• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 11
زمان آخرین مطلب : 6226روز قبل
خواستگاری و نامزدی
می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند.وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش دادوسوالاتی از او کردبه قسمت دیگ بخار رفت.نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد .ناگهان تمام موتور بخار کشتی به طور کامل به کار افتاد وعیب آن برطف شدو آن متخصص هم در پی کار خود رفت.

روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد تعجب شد و گفت که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی صرف نکرده است .آنگاه از او صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد

بابت ضربه زدن چکش 5./دلار

بابت دانستن محل ضربه 5/999دلار

نتیجه:آنچه شما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست.بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند :چرا زندگی مزد تلایشهایمان را نداده است در حالی که همه آنچه در توان داشتیم به کار برده ایم؟

موفقیت و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است.قبل از هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد.زندگی به عمل تئوام با علم وآگاهی جایزه می دهد.شما باید دقیقا بدانید که چه کارهایی ،در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهید تا به نتایج مورد نظرتان دست پیدا کنید.
شنبه 6/4/1388 - 2:57
دانستنی های علمی

عربی بدوی گرسنه از بیابان گذر میکرد تا به کنار نهر آبی رسید ، دید که مردی عرب سفره ای پر از نان و گوشت را جلو خود گذارده و لقمه ها را پشت سر هم با لذت میخورد . مرد گرسنه آمد و جلو مرد عرب نشست ، عرب در حین خوردن غذا چشمش به مرد بدوی افتاده و پرسید : یا اخی از کجا می آیی ؟ مرد در جواب گفت : از قبیله تو می آیم
مرد عرب پرسید : از منازل من گذر کردی ؟
مرد گرسنه جواب داد : آری بسیار معمور و آبادان دیدم
عرب شادمان شده پرسید : سگ من که بقاع نام دارد را دیدی ؟
-
آری دیدم ، گله گوسفندان ترا چنان نگهبانی می کند که از یک فرسنگی گرگ را جرات نزدیک شدن نیست .
-
عرب که از خوشحالی در پوست خود نبود پرسید : پسرم خالد را دیدی ؟
-
آری در مکتب پهلوی معلم نشسته بود و به آواز بلند قران می خواند
-
مادر خالد را دیدی ؟
-
به ، به در تمام عرب چون او زنی نیست به کمال عفت و طهارت و غا یت عصمت
-
شتر آبکش مرا دیدی ؟
-
به غایت فربه و تازه بود چنانکه پشتش به کوهان برابر شده بود .
-
قصر مرا هم دیدی ؟ زیبا بود ؟ از معماری آن چه نظری داری ؟
-
ایوان او سر به کیوان رسانده بود و من هرگز عالی تر از آن بنائی ندیده ام .
عرب چون احوال خانمان معلوم کرد و دانست که هیچ مکروهی نیست ، به فراغت نان و گوشت به قدر سیری بخورد و به مرد بدوی هیچ نداد و بعد از سیر شدن سفره را جمع کرده در انبان گذاشت و محکم ببست .
بدوی گرسنه که دید خوش آمد گفتن او نتیجه ای نبخشید ، ملول شد . در این وقت سگی بدان جا رسید . صاحب انبان استخوانی که از گوشت مانده بود پیش سگ انداخت و برخاست تا برود .
بدوی بی طاقت شد و گفت : اگر سگ تو بقاع زنده می بود ، درست به این سگ می مانست
عرب گفت : مگر بقاع من مرده است ؟
-
بلی در پیش من مرد . بقای عمر تو باد .
-
سبب مردن او چه بود ؟
-
از بس گوشت شتر آبکش تو را بخورد ، کور شد . بعد آن بمرد
-
شتر آبکش مرا چه آفت رسیده بود که بمرد ؟
-
او را در تعزیت مادر خالد کشتند .
-
مگر مادر خالد نیز بمرده است ؟
-
بلی ، از بسکه نوحه میکرد و سر بر گور خالد می کوفت ، مغزش خلل یافت
-
مگر خالد من هم بمرده است ؟
-
بلی و سبب مردنش زلزله ای بود که قصر و ایوانی که ساخته بودی را خراب کرده و خالد در زیر آوار بماند .
مرد عرب که اخبار وحشتناک را استماع نمود ، انبان نان و گوشت را به کناری افکنده و بر سر کوبان و نوحه کنان راه بادیه را در پیش گرفت ، بدوی گرسنه انبان بربود و فرار نموده در گوشه ای به خوردن ما بقی نان و گوشت مشغول گشت!!!

دوشنبه 30/10/1387 - 1:48
دعا و زیارت

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوان مردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا بپا شد.

 

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد.

 

آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد.

 

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم.

 

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم.

 

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم.

اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

 

ازحلال ماه پرسیدم: چرا قامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است.

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه

 

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین
كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه
تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین 

 

يکشنبه 8/10/1387 - 0:48
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته