توحید آفاقی
بسم الله الرحمن الرحیم
والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
مهم ترین مسئله که اساس انسانیت است و تنها عاملی که ضامن اجرایی است و در سراسر قرآن کریم از آن بحث شده توحید است؛ چه آیات مفهومی آفاقی و چه آیات انفسی و چه دیدار شهودی.
قرآن کریم می فرماید:« سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبیِّن لهم أنّه الحق ... ؛ به زودی نشانه های خود را در افق هاو در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا بر ایشان روشن گردد که او خود حق است » 1
در این زمینه برای توجه نسل جوان به مسائل عمیق قرآن و اسلام از اشعار مثنوی استفاده می کنیم . آیات قرآن در زمینه خداشناسی از نظر آفاق فراوان است. آیاتی که می گوید زمین ، آسمان ، شب ، روز ، خواب و بیداری ، تمامی آیات خداست و همه عالم در بی نشانی ، نشانی از اوست بلکه همه عالم آیات اوست :« ان فی خلق السموات والارض و اختلاف اللیل وانهار لایات لاولی الالباب ؛ مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز ، برای خردمندان نشانه هایی قانع کننده است.»2
دم چو فرو رفت هاست،هوست چوبیرون رود یعنى از او در همه،هرنفسى هاى وهوست
چون به آثار این همه پیدا شدت چون نشد پیدا زتاثیر ایزدت
نه سببها و اثرها مغز و پوست چون بجویی ، جملگی آثار اوست
دوست گیری چیزها را از اثر پس چرا ز آثاربخشی بی خبر؟
از خیالی دوست گیری خلق را چون نگیری شاه غرب و شرق را؟3
وقتی اثری از یک هنرمند به دست انسان می رسد ، شوق و ذوقی برای دیدار و ملاقات آن هنرمند در وی بوجود می آید. وقتی انسان اینهمه آثار و عجایب و شگفتی هایی که در عالم ، انسان ، نباتات ، حیوانات ، آسمانها و مسائل ریز و درشت است می بیند ، اگر عمودی فکر کند در وجودش عشق و ذوقی به دیدار صاحب اثر که مبدا آفرینش است پیدا می شود و به عشق حقیقی خود می رسد. اصولا انسان عاشق خدا خلق شده اما فراموش کرده است؛ انبیاء ، اولیاء ، شعرا ، بزرگان علم و ادب آمدند و بشر را با زبان شعر و نثر متوجه حقیقت خودش که عشق الهی است کردند و این سعادت و کمال انسان است . وقتی ما خط خوبی یا صنعت زیبایی می بینیم به هنرمندی و استادی صاحب صنعت و هنر پی می بریم و آنقدر که از این خط لذت عاید ما می شود بیش از آن دیدار صاحب اثر ، اثربخشی پیدا می شود.
نه سبب ها و اثرها مغز و پوست چون بجویی جملگی آثار اوست
هرچه می بینی از زمین ، آسمان ، گیاهان ، حیوانات ، انسانها ، موجودات ریز و درشت ، مگر اثر خدا نیستند . وقتی دقت کنیم – به شرطی که فقط افقی فکر نکنیم – و اگر عمودی فکر کنیم می بینیم که همه آثار خداست ؛ همه فریاد می زنند « هو» ، «هوالحق» ، «هوالحی» .همانگونه که ما اثری را از یک هنرمند می بینیم به او علاقمند می شویم ، مگر می شود اینهمه آثار و عجایب دیده شود و انسان متاثر نگردد.
« قل هو الله احد؛ بگو او خدایی است یکتا ».4
« الله لا اله الا هوالحی القیوم؛ خداست که معبودی جز او نیست ، زنده و برپادارنده است».5
این همه نقش عجیب بر در و دیدار وجود هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار
این اثر فکری عمودی است که فرد عمیقا فکر کند و از این آثار به مؤثر پی ببرد و دلبستگی پیدا کند. خداوند علی و اعلی توفیق درک معارف بلند اسلام و قرآن را که بالاترین و ارزشمندترین آن توحید است به ما مرحمت کند.در این زمینه مسائل مختلف و گوناگونی هست . خداشناسی از طریق آثار ، خداشناسی بدون واسطه و از طریق شهودی که خود دارای مراتبی است و بالاترین آن مخصوص بندگان خاص خداست. همان دیدار شهودی است که انسان ببیند که
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
این وجود ربطی و فقری از خود هیچ ندارد، درواقع این جهان و همه موجودات آن با علت العلل و با حیثیت تقییدی و تعلیلی موجودیت دارند، قرآن کریم می فرماید: « یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هوالغنی الحمید؛ ای مردم ، شما به خدا نیازمندید و خداست که بی نیاز و ستوده است».6
قرآن کریم نه تنها انسان را نیازمند به خداوند متعال بلکه تمامی موجودات جهان امکان را مطیع او می شمارد و برای غیر واجب هم هیچ سهمی از استقلال قائل نیست ؛ اگر نازی می کند ازهم فرو ریزند قالب ها.
با اینحال اگر او چشم عنایتش را از عالم بردارد ، هیچ نمی ماند و عالم در پیشگاه خود افسانه ای بیش نیست.
اشراق جهان جمله چون نقشی است برآب آن آب ، نه آب ، بلکه موجی بر آب
آن موج ، چه موج ، چون خیالی در خواب آن خواب ، چه خواب ، خواب مستان خراب
عالم در پیشگاه خود بدون حیثیت تقییدی و تعلیلی ، هیچ در هیچ است ولی با او همه چیز است ، درواقع او همه است.
عالم چو حبابی است ولیکن چه حباب نه بر سرآب ، بلکه بر روی سراب
آن هم چه سرابی که ببینند به خواب آن خواب ، چه خواب ، خواب بدمست خراب
خدای تعالی بیداری و آگاهی بدهد تا انسان به مسیر حقیقی خودش که همان توحید است برسد. اول و آخر کتاب مثنوی بر این محمور است و اول و آخر قرآن و لب مطالب قرآن و اسلام ، توحید و خداشناسی است.:« هو الاول والاخر والظاهر و الباطن و هو علی بکل شیء علیم ؛ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او بر هر چیزی دانست».7
*** اشراقات معنوی - درس اول / آیت الله محمود امجد
پانویس:
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
1- فصلت :53
2- آل عمران:190
3- دفتر ششم ، 1316- 1319
4- توحید:1
5- بقره :255
6- فاطر: 15
7- حدید:3
حضرت آیت الله محمود امجد:
اهمیت اعتکاف به عدد و عده نیست و افتخار آن به تعداد معتکف نیست
چرا می خواهیم سطح فهم و درک جامعه را زیر صفر نگه داریم / امثال آقای بهجت بندگی خدا را کردند و علمای اسلام هستند نه بنده ای که عمامه سرم می گذارم و نه بنده ای که نان را به نرخ روز می خورم! من آخوند نیستم! امروز یک چیزی می گویم و اگر زمان معاویه هم بود چیز دیگری می گفتم و یا دشمنام به علی می دادیم!/ مرده شور آن قدرتی را ببرد که آدم را از خدا دور کند! مرده شور آن آبرویی را ببرندکه انسان را از خدا دور کند/چرا ما با اینکه از محدود شدن اندکی از آزادی های خودمان آشفته می شویم ٬ اما آزادی دیگران را اینچنین محدود می کنیم؟/ چطور ما نمی توانیم از ناحق خود بگذریم اما حق دیگران را ضایع می کنیم؟ این اسلام درست نیست٬ این اسلام معاویه ای است! معاویه هم می گفت مسلمانم وگرنه کسی او را قبول نمی کرد/ باید بین تظاهر به اسلام(اسلام حرفی) با اسلام در عمل(اسلام عملی) تمایز قایل شد/در دنیایی که در آن همه جور تقلب٬ همه جور حقه بازی٬ همه جور وارونه کردن مطالب و داخل کردن حق و باطل وجود دارد٬ راهی نداریم مگر فرج امام زمان! / همه را در روبروی هم قرار داده اند و اختلافات شدید شده و به خانواده ها کشیده شده و حتی به جدایی ها کشیده می شود. چرا؟!/ این کش و قوس ها نشان می دهد که بشر صلاحیت لازم برای ادره جامعه را ندارد/ حق همیشه حق است! دو ضرب در دو می شود چهار!/ در همین قضایای اخیر ببینید که چه امتحان عجیبی برای همه پیش آمد! اگر به اندازه مثقال ذره ای انسان به فکر مصالح شخصی خودش باشد و به فکر دست بوسی اش باشد و به فکر مقام و مؤسسه اش باشد٬ شیطان او را از راه حق منصرف می کند و به گمراهی می کشاند ..
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ ¨یا مَنْ یُعْطِى الْكَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ ¨یامَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً ¨ اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاكَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَةِ ¨ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِیّاكَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ ¨ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ یا كَریمُ ¨ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ¨وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّار. ¨
به یاری خداوند صدوچهل و پنجمین جلسه هفتگی در تاریخ چهارشنبه 10 تیر 1388 در ایام ماه رجب و در آستانه ولادت امام جواد(ع) و امیرالمؤمنین علی (ع)٬ در محضر حضرت استاد با تلاوت قرآن و دعای فرج امام عصر(عج) آغاز شد.
حضرت استاد در ادامه مباحث گذشته با استفاده از کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی(ره)٬ در باره ”رجاء” و "قنوط" مطلبی را بیان فرموده و گفتند:
رجاء یا امیدواری از جنود عقل و ضد آن یعنی قنوط یا ناامیدی از جنود جهل و ابلیس است.
سپس با استفاده از مضامین بلند دعاهای ماه رجب ٬ در باره رابطه رجاء با دعاء فرمودند:
دعاء٬ کلید رجاء به خداوند است.
با دعا انسان می تواند به همه جا برسد. البته دعا به خواست حقیقی و تلاش واقعی است و فقط در حرف و سخن نیست.
پس باید گندم بکاریم و امیدوارم باشیم. باید درس بخوانیم و امید به ملا شدن داشته باشیم.
دروغ می گوید کسی که می گوید رجاء دارم و هیچ حرکتی نمی کند.
ایشان در معنی "یا من ارجو لکل خیر" فرمودند یعنی اینکه:
رجاء موتور انسان است و کلید آن دعاء است.
"و آمن سخطه عند کل شر"
منظور همان توبه است. یعنی کسی که تو به کرد و تقوی داشت از همه بدی ها در امن و امان است .
و من یتق الله یعنی با خدا بودن و تقوی داشتن. متاسفانه در جامعه ما توبه حقیقی و تقوی بسیار کم است. بسیاری از افراد٬ به خاطر حب و بغض های شخصی٬ برای منافع خودشان٬ بسیاری از حقایق را زیر پا می گذارند. این کارهای انسان با تقوی هیچ تناسبی ندارد ولو اینکه انسان نماز شب بخواند و گریه کند. ولو اینکه سینه بزند. معنی انی سلم لمن سالکم در زیارت عاشورا چیست؟! با امام حسین(ع) چه رابطه و تناسبی دارد؟!
چطور می شود کسی زیارت عاشورا بخواند ولی در مقابل هر ظلمی که می بیند ساکت باشد و هیچ نگوید. تقوی در ظلم ستیزی و مخالفت با ظلم است و مخالفت با ظلم چند جور است ...
یا من یؤتی الکثیر باالقلیل!
یعنی خداوند با خواندن یک سوره قل هوالله بعد از نماز خودش و پدر و مادرش و فرزندانش را می آمرزد! یا اینکه "یک السلام علیک یا اباعبدالله" می تواند دو هزار حج عمره باشد! یا اینکه "یک السلام علیک یا علی بن موسی الرضاء"٬ هزار هزار حج عمره باشد"
یا من یؤتی من سئله ...
در همین قضایای اخیر ببینید که چه امتحان عجیبی برای همه پیش آمد! اگر به اندازه مثقال ذره ای انسان به فکر مصالح شخصی خودش باشد و به فکر دست بوسی اش باشد و به فکر مقام و مؤسسه اش باشد٬ شیطان او را از راه حق منصرف می کند و به گمراهی می کشاند ...
یعنی هرکس که بخواهد! حتی اگر شیطان باشد. "همت در خواستن" را می توان از شیطان یاد گرفت! به عزت خدا سوگند می خورد و از او مهلت تا روز آنجا که ممکن است یعنی تا روز قیامت! مهلت می خواهد تا همه انسانها را گمراه کند٬ مگر کسانی که نمی تواند یعنی مخلصین! در اینجا دیگر آخوند و غیر آخوند هم ندارد! مخلصین یعنی کسانی که در وجودشان خدا مطرح است.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود به هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
معنی دعاها این است که خدایا من تو را می خواهم٬ پس انسان نباید هیچ خواسته ای نفسانی داشته باشد. این دعاها با این طول و تفسیر نیامده که مغز ما را بگیرد! بلکه آمده است به ما مغز بدهد! ما با دعای ندبه و دعای کمیل مغز مردم را بردیم! این چه دعای کمیلی است؟! این چه دعای ندبه ای است؟
وقتی به همین مسائل اجتماعی و سیاسی اخیر توجه کنیم٬ می بینیم که اگر انسان به خدا توجه نکند٬ "له" می شود.
در هر شرایطی حتی اگر همه دنیا را کفر و آتش فراگرفته باشد٬ وظیفه انسان توجه به حق و حقیقت است.
توجه به حق وظیفه اصلی انسان است. اگر می خواهیم حقیقت را تشخیص دهیم باید به حق توجه داشته باشیم.
دعا مکتب است. یک جمله آن را بخوان و برو. الهی و ربی من لی غیرک! اسئله کشف ضری! من کسی را جز تو ندارم.
چرا خواسته های خودمان٬ حب و بغض هایی که معلوم نیست ریشه آن کجاست! ملاک حق است؟
حق همیشه حق است! دو ضرب در دو می شود چهار! حالا اینکه همه ادعای حقیقت دارند و بر پایه خود می دانند آن مطلب دیگری است. قبل از تشخیص اینکه حق با کیست٬ اصل مهمی که مورد بی توجهی قرار می گیرد٬ این است که ما حق را ملاک قرار نمی دهیم. آنگاه چیزهای دیگری ملاک قرار می گیرد که حق نیست.
هیچوقت حق مغلوب نمی شود! و در نهایت غلبه با حق است. شما هم ممکن است مظلوم باشید اما مغلوب نیستید. اگر همه دنیا جمع شوند و بگویند دو ضرب در دو می شود سه تا! شما قبول می کنید؟!
بالاخره یک روز حق کلی بر جهان حاکم خواهد شد و این کش و قوس ها نشان می دهد که بشر صلاحیت لازم برای ادره جامعه را ندارد. باید حتما معصوم در رأس باشد. یک عده مظلومند و یک عده ظالم. یک عده مغلوبند و یک عده غالب. اما حق هیچگاه مغلوب نیست. در نهایت غلبه بر حق ممکن نیست. آیا یزید بر امام حسین(ع) غلبه کرد یا او را با مظلومیت به شهادت رساند؟ او مظلوم بود نه مغلوب. با این وجود ما باید دعا کنیم که : رب انی مغلوب فانتصر و ...
نتیجه اینکه ما باید همیشه و به خصوص در ماه رجب به حقیقت این دعاها دقت و توجه کنیم و امیدوار باشیم و با استفاده از همین دعاها و با یک روانکاوی عمیق٬ خود را بشناسیم. از این طریق می توانیم نوع انسان را نیز بشناسیم و به یک انسان شناسی عمیق دست پیدا کنیم که در همه شرایط راهشگا است.
حضرت استاد سپس با اشاره به اینکه نباید دعا و عبادت و موعظه و گریه باعث از بین رفتن فکر و عقل و خفیف شدن جامعه شود٬ نکاتی را در باره اعتکاف به شرح زیر بیان فرمودند:
اهمیت اعتکاف به عدد و عده نیست و افتخار آن به تعداد معتکف نیست. اهمیت اعتکاف به نیازی است که معتکف به فکر کردن و پیدا کردن خود دارد. در طول سال فرصت زیادی برای خلوت کردن و فکر کردن برای بیشتر افراد به خصوص جوانان و دانشجویان وجود ندارد و اعتکاف فرصت مغتنمی برای این کار است. نباید با سر و صدا و سحنرانی اینقدر وقت افراد را در اعتکاف تلف کرد! باید اجازه بدهیم معتکفین در این فرصت چند روزه که با این همه گرفتاری در طول سال برای مهیا شده٬ با بریدن از همه
چیز٬ خود را پیدا کنند. ظاهرش در مسجد است اما باطنش در خدا است. پس باید از اعتکاف در راه حق استفاده کرد نه باطل!
یا من یؤتی من لم یسئله و من لم یعرفه .... نگاه کنید: اینقدر نعمت مانند چشم و مغز و اعصاب و اینها را کی از خدا ما خواسته ایم؟! او اینها را از روی لطف و مهربانی داده است یعنی می شود حالا که نخواسته ها را داده٬ خواسته ها را ندهد؟!
اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیرالدنیا و جمیع خیرالاخره و ...
نه یک چیز و دو چیز و سه چیز و چند چیز! ما نمی دانیم چه بخواهیم پس با امید همه خیر دنیا و آخرت را می خواهیم. هرچه می خواهی بده٬ اگر ندادی هم٬ بر نداده هایت شکر می کنیم. من با تو کار دارم. دنیا و آخرت من تویی ...
یا ذالجلال و الکرام. ... صاحب جلال تویی و هیچ قدرتی در مقابل تو نیست. من از چه کسی بترسم جز تو؟ دیگران می خواهند چه کنند؟ می خواهند مرا زندان کنند؟ زندان دیگران که در مقابل زندان تو چیزی نیست! ...
أَلَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ¨إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ¨الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ ¨وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ¨ وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ ¨الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ ¨فَأَكْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ ¨فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ¨إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ
حضرت استاد سپس با تلاوت و بیان بخشهایی از آیات سوره مبارکه فجر با ذکر خاطراتی از آزادگان عزیز به خصوص مرحوم سید ابوترابی در باره تحمل سختی ها و عذاب دنیا برای پرهیز از عذاب الهی٬ نکات تکان دهنده ای را بیان فرمودند:
مردان خدا حقه بازی نمی کنند. آنها وقتی برای خدا شلاق می خورند لذت می برند اما هیچکس طاقت شلاق خدا را ندارد. همه چیز روشن می شود. یا باید با خدا بود یا بی خدا. اگر انسان از خدا بترسد٬ درست است آنوقت همه چیز حتی حیوانات درنده هم از آدم می ترسند! اگر انسان از خدا نترسد حتی از سایه خودش هم می ترسد. ترس از خدا همه ترس ها را از بین می برد.
حضرت استاد در ادامه شرح و بیان این دعا٬ نکات دیگری نیز فرمودند. ایشان فرمودند:
آنچه من از پس بیشتر از همیشه به آن پایبند و معتقدم فرج آقا امام زمان(عج) است.
در دنیایی که در آن همه جور تقلب٬ همه جور حقه بازی٬ همه جور وارونه کردن مطالب و داخل کردن حق و باطل وجود دارد٬ راهی نداریم مگر فرج امام زمان! البته از این سخن من ممکن است فردا بگویند: "انجمن حجتیه!" ٬ اما غلط می کنند!
تمام انبیاء و همه اولیا منتظر یک مصلح جهانی بوده اند که امور جامعه رااصلاح کند. همه را در روبروی هم قرار داده اند و اختلافات شدید شده و به خانواده ها کشیده شده و حتی به جدایی ها کشیده میشود. چرا؟! برای اینکه تعقل در جامعه نیست! چقدر بر سر منبر داد زدیم تعقل را در جامعه از بین نبرید! بارها گفتیم احساسات تنها کافی نیست! گفتیم اگر تعقل و تفکر در جامعه نباشد٬ اراده و اختیار از بین می رود و از روی احساسات حرکت می کند و ارزشی ندارد. این اتفاق یکدفعه نمی افتد! ابتدا با مارش حمله انسان بر سر پرتگاه قرار می گیرد و بعد دیگراختیار از دست می رود. این انسان معذورنیست و نباید لب پرتگاه می رفت! انسان مسئول است. انسان باید عاقل باشد و بعد حرکت کند. هیچ کس معتبر نیست. آنچه معتبر است یا برهان عقلی است یا وحی است! ما نباید عقل خودمان را به دست این و آن بسپاریم. به هر حال فشارها مفید است و باعث بیداری انسانها می شود. این فشارها انسان ساز است و باید در این فشارها به امام معصوم(ع) پناه برد تا گمراه نشویم.
حضرت استاد در بخش دیگری از بیانات خود ضمن تبریک و شادباش ولادت امام جواد(ع) فرمودند:
که امام جواد(ع)٬ جوان ترین امام معصوم و مظهر جود خدا است. امام رضا(ع) هم توجه خاصی به امام جواد(ع) دارند که امیدواریم نسل جوان و نوجوان ما در پناه این دو امام عزیز(ع) و امام زمان(عج) حفظ کند و همه گرفتاری ها به برکت آنها برطرف شود. خوش به حال آنها که در این شب ها و روزها در حرم امام رضا(ع) هستند. صحن و سرای امام رضا(ع) خیلی عجیب است. با اینکه همه مردم از همه نوع گرفتاری دارند اما او همه را راضی می کند! امام رضا(ع) است دیگر!
باید بین تظاهر به اسلام (یعنی اسلام حرفی) با پایبندی عملی به اسلام (یعنی اسلام عملی) تمایز قایل شد.
بخش بعدی بیانات حضرت استاد در باره این مطلب مهم بود که: باید بین تظاهر به اسلام(اسلام حرفی) با اسلام در عمل(اسلام عملی) تمایز قایل شد. اسلام حداقل 30 حق برای انسان و انسان و انسان در جامعه قایل است که حتی یکی از آنها نیز در جامعه ما انجام می شود. یکی از آنها این است که:
آنچه برای خودت نمی خواهی برای دیگران نخواه!
چرا ما حاضر نیستیم یک دستور اسلام را در عملا در بین خودمان پیاده پیاده کنیم؟ ...
چرا وقتی ما نمی خواهیم آرامشمان به هم بخورد٬ آرامش دیگران را به هم می زنیم؟
چرا ما با اینکه از محدود شدن اندکی از آزادی های خودمان آشفته می شویم ٬ اما آزادی دیگران را اینچنین محدود می کنیم؟
ما حتی نباید به خاطر اینکه خودمان می خواهیم مثلا برنامه مهمی را نگاه کنیم٬ فرزندمان را که می خواهد برنامه کودک تماشا کند را محروم کنیم! حق او مقدم بر حق تو است! چطور ما نمی توانیم از ناحق خود بگذریم اما حق دیگران را ضایع می کنیم؟ این اسلام درست نیست٬ این اسلام معاویه ای است! معاویه هم می گفت مسلمانم وگرنه کسی او را قبول نمی کرد. خیلی عجیب است که ما در حال مستی می زنیم٬ ماشین مردم را خراب می کنیم اما با آنها هم دعوا می کنیم.
اما چقدر خوب بود اگر مست خدا بودیم نه مست چیزهای دیگر! مست لااله الاالله!
حضرت استاد پس از این جمله٬ سه سطح از معانی کلمه "لااله الاالله" را به طور مختصر بیان فرمودند و افراد علاقمند را به کتاب "اشراقات معنوی" که با زبانی ساده در " نفی غیر" توسط ایشان نوشته شده و در دست انتشار می باشد٬ ارجاع دادند.
"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ ."
در ادامه جلسه حضرت استاد با توصیه عملی به توجه دقیق تر به برخی دیگر از ادعیه ماه رجب٬ آنها را از روی مفاتیح خواندند و در باره آن توضیحات بسیار مفیدی ارائه داده اند.
ایشان در حین بیان برخی از فرازهای دعا٬ با افسوس فراوان گفتند:
با اینکه این دعا ها٬ اینقدر ارزشمند است اما ما عادت کرده ایم و با آنها سرگرم می شویم! افسوس همه چیز برای ما غریب است حتی دعا.
چرا توجه نداریم که همه وجودمان نیاز است. حیف نیست تا بگویی الله می گوید لبیک! خوب چه می خواهی؟! بگو! اما دروغ نگو. گاهی نمی دانیم و دروغ می گوییم. ضمنا خیال نکنیم آنچه به صورت جزئی ما می خواهیم خوب و عین مصلحت ماست. سلسله خواستها در طول هم شکل می گیرد و ما از این زنجیره بی خبریم. وقتی خبر دار شویم ممکن است دیگر آن را نخواهیم. ما غالبا علم به خیر بودن آنچه می خواهیم نداریم. و لذا باید توجه کنیم آنچه او می دهد عین مصلحت است. از اینکه چیزهایی خواستیم و نداد نباید دست از دعا بر داریم. انسان نباید هیچگاه دست از دعا بردارد. دادن یا ندادن فرقی نمی کند. تو دائما بخواه! چیزهایی در این خواست هست! ما در این خواست می فهمیم که خدا مصلحت ما را بهتر می داند و این بسیار ارزشمند است.
به تعبیر سید بزرگوار جناب آقای فاطمینیا "وقتی دعا می کنی یا به دامانت می ریزند یا به حسابت!" دامن چقدر جا دارد؟! حساب چقدر؟! به تعبیری گاهی دعا نقدی است و گاهی نیز اعتباری است که در نزد خدا٬ هیچ محدودیتی ندارد. ...
ملاک دادن یا ندادن نیست. ملاک سختی یا خوشی نیست. آن چیزی که ما را به خدا نزدیک کند خوب است و آن چیزی که ما را از خدا دور کند بد است. ملاک این است نه چیز دیگر!
مرده شور آن ثروتی را ببرد که انسان را از خدا دور کند. مرده شور آن قدرتی را ببرد که آدم را از خدا دور کند! مرده شود آن آبرویی را ببرند که انسان را از خدا دور کند. قربان آن نعمت بلاهایی که ما را به خدا نزدیک می کند. اگر این باشد پس به قول مرحوم شیخ بهایی: "بر دل بهایی نه هر بلا که بتوانی"
در ادامه شرح و بیان دعاهای ماه رجب حضرت استاد٬ نکات دیگری نیز بیان فرمودند که برخی از آن مطالب باعث انبساط روح و نشاط خاطر حاضرین گردید. ایشان فرمودند:
الحمدلله را باید از ته دل گفت! بعضی از الحمدلله گفتن ها کنایه از ناسپاسی است و از صدتا فحش بدتر است! آنچه در دل می گذزد مهم است نه آنچه به زبان می آید.
نیازهای دنیا و آخرت با هم قابل مقایسه نیستند. هر عالمی مسائل خاص خودش را دارد. یک جنین که تازه می خواهد متولد شود٬ چه می داند که در دنیایی که در پیش رو دار چه می گذرد؟ به همان نسبت یک دنیایی چه می داند که در آخرت چه می گذرد. ممکن است یک قصر و دو قصر و هزار قصر با تعداد بیشماری حورالعین هم کافی نباشد! ظاهرا هرچه اراده کنید هست. اگر مؤمن بخواهد همه اهل عالم را مهمان کند چه چیزهایی لازم دارد؟ ان شاءالله با ایمان و عاقبت به خیر برویم ببینیم!
کم کم باید قبول کنیم که!
دین به دنیا فروشان خرند! یوسف فروشند تا چه خرند؟!
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
سپس ایشان در ادامه شرح و بیان دعاهای ماه رجب مطلبی را در باره خوف الهی بیان فرمودند.
کسی که می داند چه خبر است٬ می ترسد! یک دکتر جراح می داند چاقو با بدن چه می کند و لذا در استفاده از آن ترس دارد. حتی یک چاقوکش حرفه ای هم در استفاده از چاقو ملاحظاتی دارد و می داند که چه باید بکند اما یک تازه کار ممکن است کاری کند که جبران ناپذیر باشد! آیا دراین دنیایی که مثقال ذره حساب دارد٬ نباید ترسید؟
منظور از عباده العلماء در آیه مبارکه "انما یخش الله من عباده العلماء" کسانی هستند که می فهمد نه اینکه فقط عمامه به سر دارند. کسی که از خدا نمی ترسد جزو علماء نیست حتی اگر عمامه اش به اندازه گنبد مسجد اعظم هم باشد! دانشمندان از خدا می ترسند ...
کسی که از خدا می ترسد٬ از احدی نمی ترسد. امام خمینی(ره) موقع تبعید گفت: "والله من نمی ترسم" و راست گفت. امکان ندارد یک طلبه امام زمان(عج) از احدی بترسد. علامت آخوند این است که از احدی نمی ترسد و به احدی طمع ندارد و در مقابل حق و باطل خودش را مجهز می کند. ...
البته روحاتیت عظیمی مانند امثال حضرت آیت الله بهجت – این وجود عزیزی که از دست ما رفت- نه تنها از هیچ کس نمی ترسید٬ بلکه انسان ساز بود و می توانست آدم بسازد. آیت الله بهجت می توانست حوزه را درست کند اما زمینه نبود... یک وجودی از دست بین ما رفت که همه چیز داشت٬ آبروی مرجعیت بود٬ ابروی نطام بود٬ آبروی اسلام بود٬ پناه انسان بود. مشکلات را حل می کرد! یک مشت استخوان! کم هستند کسانی که می دانند٬ اینها چه کسانی هستند. اینها بندگی خدا را کردند و علمای اسلام هستند نه بنده ای که عمامه سرم می گذارم و نه بنده ای که نان را به نرخ روز می خورم! من آخوند نیستم! امروز یک چیزی می گویم و اگر زمان معاویه هم بود چیز دیگری می گفتم و یا دشمنام به علی می دادیم!
آن چیزی که مرا در جامعه مرا رنج می دهد این است که چرا می خواهیم سطح فهم و درک جامعه را زیر صفر نگه داریم. آنگاه دست عقلای بیچاره هم بسته می شود! در این صورت عقلا بیچاره می شوند.
معنی ترس در این دعاها این است اما ما متاسفانه به نام دعا و گریه و ناله و ... اصل دعا را از مردم گرفتیم و این درست نیست.
چرا دین را به دنیا می فروشیم؟ چرا همه را به خود ارجاع می دهیم؟ وقتی می پرسند چه کنیم که حق و باطل قاطی شده٬ پاسخ این است که باید حق را شناخت. عقل و فکر داریم و باید حق را شناخت.
مگر علی(ع) در جواب کسانی که در زمان ایشان بودند نمی فرمودند که:
حق را بشناس! اهلش را می شناسی!
مقصود او این بود که به جامعه فهم بدهد.
حضرت استاد در پایان پس از دعای فرج امام زمان(ع)٬ برای اصلاح امور دعا کردند و سپس به مناسب ولادت حضرت جواد(ع) اشعاری به صورت مدیحه سرایی خوانده شد.
ضمنا در اثنای جلسه و در پایان آن حاضرین برخی از سؤالات خود را مطرح کردند. یکی از سؤالات در باره تفاوت بین خوف و خشیت بود که حضرت استاد از دو جنبه فردی و اجتماعی با توجه به شرایط روز جامعه به این پرسش پاسخ دادند.
سؤال دیگر در باره چگونگی رابطه حق و باطل و نحوه تمایز آن دو در شرایط فعلی جامعه بود که حضرت استاد راه حل را در رشد فکری جامعه و پرهیز از حب و بغض ها دانستند. همیشه اینچنین است و هیچکس نمی گوید من باطلم.
حضرت آیت الله بهاءالدینی حرفشان این بود که بازی گری نکنید!
دین در آخر الزمان در کف دست چون آتش است. یا باید راحت رهایش کرد و یا باید مردانه تحمل کرد و سوخت! این سوختن می تواند برای اهلش یکی از شیرینی های آخر زمان باشد. مزه ولایت اهل بیت وقتی درک می شود که این سوختن٬ شیرین شود. البته طاقت ما کم است ... امروز ایمان محکم و دست آویز به ولایت و قرآن نیاز داریم.
روزگاری است که ایمان فلک رفته به باد!
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»
یکی از وظایف ما در شرایط حاضر این است که برای فرج امام زمان(عج) دعا کنیم. این فرج حتی اگر به صورت عمومی هم مهیا نشد٬ امیدواریم به صورت شخصی راهگشا است. ضمنا در مباحث اختلافی هم باید پیش فرض های خود را برای فهم سخن مخالف٬ برای مدتی کنار بگذاریم.
در پایان جلسه حضرت استاد خاطراتی از دوران طلبگی خود را نیز بیان کردند که بسیار شنیدنی بود.
جلسه این هفته نیز با اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت حضرت استاد پایان یافت.
التماس دعا
برای دریافت فایل PDF این خبر کلیک کنید
مواعظ آیه الله امجد
قرآن كریم
- آیه الله خوشوقت سفارش فرمودند زیاد قرآن بخوانید و تكرار كنید برای این است كه چه بسا كسی صد بار هم بخواند و نفهمد ولی در دفعه صد و یك بفهمد .
-قرآن را كه می خوانید این طور فكر كنید كه هیچ كس نیست مگر شما و قرآن كه قرآن با شما حرف می زند..
اگر با قرآن انس بگیریم در قیامت بما خواهند گفت اقرأ و ارفع. ..-
- یك قرآن در شب قدر نازل شد و یازده قرآن ناطق از نور فاطمه (س) بجا ماندند.
- روایت داریم كه ثواب خواندن سوره حمد هفت برابر كل قرآن است-.
- قرآن نابغه خداوند و ادعیه معصومین قرآن صاعدند (یعنی درواقع جواب قرآنند)-
- اگر انسان با قرآن انس بگیرد حكیم می شود. والقرآن الحكیم و ا -.
- خلاصه قرآن را مرحوم طباطبائی در این آیه بیان كرد: قل تعالوا الی كلمه الله و لا تشركوا بی شیئا و بالوالدین احسانا. (انعام/5)
خودشناسی و خداشناسی
- تو باید كنار بروی تا خدا بیاید ما برویم كنار می نگریم كه خدا هست یا نیست. -
- علی(ع) كه عقل كل است می گوید الهی لا تكلنی الی نفسی طرفه عین ابدا. -
- اگر ذكر خیرت كردند بدان كه خیر در ذكر است نه مذكور.-
- اسم اعظم خودت هستی پس خودت را كشف كن. -
- در حوادث معلوم می شود كه خدا را چه كسی تاچه اندازه قبول دارد. -
-اگر ما برای پول بازار را و برای علم دانشگاه را و برای شفا دكتر را فقط قبول داریم فرقی با كمونیستها نداریم.
-همه دم از خدا می زنند آیا چند نفرشان خدا را می شناسند و به آن ایمان دارند.
- خداشناسی بستگی به اطاعت دارد و نشستن پشت تلسكوپ و اینهمه عظمت را دیدن چه فایده دارد
- انسان قدرتش خیلی زیاد است ولی نمی خواهد خرج كند، بابی ساندز 60 روزنه آب خورد نه غذا
- مقام انسان به حدی است كه خدا همه عالم به این عظمت را خلق كرد نگفت ناز شستم ولی در خلقت انسان گفت فتبارك الله احسن الخالقین
- خودشناسی و امام شناسی و خداشناسی همه در یك مسیرند.
رابطه با خدا وذكر
- چیزی كه زیادش خوب است همین ذكر خداست و دگر هیچ-
- هر كس می گوید من بیكارم به او می گویم كه كار او صلوات است كه خیر دنیا و آخرت را دربردارد.
- در وقت تحیر و تردید میان چند كار آیه الله بهجت فرمودند آن هنگام شروع كنید به صلوات فرستادن.
- دوستی با خدا باعث می شود كه با خلق او شفقت داشته باشی.
- هر كس در دنیا جمال الهی را نبیند در قیامت نیز نخواهد دید.
- یكی از بهترین مجاری تفكر اسماء الهی در قرآن است: علیم، خبیر، بصیر، سمیع، قدیر.
- برگ به ساقه چسبیده شاداب است مادامی كه خودش را قطع نكند و الا زرد می شود.
- هر كس از خدا بترسد خداوند دیگران را از او می ترساند.
- در اثر ا ستمرار گناه دوستی خدا تبدیل به دشمنی می شود.
معرفت و شناخت امام زمان(عج الله تعالی علیه)
- امام زمان (عج) رحمت واسعه الهی و همه رحمت خداست.
- عبادات افراد در زمان غیبت هفتاد برابر زمان حضور ثواب دارد.
- برخی از امام زمان (عج)خانه و همسرو… می خواستند و می گرفتند و علامه بحر العلوم فقط مسأله می پرسید.
- شاه برای مرحوم سید جمال الدین گلپایگانی پول فراوانی فرستاد او نگرفت و فرمود ما صاحب داریم اصرار كردند به نوكرهایتان بدهید فرمود آنها هم صاحب دارند.
- در كتاب مكیال المكارم از امام زمان نقل شد كه فرمودند من قطعا دعا می كنم برای كسی كه مصیبت جد شهیدم را یاد كند و سپس برای تعجیل ظهورم و تأیید و تقویتم دعا نماید. انی لادعو لمن یذكر مصیبته جدی الشهید ثم یدعو لی بالتعجیل و التأیید.
توبه واستغفار
- عابدان از گناه توبه كنند عارفان از استغفار.
- فردی از امام هادی (ع) نصیحتی جامع برای دنیا و آخرتش می خواست حضرت فرمودند: اكثر من الاستغفار و الحمد فانك بذلك تدرك الخیر كله.
- آدمهایی كه خودشان را بی گناه می دانند خیلی گنهكارند. جعلت الاقرار بالذنب وسیله الیك.
- حافظا ترك جهان كردن طریق خوش دلی است /هان مپندار كه احوال جهان داران خوش است.
- مرحوم سید احمد خوانساری سه دوره نمازهایشان را خواندند و وصیت كردند بعد از مرگش كتابهایش را فروخته و برای ایشان نماز استیجاری بگیرند 40 سال خلاف و احتیاط از ایشان دیده نشده و بحث در عصمت ایشان بوده.
علم ، دین و عقل
- آنهایی كه دین را كنار گذاشته اند و در صددند تا با فكر خود مشكلات را حل كنند موفق نخواهند شد. كتاب خالی بیچاره می كند انسان را.
- بقول یكی از علماء چون عقلم نمی رسد شرع را برمی گزینم ما چه می فهمیم. بهتر است تعبد به شرع كنیم الكمال كل الكمال التفقه فی الدین.
- جهل در مقابل عقل است و لو دانش فراوان داشته باشد، رب عالم قد قتله جهله.
- عقل چراغ است كه انسان را به شرع هدایت می كند. عقل خیلی حقیر است ولی شرع فوق عقل است.
- عقل یك منبع نورانی است، العقل ما عبد الرحمن واكتسب به الجنان.
- عقل ما را تا پای شرع می برد و از آنجا به بعد با شرع است.
یادمرگ ومعاد
- استعداد برای مرگ = اجتناب ا لمحارم و اكتساب المكارم.
-روایت است موقع خواب به حضرت عزرائیل سلام بدهید برای تربیت نفستان خوب است.
-بهترین كار یاد مرگ است. زیرا حضرت علی (ع) فرمود: من اكثر ذكرا للموت یرضی عن الدنیا با لیسیر
-مرحوم طباطبائی درباره معاد كمتر بحث می كرد و می فرمود قیامت قیامت است.. «ان منكم الا واردها".
عالم، استاد و والدین
- چهل حدیث امام و معراج السعاده را بدون استاد نخوان و الا به اشتباه می افتی فكر می كنی كه جوع یعنی نخوردن؟!
- طی این مرحله بی همرهی خضر مكن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
- در یك مجلسی كه بزرگانی چون بهاء الدینی ، مصطفی حائری و مرحوم طباطبائی بودند ، سید وارد شد سكوت جلسه را فراگرفت تا زمانی كه رفتند همه به احترامش ایستادند.
- اگر به استاد ایراد هم دارید در قالب سؤال بپرسید.
تبلیغ دین
- برای تبلیغ اول خود را از خدا بترسانیم تا به مردم بگوییم از خدا بترسید و گناه نكنیم و بعد به مردم بگوییم.
- در تبلیغ این چیزها را مطرح كنید، احكام كرامات اهل بیت با احادیث اخلاقی و آموزش عقاید آقای طباطبائی، مصباح آقای امینی و نیز توحید مفضّل.
- برای تبلیغ انسان باید خیلی ملا باشد زود نرو منبر.
- حرف یكساعت را در نیم ساعت بزن.
- مردم به قول شما نگاه نمی كنند به عمل شما نگاه می كنند.
نفس اماره
- نفس اماره عادت كرده به هرزگی ولذا نباید رهایش كرد.
- پدر مرحوم مجلسی (رضوان الله علیه) فرمود بر اساس روایت هفتصد هزار حجاب در راه است ولی من در حجاب خودیت هنوز مانده ام چه برسد به بقیه حجب!!
- نفس اماره هر گاه چیزی را را باور كند دنبالش می رود ولو سخت باشد.
- شیطان در مقابل نفس اصلاح شده هیچكاره است.
- مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در اثر یك گناه نكردن و تن ندادن به شهوت به آن مقام رسید.
- همه انسانها دارای نفس مهمله هستند؛ فالهمها فجورها و تقویها.
- یكی آمد خدمت او نصیحتی خواست او سكوت كرد و بعد فرمود تو در راه نامحرمی دیدی و بدون استغفار نمی شود ترا نصیحت كرد چون فكرت مشغول به آن است.
- بعضی علما میان جلسه وقتی خوب گل می كردند صحبت خود را قطع می كردند تا از سر هوای نفس ادامه ندهند.
- تا نفس اماره فرمانده ما نشد قسم های سوره شمس را باور كنم و تصمیم به اطاعت خدا بگیریم
- اگر ما كنار برویم همه چیزمی آید چون از او گشتی همه چیز از تو گشت.
تقوی و خودسازی
- آیه الله خوشوقت فرمود: در اثر ادامه تقوی ایمان بالا می رود و ریشه صفات بد خشك می شود و به جای آنها صفات متناسب با آن ایجاد می شود.
- پله اول ایمان، تقوی است.
- اگر با افراد با تقوی مباشر باشیم آنوقت رعایت تقوی آسان تر می شود.
- سرمایه زندگی ابدی تقوی است نه خانه و زمین كه دنیایی است.
- به فكر واجب و حرام باشید به خدا بقیه اش درست می شود مستحبات و مكروهات خودش تنظیم می شود.
- یكی از روحانیون كه بر اثر بی تقوائی از چشم مردم افتاده بود و مردم دیگر به او اقتدا نمی كردند در آن محله به آقای بهاء الدینی عرض كرد سفارش مرا به مردم بكنید آقا فرمود سفارش نمی كنم مگر آنكه عوض شوی گفت عوض می شوم و او همانجا به مردم سفارش كرد و عجب است كه مرحوم بهاء الدینی فرمودند در عمرم فقط یك نفر را دیدم كه عوض شد.
- مرحوم میرزا فشاركی فرمود: هر گاه درس می دهم مراقبه دارم ولی موقع بحث نمی توانم.
- به صاحب عبقات گفتند پادشاه می خواهد به زیارت شما بیاید فرمود وقت ندارم اصرار كردند فرمود پس مقداری از وقت غذا و استراحتم را كم می كنم.
- مرحوم ملا هادی سبزواری در كرمان سه سال خادم بود و كسی او را نمی شناخت.
امام شناسی وتوسل به اهل بیت(ع)
- -یك دم بخود آی و ببین چه كسی, به كه بسته دل و با كه هم نفسی
- اگر ما خودپرست باشیم نمی توانیم با علی (ع) باشیم.
- در این عالم پر تلاطم راهی به جز توسل نداریم.
- امام زمان (ع) خیلی به شیعیان عنایت دارند چنانچه بخدا عرضه داشته خدایا گناهان شیعیان ما را كه بین آنها و توست (حق الله) بگذر و از آنچه كه حق الناس است از خمس ما حساب كن.
- چهارده معصوم (علیهم السلام) یك آئینه 14 ضلعی خدا هستند آئینه تمام نمای صفات و كمال خدا.
- جود خدای تعالی در امام جواد (ع) ظهور كرده و الا همه اهل بیت (علیهم السلام) جوادند.
- سوره قدر در وصف حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد.
- دكترحاج آقا حسین قمی نماز شبش را در حرم حضرت معصومه (س) می خواند و التماس می كرد بی بی جان یاریم كن اشتباه نكنم بعد در مطب به بیمار می گفت یك حمد برای شفای خود بخوان و آنگاه بر تابلوی مطبش نوشته بود اینجا دوا آنجا شفا.
-معرفت تفصیلی خدا از اهل بیت شروع می شود..اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف
- خاندان و فرزندان اهل بیت: طیب زمانی زن بچه سیدی را كه حیران و بی خانه بودند آنها را در خانه خواهرش جا داد و فردا برای آنها خانه خرید و بعد از شهادتش در خواب دیدند او را كه بسیار شادمان بود و می گفت تمام توفیقاتم از محبت به این بچه سید ها بود.
- از غیر تو من رستم مادر تو بگیرد دستم
- هم عالم نورانیت معصومان با ما فرق می كند و هم عالم عنصریشان.
- حالات حضرات با ما فرق می كند آنها موجودات استثنائی و فوق بشرند.
- امام هادی (ع) مهتدی به نفس است یعنی آنقدر زلال است كه هادی اش خواندند.
- امام باقر (ع) فرمودند: انا هادی السموات.
- آخرین سر خداشناسی امام شناسی است.
- مرحوم بهاء الدینی فرمودند: ما گدای در خانه اهل بیتیم اگر آنها را شناسیم خدا را شناختیم بنا عرف الله لولانا ما عرف الله.
- راه زیاد شدن محبت به اهل بیت، محبت به دوستان آنهاست.
- خاندان عصمت و طهارت خاندان عشق اند. اگر كسی می خواهد عشق را پیدا كند باید طهارت یابد. لا یمسه الا المطهرون.
- اگر مردم با همین محبتی كه به اهل بیت (علیهم السلام) دارند از دنیا بروند اهل نجاتند.
- اگر انسان در طیف مغناطیسی ائمه (علیهم السلام) وارد شود از هزاران سال عبادت بهتر است.
- حاج آقا بهاء الدینی در اوج اعلی بودند می فرمودند پیش ما خبری نیست، بچسبید به اهل بیت (علیهم السلام).
- امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند كه مراد از كلمات الله فضائل ما اهل بیت (علیهم السلام است. (
- هر جا اسم حضرت زهرا و امام حسین (ع) است دار الشفاء است.
- اگر می خواهی زیارت كنی اهل بیت (علیهم السلام) را به دیدار دوستانشان برو.
- احتضار یعنی در حضور اهل بیت (علیهم السلام) باید باشیم.
- فاطمه مظهر مشیت الله، مظهر اراده الله است، مظهر لیس كمثله شیء است.
- آل محمد لا یقاس بهم احد به جز اهل بیت ما كسی را نداریم.
- حرم اهل بیت شیشه است و كعبه ذره بین از شیشه نور عبور می كند و ذره بین دست را می سوزاند. (شیشه برای ما مناسبتر است(
- هیچ كس به جز اهل بیت نمی تواند دست ما را بگیرد.
- به كنه معرفت اهل بین نمی توان رسید چون كنهش خداست
- چاره ای جز توسل نیست. شیطان با یك اشاره آدم را به جهنم می تواند بكشاند و لو اعلم علماء باشد.
- خودشناسی و امام شناسی و خداشناسی همه در یك مسیرند.
علم و عمل
- حضرت زهرا (س) به كنیزشان فرمودند دو تا جریده كاغذی كه از پدرم گرفتم و گم شده آنها را پیدا كن كه من آنها را از حسینم بیشتر دوست دارم (در مقام بیان ارزش علم) كه بر روی یكی نوشته شده بود من كان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیسكت. و بر روی دیگری نوشته شده بود هر كس كه به خدا و آخرت ایمان دارد همسایه اش را آزار ندهد.
- علم حصولی انسان را انسان نمی كند بلكه آن علم حقیقی است و این اخلاص می خواهد.
- اتقوا الله و یعلمكم الله، با این انسان به عرش می رود و حتی بالاتر.
- علم ما ارتكازی است مثل اینكه روز را می شناسیم ولی باید بما بگویند كه الان روز است یا شب. .
- در اصول كافی آمده: علم سه وجب است: وجب اول تكبر وجب دوم تواضع وجب سوم تازه می فهمد كه هیچ نمی فهمد بزرگان به درجه ای می رسند كه می فهمند، هیچ چیز نمی فهمند.
- و ما اختلف الذین اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم؛ اختلاف قبل از علم و یقین ممدوح است زیرا باعث روشن شدن است ولی بعد از علم مذموم است.
- خود عمل تنها ملاك نیست آدم ریاكار هم عملش زیباست اصل نیت است و مؤمن با نیت ابدی در بهشت خالد است.
- اهل علم: اول انصاف بعد استماع بعد حفظ بعد عمل و بعد نشر.
- بزرگترین حسرت از عالمی است كه به علمش عمل نكند و مردم با حرف او به بهشت روند.
- علوم پراكنده برای مرحوم شیخ بهاء مثل زنگ تفریح بود،
- باید جوهر علوم را فراگرفت چرا كه وقت كم است و عمر كم است و علوم زیاد.
- اهل جهنم از بوی بد عالم غیر عامل متأذی اند.
دنیا، غفلت وتعلق
- جهان و كار جهان جمله هیچ بر هیچ است/ هزار بار من این نكته كرده ام تحقیق
- مرحوم آقای عبدالكریم حائری به پسرش فرمود: من به دنبال ریاست نرفتم خودش آمد سراغم ولی به شما توصیه می كنم اگر خودش هم به سراغتان آمد نپذیرید.
تعلق حجابست و بی حاصلی/ چو پیوندها بگسلی واصلی سعدی
- یكی در حال احتضار می گفت مواظب كركره ها باش كه نور نیاید رنگ فرشها را می برد.
- تا دنیا در نظر انسان كوچك نیاید نمی تواند به طرف خدا برود.
- ما هنوز شیر دنیا را می خوریم هنوز از شیر گرفته نشدیم.
سكوت وتدبیر
- قال الصادق (ع): ما عبدالله مثل الصمت
- هر كه خاموش او عاقل است/ پر سخن گفتن نشان جاهل است.
- افضل الاعمال صمت است و سكوت.
- بزرگان ما به سكوت ملزم بودند.
- كنج خاموشی به از گنج آمده/ عارفان را گنج بی رنج آمده
- آنهایی كه حرف زیاد می زنند عقل ندارند.
- حداقل اگر می خواهید سالم باشید سكوت كنید دانا باشید و ساكت.
- چه بسا یك كلمه لغو باعث قضا شدن نماز شب می شود و یا سردرد و كمر درد و … .
- سند بی عقلی حرف زدن بسیار است. (اذا تم العقل نقص الكلام)
- به كس نگو كم حرف بزن كه اگر خودش عقل داشت می فهمید.
شیطان
- شیطان دائم انسان را از دعایی به دعای دیگر مشغول می سازد دعای بدون مغز و تدبر.
- شیطان در وهله اول می خواهد انسان را كافر كند اگر نتوانست او را به گناه می كشاند و اگر هم نتوانست انسان را به وسواس دچار می سازد.
- شیطان ولایت را قبول نداشت كه مطرود شد.
- حضرت عیسی (ع) می خواست بین خدا و شیطان آشتی دهد خدا فرمود: به شیطان بگو بر قبر آدم اگر سجده كنی قبول می شوی شیطان قبول نكرد و گفت من به خود آدم سجده نكردم حالا به قبرش سجده كنم.
- شیطان خیلی از مشكلات امور دنیا را برایشان می پوشاند تا او را در آن دام بیندازد.
- شیطان افراد متفاوت است. شیطان یك موجود خارجی مجرد است كه مثل دزد خارج از خانه است ولی دزد داخل نفس است.
- آنها كه دینشان باطل است بیشتر تلاش می كنند. زیرا شیطان كاری به آنها ندارد.
بدبینی
- سوء ظن به خودی خود حرام است زیرا مبدأ خیلی از كارهای گناه می شود.
- آدمهای خبیث همیشه عیبها را می بینند اما افراد طیب به عیوب خود انسان مشغولند.
- راه اصلاح انسان بدبینی نسبت به خود و خوش بینی نسبت به دیگران است.
مردم دوستی وادب
- خلق را معذ ور بدار جز خود را، این به حكمت و عرفان نزدیكتر است.
- بیشتر اولیاء خدا برای بندگان خدا می گریند.
- دكترهای سابق پول خرج می كردند تا خدمت به مردم كنند.
-پیامبر(ص) فرمود: خداوند عده ای را در بهشت حاكم دیگران قرار می دهد و كسانی هستند كه در دنیا مشكلات مردم را حل می كردند بدون اینكه احدی بفهمد
- پیامبر به سلمان درباره این آیه: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریه» فرمود اقوام تو (ایرانیان) هستند.
-لازمه پرواز سر پائین گرفتن است به پرنده ها حین پرواز بنگر.
- حضرت عیسی (ع) از حواریون می خواست تا به او اجازه دهند پایشان را بشوید.
عشق واشك
- وادی خدا وادی عشق است گریه اش هم لذت دارد فراقش هم لذت دارد.
- فرق انسان و حیوان در عشق است.
- عاشق شو ار نه روزی كار جهان سرآید- ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستی
بدون اشك احدی نمی تواند محقق شود. تشكیك چرا؟
- گریه شستشوست، كسی قدر گریه را نمی داند.
- گریه بهترین وسیله تلطیف روح وآرامش است.
- خنده بدن را چاق می كند، گریه روح را
نكته: تمام مطالب زیر بدون دخل و تصرف از فرمایشات حضرت استاد امجد(حفظه الله) در جلسات متعدد، به صورت موضوعی، تنظیم ونقل شده است.
منبع:سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد
وبلاگ : ostadamjad/