• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6351روز قبل
دعا و زیارت
فهرست مقدمهایمان و عبادت فاطمه (ع)تسبیح حضرت فاطمه (ع) و آمرزش گناهانکیفیت تسبیح حضرت فاطمه (ع)منشأ تسبیح حضرت فاطمه (ع)پایه ی تخت و انگشتر بهشتیقبر حضرت فاطمه (ع)

فاطمه (ع) در پیشگاه پیامبر(ص)

مقدمهبانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه ی زهرا دخت والاگهر پیامبر(ص)نمونه ی بسیار بارز شخصیت زن در اسلام ,جوان ترین بانوی خانه داری است که درتاریخ جهان بانام ونشان وسوابق درخشان زندگی کرده وآثار وجودش به یادگارمانده است.دختر نازنین پیامبر اسلام درآغوش پیامبر و مادری زیسته  ودرمحیط خانه ای بزرگ شده است که سرچشمه ی علم دانش وتقوی و فضیلت وعزت وشرافت بوده است. زهرا بسیاری از صفات عالیه وخصائل ممتاز روحی وجسمی راازپدرعالیقدرخود رسول خدا به ارث برده بود.بانوی جوان اسلام به استثناء سه ماه،بقیه ی عمر کوتا هش را از پدر جدا نبود و همیشه در سایه ی تربیت پیامبر خاتم قرار داشت.سخن گفتن ، راه رفتن ، شکوه و جلال او چنان به رسول خدا شباهت داشت که او را آینه ی تمام نمای پدر بزرگوارش می دانستند.آری دختری که پدری چون حضرت ختمی مرتبت و مادری مانند خدیجه بانوی قریش داشته باشد و در آغوش آن مرد و زن نمونه پرورش یابد اگردارای آن همه فضائل اخلا قی و شخصیت باشد، نباید تعجب کرد. پیامبر اسلام غیر از حضرت زهرا دختران دیگری هم داشت .زینب ، رقیه و ام کلثوم که همه از خدیجه بودند ولی هیچ کدام به مقام عالی زهرای اطهر نرسیدند.به علاوه حضرت رسول سه پسر هم به نام های قاسم ، عبد الله و طیب و طاهراز خدیجه داشت که قبل و بعد از بعثت در سنین کودکی درگذشتند. حضرت محمد (ص) یک پسر بچه ی هجده ماهه نیز به نام ابراهیم از ماریه همسر مصری خود داشت که او نیز فوت شد. ولی آنچه مسلم است نبوغ و استعداد های سرشاری که در حضرت زهرا بود او را از هر جهت برای کسب کمالات و فضائل نفسانی آماده نمود تا بدان مقام رسید که پیامبر او را بانوی بانوان جهان نامید. [1] ایمان و عبادت فاطمه(ع)پیغمبر اکرم درباره ی فاطمه(ع) می فرمود :ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراچنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا ،خودش را از همه چیز فارغ می سازد.امام حسن علیه السلام می فرماید :مادرم زهرا را در شب جمعه دیدم که تا صبح مشغول عبا دت پرور دگار جهان بود . دائما در حال رکوع و سجود بود ؛تا سفیده ی صبح نمایان گشت . شنیدم که مؤمنین را یک به یک نام می برد و دعا می کرد،اما برای خودش دعا نکرد.عرض کردم:مادر جان! چرا برای خودت دعا نمی کنی؟ فرمود : اول همسایه بعد خویشتن . (الجار ثم الدار)امام حسن (ع) می فرمود : فاطمه ی زهرا عابد ترین مردم بود . در عبادت حق تعالی آن قدر بر پا ایستاد تا پاهای مبارکش ورم نمود .پیغمبر اکرم (ص) می فرمود : فاطمه دخترم بهترین زن عالم است . پاره ی تن من و نور چشم من و میوه ی دل من و روح و روان من است . حوریه ای به صورت انسان . آن گاه که در محراب عبادت بایستد نورش برای فرشتگان آسمان درخشندگی می کند . خدا به ملائکه خطاب می کند بنده ی مرا ببینید چه طور در مقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش از خوف می لرزد و غرق عبادت است ! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه (ع) را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم . البته شخصی که در مر کز نزول قرآن تولد یافته باشد ودر دامن وحی رشد و نمو کند و شب و روز گوشش با صوت قرآن آشنا باشد ،و تحت تربیت پدری مانند محمد (ص)قرار گیرد که آن قدر عبادت کرد تا پا های مبارکش ورم نمود , و در خانه ی شوهری مانند علی بن ابیطالب(ع) زندگی کند که عابد ترین افراد اهل زمان بود, باید چنین مقام شامخی را در عبادت داشته باشد و باید ایمان در اعماق روحش نفوذ نماید. [2] تسبیح حضرت فاطمه (ع) و آمرزش گناهاناز امام صادق (ع) روایت شده است که هر کس تسبیح حضرت فاطمه (ع) راقبل از بلند شدن از نماز واجب بگوید , خداوند گناهانش را می آمرزد .  کیفیت تسبیح حضرت فاطمه (ع)صاحب مشکا  الانوار نقل می کند که : مردی بر امام صادق(ع) وارد شد و امام با او صحبت فرمودند و او, کلام امام(ع) را نشنید و از سنگینی که در گوش خود احساس می کرد به امام(ع) شکایت کرد. امام به او فرمود: چه چیزی تو را منع می کند که تسبیح فاطمه(ع) را نمی گویی؟ مرد گفت:فدایت شوم، تسبیح حضرت فاطمه(ع) چیست؟ امام صادق(ع) فرمودند: 34بار «الله اکبر» بگو و33 بار «الحمدالله» و 33 بار «سبحان الله» که روی هم صدتا می شود. آن مردگفت: بعد ازآن ماجرا این عمل را انجام دادم وسنگینی گوشم کم کم برطرف شد.  منشأ تسبیح حضرت فاطمه(ع)روایت کرده اند که امیرالمؤمنین(ع) به مردی از بنی سعد به نام«ابن اعبد» فرمودند: آیا نمی خواهی از وضع و حال خودم و فاطمه ی زهرا با تو سخن بگویم, (و چنین حکایت فرمود:)فاطمه در خانة من بود و به تنهایی آب از چاه می کشید و در مشک کرده و به دوش می گرفت و به خانه می آورد, چندان که تسمة مشک سینة او را مجروح کرده بود و با آسیاب گندم را آرد می کرد, به حدّی که دست هایش آماس کرده و تاول زده بود روزی من به او گفتم: چه خوب می شد اگر نزد پدرت می رفتی و از آن حضرت تقاضای خدمتکار می کردی که تا حدّی بار مشقّتی را که از این همه کار بر دوش تو است, بردارد. فاطمه نزد پیامبر(ص) رفت و دید جمعی خدمت آن حضرت نشسته و مشغول صحبت هستند, شرمش آمد که خواسته اش را مطرح کند و به منزل بازگشت, و رسول خدا(ص) فهمید که دخترش برای کاری آمده بود ولی از روی آزرم برگشته است. فردای آن روز در حالی که ما هر دو زیر یک بالا پوش دراز کشیده بودیم, رسول خدا(ص) به خانه آمد و از بیرون خانه فرمود: السّلامٌ عَلَیکُم.ما خاموش ماندیم و شرم کردیم پاسخ دهیم, بار دیگر آن حضرت آواز داد: السّلام عَلَیکُم, ما همچنان خاموش ماندیم. بار سوّم فرمود: السّلامٌ عَلَیکُم، و این بار ترسیدم که اگر جواب ندهیم آن حضرت باز گردد و برود چنان که مرسوم ایشان بود که سه بار بیرون از خانه سلام می گفت, اگر به آن حضرت پاسخ می دادند, داخل می شد و اگر صاحبخانه جواب نمی داد, آن حضرت باز می گشت (البته این سلام که سلام اذن است, مانند سلام تحیت جوابش واجب نیست. چون این سلام به منزله ی اجازه ی ورود خواستن است لذا صاحبخانه در دادن جواب یا به عبارت دیگر دادن اجازه ی ورود مختار است). با توجّه به این سابقه و برای این که آن حضرت باز نگردد, این بار گفتیم: و علیک السّلام رسول خدا! داخل شوید.آن حضرت داخل شدند و فرمودند: ای فاطمه دیروز چه خواسته ای داشتی که نزد پدرت آمدی؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسیدم اگر جواب ایشان را ندهم, برخیزد و برود, پس عرض کردم؛ من شما را از آن با خبر می کنم, ای رسول خدا! ماجرا چنین است که دختر شما آن قدر مشک آب به دوش کشیده و آب آورده که تسمه ی آن روی سینه اش اثر گذاشته و چندان آسیاب گردانیده که دست هایش آبله و تاول زده است من به او گفتم: اگر نزد پدرت می رفتی و از ایشان تقاضای خدمتکار می کردی که تا اندازه ای, بار این مشقّت و رنج این همه کار را از دوش تو بردارد, خوب می شد.رسول خدا (ص) پس از شنیدن ماجرا و درخواست ما فرمود, آیا می خواهید چیزی به شما بیا موزم که از خدمتکار بهتر باشد؟ هنگامی که آماده ی خواب شدید و یا به رخت خواب رفتید, سی و چهار بار«الله اکبر» و سی و سه بار«سبحان الله» و سی و سه بار «الحمد الله» بگویید, تا بدین وسیله خستگی مفرط ناشی از کار های روزانه از تن شما بیرون رفته و نیروی دوباره برای کار های روز بعد به جسم و جانتان بازگردد. در این هنگام حضرت فاطمه گفت: برای آن چه که خدا و رسولش به من عطا فرمودند, راضی و خشنود شدم و هیچ شکایتی ندارم. [3]  پایه ی تخت و انگشتر بهشتیروزی حضرت فاطمه ی زهرا به پیش پدرشان رسول خدا رفتند و از ایشان انگشتری درخواست کردند. پیامبر به ایشان فرمود: آیا می خواهی چیزی به تو بگویم که بهتر از انگشتری است. و فرمود: هر شب بعد از نماز شب هر چه از خدا بخواهی حتماً به تو می دهد. فاطمه ی زهرا به منزل خود برگشت. وقتی که نماز شَبَش را خواند, از خدا طلب یک انگشتر کرد. سپس از طرف آسمان بر او الهام گشت که زیر سجاده ی خودرا بلند کن, حضرت فاطمه نیز همین کار را کرد و انگشتر یاقوتی را در زیر سجاده اش دید,خوشحال گشت سپس به رخت خواب رفت و خوابید.در خواب دید که وارد بهشت شده سپس سه قصربزرگ را در مقابل خویش دید. پرسید این سه قصر از آن کیست؟ ملائکه گفتند: از آنِ فرزند محمد رسول الله است.حضرت فاطمه (ع) وارد یکی  از آن سه قصر شد, در آن قصر وسایل بسیار مجهزی بود,اما در آن میان تختی بود که به جای چهار پایه سه پایه داشت.حضرت پرسید: چرا این تخت سه پایه دارد؟ یکی از ملائکه گفت: صاحب این قصراز خدا طلب انگشتری را کرد و خدا نیز از پایه ی این تخت برای او انگشتری ساخت.چون صبح گشت حضرت فاطمه (ع) به حضور پدرش رسول خدا آمد و جریان خوابش را بیان نمود, حضرت رسول (ص) فرمود: فاطمه جان! دنیا برای تو و پیروان تو آفریده نشده؛ بلکه آخرت از آن شما خواهد بود و بهشت وعده گاه ما و پیروان ما می باشد و سپس افزود: این دنیا ارزشی ندارد, بی وفا و از بین رفتنی است و غرور آور و فریبنده خواهد بود.هنگامی که فاطمه ی زهرا (س) به منزل خویش برگشت آن انگشتر را در زیر جانماز خود نهاد و از آن منصرف گردید؛وچون دوباره در بستر رفت و خوابید. در خواب دید که دوباره وارد بهشت شده است و باز هم همان سه قصر را دید وارد همان قصرشد و به نزدیکی همان تخت رفت و دید که بر چهار پایه استوار گشته است, وقتی علت را جویا شد.ملائکه گفتند: صاحب قصر انگشتر را برگردانید و به همین دلیل تخت دوباره چهار پایه دارد. [4] قبر فاطمهخود فاطمه تصمیم گرفته بود که قبرش مخفی بماند و از همین رهگذر بود که علی بن ابیطالب (ع) فاطمه را در تاریکی شب به خاک سپرد وقبرش را با زمین هموار ساخت و صورت چهل قبر تازه احداث کرد تا دشمنان کاملا در اشتباه واقع شوند و موضع حقیقی قبر را تشخیص ندهند . گرچه خود علی بن ابیطالب و فرزندان زهرا (ع) و خواص اصحاب و خویشان آن حضرت موضع دفن را می دانستند ولی سفارش های فاطمه درمورد اخفاء قبر به طوری جدی و مؤکد بود که هیچ یک از آنان حاضر نشد آن را معرفی کند حتی کاری نکردند که از آثار و قرائن موضع قبر شناخته شود . ائمة اطهار هم یقیناً از موضع آن مطلع بودند ولی اجازه نداشتند که این سر الهی راآشکار سازند . ولی در عین حال اهل تحقیق از آن صرف نظر نکرده اند و همواره مورد بحث و گفتگو بوده و بوسیله ی بعضی از همارات و قرائن , بعضی از نقاط را به عنوان محل دفن زهرا (ع) معرفی نموده اند . 1- بعضی گفته اند در روضه ی رسول خدا مدفون است . مجلسی از محمد بن همام نقل کرده که گفت:علی (ع) فاطمه را در رو ضه ی پیغمبرمدفون ساخت ولی آ ثار قبر را به کلی از بین برد.باز مجلسی از فضّه کنیز زهرا روایت کرده که در روضه ی رسول خدا (ص) بر فاطمه نماز خواندند و همانجا مدفون شد .شیخ طوسی می فرماید : ظاهراً فاطمه (ع) را در روضه ی پیغمبر یا خانه ی خودش دفن کرده باشند . از جمله شواهدی که می توان برای این احتمال اقامه کرد حدیثی است که از رسول خدا نقل شده که فرمود : بین قبر من و منبرم روضه ای است از روضه های بهشت . شاهد دوم این که نوشته اند علی (ع) در روضه ی پیغمبر بر فاطمه نماز خواند سپس پیغمبر را مخا طب ساخت و فرمود: سلام من و دخترت که در جوارت مدفون گشت بر تو باد یا رسول الله !2- مجلسی از ابن بابویه نقل کرده که فرمود : نزد من به صحت رسیده که فاطمه (ع) را در خانه اش مدفون نمودند . بعد از آنکه بنی امیه مسجد راتوسعه دادند قبر فاطمه در مسجد واقع شد . باز هم مجلسی از محمد بن ابی نصر نقل کرده که گفت : از حضرت ابوالحسن (ع) پرسیدم قبر فاطمه کجاست ؟ فرمود : در خانه ی خودش مدفون شد , ولی بعداً که مسجد توسعه یافت جزء مسجد شد . 3- صاحب کشف الغمه می نویسد : مشهور آن است که فاطمه (ع)را در بقیع دفن کردند . سید مرتضی نیز در عیون المعجزات همین مطلب را اختیار نموده است . ابن جوزی می نویسد گفته شده که فاطمه در بقیع مدفون است . بعید نیست این مطلب را از آن جا استفاده کرده باشند که علی بن ابیطالب (ع) صورت چهل قبر جدید در بقیع احداث نمود . وقتی مخالفین خواستند قبور جدید بقیع را مورد تعرّض قرار دهندعلی بن ابیطالب (ع) خشمناک شد و آنان را تهدید به قتل نمود . پس معلوم می شود یکی از آن قبور قبر زهرا بوده است . 4- ابن جوزی می نویسد : بعضی گفته اند که زهرا (ع) در کنار خانه ی عقیل مدفون شد و بین قبر آن حضرت تا راه, هفت ذراع فاصله است . عبد الله بن جعفر می گوید : مورد تردید نیست که قبر زهرا (ع) در کنار خانه ی عقیل واقع شده است .در بین این احتمالات ، احتمال اول و دوم برسایر احتمالات ترجیح دارند . [5] فاطمه (ع) در پیشگاه پیغمبر (ص)در این بخش چند حدیث که از پیغمبر خدا (ص) در شخصیت حضرت زهرا (ع) بانوی بزرگ اسلام,رسیده است را یاد آور می شویم.حدیث اولپیغمبر فرمود : «افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد و آسیة بنت مزاحم امرأة فرعون و مریم بنت عمران»بهترین زنان بهشت, چهار زن هستند؛ خدیجه دختر خویلد, فاطمه(ع) دختر محمد(ص), آسیه دختر مزاحم(زن فرعون) و مریم دختر عمران.عده ی زیادی از ارباب حدیث, اهل سنت و کسانیکه حافظ روایات هستند, حدیث فوق را نقل کرده اند که مجال نام بردن همه ی آنان نیست, تنها به عنوان نمونه نام چند نفر از ایشان را یاد آور می شویم:احمد حنبل؛ ابی داود؛ قاسم بن محمد و... .حدیث دومقال رسول الله(ص): «خیر نساء العالمین اربع: مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد(ص)»این حدیث را به این تعبیر «خیر نساء العالمین» (بهترین زنان جهانیان) جمعی زیاد از محدثین معتبر؛ اهل سنت؛ از طریق انس و ابی هریره نقل نموده اند که از جمله ی آنها ابی داود و عبد الوارث بن سفیان است.حدیث سومحدیثی است که تنها «ابو داود» از ابن عباس نقل می کند که پیامبر فرموده: «سیدة نساء اهل الجنة بعد مریم بنت عمران، فاطمة بنت محمد و خدیجة و آسیة».این حدیث مانند احادیث گذشته دلالت دارد که چهار زن نام برده برترین زنان جهان هستند ولی از طرف دیگر ظاهراً استفاده می شود که مریم از فاطمه(ع) فضیلتش بیشتر است!.ولی ادله ی دیگر که هم عددآنها بیشتر و هم سند آنها صحیحتر و هم دلالتشان واضحتر است، بر خلاف مضمون این حدیث دلالت دارند و می فهمانند که زهرا از مریم افضل و برتر است. علاوه بر این که این حدیث از شیعه نقل نشده است.حدیث چهارمحضرت زهرا(ع) را کسالتی پیدا شد. پیغمبر خدا(ص) به عیادت دختر عزیزش رفت و فرمود: دخترم در چه حالتی؟ جواب داد: مریض هستم و دیگر تمایلی به غذا ندارم! فرمود: دخترم دوست نداری که بزرگ زنان جهان باشی؟ پرسید: پدر جان! مگر این مقام مخصوص مریم دختر عمران نیست؟ فرمود: «او بزرگ زنان عصر خویش است و در این عصر بزرگ زنان عالم تو هستی. آگاه باش! به خدا قسم تو را با مردی تز ویج نمودم که در دنیا و آخرت آقا و بزرگوار است».این حدیث را جمعی از«حافظین اخبار »و کسانیکه روایات را با سندهایش ضبط می کنند نقل کرده اند همچون ابن عبدالبر و دیگران .حدیث پنجم «عن حذیفة، ان النبی (ص) قال له امارأیت العارض الذی عرض لی قبل ذلک»ابن حجر(درکتاب صواعق)نوشته که عده ای از علماء اهل سنت مانند احمد،ترمزی نسائی و ابن حیان از حذیفه نقل می کنندکه شبی پیغمبر (ص)به او (حذیفه )فرمود:آیا توجه داشتی آن حالتی که دراین لحظه به من دست داد؟! فرشته ای تا امشب به زمین نیامده بود در این شب از خدای خویش اجازه گرفت و به زمین نازل شدو برمن سلام نمودوبشارت دادکه «حسن و حسین (ع) دو سید و آقای جوانان بهشت هستند و فاطمه(ع) بزرگ زنان اهل بهشت است».باز«ابن حیان» و دیگران از ابو هریره نقل می کنند که پیغمبر(ص) فرمود: یکی از فرشتگان آسمان که هنوز به زیارت من نیامده بود از خداوند اجازه گرفت و به زیارتم آمد و بشارت داد که«فاطمه(ع) بزرگ زنانِ امت است».از ابی هریره نیز نقل شده که پیغمبر فرمود: «ان ملکا من السماء لم یکن زارنی فاستأذن ربی فی زیارتی فبشرنی ان فاطمة سیدة نساء   امتی ...» (همان مضمون روایت قبل است). [6]  منابع و مأخذ:1.  کتاب سیره ی جوانان2.  کتاب فاطمه زهرا بانوی نمونه اسلام3.  کتاب قصه ها و رازورمزهای نماز4.  سایت ویکی پدیا5.  کتاب فاطمه زهرا بانوی نمونه اسلام6.  کتاب فاطمه علیهاسلام برترین بانو

 

يکشنبه 4/12/1387 - 15:47
طنز و سرگرمی

ـ .شخصی نزد طبیبی رفت و گفت : دردی دارم آن راعلاج کن- طبیب پرسید  چه دردی داری ؟- مریض گفت : چند روز است که موی من درد می کند!
طبیب پرسید : امروز چه خورده ای ؟-مریض گفت : نان و یخ!-طبیب گفت : سبحان الله  نه دردت به درد آدمیان می ماند و نه غذایت به غذای عالمیان!

۲ـ پیرزنی در آینه نگاه می کرد دید چشم هایش گود رفته , صورتش چین خورده و رنگش پریده است
با خود گفت: معلوم میشود دیگر مثل قبلاً آینه نمی سازند!۳

ـ عبید زاکانی در رساله ی دلگشا از فواید پس گردنی می نویسد:
پس گردنی فضیلتش آن است که حسن خلق می آورد , خمار از سر به در می کند , بد رامان را رام  می سازد و ترش رویان را منبسط می سازد و دیگران را می خنداند , خواب از چشم می رباید و رگ های گردن را استوار می سازد !! 

1- یکی از افسران خارجی به ناپئون گفت : ما برای کسب شرف و فرانسوی ها برای پول جنگ میکنند .
ناپلئون گفت : بله ؛ انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد !

2  - صاحت منصبی از جنگ بر گشته بود ، از او پرسیدند : در این جنگ شما چه کردید ؟
گفت : هر دو پای یک نفر دشمن را از قوزک بریدم .-گفتند : چرا سرش را نبریدی ؟ -گفت : سرش را کس دیگری بریده بود ! 

 1 - حسودی شب در خواب دید که با حاتم طائی رو برو شده است و از او طلب کمکی کرد . حاتم گفت هرچه از من بخواهی به تو خواهم داد به شرط آنکه دو برابر آن را به همسایه ات بدهم ، حال هرچه می خواهی بگو . حسود کمی فکر کرد و گفت حالا که هرچه به من می دهی و دو برابرش را نصیب همسایه ام می کنی از تو می خواهم که یک چشم مرا کور کنی !
2 - انیشتین روزی به چارلی چاپلین نابغه ی سینمایی گفت : آنچه که باعث شهرت عظیم تو شده است و در همه جای دنیا تو را می شناسند این است که با حرکات تو همه زبان تو را می فهمند .
چارلی در جواب گفت : برعکس من ، آنچه که باعث شهرت فراوان تو شده این است که اغلب مردم حرف های تو را نمی فهمند !
3 - روزی مظفردین شاه وارد مجلسی می شد ، جلوی در ورودی دو نفر مأمور ایستاده بودند ، شاه روی به یکی از آن ها کرده و پرسید : اسم تو چیست ؟
مأمور گفت : قربانعلی . -پرسید : این چیه که در دست داری ؟ -گفت : اسلحه است .
شاه گفت : باید از آن به خوبی مواظبت کنی ، این تفنگ مثل مادر توست .-بعد شاه از دیگری پرسید : نام این چیه ؟
مأمور دوم گفت : قربان این مارد قربانعلی است .
4 - سر کلاس درس جغرافیا معلم رو به یکی از بچه ها کرد و گفت : احمد بگو ببینم که نصف النهار یعنی چه ؟
احمد گفت : آقا اجازه نصف النهار یعنی شام !-معلم گفت : احمد ! یعنی چه ؟
احمد گفت : آقا اجازه ، مادرم نصف نهار را برای شام نگه می داره تا بخوریم !!
5 - بر سر سفره ای ناگهان صاحبخانه دید که در یک بشقاب مگسی افتاده است .
آشپز را صدا کرد و در اوج عصبانیت گفت : مگر ندیدی مگس توی آش افتاده است ؟
آشپز با کمال سادگی و وقار گفت : ای آقا ! مگر یک مگس چقدر می تواند آش بخورد .

6- در هیاهوی فرضیه ی نسبیت - روزی در شهر نیویورک مسافری از راننده ی اتوبوس می پرسد : آیا میدان واشنگتن تا اینجا دور است یا نزدیک ؟
راننده جواب می دهد : طبق اظهارات انیشتین کلمه ی دور مفهوم نسبی دارد . بستگی به این دارد که شما عجله داشته باشید یا خیر !!

1 - شخصی در مراسم ختم پدرش در حالی که از شرکت کنندگان در مراسم ختم تشکر می کرد ، گفت : دوستان خوبم نمی دانم چطور از شما تشکر کنم . انشاءالله در فوت پدرتان جبران خواهم کرد .

 2 - پروفسور کم حافظه وارد خانه شد و کفش های خود را گذاشت داخل یخچال ، کتش را به لوستر آویزان کرد و لیوان را آب کرد که بخورد اما آب را از پنجره بیرون ریخت  . شخصی که در بیرون در حال عبور بود ، آب بر سر و صوتش ریخت و گفت : ای عمو مگر مرض داری آب را می ریزی بیرون ؟
پروفسور  گفت : خیلی می بخشید من نمی دانستم که شما در لیوان هستید !

3 - شخصی هفت تیری پیدا کرد و آن را به نزد ملا برده و از او پرسید : -ملا جان بگو این چیست ؟
ملا نگاهی به هفت تیر انداخت و گفت :
این چپق فرنگی است .
مرد خوشحال شد و آن را به دهان برد و خواست بکشد که ناگهان تیری در رفت ودودی بلند شد و مرد بیچاره نقش بر زمین گشت .
ملا نگاهی به جسد بی جان مرد انداخت و گفت : (( عجب توتون خوبی توی چپق بود تا یک پک کشید ، افتاد ! ))4

 - جوانی دارای زنی بد اخلاق بود و ناچار هر روز او را کتک می زد . زن شکایت شوهر را پیش پدر برد . پدر نیز او را کتک بیشتری زد و روانه ی خانه ی شوهر نموده و گفت : حالا برو به داماد بگو که اگر تو دختر مرا کتک زدی ، من هم تلافی نموده ودر عوض زن تو را کتک زدم !5

 - اولی : هفته ی پیش یک شاخه ی درخت به چشم زن من خورد و سه هزار تومان خرج روی دستم گذاشت .
دومی : برو خدا راشکر کن . هفته ی پیش یک دستبند طلا به چشم زن من خورد و هفتاد هزار تومان خرج روی دستم گذاشت !

1 _ شبی ملانصرالدین خواب دید که کسی 9 دینار به او می دهد ، اما او اصرار می کند که 10 دینار بدهد که عدد تمام باشد . در این وقت ، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید . پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت : (( باشد ، همان 9 دینار را بده ، قبول دارم . ))

2 _ کسی از خط برناردشاو ایراد گرفت که خط شما هم مثل خط موریس نقّاد معروف تئاتر ناخواناست . شاو گفت : بله فقط یک اختلاف در میان است و آن اینکه آنچه موریس می نویسد حتی پس از چاپ هم قابل خواندن نیست ولی مال من پس از چاپ خواندنی است . 3 _ روانشناسی درباره ی نقص عقل می گفت : انسان غالباً سعی می کند از ناحیه ای که نقص دارد پیشرفت کند و به جبران آن بپردازد مثلاً کسی که چشمش خوب نمی بیند می کوشد نقاش شود . کسی که فقیر است می کوشد میلیونر شود . . . در اینجا کسی حرف او را قطع کرد و پرسید در این صورت آیا شخص ناقص العقل نمی کوشد روانشناس شود !

4 _ جوانی پیش پدر خود رفت و گفت : پدر یادت هست که می گفتی اولین دفعه ای که ماشین پدرت را سوار شدی ، تصادف کردی وماشین خرد شد .
گفت : بله ، به یاد دارم .
گفت : باز هم به یاد داری که همیشه به من می گفتی ، تاریخ تکرار می شود ؟
گفت : آن را هم به یاد دارم . مقصودت چیست ؟
گفت : امروز باز هم تاریخ تکرار شد .

5 _ یک منتقد ادبی از نویسنده ای پرسید : شما از اصطلاح خلأ دردناک زیاد استفاده می کنید . مگه ممکنه چیزی هم خالی باشه هم دردناک ؟ نویسنده گفت : عجیبه ! مگه شما تا حالا سردرد نگفرته اید ؟!!1

 _ همسر ساشاگیتری هنرمند شوخ و بذله گوی فرانسوی می گوید : در اولین ماه های آشنایی با ساشا یک روز خیلی جدی به او گفتم : عزیزم ! من تو را خیلی دوست دارم . تو چطور ؟
او جواب داد : من هم مثل تو خودم را خیلی دوست دارم !
2 _ مشتری : این چه وضع اداره کردن یک رستورانه ، غذای من پر از مگسه .
پیشخدمت با خونسردی : مگس که چیزی نیست مگر شما از عنکبوت کمترید ، خوب مگس ها شو بگیرید !
3 _ روزی مردی سیلی محکمی به گوش یکی از همسایگانش زد . مرد از او پرسید : جدی زدی یا شوخی ؟ مرد همسایه با عصبانیت جواب داد : جدی ، جدی !
همسایه نفس راحتی کشید و گفت : خدا رو شکر که جدی بود وگرنه من با کسی شوخی نداشتم .
4 _  مردی از دهی می گذشت . پیرمردی را دید که گوشه ای نشسته و گریه می کند !
از او پرسید : چرا گریه می کنی ؟
پیرمرد گفت : برای اینکه پدرم مرا کتک زده است !
مرد با تعجب گفت : مگر تو با این سن و سال پدر هم داری ؟!
پیرمرد گفت : بله
مرد گفت : چرا پدرت تو را زده است ؟
پیرمرد گفت : چون به پدربزرگم زبان درازی کرده بودم !!
5 _ مرد خسیسی که سی سال قبل از یک فروشگاه کفشی خریده بود ، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت : ما باز آمدیم !!
 1 _ هانری چهارم ، روزی از دهقانی پرسید : چرا موهای سرت سفید شده و موهای ریشت سیاه مانده است ؟
گفت : قربان . به سبب آنکه موهای سرم هیجده سال از موهای ریشم مسن تر هستند !2
شخصی می خواست ماست بخورد ، عادت داشت که برای هر کاری استخاره کند . استخاره کرد که ماست بخورد ، بد آمد . امّا او می خواست هر طور که شده ماست بخورد . استخاره کرد که ماست را با نان بخورد ، بد آمد . استخاره کرد که اوّل نان و بعد ماست را بخورد ، بد آمد . استخاره کرد که نان را در ماست تلیت کند ، بد آمد . استخاره کرد که ماست را به هوا بپاشد و سپس آن را بخورد ، خوب آمد . ماست را به هوا پاشاند و دهنش را زیر آن گرفت و توانست ماست بخورد امّا قبلش ریش و سبیلش ماستی شده بود !3 _ مشتری : برای من آبگوشت بیاورید .
مستخدم : با کمال میل !
مشتری : نخیر آقا ، با ترشی !4_ خانم با عصبانیت به شوهرش گفت :
تو دیگه شورش را در می آوری چون دائم می گویی (( خانه ی من )) ، (( تلویزیون من )) ، (( پسر من )) !
شوهر گفت : حق با توست دیگر نمی گویم ! ولی حالا ممکن است بگویی (( شلوار ما )) کجاست ؟!5 _ شوهر از زنش پرسید : چرا وقتی که من آواز می خوانم ، تو از پنجره بیرون را نگاه می کنی و می خندی ؟
زن جواب داد : برای اینکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک می زنم و تو داری با جیغ و داد گریه می کنی !6 _ به یک نفر گفتند وجه تشابه ژیان با بیژامه چیست ؟
گفت با هیچکدام تا سر کوچه نمی توان رفت !
 چاپلوسی شیمیایی: لویی هیجدهم دوست داشت علم شیمی بیاموزد . معلمی آوردند تا به او شیمی یاد بدهد . هنگام آزمایش معلم چاپلوس گفت : اکسیژن و هیدروژن کمال افتخار را دارند که در حضور اعلیحضرت همایونی با یکدیگر ترکیب شده و تولید آب بنمایند !
اسب لاغر: شخصی اسبی لاغر داشت . به او گفتند : چرا این را جو نمی دهی ؟ گفت هر شب ده من جو می خورد . گفتند پس چرا این چنین لاغر است ؟
گفت چون یک ماه جو به از من طلبکار است !
شعر بی معنا: شاعری غزلی بی معنا و بی قافیه سروده بود . آن را نزد جامی برد . پس از خواندن آن گفت : (( همان طوری که دیدید ، در این غزل از حرف الف استفاده نشده است )) . جامی گفت : (( بهتر بود از سایر حروف هم استفاده نمی کردید ! ))1 - شخصی ادعای خدایی می کرد، او را پیش خلیفه بردند. به او گفت: پارسال این جا یکی ادعای پیغمبری می کرد، او را بکشتند . گفت : نیک کرده اند که او را من نفرستاده بودم! 2 - یکی در باغ خود رفت، دزدی را پشتواره ی پیاز در بسته دید. گفت : در این باغ چه کار داری؟ گفت: بر راه می گذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت. گفت: چرا پیاز برکندی؟ گفت : باد مرا می ربود، دست در به پیاز می زدم، از زمین بر می آمد. گفت: این هم قبول ولی چه کسی جمع کرد و پشتواره بست. گفت: والله من نیز در این فکر بودم که آمدی!3 - گویند چون خزانه ی انوشیروان عادل را گشودند، لوحی دیدند كه پنج سطر بر آن نوشته شده بود:
هر که مال ندارد، آبروی ندارد.                      هر که برادر ندارد، پشت ندارد.
هرکه زن ندارد، عیش ندارد.        هر که فرزند ندارد، روشنی چشم ندارد.         هر که این چهار ندارد، هیچ غم ندارد!4 - فردی میخی را سروته روی دیوار گذاشته بود و می كوبید. میخ در دیوار فرو نمی رفت. دیگری كه شاهد این ماجرا بود، گفت: «چه كار می كنی؟ این میخ كه برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبه روست.»5 - شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله كشیده ای محكم در گوش آن مرد زد و گفت: اینطوری!

 

يکشنبه 29/2/1387 - 15:33
دنیای گیاهان و حیوانات
مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.




img/daneshnameh_up/3/3e/bermudatriangle23.gif

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نمامحاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

داستانی عجیب

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.


  • آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟

  • آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.


  • آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

  • آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

جمعه 20/7/1386 - 14:38
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته