صله رحم
وَصِلوا اَرحامَكُمْ.
از سفارشات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در به جا آوردن صله رحم است.
آیات و روایات متعدّدى در موضوع صله رحم و پیوند با اقوام از ائمه اطهار(علیهم السلام) رسیده و براى این عمل الهى فواید بسیارى بیان شده است كه به نمونه هایى از این آیات و روایات اشاره مى كنیم:
(الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الاَْرْضِ أُوْلئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ);[1] فاسقان كسانى هستند كه پیمان خدا را پس از آن كه محكم ساختند، مى شكنند و پیوندهایى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، قطع مى نمایند و در زمین فساد مى كنند; اینها زیانكاران اند.
لازم به یادآورى است كه قطع این پیوندها كه فاسقان انجام مى دهند، شامل پیوندهاى اجتماعى، خویشاوندى و پیوند با رهبران الهى مى شود.
(وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ );[2] عاقلان كسانى هستند كه آنچه را خدا امر به پیوند آن كرده است، اطاعت مى كنند و از خدا مى ترسند و از بدىِ حساب (در روز قیامت) هراسان اند.
در روایات نسبت به صله رحم با خویشاوندان تأكید بسیارى شده است و در مقابل قطع رحم و بریدن رابطه با ارحام شدیداً مورد مذمّت واقع شده و از این عمل نهى كرده است.
1. اهمیّت صله رحم،عَنْ اَبى عَبْدالله(علیه السلام): اِنَّ رَجُلا أتَى النَّبى(صلى الله علیه وآله) فَقال: یا رَسوُل الله! أهْلُ بَیْتى اَبَوا اِلاّ توثّباً عَلَىَّ وَ قَطیعة لى وَ شَتیمة، فأرفضهم؟ قال: اِذاً یَرْفضكم الله جَمیعاً، قالَ: فَكَیْفَ أصْنَع؟ قالَ: تَصِلِ مَن قَطَعَكَ وَ تُعْطى مَن حَرَمَك وَ تَعْفُو عَمَنّ ظَلَمَك، فَاِنّك إذا فَعَلْتَ ذلِك كانَ لَكَ مِنَ اللهِ عَلَیْهِم ظَهیرٌ; مردى نزد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! همه افراد فامیلم بر من هجوم آورده و رابطه خود را با من قطع نمودند و به بنده ناسزا مى گویند; آیا من آنان را رهاكنم؟ پیامبر فرمود: اگر چنین كنى، خداوند همه شما را رها مى كند. مرد گفت: پس چه كنم. پیامبر فرمود: هر كه از تو برید، تو به او بپیوند، و هر كه تو را محروم كرد، تو به او عطا كن، و هر كه به تو ستم نمود، تو عفو كن، كه اگر چنین كردى، خداوند تو را بر آنان یارى مى دهد.
2. قطع رحم، موجب قطع رحمت الهى است،جاءَ رَجُلٌ فَشَكا اِلى اَبى عَبْدالله(علیه السلام) أقارِبَهُ، فَقالَ لَهُ: اَكْظِمْ غَیْظَكَ وَافْعَلْ، فَقال: إنَّهُمْ یَفْعَلوُنَ وَ یَفْعَلوُنَ، فَقالَ: أتُریدُ أنْ تَكوُنَ مِثْلَهُمْ فَلا ینْظُرَ الله اِلَیْكُمْ;[3] شخصى به حضور امام صادق(علیه السلام) آمد، و از بى مهرى بستگانش شكایت كرد. امام(علیه السلام) فرمود: خشمت را فرو نشان. آن شخص گفت: آنها هر چه بخواهند انجام مى دهند. ]من آرام باشم[! امام فرمود: آیا مى خواهى مانند آنها باشى و در نتیجه خداوند نظر رحمتش را از تو برگرداند.
3. فواید صله رحم،قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله علیه وآله): صِلَة الرَّحِمِ تَعْمِرُ الدِّیار وَ تَزیدُ فِى الاَْعْمار;[4]پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: پیوند با خویشاوندان، شهرها را آباد مى سازد و بر عمرها مى افزاید.
4. سفارش به صله رحم،قالَ الصّادِق(علیه السلام): صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بَشْرَبة مِنْ ماء وَ اَفْضَلُ ما یُوصَلُ بِهِ الرَّحِم كَفُّ الاَْذى عَنْها;[5] امام صادق(علیه السلام)فرمود: با خویشان خود پیوند داشته باش، ولو با جرعه اى از آب و بهترین راه براى خدمت به آنان این است كه از تو آزارى نبینند.
5. مذمّت قاطع رحم،قالَ السَّجّاد(علیه السلام): اِیّاكَ وَ مُصاحِبَةُ الْقاطِع لِرَحِمِه فَاِنّى وَجَدْتَهُ مَلْعوُناً فى كِتابِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فى ثَلاثَةِ مَواضِعَ...;[6] امام سجاد(علیه السلام) فرمود: بپرهیز از معاشرت با كسى كه قطع رحم كرده است، چرا كه من در سه آیه از قرآن دیدم كه قاطِع رحم لعن شده است {سوره بقره، آیه 27; سوره رعد، آیه 23; سوره محمد، آیه 22}.
6. زیان قطع رحم،قالَ الصّادَق(علیه السلام): لا یَجِدُ رَیح الجَنَّةِ عاقٌ وَ لا قاطِعُ رَحِم;[7] امام صادق(علیه السلام) فرمود: نمى چشد بوى بهشت را كسى كه عاق والدین است و هم چنین كسى كه قطع رحم مى كند.
[1]. بقره (2)، آیه 27.
[2]. رعد (13)، آیه 20.
[3]. اصول كافى، ج 2، باب قطعیة الرحم، ص 347، ح 5.
[4]. سفینة البحار، ج 1، ص 514، ماده رحم.
[5]. سفینة البحار، ج 1، ص 514، ماده رحم.
[6]. سفینة البحار، ص 516، ماده رحم.
[7]. سفینة البحار، ج 1، ص 516، ماده رحم.
پرسش و پاسخ راجع به فلسفه و حكمتهای حجّ بین امام سجاد(ع) و شبلیبا اینكه حجّ در حقیقت یك كلاس تربیتی، دینی، اخلاقی، فلسفی و ملكوتی است، همة اینها را در ضمن یك داستان شیرین قرار میدهیم.شخصی به نام شبلی، از شخصیّتهای معروف، كه در رشتة عرفان شهرت بسزائی داشته، و در عصر حضرت سجّاد (ع) بوده، هنگامی كه آن بزرگوار از یكی از سفرهای حجّ مراجعت میفرمودند، شبلی به استقبال حضرت شتافت، و سپس پرسش و پاسخهائی راجع به فلسفه و حكمتهای حجّ بین امام (ع) و شبلی ردّو بدل شد.امام (ع) سؤال كرد: راستی شبلی! تو به حج رفتهای؟شبلی عرض كرد: بلی قربانت گردم.امام (ع): آیا به میقات فرود آمدی و لباسهای دوختة خویش را از تن بدر كردی و غسل نمودی؟شبلی پاسخ داد: آری.امام (ع): آنگاه كه به میقات درآمدی نیّت كردی كه لباس معصیت و نافرمانی را از تن در آورده، جامة طاعت و فرمانبرداری خداوند را به جای آن پوشیدی؟شبلی: نه.امام (ع): هنگامی كه لباسهای دوخته را درآوردی، آیا نیّت كردی كه خود را از ریا و دورویی و ورود در شبههها، برهنه و دور سازی؟شبلی: نه.امام (ع): به هنگام غسل كردن، نیّت كردی كه خود را از اشتباهات و گناهان شستشو دهی؟شبلی: نه.امام (ع): [پس تو در حقیقت] نه به میقات درآمدهای و نه لباسهای دوخته را از تن كندهای و نه غسل كردهای!سپس از او میپرسند: آیا خود را تمیز كردی و احرام پوشیدی و پیمان حجّ بستی؟شبلی: آری.امام (ع): آیا این نیّت را داشتی كه خود را با نور توبة خالص پاكیزه میسازی؟شبلی: نه.امام (ع): به هنگام محرم شدن، نیِت كردی كه هر چه را خداوند بر تو روا نداشته بر خود حرام بداری؟شبلی: نه.امام (ع): به هنگام بستن پیمان حجّ، آیا قصد آن كردی كه هر پیمان غیر الهی را گشودهای (رها كردهای)؟شبلی: نه.امام (ع): نه احرام بستهای، نه پاكیزه شدهای و نه نیِت حجّ كردهای!آنگاه چنین پرسید: آیا به میقات داخل شدی و دو ركعت نماز احرام بجای آوردی و لبیك گفتی؟شبلی: آری.امام (ع): به هنگام خواندن دو ركعت نماز (طواف) نیّت آن داشتی كه به بهترین كارها و بزرگترین نیكیهای بندگان (كه همان نماز است)، خود را به خدا نزدیك میكنی؟شبلی: نه.امام (ع): آنگاه كه لبیك گفتی، نیّت آن كردی كه بر هر چه فرمانبرداری محض خداونداست سخن میگویی و از هر نافرمانی و معصیتی سكوت میكنی؟شبلی: نه.امام (ع): نه در میقات داخل شدهای، نه نماز گزاردهای و نه لبّیك گفتهای!و باز پرسید: آیا به حرم داخل شدی و كعبه را دیدی و نماز خواندی؟شبلی: آری.امام (ع): به هنگام ورود به حرم نیّت آن كردی كه غیبت و بدگوئی هر مسلمانی از جامعه اسلامی را بر خود حرام میكنی؟شبلی: نه.امام (ع): به هنگام رسیدن به مكه نیّت كردی كه فقط خدا را میخواهی [و میجویی] ؟شبلی: نه.امام (ع):پس نه به حرم وارد شدهای و نه كعبه را دیدهای و نه نمازگزاردهای!و ادامه داد: گرداگرد خانة خدا طواف كردی؟ و اركان خانه را لمس نمودی؟ و سعی انجام دادی.شبلی: آری.امام (ع): به هنگام سعی نیّت آن داشتی كه (از شرّ شیطان نفس) یبه خدا پناه میبری و او كه آگاه به پنهانهاست، نسبت به این مسئله داناست؟شبلی: نه.امام (ع): پس نه طواف خانه كردهای، نه اركان را لمس نمودهای و نه سعی به جا آوردهای!سپس فرمود: آیا با حجرالاسود دست دادی، كنار مقام ابراهیم ایستادی و دو ركعت نماز خواندی؟شبلی: آری.در این هنگام امام ناراحت شد، سپس فرمود: آه، آه ... كسی كه با حجرالاسود دست داده مصافحه كند، در حقیقت با خداوند متعال دست داده است پس ای نادار ناتوان بنگر و بیندیش و پاداش آنچه را حرمت قائل شده و بزرگ داشتهای، ضایع مگردان و همچون معصیت كاران، دستی كه به خدا دادی (و پیمانی كه با خدا بستی) نگسل و نشكن.
منبع:مستدرك الوسائل، ج10، ص166.