• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5932روز قبل
دعا و زیارت

دراین مدّت پانزده روز ، وزیرده تن از بزرگان علمای اهل سنّت كه در زمینه های تاریخی ، فقهی ، حدیثی ، اصولی و بحث و گفت وگو مورد اعتماد بودند را گرد آورد و ده تن از عالمان بزرگ شیعه را نیز جمع كرد .
این گردهمایی اولیّه درماه شعبان و در مدرسه نظامیّه بغداد صورت گرفت و طیّ این نشست بنا شد كه كنگره مورد نظر شاه بر اساس این پیش شرطها بر پا شود :
1)زمان گردهمایی و مباحث از صبح تا شامگاه ادامه یابد و جزهنگام نماز و صرف غذا واستحراحت،
وقفه ای در آن پیش نیاید .
2)گفت گوها و سخنرانی ها باید بر اساس مدارك و منابعی باشند كه مورد اعتماد هستند و كتاب هایی كه دارای اعتبار می باشند ، نه از روی شایعات و شنیده ها .

در روزی كه برای بر پایی این گردهمایی تعیین شده بود پادشاه و وزیرش و مسوولان نظامی و انتظامی جلوس كردند و عالمان سنّی در طرف راست شاه نشستند و عالمان شیعه نیز در سمت چپ او جلوس كردند و در ابتدای مراسم ، وزیر (( نظام الملك )) سخن خود را چنین آغاز كرد :
بسم الله الرحمن الرحیم ، پس از درود و سلام بر حضرت محمّد (ص) و خاندانش و نیز یاران با وفایش ؛ باید این گفت و گوها بدون غرض ورزی و سالم باشد و مقصود تمامی دراین گردهمایی دستیابی به حق باشد و به هیچ وجه بدگویی و دشنامی نسبت به صحابه رسول خدا (ص) روا نشود .
رئیس عالمان سنّی (به نام شیخ عبّاسی ) گفت : من نمی توانم با افراد مذهبی بحث كنم كه تمام صحابه را كافر می دانند .
رئیس عالمان شیعه (حسین بن علی علوی ) در پاسخ فرمود : مگر چه كسانی هستند كه تمام صحابه را كافر می دانند ؟!
عبّاسی گفت : شما شیعیان ، همان كسانی هستید كه تمام صحابه را كافر می دانید .
سیّد علوی فرمود : این حرفی است كه تو می زنی واقعیّت ندارد ؛ آیا علی (ع) ، عبّاس ، سلمان ، ابن عبّاس ، مقداد ، ابوذر و دیگران از صحابه نبودند و آیا می خواهی بگویی ما شیعیان ، ایشان را كافر می شماریم ؟!
عبّاسی گفت : مقصود من از تمام صحابه ،ابابكر و عمر و عثمان وپیروانش است .
علوی در پاسخ فرمود : خودت خودت را ردّ كردی ؛ مگر منطقیان ثابت نكرده اند كه نقیض موجبه جزئیّه ، سالبه كلیّه است ؟
تو یك بار می گویی : شیعه تمام صحابه را كافر می دانند ، و یك مرتبه دیگر ادّعا می كنی كه شیعیان ، بعضی از صحابه را كافر می دانند !
نظام الملك خواست تا سخنی بگوید كه علوی او را مهلت نداد و فرمود : ای وزیر بزرگ ! تا ما از پاسخ دادن ناتوان نشویم هیچ كس حق ندارد سخنی بگوید ؛ زیرا در این صورت بحث ما مخلوط می شود و سخن از مجرای اصلیش بیرون رفته و بدون نتیجه می ماند .
آن گاه جناب علوی فرمود : ای عبّاسی ! بدین سان آشكار شد كه ادّعای تو مبنی بر كافر دانستن تمام صحابه توسّط شیعیان ، دروغی محض است .
عبّاسی ازپاسخ گفتن ناتوان شد و رویش از شرمساری سرخ شد و سپس گفت : این بحث را واگذار ؛ لیكن همین قدر معلوم است كه شما شیعیان ابابكر و عمر و عثمان را دشنام می دهید .
علوی فرمود : برخی از شیعیان ، ایشان را دشنام می دهند و برخی نمی دهند .
عبّاسی گفت : تو از كدام دسته هستی ؟
علوی در پاسخ فرمود : من از كسانی هستم كه دشنام نمی دهم ، ولی بر این باورم هستم كه افرادی كه آنها دشنام داده وبدگویی می كنند دلیلی نیز دارند وبراساس حكم منطق به چنین باوری رسیده اند، و دشنام دادن این دسته از شیعیان به این سه نفر نه موجب كفر است ونه موجب فسق است وازگناهان صغیره نیزنیست.
عبّاسی گفت : ای پادشاه ! می بینی كه این مرد چه می گوید ؟!
علوی فرمود : ای عبّاسی ! این كه مسیر بحث را به سوی پادشاه ببری نوعی مغالطه است ؛ پادشاه ، ما را برای این احضار كرده است كه پیرامون دلیل های خود سخن بگوییم تا در پایان كار نیز حق معلوم شود و با توسّل به اسلحه و زور كسی كه حق را نپذیرد به پذیرش آن وادار كنند .
پادشاه گفت : گفتار علوی درست است ؛ ای عبّاسی ! پاسخ تو در ردّ این مدّعا چیست ؟
عبّاسی گفت : این واضح است هر كس به صحابه دشنام بدهد كافر است.
علوی گفت : این مطلب ممكن است نزد تو واضح باشد ولی برای من آشكار نیست .
به نظر تو چرا اگر كسی صحابه را از روی اجتهاد و دلیلی دشنام بدهد كافر است ؟
ازطرفی آیا توقبول نداری كسی را كه رسول خدا(ص) سبّ كند سزاوار نفرین است؟
عبّاسی گفت: چرا، این مطلب را باور دارم و اعتراف می كنم.
علوی فرمود: رسول خدا(ص) ابابكر و عمر را دشنام داد.
عبّاسی گفت:كجا ایشان رادشنام داده است؟ این دروغ بستن به رسول خدا(ص)است.
علوی فرمود : تاریخ نویسان سنّی بازگو كرده اند كه رسول خدا(ص) سپاهی را به فرماندهی اسامه آماده كرد و ابابكر و عمر را نیز جزو سپاهیان او قرار داد و فرمود:
خدا لعنت كند كسی را كه ازسپاه اسامه تخلّف و سرپیچی كند.
ولی ابابكر و عمر از آن سپاه تخلّف كردند؛ بدین سان، لعنت رسول خدا(ص) شامل ایشان شد و هركسی كه رسول خدا(ص) او را لعنت فرماید، برهر مسلمانی لازم و سزاوار است كه آن شخص را لعنت كند.
با این سخنان، عبّاسی سر به زیر افكند وچیزی نگفت.
پادشاه نیز رو به وزیر خود كرد وگفت : آیا آنچه علوی گفت صحّت دارد؟!
وزیر گفت: تاریخ نویسان(1) چنین گفته اند.
علوی ادامه داد : اگر سبّ ودشنام دادن به صحابه حرام و كفر است ، پس چرا معاویه بن ابی سفیان را كافر نمی دانید و حكم به فسق و فجورش نمی كنید ، با این كه او حضرت علی بن ابی طالب (ع) را تا چهل سال دشنام می داد و این دشنام ها تا هفتاد سال ادامه یافت!
پادشاه گفت : این سخن را وا گذارید ودر مورد موضوع دیگری سخن بگویید.
عبّاسی پرسید : یكی از بدعت های شما شیعیان آن است كه قرآن را قبول ندارید.
علوی فرمود : بلكه یكی ازبدعت های شما سنیّان این است كه قرآن را قبول ندارید ، و دلیل این ادّعای من آن است كه می گویید : ((قرآن را عثمان گردآوری كرد )) .
آیا می خواهید بگویید رسول خدا (ص) به قدر عثمان هم نمی دانست و اقدام به جمع آوری قرآن نكرد تا او بیاید و قرآن را گردآوری كند ؟
از طرفی ، چگونه ممكن است قرآن در زمان پیامبر (ص) گردآوری نشده باشد با آن كه آن حضرت به خویشان و یارانش دستور می داد قرآن را ختم كنند و از اوّل تا آخر قرائت كنند و می فرمود : هر كس قرآن را ختم كند فلان مقدار ثواب و پاداش دارد .
آیا می توان دستور به ختم قرآن داد در زمانی كه قرآن گردآوری نشده باشد ؟!
آیا تمام مسلمانان در گمراهی به سر می بردند و عثمان آنها را هدایت كرد ؟!


3)هر سخنرانی و گفت و گویی كه در این كنگره صورت بپذیرد باید نوشته شود .

 

ادامه دارد

يکشنبه 15/1/1389 - 23:21
دعا و زیارت
انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور در كلام معصومین علیهم السلام (5)
/* /*]]-->*/

(نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در كلام امام كاظم (ع))

 

همان طور كه در تبیین حقایق موجود در احادیث پیشین یاد آوری شد ، انقلاب اسلامی ایران به صورت های گوناگون در كلام پیامبر اسلام و امامان شیعه پیش بینی گردیده است و به مراحل و سرنوشت انقلاب و زمینه سازی آن برای ظهور حضرت مهدی علیه السلام اشاره شده است .اكنون با حدیثی از امام موسی بن جعفر علیهما السلام ، ابعاد دیگری از انقلاب اسلامی ایران نشان داده می شود .

ایوب بن یحیی الجندل ازامام كاظم علیه السلام چنین نقل كرده است: رجل من اهل قم یدعو الناس الی الحق ، یجتمع معه قوم كزبرالحدید ، لا تزلّهم الریاح العواصف ولا یملّّون من الحرب ولا یجبنون و علی الله یتوكلون و العاقبه للمتقین 1.مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت نموده و فرا می خواند ، بر گرد او مردمانی جمع می شوند و فراهم می آیند ، كه چونان پاره های آهن اند ، طوفان ها آنان را به لرزه نمی اندازند و از جنگ خسته نمی شوند و بزدلی نمی كنند و نمی ترسند و بر خدا توكل دارند و فرجام و پایان نیك از آن پرهیز كاران است .

در این حدیث شریف امام هفتم علیه السلام ((قیام و نهضت امام خمینی)) و ((ویژگی های انقلاب اسلامی ایران)) و ((امتیازات یاران راستین امام خمینی)) و ((سرنوشت انقلاب اسلامی ایران و پیوستگی آن به انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام)) تبیین گردیده است .  

 

(شواهد و مدارك ارتباط حدیث با نهضت امام خمینی )

 

برای پیوند و ارتباط این حدیث با نهضت امام خمینی شواهد و قرائن زیادی وجود دارد . در این جا ((ده شاهد)) برای این ارتباط ذكر می گردد . این دلایل ، تردیدها درباره ارتباط حدیث با امام خمینی را از بین می برد و واقعیت را نشان می دهد .

 

(سكونت نیم قرن در قم)

 

این حضور طولانی در قم برای قرار گرفتن ((امام خمینی)) در شمار ((اهل قم)) كافی است . قطعاًً از نظر عرف و شرع و فقه ، امام خمینی با پنج دهه اقامت در قم ، اهل قم شناخته میشوند .

 

(افتخار امام خمینی به قمی بودن)

 

امام خمینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سخنرانی خویش در10اسفند1357در روز ورود به قم ،خودشان را قمی دانسته و به قمی بودن خویش افتخار كرده و فرمودند : من از عواطف ملت ایران و از عواطف ((هم وطنی های))خودم ((قمی ها)) كه من قبلا گفته بودم از قم علم منشر می شود ،از قم قدرت منتشر می شود ،قم نمونه بود و من مفتخرم كه در قم هستم...2!

در فروردین 1357 نیز در سخنرانی دیگر خود ، قم را ((وطن)) خویش نامیده و فرمودند : من خوشحالم كه بعد از سالهای طولانی در میان شما رفقا ، جوانان هستم ...

 

(منطقه جغرافیایی قم در عصر حیات معصومین علیه السلام)

 

منظور از اهل قم در حدیث ، منطقه جغرافیایی قم در عصر حیات امام كاظم علیه السلام است كه خمین را هم شامل می گردیده است حسن بن محمد بن حسن قمی در قرن چهارم هجری قمری در ذكر حدود قم می نویسد : از برقی روایت است كه او گفت كه قم چهل فرسخ در چهل فرسخ است زیرا كه حدود آن بغایت از یكدیگر دورند و اقطار آن متفاوت اند و از دیگر شهرها با حوز آن گرفته اند و جمع كرده اند . برقی چنین گوید كه حداول قم از ناحیت همدان است تا میلاذجرد كه آن ساوه است و حد دوم آن از ناحیت ری تا جوسق داودبن عمران اشعری بدو فرسخ از دیرجص كه فرا پیش قم است ... حد سیم از ناحیت فراهان است آنجا كه ناحیت كرج است و گویند از آنجا كه جوسق دیزو آباد است از همدان ، و حد چهارم از ناحیت اصفاهان تاوادی كه  میان قریه درام و جرقام و میان قریه راندوست 3.روشن است كه قم با این گستردگی جغرافیایی چهل در چهل فرسخ خمین را فرا می گرفته است ، بنابراین زادگاه امام خمینی نیز منطقه قم خواهد بود و دیگر جای تردیدی نمی ماند . پژوهشگری دیگر درباره حدود جغرافیایی قم می گوید : وسعت شهرستان قم هفت هزار كیلومتر مربع است 4 . در هر صورت با تاكید بر شهرستان خمین زادگاه امام خمینی ، باز هم آغاز حدیث امام هفتم بر امام خمینی تطبیق می كند .

----------------------------------------------------------------

/* /*]]-->*/
  1. بحار الانوار الجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار علیهم السلام ، ج 60 ، ص 216 * سفینه البحار و مدینه الحكم و الاثار ، ج 2 ، ص 446 و نوشته شده بر روی جلدزر كوب ج 1 و 2 * محمد  ری شهری ، میزان الحكمه ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، چاپ اول ، 1403 ه ق – 1362 ه ش ، ج 1 ، ص 573 ، حدیث 2231 * محمد مهدی اشتهاردی، بابی گری و بهایی گری، ناصر، قم، چاپ دوم ، 1386، ص 24.    
  2. امام خمینی ، صحیفه نور، (مجموعه رهنمودهای امام خمینی) ، مركز مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی و وزارت ارشاد اسلامی و سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ، تهران، چاپ اول، 1361،ج 5، ص130.
  3. حسن بن محمد بن حسن قمی ، تاریخ قم ، (تالیف 378 ه ق) ، ترجمه حسن بن علی بن حسن بن عبد الملك قمی به فارسی در 805 ه ق، تصحیح و تحشیه جلال الدین طهرانی ، مطبعه مجلس، طهران، 1313 ه ش- 1353 ه ق ، ص26 .
  4. حسن كریمیان، قم را بشناسید جغرافیای شهرستان قم، اداره فرهنگ شهرستان قم، چاپ اول، 1328 ه ش ، ص 66*نورالدین موسوی خلخالی ، دارالایمان قم در سیاحت نامه ها ، زیر نظر محمود مرعشی، كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی ، قم ، چاپ اول، 1428 ه ق- 1386 ه ش – 2007 م، ص 58.
  5. ---------------------------------------------------------------
  6. نقل از : وبلاگ پرواز
دوشنبه 9/1/1389 - 16:19
دعا و زیارت

انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور در كلام معصومین علیهم السلام (4)

(فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در باره انقلاب یاران اهل بیت علیهم السلام)

 

نزدیك و شبیه به روایت قبل(در پست قبلی) را ابن ماجه قزوینی در كتاب حدیثی اش كه در صحاح سته اهل سنت قرار دارد و دیگران نقل كرده اند. علقمه از عبد الله نقل می كند : ما در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودیم، گروهی از جوانان بنی هاشم آمدند، زمانی كه پیامبر آنان را دید چشمانش پر از اشك ورنگش عوض شد پس به آن حضرت عرض كردیم : چه چیزی باعث ناراحتی شما گردید كه ما را ناراحت نمود ؟ پیامبر فرمود : انّا اهل بیت اختار الله انا الاّخره علی الدنیا و ان اهل بیتی سیلقون بعدی بلاء و تشریداً و تطریداً حتی یاتی قوم من قبل المشرق معهم رایاتٌ سود فیسألون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتی یدفعوها الی رجل من اهل بیتی فیملئوها قسطاً كما ملئوها ظلما فمن ادرك ذلك منكم فلیأتهم و لو خبواً علی الثلج فانه المهدی 1 . ما اهل بیتی هستیم كه خداوند برای ما آخرت را بردنیا برگزید ، اهل بیتم به زودی پس ازمن با بلاء وآوارگی و سرگردانی ورانده شدن روبه رو خواهند گردید تا آن كه قومی از مشرق با پرچم های سیاه می آیند و قیام می كنند، خیر را در خواست می كنند و می خواهند به آنان داده نمی شود (دوباره خیر را می خواهند و در راه رسیدن به آن) نبرد می كنند و یاری می شوند و پیروز می گردند پس آنچه در خواست كرده بودند به آنان داده می شود ولی نمی پذیرند و به آن اكتفا نمی كنند و پس از پیروزی حكومت تشكیل می دهند وآن حكومت سقوط نمی كند و به هیچ كس نمی دهند تا به مردی از اهل بیت من برسانند، او جهان را پر ازعدل و قسط می نماید همان طور كه دیگران جهان را پراز جور و ستم كرده اند پس هر كس از شما آنان را درك كرد باید با امام از اهل بیت من بیاید و به آنان بپیوندد حتی اگر با سینه خیز رفتن روی برف باشد،او مهدی است!

انقلاب اسلامی ایران پشتیبان و مدافع اسلام و مسلمانان به ویژه شیعیان و پیروان اهل بیت است كه موجبات شادی و سرور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امامان از اهل بیت به ویژه حضرت بقیه الله را فراهم نمود و به یاری خدای متعال تا ظهور امام زمان، جوان،زنده و پایدار خواهد ماند .

براساس پیش بینی پیامبر خدا،انقلاب اسلامی ایران زنده و پایدار خواهد ماند و به ظهور حضرت مهدی علیه السلام منتهی می شود . نظام جمهوری اسلامی علی رغم ریزش ها، با رویش های بزرگ و شگفت انگیز استوار و سربلند می ماند و جوانان مومن انقلابی با رهبری دینی و مذهبی و اطاعت از ولایت فقیه

زمینه سازان ظهورند و انقلاب اسلامی ایران به انقلاب جهانی مهدوی پیوند خواهد خورد .

 

(خیرهدف انقلاب)

 

اسلام برترین آیین در میان ادیان برای سعادت بشر است و قرآن به مسلمانان برای رستگاری چنین می فرماید :ولتكن منكم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون 2. باید در میان شما ، امتی باشند دعوت به خیر كنند و امر به معروف و نهی از منكر نمایند و آنان همان رستگارانند.

براساس متن این حدیث نبوی ، سوال و درخواست خیر و تلاش و كوشش برای رسیدن به خیرو حاكمیت خیر، هدف مقدس انقلاب اسلامی است . باید امت دعوت كننده به خیر در میان مسلمانان باشند تا با دعوت به خیر سرافراز، پیروز و رستگار گردند .

--------------------------------------------------------------

1. سننن ابن ماجه قزوینی ، ج 2 ، ص 1366 ، حدیث 4082 * سید بن طاووس ، الملاحم والفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل الله فرجه ، منشورات الرضی ، قم ، چاپ پنجم ، 1398 هق - 18978 م ، ص 52 و ص 162 * كنز العمال فی سنن الاقوال والافعال ، ج 14 ، ص 119 ؛ حدیث 38674 * ابوعبدالله محمد بن عبدالله الحاكم النیسابوری ، المستدرك غلی الصحیحین ، دارالمعرفه ، بیروت ، چاپ اول ، بی تا ، ج 5 ، ص 657 و ص 658.


2 . آل عمران ، آیه 104 .

-------------------------------------

نقل از : وبلاگ پرواز


دوشنبه 9/1/1389 - 16:16
دعا و زیارت
انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور در كلام معصومین علیهم السلام (3)

(فرموده امام محمد باقر (ع) درباره انقلاب اسلامی ایران)

درواقع صاحب اصلی انقلاب اسلامی ایران حضرت مهدی علیه السلام است و این انقلاب با امدادهای غیبی الهی و دعای خیر حضرت مهدی علیه السلام به پیروزی رسید و تا كنون پایدار مانده و ان شاءالله به بزرگترین انقلاب الهی تاریخ زندگانی بشر،انقلاب جهانی مهدوی متصّل خواهد شد. این حقیقت در احادیث امامان علیه السّلام پیش بینی گردیده است. ابو خالد كابلی گفته است امام باقر علیه السّلام فرمود : كانّی بقوم قد خرجوا بالمشرق ، یطلبون الحق فلا یعطونه ثم یطلبونه فلا یعطونه فاذا رأوا ذلك وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتی یقوموا و لا یدفعونها الّا الی صاحبكم قتلاهم شهداء اماانی لوادركت ذلك لأبقیت نفسی لصاحب هذا الامر1. گویا می بینم قومی در مشرق قیام می كنند، حق را طلب می نمایند پس به آنان داده نمی شود، سپس دوباره حق را طلب می كنند به آنان نمی دهند، وقتی كه آن وضع را می بینند سلاح ها و شمشیرهایشان را بر شانه هایشان می گذارند پس آنچه را می خواستند به آنان می دهند و دشمنان به خواسته های آنان تن می دهند ولی آنان قبول نمی كنند تا این كه بر می خیزند و قیام و انقلاب می كنند (و حكومت تشكیل می دهند ) آن چه را به دست می آورند جز به صاحب شما نمی دهند كشته های آنان شهیدند . هان آگاه باشید! اگر من آن زمان را درك كنم و زنده باشم خودم را برای صاحب این امر آماده می كنم و ابقا می نمایم .

 

(دلایل ارتباط حدیث با انقلاب اسلامی ایران)

 

از لحن اخبار و احادیث و متون قدیمی و شرایط و قراین به دست می آید كه ((مشرق)) به ((ایران)) گفته می شده است 2.

این ویژگی ها برمراحل نهضت امام خمینی و یاران ایشان تطبیق می كند و پیش بینی تاریخ انقلاب اسلامی ، كارنامه و سرنوشت آن است. قیام های 15 خرداد 1342 و 19 دی 1356 برای رسیدن به حق به رهبری امام خمینی انجام شد ولی رژیم كودتایی، وابسته، تحمیلی، بی كفایت و فاسد پهلوی مردم را سركوب و قتل عام كرد و به خواسته های حق آنان توجهی نشد سرانجام در سال 1357 عموم مردم با رهبری مذهبی و قدرت ملی و سلاح و زور به صحنه آمدند. رژیم سلطنتی پهلوی و شاه ایران محمد رضا پهلوی برای رهایی از سقوط و نابودی، تظاهر به پذیرش برخی از خواسته های مردم نمودند. زندانیان سیاسی آزاد شدند، تغییر نخست وزیران و كابینه ها و جا به جا یی مهره ها انجام شد، برخی وابستگان به دربار وسر سپرده گان به شاه همانند هویدا (نخست وزیر) و ارتشبد نصیری (رییس ساواك) دستگیر و زندانی شدند و شاه از رفتار خود اظهار پشیمانی و توبه كرد 3،اما مردم مومن انقلابی ایران در پرتو رهبری قاطع و سازش ناپذیر امام خمینی كوتاه نیامدند و دست از مبارزه با شاه برنداشتند تا در بهمن 1357 رژیم سلطنتی فرو پاشید و حكومت اسلامی تشكیل گردید .

به حكم این حدیث ((حكومت اسلامی)) كه بزرگترین دستاورد این انقلاب اسلامی است، شكست ناپذیراست هرگز نابود نمی شود و تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام برقرار و پایدار خواهد ماند و آن چه مردم مسلمان شیعه ایران با انقلاب اسلامی به دست آورده اند و می آورند به كسی جز صاحب شان امام زمان نخواهند داد و تربیت شدگان انقلاب اسلامی یاران حضرت مهدی علیه السلام خواهند بود .

این انقلاب اسلامی آن قدر با ارزش و مهم است كه امام باقر علیه السلام آرزوی زنده ماندن و حضور در صحنه انقلاب وهمكاری با رهبر حقیقی آن صاحب امرامام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نموده اند .

----------------------------------------------------------------------------

1. محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی معروف به ابن ابی زینب ، كتاب الغیبه ، موسسه الاعلمی للمطبوعات ، لبنان - بیروت ، چاپ اول ، 1403 ه ق - 1983 م ، ص 182 * بحاالانوار الجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار علیهم السلام ، ج 52 ، ص 243 * عبدالهادی فضلی ، فی انتظار الامام ، دار الزهراء للطباعه والنشر والتوزیع ، لبنان - بیروت ، چاپ دوم ، 1392 ه ق - 1972 م ، ص 145.
2. عرفان محمود ، نهضت امام خمینی زمینه ساز دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، ترجمه رحمت الله خالقی ، روزنامه جمهوری اسلامی ، سال سی ام ، شماره 8363 ، پنجشنبه 30 خرداد 1387 - 15 جمادی الثانی 1429 ، ص 8
3. ه موحد ، دو سال آخر رفرم ... تا انقلاب ، رخدادهای دی 55 تا بهمن 57 ، امیر كبیر ، تهران ، چاپ اول ، 1361 ، تمام كتاب * غلامرضا كرباسچی و بخش خاطرات بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران ، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی ، از 1339 تا 1357 ، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران ، قم ، چاپ اول ، 1371 ، دو جلد.

--------------------------------------------------

نقل از : وبلاگ پرواز

دوشنبه 9/1/1389 - 16:9
دعا و زیارت

انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور در كلام معصومین علیهم السلام

یك ویژگی بزرگ انقلاب اسلامی ایران((اتصال)) تاریخی به گذشته است.این انقلاب براساس مكاتب وارداتی و بشری پدید نیامد بلكه با اتصال به گذشته روی داد. تاریخ ملت ایران با آمدن اسلام به ایران دارای یك گذشته پرافتخار و سعادت بخش شده است كه برای همیشه می تواند بشریت را نجات دهد . بنابراین ورود اسلام به ایران در قرن اول هجری قمری زمینه ساز انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری قمری بوده است و انقلاب اسلامی ایران نیز زمینه ساز دولت جهانی حضرت مهدی علیه السلام می باشد . البته روح دینی و وجدان مذهبی ملت ایران با دین جامع، جاویدان و جهانی اسلام كاملاً سازگار بود ، از این رو به تدریج به اسلام راستین و جریان اصلی اسلام كه(( تشیّع)) است ایمان آورد و ((اسلام شیعی)) الهام بخش انقلاب اسلامی گردید ، ریشه ی اصلی انقلاب اسلامی ایران ، آمدن دین اسلام به ایران و گسترش تدریجی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم یعنی مذهب شیعه در ایران است .

پروفسور حامد الگار در این باره می گوید: در حقیقت یكی از مهم ترین عواملی كه انقلاب اسلامی ایران را متفاوت از سایر انقلابات و تحولات قرن حاضر می سازد ، ریشه های عمیقی است كه این انقلاب در گذشته تاریخی ایران دوانده است.

سر آغاز این میراث به ظهور اسلام در ایران در قرن هفتم میلادی باز می گردد و به اعتباری صریح تر و قاطع تر ، نقطه عطف واقعی جهت بررسی زمینه تاریخی انقلاب را در همان سالهای نخست قرن شانزدهم یعنی زمانی كه ایران به عنوان تنها كشور جهان اسلام اكثریت جمعیت آن به مكتب تشیع گرویدند می بایست جستجو كرد .(( اسلام ایران)) و ((تشیع ایران)) زیر بنای انقلاب اسلامی ایران است و شناخت انقلاب اسلامی ایران نیازمند پژوهش درباره اسلام و تشیع در ایران است . بهترین منبع برای تحلیل و بررسی گسترش اسلام و تشیع در ایران ، قرآن و حدیث است و ((اسلام)) و ((تشیع)) ملت ایران در متن سخنان رسول خدا و امامان پیش بینی شده و مورد ستایش قرار گرفته است.

پژوهشگران حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی با تأمل در احادیث مرتبط با ایران ، معجزه ی تاریخی پیامبر در پیش گویی اسلام پایدار ایران و دین و ایمان و علم ایرانیان را مشاهده خواهند نمود .

اسلام آوردن ایرانیان آگاهانه و داوطلبانه و آزادانه و با اختیار و تدریجی روی داد . هیچ چیز به اندازه فهم و شهور مردم در ایمان ایرانیان و گسترش اسلام در ایران نقش نداشت . بنابراین اسلام به زور به مردم ایران تحمیل نشد بلكه مردم ایران كه از ظلم پادشاهان و فساد دولت ظالم و آیین و رسوم فاسد و بی ارزش حاكم بر كشور خویش به شدت ناراضی بودند با میل ،رغبت، علاقه، اشتیاق، روحیه حق طلبی و عدالت خواهی به پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آوردند و با تفكر و تعقل و اراده خودشان دین اسلام را پذیرفتند . تغییر دین و مذهب ایران از آیین زرتشت به مذهب اسلام ، بیش از قدرت شمشیر مسلمانان ، با قدرت كلام پیروان پیامبر، جاذبه اسلام، سازگاری آن با روح ایرانی و با تحول فرهنگی روی داده است.استاد شهید مطهری1 وادواردبراون2 و دیگران3 همین واقعیت را یادآوری نموده اند .

-------------------------------------------------

1.مرتضی مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ جدید، 1362، ص76 تا ص89.

2.ادوارد گرانوئل براون، تاریخ ادبیات ایران ، ترجمه و تحشیه علی پاشا صالح، وزارت فرهنگ، تهران، 1358، ص299.

3.ناصرالدین صاحب الزمانی، دیباچه ای بر رهبری، انتشارات عطایی ،تهران، 1345، ص 255* عبدالحسین زرین كوب ، كارنامه اسلام، امیر كبیر، تهران، چاپ سیزدهم، 1387 ه ش،ص13 و ص14* عبدالحسین زرین كوب، بامداد اسلام، امیر كبیر، تهران، چاپ سیزدهم، 1385 ه ش، ص87تا ص98* حسین مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، سمت، تهران، چاپ اول،1381 ه ش،ص 35تا ص47 و ص123 تا ص130.

-----------------------------------------------

انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور در كلام معصومین علیهم السلام (2)
(بیش بینی انقلاب اسلامی ایران در فرمایش رسول خدا )

 

ایران و كشورهای اسلامی و جهان در پرتو دستاوردهای داخلی و خارجی انقلاب اسلامی ، با فرهنگ و مهدودیت آشنا شده و آمادگی بیشتری برای ظهور قائم آل محمّد علیهم السلام پیدا كرده اند.این حقیقت را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیش بینی نموده و در صدر اسلام از انقلاب اسلامی شرقی زمینه ساز ظهور حضرت مهدی علیه السّلام و سیطره و حكومت جهانی مهدوی خبر داده اند . پیامبر خدا درباره انقلاب اسلامی مهدوی یاوران فرموده اند : یخرج ناس من المشرق فیوطّئون للمهدی سلطانه 1 . مردمی از شرق قیام می كنند و برای سلطنت الهی حضرت مهدی علیه السّلام زمینه سازی می كنند .

قطعاً منظور از((مردم مشرقی)) مسلمانان ایران اند زیرا اگر چه اهل سنّت نیز اصل مهدویت را قبول دارند ، چون منشاء مهدویت سخنان پیامبر خداست واز ضروریات دین اسلام می باشد،امّا در جهان بشری،ایران كشور امام زمان علیه السلام است و تنها كشوری است كه مردم آن بیش ازهر جای دیگر به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ارادت دارند وعشق می ورزند و پیوسته برای تعجیل درظهورش دعا و تلاش می نمایند . بنابراین در این حدیث شریف كه شیعه و سنّی هردواز پیامبر خدا نقل كرده اند پیدایش انقلاب اسلامی و زمینه سازی برای حاكمیت حضرت مهدی علیه السلام بر جهان و پایداری انقلاب اسلامی تا انقلاب جهانی مهدوی تبیین گردیده است. مومنان ایرانی با شنیدن متن این حدیث نبوی و فهم و محتوا و پیام های آن،با دلگرمی و تلاش و ایمان بیشتر در راه تداوم انقلاب اسلامی و پاسداری ازآن و حفاظت از دولت اسلامی تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام و برقراری حكومت و دولت اسلامی جهانی مهدوی گام برمی دارند .

فراموشی وظایف ملّی مهم و بزرگ تاریخی برای نگهبانی از نظام و حكومت اسلامی شیعی ایران و كوتاهی در حفاظت از دستاوردهای شگفت انگیز داخلی و خارجی انقلاب اسلامی،در واقع فراموشی انتظار فرج است.
-------------------------------------------------------------

1. بحار الانوار الجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار علیهم السلام ، ج51 ، ص87 * كنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال ، ج14 ، ص118 ، حدیث 38653 * حافظ ابی عبدالله محمدبن یزید قزوینی ، سنن ، تحقیق محمد فواد عبدالباقی ، دارالفكر ، لبنان - بیروت ، چاپ اول ، بی تا ، ج2 ، ص1368 ، حدیث88 40 * ابولحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح اربلی ، كشف الغمه فی معرفه الائمه علیهم السلام ، دارالكتاب اسلامی ، لبنان - بیروت ، چاپ اول ، 1401 ه ق - 1981 م ، ج3 ، ص 267 * شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی ، ینابیع الموده لذوی القربی ، تحقیق سید علی جمال اشرف حسینی ، دارالسوه للطباعه والنشر ، تهران ، چاپ اول ، 1416 ه ق ، ج3 ، ص 266 * ابی عبدالله محمدبن یوسف بن محمد القرشی الكنجی الشافعی ، البیان فی اخبارالصاحب الزمان ، موسسه الاعلمی للمطبوعات ، لبنان - بیروت ، چاپ چهارم ، 1397 ه ق - 1977 م ، ص 14 و ص 15.

-----------------------------------------------

 نقل از: وبلاگ پرواز

 

دوشنبه 9/1/1389 - 16:5
دعا و زیارت
بسم الله الرحمن الرحیم
این است راه حق
یا كنگره عالمان بغداد داستانی است بر اساس واقعیت به نقل از تاریخ شناس نامی مقاتل بن عطیّه داماد نظام الملك طوسی وزیرملك شاه سلجوقی واین ترجمه توسط موسسه ترجمه اسلامی انجام شده.
این داستان در مورد مناظره ای بین اهل سنت وشیعه است كه مقدمات آن بدستور ملك شاه سلجوقی فراهم آمد ودر حضور وی انجام شد این داستان تا كنون باعث هدایت گروه زیادی شده و پاسخ سوالات زیادی را نیز در خود دارد.
داستان ازاین قرار است كه ملك شاه مردی متعصّب وخودكامه و بی تدبیرنبود كه با تعصّب و كوركورانه ازنیاكان خویش پیروی و تقلید كند ، بلكه جوانی پژوهشگر وموفّق ونیز دوست دار دانش و دانش پژوهان بود ؛ البتّه با وجود این حالات ، بسیار به دنبال خوش گذرانی و شكار نیز بود .
از سویی وزیرش نظام الملك مردی حكیم ، اهل فضل ، وارسته از دنیا ، پر اراده ، دوست دار كارهای نیك وافراد اهل خیر و در جستجوی واقعیّت ها بود و خاندان پیامبر(ص) را نیز بسیار دوست می داشت. وی مدرسه نظامیّه را در بغداد بنیان نهاد و برای دانش پژوهان نیز حقوقی ماهانه مقرّّّّّّّر كرد . وی فقیران و مسكینان را مورد محبّت خویش قرار می داد .
یك بار یكی از علمای بزرگ به نام حسین بن علی علوی(ره)كه از دانشمندان و عا لمان بسیار بزرگ شیعه بود- نزد ملك شاه رفته و پس از بازگشت او از نزد شاه ، یكی از درباریان او را مسخره كرد .
پادشاه پرسید : چراه او را مسخره كردی ؟
گفت : پادشاها ! مگر نمی دانی او از كافرانی است كه خداوند بر ایشان خشمگین شده و مورد لعنتشان قرار داده است ؟!
شاه با تعجّب فراوان گفت : چرا ؟ مگر مسلمان نیست ؟!
آن شخص پاسخ داد : نه ! هرگز ؛ واقعیّت آن است كه او یكی از شیعیان است.
پادشاه گفت : شیعه یعنی چه ؟ آیا شیعیان یكی از فرقه های مسلمان نیستند ؟!
آن فرد پاسخ گفت : نه ! هرگز ؛ واقعیّت آن است كه شیعیان ، ابابكر و عمر و عثمان را خلیفه و جانشین پیامبر (ص) نمی شناسند .
شاه پرسید : آیا مسلمانی وجود دارد كه این سه تن را خلیفه نداند ؟
گفت : آری ! تنها همین شیعیان چنین نظری دارند .
شاه گفت : با وجودی كه شیعیان ، این صحابه را خلیفه نمی دانند ، پس چرا مردم به ایشان مسلمان می گو یند ؟!
گفت : به همین جهت من عرض كردم كه این مرد از كافران است ....
شاه به فكر فرو رفت و سپس گفت : باید وزیرمان نظام الملك را حاضركنیم تا ببینیم واقعیّت از چه قراراست .
شاه وزیر خود نظام الملك را فرا خواند و در مورد شیعیان از وی پرسید كه آیا مسلمانند ؟
وزیردر پاسخ گفت : سنیّان در این مورد اختلاف دارند ؛ برخی شیعیان را مسلمان می دانند ، از آنجا كه به یگانگی خدا شهادت داده وحضرت محمّد (ص) را پیامبر می دانند و نماز روزه به جای می آورند ؛ برخی از سنیّان شیعیان را كافر می نامند .
پادشاه پرسید : شیعیان چند نفرهستند ؟
وزیر گفت : تعدادشان را نمی دانم ولی نزدیك به نیمی از مسلمانان ، شیعه هستند .
پادشاه گفت : آیا نیمی از مسلمانان كافرند ؟!
وزیرگفت : برخی از عالمان ایشان را كافر می پندارند ولی من ایشان را كافر نمی دانم .
شاه گفت : ای وزیر! آیا می توانی عالمان شیعه و سنّی راگردآوری تا ببینم وافعیّت از چه قرار است ؟
وزیر پاسخ داد : این كار بسیار دشواری است و من برای شاه و مملكت می ترسم .
شاه گفت : چرا ؟!
وزیر جواب داد : چون قضیّه شیعه و سنّی یك جریان ساده نیست ، بلكه قضیّه حقّ و باطل است كه خون های فراوانی بر سر آن ریخته شده است ، و كتابخانه های فراوانی به جهت آن سوزانده اند ، و زنانی به اسارت رفته و كتاب ها و دایره المعارف های گوناگون دراین مورد نوشته شده و جنگ های خو نینی در گرفته است ؟!
پادشاه جوان از این موضوع در شگفت شد و پس از درنگ و اندیشه گفت : ای وزیر ! تو خوب می دانی كه خداوند این حكومت پهناور را به ما بخشیده است و لشكریانی مجهّز در اختیارمان گزارده است ؛ پس باید این نعمت های پروردگارمان را سپاس گوییم .
سپاس گزاری ما به این است كه حقیقت را بیابیم و گمراهان را به راه مستقیم رهنمون شویم . باید یكی از این دو طایفه (شیعه و سنیّان ) بر حق بوده و دیگری باطل باشد ؛ پس وظیفه داریم كه حق را پیدا كرده و پیروی كنیم و باطل را شناخته و آن را وابگذاریم .
وقتی این گردهمایی را تشكیل دادی و عالمان شیعه و سنّی را حاضر كردی نیروهای امنیّتی و نیز نویسندگان دولتی و دیگركارگزاران نظام را نیز حاضرمی كنیم و اگردیدیم كه حق با سنیّان است ، به زور متوسّل می شویم و شیعیان را نیز مجبور به سنّّّی شدن می كنیم .
وزیر گفت : اگر شیعیان نپذیرفتند كه داخل در مذهب سنیّان شوند چه كار می كنی ؟!
شاه جوان پاسخ داد : آنان را می كشیم .
وزیر گفت : آیا می توان نیمی از مسلمانان را به قتل رسانید ؟
شاه گفت : پس چاره این كار چیست ؟
وزیر گفت : این است كه این كار را واگذاری .
گفت وگو و بحث بین شاه و وزیر حكیم و دانای او پایان گرفت ، ولی شاه جوان در آن شب به فكر فرو رفت و با حال اضطراب شب را به صبح رسانید و چشم بر هم ننهاد .
فردا صبح (( نظام الملك )) را فرا خواند و گفت : نظرت را پسندیدم ؛ ما عالمان سنّی و شیعه را دعوت می كنیم و به مباحثات و مناقشات آنان گوش فرا می دهیم و پی می بریم كه حق با كدام طرف است ؛ و اگر حق با سنیّان بود شیعیان را با حكمت و پند شایسته دعوت به حق می كنیم و با ثروت و مقام آنان را به سوی خود جذب می كنیم ، همان گونه كه رسول خدا (ص) با كافران رفتار كرد تا دل هایشان را به سوی اسلام بیاورد ، و با این كار خدمت بزرگی به اسلام و مسلمانان می كنیم .
وزیر گفت :این نظر پسندیده ای است ، لیكن من از این گردهمایی در هراس هستم .
پادشاه پرسید :ترس برای چه ؟
وزیر پاسخ داد : می ترسم كه شیعیان پیروز شده و دلیل هایشان بر ما چیره شود و مردم به شكّ و شبهه گرفتار شوند.
شاه گفت : مگر این امكان دارد كه شیعیان پیروز شوند؟!
وزیر گفت:آری ! زیرا شیعه دلیل های محكم و برهان های برّان از قرآن و احادیث شریف بر درستی مذهب خویش دارند و عقایدشان را اثبات می كنند .
پادشاه با پاسخ وزیرش قانع نشد و گفت : باید عالمان هر دو طایفه را احضار كنیم تا حق برای ما آشكار گردد و حق را از باطل تشخیص بدهیم .
بالاخره وزیر یك ماه فرصت خواست ، لیكن پادشاه جوان نپذیرفت ... ولی در آخر كار ، پانزده روز به وزیر مهلت داد .

دوشنبه 9/1/1389 - 15:50
دانستنی های علمی
 بخدا سوگند هرگز چون فرومایگان دست بیعت بشما ندهم وچون بندگان فرمان شما را گردن ننهم.
پنج شنبه 25/5/1386 - 5:15
دانستنی های علمی
امام خمینی(ره):سید الشهداء واصحاب واهل بیت او آموختند تکلیف را ؛ فداکاری درمیدان و تبلیغ درخارج از میدان
پنج شنبه 25/5/1386 - 4:18
دانستنی های علمی

پنج شنبه 25/5/1386 - 4:10
خانواده

پنج شنبه 28/4/1386 - 7:52
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته