• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5709روز قبل
آموزش و تحقيقات

اقتصاد

اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه کالاها و تولیدات می‌پردازد پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسان‌هاست. این دانش به دو بخش اصلی اقتصاد خرد و کلان تقسیم می‌شود.

از آدام اسمیت به عنوان پیشروی اقتصاد مدرن نام برده می‌شود. امروزه این علم با استفاده از مدلهای ریاضی از سایر علوم انسانی فاصله گرفته‌است. برای نمونه نظریه بازی‌ها که با استفاده از توپولوژی در حال گسترش است. در زمینه اقتصاد کلان نیز معادلات دیفرانسیل و بهینه سازی توابع مطلوبیت انتگرال با محدودیت معادلات دیفرانسیل معروف به معادلات هامیلتونی رواج دارد.

اقتصاد خرد

اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسان‌ها و بنگاههای اقتصادی و نحوه توزیع تولیدات و درآمد در بین آنها می‌پردازد. اقتصاد خرد به اشخاص به عنوان کارگران و تولید کنندگان سرمایه، و همچنین مصرف کنندگان نهایی نگاه میکند. به صورت مشابهی به شرکت های اقتصادی به عنوان مصرف کننده گان سرمایه و کار، و تولید کنندگان محصول نگاه میکند. [۲] اقتصاد خرد درصدد است تا پیامد رفتار عقلایی در انسان‌ها را شناسایی کند. با توجه به محدودیت منابع (مثلاً نیروی کار، سرمایه، زمین، توانایی مدیریت و...) انسان‌ها و بنگاههای اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده را از منابع موجود ببرند. توابع عرضه، تقاضا، تولید، هزینه، بازارها، تعادل عمومی و اقتصاد رفاه در این بخش جای می‌گیرند.

اقتصاد کلان

اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، فقر و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته‌است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده‌است که به تناقض پس‌انداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه هم‌زمان پس‌انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین می‌آید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می‌شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید می‌تواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.

نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشین‌آلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش می‌یابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش می‌دهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان می‌تواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد..

علم اقتصاد Economics

تعریف و موضوع علم  اقتصاد

اقتصاد در فارسی به معنای میانه‌روی و متعادل بودن دخل و خرج است و در اصطلاح، تعریف عموماً پذیرفته شده‌‌ای در میان اقتصاددانان وجود ندارد؛ زیرا تعاریف داده شده در درجه نخست از جامعیت لازم برخوردار نبوده و در ثانی با مسلم فرض كردن موضوعات، این تعاریف به دور باطلی از تعاریف جدید كشیده می‌شود؛ با این همه می‌توان گفت موضوع اقتصاد عبارت است از ثروت (کالاها، خدمات و منابع)، از حیث چگونگی تولید، توزیع و مصرف آن.

تاریخچه

واژه اقتصاد (Economics) از دو كلمه یونانی اویكوس (Oikos) به معنی خانه و نمین (Nemin) به معنای اداره كردن اخذ شده است و از نظر لغوی به معنی مدیریت خانه است. علم اقتصاد از زیر مجموعه‌های علوم اجتماعی است كه با نوشتن كتاب ثروت و ملل آدام اسمیت (پدر علم اقتصاد) در سال 1776م به صورت علمی مستقل ارائه شد. به معنای وسیع كلمه، اقتصاد مطالعه در بهزیستی انسان دارد. 

کاردکردهای علم  اقتصاد

مهمترین تعاریف ارائه شده علم اقتصاد در راستای موضوع آن (یعنی؛ ثروت از حیث چگونگی تولید، توزیع، و مصرف) قرار گرفته و هر کدام به جنبه‌ای از جنبه‌های فوق اشاره دارند؛ پس علم  اقتصاد:

الف- بررسی می‌كند كه چگونه قیمت نیروی كار، سرمایه و زمین در اقتصاد تعیین می‌شود و چگونه این قیمتها در اختصاص یافتن منابع در بهترین وضعیت بكار برده می‌شوند؛

ب- رفتار بازارهای مالی را برسی كرده و چگونگی تخصیص سرمایه به كل اقتصاد توسط این بازارها را تحلیل می‌نماید؛

ج- توزیع درآمد را بررسی می‌كند و راههای كمك به مردم فقیر بدون صدمه رساندن به عملكرد اقتصادی را پیشنهاد می‌دهد؛

د- نگاهی به مخارج دولت، مالیاتها و كسری بودجه به رشد اقتصادی دارد.

هـ نوسانات بیكاری و تولید را كه موجب حرفه تجاری می‌شوند را مورد مطالعه قرار داده و سیاستهای اقتصادی دولت را جهت بهبود رشد اقتصادی تدوین می‌كند؛

و- الگوی تجارت بین‌المللی را بررسی كرده و آثار محدودیتهای تجارت را تجزیه و تحلیل می‌نماید؛

ز- نگاهی به رشد كشورهای در حال توسعه و راههای تشویق به استفاده بهینه از منابع را پیشنهاد می‌كند.

نکته اصلی این تعاریف این است كه به قول ساموئلسن اقتصاددان بزرگ جهان، تعریف علم اقتصاد به گونه‌ای است كه اگر محققی یك ساعت در گوشۀ كتابخانه‌ای مجهز، به مطالعه اقتصاد بپردازد می‌تواند صورت این تعاریف را در یك ساعت به چند برابر افزایش بدهد نقطه مشترك تعاریف علم اقتصاد را می‌توان در یك جمله به صورت زیر بیان نمود:

« علم اقتصاد مطالعه چگونگی استفاده از منابع كمیاب جامعه به منظور تولید كالاهای با ارزش و توزیع بین افراد مختلف است.» به عبارت بهتر، بررسی روشهای مختلف با هدف به كار بردن منابع كمیاب و محدود جامعه برای تولید انواع كالاها و خدمات در جامعه به منظور ارضاء و تامین هر چه بیشتر و بهتر خواسته‌ها و نیازهای نامحدود افراد جامعه در علم  اقتصاد صورت می‌گیرد. از تعاریف اقتصاددانان می‌توان دو نكته استخراج كرد:

1.   كالاها دارای محدودیت و كمیابی هستند؛

2.   جامعه باید از منابع كمیاب خود به گونه‌ای استفاده كند كه كارآمد باشد.

جوهر اقتصاد، آگاهی به واقعیت كمیابی است، پس باید كمیابی را شناخت و به عنوان مثال متوجه شد كه برای تك تك افراد جهان الماس وجود ندارد و باید با توجه به وجود كمیابی جامعه را در مسیری راند كه كارآترین استفاده از منابع را داشته باشد.

به هر حال همانطور كه نمی‌توان مرز مشخصی در تعریف دیگر علوم اجتماعی چون جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مردم‌شناسی و جغرافیا ارائه داد، نادرست خواهد بود كه یك چهارچوب مشخصی در تعریف علم اقتصاد ارائه داد.

جمعه 5/9/1389 - 19:16
دانستنی های علمی
مغز و یادگیریامروزه این امر که به ازاء فعالیتهای مختلف بدنی و فکری، مناطق مختلفی از مغز فعالیتهای ویژه‌ای از خود نشان می‌دهند توسط تکنیکهای ویژه تصویربرداری منجمله FMRI به اثبات رسیده است. این تصویربرداریها بخوبی نشان می‌دهند که هنگام فعالیتهایی نظیر خواندن، نوشتن، صحبت کردن و... تنها بخشهای معینی از مغز فعالیت شدیدتر می‌کنند به‌نحویکه بنظر می‌رسد این مناطق مسئول اصلی و یا بعبارت دیگر منشاء کنترل و هدایت فعالیت مورد نظرهستند.از طرف دیگر وقتی به روند تکامل انسان رجوع کنیم خواهیم دید که انسان امروزی از نظر (ژنتیک تعیین کننده) ساختار مغزی تقریباً هیچ تفاوتی با انسانهای اولیه مثلاً سی هزار سال پیش ندارد. اگر یک انسان عصر حجر را طی یک آزمایش فرضی به زمان حاضر منتقل می‌کردیم مغز او براحتی توانایی فراگیری تمام فعالیتهایی را که یک انسان امروزی انجام می‌دهد داشت. اگر انسان عصر حجر نه خواندن و نوشتن می‌دانسته و نه خیلی از فعالیتهای پیچیده مغزی انسان امروزی را انجام می‌داده چرا دارای همان مناطق مغزی است که انسان امروزی دارد و از آنها برای کارهای پیچیده‌تر استفاده می‌کند؟ با اینکه جواب این سؤال هنوز دقیقاً معلوم نیست ولی بنظر می‌رسد که خود قابلیت شکل‌گیری فعالیتهای مغزی متناسب با نیازهای محیطی محصول اصلی تکامل بوده است. بعبارت دیگر تکامل با بوجود آوردن ارگانی که قابلیت ویژه یادگیری مهارتهای مختلف را دارد توانسته نقش خود را در فرآیند انتخاب طبیعی بخوبی ایفا کند. مقایسه این مساله با تکنولوژی امروز می‌تواند به اینصورت باشد: مغز مانند یک سیستم کامپیوتر عمل می‌کند که سخت افزار آن بمدت طولانی آپ‌گرید نشده است ولی نرم‌افزار سیستم عامل و برنامه‌های کاربردی آن بمرور زمان پیشرفته‌تر شده‌اند. وجود مغز با این قابلیت ویژه خود بعنوان تنها ارگانی که انسان می‌تواند متناسب با نیازهای محیطی خود فعالیتهای جدیدی را برای آن برنامه‌ریزی کند بی اغراق یکی از بزرگترین شاهکارهای تکامل است. این مقایسه و مشاهده ساده بخوبی پرده از توانایی‌های وسیع مغز بر می دارد که هنوز کشف نشده‌اند چون شرایط محیطی لازم برای بروز آنها فراهم نشده‌اند.  
جمعه 5/9/1389 - 19:8
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته