• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6490روز قبل
آموزش و تحقيقات

تعریف شادمانی
این مسئله كه همه مردم به دنبال دستیابی به شادمانی هستند نیازی به اثبات ندارد و اگرچه اغلب گفته می‌شود كه مفهوم شادمانی مبهم است و به آسانی تعریف نمی‌شود، اغلب افراد به خوبی می‌دانند كه منظور از شادمانی چیست. شادمانی را می‌توان چنین تعریف كرد: هیجان مرتبط با احساساتی كه در گستره‌ای از رضایت و خشنودی تا لذت و شادی عمیق تغییر می‌كنند. رویدادهای متعددی موجب شادمانی می‌شوند كه برخی از آنها عبارتند از: اتفاقات خوشایند، رسیدن به اهداف، مورد محبت قرار گرفتن و تجارب لذت‌بخش. در نقطه مقابل این رویدادها اتفاقاتی قرار دارند كه باعث غم می‌شوند. به طور كلی، می‌توان دو وظیفه را برای شادمانی در نظر گرفت: ایجاد اشتیاق و انگیزه برای انجام دادن كار و تسهیل فعالیت‌های اجتماعی؛ و ایجاد آرامش و حفظ سلامت روانی.

مؤلفه‌های شادمانی
شناسایی كلیه عوامل مؤثر در تجربه كردن شادمانی اگر غیر ممكن نباشد، بسیار دشوار است. در واقع، شما می‌توانید در حوزه‌های گوناگون ـ از عوامل فیزیولوژیك و ویژگی‌های شخصیتی گرفته تا مسائل شناختی، ویژگی‌های محیطی و روابط بین فردی ـ عواملی را پیدا كنید كه در ایجاد و تداوم احساس شادمانی دخالت دارند. با توجه به اینكه در بحث حاضر، صحبت از تمامی این عوامل میسر نیست، اجازه دهید بعضی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها را بررسی كنیم.

صفات شخصیتی
مطالعات در این زمینه نشان می‌دهد كه نیمرخ شخصیتی افراد شاد و ناشاد متفاوت با یكدیگر است. برای مثال، ویژگی‌هایی مانند عزت نفس بالا، مركز كنترل درونی، برون‌گرایی و خوشبینی از جمله مشخصه‌های افراد شاد است. به علاوه، افراد شاد توانایی بیشتری در برقراری روابط بین فردی، تعامل با محیط اجتماعی، معاشرت با افراد و در نتیجه تأمین نیازهایشان دارند.

عوامل فرهنگی
تأثیر عوامل فرهنگی غالباً غیرمستقیم است. این عوامل به‌ طور نسبی تعیین‌كننده ویژگی‌های شخصیتی مؤثر بر سلامت ذهنی افراد و در نتیجه، احساس شادمانی آنها هستند. برای مثال، در فرهنگ‌های فردگرا دستیابی به اهداف، عزت نفس بالا و جسارت داشتن از جمله ویژگی‌های شخصیتی مورد تأیید است كه نه تنها با سلامت ذهنی افراد، بلكه با احساس شادمانی، رضایت و كفایت آنها هم ارتباط دارد.

پایه‌های ارثی
در اینجا نیز نقش عوامل ارثی غیرمستقیم است. در واقع، تأثیر عوامل ژنتیكی بر صفات شخصیتی است كه بر احساس شادمانی اثرگذار است. همچنین، نقطه تثبیت شادمانی ـ یعنی نقطه ثابتی كه خلق افراد طی دوره‌هایی، مثلاً یك دهه، نوسان پیدا می‌كنند ـ نیز ارثی است.

عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی
همواره بین سلامت روانی و زندگی در محیطی عاری از ظلم و ستم، فقر و تبعیض اجتماعی ـ نژادی رابطه مثبتی وجود داشته است. تحقیقات نشان داده در كشورهایی كه سیاست آنها مبتنی بر دموكراسی است و علاوه بر تولید ناخالص ملی و داخلی بالا، نیازهای اولیه انسانی مانند نیاز به امنیت،‌ عدالت، برابری اجتماعی ‌و تحصیلات نیز تأمین می‌شوند افراد، شادمانی و رضایت بیشتری را تجربه می‌كنند.

زمینه كاری
اغلب ما برای كسب درآمد بیشتر در زمینه‌هایی به كار و فعالیت می‌پردازیم كه به آنها علاقه‌ای نداریم یا در آنها بی‌استعداد هستیم و همین می‌تواند موجبات ناخشنودی ما را فراهم كند. با توجه به اینكه ما بخش اعظمی از عمر خود را در محل كار می‌گذرانیم، بهتر است تا حد امكان در انتخاب شغل خود دقت كنیم.

زمینه تحصیلی
در مورد رشته تحصیلی نیز مانند موقعیت شغلی، دقت در انتخاب رشته و اینكه اصولاً علاقه‌ای به ادامه تحصیل داریم یا خیر بسیار مهم است.

ازدواج
بیان ارتباط بین ازدواج و احساس شادمانی چندان آسان نیست. از یك طرف ازدواج مثل شمشیر دو لبه است ـ افراد متأهل از اشخاص مجرد، جدا شده شادترند و در عین حال، آنهایی كه گرفتار ازدواجی نامناسب شده‌اند كمترین میزان شادمانی را تجربه می‌كنند ـ و از طرف دیگر خود شادمانی و اینكه افراد تا چه اندازه احساس شادمانی می‌كنند در افزایش رضایت زناشویی اثرگذار است. دقیقاً نمی‌توان گفت كه كدام اول است: ‌«زندگی شاد و در نتیجه ازدواج شاد» یا «ازدواج شاد و در نتیجه زندگی شاد». اما مسلم است كه افرادی كه راه شاد زیستن را بلدند به احتمال زیاد زندگی زناشویی شادتری دارند.

خویشاوندان
از دیدگاه تكاملی، ‌انسان‌ها برای كسب شادی نیازمند برقراری رابطه با شبكه خویشاوندان هستند. روابط حمایتی نزدیك بین اعضای خانواده حمایت اجتماعی را برای آنان افزایش می‌دهد. این حمایت اجتماعی موجب ارتقای سلامت ذهنی و در نتیجه، افزایش شادمانی می‌شود.

دوستان
شواهد نشان داده كه برقراری روابط نزدیك با دیگران با سلامت ذهنی و در نتیجه شادانی همبستگی دارد، ‌چرا كه احتمال انتخاب افراد شاد به عنوان دوست و فردی معتمد بیشتر است و همین خود نیاز به محبت و حمایت اجتماعی را تأمین می‌كند و موجب شادمانی می‌شود.

باورهای دینی
افراد مذهبی و معتقد به باورهای دینی احتمالاً به سه دلیل از سایر افراد شادترند:
الف) اعتقادات دینی باعث می‌شوند كه این افراد به آینده خوشبین باشند و از قدرت تحمل بالاتری در رویارویی با مشكلات برخوردار باشند.
ب) پرداختن به امور دینی و حضور در مساجد، كلیساها، كنیسه‌ها، معابد و اجتماعات مذهبی برای افراد حمایت اجتماعی به همراه می‌آورد.
پ) باورهای مذهبی افراد باعث می‌شود تا آنها سبك زندگی متعادل و سالمی را انتخاب كنند و از زندگی خود رضایت بیشتری داشته باشند.

سلامت
در افرادی كه به نوعی از بیماری‌های روانی یا جسمانی رنج می‌برند اشتغال فكری دائم در مورد بیماری و نیز مختل شدن زندگی اجتماعی، خانوادگی یا شغلی باعث تضعیف هرچه بیشتر سلامت ذهنی و در نتیجه، افزایش ناخشنودی می‌شود.

ورزش
ورزش در كوتاه‌مدت حالات خلقی مثبت و در بلندمدت شادمانی به وجود می‌آورد. این اثرگذاری از دو طریق است:
الف) بر اثر ترشح اندروفین‌ها كه میزان ترشح آنها با ورزش افزایش می‌یابد.
ب) رفع نیاز افراد به حمایت اجتماعی و در نتیجه، پرداختن به ورزش گروهی.

رسیدن به هدف
هنگامی كه افراد به اهداف خود دست می‌یابند، احساس شادمانی بیشتری دارند. البته نباید این نكته را فراموش كرد كه هرچه اهداف و آرزوهای افراد با هم و نیز با تلاش‌ها و توانایی‌های آنها هم‌سوتر باشد، احتمال تحقق اهداف و رسیدن به شادمانی نیز بیشتر است.

تفریح
استراحت، آرامش، غذای خوب، پرداختن به فعالیت‌های مورد علاقه و... همگی بر شادمانی اثر كوتاه‌مدت دارند. تحقیقات نشان داده‌اند كه اكثر افراد در ایام تعطیل خلق مثبت‌تر و تحریك‌پذیری كمتری دارند. 

گلاره خلدبرین

پنج شنبه 4/7/1387 - 7:3
دعا و زیارت
در منظر دین (به‌ویژه مكتب اسلام)، مقاطع زمانی گذشته، حال و آینده با یكدیگر ارتباطی پیوسته، منطقی و بامعنا دارند و به صورت گسسته از یكدیگر، تلقی نمی‌شوند. و انسان، موجودی است اندیشمند، آگاه، خودآگاه و انتخابگر كه انتخاب «دیروز» او «حال» را می‌آفریند و «انتخاب حال»، «فردای» او را می‌سازد و همین قاعده در مورد ملت‌ها و اقوام نیز صادق است؛ از جمله در قرآن آمده است:
«خداوند سرنوشت هیچ ملتی را دگرگون نمی‌كند، مگر آن‌كه آنان، خود بخواهند».
رابطه مسئولیت و‌ آدمی نیز همین‌گونه قابل تحلیل است. در منظر دین «تفكر» و «انتخاب»، مولفه‌هایی هستند كه مسئولیت می‌آفرینند و از دید قرآن «انسان تنها در گرو عملش است» و این واقعیت از آن رو پذیرفتنی و آرامش‌بخش می‌نماید كه حوزه عمل، نامحدود بوده و در اختیار همه است.
رویكرد به زمان، با توجه به شرایط و مقتضیات اهل آن نیز تنظیم و تعیین می‌شود. این واقعیت در یكی از عبارات حضرت علی(ع) این‌گونه آمده است:
«هرگاه نیكوكاری، روزگار و اهلش را فراگرفت، پس آدمی به فردی كه رسوایی او آشكار نگشته، اگر بدبین شود، ستم كرده و هرگاه تباه‌كاری بر روزگار و اهلش دست انداخت، پس اگر آدمی به فردی خوش‌بین باشد، خود را به خطر و تباهی انداخته است.»
لذا از این فراز كلام آن حضرت می‌توان چنین استنباط كرد كه لازمه دینداری، آشنایی فرد با مقتضیات زمان و از جمله درك شرایط ارزش‌های حاكم بر زمان (روزگار) است. رویكرد به جامعه‌ای كه استیلا و سلطه با ارزش‌های اخلاقی است، ضرورتا با رویكرد به جامعه‌ای كه ضد ارزش‌ها در آن حاكم است، تفاوت اصولی و عمیقی دارد.

تفكر و رویكرد به آخرالزّمان
از جمله رویكردهای معطوف به آینده، شیوه نگرش به موضوع آخرزمان است. این موضوع از لحاظ تاثیری كه بر روند زندگی فعلی انسان دارد، حائز اهمیت جدی است. از دید برخی اندیشمندان غربی، تفاوت‌هایی میان آخر زمان و پایان اعصار وجود دارد.
ژان كلود كریر معتقد است: «بدیهی است كه پایان اعصار به معنای آخر زمان نیست؛ هنگامی كه از پایان اعصار سخن می‌گوییم، به پایان اعصار انسانی یعنی اعصاری كه توسط انسان تعریف شده است، اشاره داریم.
به یك معنا، پایان اعصار و زمان‌های خاص، پیروزی زمان است. از یك سو ما زمانی مصون از تعرض داریم، فرمانروای مطلق، و از سوی دیگر زمان‌هایی داریم كه از آنها می‌توانیم به شیوه‌ای تمسخرآمیز، انتقام خود را بگیریم».
و متفكر دیگر ژان دولومو عقیده خویش را چنین ابراز می كند:
«هیچ شكی نباید داشت كه در آخر زمان، خیر پیروز می‌شود و تاریخ، بسیار خوب به پایان می‌رسد. باید این صفحات با شكوه را كه كتاب با آنها به پایان می‌رسد، چندین و چند بار خواند.»
گرچه دولومو رویكرد خوش‌بینانه‌ای به موضوع آخرزمان اتخاذ كرده ولی جزئیات و چگونگی آن، روشن نشده و مهم‌تر این‌كه معلوم نشده كه چه دلیلی برای غلبه نهایی خیر بر شر وجود دارد. در میان ادیان نیز اشاراتی به مساله آخر زمان به صورت تصریحی یا تلویحی مشاهده می‌شود. اینك برخی از این شواهد را از كتاب روزگار رهایی نقل می‌كنیم:

رویكرد ادیان به آخرالزّمان
1ـ قرآن كریم: آیه اول ‌ـ «و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»
«و ما اراده كرده‌ایم بر آنان كه در روی زمین به ضعف كشیده شده‌اند منت نهاده، آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.»
آیه دوم ‌ـ «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر/ ان الارض یرثها عبادی الصالحون»
«گذشته از ذكر (تورات) در زبور نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته‌ام به ارث خواهند برد.»
2ـ انجیل: «كمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید. و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می‌كشند كه چه وقت از عروسی مراجعت كند؛ تا هر وقت آید و در را بكوبد، بی‌درنگ برای او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد؛ پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی كه گمان نمی‌بردی، پسر انسان می‌آید.»
3ـ تورات: «و نهالی از تنه یسی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسكینان را به عدالت، داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان، زمین به‌راستی حكم خواهد كرد... گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم، و طفل كوچك آنها را خواهد راند... در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.»
4ـ زبور: «زیرا كه شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. همانا بعد از اندك زمانی شریر نخواهد بود و در مكافاتش تامل خواهی كرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.»
5ـ در منابع زرتشتیان: «سوشیانس (نجات‌دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه‌كن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را همفكر و هم‌گفتار و هم‌كردار گرداند.»
6ـ در منابع هندوها: «این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای كلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی در حالی كه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود و شریران را تماما هلاك می‌سازد و خلقت را از نو تجدید و پاكی را رجعت خواهد داد... این مظهر دهم در انقضای عالم، ظهور خواهد كرد.»
در این میان بی‌مناسبت نیست كه اشاره‌ای به رویكرد آیین مسیحی در باب آخر زمان و تغییر و تحول به‌وجودآمده در آن داشته باشیم.
آلدوس هاكسلی در اثر خویش به نام «وضع بشر» می‌نویسد:«تصور مسیحیت اولیه از آینده تا جایی كه مرتبط به آینده‌ای شادی‌بخش‌تر و متضمن پیشرفت است، تصوری بود كه به زبان عامیانه، «شیرینی در آسمان» می‌نامیدند. این فكر در دو قرن هجدهم و نوزدهم تغییر یافت و به «شیرینی در روی زمین» تبدیل شد.
عقیده بر این شده كه جهان طی دوران‌های نامعلوم، بهتر و كامل‌تر می‌شود. اعتقاد به پیشرفت كه بعضی از اندیشمندان، آن را مطلقا پرهیزناپذیر و برخی دیگر مشروط می‌دانستند اما در هر صورت پیش می‌رویم و شاید زمانی به قله كمال برسیم».

رویكرد اسلام به آخرالزّمان
نحوه نگرش آیین اسلام به موضوع آخر زمان، صریح، جامع و شفاف بوده و جای ابهام و تردیدی در این زمینه باقی نمی‌گذارد زیرا نه تنها به كیفیت آن زمان و علائم فرارسیدن روز موعود اشاره می‌كند بلكه از جزئیاتی خبر می‌دهد كه اندیشه‌های جست‌وجوگر را اقناع می‌كند. اینك و در ابتدا به مواردی از فرمایشات معصومین (ع) اشاره كرده و پس از آن به تحلیل و بررسی آثار اعتقاد به آخر زمان خواهیم پرداخت.
مورد اول‌ـ حضرت علی (ع) می‌فرمایند:
«اگر قائم ما قیام كند آسمان، بارانش را همی‌فروریزد و زمین گیاه خود را برویاند و كینه و دشمنی از دل بندگان رخت بندد و درندگان و چهارپایان، همزیستی صلح‌آمیز داشته باشند تا آنجا كه زنی می‌تواند ـ سبد بر سر‌ـ از عراق تا شام را بپیماید؛ در حالی كه گام خویش جز بر گیاه ننهد. نه درنده‌ای به او آزار رساند و نه وی از آن بهراسد».
مورد دوم‌ـ حضرت امام محمد باقر (ع) می‌فرمایند: «خداوند شرق و غرب عالم را در سیطره حكومت مهدی (عج) و یاران او قرار می‌دهد، آیین خود را آشكار می‌سازد و به وسیله او (مهدی عج) و یارانش، بدعت و باطل را نابود می‌كند؛ چنان كه تبهكاران، حق را نابود كرده بودند به طوری كه بر صحنه زمین، اثری از ظلم دیده نخواهد شد. آنها امر به معروف و از منكر، نهی كنند».
مورد سوم‌ـ حضرت امام صادق (ع) می‌فرمایند:
«هنگامی كه قائم ما عجل‌الله تعالی فرجه قیام كند، زمین با نور آن حضرت منور می‌شود، به طوری كه از نور خورشید بی‌نیاز می‌شوند و تاریكی از بین می‌رود. زمین همه گنج‌های نهفته‌اش را ظاهر می‌سازد تا در معرض دید مردمان قرار بگیرد. انسان هر چه جست‌وجو كند كسی را پیدا كند كه با ثروتش او را صله كند و زكات مالش را بپذیرد، كسی را پیدا نمی‌كند. همه مردمان با آنچه خداوند از فضل خود به آنها عطا فرموده بی‌نیاز می‌شوند.»
مورد چهارم‌ـ از امام حسن عسگری (ع) چنین نقل شده است:
«خداوند، او (قائم عج) را در زمان غیبت در كنف حمایت خود نگه می‌دارد، سپس ظاهر می‌شود و زمین را پر از عدل و داد می‌كند آن‌چنان كه پر از جور و ستم شده است.»
مورد پنجم‌ـ و در روایت دیگری آمده است:
«هنگامی كه قائم ما(عج) قیام كند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهای آنها را گرد آورد و رشدهای آنها را كامل گرداند و خداوند بر وسعت بینایی و شنوایی آنها می‌افزاید و در میان قائم (عج) و آنها مانع و سدی نمی‌ماند.»

تحلیل و ارزیابی
از بررسی شواهد قرآنی و روایی، چند نكته به دست می‌آید كه ذیلا به آنها اشاره می‌كنیم:
1‌ـ «آخر الزمان» به عنوان پدیده‌ای كه با ظهور منجی عالم بشریت مقارن است، در آیین اسلام جایگاه با معنا، قابل تعریف و مشخصی دارد زیرا ویژگی‌های این دوره، به طور دقیق در آیات و روایات تبیین شده است.
2ـ تصویری كه مجموعه آیات و روایات از آخرالزّمان و ظهور مهدی موعود(ع) به دست می‌دهند، حاكی از مختصاتی است كه هر یك به طور مستقل، واجد ارزش است؛ نظیر همزیستی مسالمت‌آمیز مردم و نیز سایر موجودات، امنیت كامل، عدالت اجتماعی به معنای حقیقی آن، استخراج ثروت‌های نهفته در زمین، بی‌نیازی مردم، رشد و گسترش ظرفیت‌های فكری و عقلی مردم و نیز سایر توانایی‌های آنان.حال باید در نظر گرفت كه اجتماع این ارزش‌ها همگی در یك عصر و زمان در حقیقت، تامین همه خواسته‌های بشریت در طول تاریخ است. بر این اساس، می‌توان گفت كه رویكرد اسلام به ظهور منجی جهان، كاملا رویكردی خوشبینانه، امیدوارانه و برانگیزاننده است.
3ـ امید به آخرالزّمان یا به عبارتی ظهور مهدی موعود(عج) در مكتب اسلام با امیدی كه برخی متفكران به پیروان‌شان در طول تاریخ داده‌اند، متفاوت است. مسلمانان امید به چیزی موهوم و دور از واقعیت ندارند بلكه امیدوار به واقعیتی هستند كه كاملا تحقق‌پذیر است. باید توجه داشت كه از ابتدای تاریخ تفكر تاكنون، اندیشمندانی ظهور كرده‌اند نظیر افلاطون و فارابی طراح «مدینه فاضله»، آگوستین ترسیم‌كننده «شهر خدا» و توماس مور مبتكر «اتوپیا» كه هر یك ویژگی‌های آن جامعه ایده‌آل را بیان كرده‌اند ولیكن اینها هیچ‌كدام از مرحله اندیشه فراتر نرفته و عملی نشده است.
4ـ حال باید به این پرسش بپردازیم كه «چه رابطه‌ای میان «امید» و «تفكر» وجود دارد؟».
در پاسخ می‌توانیم بگوییم كه امید‌ـ به ویژه امید واقعی‌ـ به لحاظ ایجاد نشاط و شادابی خاصی كه می‌آفریند، حوزه اندیشه آدمی را گسترش می دهد و فضای وسیع‌تر و دورنمای روشن‌تری را در برابر اندیشه فرد قرار می‌دهد ولی آن‌كه در زندان ناامیدی به سر می‌برد، حصارها و دیوارهای این زندان، مجال پرداختن به افكار عالی و بلند را نمی‌یابد مگر آن‌كه امید به رهایی از چنین زندانی در دلش جوانه زند. توسعه و گسترش فضای اندیشه نیز به نوبه خود به بالندگی و شكوفایی اندیشه منجر می‌شود. در روایتی از رسول خدا (ص) نیز آمده است كه «امید، رحمت خدا برای امت من است».
5‌ـ پیروان آیین اسلام در رویكرد به آخرالزمان و ظهور منجی عالم، علاوه بر این‌كه از «تفكری امیدوارانه» نسبت به این پدیده برخوردارند و لیكن در حد و مرز «تفكر» و «امید» متوقف نشده و به وادی «عمل» می‌رسند و در حوزه انجام وظیفه، مسئولیت‌های خویش را شناخته و برای ایفای آن، تردید به خود راه نمی‌دهند. نمونه‌ای از این تكالیف را در برخی از آثار مرتبط به دوره غیبت می‌توان مشاهده كرد.  

دكتر محمدرضا شرفی

پنج شنبه 4/7/1387 - 6:53
آموزش و تحقيقات

چاقی، خجالت و خنده رفتارهایی هستند كه اكثر افراد به خوبی از آنها آگاهند، ولی آیا هیچ وقت به این موضوع فكر كرده‌اید كه استرس می‌تواند از طریق آزاد كردن هورمون باعث چاقی شود و یا برخی از افراد حامل ژنی هستند كه اگر در یك محیط نامناسب قرار بگیرند، بیشتر از افراد دیگر احتمال دارد كه افرادی خجالتی شوند؟ رابطه بین برخی رفتارها با عوامل زیست‌شناختی موضوعی است كه سال‌ها ذهن پژوهشگران را به خود جلب كرده و تاكنون تحقیقات متعددی برای یافتن این رابطه انجام شده است.
علاوه بر اثبات وجود چنین ارتباطی، پژوهشگران به دنبال شناختن سازوكارهای این رابطه و تأثیر بوده‌اند. همچنین، نقش عوامل زیست‌شناختی و عوامل محیطی در ایجاد و بروز هر یك از رفتارها قابل بررسی است و این موضوع كه در ایجاد و بروز یك رفتار عوامل زیست‌شناختی نقش بیشتری دارند یا عوامل محیطی چند دهه مورد بحث و مناقشه روان‌شناسان، زیست‌شناسان و دیگر دانشمندانی كه در این حیطه كار می‌كنند بوده است. در مطالبی كه در زیر می‌آید نویسنده درصدد نشان دادن رابطه بین مواردی مانند چاقی، خجالت،‌ الكلیسم و خنده با عوامل زیست‌شناختی است. البته درباره هر موضوع به طور مختصر به برخی یافته‌ها اشاره شده و بدیهی است كه هر یك از موضوعات نیازمند بحثی مبسوط‌تر و مفصل‌تر است. 

خنده و آلرژی
یافته‌ها نشان می‌دهند كه وقتی مادر می‌خندد، میزان ملاتونین شیر وی بیشتر می‌شود و همین موضوع می‌تواند پاسخ‌های آلرژیك را در كودكان كاهش دهد. خنده فعالیت سلول‌های ایمنی را در خون افزایش می‌دهد و نیز، پاسخ‌های آلرژیك پوست را در بیمارانی كه دچار اگزما هستند كاهش می‌دهد. در مطالعه‌ای، 48 كودك كه دچار آلرژی خفیف بودند، در معرض شیره گیاهی و غبار قرار گرفتند. نیمی از مادران آنها اگزمای آتوپیك داشتند. وقتی مادران به فیلم كمدی نگاه می‌كردند، غلظت ملاتونین شیرشان به شكل چشمگیری تا هشت ساعت پس از مشاهده فیلم بالا می‌ماند. همچنین، در این مطالعه نشان داده شد كودكانی كه از شیر مادر غنی از ملاتونین تغذیه می‌شدند پاسخ پوستی خفیف‌تری نشان می‌دادند.

اندازه مغز و الكلیسم
به نظر می‌رسد افراد الكلی در مقایسه با افراد غیر الكلی مغز كوچك‌تری دارند. این شاید به خاطر آن باشد كه الكل موجب می‌شود تا مغز به موازات بالا رفتن سن كوچك‌تر شود. نتیجه یك پژوهش نشان می‌دهد كه اندازه مغز در الكلی‌ها تحت تأثیر الكلی بودن والدین آنها نیز هست.


رابطه استرس و چاقی
پژوهش روی موش‌ها نشان می‌دهد كه استرس طولانی مدت همراه با یك رژیم غذایی با قند و چربی فراوان موجب آزاد شدن هورمون نوروپپتید و انباشت چربی در شكم می‌شود. این هورمون، اشتهاآور و عامل رشد است و هر دو موجب افزایش سلول‌های چربی و تحریك تولید سلول‌های جدید چربی و رگ‌های خونی می‌شوند. در این پژوهش، موش‌های در معرض استرس كه رژیم غذایی معمولی داشتند، ‌تغییر كمی در وزن نشان دادند. اما وزن موش‌های تحت استرس و رژیم غذایی با چربی و قند بالا در دو هفته اول دو برابر بیشتر از موش‌هایی بود كه تحت یك رژیم غذایی معمولی و شرایط بدون استرس بودند. این نخستین پژوهشی است كه اهمیت هورمون نوروپپتید y را در چاقی نشان می‌دهد.

رابطه خجالت و ژن‌ها
پژوهشگران دانشگاه مریلند دریافتند كودكانی كه شكل تغییر یافته‌ای از ژن حامل سروتونین دارند و مادرانشان از حمایت اجتماعی كمتری برخوردارند احتمال بیشتری دارد كه افرادی خجالتی شوند، اما اگر مادران آنها از حمایت اجتماعی زیادی برخوردار باشند این‌گونه نخواهد بود. پژوهشگران، همچنین، دریافتند كه مادران بچه‌هایی كه به طور طبیعی خجالتی هستند در رابطه با این بچه‌ها رفتار نامناسبی دارند كه خود باعث تقویت ترس و خجالت در این بچه‌ها می‌شود.

ترجمه : دكتر فرازمند

پنج شنبه 4/7/1387 - 6:45
ازدواج و همسرداری
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، براساس گزارش رسمی منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال كل كشور، همچنین تعداد ازدواج‌های ثبت شده در سه ماهه سال 86 كه زوجه یك سال از زوج بزرگ‌تر بوده، 57/3 درصد است كه این رقم در سه ماهه سال جاری به 68/3 درصد رسیده، همچنین میزان طلاق ثبت شده همین گروه در سه ماهه اول سال 86، 22/3 درصد بوده است كه در سه ماهه اول سال جاری به 68/3 درصد رسیده است. همچنین در 08/2 درصد از ازدواج‌های ثبت شده در سه ماهه اول سال 86، سن زوجه دو سال بیشتر از زوج بوده كه این رقم در سه ماهه سال جاری به 17/2 درصد رسیده است و این در حالیست كه درصد طلاق همین گروه سنی در سه ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته 17صدم درصد افزایش داشته است. به گزارش ایسنا، تعداد ازدواج‌ها و طلاق‌هایی كه در آن‌ها سن زوجه سه، چهار و پنج سال و یا بیشتر از زوج بوده است و ‌در سه ماهه اول سال 87 به ثبت رسیده، نسبت به سه ماهه اول سال 86، اندكی كاهش داشته است. نكته قابل ملاحظه دیگر در این گزارش این است كه میزان ازدواج‌هایی كه در سه ماهه اول سال 86 ثبت شده‌اند و در آن، سن زوج یك سال بزرگ‌تر از زوجه بوده است، 25/8 درصد است كه این میزان در مدت مشابه سال87 به 40/8 درصد رسیده است. از سوی دیگر، میزان طلاق همین گروه در سه ماهه اول سال86 ،02/7 درصد بوده كه در سه ماهه سال جاری به 40/8 درصد رسیده است. همچنین آمار طلاق زوج‌هایی كه دو سال بیشتر از زوجه خود سن دارند، در سه ماهه اول سال 86 ، 63/7 درصد بوده كه این رقم در سه ماهه اول سال 87 به 33/9 درصد افزایش یافته است. در چند سال اخیر، روند همسریابی و ازدواج جوانان تغییرات قابل توجهی داشته است كه بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج یكی از این موارد است، به طوری كه در حال حاضر تعداد ازدواج‌هایی كه سن زوجه، 10 سال تا 20 سال بیشتر از زوج است، در سه ماهه اول سال 86، 1059 فقره بوده كه این رقم در مدت مشابه امسال به 1043 فقره رسیده است. همچنین در سه ماهه اول سال گذشته132 مورد ازدواج در كشور ثبت شد كه سن زوجه بیش از 20 سال بیشتر از زوج بوده كه این نوع ازدواج در مدت مشابه امسال به 208 فقره معادل 57/57 درصد افزایش یافته است كه البته افزایش تعداد ازدواج‌هایی كه سن زوج 20 سال بیشتر از زوجه هست نیز در حال افزایش است، به طوری كه در بهار سال گذشته 2943 فقره ازدواج از این دست در كشور ثبت شده كه این رقم در سه ‌ماهه اول امسال به 3019 فقره رسیده است. به گزارش ایسنا، البته بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال، آمار طلاق ازدواج‌هایی كه سن زوج یا زوجه بیش از 20 سال بیشتر از همسر خود است، نیز افزایش یافته است، ‌به طوری كه تعداد وقوع طلاق در ازدواج‌هایی كه سن مردان 20 سال بیشتر از همسرانشان بوده در سه ماهه اول سال 86 ، 553 مورد بوده كه این رقم در سال جاری به 588 مورد رسیده است.

همچنین تعداد طلاق در زنانی كه 20 سال از همسران خود بزرگترند، در سه ماهه اول امسال 47 فقره بوده، در حالی كه این رقم در مدت مشابه سال گذشته 35 مورد ثبت شده است. 

شنبه 16/6/1387 - 15:9
دعا و زیارت

زنان در حكومت قائم آل محمد، علیه‌السلام، چه می‌كنند؟ چه كسانی هستند؟ چند نفرند؟ از كجا می‌آیند و چه مسئولیتی برعهده دارند؟ ما در این نوشتار كوتاه نقش زنان در زمان ظهور امام زمان علیه‌السلام، را مورد بررسی قرار داده‌ایم. براساس برخی از روایات، حضور و نقش این زنان ازنظر زمان و موقعیت، چهارگونه است:
الف) حضور پنجاه زن در بین یاران امام
اولین گروه از زنانی كه به محضر امام زمان می‌شتابند آنهایند كه در آن ایّام می‌زیسته‌اند و همانند دیگر یاران امام، علیه‌السلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهی به‌خدمت امام، علیه‌السلام، می‌رسند. در این‌باره دو روایت وجود دارد:
روایت اول: امّ سلمه ضمن حدیثی درباره علایم ظهور، از پیامبر(ص) روایت كرده است كه فرمود:
"در آن هنگام پناهنده‌ای به حرم امن الهی پناه می‌آورد و مردم همانند كبوترانی كه از چهار سمت به یك سو هجوم می‌برند به‌سوی او جمع می‌شوند تا اینكه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده‌نفر گرد می‌آیند كه برخی از آنان زن می‌باشند كه بر هر جبار و جبار زاده‌ای پیروز می‌شود."
روایت دوم: جابربن یزید جعفی، ضمن حدیث مفصلی از امام باقر(ع)، در بیان برخی نشانه‌های ظهور نقل كرده كه:
"به‌خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر می‌آیند كه پنجاه نفر از این عده زن هستند كه بدون هیچ قرار قبلی در مكه كنار یكدیگر جمع خواهند شد. این است معنای آیه شریفه: «هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر می‌كند. زیرا او بر هر كاری توانا است».
پنجاه زن از سیصد و سیزده نفر!
نكته شگفت در این دو روایت این است كه می‌فرماید: سیصد و سیزده مرد گرد آیند كه پنجاه نفر ایشان زن هستند!
دوم آنكه: در روایتی كه نام یاران برشمرده شده است نام هیچ زنی وجود ندارد. در پاسخ این شبهه می‌توان گفت: این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند. زیرا اولاً امام، علیه‌السلام، می‌فرماید: «فیهم»؛ یعنی در این عده پنجاه زن می‌باشد.
دوم: شاید تعبیر مردان بدین سبب باشد كه بیشتر این افراد مرد هستند و این كلمه از باب فزونی عدد مردان، چنین ذكر شده است.
سوم: اگر مقصود همراهی خارج از این عده بود امام می‌فرمود: «معهم»، نه اینكه بفرماید «فیهم»، زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده‌اند و همه یاران و فرماندهان عالی‌رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسیار بالایی هستند كه برخی با ابر جابه‌جا می‌شوند و اینها بدون شك با بقیه مردم آن زمان فرق بسیار دارند. بنابراین اگر بگوییم آنها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند برای آنها رتبه و موقعیت ویژه قائل شده‌ایم و اگر بگوییم در زمره یاران دیگر حضرت باشند از امتیاز كمتری برخوردارند.
ب) زنان آسمانی
دسته دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند كه خداوند برای حكومت جهانی حضرت ولی‌عصر، علیه‌السلام، در آسمان ذخیره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسی، علیه‌السلام، به زمین می‌آیند.
ابوهریره از پیامبر، (ص) روایت كرده كه:
"عیسی‌بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته‌ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد."
آیا این زنان از امت‌های پیشین هستند یا امت اسلامی زمان پیامبر، صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله، و معصومین، علیهم‌السلام؛ یا از دوران‌های مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده‌اند و برای عهده‌داری منصبی در حكومت حضرت می‌آیند یا برای مسایل دیگر؟ اینها پرسش‌هایی است كه این حدیث از آنها چیزی نمی‌گوید.
ج) رجعت زنان
سومین گروه از یاوران حضرت بقیه اللَه، علیه‌السلام، زنانی هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود. این گروه دو دسته‌اند: برخی با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به ‌میان آمده است.
در منابع معتبر اسلامی نام سیزده زن یاد می‌شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد، صلّی‌الله‌علیه‌وآله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداوای مجروحان جنگی و سرپرستی بیماران خواهند پرداخت.
طبری در دلائل الامامه، از مفضل‌بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود:
همراه قائم آل محمد، سیزده زن خواهند بود.گفتم آنها را برای چه كاری می‌خواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته، سرپرستی بیماران را به‌عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه [مادر عمار یاسر]، زبیده ‌ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه.
«صیانه ماشطه» در زمان حضرت موسی می‌زیسته است و مادر عمار یاسر در ابتدای بعثت به شهادت رسید. «حبابه» در زمان علی، علیه‌السلام، و «قنواء» در زمان امام حسن و امام حسین، علیه‌السلام، و بقیه در زمان‌های دیگر زندگی می‌كرده‌اند.
این گروه سیزده نفری رجعت خواهند كرد و خداوند برای قدردانی از آنها، به بركت امام زمان(عج) آنها را زنده خواهد كرد.
در این روایت امام صادق، علیه‌السلام، از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می‌كند. در كتاب خصایص فاطمیّه به‌نام نسبیه، دختر «كعبه مازینه»، و در كتاب منتخب‌البصائر به‌نام «وتیره» و «أحبشیه» اشاره شده است.
زنان سرافراز
اینك به اختصار به شرح حال برخی از زنان نامبرده اشاره می‌كنیم.
1ـ صیانه ماشطه
او یكی از همان سیزده بانویی است كه در دولت حضرت مهدی، علیه‌السلام، زنده شده، به دنیا بازمی‌گردد. وی همسر «حزقیل»، پسر عموی فرعون، و شغلش آرایشگری دختر فرعون بود.او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود، حضرت موسی، ایمان آورده بود امّا همچنان ایمان خود را پنهان می‌كرد.
نوشته‌اند: روزی وی مشغول آرایش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بی‌اختیار نام خدا را برزبان جاری ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردی؟ گفت: نه، بلكه نام كسی را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفریده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صیانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ گفت: هرگز! من از خدای حقیقی دست نمی‌كشم و تو را پرستش نمی‌كنم. فرعون دستور داد تا تنور مسی برافروزند و همه بچه‌های آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید صیانه می‌خواست به ظاهر از دین برائت جوید كه كودك شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستی! فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند .
2ـ سمیه، مادر عمار یاسر
وی هفتمین نفری بود كه به اسلام گروید و بدین‌سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شكنجه‌ها را براو روا داشت.او و شوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار كرد كه پیامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنین‌كاری نشدند. او نیز زره آهنی به سمیه و یاسر پوشانید و آنها را در آفتاب سوزان نگه‌داشت. سرانجام ابوجهل بر هر یك ضربتی وارد ساخت و ایشان را به‌شهادت رساند.
3ـ نسیبه، دختر كعب مازنیه
او معروف به «ام‌عماره» و از زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخی از جنگ‌های پیامبر اسلام، شركت جسته و مجروحان جنگی را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا كرد. با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبر به دفاع از جان شریف پیامبر پرداخت و در این راه بدنش زخم‌های فراوان برداشت.
4ـ امّ ایمن
از زنان پرهیزكار و خدمتكار حضرت رسول، است. پیامبر به‌او مادر خطاب می‌كرد و می‌فرمود:"این زن، باقی‌مانده‌ای از خاندان من است."
وی همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداوای مجروحان می‌پرداخت.ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود كه در ماجرای فدك، حضرت زهرا، (س)، او را به‌عنوان شاهد معرفی كرد. وی پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.خداوند به بركت مهدی آل محمد به هنگام ظهور، او را زنده می‌گرداند تا در لشكرگاه امام به خدمت گماشته شود.
5ـ امّ خالد
در روایت دو بانو بدین نام مشهور شده‌اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنّیه. شاید مقصود ام خالد مقطوعه الید (دست بریده) باشد كه یوسف‌بن عمر، پس از به‌شهادت رساندن زیدبن علی بن الحسین در كوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع كرد. در كتاب رجال كشی درباره شخصیت و مقام این زن فداكار از امام صادق، علیه‌السلام، مطلبی ذكر گردیده كه حایز اهمیت است. ابوبصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم كه ام خالد مقطوعه الید از راه رسید. حضرت فرمود:
ای ابابصیر، آیا میل داری كه كلام امّ خالد را بشنوی؟
من عرض كردم: آری ای فرزند رسول خدا، با شنیدن آن شادمان می‌گردم... در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. دیدم وی در كمال فصاحت و بلاغت صحبت می‌كند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.
6ـ زبیده
مشخصات كاملی از او نقل نشده است. احتمال دارد زبیده زن هارون‌الرشید باشد كه شیخ صدوق، رحمت‌الله علیه، درباره‌اش گفته است: وی یكی از هواداران و پیروان اهل بیت است. هنگامی كه هارون دانست از شیعیان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبیده كارهای خدماتی بسیاری داشت كه یكی آبرسانی به عرفات است. همچنین نوشته‌اند وی یكصد كنیز داشت كه پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سكونت او صدای تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال 216 ق. رحلت كرد.
7ـ حبّابه والبیّه
از زنان والامقامی است كه دوره زندگی هشت امام معصوم(ع) را درك كرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یك یا دو نوبت به‌وسیله امام زین‌العابدین و امام رضا، علیهماالسلام، جوانی‌اش به‌او بازگردانده شد. اولین ملاقات وی با امیر مؤمنان، علیه‌السلام، بود كه از آن حضرت دلیلی بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در این سنگ چنین اثری برجای بگذارد او امام است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامی نزد امام بعدی می‌رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ می‌زدند و اثر آن نقش می‌بست. نوبت كه به امام رضا، علیه‌السلام، رسید حضرت نیز چنین كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا، علیه‌السلام، زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت.
8ـ قنواء
دختر رشید هجری، یكی از شیعیان و پیروان علی، علیه‌السلام، و خود از یاران باوفای حضرت امام جعفر صادق، علیه‌السلام، است. وی دختر بزرگمردی است كه در راه محبت و دوستی امیر مؤمنان به‌طرز دلخراشی به‌شهادت رسید. از گفتار شیخ مفید برمی‌آید كه قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبیداللَه بن زیاد شاهد قطع دو دست و دو پای پدر خود بوده و به‌كمك دیگران بدن نیمه‌جان پدر را از دارالاماره بیرون آورده و به‌خانه منتقل كرده است. روزی قنواء به پدرش گفت: پدرجان، چرا این همه خود را به‌رنج و مشقت عبادت می‌اندازی! پدر درجواب گفت: دخترم، پس از ما گروهی خواهند آمد كه بینش دینی و شدت ایمانشان از ما، كه این همه خود را به‌زحمت عبادت انداخته‌ایم، بیشتر است.
د) بانوان منتظر
چهارمین گروه یاوران امام زمان بانوان پرهیزكاری هستند كه پیش از ظهور حضرت بقیه الله، علیه‌السلام، رحلت كرده‌اند. به ایشان گفته می‌شود: امام تو ظاهر گشته است، اگر مایلی می‌توانی حضور داشته باشی. آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.
رجعت زنان مربوط به گروه خاصی نیست و هر بانویی تقوا پیشه کند و خود را با خواسته‌ها و شرایط زندگی در حكومت مهدی آل محمد، علیه‌السلام، تطبیق دهد ممكن است در آینده از رحمت خداوندی بهره‌مند گشته، برای یاری امام زنده شود. یكی از آن شرایط خواندن دعای «عهد» است كه در فرد، نوعی آمادگی برای پذیرش حكومت آخرین ذخیره الهی ایجاد می‌كند. 

جمعه 15/6/1387 - 9:25
ازدواج و همسرداری

با چه كسی ازدواج كنیم؟ ‌چگونه همسر آینده‌مان را بشناسیم؟ چه شرایطی برای انتخاب همسرمان در نظر بگیریم؟ هزاران سؤال دیگر از این قبیل را جوانان هر روز در ذهن خود مرور می‌كنند و به دنبال جواب می‌گردند. زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و كودكان آنها بر اساس همین انتخاب و همین پیوند است. در شماره گذشته، ملاك‌های انتخاب همسر را از نگاه افراد تحصیل‌كرده و تحصیل‌نكرده خواندیم. نتیجه این بود كه اكثر افراد ملاك‌های خود را با واژه‌ها شرح می‌دهند و تصویر روشنی از معیارهای همسرگزینی ندارند. در این شماره، پای صحبت هنرمندان می‌نشینیم تا از دیدگاه آنها، این مقوله مهم را بررسی كنیم.

  پروانه معصومی، بازیگر
از آشنا باید زن گرفت
نمی‌توان فرمول ثابتی برای همه افراد درباره معیارهای ازدواج در نظر گرفت. بیشتر افراد مایلند شخصی را به عنوان همسر انتخاب كنند كه اصالت خانوادگی داشته باشد، تحصیل‌كرده باشد و معتاد هم نباشد. اما پیش از همه اینها باید به یاد داشته باشیم تا زمانی كه با شخص دومی زیر یك سقف زندگی مشترك را شروع نكنیم، هرگز نمی‌توانیم خصوصیات او را به تمامی بشناسیم و بسنجیم كه مطابق معیارهای ما هست یا نه،‌ چرا كه معتقدم در دوران نامزدی و دوستی‌های طولانی پیش از ازدواج، طرفین به راحتی برای هم نقش بازی می‌كنند. تنها توصیه من در این باره شناخت كامل طرف مقابل از طریق تحقیقات است. شاید شنیده باشید كه قدیمی‌ها می‌گفتند از دیده و شناخته شده باید زن گرفت و دختر داد. لازم است پرس‌وجو و تحقیقات گسترده، عمیق و ... برعهده خانواده باشد. این چیزی است كه تجربه آن را به ما آموخته، اما جوان‌ترها تجربه را به سختی می‌پذیرند. 
________________
  محمدحاتمی، كارگردان و بازیگر
تجربه 20سال زندگی من
برخی از ملاك‌های ازدواج چیزهای ثابتی هستند مثل اخلاق یا زیبایی و برخی دیگر متغیرند. ملاك‌های متغیر با توجه به ذات افراد و تربیت خانوادگی آنها برای هر فردی تعریف می‌شود. اینكه افرادی در ملاك‌های انتخاب همسر دچار سردرگمی هستند یا در زندگی مشترك دچار تزلزل، به نظرم تنها به این دلیل است كه تعاریف خاص خود را گم كرده‌اند و نمی‌دانند باید در كنار چه كسی قرار بگیرند تا خوشبختی حاصل شود و ترازوی زندگی‌شان میزان شود. یك سری ملاك‌ها به رعایت اصولی می‌انجامد كه باعث تعادل این كفه‌ها می‌شود، مثل اخلاقیات كه بخش عظیمی از زندگی را هدایت می‌كند. سری دیگر ملاك‌های انتخاب همسر با توجه به شغل و موقعیت هر فرد تعریف می‌شود و تعریف اجتماعی دارد. حرفه من ایجاب می‌كند كه ساعات طولانی بیرون از خانه باشم. اینكه مسائل را با خودم به خانه نیاورم خیلی شعاری است. برای همین، رفاقت، تفاهم و ایجاد تعادل در خانواده را ملاك خودم می‌دانم،‌ هر چند تجربه من مربوط به 20 سال زندگی مشترك است. لازم است خانواده‌ها، كتاب‌های مرتبط و ارتباط با دوستان و آشنایان را برای جوانان آماده كنند. 
_________________
  حسین رفیعی، بازیگر
چشم‌وهمچشمی در ازدواج
پیش از بحث ملاك‌های ازدواج، باید شرایط اجتماعی را در نظرگرفت. شكل اصلی سردرگمی در ملاك‌های ازدواج تجمل‌گرایی و رفاه‌‌زدگی است. با حداقل امكانات هم می‌توان زندگی مشترك را شروع كرد. اما فكر كردن به شرایط ایده‌آل، اسباب و وسایل زندگی، آشپزخانه مدرن، مجلس عروسی چنین و چنان و در نهایت، چشم و همچشمی‌ها باعث مبهم شدن ملاك‌های ازدواج می‌شوند. برای همین، ‌ازدواج‌ها به سختی انجام می‌شود و طلاق‌ها به سادگی. نگاهی به افراد با اعتقادات مذهبی نشان می‌دهد كه نود درصدشان كمتر دچار افسردگی، بزه و چالش‌هایی از این دست می‌شوند و انتخاب درست‌تری دارند. جوانانی هستند كه به روشنی نمی‌دانند از خود و زندگی‌شان چه می‌خواهند. با این حال، روز به روز به توقعاتشان در زمینه انتخاب همسر افزوده می‌شود. به نظر من، یكی از راهكارهای اصلی در این زمینه اصلاح و بازبینی در نوع تربیت خانوادگی است.
________________
  حمید عجمی، خوشنویس
جوان امروز و ملاک‌های مبهم
قبل از اینكه بخواهیم ملاكی را انتخاب كنیم باید ببینیم با چه موجودی طرف هستیم و خصوصیات او چیست. پیغمبر (ص) در حدیثی می‌فرماید: ازدواج سنت من است، پس كسی كه به آن رغبتی ندارد از من نیست. این جمله را همیشه به صورت تعارف در كارت‌های عروسی می‌نویسند، اما حدیث خیلی مهمی است. وقتی بخواهیم طبق این حدیث از امت پیامبر (ص) باشیم، حداقل باید جنس مخالف را بشناسیم. چون آدمی اگر بداند كه جنس مقابلش چه موجودی است، سعی می‌كند رفتار خودش را با طبیعت و خواست او تنظیم كند. در قدیم می‌گفتند اراده عاشق مضمحل می‌شود در اراده معشوق. این حداقل كاری است كه یك عاشق انجام می‌دهد. به نوعی، اگر بخواهیم به زندگی عشق بورزیم، باید هر كاری می‌كنیم و هر جایی می‌رویم مختصاتش را خوب بدانیم. شناسایی مخاطب خیلی مهم است. چیزی كه در كشورهای جهان سوم به آن اهمیتی داده نمی‌شود.
نكته بعدی این است كه زمان انتخاب همسر باید ببینیم كی هستیم، از عالم چه می‌خواهیم و به كجا می‌خواهیم برویم. نگاه كنیم كه برای چه مسافتی چه توشه‌ای حمل می‌كنیم.
ملاك‌های معمول جوان‌ها زیبایی، تحصیلات و ثروت طرف مقابل است. اما نگاه نمی‌كنند كه خودشان چقدر درس خوانده‌اند و چقدر می‌توانند زندگی را بچرخانند. یعنی بعد از مخاطب‌شناسی بحث خودشناسی هم لازم است. نكته دیگر در این وادی به اجتماع برمی‌گردد. مثلاً اینكه یك نفر بخواهد از خارج از كشور همسر اختیار كند با دو فرهنگ متفاوت. یقیناً چنین فردی باید در یك سری از خواسته‌هایش تجدید نظر كند، یعنی خودش را یك جور بشناسد و او را طور دیگری. نظام‌های اجتماعی كه زن و مرد در آن پرورش پیدا می‌كنند، در اینكه ما چگونه همسر انتخاب می‌كنیم بسیار دخیلند. مسئله بعدی حضور دین است و منهیات و ترغیباتی كه دین برای ملاك‌های انتخاب همسر دارد. آیا این منهیات و ترغیبات منطبق با عرف اجتماعی ما از سویی و منطبق با شأن و شخصیت ما و مخاطب ما از سویی دیگر هست؟ اگر این چهار مورد با هم انطباق داشته باشند، به راحتی می‌توانیم همسر انتخاب كنیم. برخی از قسمت‌های دین باید در انتخاب همسر و در این ماجرا به قوانین اجتماعی تبدیل شود، ‌نه اینكه فقط در چرخه دین باقی بماند.
اگر جوان ما امروز برای انتخاب همسرش ابهام دارد، برای این است كه نمی‌تواند بین افق دینی، افق اجتماعی، افق خودشناسی و افق مخاطب‌شناسی انطباقی ایجاد كند. این انطباق برعهده فرهیختگان جامعه است. تا در عرصه فرهیختگان و متفكران ما این اتفاق نیفتد، جوان نمی‌تواند هیچ انتخابی و معیاری برای همسرگزینی داشته باشد.
اگر بخواهیم جوان به این حد برسد، نخست باید به او حق بدهیم و بگذاریم در حوزه اختیارش، با خوراك‌های فرهنگی فرهیختگان جامعه تطابقی با مخاطب، اجتماع و دین برقرار كند و سپس دین را درست به او بشناسانیم. جوانی كه می‌خواهد همسر اختیار كند باید بداند كه مسیرش چیست و مقصدش كجا. اینكه كجا می‌خواهد برود به او ملاك دقیقی برای انتخاب همسر خواهد داد. اگر من بگویم باید همسری انتخاب كرد كه دیندار باشد یا پرخاشگر نباشد شعار است. باید سطح توقعمان را اندازه كنیم و در حوزه تفكرات و اندیشه تفاهم داشته باشیم، بدین معنی كه اگر در مسیر اندیشه به بن‌بست رسیدیم، از تفكر چه كسی و چه اندیشه مافوقی بهره‌مند شویم.

جمعه 15/6/1387 - 9:17
ازدواج و همسرداری

روان‌شناسان انگیزه‌ها را به دو نوع تقسیم می‌كنند: انگیزه‌های اولیه یا فیزیولوژیك كه فرد برای ادامه زندگی به آنها نیاز دارد و بدون آنها زندگی‌اش به خطر می‌افتد مانند آب، غذا و هوا؛ و انگیزه‌های ثانویه یا روانی كه نیاز اصلی و اساسی انسان‌ها را برطرف نمی‌كنند و اكثراً محصول یادگیری‌اند. از پیوندجویی نیز در زمره همین انگیزه‌ها بحث می‌شود. انگیزه پیوندجویی در ارتباط با نیازهای تعلق و پیوندجویی معنا پیدا می‌كند. این انگیزه موجب برقراری ارتباط با دیگران، مشاركت در فعالیت‌های جمعی، شكل‌گیری بافت اجتماعی و در نتیجه پیشرفت می‌شود. شاید بتوان گفت در جوامع امروزی پیشرفت‌هایی كه حاصل می‌شود نتیجه این انگیزه است. در پرونده پیش رو مفصل به تعریف و ابعاد این انگیزه و شرایطی كه مورد نیاز است تا این انگیزه به خوبی بروز پیدا كند پرداخته شده است.

بسیاری از انسان‌ها نیاز شدید به پیوندجویی یا تعامل با دیگران دارند. به نظر بویاتزیس در اینجا دو نوع انگیزش در كار است: ‌برخی اشخاص كه گفته می‌شود از گرایش پیوندجویی اطمینان‌طلب برخوردارند، از طردشدن احساس نگرانی دارند و در پی اطمینان یافتن از این موضوعند كه دیگران آنها را دوست دارند یا نه. عده‌ای نیز كه گفته می‌شود از گرایش پیوندجویی ناشی از علاقه برخوردارند، از بودن با انسان‌ها لذت می‌برند و به رفاه آنها علاقه‌ دارند. افراد متعلق به گروه دوم از كاركرد بهتری برخوردارند، زیرا واكنش منفی دیگران را طردشدگی قلمداد نمی‌كنند.
افراد متعلق به گروه اول نگرانند كه دیگران آنها را دوست دارند یا نه و در نتیجه، نمی‌توانند، به نحوی كارآمد انجام وظیفه ‌كنند.
اصولاً افرادی كه انگیزه پیوندجویی بسیار بالایی دارند كسانی هستند كه فاقد مهارت‌های ابراز وجود و وابسته به دیگرانند. مدیری كه از انگیزه پیوندجویی بسیار بالایی برخوردار باشد علاقه‌ای به نظارت بر رفتار كارمندان و حتی دادن بازخورد مناسب به آنها را ندارد، در حالی كه وقتی انگیزه قدرت بیشتر از پیوندجویی می‌شود، مدیران تمایلی به رفتارهایی از قبیل تسلیم شدن، بی‌میلی به كنترل رفتار كارمندان و تبعیض میان آنها ندارند.
افراد دارای انگیزه پیوندجویی از كیفیت رابطه‌شان با دیگران نگرانی دارند. این افراد به دنبال هماهنگی بیشتر در روابطشان با یكدیگر و پایداری آن هستند و از اینكه این رابطه مختل شود نگران می‌شوند.
در واقع نیاز به پیوندجویی نوعی تمایل به تعلق داشتن، لذت بردن از كار گروهی و وابستگی به روابط بین فردی است. به نظر می‌رسد كه انگیزه پیوندجویی به دو شكل خود را در موقعیت‌های مختلف نشان می‌دهد. پیوندجویی فردی و گروهی.

پیوندجویی گروهی
در پیوندجویی فردی، ارتباط صرفاً میان دو نفر با هم است، ‌اما در پیوندجویی گروهی بیش از دو نفر باید باشد. سایر ویژگی‌های این دو نوع ارتباط مشترك است. مثلاً خانواده‌هایی كه به بازی‌های گروهی می‌پردازند دارای كودكانی با مهارت اجتماعی بیشتری خواهند بود، چرا كه این افراد فرزندان خود را هم وارد این بازی‌ها می‌كنند و بنابراین، بخشی از شخصیت آنها در گروه شكل می‌گیرد. وجود این گروه شرایطی را فراهم می‌كند كه فرد انگیزه پیوندجویی خود را در ارتباط با گروه متبلور و تقویت كند. در عین حال، برای تقویت پیوند خود با گروه، ارزش‌ها، معیارها و هنجارهای آنها را می‌پذیرد. پس هدف فرد از برقراری ارتباط با گروه كسب منفعت یا گذران وقت نیست، بلكه بودن با گروه و ارتباط با آن برایش لذتبخش است و در نتیجه، بخشی از فرآیند اجتماعی شدن وی محسوب می‌شود. این نمونه‌ای از پیوندجویی گروهی است. حتی تماشاگران ورزش نیز نمونه‌ای از این انگیزه‌اند، چرا كه تماشاگر بودن هم فعالیتی اجتماعی است كه افراد تمایل دارند زمان خود را به صورت گروهی سپری كنند. این افراد از طریق انگیزه پیوندجویی گروهی به هم نزدیك می‌شوند و تمایل به بودن كنار هم دارند. در واقع،‌ انگیزه در آدمی نیاز به شرایطی برای متبلور شدن و تقویت دارد. مثلاً در همین مورد، تماشاچیان به عنوان یك گروه اجتماعی، ورزش را ابزاری مفید برای برآورده شدن نیاز به پیوندجویی و تعامل اجتماعی خود می‌دانند.

پیوندجویی فردی
انگیزه پیوندجویی كه نشان از تمایل فرد به برقراری ارتباط و حفظ آن با دیگری دارد، دارای یك عنصر اساسی یعنی رابطه است. پس قبل از پرداختن به هر چیزی لازم است ابتدا به مقوله ارتباط با دیگران پرداخته شود،‌ چرا كه هر چیز مهمی كه در ارتباط گفته و مطرح شود پاسخ سؤال‌هایی است كه در مورد پیوندجویی ایجاد می‌شود. رابطه معرف نوعی پیوند میان انسان‌هاست كه می‌تواند در قالب روابط كاری، دوستی، ازدواج و روابط اتفاقی و تصادفی صورت گیرد. پژوهش‌ها مؤید این مطلب است كه بهزیستی آدمیان به توانایی آنها در همسویی با دیگران بستگی دارد. در تحقیقات، همچنین، ‌معلوم شده است كه روابط خوب با بهداشت روانی بالا همبستگی مثبت دارد. همچنین،‌ در برخی از بررسی‌ها گزارش شده كه داشتن روابط خوب با سلامت جسمی ارتباط دارد.
شایان ذكر است كه برخورداری از انگیزه پیوندجویی و تجلی آن در روابط افراد با یكدیگر نیازمند یادگیری و تقویت نیز هست. واقعیت آن است كه صرف وجود انگیزه پیوندجویی به تنهایی كافی نخواهد بود، بلكه اگر فرد مهارت‌های برقراری ارتباط را فرا نگیرد و فرصت مناسبی برای این ارتباط نداشته باشد، هرگز این انگیزه در فرد تجلی نخواهد یافت و حتی نمی‌توان با دیگران رابطه خوبی برقراركرد، مگر آنكه درباره آنچه آنها احساس می‌كنند و آنچه آنها را خوشحال یا ناراحت می‌كند چیزی بدانیم. نمی‌توانیم مورد علاقه یا محبوب دیگران باشیم مگر آنكه آنها هم راجع به ما اطلاعاتی داشته باشند.
نكته مهم در مورد انگیزه پیوندجویی این است كه این انگیزه صرفاً برای برقراری ارتباط به كار نمی‌رود، بلكه نوع پیوند میان افراد را نیز مشخص می‌كند و از طرفی، طبق تعریف، فرد در حفظ این پیوند با دیگران نقش مهمی دارد. پس در گام اول و پس از برقراری ارتباط با دیگران، موضوعی كه اهمیت پیدا می‌كند این است كه دراین رابطه چه مسائلی را باید در نظر داشت تا این پیوندحفظ شود و مثلاً در پیوندی مثل ازدواج باید چه شرایطی وجود داشته باشد تا افراد سال‌های سال بتوانند این پیوند را حفظ كنند و به آرامش برسند.
می‌توان چنین نتیجه گرفت كه تأثیر روانی انگیزه پیوندجویی در زندگی افراد به ویژه دو نفری كه با هم ازدواج كرده‌اند آرامشی است كه شاید در هیچ شرایط دیگری نتوان به آن دست یافت. از طرفی، ‌به واسطه وجود این انگیزه‌، ما به دنبال برقراری ارتباط با دیگران می‌رویم و این رابطه مهم‌ترین و بهترین مجالی می‌شود كه می‌توانیم سایر نیازها و انگیزه‌هایمان از جمله انگیزه  پیشرفت و قدرت طلبی را برآورده كنیم. پس این انگیزه خود شرایطی ایجاد می‌كند كه سایر انگیزه‌ها و نیازها را پوشش می‌دهد و باعث تجلی آنها می‌شود. اگر انگیزه پیوندجویی فرصت تجلی در افراد پیدا نكند، یعنی فرد نتواند با دیگران ارتباط برقرار كند، ‌احساس تنهایی به سراغ او خواهد آمد و می‌تواند سلامت روان او را مختل كند. پس می‌توان گفت كه این انگیزه نقش بسیار مهمی در سلامت روان افراد دارد.

روح‌الله حدادی

جمعه 15/6/1387 - 9:14
ازدواج و همسرداری

خانمی با خوشحالی از سر كار به خانه می‌آید تا به شوهرش خبرهای خوبی بدهد. وقتی  به خانه می‌رسد با هیجان به شوهرش اطلاع می‌دهد كه در شغلش ترفیع یافته است و می‌خواهد جزئیات را مو به مو با او در میان بگذارد. اما شوهر، طبق معمول، تمایلی به صحبت كردن و یا شنیدن نشان نمی‌دهد. او تنها لبخندی می‌زند و تبریك می‌گوید و سپس به سراغ كارهای خود می‌رود. این خانم برای هزارمین بار از خود می‌پرسد كه چرا او و شوهرش خیلی كم با هم حرف می‌زنند و چرا او تمایلی ندارد در مورد ارتقای شغلی من بیشتر بداند. این خانم می‌گوید: «من می‌دانم كه او به من اهمیت می‌دهد و از پیشرفت من خوشحال می‌شود. هر وقت از او می‌پرسم آیا مشكلی وجود دارد، می‌گوید نه، همه چیز عالی است، اما به گمان من این‌طور نیست. در حقیقت، سكوت او به شدت بر رابطه ما تأثیر گذاشته. من احساس آزردگی، عصبانیت و گیجی می‌كنم.»
روان‌شناسان می‌گویند كه درمان سكوت بر 50 تا 70 درصد از زندگی‌های زناشویی تأثیر می‌گذارد. كارلا ویلز براندون روانپزشك كه این زن به او مراجعه كرده است، می‌گوید: «چیزی كه من از این خانم شنیدم این بود كه شوهرم تمایلی به صحبت كردن با من یا شنیدن صحبت‌هایم ندارد. او با دوستان و همكارانش صحبت می‌كند، اما با من نه.»
دبورا تانن، زبان‌شناس، می‌گوید در آغاز رابطه، مرد بیشتر صحبت خواهد كرد تا خواسته‌های خود را اعمال كند. سپس، به تدریج، صحبت‌های او كمتر و كمتر  می‌شود. اما زن هنگامی كه با مردی احساس راحتی كند، بیشتر صحبت می‌كند. یكی از عمده‌ترین دلایلی كه زنان و شوهرانشان در ارتباط برقرار كردن با همدیگر مشكل دارند این است كه آنها تصورات متفاوتی ازموضوع صحبت خود دارند. در ادامه سه شكایت رایج‌تری كه زنان در این مورد دارند ذكر می‌شود.
 در مورد احساساتش حرف نمی‌زند
برخی زن‌ها می‌گویند كه شوهرانشان هنگامی كه ناراحت یا افسرده‌اند صحبت نمی‌كنند. این سكوت برای زنان كشنده است، زیرا به فكر فرو می‌روند كه چه مشكلی پیش آمده است.
روان‌شناسان می‌گویند كه این به طور طبیعی اتفاق می‌افتد. زیرا پسران و دختران در طول دوران رشد می‌آموزند كه هیجاناتشان را به طور متفاوتی ابراز كنند. رابرت می‌هی، روان‌شناس، می‌گوید طی دوران رشد، دختران برای اینكه احساساتشان را بروز دهند تشویق می‌شوند و پسران می‌آموزند كه این كار زنانه، بیهوده و بی‌نتیجه است. بنابراین، مردان با در خود فرو رفتن به این فكر می‌كنند كه برای مواجهه با مشكل چه راهكارهایی وجود دارد.
 پیگیر حرف نمی‌شود و
گفت‌وگو را ادامه نمی‌دهد
نوع گفت‌وگوی زنان كه گفت‌وگوی آزاد است اغلب باعث می‌شود كه مردان دنبال حرف را نگیرند. زنان به جزئیات شخصی علاقه‌مندتر هستند. آنها از شوهرانشان انتظار دارند در این نوع گفت‌وگو شركت كنند، اما اغلب مردها نمی‌دانند چگونه می‌توانند این كار را بكنند. برای مرد صحبت صمیمی به معنای حرف زدن از احساسات و جزئیات شخصی نیست. مرد تمایل دارد در مورد مباحث تكلیف محوری مثل فرستادن بچه‌ها به دانشگاه و افزایش مالیات و حقوق بحث كند. او نمی‌تواند به موضوعی بپردازد كه نمی‌تواند بر آن تأثیر بگذارد.
 با همه صحبت می‌كند، جز من برخی زن‌ها گله می‌كنند هنگامی كه شوهرانشان از سر كار به خانه می‌آیند، به آنها می‌گویند حوصله صحبت كردن ندارند، چون خیلی خسته‌اند اما اگر همان موقع یك دوست با آنها تماس بگیرد، زمان زیادی با او صحبت می‌كنند. برای زن گفت‌وگو نشان‌دهنده دلبستگی، علاقه و محبت است. اما برای مرد گفت‌وگو كار است، زیرا آنها از آن برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران و بازگو كردن اطلاعات استفاده می‌كنند.
در خانه آنها تمایل دارند آرامش داشته باشند و دوست ندارند بحث كنند.
زنان و مردان به رغم دیدگاه‌های متفاوتشان، می‌توانند مشكلات ارتباطی‌شان را حل كنند. پس برای اینكه شوهرتان با شما درد دل كند این راهبردها را به كار گیرید:
 زمان مناسبی را برای گفت‌وگو انتخاب كنید: این مسئله بسیار مهم است. شما ممكن است كه بسیار علاقه‌مند باشید كه بعد از بازگشت از كار، با شوهرتان صحبت كنید، اما او در آن موقع نیاز به آرامش داشته باشد. پس بهترین راه این است كه بعداً گفت‌وگو كنید.
 در مقابل سكوت شوهرتان سكوت نكنید: گاهی اوقات سكوت مرد باعث ایجاد احساس ناكامی و عصبانیت در زن می‌شود. برای اجتناب از این موقعیت، موقعی كه شوهرتان پاسخ نمی‌دهد سكوت نكنید. به او بگویید: «می‌توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است بگویی به چه فكر می‌كنی؟» اگر او باز هم پاسخ نداد، راحت از كنار سكوتش رد نشوید. به او بگویید تمایل دارید در مورد آینده صحبت كنید. او را متوجه كنید كه شما انتظار شنیدن پاسخ دارید.
 جزئیات را بپرسید: سؤالات دقیق بپرسید. این‌گونه سؤال نكنید كه «امروز كار چطور بود؟»، زیرا او می‌تواند در یك كلمه جواب بدهد كه عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات كارش سؤال كنید. مشخص‌تر شدن سؤال باعث می‌شود كه او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد.
 مراقب اشاره‌های غیركلامی‌تان باشید: اگر شما هنگام صحبت كردن كتاب ورق بزنید، كار را برای اینكه شوهرتان ساكت بماند آسان كرده‌اید. برای بهتر شدن گفت‌وگو سعی كنید حالت چهره‌تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام.
 علائق مشتركتان را توسعه دهید: زوج‌هایی كه همه توجهشان را بر بچه‌ها یا كارشان متمركز می‌كنند اغلب درمی‌یابند كه بسیار كم با همدیگر صحبت می‌كنند. شركت در فعالیت‌های متفاوت و جدید از جمله پیاده‌روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث می‌شود كه شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت كنید.
 با دقت گوش دهید: هنگامی كه شوهرتان صحبت می‌كند، به حرف‌های او توجه كنید و اجازه ندهید ذهنتان منحرف شود. مهارت‌های گوش فرادادن فعال را به كار ببرید. چیزی را كه شوهرتان می‌گوید به زبان خودتان بازگو كنید. هنگام صحبت او مخالفت نكنید و وسط حرف‌هایش نپرید. گوش فرا دادن فعال می‌تواند به او كمك كند تا راحت باشد.
 منصفانه بحث كنید: اكثر زوج‌ها نمی‌دانند كه چگونه بحث سالمی داشته باشند. بسیاری از مردان تلاش می‌كنند به طور كلی از بحث كردن اجتناب كنند، زیرا می‌ترسند كه این بحث تبدیل به یك مشاجره توان‌فرسا شود. برای مقابله با این مسئله یاد بگیرید كه سازنده بحث كنید. از به كار بردن الفاظ منفی، جملاتی كه با «تو هرگز...» یا «تو همیشه...» شروع می‌شوند، ایجاد احساس گناه و دوباره مطرح كردن اشتباهات گذشته اجتناب كنید. در مورد اینكه اكنون چه احساسی دارید صحبت كنید و به نقشتان در بروز مشكل اشاره كنید. همه تقصیرها را به گردن شوهرتان نیندازید؛ حتی اگر فكر می‌كنید واقعاً در این مورد خاص او مقصر است.
  از مشاوران و روان‌شناسان كمك بگیرید: اگر شما راهبردهای بالا را به كار گرفتید اما هنوز مشكل وجود دارد، سراغ مشاور بروید. 

مترجم: مهدی ملك محمد

جمعه 15/6/1387 - 9:11
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته