• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 26
تعداد نظرات : 26
زمان آخرین مطلب : 6278روز قبل
دعا و زیارت

 

                                           

          بسم الله الرحمن الرحیم

 یکی از مسائلی که در اسلام به آن بسیار سفارش و تأکید شده است داشتن نظم و برنامه در تمام طول زندگی می باشد که در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) به صورت های گوناگون به آن اشاره شده است. مثلا امام رضا علیه السلام درباره برنامه روزانه هر فرد می فرمایند:

  (( مؤمن باید ساعات خود را بر چهار بخش تقسیم کند: ساعتی برای کار، ساعتی برای عبادت، ساعتی برای لذت و ساعتی برای دوستان و رسیدگی به امور اجتماعی که در غیر این صورت انسان به صورت عنصری حریص درآمده و مورد تمام انتقادهیی که درباره حرص است قرار می گیرد.))

  حال قصد داریم با استفاده از روایات و احادیث بررسی کنیم و ببینیم که بهترین راه و روش برای انجام هر کدام از این بخش ها و ساعت ها چگونه می باشد.

  کار و فعالیت

  اسلام توجه خاصی به کیفیت کار دارد، نه به مقدار و کمیت آن ( ایکم احسن عملا) . (1) به هر حال اسلام به کار اهمیت داده تا آن جا که در حدیث می خوانیم! (( خداوند بنده پرخواب و انسان بیکار را دشمن دارد.))

 امام رضا (علیه السلام) درباره پاداش تلاشگران می فرمایند: (( به راستی کسی که در پی افزایش رزق و روزی است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.)) البته باید توجه داشت که حتی کار کردن و تحصیل کردن نیز باید در راه رضا و خشنودی پروردگار باشد و هیچ گاه نباید هیچ چیزی ما را از یاد خدا غافل سازد بلکه پیوسته باید به یاد خدا بود آن چنان که  از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روایت گردیده که : (( از ایشان ( امام رضا علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟ آن حضرت فرمودند: آن که چیزی دارد که از (یاد) خدا بازش دارد.)) پس می بینید که نباید شغل و کار به گونه ای باشد که فرد را از یاد معبود خویش بازدارد. نکته ی دیگری که مهم است این موضوع می باشد که فرد به آن چه که پروردگار منان از رحمت خویش بنده اش را بهره مند ساخته است سپاسگذار و شکرگذار و راضی به رضای پروردگار خویش باشد و همیشه بر خدا توکل کند آن گونه که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( بر خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمان خوش او همراه است، و هر که به رزق و روزی اندک خوشنود باشد، خداوند به کردار اندک او خوشنود باشد، و هر که به اندک روزی حلال خوشنود باشد، بارش سبک و خانوداه اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسلام بهشت رساند.)) وظیفه ی مؤمن آن است که تلاش خود را در هر زمینه ای به نحو احسن انجام داده و نتیجه کار را به خدا واگذار نماید تا آن چه که صلاح اوست برایش پدیدار گردد آن گونه که امام رضا (علیه السلا) می فرمایند: (( ایمان چهر رکن دارد: 1-توکل بر خدا 2- رضا به قضای خدا 3-تسلیم به امر خدا 4-واگذاشتن کار به خدا)) .

  عبادت و تفکر در آفرینش

 همان گونه که دیدید هر فرد باید در هر روز ساعتی را نیز برای عبادت و مناجات و تفکر در جهان آفرینش و مخلوقات پروردگار یکتا قرار دهد. در این باره باید توجه داشت که کیفیت عبادت مهم تر از کمیت آن است به طوری که عبادتی که در آن فرد به دور از یاد و ذکر خدا و صرف عملی که به آن عادت کرده است و این عبادت وی را از از انجام گناهان دور نکند و ایمان وی را افزایش ندهد  قطعا  نتیجه و سودی در زندگی وی نخواهد داشت بلکه در عبادت، روح آن مهم است. بعنی عبادت باید به گونه ای باشد که در فرد یاد و ذکر خداوند عزو جل را زنده کرده و نتیجه و ثمره ی این عبادت این باشد که فرد به خاطر عشق و علاقه اش به معبود از هوس ها و گناهان دوری جوید (( الصلاة تنهی عن الفحشا و المنکر))(همانا نماز است که از هر کار زشت و منکر بازمی دارد) (2) و فرد سعی در کسب رضایت پروردگار بردارد به گونه ای که امام رضا (علیه السلام) در باب عبادت می فرمایند: ((

عبادت بسیار اندیشیدن درباره خداوند است. اما بسیاری نماز و روزه ای که از حدود حرکات مقرر و صورت معین آن تجاوز نمی کند و خالی از محتوای ایمانی استوار است، و انسان در شبانه روز به انجام دادن آن عادت کرده است عبادت نیست. از این رو چه بسیار است نمازگزار و روزه گیر که گناهان بزرگ مرتکب می شور، و خود را در زندگی به انواع گناهان مهلک دچار می سازد، و تسلیم هواها و هوس های خود می شود، بی آن که بتواند زمام نفس خویش را در دست داشته باشد و بخواهد قوای ایمانی خود را به کار گیرد تا او را از این گناهان باز دارد و در برابر خواهش های نفس به او پایداری بخشد، و از افتادن او در پرتگاه گمراهی و اعمال قالبی که فاقد هرگونه محتوای حکیمانه و اصالت های روحی است، چیز دیگری به شمار نیست.

 اما بسیاری تفکر درباره خدا خود عبادت است بلکه اصل و مقصد هر عبادتی است، زیرا هنگامی که انسان در چگونگی نظام آفرینش و آفریننده آن به تأمل و تفکر می پردازد، و به اسرار و دقایق فراوان هستی و آن چه وجود او را در میان گرفته می اندیشد ناگزیر در برابر نیرویی که این نظام را پدید آورده و قوانین آن را با این همه دقت و صحت بنیان نهاده خود را حقیر و ناچیز می بیند، و نیز زمانی که انسان به نیروی خرد و اندیشه اش در می یابد، که قدرت خداوند بزرگ بر همه عوالم هستی احاطه دارد، و هیچ موجودی نیست مگر این که در زیر سلطه و قدرت اوست بی آن که بتواند راهی برای چیرگی بر این سلطه، و رهایی از این قدرت مطلقه برای خود پیدا کند، ناگزیر وجود او ایمانی ژرف به آفریننده و پدید آورنده هستی فرا می گیرد، و در برابر این همه آثار عظمت با تمام وجود و از ته دل خضوع و فروتنی می کند.

 هم چنین هنگامی که انسان می نگرد که خداوند چه نعمت های گوناگونی به او داده، و چه سرمایه های بی حسابی برای ادامه حیات و رفع نیازهایش به او بخشیده، و قدرت مطلقه خداوند را به نظر می آورد که او می تواند در هر لحظه که بخواهد این نعمت ها را از او بگیرد و هیچ نیرویی نمی تواند جلوگیر او باشد، به ناچار سپاس و امتنان خود را ویژه او می گرداند، و از ناسپاسی و آن چه او را به خشم می آورد، دوری می گزیند.

 و نیز زمانی که انسان حکمت و مصلحت را که در آفرینش اوست درک می کند، و متوجه می شود که غایت و نهایتی در انتظار اوست تا او را به جهان دیگری منتقل سازد، که در آن به کسانی که در دنیا نیکی کرده اند پاداش نیکو و به بدکاران کیفر مناسب داده می شود، ناگزیر مواظب اعمال خود می شود تا آن چه مایه رستگاری است انجام دهد و از آن چه مایه خشم پروردگار است دوری جوید.

 این که انسان این مطلب را درک کند و دریابد که همه چیز از اوست خود، عبادت است، زیرا این ادراک و هشیاری راهی است که انسان را به درجات معرفت که پایه و اساس ایمان است می رساند و در عین حال به اعمال عبادی او همان روحانیت و معنویت گسترده ای را که در تشریع آن ها منظور است، می بخشد.

))

  تفریح و استراحت

  مرحله و ساعت دبگری که هر فرد بایستی در برنامه روزانه خود داشته باشد ساعتی است که فرد باید در آن از نعمت و لذات حلال خداوند به طور متعادل بهره مند گردد و به سیر و سفر و گردش در طبیعت و آشنایی با جلوه های زیبای خلقت پرودگار متعال خویش بپردازد تا هم از کسالت و روزمرگی خارج شده و هم  تجدید قوایی یابد برای انجام دیگر کارها. فقط چیزی که در این جا باید به آن توجه داشت این است که نباید فرد در این ساعت و مرحله نیز از یاد خدا غافل شود و در آن به جای بهره مندی متعادل از لذات حلال و مشروع به گناهان و لذات نامشروع و افراط بپردازد و غرق در لذات و گناهان شود به طوری که دیگر تمام هدف خود را رسیدن به این لذات محدود قرار دهد و از رسیدن به کمالات اخلاقی و قرب الهی بازماند که در این صورت چیزی جز اندوه و پشیمانی برای وی نمی ماند.

 بهترین فعالیت ها در این ساعت و مرحله از برنامه روزانه می تواند ورزش کردن باشد که حتی در اسلام نیز به آن توصیه شده است و پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز توصیه می نماید که همگان تیراندازی، سوارکاری و شنا را بیاموزند. مخصوصا ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز ورزش شنا را جز بهترین سرگرمی ها دانسته اند.

 همان طور که گفتیم یکی از بهترین گزینه ها برای این مرحله از برنامه روزانه گردش و تماشای طبیعت و مشاهده ی جلوه های ارزشمند خلقت خداوند در جهان هستی و در نتیجه شکرگزاری او می باشد. و هم چنین به نظر من بهترین گزینه برای این مرحله مطالعه ی کتاب های مفید می باشد که حتی امام علی (علیه السلام) نیز درباره ی آن تأکید داشته  و می فرمایند: ((هر که با کتاب آرامش یابد هیچ آرامش را از دست نداده است.))

  ملاقات و دیدار با دوستان و مؤمنان و رسیدگی به امور اجتماعی

  طبق آن چه که عرض شد یکی از مهم ترین بخش های این برنامه ساعتی است که آن را باید برای دوستان و هم چنین رسیدگی به امور اجتماعی در نظر گرفت.

 اسلام دینی است که افراد را به بودن با جمع سفارش نموده و همان گونه که می بینیم حتی عبادات جمعی نیز به مراتب ارزش بالاتری نسبت به عبادات فردی دارند مانند نماز جماعت که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( یک رکعت نماز جماعت ثواب هزار رکعت نماز فرادی را دارد.)) پس می بینید که با جمع بودن و در میان آن ها بودن چه قدر با ارزش می باشد.

 چیزی که در این جا قابل ذکر است این می باشد که فرد باید برای حضور در جامعه ظاهری آراسته و مرتب و پاکیزه داشته باشد. این چیزی است که اسلام نیز به آن سفارش فراوانی کرده است به طوری که داریم ((النظافة من الایمان)) (نظافت از ایمان است) و پاکیزگی  را بخشی از ایمان دانسته اند. امام رضا (علیه آلاف تحیة و الثناء) نیز می فرمایند: (( از اخلاق پیامبران، نظافت و پاکیزگی است.)) پس می بینید که چه قدر تأکید شده که مؤمن در همه حال بایستی پاکیزه و آراسته باشد و باید توجه داشت که این آراستگی به این معنا نیست که باید حتما خرج زیاد و فراوانی برای آن شود، بلکه می توان با کم ترین هزینه نیز همیشه مرتب و پاکیزه و معطر بود.

 دین مبین اسلام تأکید و سفارش فراوانی بر آن دارد که مؤمنان به دیدن و ملاقات یکدیگر بروند آن چنان که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.))

  دیدار و ملاقات با مؤمنان و برادران دینی فواید زیادی دارد که یکی از بزرگ ترین آن ها این است که اگر شما یا دوستانتان در مسئله ای به مشکل برخوردید و قدرت حل آن را نداشتید می توانید با یاری هم به حل آن بشتابید و در امور مختلف با هم مشورت کنید و از نظر یکدیگر مطلع گردید و به این صورت در همه ی امور یار و یاور و پشتیبان هم باشید. امام رضا (ع) در این باره این گونه می فرمایند: (( بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.)) و هم چنین می فرمایند: (( هر کس اندوه و مشکلی را از مؤمنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.))

 صله ارحام نیز یکی از موضوعات مورد تأکید قرآن کریم و ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد و قرآن کریم در چندین جا به آن سفارش فراوان داشته است مانند این آیه شریفه: (( یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدةٍ و خلق منها زوجها و بثَّ منهما رجالاً کثیراً نساءً و اتقوا الله الذی تساءَلون به و الارحام اِنَّ الله کان علیکم رقیبا)) ( ای مردم، بترسید از پروردگار خود، آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن پراکند، و بترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می کنید و درباره ارحام کوتاهی نکنید، که خدا مراقب اعمال شماست.)) (3) و از امام رضا (علیه السام) نیز روایت گردیده است که: (( پیوند خویشاوندی را برقرار کنید گرچه با جرعه آبی باشد، و بهترین پیوند خویشاوندی، خودداری از آزار خویشاوندان است.))

 هم چنین نباید در این ارتباط و دوستی به وضع مالی و خصوصیات جسمانی فرد توجه کرد و بر وی تکبر نمود آن گونه که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( کسی که فقیر مسلمانی را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا بر او سلام کند، در روز قیامت در حالی خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد.)) پس نباید وضع مالی یا درجه و مرتبه دنیوی فرد در دوستی مطرح باشد بلکه باید به میزان معرفت و دانایی و فضایل اخلاقی و رفتاری افراد در دوستی توجه کرد و باید از دوستی با نادان خودداری کرد زیرا امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( آن کسی که نادان را دوستدار شود در رنج افتد.))

  مطلب دیگری که در روابط دوستی و اجتماعی حائز اهمیت می باشد نوع برخورد و رفتار با دیگران می باشد که بهترین الگوها برای رسیدن به ادب و فضایل اخلاقی سیره و سخنان ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد آن چنان که از ابراهیم بن عباس صولی درباره امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که:

(( من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هزگز ندیدم در سخن گفتن، با کسی درشتی کند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هزگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ از آن، قطع کند.

و هرگز درخواست کسی را، که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود.

و هرگز پاهی خود را در جلو همنشین، دراز نمی کرد.

و هرگز در برابر همنشین تکیه نمی داد.

و هرگز او را ندیدم، که غلامان و بردگان خود را بد گوید.

و هرگز او را ندیدم، که آب دهان اندازد.

و هنگامی که مجلس او از مردم خالی، و سفره ی غذا انداخته می شد، همه غلامان و بردگانش، حتی دربان و میرآخور را، به دور سفره می نشانید.

تا آن جا که می گوید: هر که بگوید در فضیلت، کسی را مانند او دیده، از او باور نکنید.)) (4)

 در نوع گفتگوها نیز باید توجه داشت که با صداقت تمام و به دور از هرگونه دروغ گویی و کذب با دوستان و دیگران سخن گفت زیرا دروغ گو مورد توجه شیطان و کسی است که شیطان بر وی وارد می شود چنان چه در آیه شریفه آمده است: ((هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین - تنزّل علی کلّ افاکٍ اثیم)) ( آیا می خواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسانی نازل می شوند؟ - شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگوی بدکار نازل می شوند.)) (5) پس باید از دروغ گویی چه در شوخی و چه در حرف های جدی دوری کرد که دروغگویان دوستان شیطان اند.

 هم چنین به اعتقاد امام ائمه معصومین (علیهم السلام) شوخی زیاد باعث از بین رفتن شخصیت فرد ودلیر شدن دیگران بر وی می گردد به طوری که امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرمایند: ((کسی که با مردم شوخی و مزاح کند کوچکش می شمارند و برای شوخی کردنش مذمت می شود.)) پس باید توجه داشت که باید حد تعادل را در شوخی نگه داشت زیرا شوخی کردن در حد تعادل و به دور از هر گونه فحش و ناسزا عمل نیکویی می باشد چنان که امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: (( خدای عزو جل آن کس را که در میان جمعی شوخی و خوشمزگی کند دوست دارد، در صورتی که فحشی در میان نباشد.)) و در جای دیگر می فرمایند: (( خداوند، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد.)) پس باید توجه داشت که نباید هرگز در سخنان و مخصوصا شوخی های خود از حرف ها و کلمات ناپسند و دشنام استفاده نماییم.

  هم چنین باید از غیبت کردن نیز که در قرآن کریم این گونه از آن تعبیر کرده که انگار فرد گوشت برادر مرده ی خود را می خورد دوری کرد زیرا خداوند این عمل به این میزان زشت و پلید خوانده است و حتی اگر دیدید فردی یا جمعی مشغول غیبت هستند از آن ها دوری نمایید تا وارد بحث جدیدی شوند، چون گوش دادن به آن نیز مانند خود عمل به این میزان ناپسند است.

 هم چنین ائمه اطهار (علیهم السلام) همیشه مؤمنان را سفارش به سکوت کرده اند زیرا به تعبیر امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام): (( تا سخن نگفته ای زبان در گرو توست و چون سخن گفتی تو در گرو زبان هستی)) پس باید همیشه سنجیده سخن گفت و از گفتن سخنان بیهوده دوری کرد که درباره سکوت  امام رضا (علیه السلام) نیز می فرمایند: (( بر مردم روزگاری فرا می رسد که سلامت کامل اگر ده جزء باشد نه جزء آن در گوشه نشینی و یک جزء دیگر در خاموشی است.)) (6).

 امیدوارم با بهره گیری از این تعالیم والای قرآن کریم و مفسران به حق قرآن کریم، ائمه اطهار (علیهم السلام) و برنامه ریزی مطابق با سفارش های آنان در مراحل مختلف زندگی موفق بوده و به سعادت دنیا و آخرت نائل گردید.إن شاء الله

                                                                                                                        التماس دعا

                                                                                                                    امید تیزکار

منابع:

1-سوره هود، آیه 70

2- سوره عنکبوت، آیه 45

3- سوره نساء، آیه 1

4-عیون اخبارالرضا، ج 2،ص 184

5- سوره شعراء آیه 221 و 222

6-تحف العقول،ص 424

احادیث از کتاب های بحارالانوار و عیون اخبارالرضا انتخاب گردیده است.

چهارشنبه 2/2/1388 - 23:59
دعا و زیارت

نرم افزار آفتاب هشتم ( کتاب الکترونیکی  امام رضا علیه السلام مخصوص تلفن همراه)

 با سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت جانگداز مولایمان ثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به مناسبت سالگرد امام رضا (علیه السلام) و به منظور شناخت بیشتر ایشان نرم افزار کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم با فرمت جاوا تهیه گردیده که نرم افزاری قدرتمند و جامع و مفید درباره ابعاد مختلف زندگی و شخصیت امام رضا (علیه السلام) می باشد با قابلیت جستجو در متن که در اکثر گوشی های تلفن همراه قابل استفاده می باشد.از جمله امکانات این نرم افزار می توان به موارد زیر اشاره نمود:

- زندگینامه کامل امام رضا (علیه السلام)

- گوشه ای از صفات و سیره امام رضا (ع)

- چهل دعا از امام رضا (ع)

- داستان هایی جالب از زندگانی امام رضا (ع)

- مناظرات حضرت با علمای سایر ادیان

- سخنان حضرت و چهل حدیث از ایشان

- متن تألیفات امام رضا (ع)

DOWNLOAD-دانلود 

جمعه 9/12/1387 - 19:6
دعا و زیارت
((1)) از ما حركت از خدا بركت
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمیكى از یاران رسول خدا صلى الله علیه و آله فقیر شد. محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و شرح حال خود را بیان كرد. پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود:
برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بیاور!
آن مرد انصار رفت و طاقه اى گلیم و كاسه اى را خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله آورد.
حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمود: چه كسى اینها را از من مى خرد؟
مردى گفت : من آنها را به یك درهم خریدارم .
حضرت فرمود: كسى نیست كه بیشتر بخرد!
مرد دیگرى گفت : من به دو درهم مى خرم .
پیغمبر صلى الله علیه و آله به ایشان فروخت و فرمود: اینها مال تو است .
آن گاه دو درهم را به آن مرد انصار داد و فرمود: با یك درهم غذایى براى خانواده ات تهیه كن و با درهم دیگر تبرى خریدارى كن و او نیز به دستور پیغمبر صلى الله علیه و آله عمل كرد.
تبرى خرید و خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله آورد. حضرت فرمود: این تبر را بردار و به بیابان برو و با آن هیزم بشكن و هر چه بود ریز و درشت و تر و خشك همه را جمع كن ، در بازار بفروش .
مرد به فرمایشات رسول خدا صلى الله علیه و آله عمل كرد. مدت پانزده روز تلاش نمود و در نتیجه وضع زندگى او بهتر شد.
پیغمبر گرامى صلى الله علیه و آله به او فرمود: این بهتر از آن است كه روز قیامت بیایى در حالى كه در سیمایت علامت زخم صدقه باشد.

((2)) یك شبانه روز خدمت ، بهتر از یك سال جهاد!
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمجوانى محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید و عرض كرد:
یا رسول الله ! خیلى مایلم در راه خدا بجنگم .
حضرت فرمود: در راه خدا جهاد كن ! اگر كشته شوى زنده و جاوید خواهى بود و از نعمتهاى بهشتى بهره مند مى شوى و اگر بمیرى ، اجر تو با خداست و چنانچه زنده برگردى ، گناهانت بخشیده شده و همانند روزى كه از مادر متولد شده اى از گناه پاك مى گردى ... .
عرض كرد: یا رسول الله ! پدر و مادرم پیر شده اند و مى گویند، ما به تو انس ‍ گرفته ایم و راضى نیستند من به جبهه بروم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: در محضر پدر مادرت باش . سوگند به آفریدگارم ! یك شبانه روز در خدمت پدر و مادر بودن بهتر از یك سال جهاد در جبهه جنگ است .
(1)

((3)) رضایت مادر
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمرسول خدا صلى الله علیه و آله در كنار بستر جوانى حاضر شدند كه در حال جان دادن بود. به او فرمود: بگو ((لا اله الا الله )).
جوان چند بار خواست بگوید، اما زبانش بند آمد و نتوانست . زنى در كنار بستر او نشسته بود. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از او پرسیدند: این جوان مادر دارد؟
زن پاسخ داد: آرى ! من مادر او هستم .
فرمود: تو از این جوان ناراضى هستى ؟
گفت : آرى ! شش سال است كه با او قهرم و سخن نگفته ام !
فرمود: از او بگذر!
زن گفت : خدا از او بگذرد، به خاطر خوشنودى شما اى رسول خدا!
سپس پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به جوان فرمود: بگو ((لا اله الا الله )).
جوان گفت : ((لا اله الا الله ))
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: چه مى بینى ؟
- مرد سیاه و بد قیافه اى را در كنار خود مى بینم كه لباس چركین به تن دارد و بدبوست . گلویم را گرفته و خفه ام مى كند!
حضرت فرمود: بگو اى خدایى كه اندك را مى پذیرى و از گناهان بسیار مى گذرى ، اندك را از من بپذیر و تقصیرات زیادم را ببخش ! تو خداى بخشنده و مهربان هستى .
(2)
جوان هم گفت .
حضرت فرمود اكنون نگاه كن . ببین چه مى بینى ؟
- حالا مردى سفیدرو و خوش قیافه و خوشبو را مى بینم . لباس زیبا به تن دارد. در كنار من است و آن مرد سیاه چهره از من دور مى شود!
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: دوباره آن دعا را بخوان .
جوان بار دیگر دعا را خواند.
حضرت فرمود حالا چه مى بینى ؟
- مرد سیاه را دیگر نمى بینم و فقط مرد سفید در كنار من است . این جمله را گفت و از دنیا رفت .
(3)

((4)) فقیرى در كنار ثروتمند
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمیكى از مسلمانان ثروتمند با لباس تمیز و فاخر محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و در كنار حضرت نشست ، سپس فقیرى ژنده پوش با لباس ‍ كهنه وارد شد و در كنار آن مرد ثروتمند قرار گرفت .
مرد ثروتمند یكباره لباس خود را جمع كرد و خویش را به كنارى كشید تا از فقیر فاصله بگیرد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از این رفتار متكبرانه سخت ناراحت شد و به او رو كرد و فرمود:
آیا ترسیدى چیزى از فقر او به تو سرایت كند؟
مرد ثروتمند گفت : خیر! یا رسول الله .
پیامبر صلى الله علیه و آله : آیا ترسیدى از ثروت تو چیزى به او برسد؟
ثروتمند: خیر! یا رسول الله .
پیامبر صلى الله علیه و آله : پس چرا از او فاصله گرفتى و خودت را كنار كشیدى ؟
ثروتمند: من همدمى (شیطان یا نفس اماره ) دارم كه فریبم مى دهد و نمى گذارد واقعیتها را ببینم ، هر كار زشتى را زیبا جلوه مى دهد و هر زیبایى را زشت نشان مى دهد. این عمل زشت كه از من سر زد، یكى از فریبهاى اوست . من اعتراف مى كنم كه اشتباه كردم . اكنون حاضرم براى جبران این رفتار ناپسندم نصف سرمایه خود را رایگان به این فقیر مسلمان بدهم .
پیامبر صلى الله علیه و آله به مرد فقیر فرمود: آیا این بخشش را مى پذیرى ؟
فقیر: نه ! یا رسول الله .
ثروتمند: چرا؟!
فقیر:((زیرا مى ترسم من نیز مانند تو متكبر و خودپسند باشم و رفتارم مانند تو نادرست و دور از عقل و منطق گردد)).
(4)

((5)) نان خوردن به وسیله دین خدا ممنوع !
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمابن عباس (پسرعموى پیغمبر اسلام ) مى گوید:
هرگاه پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله كسى را مى دید و وى توجه حضرت را به خود جلب مى كرد مى فرمود: او شغل و حرفه اى دارد؟ اگر مى گفتند: نه ! مى فرمود: از نظر من افتاد.
وقتى از ایشان سؤ ال مى كردند: چرا؟
حضرت مى فرمود:
- به خاطر اینكه اگر آدم خداشناس شغلى نداشته باشد دین خدا را وسیله دنیاى خود قرار مى دهد و از دین خود نان مى خورد.
(5)

((6)) قوى ترین انسان
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمروزى پیامبر اسلام از محلى مى گذشت ، مشاهده كرد گروهى از جوانان سرگرم مسابقه وزنه بردارى هستند. آنجا سنگ بزرگى بود كه هر كدام آن را به قدرى توانایى خود بلند مى كردند. رسول خدا صلى الله علیه و آله پرسیدند: چه مى كنید؟ گفتند:
- زورآزمایى مى كنیم تا بدانیم كدام یك از ما نیرومندتر است ؟ فرمود: مایلید من بگویم كدامتان از همه قویتر و زورمندتر است ؟
عرض كردند: بلى ! یا رسول الله صلى الله علیه و آله . چه بهتر كه پیامبر سلام بگوید چه كسى از همه قویتر است ؟ پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:
- از همه نیرومندتر كسى است كه هرگاه از چیزى خوشش آمد علاقه به آن چیز او را به گناه و خلاف حق وادار نكند و هرگاه عصبانى شد طوفان خشم او را از مدار حق خارج نكند. كلمه اى دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد و هرگاه قدرتمند گشت به زیاده از اندازه حق خود دست درازى نكند.
(6)

((7)) پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در معرض قصاص
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمرسول گرامى صلى الله علیه و آله در بیمارى آخرین خود به بلال دستور داد كه مردم را در مسجد جمع كند. مردم به مسجد آمدند. خود حضرت در حالى كه سخت بیمار بود وارد مسجد شد و به منبر تشریف برد. پس از حمد و ثناى الهى از زحمات خود براى مردم بیان نمود و فرمود:
- یاران ! من براى شما چگونه پیامبرى بودم ؟ آیا همراه شما نجنگیدم ؟ آیا دندان پیشینم شكسته نشد؟ پیشانى ام شكسته نشد؟ آیا خون بر صورتم جارى نگردید و محاسنم با خون رنگین نشد؟ آیا متحمل سختیها نشدم و سنگ بر شكم نبستم تا غذاى خود را به دیگران بدهم ؟
اصحاب عرض كردند:
- راستى چنین بودید. چه سختیها كشیدید ولى تحمل كردید و در راه نشر حقایق از هیچ گونه تلاش و كوششى كوتاهى نفرمودید. خداوند بهترین اجر و پاداش را به شما مرحمت كند.
آن گاه پیامبر فرمود:
- خداوند عالم ، سوگند یاد نموده كه از ظلم هیچ ظالمى نگذرد. شما را به خدا هر كس حقى بر من دارد و یا به كسى ستم روا داشته ام حقش را بگیرد. چون قصاص در این دنیا نزد من بهتر از كیفر آن دنیاست كه آن هم در مقابل فرشتگان و پیامبران انجام خواهد گرفت .
در این هنگام مردى به نام سوادة بن قیس از آخر مجلس برخاست و عرض ‍ كرد: یا رسول الله ! پدر و مادرم به فدایت ! وقتى كه از طائف برگشتى ، من به پیشوازتان آمدم . شما بر شتر غضباى خود سوار بودى و عصاى ممشوق به دست داشتى . همین كه عصاى را بلند كردى كه بر شتر بزنى به شكم من خورد. نفهمیدم از روى عمد بود یا خطا.
فرمود: به خدا پناه مى برم . هرگز عمدا نزده ام .
سپس فرمود:
- بلال ! به منزل فاطمه برو و عصاى ممشوق را بیاور. بلال از مسجد بیرون آمد و در كوچه هاى مدینه فریاد مى زند: مردم ! هر كس حق و قصاصى بر گردن دارد، پیش از روز قیامت پرداخت كند و اكنون پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله خود را در معرض قصاص قرار داده و حقوق مردم را پیش از روز رستاخیز مى پردازد. بلال در خانه فاطمه علیهاالسلام را زد و به ایشان گفت :
- پدرت عصاى ممشوق را مى خواهد.
فاطمه علیهاالسلام فرمود:
- بلال ! پدرم عصاى ممشوق را براى چه مى خواهد؟ امروز نیازى به عصا نیست . زیرا پدرم این عصا را در روزهاى سفر همراه خود مى برد.
بلال گفت :
- اى فاطمه ! آیا نمى دانى كه اكنون پدرت در بالاى منبر است و با مردم خداحافظى مى كند.
فاطمه علیهاالسلام فریاد كشید و اشك از دیدگانش فرو ریخت و فرمود:
- اى واى از این غم و اندوه ! اى پدر! پس از تو چه كسى به حال فقرا و بیچارگان مى رسد و پس از تو به كه پناه برند؟ اى حبیب خدا! محبوب دلها! سپس عصا را به بلال داد. بلال عصا را خدمت پیامبر گرامى رساند.
حضرت فرمود:
- آن پیرمرد كجاست ؟
- پیرمرد از جا برخاست و گفت :
- این منم یا رسول الله ! پدر و مادرم به فدایت .
فرمود: جلو بیا و مرا قصاص كن تا راضى شوى .
پیرمرد: پدر و مادرم فداى تو باد. شكمت را باز كن !
پیامبر پیراهنش را از روى شكم كنار زد.
پیرمرد: اجازه مى دهید لبهایم را بر شكم مباركتان بگذارم و بوسه اى بردارم . حضرت اجازه داد. پیرمرد شكم پیامبر را بوسید و گفت :
- بار خدایا! با این عمل در روز قیامت از آتش جهنم به تو پناه مى برم .
پیامبر صلى الله علیه و آله : سوادة بن قیس ! حالا قصاص مى كنى یا مى بخشى ؟
سوادة : یا رسول الله بخشیدم .
پیامبر صلى الله علیه و آله : خدایا! سوادة بن قیس را ببخش ، چنانكه او پیامبر تو، محمد را ببخشید.
(7)

((8)) پیغمبر صلى الله علیه و آله و شبان
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمرسول خدا صلى الله علیه و آله با عده اى از بیابان عبور مى كردند. در اثناى راه به شترچرانى رسیدند. حضرت كسى را فرستاد تا مقدارى شیر از او بگیرد.
شتر چران گفت : شیرى كه در پستان شتران است براى صبحانه قبیله است و آنچه در ظرف دوشیده ام براى شام آنهاست .
با این بهانه به حضرت شیر نداد. پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله او را دعا كرد و گفت : خدایا! مال و فرزندان او را زیاد كن !
سپس از آن محل گذشتند و به گوسفند چرانى رسیدند. پیامبر كسى را فرستاد از او شیر بخواهد. چوپان گوسفندها را دوشید و با آن شیرى كه در آن ظرف حاضر داشت همه را در ظرف فرستاده پیامبر صلى الله علیه و آله ریخت و یك گوسفند نیز براى حضرت فرستاد و عرض كرد:
- فعلا همین مقدار آماده است ، اگر اجازه دهید بیش از این تهیه و تقدیم كنم ؟
رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره او نیز دعا كرده ، گفت : خدایا! به اندازه نیاز او روزى عنایت فرما!
یكى از اصحاب عرض كرد:
- یا رسول الله ! آن كس كه به شما شیر نداد درباره او دعایى نمودى كه همه ما آن دعا را دوست داریم و درباره كسى كه به شما شیر داد دعایى فرمودى كه هیچ یك از ما آن دعا را دوست نداریم !
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مال كم نیاز زندگى را برطرف مى سازد، بهتر از ثروت بسیارى است كه آدمى را غافل نماید.
سپس این دعا را نیز كردند:
- خدایا به محمد و اولاد او به اندازه كافى روزى لطف فرما!
(8)

((9)) گناهان خود را كوچك نشمارید!
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمپیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله در یكى از مسافرتها همراه جمعى از اصحاب خود در سرزمین خالى و بى آب و علفى فرود آمدند و به یاران خود فرمودند:
- هیزم بیاورید تا آتش روشن كنیم .
اصحاب عرض كردند: یا رسول الله ! اینجا سرزمینى خالى است و هیچ گونه هیزمى در آن وجود ندارد.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:
- بروید هر كس هر مقدار مى تواند هیزم جمع كند و بیاورد. یاران به صحرا رفتند و هر كدام هر اندازه كه توانستند، ریز و درشت ، جمع كردند و با خود آوردند. همه را در مقابل پیغمبر صلى الله علیه و آله روى هم ریختند. مقدار زیادى هیزم جمع شد.
در این وقت رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
- گناهان كوچك هم مانند این هیزمهاى كوچك است . اول به چشم نمى آید، ولى وقتى كه روى هم جمع مى گردند، انبوه عظیمى را تشكیل مى دهند.
آنگاه فرمود: یاران ! از گناهان كوچك نیز بپرهیزید. اگر چه گناهان كوچك چندان مهم به نظر نمى آیند؛ هر چیز طالب و جستجو كننده اى دارد. جستجوكنندگان ! آن چه را در دوران زندگى انجام داده اید و هر آن چه بعد از مرگ آثارش باقى مانده است ، همه را مى نویسد و روزى مى بیند كه همان گناهان كوچك ، انبوه بزرگى را تشكیل داده است .
(9)

((10)) خطر دنیاپرستى
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمدر زمان صلى الله علیه و آله مؤ منى از اهل صفه (10) سخت فقیر و مستمند بود. وى تمام نمازها را پشت سر پیامبر صلى الله علیه و آله مى خواند. رسول خدا صلى الله علیه و آله بر او ترحم مى كرد و به نیازمندى و غریبى او توجه داشت و مى فرمود:
اى سعد! اگر چیزى به دستم برسد تو را بى نیاز مى سازم .
مدتى گذشت چیزى به دست پیغمبر نیامد. حضرت به حال سعد بیشتر اندوهگین شد. خداوند سبحان به اندوه پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت به سعد توجه فرمود. جبرئیل را با دو درهم خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله فرستاد.
جبرئیل به حضرت عرض كرد: اى محمد! خدا از اندوه تو براى سعد آگاه است . آیا دوست دارى او را بى نیاز سازى ؟
پیامبر صلى الله علیه و آله : آرى !
جبرئیل : این دو درهم را به او مرحمت كن و دستور بده با آن تجارت كند. پیامبر صلى الله علیه و آله در درهم را گرفت . وقتى كه براى نماز ظهر از منزل خارج شد سعد را دید كه در خانه ایستاده و منتظر آن حضرت است .
فرمود: اى سعد! آیا تجارت خوب بلدى ؟
عرض كرد: سرمایه اى ندارم كه با آن تجارت كنم .
پیامبر صلى الله علیه و آله دو درهم به او داد و فرمود: با آن تجارت كن و روزى خدا را به دست آور.
سعد دو درهم را گرفت و در خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله به مسجد رفت و نماز ظهر و عصر را با رسول خدا صلى الله علیه و آله خواند. آن گاه حضرت فرمود:
- برخیز به دنبال روزى برو! همواره به حال تو غمگین بودم .
سعد مشغول تجارت شد خداوند بركتى به او داد. هر چه مى خرید به دو برابر مى فروخت . دنیا به سعد روى آورد. كم كم سرمایه اش ترقى كرد و مالش فراوان شد و معامله اش رونق گرفت . به طورى كه در كنار در مسجد دكانى گرفت و سرمایه و كالاى خود را در آنجا جمع كرده ، تجارتش را انجام مى داد.
وقتى كه بلال اذان مى گفت و رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى نماز حركت مى كرد، سعد را مى دید كه سرگرم خرید و فروش بوده ، مشغول دنیا است . هنوز وضو نگرفته و خود را براى نماز مهیا نكرده است . با اینكه قبل از این پیش از اذان مهیاى نماز مى شد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود:
اى سعد! دنیا تو را از نماز باز داشته است ؟
سعد مى گفت : چه كنم ؟ سرمایه ام را تلف كنم ؟ به این مرد جنسى فروخته ام ، مى خواهم پولم را از او بگیرم و از آن دیگرى كالایى خریده ام باید پول او را بدهم .
رسول خدا صلى الله علیه و آله به آن حال سعد بیشتر از فقرش غمگین شد. جبرئیل محضر آن جناب رسید، عرض كرد: اى پیامبر! خداوند از غم تو براى سعد آگاه است . كدام یك را بیشتر دوست دارى ؟ حالت اول یا حالت فعلى او را؟
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى جبرئیل ! حالت اول (تنگدستى ) او را دوست دارم . زیرا دنیا آخرت او را از دستش گرفته است .
جبرئیل عرض كرد به راستى محبت و اموال دنیا امتحان بوده و بازدارنده از آخرت مى باشد.
آن گاه عرض كرد:
- یا رسول الله ! به سعد بگو آن دو درهمى كه به او داده اى به شما بازگرداند، وضعش به حالت اول برمى گردد.
پیامبر به سعد فرمود: آیا آن دو درهم را به من باز مى گردانى ؟
عرض كرد: به جاى دو درهم ، دویست درهم مى دهم .
حضرت فرمود: نه ! همان دو درهم را مى خواهم .
سعد آن دو درهم را به حضرت داد. به دنبال آن چیزى نگذشت كه دنیا از وى روى گرداند و هر چه داشت از دستش رفت . سعد دوباره به حال فقر و ندارى افتاد.
(11)

((11)) خشتى از طلا و خشتى از نقره
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمرسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
- وقتى مرا به معراج بردند، وارد بهشت شدم . در آنجا فرشتگانى دیدم كه با خشت طلا و خشت نقره ساختمانى مى سازند ولى گاهى دست از كار مى كشند از فرشتگان پرسیدم : شما چرا گاهى كار مى كنید و گاهى از كار دست مى كشید؟ سبب چیست ؟
پاسخ دادند: هر وقت مصالح ساختمانى به ما برسد مشغول مى شویم و هرگاه نرسد از كار باز مى ایستیم .
گفتم : مصالح ساختمانى شما چیست ؟
جواب دادند: ((سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر)).
وقتى مؤ من این ذكر را مى گوید ما ساختمان را مى سازیم . وقتى كه ساكت مى شود ما نیز دست از كار مى كشیم .
(12)

((12)) جوان شب زنده دار
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمروزى پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نماز صبح را با مردم در مسجد خواند. در این میان چشمش به جوانى افتاد كه از بى خوابى چرت مى زد و سرش پایین مى آمد. رنگش زرد شده بود و اندامش باریك و لاغر گشته ، چشمانش در كاسه سر فرو رفته بود.
رسول خدا صلى الله علیه و آله به او فرمود:
- حالت چطور است و چگونه صبح كرده اى ؟
عرض كرد:
- با یقین و ایمان كامل به جهان پس از مرگ ، شب را به صبح آوردم و حالتم چنین بود.
حضرت با تعجب پرسید:
- هر یقینى علامتى دارد. علامت یقین تو چیست ؟
پاسخ داد:
- یا رسول الله ! این یقین است كه مرا افسرده ساخته و شبها خواب را از چشمم ربوده و در روزهاى گرم تابستان (به خاطر روزه ) مرا به دنیا و آنچه در اوست ، بى رغبت كرده است . هم اكنون با چشم بصیرت قیامت را مى بینم كه براى رسیدگى به حساب مردم برپا شده و مردم براى حساب گرد من آمده اند و من در میان آنان هستم . گویا بهشتیان را مى بینم كه از نعمتهاى بهشتى برخوردارند و بر تخت هاى بهشتى تكیه كرده اند و با یكدیگر مشغول تعارف و صحبتند و اهل جهنم را مى بینم كه در میان شعله هاى آتش ناله مى زنند و كمك مى خواهند. هم اكنون غرش آتش جهنم در گوشم طنین انداز است .
رسول خدا صلى الله علیه و آله به اصحاب فرمود: این جوان بنده ایست كه خداوند قلب او را به نور روشن ساخته است . سپس روى به جوان نموده ، فرمود: بر همین حال كه نیك دارى ، ثابت باش و آن را از دست مده .
عرض كرد:
- یا رسول الله ! از خدا بخواه در راه حق به شهادت برسم .
پیامبر صلى الله علیه و آله او را دعا كرد و طولى نكشید، همراه پیغمبر در یكى از جنگها شركت كرد و دهمین نفرى بود كه در آن جنگ شهید شد.
(13)
سه شنبه 6/12/1387 - 1:31
دعا و زیارت

نرم افزار آفتاب هشتم ( کتاب الکترونیکی  امام رضا علیه السلام مخصوص تلفن همراه)

 با سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت جانگداز مولایمان ثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به مناسبت سالگرد امام رضا (علیه السلام) و به منظور شناخت بیشتر ایشان نرم افزار کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم با فرمت جاوا تهیه گردیده که نرم افزاری قدرتمند و جامع و مفید درباره ابعاد مختلف زندگی و شخصیت امام رضا (علیه السلام) می باشد با قابلیت جستجو در متن که در اکثر گوشی های تلفن همراه قابل استفاده می باشد.از جمله امکانات این نرم افزار می توان به موارد زیر اشاره نمود:

- زندگینامه کامل امام رضا (علیه السلام)

- گوشه ای از صفات و سیره امام رضا (ع)

- چهل دعا از امام رضا (ع)

- داستان هایی جالب از زندگانی امام رضا (ع)

- مناظرات حضرت با علمای سایر ادیان

- سخنان حضرت و چهل حدیث از ایشان

- متن تألیفات امام رضا (ع)

DOWNLOAD-دانلود 

وبلاگ تخصصی امام رضا علیه السلام: http://ya-reza.persianblog.ir                         

يکشنبه 4/12/1387 - 21:29
دعا و زیارت

 

                                          

          بسم الله الرحمن الرحیم

 یکی از مسائلی که در اسلام به آن بسیار سفارش و تأکید شده است داشتن نظم و برنامه در تمام طول زندگی می باشد که در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) به صورت های گوناگون به آن اشاره شده است. مثلا امام رضا علیه السلام درباره برنامه روزانه هر فرد می فرمایند:

 (( مؤمن باید ساعات خود را بر چهار بخش تقسیم کند: ساعتی برای کار، ساعتی برای عبادت، ساعتی برای لذت و ساعتی برای دوستان و رسیدگی به امور اجتماعی که در غیر این صورت انسان به صورت عنصری حریص درآمده و مورد تمام انتقادهیی که درباره حرص است قرار می گیرد.))

 حال قصد داریم با استفاده از روایات و احادیث بررسی کنیم و ببینیم که بهترین راه و روش برای انجام هر کدام از این بخش ها و ساعت ها چگونه می باشد.

 کار و فعالیت

 اسلام توجه خاصی به کیفیت کار دارد، نه به مقدار و کمیت آن ( ایکم احسن عملا). (1) به هر حال اسلام به کار اهمیت داده تا آن جا که در حدیث می خوانیم! (( خداوند بنده پرخواب و انسان بیکار را دشمن دارد.))

 امام رضا (علیه السلام) درباره پاداش تلاشگران می فرمایند: (( به راستی کسی که در پی افزایش رزق و روزی است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.)) البته باید توجه داشت که حتی کار کردن و تحصیل کردن نیز باید در راه رضا و خشنودی پروردگار باشد و هیچ گاه نباید هیچ چیزی ما را از یاد خدا غافل سازد بلکه پیوسته باید به یاد خدا بود آن چنان که  از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روایت گردیده که : (( از ایشان ( امام رضا علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟ آن حضرت فرمودند: آن که چیزی دارد که از (یاد) خدا بازش دارد.)) پس می بینید که نباید شغل و کار به گونه ای باشد که فرد را از یاد معبود خویش بازدارد. نکته ی دیگری که مهم است این موضوع می باشد که فرد به آن چه که پروردگار منان از رحمت خویش بنده اش را بهره مند ساخته است سپاسگذار و شکرگذار و راضی به رضای پروردگار خویش باشد و همیشه بر خدا توکل کند آن گونه که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( بر خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمان خوش او همراه است، و هر که به رزق و روزی اندک خوشنود باشد، خداوند به کردار اندک او خوشنود باشد، و هر که به اندک روزی حلال خوشنود باشد، بارش سبک و خانوداه اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسلام بهشت رساند.)) وظیفه ی مؤمن آن است که تلاش خود را در هر زمینه ای به نحو احسن انجام داده و نتیجه کار را به خدا واگذار نماید تا آن چه که صلاح اوست برایش پدیدار گردد آن گونه که امام رضا (علیه السلا) می فرمایند: (( ایمان چهر رکن دارد: 1-توکل بر خدا 2- رضا به قضای خدا 3-تسلیم به امر خدا 4-واگذاشتن کار به خدا)).

 عبادت و تفکر در آفرینش

 همان گونه که دیدید هر فرد باید در هر روز ساعتی را نیز برای عبادت و مناجات و تفکر در جهان آفرینش و مخلوقات پروردگار یکتا قرار دهد. در این باره باید توجه داشت که کیفیت عبادت مهم تر از کمیت آن است به طوری که عبادتی که در آن فرد به دور از یاد و ذکر خدا و صرف عملی که به آن عادت کرده است و این عبادت وی را از از انجام گناهان دور نکند و ایمان وی را افزایش ندهد  قطعا  نتیجه و سودی در زندگی وی نخواهد داشت بلکه در عبادت، روح آن مهم است. بعنی عبادت باید به گونه ای باشد که در فرد یاد و ذکر خداوند عزو جل را زنده کرده و نتیجه و ثمره ی این عبادت این باشد که فرد به خاطر عشق و علاقه اش به معبود از هوس ها و گناهان دوری جوید (( الصلاة تنهی عن الفحشا و المنکر))(همانا نماز است که از هر کار زشت و منکر بازمی دارد) (2) و فرد سعی در کسب رضایت پروردگار بردارد به گونه ای که امام رضا (علیه السلام) در باب عبادت می فرمایند: ((

عبادت بسیار اندیشیدن درباره خداوند است. اما بسیاری نماز و روزه ای که از حدود حرکات مقرر و صورت معین آن تجاوز نمی کند و خالی از محتوای ایمانی استوار است، و انسان در شبانه روز به انجام دادن آن عادت کرده است عبادت نیست. از این رو چه بسیار است نمازگزار و روزه گیر که گناهان بزرگ مرتکب می شور، و خود را در زندگی به انواع گناهان مهلک دچار می سازد، و تسلیم هواها و هوس های خود می شود، بی آن که بتواند زمام نفس خویش را در دست داشته باشد و بخواهد قوای ایمانی خود را به کار گیرد تا او را از این گناهان باز دارد و در برابر خواهش های نفس به او پایداری بخشد، و از افتادن او در پرتگاه گمراهی و اعمال قالبی که فاقد هرگونه محتوای حکیمانه و اصالت های روحی است، چیز دیگری به شمار نیست.

 اما بسیاری تفکر درباره خدا خود عبادت است بلکه اصل و مقصد هر عبادتی است، زیرا هنگامی که انسان در چگونگی نظام آفرینش و آفریننده آن به تأمل و تفکر می پردازد، و به اسرار و دقایق فراوان هستی و آن چه وجود او را در میان گرفته می اندیشد ناگزیر در برابر نیرویی که این نظام را پدید آورده و قوانین آن را با این همه دقت و صحت بنیان نهاده خود را حقیر و ناچیز می بیند، و نیز زمانی که انسان به نیروی خرد و اندیشه اش در می یابد، که قدرت خداوند بزرگ بر همه عوالم هستی احاطه دارد، و هیچ موجودی نیست مگر این که در زیر سلطه و قدرت اوست بی آن که بتواند راهی برای چیرگی بر این سلطه، و رهایی از این قدرت مطلقه برای خود پیدا کند، ناگزیر وجود او ایمانی ژرف به آفریننده و پدید آورنده هستی فرا می گیرد، و در برابر این همه آثار عظمت با تمام وجود و از ته دل خضوع و فروتنی می کند.

 هم چنین هنگامی که انسان می نگرد که خداوند چه نعمت های گوناگونی به او داده، و چه سرمایه های بی حسابی برای ادامه حیات و رفع نیازهایش به او بخشیده، و قدرت مطلقه خداوند را به نظر می آورد که او می تواند در هر لحظه که بخواهد این نعمت ها را از او بگیرد و هیچ نیرویی نمی تواند جلوگیر او باشد، به ناچار سپاس و امتنان خود را ویژه او می گرداند، و از ناسپاسی و آن چه او را به خشم می آورد، دوری می گزیند.

 و نیز زمانی که انسان حکمت و مصلحت را که در آفرینش اوست درک می کند، و متوجه می شود که غایت و نهایتی در انتظار اوست تا او را به جهان دیگری منتقل سازد، که در آن به کسانی که در دنیا نیکی کرده اند پاداش نیکو و به بدکاران کیفر مناسب داده می شود، ناگزیر مواظب اعمال خود می شود تا آن چه مایه رستگاری است انجام دهد و از آن چه مایه خشم پروردگار است دوری جوید.

 این که انسان این مطلب را درک کند و دریابد که همه چیز از اوست خود، عبادت است، زیرا این ادراک و هشیاری راهی است که انسان را به درجات معرفت که پایه و اساس ایمان است می رساند و در عین حال به اعمال عبادی او همان روحانیت و معنویت گسترده ای را که در تشریع آن ها منظور است، می بخشد.

))

 تفریح و استراحت

 مرحله و ساعت دبگری که هر فرد بایستی در برنامه روزانه خود داشته باشد ساعتی است که فرد باید در آن از نعمت و لذات حلال خداوند به طور متعادل بهره مند گردد و به سیر و سفر و گردش در طبیعت و آشنایی با جلوه های زیبای خلقت پرودگار متعال خویش بپردازد تا هم از کسالت و روزمرگی خارج شده و هم  تجدید قوایی یابد برای انجام دیگر کارها. فقط چیزی که در این جا باید به آن توجه داشت این است که نباید فرد در این ساعت و مرحله نیز از یاد خدا غافل شود و در آن به جای بهره مندی متعادل از لذات حلال و مشروع به گناهان و لذات نامشروع و افراط بپردازد و غرق در لذات و گناهان شود به طوری که دیگر تمام هدف خود را رسیدن به این لذات محدود قرار دهد و از رسیدن به کمالات اخلاقی و قرب الهی بازماند که در این صورت چیزی جز اندوه و پشیمانی برای وی نمی ماند.

 بهترین فعالیت ها در این ساعت و مرحله از برنامه روزانه می تواند ورزش کردن باشد که حتی در اسلام نیز به آن توصیه شده است و پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز توصیه می نماید که همگان تیراندازی، سوارکاری و شنا را بیاموزند. مخصوصا ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز ورزش شنا را جز بهترین سرگرمی ها دانسته اند.

 همان طور که گفتیم یکی از بهترین گزینه ها برای این مرحله از برنامه روزانه گردش و تماشای طبیعت و مشاهده ی جلوه های ارزشمند خلقت خداوند در جهان هستی و در نتیجه شکرگزاری او می باشد. و هم چنین به نظر من بهترین گزینه برای این مرحله مطالعه ی کتاب های مفید می باشد که حتی امام علی (علیه السلام) نیز درباره ی آن تأکید داشته  و می فرمایند: ((هر که با کتاب آرامش یابد هیچ آرامش را از دست نداده است.))

 ملاقات و دیدار با دوستان و مؤمنان و رسیدگی به امور اجتماعی

 طبق آن چه که عرض شد یکی از مهم ترین بخش های این برنامه ساعتی است که آن را باید برای دوستان و هم چنین رسیدگی به امور اجتماعی در نظر گرفت.

 اسلام دینی است که افراد را به بودن با جمع سفارش نموده و همان گونه که می بینیم حتی عبادات جمعی نیز به مراتب ارزش بالاتری نسبت به عبادات فردی دارند مانند نماز جماعت که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( یک رکعت نماز جماعت ثواب هزار رکعت نماز فرادی را دارد.)) پس می بینید که با جمع بودن و در میان آن ها بودن چه قدر با ارزش می باشد.

 چیزی که در این جا قابل ذکر است این می باشد که فرد باید برای حضور در جامعه ظاهری آراسته و مرتب و پاکیزه داشته باشد. این چیزی است که اسلام نیز به آن سفارش فراوانی کرده است به طوری که داریم ((النظافة من الایمان)) (نظافت از ایمان است) و پاکیزگی  را بخشی از ایمان دانسته اند. امام رضا (علیه آلاف تحیة و الثناء) نیز می فرمایند: (( از اخلاق پیامبران، نظافت و پاکیزگی است.)) پس می بینید که چه قدر تأکید شده که مؤمن در همه حال بایستی پاکیزه و آراسته باشد و باید توجه داشت که این آراستگی به این معنا نیست که باید حتما خرج زیاد و فراوانی برای آن شود، بلکه می توان با کم ترین هزینه نیز همیشه مرتب و پاکیزه و معطر بود.

 دین مبین اسلام تأکید و سفارش فراوانی بر آن دارد که مؤمنان به دیدن و ملاقات یکدیگر بروند آن چنان که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.))

 دیدار و ملاقات با مؤمنان و برادران دینی فواید زیادی دارد که یکی از بزرگ ترین آن ها این است که اگر شما یا دوستانتان در مسئله ای به مشکل برخوردید و قدرت حل آن را نداشتید می توانید با یاری هم به حل آن بشتابید و در امور مختلف با هم مشورت کنید و از نظر یکدیگر مطلع گردید و به این صورت در همه ی امور یار و یاور و پشتیبان هم باشید. امام رضا (ع) در این باره این گونه می فرمایند: (( بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.)) و هم چنین می فرمایند:(( هر کس اندوه و مشکلی را از مؤمنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.))

 صله ارحام نیز یکی از موضوعات مورد تأکید قرآن کریم و ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد و قرآن کریم در چندین جا به آن سفارش فراوان داشته است مانند این آیه شریفه: (( یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدةٍ و خلق منها زوجها و بثَّ منهما رجالاً کثیراً نساءً و اتقوا الله الذی تساءَلون به و الارحام اِنَّ الله کان علیکم رقیبا)) ( ای مردم، بترسید از پروردگار خود، آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن پراکند، و بترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می کنید و درباره ارحام کوتاهی نکنید، که خدا مراقب اعمال شماست.))(3) و از امام رضا (علیه السام) نیز روایت گردیده است که: (( پیوند خویشاوندی را برقرار کنید گرچه با جرعه آبی باشد، و بهترین پیوند خویشاوندی، خودداری از آزار خویشاوندان است.))

 هم چنین نباید در این ارتباط و دوستی به وضع مالی و خصوصیات جسمانی فرد توجه کرد و بر وی تکبر نمود آن گونه که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( کسی که فقیر مسلمانی را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا بر او سلام کند، در روز قیامت در حالی خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد.)) پس نباید وضع مالی یا درجه و مرتبه دنیوی فرد در دوستی مطرح باشد بلکه باید به میزان معرفت و دانایی و فضایل اخلاقی و رفتاری افراد در دوستی توجه کرد و باید از دوستی با نادان خودداری کرد زیرا امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: (( آن کسی که نادان را دوستدار شود در رنج افتد.))

 مطلب دیگری که در روابط دوستی و اجتماعی حائز اهمیت می باشد نوع برخورد و رفتار با دیگران می باشد که بهترین الگوها برای رسیدن به ادب و فضایل اخلاقی سیره و سخنان ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد آن چنان که از ابراهیم بن عباس صولی درباره امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که:

(( من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هزگز ندیدم در سخن گفتن، با کسی درشتی کند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هزگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ از آن، قطع کند.

و هرگز درخواست کسی را، که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود.

و هرگز پاهی خود را در جلو همنشین، دراز نمی کرد.

و هرگز در برابر همنشین تکیه نمی داد.

و هرگز او را ندیدم، که غلامان و بردگان خود را بد گوید.

و هرگز او را ندیدم، که آب دهان اندازد.

و هنگامی که مجلس او از مردم خالی، و سفره ی غذا انداخته می شد، همه غلامان و بردگانش، حتی دربان و میرآخور را، به دور سفره می نشانید.

تا آن جا که می گوید: هر که بگوید در فضیلت، کسی را مانند او دیده، از او باور نکنید.)) (4)

 در نوع گفتگوها نیز باید توجه داشت که با صداقت تمام و به دور از هرگونه دروغ گویی و کذب با دوستان و دیگران سخن گفت زیرا دروغ گو مورد توجه شیطان و کسی است که شیطان بر وی وارد می شود چنان چه در آیه شریفه آمده است: ((هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین - تنزّل علی کلّ افاکٍ اثیم)) ( آیا می خواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسانی نازل می شوند؟ - شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگوی بدکار نازل می شوند.)) (5) پس باید از دروغ گویی چه در شوخی و چه در حرف های جدی دوری کرد که دروغگویان دوستان شیطان اند.

 هم چنین به اعتقاد امام ائمه معصومین (علیهم السلام) شوخی زیاد باعث از بین رفتن شخصیت فرد ودلیر شدن دیگران بر وی می گردد به طوری که امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرمایند: ((کسی که با مردم شوخی و مزاح کند کوچکش می شمارند و برای شوخی کردنش مذمت می شود.)) پس باید توجه داشت که باید حد تعادل را در شوخی نگه داشت زیرا شوخی کردن در حد تعادل و به دور از هر گونه فحش و ناسزا عمل نیکویی می باشد چنان که امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: (( خدای عزو جل آن کس را که در میان جمعی شوخی و خوشمزگی کند دوست دارد، در صورتی که فحشی در میان نباشد.)) و در جای دیگر می فرمایند: (( خداوند، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد.)) پس باید توجه داشت که نباید هرگز در سخنان و مخصوصا شوخی های خود از حرف ها و کلمات ناپسند و دشنام استفاده نماییم.

 هم چنین باید از غیبت کردن نیز که در قرآن کریم این گونه از آن تعبیر کرده که انگار فرد گوشت برادر مرده ی خود را می خورد دوری کرد زیرا خداوند این عمل به این میزان زشت و پلید خوانده است و حتی اگر دیدید فردی یا جمعی مشغول غیبت هستند از آن ها دوری نمایید تا وارد بحث جدیدی شوند، چون گوش دادن به آن نیز مانند خود عمل به این میزان ناپسند است.

 هم چنین ائمه اطهار (علیهم السلام) همیشه مؤمنان را سفارش به سکوت کرده اند زیرا به تعبیر امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام): (( تا سخن نگفته ای زبان در گرو توست و چون سخن گفتی تو در گرو زبان هستی)) پس باید همیشه سنجیده سخن گفت و از گفتن سخنان بیهوده دوری کرد که درباره سکوت  امام رضا (علیه السلام) نیز می فرمایند: (( بر مردم روزگاری فرا می رسد که سلامت کامل اگر ده جزء باشد نه جزء آن در گوشه نشینی و یک جزء دیگر در خاموشی است.))(6).

 امیدوارم با بهره گیری از این تعالیم والای قرآن کریم و مفسران به حق قرآن کریم، ائمه اطهار (علیهم السلام) و برنامه ریزی مطابق با سفارش های آنان در مراحل مختلف زندگی موفق بوده و به سعادت دنیا و آخرت نائل گردید.إن شاء الله

                                                                                                                        التماس دعا

                                                                                                                    امید تیزکار

منابع:

1-سوره هود، آیه 70

2- سوره عنکبوت، آیه 45

3- سوره نساء، آیه 1

4-عیون اخبارالرضا، ج 2،ص 184

5- سوره شعراء آیه 221 و 222

6-تحف العقول،ص 424

احادیث از کتاب های بحارالانوار و عیون اخبارالرضا انتخاب گردیده است.

htya-reza

 

شنبه 19/11/1387 - 17:21
دعا و زیارت
 

http://ya-reza.persianblog.ir

ایام شهادت و سوگواری

 حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

و یاران وفادارش را خدمت شما تسلیت عرض می نمایم.

 خصوص ماه محرم از حضرت امام رضا (ع) روایت شده است: ((چون ماه محرم داخل می شد پدرم را کسی خندان نمی دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می شد تا روز دهم چون روز عاشورا می شد آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود امروز روزی است که حسین علیه السلام شهید شده است.))(1)

حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می فرمود:

 (( مَنْ تَذکرّ مُصابَنا و بَکی لِمَا ارْ تُکِبَ مِنّا، کانَ مَعَنا فِی دَرََجَتِنا یَومَ القیامَةِ، وَ مَنْ ذَکّر بِمُاصابِنا فَبَکی  وَ أبْکی لَمْ تبکِ عَیْنِه یَوْمَ تَبْکِی العُیُونَ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یحیی فِیهِ أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوب )) (2)

 هر کس ذکر و یاد مصیبت های ما را بنماید و بر آنچه به ما وارد شده اشک بریزد روز قیامت در رتبه ی ما خواهد بود و هر کس مصیبت های ما را یادآور شود و بگرید و بگریاند در روزش که همه چشم ها گریان است دیدگانش گریان نخواهد بود و هر کس در مجلسی از مجالسی که امر ما اهل بیت و امامان احیا می شود بنشیند دلش زنده و جاوید خواهد بود روزی که همه قلب ها مرده است.

 همچنین امام رضا(ع) فرمودند: ماه محرم ماهی است که مردم عصر جاهلیت حرمت آن را حفظ می کردند و در آن جنگ و کشتار نمی کردند ولی در این ماه خون ما را ریختند و حرمت ما را شکستند، بچه ها و زنان ما را به اسارت بردند، خانه هایشان را آتش زدند.

 به درستی که روز عاشورای حضرت حسین(ع)  دلخراشترین روزها و اشکبارترین ایام است، آری در آن روز بود که عزیزان ما در نهایت بلا و مصیبت قرار گرفتند و کرب و بلإ را به ارث تا قیامت برای ما گذاشتند.

(( فَعَلیٰ مِثْلُ الحُسَیْنِ فَلیَبْکِ الْباکُونَ فَاِّن البُکاءَ عَلَیْهِ یَحُطُّ الذُنُوب العِظامَ ))

 پس بر مثل حسین (ع) باید گریست که گریه بر حضرت او گناهان بزرگ را از بین می برد.(3)

  و نیز امام رضا (ع) فرمود: هر کس روز عاشورا دست از کار و زندگی بکشد و دنبال حوایج دنیایی نرود خداوند تبارک و تعالی حوایج دنیا و آخرتش را برآورده  خواهد کرد و هر کس روز عاشورا را روز مصیبت و حزن و اشک قرار دهد خداوند روز قیامت را روز فرح و شادی او قرار خواهد داد و به توسط ما خاندان چشمانش در بهشت روشن می شود. و هر کس روز عاشورا دنبال شادی و سرور باشد و به کسب و تجارت بپردازد و برای خانه و زندگی خویش وسیله ی جدیدی تهیه کند برایش مبارک نخواهد شد و در روز قیامت با یزید و عبیدالله بن زیاد و عمرو بن سعد لعنهم الله در ٲسفل درک دوزخ محشور خوهاد شد.(4)

1-مفاتیح الجنان،اعمال ماه محرم

2-ٲمالی صدوق، مجلس 17

3-ٲمای صدوق، مجلس 27 و 28

4-ٲمای صدوق، مجلس 27 و 28

نرم افزار تلفن همراه ثارالله:

این نرم افزار دارای زندگینامه، حکایات، سیره، احادیث، متن زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی و  روایاتی درباره گریه بر امام حسین (ع) و .... می باشد که با فرمت جاوا  و قابل اجرا در اکثر گوشی های تلفن همراه می باشد.

Download-دانلود

تم موبایل برای گوشی های K800 و گوشی های مشابه درباره امام حسین:

Download-دانلود

 

تصویر اس ام اس برای همه گوشی ها:

                                                                             

                                     Download!                                   

 

Download!

 

يکشنبه 8/10/1387 - 23:14
دعا و زیارت

http://ya-reza.persianblog.ir

 امتیازات امام از نظر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

 با سلام خدمت بازدیدکنندگان گرامی وبلاگ به مناسبت  عید سعید غدیر خم تصمیم گرفتم مسائلی پیرامون امام و امامت را از زبان امام رضا علیه السلام برای شما بیان نمایم امیدوارم تا مورد استفاده شما قرار گیرد.

 امام رضا علیه السلام در تعریف و تعیین امتیازات و شایستگی هایی که امام باید دارا باشد، می فرماید: ناگزیر باید از همه داناتر، خردمندتر، پرهیزگارتر، بردبارتر، دلیرتر، بخشنده تر و پارساتر باشد، و وجود این صفات در او ضروری است زیرا او پس از پیامبر، اجرا کننده احکام رسالت، و روشنگر نکات مبهم دین، و دقایق مسائلی است که از نظر مردم پوشیده و پنهان است.(1)

 انتخاب امام توسط خداوند

 امام رضا (ع) در پاسخ پرسش کننده، تأکید می فرماید، که غیر ممکن است انتخاب امام به نظر امت واگذار شود بی آن که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فرمان الهی او را تعیین کرده باشد، زیرا آگاهی بر حقیقت افراد، و اطلاع بر صفات مطلوبی که باید در امام باشد، امر غیرمقدوری است، و جز خداوند کسی بر نهان مردم و آن چه در دل دارند، آگاه نیست.

 امام رضا (ع) می فرماید: آیا مردم حدود مرتبه امامت را می شناسند، تا بتوانند امام را برگزینند. بی شک قدر و مرتبه امامت بزرگ تر، و شأن و منزلت آن والاتر و مقام و رتبه آن برتر و بالاتر و شناخت آن مشکل تر از آن است که خرد مردم به آن برسد، یا از طریق فکر و اندیشه بدان دست یابند، یا بتوانند کسی را به میل و اختیار خویش به امامت برگزینند. امامت، مقامی است که خداوند ابراهیم خلیل را پس از پیامبری بدان مخصوص داشت، و شرف خُلّت (دوستی) را پس از آن بدو ارزانی فرمود، و آن را در کلام مجید خود ستوده و فرموده است: (( إنی جاعلک للناس امامٵ)) (من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.)(2) ابراهیم با خوشحالی از این مطلب عرض کرد (( و من ذریتی)) ( از دودمان من( نیز امامانی قرار بده) ) (3) خداوند عز و جل فرمود: (( لا ینال عهدی الظالمن)) ( پیمان من به ستمکاران نمی رسد ( و تنها فرزندان پاک تو شایسته این مقام اند) )(4) این آیه شریفه امامت هر ستمکاری را تا روز رستاخیز، باطل کرده، و آن را در پاکان و غیر ظالمان قرار داده است سپس خداوند عز و جل با قرار دادن این منصب در فرزندان پاک و برگزیده اش، وی را گرامی داشته و فرموده است:(( و وهبنا له اسحاق و یعقوب نافلةً و کلٵ جعلنا صالحین و جعلناهم ائمةً یهدون بامرنا)) ( و اسحاق و علاوه بر او یعقوب را به وی بخشیدیم و همه آنان را مردانی صالح و پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند.) (5) از این رو امامت در میان فرزندان او پیوسته برقرار بوده، و از یکی به دیگری و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، تا این که به پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم رسیده است، چنان که خداوند متعال در قرآن فرموده است: (( إن اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المؤمنین)) ( سزاوارترین مردم به ابراهیم آن ها هستند که از او پیروی کردند و این پیامبر و کسانی که (به او) ایمان آورده اند و خداوند ولی و سرپرست مؤمنان است.) (6) و این مقام به آن حضرت اختصاص یافت سپس طبق سنتی که خداوند مقرر داشته است، به فرمان او، منصب امامت و پیشوایی امت به علی علیه السلام واگذار، و پس از او به فرزندان پاک و برگزیده اش منتقل ش، همان فرزندانی که خداوند آنان را به کمال علم و ایمان آراسته است، امام رضا (ع) سخنان خود را ادامه داد و فرمود: امامت رتبه انبیا و ارث اوصیاست، امامت خلافت الهی در روی زمین، و جانشینی پیامبر (ص) است. بنابراین، چنین خلافتی باید پس از پیامبر (ص) در کامل ترین فرد، تحقق، پیدا کند، زیرا جانشینی پیامبر (ص) پس از درگذشت او، همان جانشینی خدا در روی زمین است، و این جانشین ناگزیر باید به فرمان خداوند برگزیده شود، و در غیر این صورت چگونه کسی می تواند به شایستگی و صلاحیت فردی دیگر، که به حقیقت و واقع او آگاه نیست، برای تصدی این منصب حکم کند. علاوه بر این که رها کردن مردم به این که خودشان امام و پیشوا انتخاب کنند، بدون این که در این باره دستور قاطعی از جانب خداوند رسیده باشد، امری عاری از حکمت و مصلحت است و معنایی ندارد.(7)

 صفات امام

 امام رضا (ع)  پس از ذکر اوصاف شایسته امام، و آن چه باید در وجود او جمع باشد تا جنبه های مختلف زندگی را تصویر و نیاز مردم را برآورد، می فرماید:

 ... و امام دانشمندی است که نادانی برای او نیست، شبانی است که بیمناک نمی شود، منبع پاکی و طهارت و معدن پارسایی، زهد، دانش و عبادت است، درخت دانش او بارور و بردباری او کامل است، در رهبری نیرومند و در سیاست دانا و آگاه است، فرمانبرداری او واجب است، اجرا کننده امر الهی، و خیرخواه و پند دهنده بندگان خدا و نگهبان دین اوست، خداوند پیامبران و امامان را موفق داشته، و آنان را از منبع علم و حکمت خود، که دیگران را از آن نصیبی نیست، بهره ور ساخته است، از این رو دانش پیامبران و امامان همواره از دانش همه اهل زمان آن ها برتر بوده است، چنان که خداوند عزوجل درباره طالوت می فرمابد: (( إن الله اصطفاه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم، و الله یؤتی ملکه من یشاء و الله واسع علیم)) ( خداوند او را بر شما برگزید، و علم و (قدرت) جسم او را وسعت بخشیده، و خداوند ملکش را به هر کس بخواهد می بخشد، و احسان خداوند وسیع است.) (8) و درباره امامان از خاندان و عترت پیامبر (ص) فرموده است: (( أم یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله فقد آتینا آل إبراهیم الکتاب و الحکمة و آتیناهم ملکا عظیما)) ( با این که نسبت به مردم (پیامبر و خاندانش) به آنچه خداوند از فضل خود به آنان بخشیده حسد می ورزند، به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و حکومتی عظیم در اختیار آن ها قرار دادیم.) (9) همانا خداوند هنگامی که بنده ای را برای نظام اور بندگانش بر می گزیند، سینه او را برای تحمل این امر فراخ می کند، و چشمه های حکمت را در دل او قرار می دهد و علم را به او الهام می فرماید ....

 نشانه های امامت

 اما این که امام چگونه شناخته می شود، و نشانه های او چیست، امام رضا (ع)  در پاسخ کسی که این مطلب را از او می پرسد، بیان می فرماید:

 عرض می کند: به چه چیز صحت امامت کسی که مدعی آن است شناخته می شود؟

امام رضا (ع)  فرمود: به سببب نص و دلیل.

عرض کرد: چه چیزی دلیل امامت است؟

امام رضا (ع)  فرمود: علم و استجابت دعا.

عرض کرد: چگونه به آن چه واقع می شود خبر می دهید؟

امام رضا (ع)  فرمود: این عهدی است که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ما رسیده است.

عرض کرد: چگونه به آن چه در دل های مردم است خبر می دهید؟

امام رضا (ع)  فرمود: آیا نشنیده ای که پیامبر (ص) فرموده است: اتقوا فراسة المؤمن فإنه ینظر بنور الله. ( از زیرکی مؤمن، بپرهیزید، زیرا او با نور خدا می نگرد.)

عرض کرد: بلی.

امام رضا (ع)  فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر این که دارای هوشیاری و فراستی است، و به اندازه ایمان و بینش و دانشی که دارد، با نور خدا نظاره می کند، و فراستی که خداوند به امامان اهل بیت علیهم السلام داده به اندازه همه فراستی است که در میان مؤمنان پخش کرده است. و در قرآن مجید فرموده است: (( إن فی ذلک لآیاتٍ للمتوسمین)) ( در این سرگذشت نشانه هایی ست برای هوشیاران) (10) نخستین متوسمین پیامبر خداست (ص) و پس از او امیرالمؤمنین (ع) و سپس حسن و حسین و امامان از نسل اوست تا روز رستاخیز. (11)

 امام رضا علیه السلام با این سخنان و رهنمودها صفاتی را که در امام باید وجود داشته باشد، و شرایطی که برای انتخاب او لازم است، بع گونه ای که با فطرت انسانی و موازین عقلی که حجت قاطع در این نوع مسائل است و متفق و هماهنگ می باشد تعریف و تعیین فرموده است.

--------------------

منابع:

1-ما جاء عن الرضا فی وصف الامامة و الإمام، عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 216.

2-سوره بقره، آیه 124

3-عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 216.

4-همان مأخذ.

5-سوره انبیا، آیه 72

6-سوره آل عمران، آیه 68

7-عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 218.

8-سوره بقره، آیه 247

9- سوره نساء، آیه 54

10-سوره حجر، آیه 75

11-عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 200.

 

بخشی از خطبه امام رضا علیه السلام درباره امام و امامت

و مردم فریب خوردند

اولین روزهایی که امام رضا(ع) به «مرو» رسیده بودند، یک روز جمعه، مردم در مسجد جامع جمع شده بودند که بحث درباره «امامت» در گرفت. هر کسی حرفی می زد و با آن یکی مخالف بود. «عبد العزیز بن مسلم» که از یاران امام بوده، میگوید : من خدمت آقایم رفتم و گفت گوی مردم را به عرضش رساندم. او لبخندی زد و فرمود : ای عبد العزیز! این مردم نفهمیدند، فریب خوردند و از آرای صحیح، غافل شدند. پیامبر از دنیا نرفت تا آن که نشانه های دین را برای امتش بیان کرد. راه ایشان را روشن ساخت و علی را به عنوان پیشوا و امام منصوب کرد. امام است که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام کند و حدود خدا را به پا دارد و از دین خدا دفاع کند و با حکمت و اندرز حجت رسا، مردم را به طریق پروردگارش دعوت نماید. 

روی تپه آتشی روشن است

امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره ای است راهنما در شدت تاریکی ها و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب در دریاها. امام آب گوارای زمان تشنگی، و رهبر به سوی هدایت، و نجات بخش از هلاکت است. امام آتش روی تپه است. وسیله گرمی سرما زدگان و رهنمای هلاکت گاه هاست. هر که از او جدا شود، هلاک می شود. امام ابری است بارنده، بارانی است شتابنده، خورشیدی است فروزان، سقفی است سایه دهنده، زمینی است گسترده، چشمه ای است جوشنده و برکه و گلستانی است. 

او معصوم است و تقویت شده

 امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به کودک و پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است، امام امین خداست در میان خلقش و حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش. امام یگانه زمانه خود است، کسی به همطرازی او نرسد، دانشمندی با او برابر نباشد، جایگزین ندارد؛ مانند و نظیر ندارد.  همانا چون خدای عزوجل، بنده ای را برای اصلاح امور بندگانش انتخاب فرماید، سینه اش را برای آن کار باز کند و چشمه های حکمت در دلش گذارد و علمی به او الهام کند که از آن پس از پاسخی در نماند و از درستی منحرف نشود.   پس او معصوم است و تقویت شده و با توفیق و استوار گشته، از هرگونه خطر و لغزش و افتادنی در امان است. خدا او را به این صفات، امتیاز بخشیده تا حجت رسای او باشد بر بندگانش و گواه بر مخلوقش، و این بخشش و کرم خداست، به هر که خواهد عطا کند و خدا دارای کرم بزرگی است. خطبه امام از کتاب اصول کافی، شیخ کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، جلد۱ نقل شده است.  

 

متن کامل خطبه غدیر

دانلود نرم افزار موبایل خطبه غدیر با فرمت جاوا

يکشنبه 24/9/1387 - 22:39
دعا و زیارت

نرم افزار مجموعه احادیث گنجینه هدایت

(40 حدیث از هر یک از ائکه اطهار)         نسخه 2        

   با فرمت جاوا

ویژگی ها و امکانات

- 40 حدیث از هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام

- بیش از 40 حدیث منتخب درباره نماز.

- متن عربی همراه با ترجمه.

- امکان جستجو در ترجمه و متن

- امکان تغییر قالب نمایش

- قابل استفاده در اکثر گوشی های با قابلیت جاوا

- کم حجم

Download-دانلود

 

سازنده: http://ya-reza.persianblog.ir

 

دوشنبه 18/9/1387 - 23:0
دعا و زیارت

نرم افزار مجموعه احادیث گنجینه هدایت

(40 حدیث از هر یک از ائکه اطهار)         نسخه 2        

   با فرمت جاوا

ویژگی ها و امکانات

- 40 حدیث از هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام

- بیش از 40 حدیث منتخب درباره نماز.

- متن عربی همراه با ترجمه.

- امکان جستجو در ترجمه و متن

- امکان تغییر قالب نمایش

- قابل استفاده در اکثر گوشی های با قابلیت جاوا

- کم حجم

Download-دانلود

پنج شنبه 14/9/1387 - 16:30
دعا و زیارت

دلم را با یادت خدایی کردم 

                                       راهم را با گفته ات آسمانی کردم

مقصدم را لقای حضرت دوست کردم

                                        هر چه کردم همه از لطف تو کردم یا امام رضا(ع)

میلاد با سعادت و پربرکت ثامن الحجج

حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیة و ثناء

بر همگان مبارک باد!

-------------

به این مناسبت

نرم افزاری جامع برای اولین بار درباره

زندگینامه، احادیث، سیره، روایات، داستان ها و ...

 امام رضا علیه السلام برای تلفن های همراه تهیه

کرده ام که می توانید  آن را از لینک زیر دانلود نمایید.

DOWNLOAD-دانلود

--------------------------------------------------------------------------

میلاد نور

امام على بن موسى الرضا علیه السلام بنا به نقل کلینى و شیخ مفید در یازدهم ذیقعده سال 148 هـ ق در مدینه منوره تولد یافت. پدرش موسى بن جعفرعلیه السلام و مادرش نجمه خاتون بود. گویند نجمه رادرآغاز تکتم مى نامیدند و پس از ولادت امام رضا او را طاهره لقب دادند. شیخ مفید و کلینى از هشام بن احمد نقل کرده اند که گفت:
کنیه امام هشتم، ابوالحسن مى‌باشد و آن حضرت را ابوالحسن الثانى مىگویند. مشهورترین لقب او رضا و القاب و عناوین دیگرى نیز مانند صابر، فاضل، وفى، رضى و... براى آن حضرت نقل شده است. بزنطى گوید امام جواد مىفرمود حق تعالى پدرم را به «رضا» مسمى گردانید براى این که او پسندیده خدا بود در آسمان و پسندیده رسول و ائمه اطهار بود در زمین و همه از او خشنود بودند و او را براى امامت پسندیدند.
بزنطى در ادامه مى گوید: عرض کردم مگر همه پدران شما پسندیده خدا و رسول و امامان نبوده‌اند. فرمود بلى. گفتم: پس چرا فقط او را در میان آنها به این نام ملقب گردانیدند؟ فرمود: براى این که از او دوست و دشمن هر دو راضى بودند و اتفاق دوست و دشمن بر خشنودى، مخصوص آن حضرت بود، بدین جهت او را بدین اسم مخصوص گردانیدند.
ولادت امام رضا علیه السلام بعد از شهادت امام صادق علیه السلام واقع و یکی از آرزوهای حضرت صادق (ع) این بود که زنده باشد و نوه اش را زیارت کند. به همین جهت امام کاظم علیه السلام می فرماید که مکرر پدرم به من می فرمود عالم آل محمد (ص) در صلب و ای کاش او را درک می کردم و حتما او هم نام امیرالمؤمنین علیه السلام است.
نجمه مادر گرامی امام رضا (ع) بود که در تقوی و عفاف بهترین زن عصر خویش بود. همو نقل می کند که در دوران حمل هیچ گونه احساس ثقل در خود نگردم و همین که به خواب می رفتم صدای تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند تبارک و تعالی را از شکم خود می شنیدم.
وقتی فرزندم به دنیا آمد همسرم موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: گوارا باد تو را ای نجمه، آن گاه پسرم را در پارچه ای سفید پیچیدم و به دست امام کاظم (ع) دادم. آن بزرگوار در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و آب فرات طلبید و کامش را با آب فرات برداشت و به دست من داد و فرمود: بگیر این نوزاد را که باقیمانده خدا و حجت او بعد از من در روی زمین است.

وبلاگ تخصصی علی بن موسی الرضا علیه السلام http://ya-reza.persianblog.ir

 

چهارشنبه 22/8/1387 - 18:7
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته