• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 4684روز قبل
اهل بیت

کسب مال و ثروت هدف نیست. مال ابزاری برای رسیدن به هدفهاست. در سطح کلان، اقتصاد هدف نیست، وسیله‌ای بزرگ در راستای توفیقات بزرگ می‌باشد. هدفهای الهی و انگیزه‌های معنوی سازنده جایگاه و میزان اعتبار مال و ثروت می‌باشد. شغل پاک و درآمد حلال و اهداف زیبا در تعیین درجه احترام مال و ثروت نقش دارد.

امام رضا(ع) در تبیین درجات فضیلت «مال» فرموده‌اند: «بهترین مال آن مالی است که با آن آبرو حفظ شود و مصون بماند.
بر اساس این حدیث رضوی حفظ عرض و آبرو یکی از اصول اقتصاد اسلامی و از ارزشهای بزرگ معنوی است.
البته «عرض» در معنای اخلاق نیکو و مکارم اخلاق و نیکنامی و ناموس و عزت و افتخار نیز آمده است گرچه در معنای «آبرو» در زبان فارسی بیشتر به کار می‌رود.
بنابراین معیار فضیلت مال و ثروت در منطق اقتصادی رضوی و نظام جامع اقتصاد اسلامی، هدفهای کسب مال و راه هزینه کردن آن است.
فرایند کسب و هزینه مال باید ماهیت اخلاقی پیدا کند. مال و ثروت باید به انسانها مصونیت اخلاقی ببخشد و شیوه‌ها و روش دخل و خرج حامل ارزشها اخلاقی گردد.
حفاظت از آبرو عامل معنی‌دار شدن اقدامهای اقتصادی و معیار سنجش اموال است. درآمد مشروع و حلال بسیار باارزش است، ولی پس از کسب رزق حلال، نحوه هزینه و مصرف آن نیز مهم است.
بر اساس بیان امام رضا(ع) حفاظت از اخلاق و ناموس و نیکنامی و عزت و در یک حکم آبرو، فضیلت اخلاقی است و در صورتی که هدف مصرف و خرج مال شود و در فهرست مخارج و هزینه‌های زندگانی اقتصادی جا گیرد همان مال را در مراتب برتر فضیلت نیز قرار می‌دهد.
بنابراین اقتصاد مقاومتی تنها راه تبدیل تحریمها به فرصت برای رشد و کمال است. در تنظیم سیاستهای اقتصادی کشور باید حفظ آبرو جایگاه برجسته‌ای پیدا کند.
حفاظت از عزت و اقتدار و نیکنامی و آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی و کشور اسلامی ایران و آبروی پیروان اهل بیت(ع) و شیعیان، قطعاً از حفظ آبروی فردی و خانوادگی مهم‌تر است. در شرایط تحریم ها و رویارویی با استکبار و صهیونیسم، باید به بهترین وجه، آبروی ملت بزرگوار ایران و کشور اسلامی شیعی حفظ گردد.
اقتصاد مقاومتی مایه سربلندی و عزت ملی ایران خواهد شد. حفظ آبروی ایران اسلامی یکی از شاخصها و اصول اقتصاد مقاومتی است.

امام رضا(ع) در این رهنمود زیبا، برتری و افزونی مال را در گرو صرف آن در حفظ آبرو قرار داده‌اند.
زندگانی اقتصادی فردی و اقتصاد ایران با برنامه ریزی جامع، در میان اقتصاد بین‌الملل جایگاه برتر را به دست خواهد آورد.
برنامه ریزی جامع باید بر اساس قرآن و سنت باشد. توسعه اقتصادی تنها در پرتو توجه جدی و عملی به رهنمودهای امامان معصوم(ع) روی خواهد داد.
امام رضا(ع) در این جمله کوتاه راه و روش رسیدن به توسعه و تکامل اقتصادی را آموزش داده‌اند. حفظ اصول و ارزشها در نظام اقتصادی و الگوی مصرف، ضامن پیشرفت و برتری است.
شاخص بزرگ و تراز مهم در نظام فضیلت پروری و اعتبار دهی به مال و ثروت در منطق اقتصادی رضوی همین نقش ثروت در حفظ عزت و آبرو و اخلاق است.
پایبندی به این اصل در اقتصاد مقاومتی از سوی مدیران اقتصادی کشور و اقشار جامعه، شاهراه بهبود وضعیت اقتصادی و برتری در اقتصاد بین‌الملل و آبرو و عزت جهانی است.
مدیران اقتصادی باید بدانند وظیفه بزرگ و اساسی آنان حفظ عزت و آبروی مردم ایران و شهیدان و انقلاب اسلامی و کشور ایران در جهان است. نظام درآمد و مصرف در اقتصاد مقاومتی باید به انگیزه حفظ آبرو و عزت و افزایش آن باشد تا حافظ منافع ملی و سربلندی و سرافرازی روز افزون ملت ایران گردد.

نوشته: حجت الاسلام والمسلمین جواهری-عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

منبع: سایت قدس آنلاین

منبع این مقاله : ضامن هشتم ؛ پورتال جامع رضوی

شنبه 23/6/1392 - 12:29
آموزش و تحقيقات
·        انواع انبارها:انبارها از نظر فرم ساختمانی به سه صورت زیر می باشد:1)انبارهای پوشیده:كه از تمام اطراف بسته است ودارای سقف ووسایل ایمنی كامل می باشد و اهمیت آن به دلیل كالایی است كه در آن نگهداری می شود.2)انبارهای سرپوشیده :این انبار دارای سقف بوده ولی چهار طرف آن باز است و فاقد حفاظ جانبی است.این نوع انبارها كالاها را فقط از باران و آفتاب حفظ می نماید.3)انبارهای باز یا محوطه:این انبار به صورت محوطه بوده وجهت نگهداری ماشین آلات ولوازم سنگین مورد استفاده قرارمی گیرد.·        انواع موجو دی های انبارها:1)مواد اولیه:برای ساخت محصولات باید مواد خامی وجود داسته باشد كه از ان به عنوان مواد اولیه یاد می شود.البته مواداولیه ممكن است مواد خام وطبیعی نباشدبلكه محصول ساخته شده در یك كارخانه دیگر باشد .2)كالای نیمه ساخته(كالای در جریان ساخت):كه شامل بهای ناقص دستمزد ومواد و هزینه های سر بار ساخت می باشد.3)كالاهای ساخته شده:كالاهای آماده برای فروش یا توزیعی هستند كه ممكن است تهیه شده یا ساخته شده باشند.4)اجناس خریداری شده جهت فروش:كه در موسسات تجاری وتوزیع كننده این نوع موجودی بیشتر به چشم می خورد.5)مواد ولوازم مصرفی:كه در تولید غیر مستقیم موثرند مثل گریس "روغن".6)قطعات یدكی ماشین آلات:كه جهت تعمیر ماشین آلات ودستگاهها به كار می روند.7)ابزار الات:كه ابزار كارگاهها برای تولید محصول می باشد.8)اجناس اسقاطی:اجناسی هستند كه مستهلك شده وغیر قابل استفاده اند ومعمولابه مزایده گذاشته می شوند یا مورد تعمیر مجدد قرار می گیرند. ·        شمارش موجودی ها ومزایای آن:موجودی ها یكی از اقلام عمده دارائیهاست وارزش موجودی ها در پایان دوره مالی تاثیربه سزاییدر سودوزیان شركت ها دارد .لذادر هردوره مالی ضروریست كه حداقل یك بار تمام موجودی های شركت مورد شمارش كامل قرار گیردتا از عدم مغایرت موجودی ها با كارت موجودی انبار وكارت حسابداری انبار اطمینان حاصل نمود موجودی برداری می تواند دائمی یا مداوم باشد باز هم لازم است تا سالی یك بار انبار گردانی كلی نمود.·        موجودی انبارها و ارتباط آن با بهره وری :‹3›چنانچه تعریف کلی بهره وری به صورت استفاده بهینه از منابع را در نظر بگیریم ، مسئله موجودی انبارها جایگاه ویژه ای در مفوله بهره وری خواهد داشت و از این جهت در عرصه رقابت فشرده جهانی به تبع اهمیت مسئله بهره وری ، عناصر موثر در آن از جمله موجودیها و روشها و مفاهیمی از قبیل  JIT  و INVENTORY   ZERO و غیره به عنوان ابزارهایی در جهت کاهش موجودیها و افزایش بهره وری از این طریق مورد توجه جدی موسسات تولیدی قرار گرفته است .پیاده کردن اینگونه روشها نتایج مثبت و قابل توجهی نیز در افزایش بهره وری و در نتیجه افزایش فدرت رقابت به همراه داشته است . به عنوان مثال شرکت مرلونی که تولید کننده بزرگ لوازم خانگی از جمله مارکهای ARISTON  و INDESIT در ایتالیا می باشد ، با کاهش میزان قطعات و کالاهای تمام شده ای که در انبارها یا کنار خط راه آهن به انتظار حمل خوابیده اند ، هزینه های انبارداری خود را تا رقم حیرت آور 60% کاهش داده است .موضوع فوق برای کشورهای پیشرفته صنعتی  و کشورهایی که در عرصه رقابت بین المللی صاحب و یا جویای جایگاهی بوده اند از دو جنبه مطرح بوده است : 1)آزادسازی منابع عظیم دارایی که به صورت موجودی در انبارها نگهداری می شود.2)امکان پاسخگویی به نیازهای متنوع و متغیر بازار و مشتریان و جلمگیری از ضرر متصور از این  لحاظ که با توجه به تغییر مدل و نیاز به تولید محصولات جید ، موجودی زیاد اعم از مواد ، قطعات یا محصول با خطرDEAD STOCK   مواجه شود .  
شنبه 19/11/1387 - 21:46
دعا و زیارت
امام حسین علیه السلام گوهر تابناك و چراغ درخشانى است كه هماره بر تارك تاریخ درخشیده و خواهد درخشید. طالبان هدایت و انسان هاى خسته از ظلم و تبعیض و ذلت و ستیزه، نامردمى و ناجوانمردى را به حق رهنمون ساخته و بیدار نموده است. عنصر جاودانه اى كه به یقین رمز ماندگاریش را در الهى بودنش باید جُست. سیره  ارجمندش را در قرآن باید نگریست تا به حقیقتش یا شمه اى از حقیقتش دست یافت. امام حسین علیه السلام نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عِدْل و شریك قرآن است از این  روست كه در فرازى از زیارتنامه  شریفش مى خوانیم: «السَّلامُ عَلَیكَ یا شریكَ القُران؛(1) سلام بر تو اى شریك قرآن» و در حدیث «ثقلین» نیز همدوشى امام به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گردیده است.

رسولُ اللَّه صلی الله علیه و آله فرمودند: «انى تاركٌ فیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كتابَ اللَّه و عترَتى اهلَ بَیْتى فَأِنَّهُمَا لَنْ یَفتَرِقا حتَّى  یَردِا عَلَىّ الحوض.»(2) حال كه ائمه علیهم السلام چنین نسبت و خویشاوندى محكمى با قرآن دارند باید تفسیر قرآن را در آنان جُست كه در «وجود آنها كرامت ها و فضیلت هاى قرآن و گنج هاى الهى نهفته است.»«فیِهْم كوائِمُ القرآن و هُمْ كُنوُز الرَّحمان.»(3) در این نوشتار بر آنیم كه فرازهایى از آیات نورانى قرآن را در سیره  علمى و عملى آن امام همام جستجو كنیم و آیات این كتاب صامت را با نور وجود این پرتو درخشنده به نطق آوریم.

اگر چه ما را هرگز یاراى آن نیست كه عمق شخصیت آن دریاى علم و معرفت و اخلاق و معنویت را بپیماید ولى از باب عرض ارادات به پیشگاه آن شفیع روز محشر چند جمله اى را به تحریر در مى آوریم.

1.
انس با قرآن
انس آدمى با هر چیز ریشه در ارج و اهمیتى دارد كه انسان براى آن چیز قائل است ره پویان راه یقین و سالكان وادى علم و معرفت از آن  جا كه محبوب‌ترین محبوب را ذات اقدس خداوند مى دانند و فقط دل در گرو او دارند، كتاب او را كه پرتوى از ذات او و واسطه سخن خداوند با بندگان است - پر منزلت و تنها طریق هدایت مى دانند از این رو با آن انس ویژه اى داشته و قلب و جان و اعمال خویش را با آن گوهر حیاتبخش خدایى مى كنند.

قرآن كریم به لزوم این انس اشاره كرده است. از مؤمنان مى خواهد با تلاوت آیات آن، اولین مرحله  انس را بپیمایند. «فَاقْرَءُواْ مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَان؛(4) هر آنچه برایتان امكان دارد قرآن بخوانید

در آیه  دیگر آنان  كه در قرآن اندیشه نمى كنند مورد نكوهش قرار داده، مى فرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلَى  قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛(5) آیا به آیات قرآن نمى اندیشند؟ یا بر دل‌هایشان قفل هایى نهاده شده است؟»

امام حسین علیه السلام انس ویژه اى با قرآن داشت چون منزلتى بزرگ براى آن قائل بود. نمونه اى از این منزلت را مى توان در حكایت زیر مشاهده كرد:

«
عبدالرحمان» به فرزند امام حسین علیه السلام «الحمدللَّه رب العالمین» را آموخت، وقتى كه آن را بر پدر خواند، حضرت هزار دینار را به او بخشید و دهان او را پر از طلا كرد. از آن حضرت دلیل آن سؤال شد. حضرت پاسخ دادند: «چگونه مى توان كار او را [تعلیم قرآن] با این پاداش مقایسه كرد؟!»(6)

انس امام حسین با قرآن را مى توان در تمام زوایاى زندگیش ملاحظه كرد، نصایح و مواعظش، سیره ى علمى و عملى اش و حماسه خونینش همه و همه در قرآن و الهام گرفته از آن بود. بنابراین كوته بینانى كه شخصیت حماسى و قیام مردانه اش را زیر سؤال مى برند و گاه بر چسب خشونت طلبى، عدم توجه به مصالح، بى سیاستى، انتقام جویى و ... را به آن حضرت نسبت مى دهند اگر ریشه هاى قرآنى عمل آن بزرگوار را بدانند و واقعاً در پى حق و یقین باشند نه بهانه جویى، به حقیقت رهنمون خواهند شد.

آرى، اهل بیت و به ویژه امام حسین علیه السلام فرزندان پیامبر و شاگرد مكتب قرآنند پس چگونه گفتار و مواعظشان متكى به قرآن نباشد حركت و قیام حسینى از همان آغاز بر مبناى قرآن همراه بود. نه تنها ریشه هاى این حماسه را مى توان با قرآن به دست آورد بلكه امام علیه السلام خود با استناد به آیات قرآن حركت خود را الهام گرفته از آن مى دانست كه نمونه هایى از آن را ذكر مى كنیم.

الف) در نخستین برخورد با والى مدینه، خود و اهل بیت را معدن رسالت و... معرفى مى كند و مى فرماید: «در حالى  كه یزید مردى فاسق و شرابخوار و ... است پس چگونه امام را شایسته است كه با او بیعت كند.»(7)

ب) هنگامى كه مروان اصرار مى كند كه والى مدینه از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرد امام علیه‌السلام او را پلید و خود را با استناد به قرآن «مُطهّر» بیان مى دارد: «اِلَیك عَنّى، أَنا مِنْ بَیْتِ الطَّهارةِ الّذین أنْزلَ اللَّهُ فیهم عَلى  نَبیّه: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا.»(8)

ج) آنگاه كه با كاروان خود از مدینه بیرون آمد این آیه را تلاوت فرمود: «رَبِ  نَجِّنِى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین»(9) و این همان دعایى است كه حضرت موسى علیه السلام به هنگام خروجش با بنى اسرائیل آن را بر زبان جارى ساخت.

د) آنگاه كه به مكه رسید این آیه را تلاوت نمود: «وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسَى  رَبِّى أَن یَهْدِیَنِى سَوَاءَ السَّبِیل»(10) به این ترتیب هجرت خود را به هجرت موسى  كه هر دو در جهت كوبیدن بیداد و ظلم بود تشبیه مى كند.

ه) پس از ورود به مكه نامه اى براى سران قبایل بصره نوشت و آنان را به كتاب خدا دعوت كرد: «وَ اَنا ادعوكم اِلى  كتابِ اللَّه و سُنة نبیّهِ.»(11)

و) وقتى كه عصر پنج شنبه نهم محرم عمر بن سعد فرمان حمله داد و لشكر به حركت در آمد از برادرش اباالفضل علیه السلام درخواست مى كند كه یك شب از امویان مهلت بگیرید تا در آن شب فقط دعا، نماز، تلاوت قرآن، استغفار و راز و نیاز با خدا داشته باشد:

«
فَهُوَ یَعْلَمُ أنّى كُنتُ قَدْ اُحِبُّ الصَّلوة و تلاوة كتابِهِ و كثرة الدَّعاء و الاستغفار»؛ وخداوند مى داند كه مننماز براى خدا و تلاوت قرآن و بسیارى دعا و استغفار را دوست مى داشتم.» امام آن شب به خیمه باز مى گردد و تمام شب را چنین مى كند.(12)

اُنس امام با قرآن به دوران حیات جسمى محدود نمى شود بلكه بعد از شهادت نیز ادامه دارد: «منهال بن عمرو» گوید، چون سر مطهّر امام علیه السلام را به دمشق آورده بر نى حمل مى كردند، من پیش روى او بودم. شخصى سوره  كهف را مى خواند تا رسید به آیه  شریفه  «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كَانُواْ مِنْ ءَایَتِنَا عَجَبًا؛(13) آیا پنداشتى كه داستان اصحاب كهف و رقیم از آیات شگفت ماست؟!» به خدا سوگند ناگاه آن سر مطهر به سخن آمد و با زبان فصیح فرمود: «شگفت تر از اصحاب كهف، واقعه  شهادت و بردن من بر نى است.»(14)

«
سلمة بن كهیل» گوید: سر مطهّر را دیدم كه بر نى این آیه را مى خواند «فَسَیَكْفِیكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم؛(15) خداوند شما را از شر ایشان نگه خواهد داشت و او شنواى داناست.»(16)


2.
اخلاص و رضایت الهى
اكسیر حیات بخشى كه به كارها و افكار، رنگ جاودانگى مى بخشد اخلاص و انجام عمل براى رضاى الهى است خداوند در قرآن از بندگان مؤمن خویش خواسته است كه كارها را فقط براى رضاى او انجام دهند.

«
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة؛(17) رنگ الهى بگیرید و چه چیز از رنگ الهى نیكوتر است

و در آیه  دیگر خداوند به پیامبر مى فرماید: «أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثْنَى  وَ فُرَدَى؛ دو به دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید

قرآن در ستایش طبقه اى از مجاهدان راه حق و تشویق آن ها مى فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى  مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة؛(18) در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى]این كه بهشت براى آنان باشد خریده است

چنان كه ملاحظه مى شود خداوند در این آیه بهشت را بهاى جان و مال مؤمنان جهادگر مى شمارد اما در آیه اى دیگر در ستایش تعدادى از انسان هاى بلند پرواز مى فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّه»(19) در این آیه آنان كه جانشان را با عشق به خدا مى فروشند هدفشان در بهشت فقط رضاى الهى است.(20)

امام حسین علیه السلام هدف اصلى سفر به كربلا را تحصیل رضاى الهى مى داند از این رو در آغاز سفر و كنار قبر جدّ بزرگوارش صلی الله علیه و آله از خداوند مى خواهد كه او را به این همه موفق بدارد و راهى در پیش رویش بگذارد كه رضاى او و رضاى رسولش در آن است.(21)

این معنا در خطابه هاى دیگر آن بزرگوار نیز كاملاً مشهود است.(22)


3.
اخلاق كریمانه
سخاوت، عفو و گذشت، احسانگرى و دستگیرى بینوایان نمودهایى از اخلاق كریمانه اى است كه در جاى جاى قرآن مى توان آنها را جست و امام حسین، شاگرد مكتب قرآن تجسم عینى این صفات و اوصاف دیگر قرآنى است و ما در این جا به عنوان نمونه به ذكر پاره اى از آن ها مى پردازیم.

3-1.
گذشت
گذشت عالى ترین كرامت انسانى است به ویژه آن كه آدمى قدرت بر انتقام نیز داشته باشد. آموزه هاى قرآنى نه تنها به عفو در مقابل بدى تأكید دارند بلكه در سطحى بالاتر توصیه مى كند كه جواب را با خوبى پاسخ دهید «وَ أَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ؛(23) گذشت كردن شما به تقوى  نزدیك تر است

«
وَلَا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَن؛(24) و نیكى با بدى یكسان نیست [بدى را] به آنچه بهتر است دفع كن

«
عصام بن المصطلق» گوید: وارد مدینه شدم، حسین بن على علیه السلام را مشاهده نموده و خوش نامى و مقام و منزلتش مرا به شگفت آورد به گونه اى كه حسدى كه در سینه نسبت به پدرش داشتم مرا به شدت برانگیخت به او گفتم: تو پسر ابوتراب هستى؟ ایشان فرمود: آرى. شروع كردم به شتم و سب او و پدرش، حسین علیه السلام نگاهى رئوفانه به من كرد و فرمود: «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم * خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِین

آنگاه فرمود: آرام باش و براى من و خودت از خداوند طلب مغفرت كن اگر از ما یارى مى خواستى ما تو را كمك مى كردیم و اگر طالب حمایت بودى، تو را پشتیبانى مى نمودیم و اگر هدایت و ارشاد طلب مى كردى تو را رهنمون مى شدیم... عصّام مى گوید آثار ندامت و پشیمانى در چهره ام نقش بست. آنگاه امام فرمود: سرزنشى بر تو نیست خداوند تو را مى بخشاید كه مهربان ترین مهربانان است. آیا تو اهل شامى؟ گفتم: بلى، گفت: خداوند ما و تو را زنده نگه دارد، هر حاجت و نیازى داشتى با ما در میان بگذار، امیدوارم كه به خواست خدا هر چه مى خواهى به بهترین وجهى آن را بیابى. عصّام گوید: زمین با تمام وسعتش بر من تنگ شد. دوست داشتم كه مرا در خود فرو برد. در همان لحظه ناگهان فكر كردم كه در سرتاسر زمین محبوب‌تر از او و پدرش نزد من هیچ كس وجود ندارد.»(25)


3-2.
تواضع و فروتنى
تواضع صفت ارزشمند مردان الهى است و آنان كه پیشواى مردمند و الگوى آنان، وجود این صفت در آنان لازمتر است. تواضع در مقابل بندگان خوب و انسان هاى ستم كشیده نوعى جوانمردى، صبر و شجاعت، اما در مقابل مستكبران و كافران نشانه  ذلت است. قرآن كریم از یك سو به نكوهش تكبر مى پردازد: «وَلَا تَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحًا؛(26) در روى زمین با تكبّر راه مرو»؛ «فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِین؛(27) بد جایگاهى است جایگاه متكبران» و از سوى دیگر لزوم تواضع را گوشزد مى كند «وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا؛(28) بندگان خداى رحمان كسانى اند كه در روى زمین به نرمى [و بدون تكبّر] گام بر مى دارند»؛ «وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِین»(29) امام حسین علیه السلام نیز صاحب این سیره  ارزشمند قرآنى بود.

«
مسعده» گوید: گذر امام  حسین علیه السلام به فقیرانى افتاد كه گلیم خود را پهن كرده و خود را بر آن افكنده بودند (و غذا مى خوردند) و حضرت را دعوت نمودند، حضرت به زانو، نشست و با آنان هم خوراك شد. سپس این آیه فوق را تلاوت نمود. آن گاه فقرا را به منزل خویش دعوت نمود. پس برخاستند و همراه حضرت به منزل او آمدند. حضرت به كنیز خود فرمود: «آنچه را ذخیره مى كردى بیرون بیاور.»(30)

3-3.
سخاوت
«
جود و سخاوت» از فضایل مهم اخلاقى است، هر اندازه «بُخل» نشانه  پستى و حقارت و ضعف ایمان و فقدان شخصیت است «جود و سخاوت» نشانه  ایمان و شخصیت والاى انسانى است. در آیات قرآن هر چند واژه ى «جود» و «سخاوت» به كار نرفته اما تعبیراتى دیده مى شود كه بر این دو مفهوم منطبق است، انفاق اموال در راه خدا، ایثار اموال و جان ها، انفاق از آنچه خود به آن نیازمندیم یا آن را دوست داریم، و... از جمله تعبیرات قرآن براى توصیف سخاوت است كه اكنون به چند مورد آن اشاره مى كنیم:

«
یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُواْ وَ یُؤْثِرُونَ عَلَى  أَنفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَة...؛(31)[انصار]... هر كس را كه به سوى آنان كوچ كرد. دوست دارند و نسبت به آن چه به ایشان داده شده در دل‌هایشان حسد نمى یابند، هر چند در خودشان احتیاجى، [مبرم ]باشد

«
وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى  حُبِّهِ مِسْكِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا؛(32) و غذاى (خود) را با این كه به آن، علاقه (و نیاز) دارند به مسكین و یتیم و اسیر مى دهند (و مى گویند) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى كنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم

امام حسین علیه السلام اسوه  سخاوت بود. روایت شده كه «ابوهشام قناد» از بصره براى امام حسین علیه‌السلام كالا مى آورد و آن حضرت از جاى برنخاسته همه را به مردم مى بخشید.(33)

«
ابن عساكر» روایت كرده است: گدایى، میان كوچه هاى مدینه قدم بر مى‌داشت و گدایى مى كرد تا به در خانه  امام رسید در را كوبید و این چنین سرود «ناامید بر مى گردد امروز آن كسى كه به تو امیدوار باشد و حلقه  درخانه تو را حركت دهد. تو صاحب جود و معدن بخششى و پدرت كشنده  فاسقان بود

امام حسین علیه السلام مشغول نماز بود. نماز را به زودى به جاى آورد و بیرون آمده و در سیماى اعرابى اثر تنگدستى را مشاهده كرد. برگشت و قنبر را صدا زد. قنبر جواب داد (لبیّك یابن رسول اللَّه) فرمود: از پول مخارج ما چه قدر مانده است. عرض كرد دویست درهم كه فرمودى در بین اهل‌بیت تقسیم كنم. فرمود: آن را بیاور، كسى آمده كه از آن ها به این پول سزاوارتر است... اعرابى پول ها را گرفت و رفت در حالى كه مى گفت: «اللَّهُ اَعْلم حَیْثُ یجعل رسالَتَهُ؛(34) خداوند داناتر است به این كه رسالت خویش را نزد چه كسى قرار دهد

3-4.
احسان گرى
«
أنس» گوید نزد امام حسین علیه السلام نشسته بودم در این هنگام یكى از كنیزان آن حضرت وارد شد و با دسته  ریحانى كه به آن حضرت هدیه كرد سلام و تحیّت گفت، حضرت نیز به او فرمود: تو در راه خدا و براى خدا آزادى.

أنس مى گوید: من به آن حضرت عرض كردم: این كنیز با چند شاخه  ریحان كه اهمیتى ندارد به شما تحیّت گفت، حال شما او را آزاد مى كنید؟ حضرت فرمود: حق تعالى ما را چنین تربیت كرده و فرموده است:

«
وَ إِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا؛(35) و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى ] بهتر از آن درود گویید یا همان را [در پاسخ ] بر گردانید


4.
امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر محور تحقق یافتن حكمیت ارزش‌ها و محو پلیدی‌ها است بناى رفیع جامعه  اسلامى بر ستون مستحكم امر به معروف و نهى از منكر گذاشته شده و امت مسلمان بهترین امتى هستند كه براى امر به معروف و نهى از منكر برانگیخته شدند.

امام حسین علیه السلام مصداق این آیه بود: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَكَ هُمُ الْمُفْلِحُون؛(36) باید از میان شما گروهى به نیكى دعوت كنند و به كار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند

آن بزرگوار هدف قیام خود را اصلاح طلبى و امر به معروف و نهى از منكر معرفى كرد از اولین مراحل امر به معروف كه همان اندرز و نصیحت است آغاز كرد و بارها و بارها یزیدیان را پند داد(37) و تا آخرین مرحله كه گذشتن از جان خویش است در راه احیاى این عنصر مهم كوشا بود. آن حضرت در این باره چنین مى فرماید: «اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الأِصلاح فى أَمّةِ جَدّى محمد صلی الله علیه و آله اُریدُ أَن آمُرَ بِالمَعروف وَانهى عنِ المُنكر...؛ من براى اصلاح در امت جدّم محمد صلی الله علیه و آله قیام كردم و امر به معروف و نهى از منكر را طالبم...»(38)


5.
ایثار
ایثار یكى از جلوه هاى عرفانى قیام امام حسین علیه السلام و بلكه از زیباترین آنهاست، جلوه اى كه قرآن كریم بسیار بر آن تأكید كرده و در نمودهاى مختلف ظاهر گشته است، شهادت در راه خدا و انفاق مال كه آیات بسیارى درباره آن ها نازل شده از این جمله است؛ اوج ایثار و از خودگذشتگى را در لیلةالمبیت كه على علیه السلام به جاى پیامبر خوابید مى توان ملاحظه كرد و خداوند مدال «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّه...»(39) را درباره  آن بزرگوار نازل كرد.

در سوره  انسان نیز درخشش دیگرى از این فداكارى را كه ناظر بر اهل بیت است ملاحظه مى كنیم «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى  حُبِّهِ مِسْكِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّه...»(40)

اساس قیام امام حسین علیه السلام و یاران آن بزرگوار كه برگرفته از مكتب آن حضرت است بر محور از خودگذشتگى است. عدم قبول بیعت امام با امویان و از خود گذشتن براى اثبات حقیقت نمونه  بارز ایثار آن بزرگوار بود.

دست یابى حضرت اباالفضل العباس علیه السلام به آب و نیاشامیدن آن، جان فشانى دو تن از یاران امام علیه السلام در ظهر عاشورا كه جهت اقامه  نماز تن خود را سپر بلاى آن حضرت ساختند و به شهادت رسیدند، ارادت‌هایى كه اصحاب آن حضرت در شب عاشورا ابراز كردند و در روز عاشورا تا زنده بودند نگذاشتند كه از بنى هاشم وارد میدان شود و بنى هاشم نیز تا زنده بودند نگذاشتند امام علیه السلام وارد میدان شود و (41)... همه و همه نمونه هایى بى مانند ایثارند كه در قیام امام حسین جلوه گر شد.

«
محمدعلى جناح» سیاستمدار پاكستانى در این باره مى گوید: «هیچ نمونه اى از شجاعت بهتر از آن  كه امام حسین علیه السلام از لحاظ فداكارى نشان داد در عالم پیدا نمى شود»(42) دانشمند اروپایى «موریس دوكبرى» نیز مى نویسد: «امام حسین براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه از جان و مال و فرزند گذشت...»(43)


6.
توكّل
یكى دیگر از آموزه هاى ارجمند قرآنى توكل است، كارها را به خدا سپردن و دل از هر چه غیر اوست بركندن، به یك مبدأ خبیر قادر تكیه كردن و در راه او گام برداشتن است چرا كه قرآن خود فرموده است: «و مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه؛(44) هر كس بر خدا توكل كند خدا او را كافى است»: «عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُون.»(45)

امام حسین علیه السلام در طول سفر خود به كربلا، خدا را تنها تكیه گاه خود مى داند، در دومین سخنرانى خود در روز عاشورا پس از آن  كه هر دو سپاه آماده  نبرد شدند خطاب به سربازان عمر سعد فرمود: «سخن مرا بشنوید و عجله نكنید... پس [در] كارتان با شریكان خود همداستان شوید تا كارتان بر شما مشتبه ننماید پس درباره من تصمیم گرفته مهلتم ندهید»؛ «بى تردید سرور من آن خدایى است كه قرآن را فرو فرستاده و همواره دوستدار شایستگان است.»(46)


7.
جامع اضداد
عده اى چنین مى پندارند كه انسان هایى كه اهل عبادت و تهجّد، عرفان و خلوت گزینى اند در صحنه  اجتماع حضورى مؤثر نداشته و بالعكس انسان هاى حماسى و قاطع، از روحیه لطیفى برخوردار نیستند.

اما انسان قرآنى در عین صلابت و قاطعیت، رؤوف و در عین تهجّد شبانگاهى چون شیر در روز، بر دشمنان مى غرّد قرآن رهبانیت را نمى پذیرد و در عین حال قطع ارتباط با خالق را نیز رد مى كند.

از یك سو بر جهاد و شهادت، هجرت و امر به معروف و نهى از منكر به عنوان عناصر كلیدى شجاعت و حضور مؤثر در جامعه تأكید مى كند و از دیگر سو مؤمنانى را مى ستاید كه شب‌ها به نجواى با معبودشان مى پردازند.

قرآن از یك سو نجواى «وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّك»(47) سر مى دهد و از سوى دیگر بانگ «وَ قَاتِلُواْ الْمُشْرِكِینَ كَآفَّة»(48) بر مى آورد و حسین علیه السلام نیز چنین بود، آمیزه اى از حماسه و دلاورى و شجاعت و عرفان و معنویت، دعاى عرفه  امام حسین علیه السلام سراسر زمزمه هاى عارفانه او با معبود خویش است: «اِلهى مَنْ كانَتْ مَحاسِنُهُ مساوىِ فكیف لایكون مساویه مساوى؛(49) خدایا كسى كه خوبى هایش بدى است چگونه بدی‌هایش بدى نباشد

جملات عارفانه  امام تنها یك روى سكه  شخصیت است اما روى دیگر شخصیت حماسى و قهرمانى است كه با سلاح خون به دیدار شمشیر مى رود و چنین مى سراید كه:«اِنْ كانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِم اِلاَّ بِقتلى یا سیوف خذینى؛(50) اگر دین محمد صلی الله علیه و آله جز با كشتن من پایدار نمى ماند پس اى شمشیرها مرا دریابید


8.
جاودانگى
قرآن كریم كتابى است كه با گذشت زمان رنگ كهنگى بر چهره  مفاهیم بلندش نمى نشیند و همواره ماندگار و جاودانه است. مردى از امام صادق علیه السلام سؤال كرد چگونه است كه قرآن با بحث و گفتگو در مورد آن فرسوده نمى شود و همواره شاداب و تازه است؟ حضرت فرمودند: «بدان جهت كه خداوند قرآن را مخصوص عصر و دورانى خاص قرار نداد. همچنان كه آن را به مردم خاصى اختصاص نداده است بلكه قرآن براى همه  اعصار جدید و نزد هر گروهى تا به قیامت تازه است.»(51)

از آنجا كه سرشت سیره  گفتارى و رفتارى امام حسین علیه السلام با آموزه هاى قرآنى عجین گشته است، شخصیت، قیام و سیره  او جاودانه است. حضرت زینب، شیر زن كربلا، این جاودانگى را پیش بینى كرده و خطاب به امام سجاد در دلدارى آن حضرت بعد از واقعه دلخراش عاشورا مى فرماید: «... بر فراز آرامگاه پدرت قبله اى ترتیب خواهد داد كه نشانه هایش كهنه نمى گردد و گذشت روزگار آن را از بین نمى برد، هر چه ستمگران براى نابودى آن كوشش كنند، هرگز به خواسته  خود نائل نمى شوند، پیوسته شكوه و جلال آن رو به افزایش است.»(52)

شیخ «عبدالحسین الاعم» شاعر متعهّد عرب در سوگ شهادت آن حضرت شعرى ناظر به همین معنا دارد كه:

«
گرچه جسم مطهّر حسین علیه السلام در صحراى كربلا مدتى اندك بدون دفن باقى ماند... لیكن قبر او در درون سینه و قلب دوستدارانش تا ابد جاى دارد.»(53)


9.
حق تلاوت قرآن
در قرآن، ایمان آورندگان به این كتاب الهى كسانى معرفى شدند كه حق تلاوت را به جاى آورند: «الَّذِینَ ءَاتَیْنَهُمُ الْكِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُوْلئكَ یُؤْمِنُونَ بِه؛(54) كسانى كه كتاب آسمانى به آن دادیم و آن  را چنان كه باید مى خوانند ایشانند كه بدان ایمان دارند

امام صادق علیه السلام درباره  چگونگى رعایت حق تلاوت قرآن مى فرماید: «آیاتش را روشن و شمرده مى خوانند، سعى مى كنند معنایش را بفهمند، احكام و فرامینش را به كار مى بندند و به وعده هایش امیدوارند و از عذابش مى ترسند... به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آیات و پشت سر هم خواندن حروف و كلمات و تلاوت سوره ها و مطالعه حواشى آن نیست...»(55)

امام حسین از كسانى بود كه در گفتار و كردار حق تلاوت قرآن را رعایت كرد از این رو در قسمتى از زیارت نامه اش مى خوانیم: «أشهد أنّكَ...تَلَوتَ الكتاب حَقَّ تِلاوَتِهِ...؛(56) گواهى مى دهم كه تو حق تلاوت قرآن را ادا نمودى» و نیز آن حضرت خدا را به خاطر فراگیرى معناى قرآن و رسیدن به مقام فقاهت دینى حمد و سپاس مى گوید:«اللهم اِنى اَحْمَدُكَ عَلى  ان اَكْرَمْتَنا بِالنَّبُوَّةِ وَ علَّمْتنَا القرآن و فقَّهتَنا فى الدّین.»(57)


10.
حق گویى
قرآن كریم خود سخن حق است «وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِین»(58)؛«وَ أَنزَلْنَآ إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِ ...»(59)

امام حسین علیه السلام نیز زندگى و گفتارش بر مبناى حق و راستى بود چرا كه بر مبناى آیه  تطهیر امامان از هر گونه ناحق و پلیدى مبرّایند. در بخشى از زیارت آن بزرگوار كه خطاب به ایشان است مى خوانیم: «أَنَّ الحقَّ مَعَكَ و اِلَیْكَ وَ أنتَ أهْلُهُ و مَعْدِنُه؛(60) همانا حق با تو و به سوى توست و تو اهل حق و معدن آن هستى


11.
چند بُعدى بودن
قرآن كریم كتابى است كه از زوایاى مختلف مى توان به آن نگریست هر چند همه  این ابعاد در یك جهت و آن هم هدایتگرى است آیةاللَّه جوادى آملى در این باره چنین مى نویسد: «آیات قرآن كه خود را هدایتگر مردم مى داند «هدىً للنّاس»(61) طورى تنظیم شده است كه هر كس مى تواند به مقدار سطح فكر خود از خرمن معارف و مآثر آن خوشه اى بر گیرد، هم براى عارفان، حكیمان و سایر اندیشوران برنامه  هدایتى دارد و هم براى توده  مردم و اعراب بیابانگرد. سالار شهیدان، حسین بن على علیه السلام همانند قرآن در چهره هاى گوناگون براى مردم جهان درخشید، براى عارفان در چهره  دعاى عرفه، براى زمامداران حامى قسط و عدل و حامى مستضعفان و محرومان در چهره  نهضت و قیام علیه طغیانگران امویان، براى پرهیزكارى در چهره  تارك دنیا و براى دیگران در چهره هاى دیگر...»(62)


12.
حضور در محضر الهى
عارف، عالَم را محضر خدا مى داند و او را شاهد و ناظر بر جمیع امور مى شمارد. در قرآن كریم مى خوانیم كه «قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون ...؛(63) و بگو [هر كارى مى خواهید] بكنید كه به زودى خدا و پیامبر و مؤمنان در كردار شما خواهند نگریست

امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بعد از شهادت اصحاب سرش را به آسمان بلند كرد و گفت: «الَّلهُمَّ اِنّك تَرى  ما یُصْنَعُ بولد نبیّك؛(64) خدایا تو شاهدى كه با پسر پیغمبر تو چه مى كنند.» همچنان كه پس از شهادت طفل شیرخوار دست مبارك خود را زیر گلوى او گرفت وقتى كه دستش پر از خون شد آن را به طرف آسمان پاشید و گفت: «هَوّن عَلىّ ما نَزَل بىِ أنّه بعین اللَّه؛ آن  چه كه این مصیبت را بر من آسان مى كند این است كه این مصایب در محضر خدا و منظر او واقع مى شود


13.
خوف و خشیت الهى
قرآن كریم مؤمنان را مى ستاید كه فقط از خدا مى ترسند و جز او از كس دیگر هراس ندارند:«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّه ...؛(65) كسانى كه پیام هاى خدا را ابلاغ مى كنند و از او مى ترسند و از هیچ كس جز خدا بیم ندارند... .»

سیره  عملى امام حسین در جریان كربلا مصداق واقعى این آیه است چرا كه اگر ترس از نابودى خود و فرزندانش را داشت هرگز پاى به این صحنه  پرمخاطره نمى گذاشت. امام در زمره  عارفانه خود در دعاى عرفه چنین مى فرماید كه: «الّلهم اخشاك كأنى أراك؛(66) خدایا مرا آنچنان قرار ده كه از تو بیمناك باشم به طورى كه گویا تو را مى بینم


14.
مقام ذكر
از دیگر اوصاف پارسایان رسیدن به مقام ذكر است. یاد خدا را در دل داشتن و همواره به یاد او بودن، یاد خدا مایه  آرامش است: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَنُّ الْقُلُوب»(67) و مؤمنان راستین آنانند كه خرید و فروش و مشغولات دنیوى آن ها را از یاد خدا غافل نمى سازد. «رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تَجارَةٌ وَ لَا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّه...»(68)

سرور و سالار شهیدان از جمله كسانى بود كه به این مقام شریف نائل گشته بود و همواره یاد خدا مى كرد موقع حمله به دشمن ذكر «لاحول ولا قوّة اِلّا باللَّه العلىّ العظیم» مى گفت(69) هنگام احساس خطر مرگ «اناللَّه و انا الیه راجعون» بر زبان جارى مى ساخت(70) هنگام رسیدن به كربلا از بلاها و مصیبت هاى آن به خدا پناه مى برد «الّلهم أَعوذُبِكَ مَنِ الكَربِ وَ البَلاء.»(71)

و بالاخره دشمنان خود را سرزنش مى كند كه: «شیطان بر شما مسلط شده و یاد خداى بزرگ را فراموشتان ساخته، ننگ بر شما و آنچه مى خواهید، ما از خداییم و به سوى خدا باز مى گردیم.»(72)


15.
صبر و تسلیم
صبر در برابر مصیبت ها و تسلیم در برابر اراده الهى یكى دیگر از خصلت هاى نیك عارفان است. عارف معتقد است كه آنچه در عالم وجود واقع مى شود قضاى الهى است و تا چیزى از جانب او مقدّر نشده باشد واقع نمى شود. اگرچه حركت و تلاش براى دگرگونى وضع موجود و تغییر ناهنجارى هاى خود، قضا و قدر الهى و مرزى جدا از آن ندارد.

در قرآن كریم هفتاد بار مقوله  صبر مطرح شده كه ده مورد آن مرتبط با پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است. خداوند به مؤمنان دستور داده از صبر و صلوة براى حل مشكلات كمك بگیرید. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوة»(73) و در آیه دیگر «صبر و تقوا» از استوارترین امور شمرده شده است «وَ إِن تَصْبِرُواْ وَ تَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور.» (74) «تسلیم» نیز اگرچه از جنس صبر است اما مقامى بالاتر است در مقام تسلیم «خود»ى باقى نمى ماند تا انسان بگوید آنچه را جانان مى پسندند مورد پسند من است بلكه خود و هرچه را در اختیار دارد تسلیم مولاى خود مى كند.

سخن حضرت اسماعیل كه در جواب «یا بُنَىَّ إِنِّى أَرَى  فِى الْمَنَامِ أَنِّى أَذْبَحُك» (75) گفت: «یَأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِن شَآءَ اللَّهُ مِنَ الصَّبِرِین؛(76) مأموریت خود را انجام بده كه اگر خدا بخواهد مرا صابر خواهى یافت» نشانه  دست یابى آن حضرت به مقام تسلیم و تفویض است.» (77)

حسین علیه السلام قهرمان صبر و تسلیم است و گفتار و كردارش بر آن گواه. آن بزرگوار در وصیت نامه  خود كه به محمدبن حنفیه نوشته فرموده است: «هر كس مرا رد كند و از یارى من سر باز زند صبر مى كنم تا خدا بین من و قوم اموى حكم كند كه او بهترین حكم كنندگان است.» (78)

صبحگاه عاشورا یاران خویش را چنین به صبر فرا مى خواند كه: «اى كریم زادگان! صبورى كنید زیرا مرگ چونان پلى است كه شما را از سختى ها و آسیب ها عبور داده و به بهشت هاى پهناور و نعمت هاى جاودانه مى رساند...» (79)

در قتلگاه و عروجگاه، عصر عاشورا در نیایشى عاشقانه با تن و بازوى زخمدار چنین عرضه مى دارد: «بر قضا و حكم تو صبر مى كنم، اى خداى من، جز تو خدایى نیست. اى فریادرس فریادگران.» (80)


16.
عبادت
«
عبادت» پیوند مخلوق با خالق و اوج كمال انسانى و ارج بخشیدن خداوندى است كه نعمات فراوانى به ما عطا كرده است. قرآن كریم، گاه پرستش را هدف آفرینش و گاه عامل نفى سلطه هاى شیطانى، و گاه زمینه  وحى و پیامبرى و ... معرفى مى كند. خداوند در این زمینه مى فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون؛(81) و جن و انس را نیافریدیم جز براى آن كه مرا بپرستند

امام حسین علیه السلام عبد صالح خدا بود و تجسم عینى آیات الهى، در عین حال كه پهلوانى بزرگ بود، عابدى تمام عیار و عارفى كامل در پیشگاه الهى بود. از «مصعب زبیرى» روایت شده كه گفت: « حسین علیه السلام با فضیلت و متمسّك به دین بود و نماز و روزه و حج او بسیار بود.» (82)

«
عقاد» نیز گوید: علاوه بر نمازهاى پنجگانه نمازهاى دیگر بجاى آورد و علاوه بر روزه  ماه رمضان در ماه هاى دیگر هم روزهائى را روزه مى گرفت و در هیچ سال حج خانه  خدا از او فوت نشد مگر آن  كه ناچار به ترك شده باشد. (83)

امام حسین علیه السلام انس ویژه اى با نماز داشت. چنان كه قبلاً بیان شد از برادرش حضرت اباالفضل خواست یك شب از امویان مهلت بگیرد تا در آن شب فقط به دعا، نماز، تلاوت قرآن و استغفار و راز و نیاز با خدا بپردازد.

در ظهر عاشورا نیز كه تنور جنگ به شدت گرم شده بود،به شخصى كه وقت نماز را به ایشان یادآورى كرد فرمود: «نماز را به یادمان آوردى خدا تو را از نمازگران قرار دهد، بلكه اكنون وقت آن است، از دشمنان بخواهید كه دست از جنگ بشویند تا نمازمان را بخوانیم.» و چون آنان حاضر به این امر نشدند، سعیدبن عبداللَّه حنفى و زهیر بن قین، پاسدارى از جان امام را بر عهده گرفته و در این راه شهید شدند. (84)


17.
عزت طلبى و ذلّت ستیزى
عزّت از آن خداست و هر كس طالب عزت است باید آن را نزد خدا بجوید «مَن كَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا.»(85) در قرآن كریم خطاب به پیامبر خود مى فرماید كه: «وَ لَن تَرْضَى  عَنكَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصارى حَتَّى  تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم؛ (86) یهود و نصارى  هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا زمانى كه از آنان تبعیت كنى.» بنابراین در صورتى كه پیامبر ذلت تبعیت از آنان را بپذیرد تا آن ها از او خشنود مى گردند و توطئه نكنند. اما در ادامه آیه خداوند به پیامبر دستور مى دهد كه بگوید: «إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى » (87) به طور قاطع و با عزت تمام سخن آنان را رد كند.

اساساً نفوذناپذیرى از صفات قرآن است، هرگونه بطلان، دروغ، تحریف، تغییر و شكست در آن راه ندارد. از این رو درباره  صفت قرآن در این كتاب مى خوانیم «إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ * لَّا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِه؛ (88) این كتاب نفوذناپذیر [و صاحب عزّت] است هیچ باطلى چه از پیشِ رو یا از پشت سر به آن راه نمى یابد...»

سیره  امام حسین علیه السلام نیز بر مبناى همین حبل متین الهى بود و لحظه اى تن به ذلت و سر به خوارى نداد و سطر سطر قیام او نشانگر عزت مدارى و پایدارى بر راه هدایت الهى بود.

امام علیه السلام در روز عاشورا در مقابل سپاه دشمن فریاد بر آورد كه: «آگاه باشید كه زنازاده پسر زنازاده (ابن زیاد) مرا بین دو چیز مخیّر ساخته یا شمشیر كشیده آماده جنگ شوم و یا لباس ذلّت بپوشم و با یزید بیعت نمایم ولى ذلت از ما بسیار دور است.» (89)


پی‌نوشت‌ها:
1.
بحار الانوار، ج 98، ص 355.

2.
منبع پیشین، ج 23، ص 133: مرحوم سید هاشم بحرینى در كتاب غایة المرام این حدیث را با سى و نه سند از دانشمندان اهل تسنن و با هشتاد سند از دانشمندان شیعه نقل كرده است.

3.
نهج البلاغه، خطبه  154.

4.
مزمل/ 20.

5.
محمد/ 24.

6.
تفسیر البرهان، ج 1، ص 100.

7.
الفتوح، ج 5، ص 14.

8.
احزاب/ 33.

9.
قصص/ 21 و 22.

10.
قصص/ 22 ؛ الفتوح، ج 2، ص 25.

11.
تاریخ طبرى، ج 3، ص 28.

12.
بحارالانوار، ج 44، ص 392 و ج 45، ص 3.

13.
كهف/ 9.

14.
بحار الانوا، ج 45، ص 32 و 188.

15.
بقره/ 137.

16.
معالى السبطین، ج 2، ص 115.

17.
بقره/ 138.

18.
توبه/ 111.

19.
بقره/ 207.

20.
حماسه و عرفان/ 247.

21.
بحار الانوار، ج 44، ص 328.

22.
بحارالانوار، ج 44، ص 377.

23.
بقره/ 237.

24.
فصلت/ 34.

25.
سفینةالبحار، مادّه  خ ل ق، ج 2، ص 116.

26.
اسراء/ 37.

27.
زمر/ 72.

28.
فرقان/ 63.

29.
شعراء/ 215.

30.
بحارالانوار، ج 44، ص 189.

31.
حشر/ 9.

32.
انسان/ 8 و 9.

33.
پرتوى از عظمت حسین علیه السلام، به نقل از سمعوالمعنى، ص 150 - 151.

34.
همان، ص 168 - 169، به نقل از سمعوالمعنى، ص 151.

35.
نساء/ 86.

36.
آل عمران/ 104.

37.
ر.ك: «نصیحت گرى و خیرخواهى» در همین مقاله.

38.
بحار الانوار، ج 44، ص 329.

39.
بقره/ 207.

40.
انسان/ 8 و 9.

41.
حماسه عرفان، ص 246.

42.
مجله نور دانش، سال دوم، ش 3.

43.
تاریخ سیاسى اسلام، ج 1، ص 451.

44.
طلاق/ 3.

45.
ابراهیم/ 12.

46.
بحارالانوار، ج 45، ص 6/ تاریخ الطبرى، ج 3، ص 318، برگرفته از آیات: اعراف 196/ و یونس/ 71.

47.
اسراء/ 79.

48.
توبه/ 36.

49.
دعاى عرفه، مفاتیج الجنان.

50.
اعیان الشیعه/ 581.

51.
بحار الانوار، ج 17، ص 213.

52.
مقتل مقرم، ص 397 - 398.

53.
قرآن،حسین،شهادت، ص 118.

54.
بقره/ 121.

55.
تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج 2، ص 236، نقل از میزان الحكمه، ج 10، ص 4824.

56.
كامل الزیارات، ص 371.

57.
تاریخ الطبرى، ج 3، ص 315.

58.
حاقه/ 51.

59.
مائده 48/.

60.
بحار الانوار/ ج 100، ص 294 و 20.

61.
بقره/ 185.

62.
حماسه و عرفان، ص 229 - 230.

63.
توبه/ 105.

64.
بحارالانوار، ج 44، ص 321.

65.
احزاب/ 39.

66.
مفاتیح الجنان، دعاى عرفه.

67.
رعد/ 28.

68.
نور/ 37.

69.
بحارالانوار، ج 45، ص 50.

70.
بحارالانوار، ج 44، ص 379.

71.
پیشین، ص 381.

72.
پیشین، ج 45، ص 6.

73.
بقره/ 153.

74.
آل عمران/ 186.

75.
صافات/ 102.

76.
صافات/ 102.

77.
حماسه و عرفان، ص 258.

78.
بحارالانوار، ج 44، ص 330.

79.
معانى الاخبار، ص 289.

80.
مقتل مقرّم، ص 283.

81.
ذاریات/ 56.

82.
پرتوى از عظمت حسین علیه السلام، ص 165، به نقل از اسدالغابه، ج 2، ص 20.

83.
منبع پیشین، به نقل از: ابوالشهداء/ 73.

84.
پیشین.

85.
فاطر/ 10.

86.
بقره/ 120.

87.
بقره/ 120.

88.
فصّلت/ 41 - 42.

89.
لهوف، ص 139، مقتل الحسین للخوارزمى، ص 9 و 10. 
شنبه 12/11/1387 - 18:47
آموزش و تحقيقات
انباردار كلیه موجودی های مواد باید تحت اختیار و ابواب جمعی یك انباردار مسؤل باشد.این شخص باید تجربه كافی در روشهای انبارداری داشته،لیاقت وكفایت اداره عملیات انبار را دارا باشد،در امانت و درستی او تردیدی نباشدو بتواند افراد تحت سرپرستی خود را به خوبی اداره كند.شرح و ظایف و مسؤولیت های انباردار به قرار زیر است:الف) تمیز و مرتب نگهداشتن انبارها ب) تحویل گرفتن مواد وارده به انبار پس از اطمینان از مطابقت آنها با مشخصات مندرج در برگ سفارش كالا و برگ رسید كالا یا در اعلامیه بدهكار انبار. ج) قرار دادن مواد در جای صحیح آنها در انبار. د) مقابله مانده های كارتهای انبار با موجودی های واقعی انبار.  ه)ارسال تقاضای خرید كالا به اداره خرید در مواقعی كه موجودی هر یك از اقلام به حد تجدید سفارش می رسد. و) ممانعت از ورود اشخاص غیر مجاز به داخل انبرها . ز) صدور مواد از انبار در مقابل حواله های انبار كه به امضاهای مجاز رسیده باشد. ج) تهیه گزارش مواد ناباب و كم مصرف جهت اطلاع هیأت رئیسه.تشكیلات داخلی انبارها تقسیم بندی داخلی انبارها : قفسه ها و محفظه‌های محتوی مواد انبار باید در راهروی مشخص قرار گرفته باشند تا دسترسی به آنها به آسانی میسر باشد. در بسیاری از موارد ممكن است لازم باشد راهروهای كافی برای عبور وسایل گذاشت و برداشت مواد در داخل انبار تعبیه شود ، در این صورت بهتر است خطوط سفیدی در كف انبار نقش شود كه محل محفظه‌ های مواد مختلف را مشخص نماید.محسنات و معایب تمركز انبارها مزایای انبارهای مركزی در مقایسه با انبارهای فرعی به شرح زیر است :الف) صرفه جویی در تعداد كارمندان و تمركز متخصصین انبارداری در یك اداره ب) كاهش هزینه های دفتری و صرفه جویی در مدارك و نوشت افزار .ج) امكان نظارت بهتر . د) كارمندان انبارها با انواع مواد انبار آشنایی پیدا میكنند و در صورت غیبت هر یك از كارمندان سایرین میتوانند كار او را انجام دهند . ه) امكان تقسیم بندی بهتر انبارها .و) تسهیل كنترل موجودیهاز) امكان تقلیل موجودیها به حداقل و در نتیجه تقلیل فضای انبارها  خ) كاهش مقدار كالای ناباب و كم مصرف ط) امكان تقلیل سرمایه مصرفی در موجودیها به حداقل .               - معایب احتمالی تمركز انبارها عبارتند از :   الف) افزایش هزینه حمل و نقل داخلی ب) محل انبارها ممكن است از بسیاری دوایر مصرف كننده دور باشد و موجب ناراحتی و تاخیر در تحویل جنس گردد .ج) خرابی وسایل حمل و نقل داخلی یا بروز سایر موانع در انبارهای مركزی موجب ایجاد وقفه در كار دوایر گردد .سازمان و محل انبارها  سازمان و انبارهای مؤسسات صنعتی با نوع صنعت و بزرگی مؤسسه و سیاست اداره كنندگان آن بستگی دارد ولی بطور كلی میتوان انبارها را از لحاظ سازمانی به 2 نوع تقسیم كرد : انبارهای مركزی یا اصلی و انبارهای فرعی یا دستی. محل انبارها باید طوری انتخاب شود كه حداكثر كارآیی و سرعت عمل را ممكن سازد. انبارها باید حتی المقدور نزدیك به محل رسید و ارسال كالا باشد تا هزینه های نقل و انتقال به حداقل تـقلیل یابد در عین حال باید انبار طوری وقع شده باشد كه به آسانی در دسترس كلیه قسمتها و به خصوص قسمتهایی كه مواد سنگین یا پر حجم می كنند باشد .در كارخانه های بزرگ كه تعداد دوایر زیاد است انبارها را نمیتوان در محلهایی قرار داد كه هم در نزدیكی دایره رسید كالا قرار گرفته و هم به كلیه دوایر مصرف كننده نزدیك باشد تا تحویل مواد به آسانی میسر گردد . به این جهت غالبا لازم است انبارهای فرعی دایر نمود كه برای تحویل مواد به قسمتهای به خصوص كارخانه مناسب باشند . و در این صورت انبار مركزی مواد و مصالحی را كه هر یك از انبارهای فرعی برای تحویل به حوزه عمل خود لازم دارند هر چند یكبار به آن انبارها صادر میكنند . در این شرایط حتما باید كمك انباردارها مسئول انباردار كل باشند تا بتوان سیاست خرید ، انبار كردن و صدور مواد از انبار را در تمام  مؤسسه هماهنگ و یكنواخت نمود .
انبارداری كالا و جریان روزمره انبار           
سازمان انبارها و كنترل موادمصرفی در تولید :اهمیت اجناس انبار در غالب شركتهای صنعتی قسمت قابل توجهی از وجوه شركت به مصرف سرمایه گذاری در موجودیهای جنسی میرسد و شركتهایی كه روش های منظم و مطمئنی نداشته باشند ممكن است زیانهای عمده ای از این راه متحمل شوند .در اكثر مؤسسات كوچك و بعضی اوقات حتی در مؤسسات بزرگ اهمیت حس اداره انبارها از نظر دور مانده و به این موضوع كه مواد و مصالح انبار ارزش نقدی معادل قیمت خود دارند توجه كافی نمیشود . حیف و میل مواد ، فاسد شدن آنها و عدم توجه در جابه جا كرئن و نقل و انتقال و حفظ و حراست آنها منجر به تقلیل سود یا حتی ابجاد زیان شده و به این جهت ایجاد انبارهای مجهز و اداره آنها با روش صحیح یكی از شرایط ضروری استفاده كامل از یك دستگاه حسابداری صنعتی است  .
پنج شنبه 10/11/1387 - 23:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته