• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6328روز قبل
شعر و قطعات ادبی

اشک

آن یک غمی از دل به پا خواسته----------وز شعله عشق جگرش سوخته

خواست که اندوه دل همه بیرون برد----------لیک دید آن همه اش یکی بیشتر نبود

تا که بر چشم برسد جانش سوخت----------هر دم خود را بر در و دیواری کوفت

چون که بر چشم برسید شوریده و سر گشته بشد------خود را رهانید از دل و از چشم ازاده بشد

خود را به خاک پای  معشوق انداخت----------تا مبادا گردی و غباری از زمین خواست

وز حرارت ان قطره اشک خاکش زنده بشد------- لیک ان همه شور و حرارت را برنتابید و دیوانه بشد 

عاشق دل معشوق با این گریه و اشک ها میازار----که تو را با این همه عشق و عاشقی ها چه کار

   صنما به زندگی عاشقی نباید کردن----------زیرا که عاشق را زندگی نتوان کردن

 

شعر از محمد امین تک روستا

 

دوشنبه 26/12/1387 - 12:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته