• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 6173روز قبل
خواستگاری و نامزدی

شاه ونگ خردمند ، تصمیم گرفت از زندان قصرش بازدید کند و شکایت های زندانیان را بشنود .

زندانی متهم به قتلی گفت : من بی گناهم . مرا به اینجا آوردند ، چون فقط قصد داشتم همسرم را بکشم اما قتلی مرتکب نشده ام.

دیگری گفت : مرا به رشوه گیری متهم کرده اند اما من فقط هدیه ای را پذیرفتم که به من دادند .

همه زندانیان در برابر شاه ونگ ادعای بی گناهی کردند اما یکی از انها جوانی تقریبا بیست ساله گفت : من گناهکارم . براردم را در نزاعی زخمی کردم و سزاوار مجازاتم .این جا میتوانم به عواقب کار زشتم فکر کنم .

شاه ونگ فریاد زد : بی درنگ این جنایت کار را از زندان اخراج کنید ! این همه آدم بی گناه اینجاست ، این آدم همه را فاسد میکند !

" پدران،فرزندان، نوه ها " اثر پائولو کوئلیو

سه شنبه 27/5/1388 - 13:19
خواستگاری و نامزدی

جنگ علیه مسائل خاصی که با گذر زمان حل میشود ، فقط نیروی ما را به هدر میدهد.یک داستان چینی بسیار کوتاه این موضوع را به تصویر می کشد :

ناگهان در میان دشتی باران گرفت . مردم دنبال سر پناه می دویدند ، به جز مردی که همان طور آرام به راه خود ادامه میداد .

کسی پرسید : چرا نمی دوی ؟

مرد پاسخ داد : چون جلو من هم باران می بارد !

سه شنبه 27/5/1388 - 13:3
خواستگاری و نامزدی

ملا نصرالدین با دوستی صحبت میکرد.

*  خوب ، ملا ، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده ای ؟

ملا نصر الدین پاسخ داد : فکر کرده ام. جوان که بودم ، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم . از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم ، اما او از دنیا بی خبر بود.

 بعد به اصفهان رفتم . آنجا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره ی آسمان و زمین داشت ، اما زیبا نبود . بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا ، با ایمان وتحصیل کرده ای ازدواج کنم .

 * پس چرا با او ازدواج نکردی ؟

- آه رفیق ! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می گشت !

 

 

 

چهارشنبه 7/5/1388 - 16:58
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته