• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6054روز قبل
دانستنی های علمی
قرآن آینه بهشت و جهنم
اگر كتابى بود كه عكس اشیا را نشان مى‏داد، آن كتاب همین قرآن است كه بهشت و جهنّم را نشان مى‏دهد، با این همه ما این گونه بى تفاوت هستیم و به دنیا دل بسته‏ایم. اى كاش مابه‏التّفاوت چیزى بود كه ارزش جدا شدن از حقّ و پیوستن به باطل را داشت. دنیا و مقاماتش چه ارزش دارد؟ خدا مى‏داند كه صاحبان مقامات معنوى در اوقات خلوت و مناجات چه حالى دارند، و خاموشى فكر چگونه آن‏ها را در اثر مشاهده انوار الهى مى‏سوزاند ولو در مدّت كوتاه!

اگر كسى اهلیت داشته باشد در و دیوار معلم او خواهند بود
معرفةالله، اعظم العبادات است، و همه تكالیف مقدمه معرفت خدا هستند، ولى معرفت خدا واجب و مطلوب نفسى است. اگر كسى اهلیت داشته باشد، یعنى طالب معرفت باشد و در طلب، جدیت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن الله معلمش خواهند بود؛ وگرنه سخن پیغمبر)ص( هم در او اثر نخواهد كرد، چنانكه در ابوجهل اثر نكرد!

اعمال ما محفوظ، و عكس‏بردارى شده است
ما را شناخته‏اند، اعمال ما محفوظ است و عكس‏بردارى شده است. خداوند متعال از زبان مجرمین مى‏فرماید: )ما لِهذَا الْكِتابِ لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا كَبِیرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِرا. این چه كتابى است كه هیچ عمل خرد و بزرگى را فرو نگذاشته مگر آن كه برشمرده است. و آنچه را انجام داده‏اند حاضر مى‏یابند. آیا شهادت دست و پا و دیگر اعضا و جوارح، شوخى است.
يکشنبه 22/9/1388 - 16:33
دعا و زیارت

سوال: چرا فقط به امام حسین‏علیه السلام ای خون خدا و پسر خون خدا گفته می‏شود با این كه همه امامان شهید شده‏اند؟
جواب: «السَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّه وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ؛ سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو ای یگانه دوران، [ثار: مخفّف ثائر، به معنای خون و طالب خون است. وِترِ موتور، مثل یومِ أیوم و لیلِ الیل و حجرِ محجور و قدَرِ مقدور و وعدِ موعود تأكید است یا به معنای فردی كه كسانش كشته شده باشند و یكّه و تنها مانده باشد]».
حسین خون خدا و یگانه دوران؛ آری! او خون خدا و فرزند خون خدا است. علی‏علیه السلام كه ثاراللَّه است، فرزندی به نام حسین‏علیه السلام دارد، (درباره معنای «ثاراللَّه» پنج احتمال گفته شده، كه به نظر نگارنده آن چه در متن آمده است، از همه آن‏ها پویاتر است؛ شفاء الصّدور فی شرح زیارة العاشور، ص 228. هر چند معنای منتقم نیز زیباست. همان گونه كه مرحوم ابن قولویه در زیارت هفدهم و بیست و سوم امام حسین‏علیه السلام این فقره را نقل می‏كند: «وَ اِنَّكَ ثارُ اللَّه فِی الأَرضِ وَ الدَّمُ الَّذی‏ لا یُدرِكُ تَرَتَهُ أَحَدٌ مِن أَهلِ الأَرضِ وَ لا یُدرِكُهُ اِلاَّ اللَّه وَحدَهُ»( 32)
خدا موجود مادّی نیست كه دارای جسم و بدن باشد و دستگاه گوارش و مركز پالایش خون داشته باشد، لیكن این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی همان گونه كه نقش خون در بدن آدمی نقش حیاتی است، بود و نبودش، مرگ و زندگی او را رقم می‏زند، وجود مقدّس امام علی و امام حسین‏علیه السلام نزد خدا و در دین او چنین نقشی دارند كه اگر علی‏علیه السلام نبود، اسلام نبود و اگر حسین ‏علیه السلام نبود، اسلام و تشیّع نبود.
و امام حسین‏علیه السلام یكّه‏تاز این میدان است و كسی چنین وصفی ندارد، حتّی پدر بزرگوارش. زیرا پدرش گرچه ثاراللَّه است، ولی «ابن ثار اللَّه» نیست. تنها كسی كه این دو فضیلت را ویژه خود ساخته است، امام و سالار شهیدان حسین بن علی‏علیه السلام است.
آری! تا یاد و نام سیّدالشّهداعلیه السلام زنده و بر سر زبان‏ها است، تا عشق حسین‏علیه السلام در دل‏ها می‏تپد، تا آتش محبت و ولایت او در قلوب انسان‏ها مشتعل است، تا فریاد «یا حسین» بر بلندای آسمان‏ها و زمین طنین انداز است، نام و یاد خدا زنده و پایدار است. چون او همه هستی خود را در راه خدا انفاق و ایثار كرد، سیمای ننگین ریاكاران و تحریف‏گران زمان را آشكار كرد و نقاب از چهره زشت آن‏ها برداشت و اسلام ناب نبوی و علوی‏علیهم السلام را بر مردم نمایاند.
هم چنین در زیارتی كه امام صادق‏علیه السلام به عطیه آموخت، آمده است: «و انك ثاراللَّه فی الارض من الدم الذی لا یدرك ثاره من الارض الا باولیائك»(33)
شدت همبستگی و پیوند سیدالشهداء با خدا به نحوی است كه شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می‏ماند كه جز با انتقام‏گیری و خون‏خواهی اولیای خدا تقاص نخواهد شد(34) و آن ولی خدا حضرت حجت(عج) است كه انتقام ثاراللَّه را می‏گیرد.
«... بزرگترین لقب آن آخرین نجات‏دهنده انسان از این رابطه ثاراللَّه «منتقم» است. انتقام چه چیز را می‏گیرد؟ همه می‏گویند انتقام قاتلین سیدالشهداء نه! انتقام ثاری كه به گردن بنی‏هابیل است... اگر غیرت و آگاهی وجود داشته باشد تمام فضای تاریخ ما پر از ضجه و دعوت خون‏خواهی ثارهاست. اما این ثارها، ثارهای قبیله‏ای نیست، ثاراللَّه است. اینها ثاراللَّه هستند كه باید از قاتلین بنی‏طاغوت گرفته شوند، حسین وارث یكی از ورثه است كه خودش به صورت ثار درآمد و فرزندش و اینها همه ثارهای خدا هستند و پدر ثارهای خدا و پسر ثارهای خداست».
«... هدف، انتقام كشیدن از «بنی‏قابیل است» كه آن هم دستش به خون ثارهای عزیز ما آغشته است. (یا ثاراللَّه وابن ثاره)»(35)
32) كامل الزیارات، ص 368 و ص 406.
33) بحارالانوار، ج 98، ص 148، 168 و 180.
34) فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص 125.
35) ثار، علی شریعتی، ص 18، نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثی

شنبه 21/9/1388 - 21:8
دعا و زیارت

لطفاً در مورد شور چشمی توضیح دهید. آیا شور چشمی واقعیت دارد. برای جلوگیری از اثرات چشم زخم چه كنیم؟
(1): شور چشمی یا چشم زخم یكی از واقعیات تلخ زندگی است كه روزمره و مداوم اتفاق می‏افتد. اما بسیاری از افراد، شور چشمی را امری واهی و خرافی پنداشته و از توجه به آن و راه‏های پیشگیری آن غافل مانده‏اند.
به نظر می‏رسد كه شور چشمی یك پدیده روحی و نفسانی است كه در افراد شور چشم وجود دارد و هر گاه امری در نظرشان جالب و یا عجیب جلوه كند، آن نیروی نفسانی، اثری تخریب كننده از خود به جای می‏گذارد و به گفته خود این افراد، هر گاه چیزی در نظرشان زیبا و حیرت‏انگیز جلوه كند، گویا موجی از چشم شان، ساطع می‏شود و برای آن چیز یا صاحب آن بلایی فراهم می‏آورد.
هر چند مسأله شور چشمی از دیدگاه روانشناسی قابل بررسی و اثبات می‏باشد، اما دراین مجال، قصد آن داریم كه از افق وحی به بررسی این موضوع بپردازیم.
در قرآن، دو آیه وجود دارد كه هر یك به نحوی، بیانگر مسأله شور چشمی می‏باشد:
«وَ إِنْ یَكادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ(2)؛ نزدیك است كافران هنگامی كه آیات قرآن را می‏ شنوند با چشم زخم خود، تو را از بین ببرند و می‏گویند: او دیوانه است».
علامه طباطبایی‏رحمه الله در ذیل آیه فوق می‏گوید: مُراد از «لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ» - به طوری كه همه مفسران گفته‏اند - چشم زدن است، كه خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیلی عقلی بر نفی آن نداریم؛ بلكه حوادثی دیده شده كه با چشم زدن منطبق است و روایاتی هم بر طبق آن وارد شده است.(3)

شأن نزول آیه‏
كوته نظران قریش، جمعی را كه به حسد و بد چشمی، شهرت داشتند، اختیار كردند و با وعده‏های بسیار راضی كردند تا پرتو جمال سید دو عالم را از آسیب بد چشمی آفتی رسانند و از ساحت عالم، محو گردانند. بد چشمی این جماعت به گونه‏ای بود كه اگر یكی از ایشان، اراده گوشت می‏كرد، به هنگام دیدن حیوان می‏گفت:
«ما أَحسَنَ و ما رأَیتُ مِثلها؛ چه نیكو و زیباست و مانندش را تا كنون ندیده‏ام»! فوراً آن حیوان می‏افتاد و صاحبش از روی ناچاری حیوان را می‏كشت و به وی نصیبی می‏رسید، اگر ایشان اراده كشتن كسی را داشتند، سه روز چیزی نمی‏خوردند و بعد از آن بر او نظر می‏انداختند و بر اثر چشم زخم در جا می‏افتاد و می‏مُرد.
در میان بد چشمان، مردی بود كه بر هر كه چشم می‏افكند، از پا در می‏آمد. از این رو، او پا از خیمه بیرون نمی‏گذاشت. عاقبت، این جمع با اصرار قریش به درب مسجد پیامبر آمدند، در حالی كه آن حضرت در مسجد نشسته بود و قرآن می‏خواند. این جماعت بیرون مسجد ایستاده و در حالی كه به پیامبر می‏نگریستند، می‏گفتند: «چه با فصاحت و بلاغت، سخن می‏راند و چه زیبا صورت و خوش سیرت است، هرگز مانند او را در فصاحت و زیبایی كلام و چهره ندیده‏ایم».
بعضی دیگر از اینان می‏گفتند: «این مرد یا دیوانه است یا تحت تعلیم جنیان است كه چنین سخنان و اعمال فوق العاده‏ای از او مشاهده می ‏شود».
در این حال جبرئیل‏علیه السلام آمد و عرض داشت: «یا رسول اللَّه! این آیه را [و ان یكاد... ]تلاوت فرما تا از چشم زخم، ایمن باشی». آن حضرت، این آیه را خواند و از مسجد بیرون آمد و چون چشم حضرت، بر آنان افتاد جملگی كور شدند. كنایه از این كه شور چشمی آنان اثر نكرد و حضرت به سلامت از پیش رویشان بگذشت.(4)
در دنیایی كه «اشعه لیزر» می‏تواند كاری كند كه از هیچ سلاح مخربی ساخته نیست، پذیرش وجود نیرویی در بعضی از انسان‏ها كه از طریق چشم‏ها در طرف مقابل اثر بگذارد، چیز عجیبی نخواهد بود. بسیاری نقل می‏كنند كه با چشم خود افراد را دیده‏اند كه دارای این نیروی مرموز بوده‏اند و افراد یا حیوانات یا اشیائی را از طریق چشم زدن از كار انداخته‏اند. لذا نه تنها نباید اصراری در انكار این امور نداشت، بلكه باید امكان وجود آن را از نظر عقل و علم پذیرفت.(5)
حضرت علی‏علیه السلام فرمودند: «چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق».(6)هیچ مانعی ندارد كه دعا و توسل به فرمان خداوند جلوی تأثیر نیروی مرموز چشم‏ها را بگیرد، همانگونه كه دعا در بسیاری از عوامل مخرب دیگر اثر می‏گذرد و آنها را به امر خدا خنثی می‏كند.(7)
دومین آیه‏ای كه می‏توان از آن چشم زخم را فهمید آیه 67 سوره یوسف است آنگاه كه برادران یوسف، پس از جلب موافقت پدر، برادر كوچك را با خود همراه كردند و برای دومین بار، آماده حركت به سوی مصر شدند، در این جا، پدر نصیحت و سفارشی به آن‏ها كرد و گفت: « فرزندانم! از یك دروازه وارد نشوید بلكه از دروازه‏های مختلف وارد شهر شوید» و اضافه كرد: «من با این دستور نمی‏توانم حادثه‏ای را كه از سوی خدا حتمی است از شما دفع كنم» ولی یك سلسله حوادث و پیش آمدهای ناگوار است كه قابل اجتناب می‏باشد و حكم حتمی الهی درباره آن‏ها صادر نشده، هدف من آن است كه این حوادث از شما بر طرف گردد و این امكان‏پذیر است.
در پایان گفت: «حكم و فرمان، مخصوص خدا است. بر خدا توكل كردم و همه متوكلان باید بر او توكل كنند». از خدا استمداد بجویند و كار خود را به او واگذارند.
بدون شك، پایتخت مصر، در آن زمان مانند هر شهر دیگری، دیوار و برج و دروازه‏های متعددی داشته است. اما، چرا یعقوب سفارش كرد، فرزندانش از یك دروازه وارد نشوند، بلكه به گروه‏هایی تقسیم شوند و هر گروهی از یك دروازه وارد شود؟ دلیل آن در آیه فوق ذكر نشده است. گروهی از مفسران گفته‏اند: علت این دستور آن بوده كه برادران یوسف هم از زیبایی برخوردار بودند و هم قامت‏های رشیدی داشتند و پدر نگران بود جمعیت یازده نفری كه قیافه‏های آن‏ها نشان از آن می‏داد از كشوری دیگر به مصر آمده‏اند، توجه مردم را به خود جلب كنند و مورد چشم زخم مردم قرار گیرند.(8)
اما در گستره روایات، با احادیث زیادی روبرو می‏شویم كه بعضی اثبات گر چشم زخم و بعضی بیان گر راه‏های پیشگیری از آنند كه به اجمال بدان اشارتی می‏كنیم:

شور چشمی در روایات
رسول گرامی‏صلی الله علیه وآله فرمود: چشم زخم واقعیت دارد و مرد را در قبر و شتر را در دیك قرار می‏دهد.(9)
از رسول گرامی اسلام روایت شده كه، روزی آن حضرت از قبرستان بقیع می‏گذشت، فرمود: به خدا قسم بیشتر اهل این قبرستان به سبب چشم زخم در اینجا آرمیده‏اند.(10)

درمان شورچشمی‏
از امام صادق‏علیه السلام روایت شده است: اگر قبرها شكافته شود، هر آیینه می‏بینید كه بیشتر مردگان به سبب چشم زخم مرده‏اند، زیرا چشم زخم حق است. آگاه باشید كه پیامبراكرم‏صلی الله علیه وآله فرمودند: چشم زخم حق است پس هر كس از سیرت و صورت برادر مسلمانش خشنود شد، خدا را یاد كند، زیرا وقتی خداوند را به یاد آورد، ضرری به برادر مؤمنش نمی‏رسد.(11)
از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه فرمود: كسی كه چیزی از برادرش او را متعجب ساخت، بگوید «تَبارك اللَّه اَحسَن الخالقین» زیرا چشم زخم حق است.(12)
از رسول خداصلی الله علیه وآله روایت شده است: چشم زخم حق است، وقتی یكی از شماها به انسان یا حیوانی یا اشیاء دیگری كه زیباست بنگرد و تعجب نماید، بگوید: «آمنتُ باللَّه و صلّی اللَّه علی محمّد و آله» پس از آن، اثر چشمش خنثی می‏گردد.(13)
موارد دیگری كه در روایات به آنها اشاره شده عبارتند از:
قرائت معوذتین (سوره ناس و سوره فلق) به هنگام ترس از چشم خوردن.(14)
نوشتن سوره حمد و اخلاص و ناس و فلق و آیةالكرسی در برگه‏ای و به همراه داشتن آن.(15)
قرائت سه مرتبه ذكر: «ماشاءاللَّه لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم» به هنگام ترس از چشم خوردن یا چشم زدن.(16)

1) برگرفته از نشریه قرآنی بشارت، ش 18، ص 21-18.
2) سوره قلم(68): آیه 51.
3) تفسیر المیزان، ج 19، ص 648.
4) تفسیر منهج الصادقین، ج 9، ص 390.
5) تفسیر نمونه، ج 24، ص 427.
6) نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 400.
7) تفسیر نمونه، ج 24، ص 428.
8) تفسیر نمونه، ج 6، ص 30، 29.
9) بحارالانوار، ج 63.
10) تفسیر منهج الصادقین، ج 9، ص 391.
11) بحارالانوار، ج 60 ص 25.
12) بحارالانوار، ج 60 ص 26.
13) بحارالانوار، ج 60 ص 18.
14) بحارالانوار، ص 92.
15) بحارالانوار، ج 60 ص 25.
16) بحارالانوار، ج 60 ص 26.

شنبه 21/9/1388 - 21:5
دعا و زیارت

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

ما ، در تب داغ و غم تو می سوزیم

چند روز دگر محرّمت می آید

شنبه 21/9/1388 - 21:0
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته