دعا و زیارت
شروع می شود این شعر بی تو با جمعه
و ایستاده زمان بین این دو تا جمعه
چقدر بی تو جهان مثل جمعه بازار است
و گفته اند که می آیی از قضا جمعه
مورخ چه زمانی یک/ یک/ یک بود
که انتظار پدید آمده الی جمعه
و جمعه روز جهانی توست در تقویم
خدا بیاورد آن روز را بیا جمعه
که ما برای تو تعطیل کرده ایم آقا
کجاست آخر این روز ها، کجا؟ جمعه
امام جمعه دنیا ترا خدا دیگر
بیا تمام کن این انتظار را جمعه
دوشنبه 23/6/1388 - 13:31
دعا و زیارت
نمی از چشم های توست چشمه، رود، دریا هم
کمی از رد پای توست جنگل، کوه ، صحرا هم
تو از تورات وانجیل و زبور از نور لبریزی
تو قرآنی ، زمین محو شکوهت، آسمان ها هم
جهان نیلی است طوفانی، جهان دلمرده ظلمانی
تویی تو نوح موسی هم، تویی تو خضر عیسی هم
نوایت نغمه ی داوود، حسنت سوره یوسف
مرا ذوق شنیدن می کشد شوق تماشا هم
تو آن ماهی که در پایت تلاطم می کند دریا
من آن دریای سرگردان دور افتاده از ماهم
اسیر روی ماه تو هواخواه نگاه تو
نشسته بین راه تو نه تنها من که دنیا هم
تمام روز ها بی تو شده روزمبادا نه
که می گرید به حال و روز ما روز مبادا هم
همه امروزها مثل غروب جمعه دلگیرند
که بی توتیره و تلخ است چون دیروز فردا هم
جهانی را که پژواک صدایت را نمی خواهد
نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم
سیدمحمد جواد شرافت
دوشنبه 23/6/1388 - 13:30
دعا و زیارت
پاسخ :
وقت ظهور آن حضرت معلوم نیست ، و حتى مطابق روایات كسانى كه وقت ظهور را تعیین كنند، دروغگو شمرده شده اند.
ولى نشانه هایى به عنوان علائم در روایات بسیار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، این نشانه ها بسیار زیادند كه معروفترین و جامعترین آنها این است كه هرج و مرج در همه چیز دنیا مشهود مى گردد.
سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد چنانكه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن ، باعث انقلاب مى گردد، این موضوع در ضمن یك روایت جامع بطور مشروح بیان شده و امام صادق علیه السلام آنها ماده بیان كرده است و اینك ترجمه روایت :
حضرت امام صادق علیه السلام به یكى از یارانش فرمود:
1- هرگاه دیدى : حق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند.
2- و دیدى كه : ظلم همه جا را گرفته .
3- و دیدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4- و دیدى كه : دین همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
5- و دیدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6- و دیدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7- و دیدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8-و دیدى كه : افراد با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذیرند.
9- و دیدى كه : شخص بدكار، دروغ گوید، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10- و دیدى بچه ها، بزرگان را تحقیر كنند.
11-و دیدى كه : قطع پیوند خویشاوندى شود.
12- و دیدى كه : بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13- و دیدى كه : زنان با زنان ازدواج نمایند.
14- و دیدى كه : مداحى دروغین از اشخاص ، زیاد شود.
15- و دیدى كه : انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
16- و دیدى كه : افراد با دیدن كار و تلاش نامناسب مؤ منین ، به خدا پناه مى برند.
17- و دیدى كه : همسایه به همسایه خود اذیت مى كند و از آن جلوگیرى نمى شود.
18- و دیدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .
19- و دیدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشیدن آن كنار هم مى نشینند و از خداوند متعال نمى ترسند.
20- و دیدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذلیل است .
21- و دیدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است .
22- و دیدى راه نیك بسته و راه بد باز است .
23- و دیدى خانه كعبه تعطیل شده ، و به تعطیلى آن استوار داده مى شود.
24- و دیدى كه : انسان به زبان مى گوید ولى عمل نمى كند.
25- و دیدى كه : مؤ من ، خوار و ذلیل شمرده شود.
26-و دیدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
27- و دیدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
28- و دیدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
29- و دیدى كه : دین براساس میل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطیل گردد.
30- و دیدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسى براى انجام آن منتظر تاریكى شب نگردد.
31- و دیدى مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
32- و دیدى كه : ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
33- و دیدى كه : سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند.
34- و دیدى كه : والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
35- و دیدى كه : پستهاى مهم والیان براساس مزایده است نه براساس شایستگى .
36- و دیدى كه : مردم را از روى تهمت و یا سوءظن بكشند.
37- و دیدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسیار گردد.
38- و دیدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
39- و دیدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خرید و فروش مى شود.
40- و دیدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
41- و دیدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
42- و دیدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
43- و دیدى كه : نزدیكترین مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت علیهم السلام ستایش شوند.
44- و دیدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.
45- و دیدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همدیگر رقابت كنند.
46- و دیدى كه : شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است .
47- و دیدى كه : همسایه از ترس زبان بد همسایه ، او را احترام مى كند.
48- و دیدى كه : حدود الهى تعطیل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
49- و دیدى كه : مسجدها طلاكارى (زینت داده ) شود.
50- و دیدى كه : راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است .
51- و دیدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چینى كوشش مى شود.
52- و دیدى كه : ستم و تجاوز شایع شده .
53- و دیدى كه : غیبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض دیگر را به آن بشارت دهند.
54- و دیدى كه : حج و جهاد براى خدا نیست .
55- و دیدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند.
56- و دیدى كه : خرابى بیشتر از آبادى است .
57- و دیدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آید.
58- و دیدى كه : خونریزى آسان گردد.
59- و دیدى كه : مرد بخاطر دنیایش ریاست مى كند.
60- و دیدى كه : نماز را سبك شمارند.
61- و دیدى كه : انسان ثروت زیادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است .
62- و دیدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند.
63- و دیدى كه : هرج و مرج بسیار است .
64- و دیدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتى به برنامه مردم ندهد.
65- و دیدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
66- و دیدى كه : حیوانات همدیگر را بدرند.
67- و دیدى كه : دلهاى مردم ، سخت و دیدگانشان خشك و یاد خدا برایشان گران است .
68- و دیدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
69- و دیدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
70- و دیدى كه : فقیه براى دین ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستایش و احترام مى گردد.
71- و دیدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
72- و دیدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد.
73- و دیدى كه : در مكه و مدینه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگیرى نمى كند، و هیچ كس بین آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
74- و دیدى كه : آلات موسیقى و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد.
75- و دیدى كه : مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى دیگران او را از این كار بر حذر مى دارند.
76- و دیدى كه : مردم به همدیگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پیروى نمایند.
77- و دیدى كه : راه نیك خالى و راه رونده ندارد.
78- و دیدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگین نشود.
79- و دیدى كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
80- و دیدى كه : مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروى نكنند.
81- و دیدى كه : به فقیر چیزى دهند كه برایش بخندند ولى در راه غیر خدا ترحم كنند.
82- و دیدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
83- و دیدى كه : مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگیرى نمى كند.
84- و دیدى كه : انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.
85- و دیدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
86- و دیدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشینند، و هیچ كارى جز خواسته آنها پیش نرود.
87- و دیدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگشان شاد گردد.
88- و دیدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .
89- و دیدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
90- و دیدى كه : اموال حق خویشان پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
91- و دیدى كه : به وسیله شراب ، بیمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بیمار آن را تجویز نمایند.
92 و دیدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دین بى تفاوت و یكسانند.
93- و دیدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
94- و دیدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گیرند.
95- و دیدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غیبت هم نمایند.
96- و دیدى كه : شرابخوار مست ، پیش نماز مردم شود.
97- و دیدى كه : خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
98-و دیدى كه : قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
99- و دیدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امین خود قرار دهند.
100- و دیدى كه : فرمانروایان ، میراث (مستضعفان ) را در اختیار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
101- و دیدى كه : بر روى منبرها از پرهیزكارى سخن مى گویند ولى گویندگان آن پرهیزكار نیستند.
102- و دیدى كه : صدقه را با وساطت دیگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.
103- وقتى كه دیدى : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.
104- و دیدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است .
105- و دیدى كه : دنیا به آنها روى كرده .
106- و دیدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ویران شده است ، در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد...
البته باید توجه داشت ، كه این نشانه ها هم اكنون در دنیاى غرب ، در اروپا و آمریكا و حتى بعضى از كشورهاى آفریقا و آسیا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ایران ، از بسیارى از این گناهان جلوگیرى شده و مى رود كه از همه جلوگیرى شود و زمینه سازى براى ظهور امام قائم (عج ) گردد.
دوشنبه 23/6/1388 - 13:27
دعا و زیارت
پس از در گذشت و یا شهادت امام حسن(ع), ماموران خلیفه عباسى حركت گسترده اى را آغاز كردند و به جست و جوى فرزند و جانشین آن حضرت پرداختند(1). در هر جا كه احتمال وجود امام زمان(ع) را مى دادند, حضور مى یافتند. هدف آنان از هجوم به منزل امام حسن(ع) و اذیت و آزار بنى هاشم, دستگیرى و قتل فرزند امام حسن(ع) بود. این پیگیرى خطرى بزرگ براى آینده امامت بود, كه با قد رت و حكمت پروردگار مهدى(ع) از نظرها پنهان گردید و از خطرها به دور ماند.
در آغاز غیبت, میان علما و دانشمندان اختلاف است. سه نظر در آن وجود دارد:
1. گروهى مانند شیخ مفید(ره) آغاز غیبت صغرا را از هنگام ولادت حضرت مهدى(ع) به شمار آورده اند(2); زیرا از همان سالهاى آغازین ولادت, آن حضرت غیبت نسبى داشت و شمارى اندك از یاران, وى را مشاهده كردند.
بنابراین نظر, دوره غیبت صغرا تقریباً 74 سال مى شود, یعنى از آغاز ولادت, تا پایان سفارت آخرین سفیر حضرت.
2. برخى بر آنند كه غیبت صغرا, از سال 260 ه. ق. یعنى سال درگذشت امام حسن(ع) آغاز شد و این مدت, تا شروع غیبت كبرا, دوران آمادگى شیعیان و اُنس آنان به جدایى از امام زمان(ع) نام گرفت. این دوران تقریباً هفتاد ساله, غیبت همه جانبه نبود. سفیرانى رابط بین امام ومردم بودند و مردم با واسطه, پرسشهاى دینى و دنیایى خود را از آن حضرت دریافت مى كردند.
3. گروهى آغاز غیبت امام(ع) رااز زمانى مى دانند كه ماموران خلیفه به منزل حضرت در سامرا, هجوم آوردند, تا وى را دستگیر كنند و آن حضرت در آن هنگام, در سرداب و همان جا, از دیده ها پنهان شد و تاكنون, در آن جا, بدون آب و غذا زندگى مى كند و روزى از آن جا ظهور خواهد كرد.
این داستان چنان شهرت یافته كه وى را (صاحب سرداب) لقب داده اند(3).
در پاسخ این سخنان باید گفت: در منابع شیعى و كتابهاى امامیه, هیچ نامى از (سرداب) نیست. نویسندگان اهل سنت در نوشته هاى خود بر این نظر اصرار مى ورزند ومتائسفانه این مسائله دستاویز حمله نا آگاهانه برخى از آنان به تشیع گردیده است(4). پنداشته اند كه شیعیان در میانه سرداب, امام خودرا مى جویند و ظهورش را از آن نقطه انتظار مى كشند; از این روى, تهمتهایى به شیعه زده اند و زحمت مراجعه به منابع شیعى را در این زمینه به خود نداده اند.
البته داستان حمله ماموران معتمد عباسى به منزل امام(ع) و برخورد آنان با آب فراوان و دیدن فردى كه در گوشه اى نشسته و عبادت مى كند و سپس هجوم به طرف وى و ناكام شدن آنان از دستگیرى وى, در برخى از منابع شیعى آمده است, اما در این نقل, بر فرض صحت سند و دلالت آن: اولاً, از (سرداب) نامى برده نشده است ثانیاً, حمله دیگرى كه از ناحیه معتمد صورت گرفته خلاف آن چیزى را كه اهل سنت مى گویند, ثابت مى كند زیرا بنابراین نقل, امام(ع) آن محلّ را ترك كرد و از پیش چشم ماموران گریخت و در نتیجه, در سرداب نیست(5).
منشائ خرده گیریهاى نا آگاهانه برخى به شیعه, در این زمینه, آن است كه شیعیان به بخشى از حرم عسكریین در سامرا, یعنى (سرداب) احترام و توجه خاصى دارند و آن را زیارت مى كنند. خاطره هاى امامان خویش را گرامى مى دارند و آن مكان را مورد عنایت قرار مى دهند. و این نه به خاطر آن است كه امام زمان(ع) دراین جا مسكن گزیده است و زندگى مى كند, بلكه از آن جهت كه زمانى مركز عبادت و سكونت چند تن از امامان راستین تشیع بوده است.
و ما حب الدیار شقفن قلبى ولكن حبّ من سكن الدیار گذشته از این, بر اساس احادیث فراوانى كه در منابع شیعى وجود دارد, شیعیان بر این باورند كه امام زمان(ع) در میان مردم در رفت و آمد است و در مراسم حج و مانند آن شركت مى جوید و مانند یوسف كه برادرانش را مى شناخت وآنان وى را نمى شناختند, دوستان خویش را مى شناسد و...(6) بنابراین, داستان غیبت حضرت مهدى(ع) در سرداب سامرا و زندگى كردن حضرت در آن مكان, بهتان و دروغى بیش نیست و هیچ یك از بزرگان شیعه, چنین باورى نداشته و ندارند.
(1)(اصول كافى), ج505/1.
(2) (ارشاد), مفید, ج340/2.
(3) (اتفاق در مهدى موعود), سید اكبر قرشى62/ـ 111.
(4) (منتخب الائثر فى الائمام الثانى عشر), صافى گلپایگانى 372/, داورى, قم.
(5) (كتاب الغیبة), شیخ طوسى;248/ (بحار) ج51/52.
(6) (كتاب الغیبة), شیخ طوسى164/ .
دوشنبه 23/6/1388 - 13:26
دعا و زیارت
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
حضرت امام باقر علیه السلام وارد مسجد الحرام شد. گروهى از قریش كه آنجا بودند، چون آن حضرت را دیدند پرسیدند: این شخص كیست ؟
گفتند: پیشواى عراقیها (شیعیان ) است .
یكى از آنان گفت : خوب است كسى را بفرستیم تا از ایشان سؤ الى بكند. سپس جوانى از آنان خدمت امام علیه السلام آمد و پرسید:
- آقا! كدام گناه از همه بزرگتر است ؟
امام علیه السلام فرمود: شرابخوارى .
جوان برگشت و پاسخ حضرت را به رفقاى خود گزارش داد. بار دیگر او را فرستادند. جوان همین سوال را تكرار كرد. حضرت فرمود: مگر به تو نگفتم شرابخوارى ! زیرا شراب ، شرابخوار را به زنا، دزدى و آدم كشى وادار مى كند و باعث شرك و كفر به خدا مى گردد. شرابخوار كارهایى را انجام مى دهد كه از همه گناهان بزرگتر است .
جمعه 20/6/1388 - 15:36
شعر و قطعات ادبی
صاحب الامرى و منجى بشر مصلح كل
چهره بگشاى كه اوضاع جهان گشت وخیم
عهد كردى كه گشایى گره از مشكل ما
اى شه دادرس از یاد مبر عهد قدیم
پرچم نصر من اللّه بر افراز و بیا
كه به فرمان تو گردد همه عالم تسلیم
پرچم صلح و عدالت ز نو گردد بر پا
پایه دین و فضیلت ز تو باید تحكیم
جمعه 20/6/1388 - 15:34
دعا و زیارت
أی كه می خوانیدمرادرهرزمان باندای سیدی صاحب زمان
با خبر هستم من از احوالتان شاهدم بر ظاهرو پنهانتان
صاحب الامر همه عالم منم صاحب مال ومنال و جانتان
حرفها دارم بگویم با شما تا شود محكم دل وایمانتان
جای من خالیست درقلب شما چون عدو خیمه زده درجانتان
عرضه می گرددبه من حال شما پس نظاره می كنم در كارتان
چون ببینم نامه اعمالتان بس تاسف می خورم بر حالتان
می شوم شرمنده از كار شما از خدا خواهم فرج در كارتان
هان عزیزانم كدامین سو روید این منم چون كعبه آمالتان
قولتان با فعلتان همراه نیست بركدامین پایه است رفتارتان
امرما را پشت سر انداختید خانه شیطان شده ارواحتان
با زبان لاف غلامی میزنید درعمل دورید از مولایتان
عهدمی بندیدو بازش می كنید پس چرائسست است این پیمانتان
آیه های واضح قرآن منم پس چرا دورید ازقرآنتان
یوسف زهرا منم كو عاشقی؟ تا بجوید دل از بازارتان
دوست دارم گفتگو با من كنید می پسندم ناله های زارتان
شیعیانم من غریب و مضطرم یاد من رفته چرا ازیادتان
دم به دم گوئید آقا جانم بیا پس چرا اینگونه است كردارتان
درد دل گفتم ولی با این وجود شاد می گردم من از دیدارتان
منتظر باشید با اعمال خوب تا خداوند هم كند اكرامتان
یك زبان باشیدو فریادم كنید لطف وتائید خدا همراهتان
از خدا خواهید تعجیل فرج تا كه باز آیم شوم من یارتان
جمعه 20/6/1388 - 15:31