چهارشنبه 24 تير 1405 - 27 محرم 1448 - 15 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
saeid60
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6170روز قبل
شعر و قطعات ادبی
منتظران
شب است و سکوت و کویر دلها از فراقت ، پیر پیر ای به امید وصالت بیقرار تا به کی باید کشیدن ،انتظار چشمها منتظر دیدار توست پاها از شوق دیدار تو ، سست ای جهانی در انتظارت ملتهب ای که دلها ز نامت ، منقلب من ز عشق تو شیدا گشته ام عاشق روی تو و آن نام زیبا گشته ام در دعایم همه دیدار تو را خواسته ام دیدن آن رخ زیبای تو را خواسته ام
شنبه 31/5/1388 - 23:5
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
دعا و زیارت
به رنگ آسمان
روایت است روزی ناصرالدین شاه تفالی به دیوان خواجه شیراز زد و بیت زیر آمد: بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت واندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت او شعرای دربار را احضار کرده واز آنها پرسیده چرا حافظ تناقض گویی کرده است اگر بلبل خوش است پس چرا ناله های زار دارد ؟ شعرا از جواب عاجز ماندند پس شاه نامه ای به وصال شیرازی نوشت و از او پاسخ خواست . نامه رسان زمانی نزد وصال رسید که او در مجلس ختم برادرش نشسته بود پس به نامه رسان گفت که جواب نامه را بعدا برای شاه ارسال خواهم کرد. پس از چند روز جواب نامه به دست شاه رسید و بدین صورت شروع شد : خسروا در ساعتی کاین بنده غم بسیار داشت یادم آمد از سوالی کانجناب اظهار داشت مقصد خواجه چه بوده زین سخن از آنکه گفت بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت فکر بسیار نمودم لیک معلومم نشد چونکه شعرش در بطون اسرار بس بسیار داشت نیمه شب غواص گردیدم به بحر ابجدی تا ببینم این صدف آیا چه در در بار داشت بلبل و برگ گلش شد سیصد و پنجاه و شش با علی و با حسین و با حسن معیار داشت برگ گل سبزاست این باشد نشانش ازحسن چونکه دروقت شهادت سبزه بررخسار داشت رنگ گل سرخ است این باشد نشانش از حسین چونکه در وقت شهادت چهره ای گلنار داشت بلبلش باشد علی کاندر وصال این دو گل از سر شب تا سحر خوش ناله های زار داشت سعید
پنج شنبه 22/5/1388 - 0:42
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
سحر خیز
هنگام اذان وقت سحر
من میشوم از پا به سر
غرق دعا نزد خدا
تا از گناه گردم جدا
یابم تولدی دگر
هر روز هنگام سحر
دور شوم از این جهان
پر می کشم به آسمان
دستها را بالا می برم
تا عرش اعلی می برم
آنقدر زنم او را صدا
دانم که او بخشد مرا
سعید
سه شنبه 15/11/1387 - 1:37
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته