ شود ) ، اين سيستم از مقبوليت چندانی برخوردار نشد و جای خود را به ديگر سيستمها داد .
Trailing Arm Suspension و Semi Trailing Arm Suspension :
اين سيستم که يک سيستم مستقل محسوب می شود از يک يا چند بازو ( Trailing Arm ) در جلوی هر چرخ بهره می برد که برای ساپورت سيستم از سمت ديگر به زير شاسی متصل ميشوند . اين سيستم نسبت به سيستمهايی که تا کنون بررسی شد ، فضای کمتری را اشغال نموده و انعطاف پذيری بهتری را نيز داراست . اولين با ر اين سيستم با استفاده از فنر لول در چرخهای جلوی فولکس Beetle استفاده شد .
اما بدليل اينکه در اين سيستم ، زاويه Camber چرخ در تمامی حالات ثابت بود ، اين سيستم خيلی زود از رده خارج شد و جای خود را به سيستم مشابهی داد که اين مشکل را ندارد و آن سيستم ، Semi Trailing Arm است که با کج بودن زاويه قرار گيری بازوها ( Trailing Arms ) باعث می شود زاويه Camber بهينه در شرايط مختلف بدست آيد .
اين سيستم با فنر لول ، سيستم نسبتا قابل قبول و کم حجمی برای اکسل عقب خودروهای کوچک محسوب می شود ، افزايش وزن خودرو بدليل نياز به قوی بودن بازوها و ديگر اجزا اين سيستم ، همچنين احتمال خم شدن بازوها در مواجه با وزنهای زياد نيز از معايب اين دو سيستم بالاخص نوع Trailing Arm می باشند .
: Twist Beam ( Torsion Beam )
اين سيستم زيرشاخه ای از سيستم Trailing Arm محسوب می گردد که در آن Trailing Arm های دو چرخ بوسيله يک ميله مشابه آنچه در Solid Axle ديده می شود ، به يکديگر متصل هستند . تفاوت بيم يا ميله رابط در اين سيستم با سيستم صلب ( Solid Beam ) در اينجاست که بيم يا ميله در سيستم پيچشی ( Twist Beam ) ، توانايی پيچش مختصری را نيز داراست ، از همين رو آنرا ، Twist Beam يا ميله پيچشی می نامند .
Twist Beam سيستمی است نيمه مستقل ، چرا که با وجود قابليت پيچش مختصر محور رابط دو چرخ ، همين اتصال ، خود باعث عدم استقلال چرخها می گردد . اين سيستم بدليل نحوه قرارگيری کمکها ، عدم نياز به ميله موج گير و عدم نياز به فضای عرضی زياد ، فضای بسيار کمی را اشغال می نمايد . همين امر باعث شده ، اين سيستم در اکسل عقب اکثر خودروهای Compact ديفرانسيل جلو ، مورد استفاده قرار گيرد . در ادامه توضيح اين نکته ضروری است که نام اصلی اين سيستم Twist Beam می باشد اما به اشتباه آنرا Torsion Beam که نام ديگر Torsion Bar ( يک نوع فنر خودرو ، که در بخش اول اين مطلب بررسی شد ) است ، نيز می نامند و همين امر نيز باعث اشتباه آن با Torsion Bar که در واقع تنها نوعی فنر محسوب می شود و نه يک نوع از سيستم تعليق ، می گردد . خصوصا در ترجمه فارسی ، که هر دو ، ميله پيچشی ترجمه می شوند و همين امر تشخيص آنها را از يکديگر مشکل می نمايد . اين سيستم غالبا با دو نوع فنر يافت ميشود ؛ فنر لول و يا Torsion Bar . خودروهايی چون گلف ، فيات پونتو ، پرايد ، ماتيز و .... از سيستم Twist Beam با فنر لول بهره می برند و خودروهايی نظير پژو ۲۰۶ ، هيوندای Getz و بيشتر خودروهای پژو نظير ۴۰۵ نيز دارای سيستم Twist Beam با Torsion Bar می باشند که استفاده از لفظ Torsion Beam برای معرفی اين نوع سيستم تعليق ، چندان هم بی ربط نيست و به اصطلاح تلفيقی از نام لوازم بکار رفته در اين سيستم است ، اما استفاده از اين نام در انواع با فنر لول چندان درست به نظر نمی رسد . اين سيستم ها در مقايسه با ديگر سيستمهايی که برای اکسل عقب خودروها بکار می روند کيفيت چندانی دارا نيستند ، و بيشتر بدليل اشغال کمتر فضا و همچنين ارزان بودنشان در خودروهای با سايز کوچک استفاده می شوند .
McPherson :
اين سيستم که در دهه ۷۰ ميلادی در اکثر خودروها رواج يافت به نام سازنده اش Earle S. McPherson که از کارکنان کارخانه GM و بعدها Ford بود ، نامگذاری گرديده . در اين سيستم که رکن اصلی آن Strut می باشد ، خود Strut بعنوان يک لينک برای کنترل وضعيت چرخ استفاده می شود و شاسی را به سيستم تعليق متصل می نمايد . همانگونه که قبلا در توضيح Strut ( به بخش سوم رجوع شود ) ذکر شد ، اين سيستم باعث حذف طَبَق بالا و متعلقاتش ميشود ، از اينرو اين سيستم در خودروهايی که با کمبود فضا مواجه باشند خصوصا خودروهای ديفرانسيل جلو بسيار کارآمد خواهد بود . اين سيستم که غالبا دارای ميل موج گير ( Anti roll Bar ) برای حفظ تعادل خودرو می باشد ، دارای شاخص هايی چون کيفيت نسبتا خوب رانندگی ، نسبتا بهينه بودن زاويه Camber و ارزان بودن سيستم می باشد ، که هم در اکسل جلو و هم در اکسل عقب خودروهای کلاس متوسط بخصوص خودروهای با ديفرانسيل جلو به وفور يافت ميشود . نمونه آنرا می توانيد در اکسل جلوی اکثر خودروها از جمله انواع خودروهای پژو ، همچنين پرايد ، ماتيز ، هيوندای ورنا و ... بيابيد .
Double Wishbones يا A-Arm :
تکامل بعدی در سيستم های تعليق طراحی سيستم جناغی يا Double Wishbones بود که در آن دو طَبَق به شکل حرف A ، با طولهايی يکسان و به موازات يکديگر در بالا و پايين مرکز چرخ قرار می گرفتند .
اين سيستم بدليل وجود دو طَبَق قوی ، کنترل بسيار خوبی را دارا بود اما اين سيستم نيز قابليت تغيير زاويه Camber را دارا نبود . همين اشکال ، باعث طراحی نوع جديد سيستم جناغی گرديد . در اين نوع برای اينکه سيستم بتواند ، در هنگام فشردگی زاويه منفی ، و در هنگام باز شدن زاويه مثبت پيدا نمايد ؛ طَبَق بالا کوتاهتر از طَبَق پايين در نظر گرفته شد ، همين امر باعث شد تا طَبَق پايين حين حرکت شعاع کمتری را پيموده و چرخ هنگام بالا رفتن دچار زاويه منفی گردد که اين امر همانطور که گفته شد از انحراف خودرو در پيچها جلوگيری می نمايد .
اين سيستم در اکسل جلوی بسياری از خودروهای جديد امروزی ، اکثر خودروهای مسابقه ای از جمله فِراری ، اکثر خودروهای کارخانه هوندا و ... يافت می شود و تقريبا خالی از هر اشکالی است . اين سيستم مستقل ، از فنر لول که کمک فنر نيز درونش واقع شده ، بهره می برد . اما نمی توان برای اين شکل قرارگيری فنر و کمک فنر لفظ Strut استفاده نمود ، چرا که فنر و کمک فنر خاصيت ايفای نقش يک لينک را مانند آنچه در Strut وجود دارد ، ايفا نمی کنند . و کاربرد لفظ Strut ، برای اين شکل قرارگيری ، فقط در نوع McPherson می باشد .
Multi-Link Suspension :
تعريف دقيقی برای اين سيستم که از اوايل دهه ۸۰ رايج گرديد ، وجود ندارد . اما بطور کل هرگاه يک سيستم مستقل دارای بيش از ۲ لينک ( طبق ) باشد به آن Multi Link گويند ، در مواردی اين سيستم با سيستم Trailing Arm نيز تلفيق می گردد که مقاومت بالاتری را پديد می آورد . اما نوع مرسوم آن که دارای ۴ لينک ( رابط ) می باشد ، تقريبا همانند سيستم جناغی A-Arm است ، با اين تفاوت که دسته های هر جناغ ، به يکديگر متصل نيستند و هر يک به صورت جداگانه تنظيم پذيری بهتری را برای سيستم تعليق فراهم می نمايد .
اما همانطور که گفته شد ، سيستمهای ديگری مانند سيستم ۵ لينک اکسل عقب خودروهای هوندا و سيستم Z شکل BMW های سری ۳ نيز با نام Multi-Link شناخته می شوند ، که البته بدليل دارا بودن بازو می توان آنها را تلفيقی از Semi Trailing Arm و Multi link دانست . نمونه هایی از سيستم Multi-Link را که آخرين تکنولوژی در سيستم های تعليق مکانيکی اکسل عقب برای خودروهای سواری محسوب می شود را می توانيد در اکسل عقب خودروهايی چون هيوندای ورنا ، ميتسوبيشی گالانت ، BMW های سری ۳ ، مرسدس های کلاس S و ... ببينيد .
در اين مطلب سعی شد تا تقريبا تمامی سيستمهای مکانيکی موجود که از ابتدا تا کنون بعنوان سيستم تعليق در خودروها استفاده شده اند ، مورد بررسی قرار گيرد ، اما مسلما سيستمهای ديگری از جمله DeDion ، Weissach و ... نيز وجود دارند .
که اگر اين سيستمها را با سيستمهايی که از تلفيق چند سيستم پديد می آيند با هم جمع کنيم شايد دهها نوع ديگر غير از آنچه در بالا ذکر شد ، نيز وجود داشته باشند . اما بدليل مرسوم نبودن و محدوديت استفاده از آنها در خودروهای خاص ، از پرداختن به آنها خودداری می نماييم . سيستمهای پيشرفته تر هيدروليکی و الکترونيکی نظير سيستم تعليق زانتيا و يا سيستم Bose را نيز به دليل طولانی شدن بحث سيستم های تعليق طی چند ماه گذشته ، به چند ماه ديگر موکول می نماييم.
سیستم های تعلیق ویژه
تا به اینجا، در این مقاله بحث بر سر تعلیق خودروهای دیفرانسیل جلو و عقب معمولی بوده – خودروهایی که در جاده های عادی و در شرایط رانندگی متعارف استفاده می شوند. ولی در مورد تعلیق خودروهای ویژه نظیر خودروهای تقویت شده، مسابقه ای و یا خودروهای مسابقات خارج از جاده چه؟ در حالی که تعلیق خودروهای ویژه از همان ویژگی های پایه بهره می برند، آنها از خصوصیات برتری نیز، بسته به شرایط رانندگی که در آن قرار دارند، برخوردار هستند. در ادامه یک بررسی را از چگونگی طراحی این سیستم برای سه نوع خودروی ویژه – فولکس باجا، خودروهای مسابقه ای فرمول یک و خودروهای کلاسیک تقویت شده آمریکایی – ارائه می دهیم.
طراحی فولکس قورباغه ای مشخصاً برای تبدیل شدن به یک خودروی مطلوب برای طرفداران مسابقات خارج از جاده انجام شده بود. با یک مرکز ثقل پایین و قرار گرفتن موتور بر اکسل عقب، فولکسِ تک دیفرانسیل، به راحتی خودروهای دو دیفرانسیل با شرایط غیر جاده ای کنار می آید. البته فولکس قورباغه ای با تجهیزات اولیه (کارخانه ای) خود، با شرایط غیر جاده ای هماهنگ نمی باشد. اکثر فولکس ها به یک سری تغییرات و تبدیل ها نیازمند هستند تا بتوان از آنها در شرایط سخت مسابقات صحرایی باجا کالیفرنیا استفاده نمود.
یکی از مهمترین تغییرات، در سیستم تعلیق به وجود می آید. با برداشتن سیستم تعلیق میله پیچشی، تجهیزات استانداردی که در جلو وعقب اکثر فولکس های سال های 1936 تا 1977 وجود داشته، می توان فضا را برای چرخ ها و لاستیک های سنگین و مخصوص خارج از جاده باز نمود. کمک فنرهای بلندتری جایگزین کمک های استاندارد شده تا بدنه را بالاتر ببرد و فضای بیشتری را به چرخ ها برای جابه جایی دهد. در بعضی موارد دیده شده که میله های پیچشی را به کل برداشته و با سیستم های فنری فشرده جایگزین می کنند، قطعاتی که شامل فنر و کمک در یک واحد قابل تنظیم قرار دارند. نتیجه این تغییرات، خودرویی است که به چرخ ها اجازه جا به جایی عمودی در حدود 20 اینچ (50 س م) با بیشتر را می دهد. چنین خودرویی به راحتی می تواند از مناطق سخت عبور نموده و اغلب به نظر می آید که پستی و بلندی ها را "نادیده" می گیرد، مانند سنگی که روی آب می جهد.
خودروی مسابقه ای فرمول یک، اوج تکامل و ابداع را در صنعت اتومبیل به نمایش می گذارد. وزن کم، بدنه های ترکیبی، موتورهای ده سیلندر قدرتمند و فرم ایرودینامیک پیشرفته، منجر به پدید آمدن خودروهایی سریع تر، امن تر و قابل اعتمادتر شده است.
برای بالا بردن مهارت راننده به عنوان فاکتور و هدف کلیدی در یک مسابقه، ملزومات و قوانین سختی بر طراحی خودروی مسابقه فرمول یک حاکم می باشد. برای مثال، قوانین مربوط به نظم بخشیدن به طراحی سیستم تعلیق بیان می کند که همه خودروهای فرمول یک بایستی به شیوه معمول فنربندی شوند، و اجازه استفاده از تعلیق های پویا (که توسط کامپیوتر کنترل و تنظیم شده اند) نمی دهد. با در نظر گرفتن این مطلب، خودروها دارای یک سیستم تعلیق چند اتصالی می شوند، که از یک مکانیزم چند میله ای استفاده می کند، همانند سیستم دوجناغی.
یاد آور می شویم که یک طرح دوجناغی از دو بازوی کنترل جناغ شکل استفاده می کند، تا حرکت بالا و پایین هر چرخ را کنترل نماید. هر بازو سه نقطه اتصال دارد – دو تا به شاسی و یکی در توپی چرخ – و هر اتصال دارای لولا است تا بتواند حرکت چرخ را کنترل کند. در همه خودروها فایده اولیه تعلیق دوجناغی، کنترل می باشد. هندسه بازوها و حرکت پذیری اتصالات به مهندسان، نهایت کنترل را بر زوایای چرخ و دیگر حرکات خودرو نظیر بلند شدن، نشست و یا پرش می دهد. هر چند بر خلاف خودروهای خیابانی و جاده ای، در خودروی فرمول یک، کمک ها و فنرهای پیچشی مستقیماً به بازوهای کنترل متصل نمی شوند. در عوض آنها به صورت افقی در طول خودرو قرار می گیرند و به وسیله یک سری میله و میل لنگ از دور کنترل می شوند. با چنین تنظیماتی، میله ها و میل لنگ ها حرکات بالا و پایینی چرخ را به حرکت عقب و جلویی تجهیزات فنری و تقلیل دهنده تبدیل می کنند.
دوره خودروهای کلاسیک تقویت شده آمریکایی از سال 1945 تا حدود 1965 می باشد. مانند فولکس های قورباغه ای، خودروهای کلاسیک تقویت شده، نیاز به تغییرات مشخصی از طرف صاحبانشان داشتتند. هر چند بر خلاف فولکس های قورباغه ای که بر روی شاسی فولکس ساخته شده اند، خودروهای تقویت شده بر روی انواع مختلفی ازمدل های قدیمی و اغلب تاریخی سوار بودند: خودروهایی که قبل از سال 1945 در خط تولید قرار داشتند، خوراک مناسبی برای تبدیلات تقویتی بودند، زیرا بدنه و شاسی های آنها اغلب در حالت خوبی قرار داشت، در حالی که موتورها و گیربکس هایشان (بخش انتقال نیرو) نیاز به جایگزینی کامل داشت. برای طرفداران و علاقه مندان خودروهای تقویتی کلاسیک، این دقیقاً همان چیزی بود که آنها می خواستند؛ زیرا به آنها اجازه نصب موتورهایی بس پر قدرت تر و قابل اطمینان تر می داد، نظیر فورد هشت سیلندر سر تخت و یا شورلت هشت سیلندر.
یک نمونه ی خودروی تقویت شده مردمی T-Bucket نام داشت، زیرا بر پایه فورد مدل T ساخته شده بود. فرم معمول تعلیق، در جلوی فورد مدل T شامل یک اکسل I شکل یک تکه (تعلیق یکپارچه) یک فنر U شکل کالسکه ای (فنر تخت) و یک میله ی جناغی شکل (شعاعی) با توپی در میانه آن، که در یک کاسه که به گیربکس متصل بود، می چرخید. مهندسان فورد، مدل T را برای سواری در سطح بالاتر و همراه با حرکات بسیار زیاد سیستم تعلیق ساختند، تا مدلی ایده آل برای جاده های سخت و ابتدایی دهه 1930 باشد. ولی پس از جنگ جهانی دوم، خودروهای تقویتی شروع به تجربه موتورهای بزرگتری نظیر کادیلاک یا لینکلن بر روی خود کردند، واین بدین معنی بود که میله شعاعی جناغی-شکل، دیگر قابل استفاده نبود. و به جای آن، توپ مرکزی را حذف نموده و دو سر آن را به میله های شاسی جوش دادند. این طرح "جناغ دو تکه"، اکسل جلویی را حدود 1 اینچ (2.5 س م) پایین تر آورد و قدرت هدایت را بهبود بخشید .
پایین آوردن اکسل بیش از 1 اینچ، نیازمند یک طراحی کاملاً نوین بود؛ کاری که توسط شرکت بل اوتو انجام گردید. در طی دهه های 1940 و 1950، شرکت بل اوتو "اکسل های لوله ای پایین آمده" را معرفی کرد که خودرو را 5 اینچ کامل (13 س م) پایین آورد. اکسل های لوله ای از لوله های استیل نرم ساخته شده بودند و قدرت را همراه با ایرودینامیک در تعادل نگاه می داشتند. همچنین سطح استیلی، روکش کرومی را بهتر از اکسل های میله ای I شکل قبول می کرد؛ بنابراین تقویتی بازان اغلب، آنها را به خاطر کیفییات زیبایی شناختی شان ترجیح می دادند .
هر چند، برخی تقویتی بازان معتقد بودند که کنترل خوب فشارهای رانندگی، بر سختی اکسل های لوله ای و ناتوانی آنها در انعطاف پذیری نمی چربد. برای مرتفع ساختن این مشکل، تقویتی بازان، "تعلیق چهار میله ای" را معرفی کردند که دو اتصال آن بر روی اکسل و دو تای دیگر بر روی شاسی بود. در هر نقطه اتصال، انتهای میل های مدل-هواپیمایی، حرکات بسیاری را در تمام زوایا فراهم می نمودند. نتیجه؟ سیستم چهار میلی، کارکرد تعلیق در همه نوع شرایط رانندگی را بهبود بخشید .
آینده سیستم های تعلیق
در حالی که فنرها و کمک هایشان دستخوش تغییرات و بهبودهایی گردیده اند، طرح اصلی تعلیق خودرو در طی سال ها، دچار تحول مهمی نشده است. ولی همه این سیستم، با معرفی یک طراحی کاملاً جدید از شرکت Bose در حال تغییر می باشد – همان Bose که برای نوآوری هایش در فناوری صوتی شناخته شده است. بعضی حرفه ای ها، تا بدین حد پیش رفته اند که می گویند سیستم تعلیق Bose، بزرگترین پیشرفت در سیستم تعلیق اتومبیل، از زمان معرفی یک طراحی کاملاً جداگانه، می باشد .
چگونه کار می کند؟ سیستم Bose، به جای یک سیستم سنتی فنر و کمک، از یک موتور الکترومغناطیسی خطی (LEM) در هر چرخ بهره می برد. تقویت کننده ها، برای موتورها الکتریسیته فراهم می آورند، به طوری که با هر بار فشردگی سیستم، نیروی آنها جایگزین می شود. فایده اصلی موتورها این است که آنها مانند تقلیل دهنده های سنتی که بر پایه سیالات بودند، توسط اینرسی محدود نمی شوند. در نتیجه، یک LEM می تواند با سرعت بسیار بالاتری باز و بسته شود که به صورت مجازی، همه لرزش ها در کابین سرنشین را خنثی می سازد. حرکت چرخ نیز به خوبی کنترل می گردد، به طوری که بدنه خودرو در یک سطح باقی می ماند؛ بدون توجه به اتفاقاتی که برای چرخ می افتد. LEM همچنین می تواند حرکت خودرو را هنگام شتاب گرفتن، ترمز کردن و یا پیچیدن خنثی نموده و به راننده حس کنترل بسیار بهتری دهد .
متاسفانه این تغییر الگوی تعلیق، تا سال 2009 میسر نمی باشد، زمانی که این سیستم نوین برای یک یا چند خودروی اشرافی گران قیمت به کار گرفته می شود. تا آن زمان، رانندگان باید به متودهای آزمون و خطای سیستم های تعلیق، که جاده های پر دست انداز را در طول قرن ها رام کرده اند، اعتماد کنند .