• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6485روز قبل
دانستنی های علمی
شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با انعطاف پذیری دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین ، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها» میزان شیوع اختلال شخصیت شیوع در جمعیت کلی میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (0.5 تا 2.5 درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (1 تا 10 درصد) اعلام شده است. شیوع در بین دو جنس در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس تفاوت های معنی‌دار دیده می شود برای نمونه در حالی که طبق برآوردهاا صداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است اختلال مرزی نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان (گاهی 2 برابر مردان) است.
جمعه 19/7/1387 - 19:34
دانستنی های علمی
شخصیت یعنی « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است. بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد. اختلال شخصیت چیست؟ آیا تابحال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده ، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟ آیا از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی افراد انواع مختلف «خال کوبی» را روی پوست خود دارند؟ چرا بعضی افراد برای خود بعضی افراد برای خود ، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند بصورتی که در شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

پنج شنبه 18/7/1387 - 15:16
دعا و زیارت

                      روایت جامع نبوی درباره آخرالزمان

ما در این مقاله ، ابتدا مفهوم نشانه­های ظهور را بیان می­كنیم و سپس به بیان و توضیح برخی از این نشانه­ها بر اساس روایت­های مختلف می­پردازیم :

همان گونه كه غیبت امام عصر (عج) به دو بخش غیبت صغری و غیبت كبری تقسیم می شود ،‌ ظهورشان نیز به دو بخش یعنی ظهور اصغر و ظهور اكبر (فجر مقدس) قابل تقسیم است .

غیبت صغری تا حدی موضوع غیبت را برای شیعیان جا انداخت و آن ها را از لحاظ ذهنی و فكری برای پذیرش و تحمل غیبت كبری آماده كرد . در مورد ظهور نیز همین امر وجود دارد كه باعث می شود مردم ظهور مقدس و بزرگ حضرت مهدی‌(عج) را درك كرده و خود را برای آن ، آماده كنند .

در عصر ظهور اصغر ، هر چند شیعیان توفیق زیارت حضرت مهدی (عج) را نمی یابند ، امّا حوادثی را مشاهده می كنند كه این حوادث مقدمات ظهور اكبر به شمار می آید . این حوادث كه در آخر الزمان اتفاق می افتد ، نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) نامیده می شود . در مورد نشانه­های ظهور ، احادیث و روایاتی وجود دارد كه ویژگی این عصر مهم و در عین حال سخت را به نحوی زیبا به تصویر می­كشد.

روایت جامع نبوی در توصیف آخر­الزمان :

یكی از بهترین روایاتی كه در توصیف ویژگی­های آخر­الزمان و عصر ظهور بیان شده است ، حدیثی از پیامبر اكرم (ص) در حج وداع كه از ابن عباس نقل شده است و به این قرار است :

در حج وداع با رسول خدا مشغول انجام مناسك بودیم كه حضرت ، حلقه در كعبه را گرفتند و رو به ما كردند و فرمودند : آیا می خواهید شما را از نشانه­ها و حوادث پیش از قیامت خبردار كنم؟

سلمان كه از همه به ایشان نزدیك تر بودند‌ ، گفت : بله یا رسول الله !

ایشان فرمودند : از جمله آن نشانه­ها ، تباه كردن نماز ، تبعیت از شهوت­ها ، متمایل شدن به هواهای نفسانی ، تكریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال پرستان و فروختن آخرت به قیمت دنیاست . در این زمان است كه قلب

مؤمن همانندد نمك در آب حل می­شود ، زیرا منكرات و زشتی­ها را می­بیند ولی قدرت تغییر دادن آن­ها را ندارد.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

-        سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! به دنبال آن حاكمان و امیران ستمگر و فاسق و كارگزاران و كارشناسان ستمكار پیدا می­شود و مردم به آن خیانتكاران اعتماد می­كنند.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

    -  سلمان ! قسم به آن كه جانم در قبضه قدرت اوست ، آری ! در آن زمان است كه منكرات و انحرافات ، معروف و خوب و اعمال پسندیده ، منكر و ناپسند شمرده می­شود . شخص خائن ، معتمد و شخص امانت دار ، خائن نامیده می­شود . مردم دروغگو را تأیید و راستگو را طرد می­كنند .

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

   -  سلمان ! قسم به آن كه جانم در دستانش است ، آری ! در آن زمان است كه زنان فرمانروا می­شوند و سروری می­یابند . با زنان و كنیزكان مشورت می­گردد و كودكان ، بر منبرها می­نشینند و هر چیزی نهایتاً به دروغ ختم می­شود . زكات و فیء كه حقّ عمومی و همگانی است ، غنیمت و بهره شخصی شمرده می­شود . شخص به والدینش ستم و در عین حال به دوستش خدمت و نیكی می­كند و آن­جاست كه ستاره گنهكاری طلوع می­كند.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

    - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! در چنینی شرایطی است كه مرد با همسرش در تجارت شریك می­شود ، خوی و عادت­های شخصی و باطل زیاد شده و خوبی­ها به شدت كم می­شود . بازارها به هم نزدیك می­شوند و یكی می­گوید كه چیزی نفروختم و دیگری می­گوید كه سودی نبردم و چیزی جز شكایت كردن از خدا دیده نمی­شود.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

   - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! در آن زمان است كه چیزی از مشرق و چیزی از مغرب می­آید و امّت مرا رنگارنگ می­كند . چه بیچاره اند كسانی كه به خاطر آنان ضعیف می­شوند و وای بر این افراد كه خدا برای آن­ها چه مهیا كرده است ! نه به كوچك تر ها رحم می­كنند و نه به بزرگ تر ها احترام می­گذارند . از خطاكاران و گنهكاران در امان نیستند ، بدن­هایشان ، بدن انسان امّا قلب­هایشان ، قلب شیطان است. 

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم به دست اوست ، آری ! در آن زمان مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان (برای ارضای شهوات) مشغول می­شوند.همان گونه كه اهل خانه به دختران خانه خود احساس غیرت می­كنند ،  غریبه­ها نسبت به پسركان جوان غیور می­گردند و آن­ها را ناموس خود می­شمارند . مردان به زنان و زنان به مردان شبیه می­شوند و زنان بر زین­ها سوار می­گردند (و می­تازند) كه لعنت من به چنین زنان مسلمانی باد !

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! در آن زمان است كه مساجد را همانند كلیساها تزیین  و قرآن­ها را طلاكاری و زینت می­كنند . مناره­ها بلند و خطوط دسته­ها زیاد می­شوند امّا قلب­هایشان نسبت به هم متنفر و در زبان­هایشان ، اختلاف نمایان است.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! در آن زمان مردان و پسران امتم برای زینت از طلا استفاده می­كنند و حریر و دیبا و ابریشم می­پوشند و با بیگانگان متحد می­شوند.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! در چنین زمانی است كه ربا ، علنی می­شود و با

اجناس ممتاز ، رشوه می­دهند . دین رها می­شود و مقام و منزلت دنیا در نظر مردم رفیع می­گردد.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! هر چند به خدا ضرری نمی­رسانند و تنها به خود ظلم می­كنند ، امّا طلاق زیاد شده و حقوق و قصاص اجرا نمی­شود.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! زنان ، آوازه خوان می­شوند و آلات موسیقی جلوه می­یابند و به دنبال آن اشرار امتم پیدا می­شوند .

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! در آن زمان ، ثروتمندان امتم برای تفریح و سیاحت ، افراد عادی برای تجارت و كسب درآمد و فقرا برای ریا و خودنمایی ، به حج و عمره می­روند . جمعیتی پیدا می­شود كه تفكر و تدبر آن­ها برای اغراض غیر الهی و برای غیر خداست . زنازادگان زیاد شده و قرآن را با آواز و غنا می­خوانند و به خاطر دنیا بر سر هم می­ریزند و با هم درگیر می­­شوند.

سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟

  - سلمان ! قسم به آن كه جانم به دست اوست ، آری ! در آن زمان به محارم تجاوز می­شود و به دنبال گناه می­روند ، اشرار و بدان بر خوبان مسلط می­شوند . دروغ علنی می­شود و لجاجت نمایان می­گردد . بیچارگی­ها نمایان می­شود ، با لباس­ها به هم فخر می­فروشند و به آن مباهات می­كنند و ظرف­های ناشایست را پر می­كنند . نرد و شطرنج و آلات موسیقی ، مورد پسند مردم واقع می­شوند. امر به معروف و نهی از منكر را انكار می­كنند ، به گونه­ای كه مؤمن خوارتر از كنیز می­گردد . همدستی میان زاهدنماها و قاریان بدكردار نمایان می­شود . این افراد ، همان كسانی هستند كه در آسمان­ها ، آن­ها را پلیدان ناپاك می­خوانند ... (بشارت الاسلام ص 25)

پیامبر اكرم (ص) با این حدیث شیوا ، گوشه­ای از ویژگی­ها و اتفاقاتی كه در عصر ما اتفاق می­فتد را در بیش از

هزار و چهارصد سال پیش بیان كرده­اند ؛ امّا این تنها گوشه­ای از این رویدادها است .

بسیاری از پیشگویی­های پیامبر اكرم (ص) و ائمه معصوم (علیهم السلام) در مورد آخرالزمان به وقوع پیوسته است كه می توان به ظهور علم در شهر قم اشاره كرد.

حدیثی زیبا از امام صادق (ع) پیرامون زمان ظهور حضرت امام عصر (عج) موجود است كه ایشان می­فرمایند : زمانی كه مردم در صحرای عرفات ایستاده­اند ، سواری كه بر شتری تیزپا نشسته است ، آن­ها را از مرگ خلیفه خبردار می­كند و با مرگ او فرج آل محمد (ص) به همه مردم می­رسد . (بحارالانوار ج 52 ص 240)

ابوبصیر می­گوید : از امام صادق (ع) شنیدم كه می فرمودند : كسی كه مرگ عبدالله را برای من ضمانت كند ، من هم ظهور قائم را برای او ضمانت می­كنم . سپس فرمودند : وقتی عبدالله بمیرد مردم پس از او با كسی متحد نشوند . ان شاءالله این جریان بدون آمدن امامتان آرام نمی­شود و حكومت و سلطنت سالانه و طولانی مدت از بین می­رود و مدت سلطنت­های پادشاهان به ماه و روز نمی­كشد .

آنگاه ابوبصر می­گوید كه از امام صادق (ع) پرسیدم : آیا این دوران طول می­كشد ؟

ایشان فرمودند : هرگز !  (بحارالانوار ج 52 ص 210)

این حدیث كه زمان ظهور را به صورت واضحی بیان می­كند ، برای چندمین بار ، مسئله­ی ظهور قائم آل محمد (ص) را به عنوان مسئله ای واقعی و حتمی معرفی می­كند .

ما در شماره بعدی ، در مورد اتفاقات و جنگ های خونین شش ماه پیش از ظهور حضرت حجت (عج) و همچنین نداهای آسمانی و شیطانی و حمله سفیانی و علات­های مخصوص سال ظهور مطالب جالب­تری را ارائه خواهیم نمود.

                                                                                                حنان كماری علایی

 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه 1/5/1387 - 14:10
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته