روایت جامع نبوی درباره آخرالزمان
ما در این مقاله ، ابتدا مفهوم نشانههای ظهور را بیان میكنیم و سپس به بیان
و توضیح برخی از این نشانهها بر اساس روایتهای مختلف میپردازیم :
همان گونه كه غیبت امام عصر (عج) به دو بخش غیبت صغری و غیبت كبری تقسیم می
شود ، ظهورشان نیز به دو بخش یعنی ظهور اصغر و ظهور اكبر (فجر مقدس) قابل تقسیم
است .
غیبت صغری تا حدی موضوع غیبت را برای شیعیان جا انداخت و آن ها را از لحاظ
ذهنی و فكری برای پذیرش و تحمل غیبت كبری آماده كرد . در مورد ظهور نیز همین امر وجود
دارد كه باعث می شود مردم ظهور مقدس و بزرگ حضرت مهدی(عج) را درك كرده و خود را
برای آن ، آماده كنند .
در عصر ظهور اصغر ، هر چند شیعیان توفیق زیارت حضرت مهدی (عج) را نمی یابند ،
امّا حوادثی را مشاهده می كنند كه این حوادث مقدمات ظهور اكبر به شمار می آید .
این حوادث كه در آخر الزمان اتفاق می افتد ، نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) نامیده
می شود . در مورد نشانههای ظهور ، احادیث و روایاتی وجود دارد كه ویژگی این عصر
مهم و در عین حال سخت را به نحوی زیبا به تصویر میكشد.
روایت جامع نبوی در توصیف آخرالزمان :
یكی از بهترین روایاتی كه در توصیف ویژگیهای آخرالزمان و عصر ظهور بیان شده
است ، حدیثی از پیامبر اكرم (ص) در حج وداع كه از ابن عباس نقل شده است و به این
قرار است :
در حج وداع با رسول خدا مشغول انجام مناسك بودیم كه حضرت ، حلقه در كعبه را
گرفتند و رو به ما كردند و فرمودند : آیا می خواهید شما را از نشانهها و حوادث
پیش از قیامت خبردار كنم؟
سلمان كه از همه به ایشان نزدیك تر بودند ، گفت : بله یا رسول الله !
ایشان فرمودند : از جمله آن نشانهها ، تباه كردن نماز ، تبعیت از شهوتها ،
متمایل شدن به هواهای نفسانی ، تكریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال پرستان و فروختن
آخرت به قیمت دنیاست . در این زمان است كه قلب
مؤمن همانندد نمك در آب حل میشود ، زیرا منكرات و زشتیها را میبیند ولی
قدرت تغییر دادن آنها را ندارد.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
-
سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست اوست ، آری ! به دنبال آن حاكمان و امیران
ستمگر و فاسق و كارگزاران و كارشناسان ستمكار پیدا میشود و مردم به آن خیانتكاران
اعتماد میكنند.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در قبضه قدرت اوست ،
آری ! در آن زمان است كه منكرات و انحرافات ، معروف و خوب و اعمال پسندیده ، منكر
و ناپسند شمرده میشود . شخص خائن ، معتمد و شخص امانت دار ، خائن نامیده میشود .
مردم دروغگو را تأیید و راستگو را طرد میكنند .
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
-
سلمان ! قسم به آن كه جانم در دستانش است ، آری ! در آن زمان است كه زنان
فرمانروا میشوند و سروری مییابند . با زنان و كنیزكان مشورت میگردد و كودكان ،
بر منبرها مینشینند و هر چیزی نهایتاً به دروغ ختم میشود . زكات و فیء كه حقّ
عمومی و همگانی است ، غنیمت و بهره شخصی شمرده میشود . شخص به والدینش ستم و در
عین حال به دوستش خدمت و نیكی میكند و آنجاست كه ستاره گنهكاری طلوع میكند.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در
دست اوست ، آری ! در چنینی شرایطی است كه مرد با همسرش در تجارت شریك میشود ، خوی
و عادتهای شخصی و باطل زیاد شده و خوبیها به شدت كم میشود . بازارها به هم
نزدیك میشوند و یكی میگوید كه چیزی نفروختم و دیگری میگوید كه سودی نبردم و
چیزی جز شكایت كردن از خدا دیده نمیشود.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! در آن زمان است كه چیزی از مشرق و چیزی از مغرب میآید و امّت مرا
رنگارنگ میكند . چه بیچاره اند كسانی كه به خاطر آنان ضعیف میشوند و وای بر این
افراد كه خدا برای آنها چه مهیا كرده است ! نه به كوچك تر ها رحم میكنند و نه به
بزرگ تر ها احترام میگذارند . از خطاكاران و گنهكاران در امان نیستند ، بدنهایشان
، بدن انسان امّا قلبهایشان ، قلب شیطان است.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم به دست
اوست ، آری ! در آن زمان مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان (برای ارضای
شهوات) مشغول میشوند.همان گونه كه اهل خانه به دختران خانه خود احساس غیرت میكنند
، غریبهها نسبت به پسركان جوان غیور میگردند
و آنها را ناموس خود میشمارند . مردان به زنان و زنان به مردان شبیه میشوند و
زنان بر زینها سوار میگردند (و میتازند) كه لعنت من به چنین زنان مسلمانی باد !
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! در آن زمان است كه مساجد را همانند كلیساها تزیین و قرآنها را طلاكاری و زینت میكنند . منارهها
بلند و خطوط دستهها زیاد میشوند امّا قلبهایشان نسبت به هم متنفر و در زبانهایشان
، اختلاف نمایان است.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! در آن زمان مردان و پسران امتم برای زینت از طلا استفاده میكنند و
حریر و دیبا و ابریشم میپوشند و با بیگانگان متحد میشوند.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! در چنین زمانی است كه ربا ، علنی میشود و با
اجناس ممتاز ، رشوه میدهند . دین رها میشود و مقام و منزلت دنیا در نظر مردم
رفیع میگردد.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! هر چند به خدا ضرری نمیرسانند و تنها به خود ظلم میكنند ، امّا
طلاق زیاد شده و حقوق و قصاص اجرا نمیشود.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! زنان ، آوازه خوان میشوند و آلات موسیقی جلوه مییابند و به دنبال
آن اشرار امتم پیدا میشوند .
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم در دست
اوست ، آری ! در آن زمان ، ثروتمندان امتم برای تفریح و سیاحت ، افراد عادی برای
تجارت و كسب درآمد و فقرا برای ریا و خودنمایی ، به حج و عمره میروند . جمعیتی
پیدا میشود كه تفكر و تدبر آنها برای اغراض غیر الهی و برای غیر خداست .
زنازادگان زیاد شده و قرآن را با آواز و غنا میخوانند و به خاطر دنیا بر سر هم میریزند
و با هم درگیر میشوند.
سلمان پرسید : آیا واقعاً چنین است ؟
- سلمان ! قسم به آن كه جانم به دست
اوست ، آری ! در آن زمان به محارم تجاوز میشود و به دنبال گناه میروند ، اشرار و
بدان بر خوبان مسلط میشوند . دروغ علنی میشود و لجاجت نمایان میگردد . بیچارگیها
نمایان میشود ، با لباسها به هم فخر میفروشند و به آن مباهات میكنند و ظرفهای
ناشایست را پر میكنند . نرد و شطرنج و آلات موسیقی ، مورد پسند مردم واقع میشوند.
امر به معروف و نهی از منكر را انكار میكنند ، به گونهای كه مؤمن خوارتر از كنیز
میگردد . همدستی میان زاهدنماها و قاریان بدكردار نمایان میشود . این افراد ،
همان كسانی هستند كه در آسمانها ، آنها را پلیدان ناپاك میخوانند ... (بشارت
الاسلام ص 25)
پیامبر اكرم (ص) با این حدیث شیوا ، گوشهای از ویژگیها و اتفاقاتی كه در عصر
ما اتفاق میفتد را در بیش از
هزار و چهارصد سال پیش بیان كردهاند ؛ امّا این تنها گوشهای از این رویدادها
است .
بسیاری از پیشگوییهای پیامبر اكرم (ص) و ائمه معصوم (علیهم السلام) در مورد
آخرالزمان به وقوع پیوسته است كه می توان به ظهور علم در شهر قم اشاره كرد.
حدیثی زیبا از امام صادق (ع) پیرامون زمان ظهور حضرت امام عصر (عج) موجود است
كه ایشان میفرمایند : زمانی كه مردم در صحرای عرفات ایستادهاند ، سواری كه بر
شتری تیزپا نشسته است ، آنها را از مرگ خلیفه خبردار میكند و با مرگ او فرج آل
محمد (ص) به همه مردم میرسد . (بحارالانوار ج 52 ص 240)
ابوبصیر میگوید : از امام صادق (ع) شنیدم كه می فرمودند : كسی كه مرگ عبدالله
را برای من ضمانت كند ، من هم ظهور قائم را برای او ضمانت میكنم . سپس فرمودند :
وقتی عبدالله بمیرد مردم پس از او با كسی متحد نشوند . ان شاءالله این جریان بدون
آمدن امامتان آرام نمیشود و حكومت و سلطنت سالانه و طولانی مدت از بین میرود و
مدت سلطنتهای پادشاهان به ماه و روز نمیكشد .
آنگاه ابوبصر میگوید كه از امام صادق (ع) پرسیدم : آیا این دوران طول میكشد
؟
ایشان فرمودند : هرگز ! (بحارالانوار
ج 52 ص 210)
این حدیث كه زمان ظهور را به صورت واضحی بیان میكند ، برای چندمین بار ،
مسئلهی ظهور قائم آل محمد (ص) را به عنوان مسئله ای واقعی و حتمی معرفی میكند .
ما در شماره بعدی ، در مورد اتفاقات و جنگ های خونین شش ماه پیش از ظهور حضرت
حجت (عج) و همچنین نداهای آسمانی و شیطانی و حمله سفیانی و علاتهای مخصوص سال
ظهور مطالب جالبتری را ارائه خواهیم نمود.
حنان
كماری علایی